این پرسشنامه استاندارد از نوع فایل ورد و به همراه تمامی اطلاعات مربوط به نمره گذاری، تفسیر، و … در قالب جداول زیبا و آماده تکثیر ارائه گردیده است. پس از پرداخت موفق می توانید به صورت آنلاین اقدام به دانلود فایل مربوطه بپردازید.
هدف: ارزیابی میزان تمایل به بزهکاری دانش آموزان از ابعاد مختلف (تخریب اموال، قلدری و خشونت، سرقت، تخلفات منزلتی، مصرف مواد)
تعداد سوال: 17
تعداد بعد: 5
شیوه نمره گذاری: دارد
تفسیر نتایج: دارد
روایی و پایایی: دارد
منبع: دارد
نوع فایل: Word 2007
همین الان دانلود کنید
قیمت: فقط 2900 تومان

و عوامل موثر در بزهكاریعلت بروز بزهكاری معمولاً علت واحدی نیست، بلكه همیشه چندین علت دست به دست یكدیگر داده و باعث بروز بزه در افراد می شوند. علل مهمی كه می توان نسبت به سایر عوامل اساسی تر تشخیص داد شامل عوامل اجتماعی ، اقتصادی ، روابط والدین و نوجوان می شود.عوامل اجتماعی : جامعه شناسان به عوامل مستقیم و غیر مستقیم محیط و تراكم جمعیت ، وضع سكونت ، آلودگی هوا و … توجه كرده اند. نقش شرایط اجتماعی و تعارضاتی كه در چارچوب آن به وقوع می پیوندد، انكارناپذیر است . به همین دلیل نه می توان بزهكاری را تنها بر اساس عوامل اجتماعی بررسی كرد و نه یافته های مستقل این زمینه قبلی همواره هماهنگ است .بررسی ها نشان می دهد وقتی كه در جامعه ای ثبات و پایداری اجتماعی وجود نداشته باشد، جامعه در شرایط دشواری چون شورش ، جنگ یا انقلاب باشد و یا پاره ای شرایط غیر عادی و ناسازگاری عمومی در جامعه رواج داشته باشد، میزان بزهكاری رو به افزایش می گذارد. و به عكس ، هر قدر جامعه به سوی پایداری سوق داده شود، میزان بزهكاری كاهش می یابد.طبقه اقتصادی : فقر یكی از عوامل مهم از انواع انحرافات از جمله دزدی و انحراف جنسی در مردم ، به ویژه اطفال و نوجوانان است . فقر بی گمان به وجود آورنده سختی ها و ناملایماتی است كه اگر نتوان با آنها مبارزه كرد، خواه ناخواه انسان را به زانو در می آورد. بیشتر محرومیتها وبرآورده نشدن تمایلات كه موجب عدم اطمینان اجتماعی می شود، ناشی از عامل فقر است و نمی توان آن را نادیده گرفت . بیكاری ، كمبود مواد غذایی و پوشاك ، بی سوادی و عقب افتادگی ، جهل و خرافات ، عدم بهداشت كافی و انواع بیماریهای روحی و جسمی و حتی در سطح جهانی ، جنگها و خونریزی ها، ریشه در نیازهای مادی و ترس از فقر دارد. فقدان مسكن ، زندگی در زاغه ها، سوء تغذیه و بهداشت ناكافی نیز كه با فقر، ارتباط دارند، از عوامل مهم بزهكاری به شمار می آیند.
