این پرسشنامه استاندارد از نوع فایل ورد و به همراه تمامی اطلاعات مربوط به نمره گذاری، تفسیر، روایی و پایایی و … در قالب جداول زیبا و آماده تکثیر ارائه گردیده است. پس از پرداخت موفق می توانید به صورت آنلاین اقدام به دانلود فایل مربوطه بپردازید.
هدف: ارزیابی میزان همنوایی اجتماعی دانشجویان با هنجارهای اجتماعی از ابعاد مختلف (همنوایی عمومی، نظم دانشگاهی، هنجارهای پوششی)
تعداد سوال: 16
تعداد بعد: 3
شیوه نمره گذاری: دارد
تفسیر نتایج: دارد
روایی و پایایی: دارد
منبع: دارد
نوع فایل: Word 2007
همین الان دانلود کنید
قیمت: فقط 3900 تومان

افراد در زندگی اجتماعی روزمرۀ خود خواسته یا ناخواسته کارهای بسیاری را انجام میدهند که در راستای قوانین اجتماعیاند؛ درواقع، اعضای جامعه آنها را بهمنزلۀ هنجاری اجتماعی پذیرفتهاند. وجدان بشری یا افراد جامعه بیشتر هنجارها را تعریف میکنند؛ این تعریف با هدف زندگی اجتماعی آرامتر و مرفهتر صورت میپذیرد. در مقابل، مردم جامعه هرگونه کجروی و ناهنجاری و ناهمنوایی با آن را مانع رفاه و آرامش زندگی اجتماعی خود میدانند و آن را نمیپذیرند. خانواده اولین پنجرۀ ارتباطی فرد با جهان خارج است و بهطور معمول نخستین تجربههای اجتماعی افراد در خانواده اتفاق میافتد. به این ترتیب خانواده مهمترین واحد انتقالدهندۀ ارزشها و هنجارها به افراد است و نیازها و خواستههای جامعه را به آنها میآموزد و این شناخت، آنها را به گزینش شیوۀ رفتاری معین و باورکردن شخصیتشان رهنمون میکند. ارتباط انسانها اساس شکلگیری جامعۀ انسانی به معنای واقعی است (ساروخانی، 1381: 21). همانگونه که امیل دورکیم با تأکید زیاد خاطر نشان کرده است، همبستگی و انسجام گروهی و اجتماعی، در جریان فرایند جامعهپذیری صورت میگیرد (ریوتورت، 1380: 94-93). هنجارها راهنمای همۀ فعالیتهای انسان در جامعهاند و تعیین میکنند فرد در شرایط گوناگون چه رفتاری را باید یا نباید داشته باشد. کژرفتاری پدیدهای است که به طریقی با انتظارهای مشترک اعضای یک جامعه سازگاری ندارد و بیشتر افراد آن را ناپسند و نادرست میدانند. جامعه افرادی را که با ارزشها و هنجارها هماهنگ و همساز باشند، «سازگار» یا «همنوا» و کسانی را که برخلاف آنها رفتار کنند، «ناسازگار» یا «ناهمنوا» میخواند؛ درواقع، کسانی که با هنجارهای جامعه همنوا هستند، «بهنجار» شمرده میشوند و آنان که همنوایی ندارند، «نابهنجار» نام میگیرند (ستوده، 1389: 35).
نبودن همنوایی اجتماعی یا تأثیر متغیرهای تأثیرگذار در کاهش آن، عامل عمده در شکلگیری روند فرار از نظم و ترتیبات عام اجتماعی است. افراد هرقدر نسبت به مشترکات فرهنگی و آرمانی خود همبسته و در برابر ارزشهای همهخواهانه تسلیم باشند، تعهد و پایبندیشان در رعایت هنجارها و قواعد زندگی جمعی بیشتر خواهد بود. بنا به نظر چلبی، «وجود میزانی از نظم اجتماعی برای هر جامعهای ضروری و لازم به نظر میرسد که ابراز این نظم همان همنوایی اجتماعی است» (کفاشی و همکاران، 1389: 117). ناهنجاریهای رفتاری ازجمله عواملیاند که بهتدریج نظم اجتماعی را مختل میکنند؛ بنابراین، بررسی و شناخت علل ناهنجاری در هر اجتماعی میتواند در تصحیح روند جامعهپذیری و نظم اجتماعی مؤثر باشد (نانوای، 1386: 119). انزوا و جامعهگریزی حالتی است که فرد احساس میکند با ارزشها و هنجارهای جامعه بیگانه شده است؛ یعنی شخص احساس میکند با کسی یا جمعی ارتباط ندارد (ستوده، 1389: 77). در صورتی که دلبستگی به افراد و نهادهای اجتماعی یکی از شیوههایی است که فرد خود را ازطریق آن به جامعه پیوند میدهد. ضعف چنین پیوندهایی موجب میشود فرد خود را در ارتکاب کژرفتاری آزاد بداند (ستوده، 1389). مهمترین سرمایۀ هر جامعه نیروی انسانی آن جامعه است و از میان آن، نیروهای جوان ازجمله دانشجویان از قشرهای بسیار مهم و یکی از منابع هنجارفرست تلقی میشوند. مسیرهای پژوهش و ارتقا و پیشرفت جوامع با پویایی و شادابی این قشر مهم فراهم میشود و اگر زمینهها و بسترهای لازم فراهم نشود، یک بیماری و مسئلۀ مهم اجتماعی به نام «بیگانگی اجتماعی» سبب آسیبپذیری آن خواهد شد. «ازنظر هربرت بلومر، یک مسئلۀ اجتماعی در جامعه وجود آشکار پیدا نخواهد کرد مگر آنکه بهمنظور تداوم حیات اجتماعی آن جامعه، تصمیم به شناسایی آن مسئله گرفته شود» (بخارایی، 1393: 59).
رواج احساس آنومی میان افراد جامعه موجب ازکارافتادن معیارها و هنجارهای همگانی و بهدنبال آن رشد و گسترش فردگرایی غیراخلاقی میشود. بروز مشاجرهها و درگیرهای افراد در حوزههای فردی و غیرفردی میتواند ناشی از رنگباختن معیارهای اخلاقی، قواعد ازکارافتاده و قاعدهگریزی افراد جامعه باشد؛ اینها ویژگیهای جامعهای است که در آن هنجارها تضعیف شدهاند. پدیداری چنین پنداشتی در ذهنیت افراد جامعه بر کنشهای آنان نیز تأثیر میگذارد. فردی که احساس آنومی دارد، اطراف خود را پرآشوب میبیند، هیچ ضابطه و قاعدهای را برنمیتابد، در نظرش هنجارها تنظیمکنندۀ رفتار، مبهم و ناکارآمدند، به خزیدن در کنج انزوا تمایل دارد و نسبت به جامعۀ خودش بیاعتماد است. به قول هابرماس تشدید چنین احساسی در جامعه بین افراد سبب انسداد کنش ارتباطی و عقیمماندۀ حوزۀ عمومی میشود (طالبی و همکاران، 1394: 53-52).