پرسشنامه عوامل رفتاری موثر در ارتقاء کارآفرینی دانشجویان مدیریت ورزشی

این پرسشنامه استاندارد از نوع فایل ورد و به همراه تمامی اطلاعات مربوط به نمره گذاری، تفسیر، روایی و پایایی و … در قالب جداول زیبا و آماده تکثیر ارائه گردیده است. پس از پرداخت موفق می توانید به صورت آنلاین اقدام به دانلود فایل مربوطه بپردازید.

هدف: سنجش عوامل رفتاری موثر در ارتقاء کارآفرینی دانشجویان مدیریت ورزشی (محیطی، تجاری، مدیریتی، تخصصی)

تعداد سوال: 28

تعداد بعد: 4

شیوه نمره گذاری: دارد

تفسیر: دارد

روایی و پایایی: دارد

منبع: دارد

نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 3900 تومان

خرید فایل

پرسشنامه عوامل رفتاری موثر در ارتقاء کارآفرینی دانشجویان مدیریت ورزشی

كار آفريني چيست ؟

كارآفريني : واژه كارآفريني از كلمه Entreprendre به معناي متعهد شدن نشات گرفته است . بنابر تعريف واژه نامه دانشگاهي وبستر : كارآفرين كسي است كه متعهد مي شود مخاطره هاي يك فعاليت اقتصادي را سازماندهي ، اداره و تقبل كند .

اقتصاد دانان نخستين كساني بودند كه در نظريه هاي اقتصادي خود به تشريح كارآفرين و كارآفريني پرداختند . ژوزف شومپيار كارآفرين را نيروي محركه اصلي در توسعه اقتصادي مي داند و مي گويد : نقش كارآفرين نوآوري است . از ديدگاه وي ارائه كالايي جديد ، ارائه روشي جديد در فرآيند توليد ، گشايش بازاري تازه ، يافتن منابع جديد و ايجاد هر گونه تشكيلات جديد در صنعت و …. از فعاليتهاي كارآفرينان است . كرزنر نيز كه از استادان اقتصاد دانشگاه نيويورك مي باشد كارآفريني را اين گونه تشريح مي كند : كارآفريني يعني ايجاد سازگاري و هماهنگي متقابل بيشتر در عمليات بازارها .

كارآفريني سازماني : فرآيندي است كه در آن محصولات با فرآيندهاي نوآوري شده از طريق القاء و ايجاد فرهنگ كارآفرينانه در يك سازمان از قبل تاسيس شده ، به ظهور مي رسند . به تعريفي ديگر : فعاليتهاي كارآفرينانه فعاليت هايي است كه از منابع و حمايت سازماني به منظور دستيابي به نتايج نوآورانه برخوردار مي باشد

كارآفرين سازماني : كسي كه تحت حمايت يك شريك ، محصولات ، فعاليتها و تكنولوزي جديد را كشف و به بهره برداري مي رساند .

كارآفريني : فرآيندي است كه منجر به ايجاد رضايتمندي و با تقاضاي جديد مي گردد . كارآفريني عبارتست از فرآيند ايجاد ارزش از راه تشكيل مجموعه منحصر به فردي از منابع به منظور بهره گيري از فرصتها .

كارآفرين ( مستقل ) : فردي كه مسئوليت اوليه وي جمع آوري منابع لازم براي شروع كسب و كار است و يا كسي كه منابع لازم براي شروع و با رشد كسب و كاري را بسيج مي نمايد و تمركز او بر موآوري و توسعه فرآيند ، محصول يا خدمات جديد مي باشد . به عبارت ديگر ، كارآفرين فردي است كه يك شركت را ايجاد و اداره مي كند و هدف اصلي اش سودآوري و رشد است . مشخصه اصلي يك كارآفرين ، نوآوري مي باشد .

كارآفرين شركتي : كارآفريني شركتي به مفهوم تعهد شركت به ايجاد و معرفي محصولات جديد و نظام هاي سازماني نوين است .

