این پرسشنامه استاندارد از نوع فایل ورد و به همراه تمامی اطلاعات مربوط به نمره گذاری، تفسیر، روایی و پایایی و … در قالب جداول زیبا و آماده تکثیر ارائه گردیده است. پس از پرداخت موفق می توانید به صورت آنلاین اقدام به دانلود فایل مربوطه بپردازید.
هدف: ارزیابی میزان باور به تأثیر کتاب در رشد ابعاد مختلف فردی و اجتماعی
تعداد سوال: 6
تعداد بعد: 1
شیوه نمره گذاری: دارد
تفسیر: دارد
روایی و پایایی: دارد
منبع: دارد
نوع فایل: Word 2007
همین الان دانلود کنید
قیمت: فقط 1500 تومان

لازمة سلامتی، شادابی، رشد طبیعی و شکوفایی افراد در دورة کودکی و چهبسا بزرگسالی، رسیدگی و توجه به مسائل آنها در دوران کودکی است. کتابهای متناسب با شرایط و نیازهای کودکان، فرصت لازم را برای پاسخگویی به نیازها، از طریق افزایش شناخت آنان نسبت به خود و محیط اطراف فراهم میآورد. پاسخگویی به نیازها و رغبتهای کودکان، چگونگی باورها، شخصیت و رفتارهای آنها را در بزرگسالی شکل میدهد. خواندن کتابهای مناسب، کودکان را تشویق میکند تا دربارة مشکلات و تجربیات خود صحبت کنند. شخصیتهای کتاب میتوانند به کودکان کمک کنند تا با شناسایی افکار و احساسات خود، نسبت به رفع مشکلات خویش اقدام کنند (گلادینگ و گلادینگ[4]، 1991).
در کتابدرمانی، کودکان افکار خود را به طور غیرمستقیم، از طریق شخصیت کتابهای داستان به اشتراک میگذارند. کتابدرمانی به اصلاح نگرشها، تغییر در رفتارها و پرورش استعدادها کمک میکند (دیرکس[5]، 2010). از آنجا که روند کتابدرمانی مرحله به مرحله انجام میشود، به سبب نداشتن مهارت و تجربه و نیز ذهنیتهای متفاوت، کودکان به تنهایی نمیتوانند این فرایند را هدایت کنند. در نتیجه، حضور تسهیلگر ضروری به نظر میرسد. کتابدار و یا درمانگر با طرح سؤال و بحثهای پیوسته دربارة شخصیتها و تجربههای قهرمانان و روشن کردن مفاهیم عینی و ضمنی، ذهن و احساس کودکان را به طور منسجم هدایت میکند. چنانچه سؤالها و بحثهای گروهی اشتیاق کودک را برانگیزد، کودک بهتر میتواند بین تجربههای شخصی خود و حوادث داستان، پیوند و ارتباط برقرار کند.
از آنجا که کتابداران بر منابع اطلاعاتی کتابخانه دسترسی و آگاهی دارند، میتوانند به کمک متون آموزنده و از طریق افزایش درک و شناخت در کودکان، نگرشها و رفتار آنها را تغییر دهند. علاوه بر آن، میتوانند از طریق منابع تخیلی مثل داستان، شعر، درام، سرگذشتنامه و خودسرگذشتنامه که عرصة نمایش رفتارهای فرد هستند، به طور غیرمستقیم در راهنمایی و هدایت کودکان و نوجوانان، مشارکت کنند. نقش کتابداران بیشتر از نوع کتابدرمانی تکاملی است و جنبة پیشگیرانه دارد. در این رویکرد، هدف رشد و تکامل فرد است و هنوز مشکلی برای فرد رخ نداده است. به همین سبب، اطلاعات لازم در اختیار افراد قرار میگیرد تا قادر باشند در برابر مشکلات راهحلهای مناسب پیدا کنند یا در اصل با آن مشکل مواجه نشوند. با چنین رویکردی، کتابداران باید به دنبال منابع مناسب با توجه به مشکلات رایج و پیش روی جامعه باشند. این موارد و اطلاعات مربوط به آن، با نیازسنجی مناسب از جامعة کتابخانهها قابل پیگیری است (تبریزی، 1388: 54). «آلکس»[6] (1993) دلایل زیادی را برای استفاده از کتابدرمانی بیان کرده است که افزایش خودآگاهی فرد، بالارفتن درک و همدلی با دیگران، از جملة آنهاست.
