این پرسشنامه استاندارد از نوع فایل ورد و به همراه تمامی اطلاعات مربوط به نمره گذاری، تفسیر، روایی و پایایی و … در قالب جداول زیبا و آماده تکثیر ارائه گردیده است. پس از پرداخت موفق می توانید به صورت آنلاین اقدام به دانلود فایل مربوطه بپردازید.
هدف: ارزیابی تاثیر میزان استفاده از شبکه اجتماعی فیس بوک با شادابی اجتماعی (بهبود اجتماعی (محبت، تایید رفتاری، منزلت)، بهبود فیزیکی (آسایش، انگیزه،)، میزان استفاده از شبکه اجتماعی فیسبوک)
تعداد سوال: 35
تعداد بعد: 6
شیوه نمره گذاری: دارد
تفسیر: دارد
منبع: محقق ساخته (سفارش)
نوع فایل: word 2007
همین الان دانلود کنید
قیمت: فقط 17000 تومان

شادی و غم دو روی یک سکه هستند ایندو بعنوان دو پدیده روانشناختی لازمه یک زندگی سالم هستند. گاهی سبقت یکی بر دیگری در وضعیت تعادلی سیستم روحی – روانی اختلال ایجاد می نماید.تردیدی نیست شادی و نشاط موجب امید به زندگی و میل به پویایی را در انسان تقویت می کند . شادی و نشاط مانند هر واقعیت دیگر یک بعد فراگیر فیزولوژیک- روانشناختی دارد و یک بعد اجتماعی . به این معنا هرچند برخی از ویژگیهای روانی بین همه انسانها مشترک است متاثر از اوضاع و شرایط جغرافیایی ٬ سیاسی ٬اقتصادی و فرهنگی هم است . مدعای این عبارت این است که تابو های فرهنگی و شرایط بحرانزای اجتماعی – سیاسی می تواند در سمت و سو دهی به برخی از خصیصه های فردی افراد تاثیر بگذارد . در همین خصوص عده ای معتقدند شادی و نشاط یک مهارت اجتماعی بوده و بیشتر یادگرفتنی است .عده ای از این صحبت می کنند که ایرانیان آدم های غمگین و یا افسرده ای هستند .بدون تردید شادی و افسردگی یا غم و شادی دو حالت روانشناختی فطری هستند اما بنظر می رسد شکوفایی یا تجلی نشاط و شادمانی و یا نقطه مقابل آن غمگینی و افسردگی از شرایط اجتماعی هم تاثیر می پذیرد .جامعه پویاو مترقی یک جامعه با نشاط و امیدوار است .در این بخش تلاش بر این است که افسردگی فراگیر آحاد جامعه بعنوان یک مسئله اجتماعی مورد بررسی قرار گیرد و مشخص شود ادعای افسرده بودن ادعایی درستی هست یا خیر . در صورت ممکن عوامل شاد زیستی و با نشاط بودن مردم ایران را مورد تحلیل و بررسی قرار دهیم.
بیان مسئله
شادی یا نشاط لازمه زندگی متعادل و سالم است به تعبیر دیگر همانطور که در روانشناسی اعتقاد بر اینست که گریه به تخلیه انواع استرس ها ٬ نارحتی ها و بغض ها منجر می شود شادی و نشاط هم به انبساط خاطر افراد منجر شده و تعادل و سلامت روانی افراد و جامعه را تضمین می کند٬ این در حالی است که اغلب اندیشمندان علوم تربیتی و روانشناسی انسانها را به دوری از افسردگی و تامین شرایط لازم برای برخورداری از یک زندگی با نشاط دعوت می کنند.
از طرف دیگر نگاه ایجابی به مقوله شادی و نشاط یا رویکرد سلبی به آن ( افسردگی اجتماعی ) مستلزم تئوری مناسبی است که به کفایت ٬ یکی یا هردو را تبیین نماید و همانطور که در ادامه این گزارش می آید این مشکلی است که گریبانگیر تحقیقات علوم اجتماعی هم در ایران و هم در خارج از ایران است . البته شمار تحقیقات مربوط به نشاط اجتماعی و با محوریت شادی بخصوص در خارج کم نیستند اما نکته قابل تامل در مورد آنها این است که اغلب این پژوهش ها با پشتوانه نظری منتجه از علومی چون روانشناسی و اقتصاد اخذ شده اند .