روابط والدین و نوجوان : احتمال می رود مهم ترین عامل مؤثر در بزهكاری ، روش تربیتی نادرست یا اختلال در شبكه ارتباطی خانواده باشد. تقریباً تمام پژوهشها نشان داده اند والدینی كه با كودكان خود مهربان نیستند بیشتر احتمال دارد كه فرزندانی بزهكار داشته باشند.افزایش احتمال بزهكاری در خانواده هایی وجود دارد كه والدین از روشهای انضباطی بسیار سخت گیرانه یا بسیار بی بندوبار و فریبنده استفاده می كنند، شیوه انضباطی به جای آنكه مبتنی بر استدلال باشد مبتنی بر تنبیه بدنی است ، والدین نسبت به فرزندان خود به جای آنكه گرم و صمیمی و عاطفی باشند، بی توجه ، غافل و تمسخركننده هستند. آشكار شده است كه كودكان بزهكار رابطه بسیار ضعیفی با پدران خود داشته و آنها را به عنوان الگوهای غیر قابل پذیرش ارزیابی می كنند. خانواده های كودكان بزهكار اغلب فاقد پدر بوده و یا پدر غیبت طولانی دارد، در حالی كه بزهكاری با جدایی و طلاق در خانواده همبستگی دارد. ثابت شده است كه داشتن مشكلاتی در مدرسه با بزهكاری رابطه بالایی دارد همچنین ، والدینی كه از مشكلات عاطفی رنج می برند. آنهایی كه سابقه جنایی دارند بیشتر احتمال دارد كه كودكان بزهكار داشته باشند. بررسی ها نشان داده است كه تنبیه والدین تاثیری بر تقلیل بزهكاری ندارد و موجب تشدید و گاهی انتقامجویی می شود. چنانچه «روسو» می گوید آنقدركتك خوردم كه حساسیتم نسبت به آن كم شد سرانجام كتك به نظرم به صورت پاداشی برای دزدی هایم درآمد. با خود می گفتم وقتی مثل یك دزد كتك می خورم حق دارم مثل یك دزد هم رفتار كنم، متوجه شدم كه دزدیدن و كتك خوردن به هم مربوط هستند.نقش دوستان و همسالان :همانند سازی شدید با همسالان با وابستگی به آنها، صرف نظر از طبقه اجتماعی – اقتصادی ، عامل مهمی در بزهكاری است. نوجوانی كه توسط والدینشان طرد می شوند، برای كسب حمایت و تأیید به سوی همسالان كشانده می شوند. چنین نوجوانانی در مدرسه ضعیف هستند و به دنبال افرادی می گردند كه مانند خودشان باشند؛ از این رو احتمال دارد كه دست به اعمال ضد اجتماعی زنند و همدیگر را برای این اعمال مورد تشویق قرار دهند. اكثر بزهكاران در پاسخ به این سوال كه بزه را از چه كسی فرا گرفته اند، دوستان خود را نام برده اند كه این مسئله توجه بیشتر والدین و مربیان را به كنترل و نظرات بر دوستان فرزندان و مربیان می طلبد.عوامل روان شناختی : روان شناسان علل مختلفی را برای بزهكاری برشمرده اند، گاهی بزهكاری را نتیجه ناكامی و تعارضات شدیدی می دانند كه كودك در حال رشد به شدت از آنها رنج می برد، روان شناسان اهمیت زیادی به روابط مادر و فرزند داده اند. محرومیت از وجود مادر عامل بزرگی است كه باعث بزهكاری یك نوجوان می شود. بزهكاری با صفات روان شناختی مختلفی همراه است كه برخی از آنها عبارتند از هوش كمتر از متوسط ، سطوح بالای خشم درونی و رفتار پرخاشگرانه ، ناشكیبایی ، نیاز به هیجان ، فقدان هم حسی با دیگران و سطوح پایین استدلال اخلاقی. ثابت شده است كه بزهكاران نسبت به غیر بزهكاران عزت نفس پائین تری داشته اند. بعضی از دانشمندان ، ضعف و كم خونی و خستگی زیاد و كمی تغذیه را نیز جزو عوامل بزهكاری ذكر كرده اند.