ويزگيهاي شخصيتي كارآفرينان : ديويد مك كلند از استادان روانشناسي داشنگاه هاروارد امريكا كه اولين بار نظريه روانشناسي توسعه اقتصادي را مطرح نمود ، معتقد است كه عامل عقب ماندگي اقتصادي در كشورهاي در حال توسعه مربوط به عدم درك خلاقيت فردي است . بنابر عقيده ايشان با يك برنامه صحيح تعليم و تربيت مي توان روحيه كاري لازم را در جوامع تقويت نمود ، به گونه اي كه شرايط لازم براي صنعتي شدن جوامع فراهم آيد .

كارلند و همكارانش اهم وي‍ژگيهايي را كه در مورد كارآفرينان مورد بررسي واقع و تائيد شده بودند ، جمع آوري نمودند كه اهم آنها عبارتند از :

– نياز به توفيق

– تمايل به مخاطره پذيري

– نياز به استقلال

– كارآفرينان داراي مركز كنترل دروني هستند

– خلاقيت .

 كارآفريني و روانشناسي

سازمانهاي عصر حاضر با تحولات و تعهدات گسترده بين المللي روبرو هستند . تضمين و تداوم حيات و بقاء سازمانها نيازمند راه حلها و روشهاي جديد مقابله با مشكلات است كه به نوآوري و ابداع ، خلق محصولات ، فرآيندها و روشهاي جديد بستگي زيادي دارد . يكي از نقشهاي اصلي فاصله زياد مديران نقش كارآفريني آنها فاصله زيادست . كارآفرينان به عنوان موتور حركت توسعه اقتصادي محسوب مي شوند در واقع كارآفرين عامل اصلي ، ايجاد خلاقيت و نوآوري است .

از آنجايي كه خلاقيت و نوآوري و توان كشف فرصتهاي جديد از بارزترين ويژگيهاي كارآفرينان است و از آنجا كه اصولاً خصوصيات رواني رفتاري اين گونه افراد ( از قبيل استقلال طلبي ، نياز به پيشرفت ، ريسك پذيري و …. ) و ماهيت طبيعي نوآوري ، شايط خاص و متفاوتي را مي طلبد . لذا شناخت ويژگيها بستري مناسب براي جذب و رشد كارآفرينان است كه اولين قدم و اساسي ترين مساله است .

با توجه به ويژگيهاي كارآفرينان كه شامل توفيق طلبي ، مركز ريسك پذيري ، نياز به استقلال ، خلاقيت و تحمل ابهام است . بطور مختصر به تعريف هر كدام از آنها مي پردازيم :

1- نياز به توفيق عبارتست از تمايل به انجام كار در استانداردهاي عالي جهت موفقيت در موقعيتهاي رقابتي .

2- عقيده فرد نسبت به اين كه وي تحت كنترل وقايع خارجي مي باشد را مركز كنترل مي نامند .

3- ريسك پذيري عبارت است از خاطره هاي معتدل كه مي توانند از طريق تلاشهاي شخصي مهار شوند .

4- نياز به استقلال از ويژگيهايي است كه به عنوان يك نيروي بسيار برانگيزاننده مورد تاكيد واقع شده است . تمايل به استقلال ، يك نيروي انگيزشي براي كارآفرينان معاصر است . لذا آزادي عمل ، پاداش ديگر كارآفريني است . در واقع نياز به استقلال ، عاملي است كه سبب مي شود تا كارآفرينان به اهداف و روياهاي خود دست يابند .

5- خلاقيت همانا توانايي جلق ايده ها ممكن است به محصولات يا خدمات جديد نيز منجر شوند . در واقع خلاقيت نيرويي است كه در پس نوآوري نهفته است .

6- قدرت تحمل ابهام عبارت است از پذيرفتن عدم قطعيت به عنوان بخشي از زندگي ، توانايي ادامه حيات با دانشي درباره محيط و تمايل به آغاز فعاليتي مستقل بي آنكه شخص بداند آيا موفق خواهد شد يا خير .