مسئله مهم و جدی دیگری که در این زمینه قابل تامل می نماید این نکته است که در زبان انگلیسی واژه و مفهوم واحدی برای دو واقعیت اجتماعی قرین هم در نظر گرفته می شود . در کشورهای انگلیسی زبان واژه Happiness هم برای افاده معنایی خوشبختی و سعادت و هم شادی و نشاط بکا می رود . از اینرو پیشنهاد می شود رویکرد ما به تحقیقاتی که در با محوریت نشاط انجام می گیرد و اساسا پیشینه و ادبیات نظری آن ملهم و ماخوذ از تحقیقات غیرایرانی است محتاطانه عمل کنیم و مداقه اساس کار باشد هرچند بنظر می رسد که این دو (خوشبختی و شادی ) با هم تقارن معنایی و مفهومی دارند اما به نظر می رسد حتی در ادبیات انگلیسی زبان استنباط واحدی از این دو مفهوم ندارند.
وجود کارکردهای مثبت فردی و اجتماعی متعدد شادی و نشاط عمومی ٬ مانند تقویت مبانی و ارزش های وطندوستی ٬ احساس تعلق به خاک و کشور ٬ افزایش امید به زندگی ٬ تقویت انگیزه کار و فعالیت در خدمت توسعه کشور ٬ تقویت سرمایه اجتماعی (پیوند و اعتماد عمومی) ٬تخلیه و مدیریت انرژی های منفی و مخرب ٬ تقویت انسجام اجتماعی و نظایر آن ٬ شادی و نشاط عمومی را به یک ضرورت بسیار حیاتی و لازم برای تداوم حیات هر جامعه مبدل ساخته است.
مسئله بودن فقدان نشاط عمومی را می توان از سر تیتر های برخی از روزنامه ها و در سخنان مسولان عالیرتبه کشور ملاحظه کرد. وزیر کشور در چهل و نهمین جلسه شورای اجتماعی کشور: همه دستگاه های فرهنگی و اجرایی کشور برای افزایش امید به آینده و آرامش روانی مردم تلاش کنند خبرگزاری اقتصادی ایران طرح نشاط اجتماعي در تمام كشور اجرا می شود ).روزنامه ايران87/8/16: منشور نشاط اجتماعي تدوين مي شود ).
اینکه آیا در ایران فقدان نشاط اجتماعی یک مسئله مهم تلقی می شود شکی نیست در این خصوص با تاسف ذکر این نکته ضروری است که در قلمرو ادبیات شفاهی علوم اجتماعی مدرن در کشور ٬ اغلب صاحبنظران و اساتید به مسئله بودن مقوله مزبور اذعان دارند ( به نقل از علی اصغر سعیدی www.aa-saeidi.com).
آمار مربوط به مرگ و میر افراد جوانی که بدنبال ایجاد نشاط و شادی کاذب با استفاده از داروهای روان گردان و مواد مخدر در کشور بصورت جسته و گریخته و البته نادقیق در جراید عمومی اعلام می شود گواه دیگری بر این مدعاست. این در حالی است که در بیشتر کشورها ایجاد شادی و نشاط عمومی در قالب جشنواره ها ٬ عیدها ٬ کارناوالهای شادی ٬ فستیوال های ملی – مذهبی انواع مسابقات با هزینه های سرسام آور ٬ به امر شناخته شده و معمولی تبدیل شده است . در این کشورها از کوچکترین فرصت و بهانه برای تولید شادی عمومی استفاده می شود.
در این خصوص ٬ عده ای معتقدند که در ادبیات و فرهنگ ایران ٬ زمینه و بسترهای لازم برای شادی و نشاط – آنچنانکه در سایر جوامع خاصه غرب سراغ داریم – وجود ندارد در مقابل عده ای معتقدند که فرهنگ ایرانی پتانسیل لازم برای شاد زیستن را بحد وفور داراست . اشاره آنها به مواردی از فرهنگ ایران مانند عید نوروز ٬ رسم چهارشنبه سوری ٬ اعیاد مذهبی قربان و فطر ٬ مناسبت های شاد میلاد پیامبر (ص) و ائمه اطهار ٬ مسابقات ملی و بین المللی ورزشی و هنری ٬ مسابقات علمی – فرهنگی و نظایر آن است .