مهمترین اختلالات روانی كه منجر به بزهكاری می شود و به آنها نام بیماریهای شخصیت نیز داده اند عبارتند از:۱- بیقراری : فرد فاقد قدرت تشخیص خیر از شر می گردد.۲- كژخوئی : یكنوع تمایل ذاتی است به فساد و بدی .۳- پارانوئیدیها: كه اشخاص بد بین ، خود پرست ، خود خواه و متنفر از اجتماع می باشند.۴- صرع : اشخاصی هستند دروغ پرداز، گیج و متظاهر و اغلب در اثر حمله ناگهانی مرتكب ضرب و جرح و قتل می شوند.۵- هیستری : كه مهمترین علائم آن بی حسی ، كار نكردن یك عضو، گرفتگی صدا، تهوع و تنگی نفس است.۶- كاتاتونی : كه یك حالت منفی بافی و لجاجت است ، خشم و فریاد و ناگمانی و گاهی حمله به دیگران از علائم آن است.۷- سایر اختلالات روانی : مهمترین علائم آن عبارتند از: وسواس ، انزوا، رفتار كودكانه و توهم از اینكه دشمنان می خواهند او را از بین ببرند بنابراین احتمال ارتكاب جنایت دارند.عوامل دیگری كه با میزان بالای بزهكاری همراه است عبارتند از: تغییرات سریع اجتماعی ، مهاجرت ، زندگی در شهرهای شلوغ و پرجمعیت و تماشای مكرر برنامه های خشونت بار.بسیاری از روان شناسان معتقدند كه شروع زودرس رفتار بزهكارانه نشان دهنده رفتار ضد اجتماعی شدید و طولانی مدت خواهد بود. از قبل اعتقاد بر این بود كه سه علامت در اوائل كودكی؛ ایجاد آتش سوزی ، شب ادراری و آزار حیوانات نشان دهنده رفتارهای ضداجتماعی در سالهای بعد زندگی خواهد بود. پژوهش نشان می دهد عوامل دیگر عبارتند از: جنگجو بودن ، جار و جنجال به راه انداختن ، داشتن مشكلاتی در مدرسه و گریز از مدرسه و ناتوانی سازگاری با دیگران .علتهای دیگر بزهكاری :۱- خانواده های ستیزه گر و متلاشی شده یكی از عوامل اصلی و اولیه گرایش به بزهكاری محسوب شده است ؛ زیرا اكثر ناراحتی های نوجوانان زائیده امر و نهی و سخت گیری های والدین و بی مهری در كودكی و محرومیت و عدم رفاه و امنیت ، عصبانیت والدین ، سستی اصول اخلاقی ، حمایت زیاد از نوجوانان و آرزوهای جاه طلبانه والدین برای نوجوانان است كه گاهی هم به جنون منتهی می شود. نوجوانانی كه در كودكی و در نوجوانی از آزادی و وسایل اولیه زندگی محروم بوده و نتوانسته اند به تحصیلات خود ادامه دهند، مسلماً می خواهند حقوق از دست رفته را بدست آورند و انتقام خود را از والدین و اجتماع بگیرند؛ این است كه بطور عمدی به دنبال اعمالی می روند كه برای آنها منع شده است بنابراین به طغیان و تجاوز علیه حقوق دیگران از طریق ارتكاب بزهكاری اقدام می كنند، تا بدین وسیله فشارهای درونی و ناراحتی های خود را تسكین داده باشند؛ غافل از اینكه دردی بر دردهای خود خواهند افزود. منازعات خانوادگی اعم از مشاجرات والدین و یا مشاجرات بین فرزندان ، اعتیاد والدین به مواد مخدر و مشروبات الكلی ،ازدواج های مكرر و بوجود آوردن برادران و خواهران ناتنی ، حسادت و تبعیض بین فرزندان ، طلاق و … ، همگی از عوامل مهم بزهكاری نوجوانان و اطفال محسوب می شوند. اینگونه خانواده ها سازمانهایی بدون رخ هستند كه هیچگونه عاطفه و محبتی بر آنان حكمفرما نیست و به همین جهت نوجوان احساس ناامنی می كند و همین اضطراب و نگرانی و عدم تامین زندگی اجتماعی او را وادار به خلافكاری می كند.