کاربرد کتابدرمانی از نظر «روبین»[7] (نقل در: سلمانیندوشن، 1375) به سه قسمت قابل تقسیم است:
1. کاربرد مؤسسهای: منظور از «کاربرد مؤسسهای» استفاده از کتاب در بیمارستانها و زندانها، برای دادن اطلاعات و افزایش بصیرت است.
2. کاربرد بالینی: برای کسانی مورد استفاده قرار میگیرد که مشکلات رفتاری و عاطفی دارند. هدف میتواند تغییر رفتار و کاهش نگرانیها و دادن بینش و بصیرت باشد. این کار، توسط پزشک معالج یا یک کتابدار انجام میگیرد که در بیشتر موارد، وظایف یک مشاور را انجام میدهند.
3. کاربرد رشدی:منظور از آن، استفاده از کتاب برای افراد عادی و بهنجار است، که علاوه بر تأمین بهداشت روانی، به خودشکوفایی آنها نیز کمک میکند. این نوع کتابدرمانی بیشتر به رشد سلامت طبیعی کمک میکند و مزیت آن در این است که میتوان نگرانیها را شناسایی و قبل از به وجود آمدن مشکلات، به مسائل رسیدگی و آنها را هدایت کرد.
با توجه به این مطالب، کتابدرمانی میتواند هدفهای مختلفی داشته باشد. در این پژوهش میتوان هدف کتابدرمانی را از نوع کتابدرمانی رشدی دانست که به خواننده تجربیاتی جدید برای حلّ مشکلاتی که در آینده با آنها مواجه خواهد شد، ارائه میشود. همچنین، برای پرورش رشد عادی، درک خود و بهداشت روانی کودکان، میتواند کاربرد داشته باشد.
از این رو، متخصصان علم اطلاعات و دانششناسی به عنوان افرادی که به التزام حرفه و تخصص خود با گسترة وسیعی از انواع کتاب سر و کار دارند و همچنین به سبب تعامل پیوسته با افراد مختلف در محیط کتابخانه و مکانهای پژوهشی و آموزشی، میتوانند با ایجاد ارتباط با کاربران و افراد مراجعهکننده؛ نقش برجسته و متفاوتی در امر کتابدرمانی داشته باشند. این نقشها میتواند در حدّ توصیة یک کتاب ساده برای سرگرم شدن فرد و یا استفاده از کتابهای خاصّ موضوعی یا داستانی برای آموزش باشد (ریاحینیا و عظیمی،60:1391).
از طریق کتابهای کودکان میتوان مهارتهای مختلفی از قبیل مهارتهای اجتماعی، مهارت حل مسئله و مهارت خودآگاهی را به کودکان آموخت (مللی، 1386). مهارتهای اجتماعی، رفتارهایی هستند که رشد آنها میتواند به عملکرد مؤثر و مفید فرد در اجتماع کمک کند و سبب عملکرد مناسب اجتماعی کودک شود (حاجبابایی، 1374).برخورداری از مهارتهای اجتماعی به کودکان کمک میکند تا از تواناییهای خود به نحو مطلوبتری استفاده کنند. کودکان برخوردار از مهارتهای اجتماعی به آسانی میتوانند با اجتماع خویش سازگار شوند و تعارضهای روانی را از بین ببرند و به شکلی کارآمد با مشکلات خود مقابله کنند. از سویی دیگر، کودکان با کمبود مهارتهای اجتماعی، نه تنها خود از این کمبود رنج میبرند بلکه با رفتارهای نامناسب و تکانشی خود، مزاحمت برای دیگران ایجاد میکنند. در نتیجه، کودک به سبب این کمبود از جمع دوستان و همسالان طرد خواهد شد و بیشتر در معرض آسیبهای اجتماعی و فشار گروه همسالان قرار میگیرد، زیرا مهارت و قاطعیت لازم را برای مقابله با این فشارها ندارد (برادران، 1390). وجود مهارتهای اجتماعی در کودکان برای بهبود روابط با دیگران و حلّ مشکلات خود بهویژه در بزرگسالی، مسئله مهمی به نظر میرسد.