پرواضح است ارائه تفسیر متحجرانه ٬ قشری ٬ تک بعدی و غیر واقع بینانه از دین مبین اسلام و صورت خشن و مخالف شادی دادن به آن با روح اسلام و آموزه های آن منافات دارد . در این خصوص کم نیستند آیات ٬ روایات و احادیث منقول از بزرگان دین اسلام همچون مولای متقیان حضرت علی بن ابی طالب (ع) در مضامین نشاط که در یکی از آنها می فرمایند : مومن واقعی در دلش غم دارد در حالیکه در ظاهر شاد است .
در جمعبندی این بخش در دیدگاه عمده در باره نشاط عمومی در کشور وجود دارد :
1- دیدگاه اول شادی و نشاط را مخل نظم عمومی دانسته و آن را سرمنشا تباهی فرهنگی ٬ اجتماعی ٬ اخلاقی جامعه تلقی می کند به زعم این افراد٬ جوانان توان و ظرفیت لازم برای ابراز شادی و نشاط را ندارند و در جریان شادی دست به اعمال و رفتار وندالیستی و خرابکارانه می زنند که به لحاظ سیاسی ٬ اقتصادی و فرهنگی – اجتماعی پرهزینه است .
2- دیدگاه دوم معتقد است که اساسا شادی و نشاط عمومی نه تنها مخل نظم عمومی نیست که در صورت مدیرت مناسب در چارچوب شئونات اخلاقی و فرهنگی جامعه ٬ می تواند به تحقق نظم عمومی کمک زیادی بکند و کارکردهایی چون سرزندگی ٬ عشق به جامعه و کشور ٬ دلبستگی به کار و مسئولیت و در نتیجه کاهش آسیب های اجتماعی پرهزینه ( Capital Intensive) خواهد بود. از اینرو بنظر می رسد باید همپای مراسم عزاداری و ایام سوگواری و غم و اندوه ( ایام سوگواری سید الشهدا ء ابا عبدالله الحسین (ع) ٬ وفات پیامبر (ص) و مناسبت های دیگر) برای نشاط و شادی عمومی افراد جامعه همت گمارد. با این کار می توان از هزینه آسیب های اجتماعی هم کاست .
سوال :
حال که اهمیت نشاط و شادی عمومی مشخص شد چگونه می توان در چارچوب هنجارهای اجتماعی نشاط عمومی را ایجاد کرد ؟ راهکارهای عملی و نظری کدامند؟
مبانی نظری نشاط عمومی
نشاط یا شادی (Happiness) یک وضعیت عاطفی است که احساسات مختلف ( از رضایت تا اوج شادی ) را در برمی گیرد٬ مارتین سلیگمان ( M.Seligman) از بنیانگذارا روان شناسی مثبت ٬ نشاط را عبارت از عواطف و فعالیت های مثبت تعبیر می کند .(به نقل از سایت : Http://en.wikipedia.org/wiki/happiness )
سلیگمان عواطف را با گذشته ٬ حال و آینده مرتبط می داند . عواطف مثبت مربوط به گذشته عبارتند از ؛ رضایت ٬ غرور و آرامش . عواطف مثبت مربوط به آینده شامل مواردی چون ؛ خوش بینی ٬ امید و اعتماد است .عواطف مثبت معطوف به زمان حال به دو بخش تقسیم می شوند : لذت و خوشنودی .
فقدان نشاط عمومی یا افسردگی مسئله عمده برخی از جوامع محسوب می شود البته دليل كاهش نشاط اجتماعي، افسردگي هاي گسترده نيست، بلكه مي توان گفت افسردگي يكي از مهمترين دلايل افت شادي جمعي و نشاط اجتماعي است. شادی و نشاط بخاطر تبعات وکارکردهای روانی – اجتماعی متعددی که دارد مورد توجه اندیشمندان مختلف بوده و است.
به جهت کارکردهای مختلف روانی ٬ اجتماعی ٬ سیاسی و اقتصادی نشاط برای فرد و جامعه ٬ رشته ها و شاخه های مختلف علوم اجتماعی به مفهوم عام آن ٬ سعی در تبیین و تحلیل نشاط و نقطه مقابل آن افسردگی کرده اند و هر کدام از منظری خاص سعی کرده اند گوشه هایی از ابعاد نشاط و افسردگی را به تحلیل بکشند.
