پرسشنامه بررسی رابطه عملکرد زنجیره تامین با کاهش ریسک تامین کنندگان در زنجیره تامین
اندازه گیری عملکرد زنجیره تامین می تواند به عنوان رویکردی برای ارزیابی عملکرد سیستم زنجیره تامین تعریف می شود. سنجش عملکرد زنجیره تامین می تواند به دو دسته تقسیم شود:
معیارهای کیفی: برای مثال، رضایت مشتری و کیفیت محصول.
معیارهای کمی: به عنوان مثال، زمان تحویل سفارش، زمان پاسخ زنجیره تامین، انعطاف پذیری، استفاده از منابع، عملکرد تحویل.
در اینجا، ما درباره سنجش عملکرد کمی، بحث می کنیم. عملکرد زنجیره تامین، به چگونگی پاسخگویی یک شرکت به تقاضای مشتری با استفاده از استراتژی های چند بعدی می پردازد.
اقدامات کمی
اغلب معیارهای اندازه گیری عملکرد ممکن است تا حدودی مشابه یکدیگر باشند، اما هدف هر بخش بسیار متفاوت از دیگری است.
معیارهای کمی، ارزیابی هایی است که برای اندازه گیری عملکرد استفاده می شود و عملکرد یا محصولات را مقایسه یا پیگیری می کند. ما می توانیم معیارهای کمی عملکرد زنجیره تامین را به دو نوع تقسیم کنیم:
معیارهای غیر مالی
معیارهای مالی
معیارهای غیر مالی
معیارهای غیرمالی عبارتند از زمان چرخه، سطح خدمات مشتری، سطح موجودی، توانایی استفاده از منابع، انعطاف پذیری و کیفیت. در این بخش، ما چهار معیاراول را مورد بحث قرار خواهیم داد:
زمان چرخه
زمان چرخه اغلب، لید تایم نامیده می شود. برای زنجیره های عرضه، زمان چرخه می تواند به عنوان فرآیندهای مورد علاقه درکسب و کار، فرآیند زنجیره تامین و فرآیند سفارش تا تحویل تعریف شود. در زمان چرخه، ما باید دو نوع لید تایم را یاد بگیریم. آنها به شرح زیر هستند:
لید تایم زنجیره تامین
لید تایم سفارش تا تحویل
لید تایم سفارش تا تحویل، می تواند به عنوان زمان تاخیر سفارش مشتری و تحویل محصولات به مشتری تعریف می شود. در صورتی که کالا در انبار باشد، همان لید تایم توزیع و زمان مدیریت سفارش است. اگر مورد سفارش شده باید تولید شود، می تواند شامل مجموع لید تایم تامین کننده، لید تایم تولید، لید تایم توزیع و زمان مدیریت سفارش باشد.
رهبری زمان فرآیند زنجیره تامین می تواند به عنوان زمان صرف شده توسط زنجیره تامین برای تبدیل مواد خام به محصولات نهایی و زمان مورد نیاز برای رسیدن محصولات به مقصد مشتری تعریف شود.
از این رو لید تایم تامین کننده، شامل لید تایم تولید، لید تایم توزیع و لید تایم لجستیک برای انتقال مواد خام از تامین کنندگان به کارخانه و انتقال محصولات نیمه تمام یا نهایی به مشتریان نهایی است.
سطح خدمات مشتریان
سطح خدمات مشتری در یک زنجیره تأمین به عنوان عملیاتی از شاخص های عملکرد چندگانه مشخص شده است. در اینجا ما سه معیار برای سنجش عملکرد را بیان می کنیم:
نرخ پر کردن سفارش- نرخ پر کردن سفارش بخشی از تقاضای مشتری است که می تواند به راحتی از موجودی در دسترس مهیا شود. نرخ پر کردن سفارش می تواند در رابطه با یک انبار مرکزی در هر سطح در سیستم باشد.
نرخ انباشتگی: نرخ انباشتگی، معکوس نرخ پر کردن سفارش است و میزان سفارش از دست رفته را مشخص می کند.
سطح برگشت سفارش-: معیار دیگری برای اندازه گیری است، که به معنی اندازه گیری تعداد کل سفارشاتی است در انتظار پر شدن است.
احتمال تحویل به موقع: بخشی از سفارشات مشتری است که به موقع تکمیل می شود، یعنی در مدت زمان تعیین شده و توافق شده کالا تحویل داده می شود.
برای به حداکثر رساندن سطح خدمات مشتری، باید میزان سفارش به حداکثر، و نرخ انباشتگی و سطوح برگشت سفارش به حداقل برسد.
سطوح موجودی
هزینه حمل و نقل موجودی، هزینه های کل را به میزان قابل توجهی افزایش می دهد، لازم است که موجودی کافی برای برآوردن تقاضای مشتری داشته باشید. در سیستم زنجیره تامین، موجودی ها را می توان به چهار دسته تقسیم کرد.
مواد خام
فرآیند کاری، یعنی بخش های ناتمام و نیمه تمام
موجودی کالاهای آماده
قطعات یدکی
هر موجودی به دلیل خاصی نگهداری می شود. لازم است که سطوح مطلوب هر نوع موجودی حفظ شود. از این رو اندازه گیری سطح موجودی واقعی بهتر از کارایی سیستم می باشد.
بهره برداری از منابع
در شبکه زنجیره تامین، انواع مختلفی از منابع مورد استفاده قرار می گیرند. این منابع مختلف موجود برای برنامه های مختلف در زیر ذکر شده است.
منابع تولیدی: شامل ماشین آلات، مواد، ابزار و غیره
منابع ذخیره سازی: شامل انبارها، سیستم های ذخیره سازی خودکار و بازیابی است.
منابع لجستیک: حمل و نقل کامیون، حمل و نقل ریلی، حمل و نقل هوایی و غیره
منابع انسانی: متشکل از کارگران، کارکنان علمی و فنی.
منابع مالی: شامل سرمایه، سهام و غیره
در پارادایم استفاده از منابع، شعار اصلی این است که استفاده از تمام دارایی ها یا منابع به طور موثر به منظور به حداکثر رساندن سطح خدمات به مشتریان، کاهش لید تایم و بهینه سازی سطوح موجودی می باشد..
اقدامات مالی
معیارهای ارزیابی هزینه های ثابت و عملیاتی مربوط به یک زنجیره تأمین، به عنوان معیارهای مالی تعریف می شود. در نهایت، هدف کلیدی افزایش درآمد با کاهش هزینه های زنجیره تامین است.
به دلیل موجودی، حمل و نقل، تسهیلات، عملیات، فن آوری، مواد و نیروی کار، افزایش قیمت وجود دارد. به طور کلی، عملکرد مالی یک زنجیره تامین با توجه به موارد زیر بررسی می شود:
هزینه مواد خام
درآمد حاصل از کالاهای فروخته شده
هزینه های مبتنی بر فعالیت مانند بارگیری مواد، ساخت، میزان ساخت و ساز و غیره
هزینه نگهداری موجودی
هزینه ی حمل و نقل.
هزینه کالاهای فاسد شده یا منقضی شده.
جریمه برای سفارشات نادرست و یا تاخیر در تحویل به مشتریان.
اعتبارات برای تحویل ناقص تامین کنندگان.
هزینه کالاهای برگشتی توسط مشتریان.
اعتبارات برای کالاهای برگشتی به تامین کنندگان
به طور خلاصه می توان گفت که شاخص های عملکرد مالی را می توان به عنوان یکی از ماژول های کلیدی مانند هزینه های فعالیت، هزینه های موجودی، هزینه های حمل و نقل و معاملات مالی بین شرکت ترکیب کرد.