در سال 1960 اقتصاددانان نئوکلاسیک مانند بکر و شولتز مفهوم سرمایه انسانی را معرفی کردند. سرمایه فرهنگی به تمرکز و انباشت انواع مختلف کالاهای ملموس فرهنگی و نیز قدرت و توانایی در اختیار گرفتن این کالاها و همچنین استعداد و ظرفیت فرد در شناخت و کاربرد این وسایل گفته می‌شود. سرمایه فرهنگی بر مبنای نظر بوردیو (Pierre Bourdieu) دو منبع مهم دارد: نخست عادت­واره­ها در زندگی و دوم تحصیلات. از دیدگاه بوردیو تحصیلات از جمله متغیرهای بسیار مهمی است که می­تواند حتی جانشین عادت‌واره خانوادگی شود زیرا می­تواند به فرد سلیقه، ادب و شیوه­هایی را بیاموزد که فرد را به منزلت خاص نزدیک می­کنند

تعاریف  سرمایه فرهنگی

بورديو: سرمايه فرهنگي عبارت است از شناخت و ادراك فرهنگ و هنرهاي متعالي، داشتن ذائقه خوب  و شيوه هاي عمل متناسب

شيوههاي عمل متناسب .

لامونت و لارو: سرمايه فرهنگي عبارت است از مجموعه ای از نمادهاي فرهنگي نهادي شده، مشترك و عالي رتبه

دومایس :سرمايه  فرهنگي عبارت است از « شايستگيهاي زباني و فرهنگي « و داشتن دانشي درباره طبقات بالا.

بورديو در اوايل دهه 1960 مفهوم سرماية فرهنگي را جعل نمود تا نشان دهد كه براي تبیين نابرابريهاي آموزشي تنها استفاده از سرمايه اقتصادي كافي نيست بلكه بيشتر از عوامل اقتصادي، عادت واره هاي فرهنگي و خصلتهاي به ارث برده شده از خانواده

هستند كه نقش بسيار مهمي در موفقيت هاي مدرسه دارند بورديو در نظرية كنش خودهدف از طرح مفهوم سرماية فرهنگي را ارائة سازوكارپيچيده اي م يداند كه از طريق آن نهادهاي آموزشي موجب  بازتوليد نحوة توزيع سرماية فرهنگي مي شوند و به دنبال آن بازتوليد ساختار فضاي  اجتماعي يا به عبارت ديگر بازتوليد تركيب طبقات اجتماعي انجام مي گيرد. هايس می گوید: اصطلاح

سرماية فرهنگي بازنمايي جمع  نيروهاي غيراقتصادي مثل زمينة خانوادگي، طبقة اجتماعي، سرماي هگذار يهاي گوناگون وتعهدات نسبت به تعليم و تربيت، منابع مختلف و مانند آنهاست كه بر موفقيت آكادمكي (علمي يا تحصيلي)تأثير مي گذارد.

مفهوم سرمایه انسانی حالا به عنوان معیار آموزش ، توانایی ها و کار  استفاده می شود . (ادوارد جونز،2000). برکس و فولک (1994) پیشنهاد می کنند که سرمایه فرهنگی به عنوان رابط سرمایه طبیعی و سرمایه انسانی می باشد . آنها تاکید دارند که اهمیت سرمایه فرهنگی در ارتباط برقرار کردن و کنترل تعاملات سرمایه های طبیعی و انسانی می باشد دو نوع سرمایه فرهنگی  وجود دارد :

1-            سرمایه فرهنگی ایستا: که شامل فعالیتها و اعمال مدبرانه و عالمانه والدین هستند .

2-            سرمایه فرهنگی پویا یا ارتباطی : که با تعاملات فرهنگی و ارتباطات میان بچه ها و والدین ارتباط دارد . 

سرمایه فرهنگی ایستا بیان مزایایی اجتماعی – اقتصادی خانواده ها می باشد در حالی که سرمایه فرهنگی ارتباطی منابع و تجربه های بچه ها را که آنها می توانند در جامعه برای تعامل راهبردی و موفقیت آمیز در رسیدن به اهداف استفاده کنند ، بیان می کند در سیستم های رقابتی ، به هر حال ، سرمایه فرهنگی پویا نقش پایداری هم در انتخاب مدرسه و هم در موفقیت دانش آموز در محیط مدرسه دارد

. سرمایه فرهنگی در سه شکل به وجود می آید : 1- حالت ذهنی 2- حالت عینی 3- حالت نهادی . سرمایه فرهنگی به عنوان مفهومی که در شکل فردی ایجاد و درک می شود ، رابطه بسیار نزدیکی با سرمایه انسانی دارد که در بعد اقتصادی مطرح است . بعضی اوقات تعاریف سرمایه انسانی در اقتصاد به روشنی شامل فرهنگ به عنوان یکی از اجزای خودش می شود . به هر حال وودبوری (1993) چگونگی ساخته شدن فرهنگ در چارچوب انسانی را به دقت روشن می کند و آن را از محتوای تجربی رها می کند، به خاطر اینکه هیچ ارزیابی مستقلی از فرهنگ ممکن نیست .

یکی تاثیر سرمایه های فرهنگی دانش آموزان بر روی موفقیت های آموزشی آنهاست و دومی انتقال منابع فرهنگی از والدین به بچه ها است . فرایند بعدی تا حدی پیچیده است : در حالی در اولی ممکن است عناصر سبک زندگی که فرهنگی است از یک نسل به نسل بعد انتقال داده شود ، تفاوت مهمی میان مالکیت و فعالیت منابع فرهنگی وجود دارد . ممکن است منابع فرهنگی را انتقال دهیم ولی ذینفعان باید آنها را بکار ببرند .  سرمایه فرهنگی ایستا شامل هم مالکیت کالاهای فرهنگی سطح بالا مانند کارهای هنری ، ابزارهای موسیقی و موزیک کلاسیک  و هم فعالیتهای سطح بالا مانند رفتن به موزه یا فعالیتهای ورزشی یا تئاتر می شود . والدین منابع فرهنگی ایستا را مدیریت و حفظ می کنند که در آنها در زندگی با بچه هایشان سهیم می شوند . ویژگی های ایستا نشانگر این هستند که به نسبت پایدار هستند ، شاید حتی بیشتر از درآمد و سطح آموزش . کالاهای فرهنگی و فعالیتها برای بچه ها در دسترس هستند اما آنها به طور ضروری بیانی از انتخاب های افراد و ترجیحات آنها نیستند .

سرمایه فرهنگی ارتباطی شامل منابع فرهنگی و فعالیتهایی است که در ارتباطات میان والدین و بچه ها آشکار می شود . که شامل مباحثات میان بچه ها و والدین در مورد مسائل فرهنگی ، سیاسی ، اجتماعی ، و فعالیتهای مدرسه و در مورد کتاب هایی است که بچه ها خوانده اند ، می باشد . این شکل از سرمایه فرهنگی ارتباطی است ، چون نیازمند سرمایه گذاری والدین و بچه ها در مورد ارتباطات در حال پیشرفتی است که سرمایه اقتصادی را برای آنها را ارتقا می بخشد . ایده های فعالیت ، درگیر شدن و ارتقای علائق فرهنگی در این ساختار قرار دارند . ما  متوجه هستیم که تمایز میان سرمایه فرهنگی ایستا و پویا مهم است چون سرمایه فرهنگی ایستا تنها انتخاب های خود والدین و سبک زندگی آنها  را منعکس کند ، در حالی که سرمایه فرهنگی پویا منعکس کننده ی چگونگی بکار گرفته شدن و انتقال فرهنگ را منعکس می کند .