در خصوص نشاط و شادی ٬ ادبیات نظری و پژوهشی بویژه در حوزه جامعه شناسی بسیار ضعیف و کم مایه است . عوامل کم اقبالی مطالعه نشاط اجتماعی در کشور متعدد است . فقدان یک نوع تئوری همه چیز و فراگیر (Everything Theory) که بتوان در قالب آن مسئله نبود نشاط و شادی عمومی در سطح جامعه و در بین افراد خاصه جمعیت جوان بیش از 30 میلیون نفری را تبیین کرد ابعاد و دامنه این مشکل را مضاعف کرده است.
شادی و نشاط به تخلیه انرژی های منفی و سبب پالایش روح و جسم می شود.
دیدگاههای اقتصادی شادی و نشاط
بعنوان مثال جرمی بنتام از شادی و نشاط اجتماعی تبیین اقتصادی بدست می دهد. او فقدان نشاط را با متغیرهای اقتصادی (توزیع ثروت و درآمد) تبیین می کند لذا در قالب تحلیل های اقتصادی می توان وجود افسردگی عمومی در سطح جامعه را به عواملی چون ؛ عدم اشتغال و بیکاری ٬ نبود درآمد مناسب ٬ رفاه عمومی پایین ٬ بیعدالتی اقتصادی ٬ فقدان شایسته سالاری بوروکراتیک در جامعه و نظایر آن نسبت داد (ریچارد ؛ ص 5-3). پس هر چه میزان درآمدهای عمومی بیشتر باشد به همان اندازه شادی و نشاط بیشتر خواهد بود ضعف عمده تبیین های اقتصادی در این است که این نکته را نمی فهمد که خواسته ها و آمال افراد تا اندازه زیادی از جامعه نشات می گیرد عوامل جامعه مهم بوده و بر شادی و نشاط ما تاثیر می گذارند . بعنوان مثال شادی و نشاط انسانها ناشی تحصیلات و ارزش های اخلاقی به ارث برده شان است .(لایارد ؛ 2003: 5-3).
سطح نشاط افراد تابعی از دو چیز است : الف) اینکه فرد چقدر از زندگی اش رضایت و یا عدم رضایت دارد و ب) اینکه او چقدر احساسات خوب یا بد دارد .(Tatarkiewicz ؛ 1976 و Veenhoven ؛ 1984 و Nordefelt ؛ 1991 و Sumnez ؛ 1996 و Brulde ؛ 1998) .
در قرن هجدهم بنتام و عده ای دیگر اعلام کردند که هدف سیاست عمومی باید افزایش نشاط و سعادت در جامعه باشد. از اینرو علم اقتصاد حول بررسی سعادت و نشاط در جامعه تحول پیدا کرد .
لیونل رابینز (Lionel Rabbins ) بر خلاف بنتام اعتقاد داشت برای پیش بینی رفتار افراد باید اولویت و ترجیحات افراد را شناخت . اقتصاد در مورد رابطه بین اهداف معین و ابزارهای کمیاب معین است . اینکه چگونه ” اهداف ” یا ترجیحات شکل می گیرند خارج از قلمرو اقتصاد قرار می گیرد.
لایارد ( Layard ) در انتقاد به رویکردهای اقتصادی طرفدار ایده رفاه حداکثری و ثروت مادی ٬ معتقد است که بدون شک در احساس شادی و نشاط ثروت نقش مهمی دارد ولی اینکه اقتصاد معادل با تغییر قدرت خرید مردم و آن هم به تغییر در میزان نشاط و احساس خوشبختی منجر شود ٬ ادعای پذیرفتنی نیست . به زعم او دلیلش هم این است که در جوامع صنعتی که ثروت و درآمد بیشتری دارندو جامعه هم صنعتی تر شده است٬ افراد جامعه بیشتر افسرده و غمگین هستند و از زندگی خود احساس لذت نمی کنند او معتقد است که در 50 سال گذشته غربی ها شادتر نشده اندبه زعم او بدون تردید اقتصاد عامل مهمی در احساس نشاط انسانها دارد ولی سیاست عمومی نباید به اقتصاد بسنده کند بلکه باید به نقش روان شناسی مدرن ٬ علم فکر ٬ جامعه شناسی و فلسفه هم در ارتقای سطح نشاط و شادی توجه کند. اگر دانشمندان صرفا برای بهبود مادی تکیه کند و نقش افزایش میزان جرایم ٬ طلاق ٬ آلودگی محیط زیست ٬ بیماریهای روانی را نادیده بگیرند نقشی در افزایش شادابی و نشاط عمومی ایفا نکرده اند( به نقل از استفان کینگ در سایت 🙁 www.independent .co.uk/business/comment )
دیدگاه روان شناسی در مورد شادی و نشاط
منظور از شادی ٬ احساس لذت بردن از زندگی است ٬ باید به این نکته توجه داشت شادی و فقدان آن دو روی یک سکه بوده و جدای از هم نیستند و در واقع پیوستاری را تشکیل می دهند که از کمتر تا بیشتر نوسان دارد. این اعتقاد بنتام بود ولی جان استوارت میل چنین اعتقادی نداشت . از نظر استوارت میل ٬ شادی دو بعد دارد : کمی و کیفی ٬ به زعم میل در شکل گیری شادی و نشاط عوامل مختلفی دخالت دارند ؛ آنهایی که اثرات پایداری ایجاد می کنند که تاثیرشان موقت و زودگذر ( Transient ) است .