اینگونه نوجوانان به شدت از والدین خود ناراضی بوده و در عین حال چون نمی توانند با آنها ستیزه كنند، به ناچار شورش و طغیان خود را در خارج از خانواده و نسبت به هم ردیفان والدین خود كه اولیای اجتماع باشند به ظهور می رسانند، كودكی كه دائماً در خانواده با بی مهری و خشونت روبه رو بوده است نه تنها در نوجوانی احساس خشم نسبت به آنها می نماید بلكه خشم خود را به خارج از خانواده نیز انتقال خواهد داد كه به آن می توان نام بزهكاری داد.همچنین خانواده ای كه در آن یكی از والدین حضور داشته باشد احتمالاً موجب ناراحتی و طغیان نوجوانان آن خانواده می گردد. زیرا اگر مادر نباشد نوجوان یا كودك از كودكی احساس كمبود كرده و عواطف ناخوشایندی در او ایجاد می شود كه عامل مهم بزهكاری به شمار می رود.۲ – مدرسه بعد از خانواده نقش بسیار مهمی در زندگی اجتماعی كودكان و نوجوانان به عهده دارد، زیرا دانش آموزان بیشتر وقت زنده و فعال خود را در مدرسه می گذرانند. بنابراین اولیای آموزشگاهها بخوبی می توانند ضمن مراقبت و كنترل رفتارهای نوجوانان به مشكلات و ناسازگاری آنها پی ببرند. از طرف دیگر موقعیت و رفتار و برنامه های مدرسه اثر مهمی در علاقمندی و یا فرار نوجوانان از مدرسه دارد. مدرسه همچنین باعث رشد فكری ، عاطفی و اجتماعی كودكان می شود و با آموزش حرفه ای خاص، آنها را برای وارد شدن به دنیای بزرگسالان آماده می سازد.۳ – عامل دیگری كه امروزه سبب افزایش بزهكاری اطفال و نوجوانان شده مهاجرت از روستا به شهر و مشكلات مربوط به حاشیه نشینی است. وضع مساعد و مطلوب مراكز شهری و تمركز امكانات رفاهی در شهرها باعث شده همه ساله عده ای از روستائیان به نقاط شهری و عده ای از شهروندان كشورهای فقیر به كشورهای پیشرفته مهاجرت كنند. كمبود مسكن مناسب و عدم انطباق با قواعد و معیارهای حاكم بر جوامع شهری باعث می شود كه این دسته از مهاجران با سكونت در حاشیه شهر، عملاً زندگی مجرمانه ای را آغاز كنند.افزایش جرایمی نظیر سرقت و خرید، فروش و استعمال مواد مخدر در این گونه افراد به صورت معضلی بزرگ در آمده است. بدیهی است سهم افراد خردسال در این میان بیش از سایرین است. مهاجران برای كسب درآمد، اطفال خردسال را نیز وادار به كارهای كاذب كرده، عملاً راه سوء استفاده از آنها را برای دیگران باز می گذارند و خود یا دیگران آنان را به تكدی ، سرقت ، جیب بری و یا خرید و فروش مواد مخدر وادار می كنند.بعضی از استادان معتقدند كه مهاجرتهای داخلی و بین المللی ، امروز یكی از دلایل عمده افزایش نرخ بزهكاری مخصوصاً در میان نسل اول مهاجران است.۴- پیشرفت و توسعه وسایل ارتباط جمعی به رغم تمامی مزایایی كه داشته است دارای معایبی نیز هست. با توسعه وسایل تصویری از قبیل تلویزیون یا مجلات ، سینما، رایانه ، اینترنت و… اینگونه وسایل تبدیل به مدارس آموزشی مجرمانه ای برای اطفال و نوجوانان شده است . نمایش فیلمهای رزمی و جنگی ، افزایش صحنه های سرقت ماهرانه و افزایش صحنه های قبیح هر كدام در نوع خود باعث تأثیر منفی بركودكان و گرایش آنان به اعمال مجرمانه مذكور شده است .بدیهی است آشنایی با اینگونه مسائل هر روز بر میزان و گستره جرایم اطفال و نوجوانان می افزاید.