كارآفريني و ICT ( فناوري ارتباطات و اطلاعات )

نقش فناوري اطلاعات و ارتباطات در كارآفريني

عبارت اقتصاد جديد به تدريج رواج يافته و چشم انداز تازه اي را ترسيم مي كند كه با گسترش فناوري اطلاعات همراه است . در چنين اقتصادي ، فناوري اطلاعات و ارتباطات گسترش و اهميت فزاينده اي پيدا مي كند . جامعه انساني طي قرون گذشته ، تاثيرات قابل توجهي از تغييرات فناوري پذيرفته است . ICT به ارضاي نيازهاي ارتباطي و اطلاعاتي كه به ايجاد دانايي كمك ميكند ، ميپردازد و امكانات جديدي براي تبادل اطلاعات ايجاد مي كند . ICT توان بالقوه اي دارد تا به قابليت انسان براي ايجاد دانش جديد بيفزايد .

فرانك وبستر در كتاب نظريه هاي جامعه اطلاعاتي بيان ميدارد كه نخستين تعريف از اطلاعات كه به ذهن خطور ميكند ، تعريف معنا شناختي است . اطلاعات معني دار داراي يك موضوع بوده و محتواي آن ، آگاهي با دستوري درباره چيزي يا كسي است . اما كنت ارو معتقد است كه معناي اطلاعات بطور مختصر و كوتاه عبارتست از كاهش در عدم قطعيت . اطلاعات كاربر را قادر مي سازد تا در مورد چيزي شناخت پيدا كند و از آن دانايي براي برقراري ارتباط ، يادگيري ، تفكر ، تصميم گيري و نوآوري در موقع نياز استفاده كند .

نظريه شبكه هاي اجتماعي در رابطه با كارآفريني

طبق نظريه شبكه هاي اجتماعي ، كارآفريني فرآيندي است كه در شبكه متغيري از روابط اجتماعي واقع شده است و اين ارتباط اجتماعي ميتواند رابط كارآفرين را با منابع و فرصتها ، محدود يا تسهيل كند . توسعه فناوري اطلاعات و ارتباطات باعث ايجاد شبكه اي عظيم با مقياس جهاني ( اينترنت ) شده است . در كشورهاي پيشرفته ، اينترنت يكي از مهمترين ابزارهاي كارآفرينان است . اين افراد از طريق اين شبكه بر قابليت هاي خود افزوده و از مزاياي آن بهره ميگيرند .

كارآفريني ، موتور توسعه فناوري اطلاعات و ارتباطات

با كارآفريني است كه نيازها شناخته ميشود و با رفع نيازها ، پيشرفت حاصل ميشود . كشورهاي صنعتي به اين دليل پيشرفته اند كه در فاوري اطلاعات پيشرفت كرده اند و توسط آن هم اقتصاد جهان را در اختيار گرفته و هم تبديل به قدرت نظامي شده اند و حال فرهنگ جهان را به سوي خواسته هاي خود هدايت ميكنند . كارآفريني اطلاعات در سطوح مختلف سخت افزار ، نرم افزار ، اطلاعات و ارتباطات قابل انجام است . در هر يك از اين سطوح ، فرصت هاي بسياري براي كارآفريني وجود دارد كه نيازمند حمايت مركز سرمياه گذاري و تلاش هاي كارآفرينانه است و جالب ايمه كارآفريني در حوزه اطلاعات ، بسيار راحت تر و عملي تر از كارآفريني در ساير حوزه ها است . به عنوان مثال ، در حوزه نيروگاه هسته اي به دليل كاربرد محدود ، ايده هاي كمتري وجود دارد . به علاوه سرمايه گذاري فوق العاده زياد و درصد امكان پذيري كم ، مانع هر فعاليت كارآفرينانه است ، در حاليكه در حوزه فناوري اطلاعات و ارتباطات با گستردگي بسيار زياد ، ايده هاي بسياري خلق مي شود و ميزان سرمايه گذاري مورد نياز كه ايده ها را به نتيجه برسانند ، چندان زياد نيست .