دیدگاه دیگر شادی و نشاط را ناشی از واکنش های شناختی می داند . به زعم این دیدگاه شادی و اندوه تحت تاثیر فعالیت پیش پیشانی سمت راست و چپ مغز می باشد . طبق این دیدگاه آزمایشات مختلف نشان می دهد که تصویر یک کودک شاد به تحریک قسمت چپ مغز و تصویر غمناک قسمت راست مغز را تحریک می کند. افراد چپ جهت ٬ احساسات مثبت داشته و لبخند و تبسم بر لب دارند و اطرافیان آنها را شاد می دانند برعکس افراد راست جهت . بطور خلاصه ٬ شادی و غم با سلامت بدنی ٬سیستم ایمنی خوب و سطح کورتیزول استرس زا ارتباط مستقیمی دارد.
گاه در نوشته های مختلف بروز افسردگی گسترده و فراگیر را به عواملی چون بی معنایی ٬ احساس پوچی و بی هدفی ٬ افول ارزش های غایتگرانه ٬ فقر فزاینده و.. نسبت می دهند.
در روانشناسی ٬ تبیین نشاط و تفاوت نرخ احساس شادی را از خصیصه های مادرزادی ناشی ازفعالیت بخش پیش پیشانی چپ و راست مغز می دانند.(همان) در عین حال شادی و نشاط افراد متاثر از میزان سلامتی و ازدواج اوست به تعبیر دیگر بیماری ٬ معلولیت و از هم پاشیدگی خانواده تاثر منفی بر احساس نشاط و شادی افراد دارند همچنین افراد متاهل و ازدواج نکرده در مقایسه با افراد بیوه ٬ مطلقه و جدا شده بیشتر شاد هستند (
طبق تئوری شادی محض (Pure Happiness) کیفیت زندگی فرد ( اینکه فرد تا چه اندازه ای از زندگی خود راضی است و آنرا خوب ارزیابی می کند) فقط به یک چیز بستگی دارد و آن چیزی نیست جز اینکه فرد چقدر خودش را خوشبخت احساس می کند. هرچه فرد زندگی بهتری داشته باشد شادتر خواهد بود و برعکس .
چهار تعبیر از شادی و نشاط ارائه شده است :
– دیدگاه شناختی یا نگرشی
– دیدگاه لذت گرایانه ( Hedonistic )
– دیدگاه عاطفی
– دیدگاه ترکیبی یا دورگه ( Hybrid ) در این مورد اخیر ٬ شادی و نشاط ٬ محصول ترکیبی از وضعیت و حالات روانی ٬ عاطفی و شناختی است .
در دیدگاه شناختی ٬ شادی و نشاط از یک وضعیت شناختی و بویژه از نگرش مثبت نسبت به زندگی حاصل می شود در اینجا شادی فاقد عنصر عاطفی و لذت می باشد ٬ شاد بودن به معنای ارزیابی مثبت زندگی است ٬به اعتقاد برخی از افراد شادابی و نشاط با درآمد بالای افراد رابطه معناداری دارد در حالیکه یافته ها نشان می دهد افراد با درآمد بالای زیادی وجود دارند که احساس شادی و نشاط نمی کنند و برعکس افراد بالنسبه با درآمد پایین زیادی وجود دارد که شادند (نیجریه در آفریقا از جمله کشورهایی است که مردم آن بیشتر با نشاط هستند).