به عنوان مثال در ارزیابی برنامه های سه شبكه تلویزیون آمریكا یعنی ABC و NBC و CBS معلوم شده است كه این شبكه ها در برنامه های خود در هر هفته ۹۲ مورد حمله با اسلحه گرم ، ۱۱۳ صحنه تجاوز به عنف ، ۹ صحنه خفه كردن ، ۱۶۸ صحنه نزاع با مشت و لگد و ۱۷۹ مورد تخلف از قانون را نمایش می دهند. از سوی دیگر، هر كودك تا رسیدن به سن ۱۴ سالگی جمعاً ۱۳۰۰۰ مورد قتل و تجاوز را مشاهده می كند.به علاوه ، چون بیشتر تماشاچیان تلویزیون را طبقات فقیر و محروم جامعه تشكیل می دهند كه به علت نداشتن سرگرمی متنوع دیگر به تلویزیون پناه می برند، بنابراین تأثیر تلویزیون در ترغیب آنان به دزدی بیشتر بوده است .پیشگیری و بازداری اطفال و نوجوانان در مقابل بزهكاری روشهای درمانی بسیار زیادی برای درمان و كاهش بزهكاری مورد استفاده قرار گرفته است . اعتقاد عمومی بر اینست كه گسترش برنامه های اجتماعی نظیر: گواهی پیش از ازدواج ، تاسیس درمانگاههای ویژه برای زنان باردار و ایجاد زایشگاهها و درمانگاههای ویژه نوزادان ، برقراری و كمك هزینه های خانوادگی و بالا بردن سطح آموزش و پرورش ، روان درمانی فردی و گروهی ، خانواده درمانی ، اصلاح رفتار، كارآموزی ، تفریح و مطالعه كتاب و چندین عامل دیگر، متناسب ترین راه برای پیشگیری از ارتكاب بزهكاری اطفال و نوجوانان است. ذیلاً نكاتی به عنوان راهكارهای پیشگیری و مقابله با زمینه های بروز ارتكاب جرم و بزه از طریق ایجاد محیطی آرام و سالم در خانواده مورد اشاره قرار می گیرند:۱- برقراری دوستی و تفاهم بین والدین . دوستی و تفاهم پدر و مادر موجب آسایش خاطر و اطمینان كودك و نوجوانان در خانواده می شود. از هنگامی كه نوزاد چشم به جهان می گشاید به محبت ، لبخند، مواظبت و نگهداری نیازمند است . از این رو اگر در مواردی مشكلات و مسائلی در روابط پدر و مادر وجود داشته باشد، لازم است این مسائل را نزد فرزندان آشكار نكنند یا احیاناً یكی در غیاب دیگری به انتقاد و بدگویی از طرف مقابل نپردازد. در روابط خانواده سعی شود با گذشت و سازش روابط صمیمانه را روز به روز مستحكم تر ساخته و با انتظارات نامعقول و سخت گیری ، صمیمیت را به سردی و درگیری تبدیل نكنیم چرا كه در این صورت اولین كسی كه ضربه خواهد خورد، فرزند معصوم و بی گناه است.۲- همبازی شدن با كودك و نوجوان : والدین باید امكان سرگرمی ، استراحت و تفریحات سالم را برای فرزندانشان فراهم كنند. شركت در مسابقات ورزشی ، رفتن به پارك و ترتیب دادن مسافرتهای دسته جمعی ، رفتن به باشگاههای ورزشی و تفریحی ، فرهنگی و مجامع دینی می تواند از بروز بزهكاری جلوگیری كند. تفریح و ورزش با كودكان و نوجوانان همیشه لذت بخش و شادی آفرین است .۳- دوری از رقابت در جلب محبت فرزندان : اگر والدین بخواهند كه فرزندان آنها در كنارشان باقی بمانند و مسائل ساده باعث قطع ارتباط روحی آنان نشود، باید بتوانند رابطه ای صمیمانه با فرزندان خود داشته باشند. علاوه بر این ، وجود رابطه صمیمانه میان والدین و فرزندان محیط خانه را به پناهگاهی عاطفی و امن برای فرزندان تبدیل می كند. آنها می توانند در آن آرام گیرند و احساس امنیت كنند.اگر محیط خانواده برای اعضای آن یك محیط دوستانه باشد و دختر بتواند در مواقع حساس كه با یك بحران روحی روبه رو می شود، موضوع را با پدر و یا مادر خود مطرح كند، قطعاً از بسیاری از انحرافات كه در سر راهش قرار می گیرد، جلوگیری خواهد شد.