محورهاي پيشنهادي خانه كارآفرينانه ايران در حوزه كارآفريني

كارآفريني به عنوان يك پديده نوين در اقتصاد نقش موثري را در توسعه و پيشرفت اقتصادي كشورها يافته است . كارآفريني در اقتصاد رقابتي و مبتني بر بازار امروزه داراي نقش كليدي است .و به عبارت ديگر در يك اقتصاد پويا ، ايده ها ، محصولات و خدمات همواره در حال تغيير مي باشند و در اين ميان كارآفرين است كه الگويي براي مقابله و سازگاري با شرايط جديد را به ارمغان مي آورد . از اين رو در يك گسترده وسيع تمام عناصر فعال در صحنه اقتصاد ( مصرف كنندگان ، توليد كنندگان ، سرمايه گذاران ) بايد به كارآفريني بپردازند و به سهم خود كارآفرين باشند . آنچه در اين رابطه اهميت دارد اين است كه عليرغم اهميت روزافزون اين پديده و نقش فزاينده آن در اقتصاد جهاني كمتر به اين موضوع پرداخته ميشود . وضعيت اقتصادي كشور و تركيب جمعيتي امروزه بيش از پيش ما را نيازمند يافتن زمينه هاي پيشرو در صحنه اقتصادي مي كند و در اين راستا ضرورت داشتن مدل ، الگوها و راهكارهاي مناسب جهت آموزش ، تربيت و استفاده بهينه از نيروي فعال و كارآفرين بيشتر مي شود . در اين رابطه با استفاده از منابع موجود و تجربيات حاصله فهرستي از موضعات قابل تحقيق در سطح كارشناسي ارشد ( و بعضاً در سطح دكتري ) بصورت پروژه تحقيقاتي يا پايان نامه يا رگونه تحقيق ديگري بطور خاص و در سطح مشخص ايد مورد توجه قرار گيرد .

اهم موضوعات قابل تحقيق در كارآفريني :

جنبه هاي اقتصادي كسب و كار

ويژگي هاي روانشناختي و فردي

عوامل اجتماعي و نقش دولت

آموزش كارآفريني

نقش شركتهاي كوچك

نقش استراتژي و عوامل سازماني

تكنولوژي اطلاعات

1- جنبه هاي اقتصادي كسب و كار :

بررسي علل و عوامل عدم موفقت كارآفرينان در ايجاد كسب و كارهاي جديد

مطالعه و بررسي فرآيند ايجاد كسب و كار توسط كارآفرينان و ارائه الگوهاي رفتاري آنان در صنايع مختلف

بررسي و تجزيه و تحليل اقدامات كارآفرينانه شركتها بر اساس الگوي شومپيتر

بررسي انواع كارآفرينان در ساختار اقتصادي ( ارتباط نوع فرصتهاي اقتصادي و نوع كارآفرينان )

بررسي شيوه هاي تامين مالي براي حمايت از كارآفرينان

نقش كارآفرينان در رشد و توسعه اقتصادي از ديگاه تئوريهاي اقتصاد

رويه ها و روشهاي مالي در موسسات كارآفريني

نقش كارآفريني در احياي صنايع رو به زوال

نقش كارآفريني و اشتغال زايي ( بويژه جوانان )

بررسي رابطه بين ارزشها و قوانين اسلامي و اشاعه فرهنگ كارآفريني و موسسات خيريه

جهاني شدن و كارآفريني

جايگاه كارآفريني در نظريات توسعه اقتصادي كشورهاي جهان سوم

كارآفريني در بخش كشاورزي

2- ويژگي هاي روانشناختي و فردي :

بررسي علل خروج نيروهاي كليدي شركتها و تجزيه روند ادامه آينده شغلي آنها در بخشهاي صنعت و خدمات

شناسايي كارآفرينان موفق و ارائه الگوي موفقت آنها در بخش صنعت و خدمات

بررسي ويژگي هاي شخصيتي و روانشناسي كارآفرينان فردي

بررسي ويژگي هاي شخصيتي  روانشناسي كارآفرينان سازماني

بررسي متغيرهاي تسهيل كننده و نيازهاي مختلف كارآفرينان در صنايع مختلف

مطالعه مقايسه اي و تطبيقي بين ويژگي هاي كارآفرينان فردي و سازماني بين ايران و امريكا

مطالعه در خصوص ويژگي ها و انگيزه هاي كارآفرينان زن

نقش والدين  در تربيت و ايجاد خلاقيت و ويژگي هاي شخصيتي در كارآفرينان

اخلاق كارآفريني

تفاوت بين مديران و كارآفرينان در بخش صنعت و خدمات ايران

عوامل موثر بر تصميم گيري توسط كارآفرينان

مطالعه مقايسه اي و تطبيقي بين ويژگي هاي كارآفرينان فردي و سازماني در صنايع مختلف ايران