در دیدگاه عاطفی ٬ شادی نوعی حالت عاطفی است .شاد بودن با احساس شادی معادل است و دیگر نیازی به ارزیابی مثبت زندگی نیست.
در رویکرد لذت گرانه ٬ شادی و نشاط حاصل توازن مطلوب لذت یا عدم لذت (درد) است . شادی حاصل توازن مثبت و مطلوبست .
از نظر دیدگاه تلفیقی ٬ شادی و نشاط مجموعه ای از حالات عاطفی ٬ تا حدودی شناختی و تا حدودی هم عاطفی است .ترکیبی از احساس خوب داشتن و ارزیابی مثبت زندگی است .
جمع بندی
بدین ترتیب همانطور که در بالا اشاره شد ٬ برای تبیین شادی و نشاط در کشور مجموعه ای از عوامل و متغیرها نقش دارند . از آنجا که ادبیات نظری نشاط عمومی و نقطه مقابل آن ٬ افسردگی اجتماعی ضعیف و کم مایه است ٬ به نظر می رسد اتخاذ رویکرد تلفیقی که متغیرهای روانشناسی ٬ اقتصاد را در کنار متغیرهای اجتماعی صرف ( فقر ٬ بیکاری ٬ ازدواج ٬ طلاق ٬ درآمد و…) توامان مورد تحلیل قرار دهد ٬ می تواند در طرح چارچوب مفهومی مناسب که قابلیت عملیاتی کردن و بعد پژوهشی داشته باشد موثر واقع شود.
مدل نظری فرضی تبیین شادی و نشاط عمومی به شکل زیر قابل طرح است .
تحقق عوامل یا متغیرهای اقتصادی + متغیرهای روانشناختی + متغیر های اجتماعی در جامعه = نشاط عمومی که ریز نمودار و شرح مفصل متغیر به صورت زیر ارائه می گردد :
|
متغیرهای اقتصادی درآمد نامکفی ٬ بیکاری ٬ فقدان ملک شخصی ٬ توزیع نابرابر امکانات شهری ٬ ٬ نا امنی اقتصادی و… |
|
متغیرهای روانشناختی احساس رضایت از زندگی ٬ سلامت بدنی یا بیماری و معلولیت ٬ ارزیابی منفی از زندگی ٬ احساس نا امنی ٬ مدیریت عواطف یا هوش هیجانی ٬ فقدان مهارتهای اجتماعی٬ عقده ها ٬ محرومیت ها و سرخوردگی ها ٬ شکست ها و ناکامی های مختلف و… |
|
متغیرهای اجتماعی فقدان یا کمرنگی عرصه های نشاط آور (تفریحات سالم ٬ موسیقی ٬ مسابقات ورزشی و علمی و جشنواره ها و..) ٬ احساس عدم امنیت شغلی ٬ اقتصادی ٬ سیاسی و..کمرنگی ارزشها و موازین اعتقادی در جامعه ٬ انفعال در برنامه های نشاط آور رسانه ٬ ارائه تفسیرهای نادرست از دین مبین اسلام در مخالفت با شادی و نشاط ٬ ابهام در حدود و ثغور نشاط و رفتارهای با نشاط ٬ بیکاری ٬ کاهش سرمایه اجتماعی و در نتیجه افزایش فردیت ٬ محدودیت در شادی در خانواده ها و … |
پیامدهای فقدان نشاط در جامعه
با توجه به کارکردهای مثبت و متعدد نشاط اجتماعی در سطح فردی و جامعه ای (Societal ) فقدان شادی و نشاط در سطح عمومی جامعه آثار و پبامدهای متعددی دارد که در سطوح مختلف به تفکیک قابل بررسی است ٬ در این بخش به برخی از مهمترین این پیامدها اشاره می شود.
پیامدهای اقتصادی :
احساس شادی و نشاط ٬ سطح امید به زندگی ٬ دقت عمل ٬ راندمان کاری ٬ خوش بینی به خود و دیگران و از قبل آن تقویت سرمایه اجتماعی ٬ افزایش حس تعلق و تعهد ( نقطه مقابل بیگانی با جامعه ناشی از افسرگی اجتماعی) موجب می شود . پرواضح است از نسل افسرده (Depressed ) نمی توان نوآوری و کارمولد را انتظار داشت . احساس غم و دلمردگی به گوشه نشینی و انزوا ( Isolation ) و در نتیجه انواع بیگانگی (با خود ٬ کار و جامعه ) ٬ اتلاف وقت و انرژی و هزینه ٬ تخریب بیت المال ٬ کم کاری و بازده پایین کاری و دهها مورد دیگر را به ارمغان خواهد آورد ٬ از اینرو جامعه را با هزینه های سرسام آوری مواجه خواهد کرد .