۴- عدم ایجاد ناسازگاری در محیط خانواده : ناسازگاری محیط خانواده ، كودكان و نوجوانان را تحت تاثیر قرار می دهد. اگر اختلافات والدین به طلاق و جدایی منتج شود و طفل از محبت و توجه والدین یا یكی از آنها محروم شود، از محیط زندگی گریزان و اصولاً دلسرد و افسرده خواهد شد، این وضع او را به انحراف ، لغزش و بزهكاری خواهد كشانید.۵- عدم پرخاشگری والدین نسبت به خود و یا نسبت به فرزندان : پرخاشگری والدین نسبت به یكدیگر و یا نسبت به فرزندان خود، كودك را از محیط خانواده فراری و ناراضی می سازد و ممكن است این عدم رضایت او را به سمت بزهكاری سوق دهد.۶- پرورش حس اعتماد به نفس : از دست دادن اعتماد به نفس موجب فلج شدن فكر و روح انسان می شود، او را از خود مأیوس و متكی و وابسته به دیگران بار می آورد. والدین به جای اینكه همواره روی نقاط ضعف فرزند خود انگشت بگذارند و بخواهند از طریق سرزنش او را اصلاح كنند، باید در كنار نقاط ضعف بیشتر به نقاط مثبت و امتیازات او توجه كنند و در این زمینه او را تایید و تشویق كنند تا اعتماد به نفس او بیشتر شود. توجه به نقاط مثبت باعث ایجاد اعتماد نسبت به والدین و برقراری ارتباط روحی و عاطفی با آنها می شود.۷- حفظ شخصیت فرزندان : جوانان و نوجوانان دوست دارند كه شخصیت آنان مورد توجه و احترام قرار گیرد و به همین سبب به صورتهای مختلف به ابراز شخصیت می پردازند.اگر روزی دست به خطا زدند، سعی می كنند كه آن را از دید دیگران پنهان سازند تا خوار نشوند. از این حیث بهتر است :اولاً: از هر عملی كه باعث خدشه دار كردن عزت و كرامت فرزندان می شود، اجتناب كنیم . اهانت ، تحقیر، بكار بردن الفاظ طعن آلود، سركوفت زدن ، شكست ها را به رخ او كشیدن و سرزنش بی جا، عواملی هستند كه باعث از میان رفتن احساس شخصیت در فرزندان می شود.ثانیاً: برای اصلاح و معایب فرزندان خود از روش های غیر مستقیم استفاده كنیم .ثالثاً: اگر لازم آید كه خطایی را بخواهیم بطور مستقیم یادآوری كنیم بهتر است این تذكر بصورت علنی و آشكار در حضور دیگران نباشد و یا اگر فرزند خودش عذرخواهی كرد باید عذر او را به راحتی پذیرفت .۸- مشورت با فرزندان : این مشورتها سبب می شود اولاً آنها احساس كنند كه در خانواده به حساب می آیند، بدین ترتیب آنچه را كه در دل دارند با والدین خود در میان می گذارند و همین امر سبب پیدایش صمیمیت و همدلی در خانواده می شود. ثانیاً اگر فرزندان مورد مشورت قرار گیرند این امر سبب می شود والدین به تدریج راه و روش فكر كردن و تصمیم گیری را به آنان بیاموزند. برخی از افراد با وجود برخورداری از تحصیلات عالی ، در تصمیم گیری بسیار ناتوان بوده و در زندگی اجتماعی و خانوادگی با مشكلات جدی روبه رو می شوند. این گونه افراد كسانی هستند كه در محیط خانوادگی به درستی پرورش نیافته اند.۹- ابراز مهر و محبت به فرزندان : باید فرزندان را از مهر و محبت سیراب كرد. محبتی كه فرزندان در خانواده می بیند، موجب آرامش روانی آنها شده و همین آرامش روان آنها را از تمایل به بسیاری از لغزش های اخلاقی بازمی دارد. البته باید خاطرنشان نمود كه تأكید بر محبت به معنای افراط نیست، محبت باید چنان باشد كه اولاً فرزندان بیش از حد وابسته بار نیایند و بتوانند در غیاب والدین روی پای خود بایستند و همواره خود را محتاج توجه و یاری آنها نبینند. ثانیاً فرزندان از خود راضی و پر توقع به بار نیایند. چرا كه هنگامی كه وارد اجتماع می شوند چون توقعاتشان برآورده نمی شود، سر خورده و مأیوس و افسرده می شوند.