بررسي و تطبيق ويژگي هاي كارآفرينان در صنعت و خدمات

3- عوامل اجتماعي و نقش دولت :

بررسي و مطالعه متغيرهاي جمعيت شناختي كارآفرينان در صنايع مختلف

بررسي نقش ساختارهاي حقوقي و قانوني در توسعه كارآفريني

بررسي ويژگي هاي جمعيت شناختي كارآفرينان

بررسي نقش سياست هاي حمايتي دولت در توسعه صنعتي و ايجاد شركت هاي جديد

نقش دولت در ايجاد مراكز آموزش و ترويج كارآفريني در جامعه

ارائه الگوي شبكه كارآفريني و ارائه آن

موانع كارآفريني و كشورهاي جهان سوم

ارتباط قانون كار و مقررات مربوطه با فرهنگ كارآفريني در ايران

بررسي عوامل جامعه شناختي در كارآفريني

تاثير هنر بر استعداد كارآفريني

4- آموزش كارآفريني :

طراحي دوره هاي آموزشي در سطوح دبستان ، راهنمايي و دبيرستان در خصوص كارآفريني

طراحي دوره هاي آموزشي در سطوح دانشگاه

مدل ارزيابي بازده سرمايه گذاري در آموزش كارآفريني

ارتباط صنعت و دانشگاه و نقش آن در كارآفريني

ارائه راهكارهاي اجرايي آموزش كارآفريني و ايجاد پرورشگاه هاي كارآفرين توسط نهادهاي اجرايي و آموزشي

5- نقش شركتهاي كوچك :

بررسي و تجزيه و تحليل علل عدم شكل گيري زنجيره هاي خدماتي  توزيعي فرانشيز در ايران

نقش شركتهاي كوچك در توسعه اقتصاد

بررسي و ارزيابي پروژه ها و فرصتهاي كارآفريني

نقش فرانشيز در توسعه كارآفريني

ساختار سرمايه در موسسات كوچك و كارآفرين

مديريت استراتژيك در موسسات كوچك و نقش كارآفرين در تدوين استراتژي

بررسي زمينه هاي كارآفريني در صنايع كوچك ايران

نقش فرانشيز در اشتغال زائي و توسعه اقتصادي

6- نقش استراتژي و عوامل سازماني‌ :

ساختارهاي تامين مالي پروژه هاي كارآفرينانه و capital venture

بررسي استراتژي هاي كارآفريني سازماني در رشد  بقاي شركتها رابطه مديريت ، رهبري و فرهنگ در موسسات كارآفرين

نقش تيم مديريت در كارآفريني ( سازماني )

ارتباط چرخه عمر سازمان با كارآفريني

اثر بخشي در موسست كارآفرين و مقايسه با موسسات غير كارآفرين

ارتباط بين بازاريابي و كارآفريني

دورنماي كارآفريني در قرن 21 و پيامدهاي آن براي ايران

توسعه ساختارهاي زيربنايي كارآفريني در كشور

نقش ساختار و استراتژي در موسسات كارآفريني

ايجاد تيم هاي كارآفريني جهت رشد موسسه

چالشهاي موسسات داراي رشد سريع و كارآفرينانه

انحلال موسسات و شركتها در بخشهاي مختلف صنايع

تبيين مدل مديريت منابع انساني مبتني بر پرورش كارآفرين

7- تكنولوژي اطلاعات :