پیامدهای فرهنگی – اجتماعی
بروز آسیب های اجتماعی چون طلاق ٬ اعتیاد و گرایش به مصرف انواع مواد مخدر ٬ استفاده از قرص های روان گردان مهلک و کشنده برای ایجاد نشاط و خوشی خود خواسته کاذب برای رهایی از افسردگی ٬ استفاده نامناسب از رسانه ها و فضاهای مجازی و وب سایت های غیراخلاقی (پورنوگرافیک ) که خود آنهم ناشی از احساس فردیت و تنهایی است. کم نیست اطلاعات و آمار مربوط به خودکشی های غیرعمدی در بین جوانان و نوجوانان که برای ایجاد یک نشاط کاذب درونی به مصرف انواع داروهای مهلک رو می آورند و بعلت سوء مصرف ٬ جان خود را از دست می دهند.
پیامدهای سیاسی
نباید تصور کرد که افسردگی و دامنه تاثیرگذاری آن محدود به چند مورد از کنش ها و قلمروهای اجتماعی است . کارکردهای منفی افسرگی قلمرو سیاسی را هم متاثر می سازد بخشی از این موارد در عرصه سیاسی عبارتند از :
بخاطر بیتفاوتی ناشی از احساس ناامیدی ٬ شخص افسرده دلبستگی ای به جامعه و ماوقع آن ٬ رهبران سیاسی و تصمیم گیری های سیاسی نخواهد داشت و به نظر می رسد برای پیشگیری از بحران مشارکت سیاسی افراد جامعه ٬ دولتها باید زمینه های افسردگی اجتماعی برخورد کرده و با برنامه طولانی مدت و منطقی شرایط زیست در یک محیط اجتماعی – سیاسی با نشاط را فراهم سازند .
در شرایط انفعال سیاسی شهروندان و عدم مشارکت گسترده و فعالانه آنها در زمینه های مختلف و در نتیجه عدم حمایت شهروندان از رهبران حاکم ٬ شکاف گسترده ای بین مردم و رهبران حاکم ایجاد می شود که جامعه را هم در داخل و هم در عرصه بین المللی آسیب پذیر می سازد مانند انزوای سیاسی ٬ تحریم های بین المللی ٬ مهاجرت نیروهای تحصیلکرده و فرار سرمایه های مادی از کشور و نظایر آن .
راهکار
با عنایت به چند علی بودن واقعیت های اجتماعی و سطوح مورد بحث در بخش پیامدها ٬ راهکارهای به تفکیک عرصه های مورد بحث ارائه می شود.
راهکارهای بخش اقتصادی
با توجه به نقش عدالت اقتصادی و توزیع عادلانه ثروت و درآمد در جامعه ٬ کنترل فقر و بیکاری فزاینده اقشار تحصیلکرده ٬ ایجاد زمینه های اشتغال با درآمد مکفی و در نتیجه رفع دغدغه جوانان و نوجوانان ٬ تقویت عملکردهای دولت رفاه (Welfare State)و سیاست های عمومی حمایتی (Supportive Public Policy) در افزایش رضایت از زندگی فرد فرد شهروندان و به تبع آن نشاط عمومی گام موثری محسوب می شود.
بحرانهای تورمی از عوامل دغدغه و افسردگی خانواده ها و اقشار آسیب پذیر جامعه است ٬ با عنایت به حجم وسیع دولت و دستگاههای دولتی ( تمرکز اقتصادی ) همه خانواده ها نوعا از این بحرانها و عواقب منفی آن تاثیر می پذیرند که ورود دولت به عرصه مبارزه جدی با این بحرانها و حمایت از بخش های آسیب پذیر (مانند فقرا ٬ سطح پایین حقوق و دستمزد مستمری بگیران و کارکنان ) عامل موثری در بازگرداندن نشاط عمومی به جامعه محسوب می شود.