نقش تكنولوژي اطلاعات و اينترنت در توسعه فرصتهاي كارآفريني

فرايند انتقال تكنولوژي و فرايند نوآوري در شركتهاي كارآفرين

بررسي استفاده از تكنولوژي اطلاعات در كارآفريني در ايران

طراحي سيستم اطلاعات كارآفريني در صنعت و خدمات

طراحي سيستمهاي پاداش و حقوق و دستمزد مبتني بر الزامات كارآفريني

محورهاي پيشنهادي موسسه كار و تامين اجتماعي در حوزه كارآفريني

1. بررسي روشهاي ترويج كارآفريني

2. بررسي نقش مشاوره شغلي در كارآفريني و ايجاد اشتغال

3. پتانسيل هاي اشتغالزايي در زمينه صنعت توريسم

4. نقش خدمات مدرن در ايجاد اشتغال و شناسايي مشاغل جديد

5. بررسي شيوه هاي ارتقاء بهره وري نيروي كار

6. ايجاد مشاغل نوين

7. نقش كارآفريني زنان در ايران در بازار كار با توجه به موانع و مشكلات

8. بررسي تطبيقي شيوه هاي موثر پرورش كارآفريني در ايران و سايركشورها

9. بررسي شيوه هاي نوين تجارت جهاني و مطالعه تطبيقي در زمينه راهنمايي و مشاوره شغلي كاريابيهاي بين المللي

10. بررسي نقش مشاوره شغلي در كارآفريني و ايجاد اشتغال

11. نقش خدمات مدرن در ايجاد اشتغال و شناسايي مشاغل جديد در اين حوزه

12. بررسي اثر نوسازي صنايع بر اشتغال

13. نقش و بررسي ظرفيت صنعت گردشگري در توسعه اشتغال در ايران

14. نقش صنايع تبديلي و ارائه راهكارهاي مناسب براي حفظ و اشتغالزايي ذدر فعاليتهاي كشاورزي

15. نقش تجربيات جهاني ( كشورهاي مختلف ) در ايجاد فرصتهاي شغلي در بخش IT

16. بررسي ابزار و روشهاي توانمد سازي نيروي كار ( نظير آموزش ، مشاوره ، اطلاع رساني ، هدايت و راهنمايي ، مديريت و سازماندهي ، كارورزي ، فرهنگ سازي ، قوانين و مقررات … )

17. بررسي تطبيقي روش آموزش و پرورش كارآفريني

18. بررسي و شناسايي رويكردهاي نوين در توسعه كارآفريني

19. شناسايي و تحليل الگوهاي برتر توسعه اشتغال و كارآفريني روستايي در ايران و كشورهاي منتخب

20. تهيه برنامه و الگوهاي عملي توسعه اشتغال و كارآفريني در روستاها

خانواده و كارآفريني

كارآفريني مفهومي است كه همراه با خلقت بشر وجود داشته است . مروري بر ادبيات كارآفريني نشان مي دهد كه مفهوم كارآفريني براي اولين بار توسط اقتصاد دانان مطرح شد . سپس با توجه به اهميت و نقش كارآفريني در شكل گيري تحولات اقتصادي در جوامع ، دانشمندان علوم اجتماعي نيز به بررسي ويژگيهاي فردي و اجتماعي كارآفرينان پرداختند . خانواده كانوني است كه در شكل گيري اين ويژگيها ، مي تواند نقش حياتي ايفا كند . در جوامع سنتي كه مردان نقش نان آوري و زنان نقش خانه داري و تربيت فرزندان را بر عهده داشتند ، انتقال ايده كسب و كار بيشتر از طريق مرد صورت مي گرفت ؛ ساختار جديد خانواده در جامعه امروز و به تبع آن خروج زن از خانه ، ظهور جلوه هاي تازه اي از بروز خلاقيت و نوآوري را در هر جنس زن و مرد باعث شد . بدنبال اين تغيير نگرش ؛ شيوه توليد ، سبك زندگي و نقش هاي والدين در درون خانواده نيز دچار دگرگوني شد . به شكلي كه هر كدام از والدين با رفتار خود مي توانند در رشد اعتماد به نفس ، خلق ايده هاي جديد در خانواده و تعيين مسير شغلي فرزندان ، نقشهاي اساسي را ايفا كنند .