ایجاد فرصت های مناسب شغلی برای قشر جوان و خاصه خیل عظیم تحصیلکردگان دانشگاهی می تواند در ایجاد فضای روانی خوشبینانه نسبت به زندگی خود و جامعه موثر واقع شود چه دغدغه ی اصلی تحصیلکردگان و جوانان بیکاری و تیرگی تصورات مربوط به آینده آنهاست . تلاش دستگاههای دولتی و بخش خصوصی در ایجاد فرصت های اشتغال این قشرمی تواند جوانه های امید و نشاط را در زندگی آنها رشد دهد.
راهکارهای فرهنگی
– اصولا مردم ایران انسانهای شادی نیستند از اینرو تمام تلاش ها باید صرف شادکردن مردم و آموزش شیوه های شاد بودن در آحاد شهروندان شود. بعنوان مثال با ایجاد فضای با نشاط از طریق رسانه های جمعی مختلف از جمله رادیو و تلویزیون در قابل برنامه های طنز و شاد می توان شادی و نشاط را وارد زندگی کرده و و از رهگذر آن کیفیت زندگی افراد را تغییر داد . همچنین نباید از بانشاط کردن برنامه های مفرح و شاد در مدارس و در سطح برنامه ها و محتوای دروس مدرسه غفلت کرد.
– باید ترتیبی در رسانه ها داده شود که از کوچکترین بهانه و فرصت برای ایجاد نشاط در مردم استفاده شود مواردی چون ؛ اعیاد ملی ٬ مذهبی (میلاد پیامبر اکرم (ص) عید مبعث ٬ عید قربان ٬ رمضان ٬ مناسبت های میلاد ائمه معصومین و سایر مناسبت ها) .
– در تریبون های عمومی و از جمله در قالب آموزش های دینی به مردم حدود و ثغور شادی بهنجار و پسندیده را برای جوانان و نوجوانان و نیز خانواده ها باز تعریف کرد بعبارتی کاری کرد تا آستانه تحمل عمومی نسبت به پذیرش نشاط پسندیده افزایش یابد٬ زیرا در بیشتر موارد تصور عمومی بر این است که دین مبین اسلام با شاد بودن مباینت دارد لذا به نظر می رسد علمای دین به بهترین وجه می توانند این تصور درست و یا نادرست را در اذهان عمومی مردم روشن سازند و احیانا از کج فهمی ها و بدفهمی ها و بالاخره سوء تفسیرهای معمول در ارتباط با نگاه دین به مقوله شادی ممانعت بعمل بیاورند.
– آموزش مهارت خندیدن در رسانه ها و در مدارس و دانشگاهها
– آگاهی از زمینه های بسترساز شادی برای افراد به تفکیک جنسی و سنی آنها
و…
راهکارهای اجتماعی
– توصیه می شود شهرداری ها ٬ مدیران و متولیان فرهنگی جامعه در سطوح ملی و استانها همچنین شهرها و روستاها با ایجاد و توسعه مراکز فرهنگی (تئاتر ٬ سینما ٬ همایش های موسیقی٬ مسابقات ورزشی و نظایر آن) فرصت های مختلفی را برای شاد بودن وشاد زیستن مردم فراهم کنند.
– با دراختیار قرار دادن مکانیزم های سالم و هنجارمند شادی و نشاط در جامعه می توان جلوی شیوه های نادرست و ناهنجار شادی جوانان و نوجوانان را گرفت (مواردی چون استفاده فزاینده برای تولید شادی مصنوعی و کاذب با استفاده از داروهای روانگردان مهلک از قبیل اکس ها و یا مواد مخدر قوی دیگر و…) .
– اهمیت دادن به اعیاد و مناسبت های شاد اقوام و خرده فرهنگ های جامعه
– در نظر گرفتن اماکن خاصی در شهرها برای ایجاد حریم امنیت برای جشن و شادی مردم در ایام خاصی برای تخلیه فشارها و تراکم انرژی های منفی آنها (مانند میادین شهرداری برای برگزاری جشن چارشنبه سوری و شادی و نشاط در آن تا مردم با فراغ بال به شادی بپردازند)
– مدیریت جشن و شادی ها توسط نیروهای انتظامی .
– راه اندازی مسابقات مختلف ملی ٬ جشن ها و مسابقات مختلف در سطح شهرها .
– عمومی کردن ورزش در جامعه و خانواده ها.