اگر خانواده را از ديدگاه نهادي مورد بررسي قرار دهيم به اين نتيجه مي رسيم كه خانواده از نظر كمي و كيفي مي تواند كانون اصلي انديشه كار و تلاش و پرورش رحيه خلق ايده و كار در افراد باشد . تحقق اين امر مستلزم توجه ويژه والدين به ابعاد و ساختهاي حيات فردي فرزند از هنگام تولد تا زمان تكوين شخصيت اوست . وقتي پدر يا مادر همچون الگويي تلاشگر و موثر در عرصه كار و توليد در جامعه ظاهر شوند ، كاركردهاي مثبت ناشي از فعاليت آنها فرزند را به سمت و سويي ترغيب مي نمايد تا ذهن خود را به صورتي منسجم و ثمر بخش به ادامه شغل والدين و يا حرفه اي جديدتر سوق دهد . براي چنين فردي دستيابي به منابع اقتصادي ناشي از كار و تسخير فضاهاي جديد ، ارزش تلقي مي شود . چنين طرز تلقي از دنياي پيرامون ، ذهن فرد را نسبت به خلق ايده اي نو و استقلال اقتصادي و كسب موفقيت ، دگرگون مي سازد . در اين مرحله ، نوجوان يا جوان ايده كاري خود را با خانواده در ميان مي گذارد چه بسا بتواند از تجربيات و رهنمودهاي والدين و احتمالاً حمايت مالي و اجتماعي آنها بهره مند شود . اينجاست كه معيارها و ارزشهاي خانواده براي فرزند ملاك عل و چراغ راه او در مسير كار و تلاش واقع مي شود . وظيفه والدين در چنين شرايطي تشريح ابعاد گسترده فعاليت اقتصادي به عنوان ارزش بنيادي براي فرزند و هدايت او در مسير مطلوب ، آغاز توام با موفقيت را در راه اندازي كسب و كار به همراه خواهد داشت .

ميزان تحصيلات ، نوع شغل والدين ، ساخت خانواده ، روابط خانوادگي ( خصوصاً رابطه والدين با فرزندان ) ، درآمد خانواده و ميزان برخورداري از امكانات رفاهي در شكل گيري فرهنگ كار در خانواده مي تواند تاثير داشته باشد . انسانهاي متفاوت ، توانمنديهاي متفاوتي دارند كه اگر از همان دوران نوجواني در مسير مشخص هدايت شوند ، مي توانند با خلق ايده هاي جديد خود ، تغيير در روند توليد و بالطبع تغيير در فرآيند تكنولوژي را آسان كنند .

مراحل توسعه كارآفريني توسط خانواده

1- مراحل نهادينه كردن فرهنگ كارآفريني :

خانواده بهعنوان انتقال دهنده جبهه اي از اصطلاحات ، آئين ها و رفتارهاي اجتماعي مي تواند نقش ثمربخش خود را جهت آشنايي با مفاهيمي مثل : توفيق طلبي ، استقلال طلبي و خطر پذيري در عرصه فعاليت اقتصادي و همسازي با واقعيت هاي كاري در جامعه ، به اعضاء خود ارزاني دارد .

نوع نگرش والدين به دنياي پيرامون خود و چگونگي تجسم ارزشهاي اجتماعي براي فرزندان در شكل گيري آينده شغلي آنها ، مي تواند راه را براي دستيابي به اقتصاد سالم هموار سازد . مثلاً چنانچه كسب موفقيت در جهت خلق ثروت و ايجاد فرصتهاي شغلي جديد به عنوان بخشي از ارزشهاي مورد نظر والدين براي فرنزد به تصوير كشيده شود . نواجوان در چنين موفقيتي است . او موقعيتهاي متفاوت را با هم مقايسه مي كند ؛ شبيه سازي ذهني انجام مي دهد ؛ به پرس و جو مي پردازد ؛ و گاهي اوقات در نشريات ، كتب ، محيط مدرسه و حتي مجالس سخنراني پرسشهاي ذهني خود را دنبال مي كند ؛ آنگاه ، فرد با آگاهي از ارزش كار و تلاش آماده است بخش بزرگي از خواسته ها ، آرمانها و ارزشهاي مورد نظر خانواده خود را به محك تجربه مي گذارد .

2- تعيين مسير شغلي :

فضاي درون خانواده ، خصوصاً رهنمودهاي والدين به فرزندان ، اين امكان را به آنها مي دهد تا با گسستن از عادات و معتقدات پيشين خود يا ساير افراد خانواده ، رفتار جديدي را مورد كند و كار قرار داده و خود را با نظم اجتماعي نوين هماهنگ سازند ؛ به شكلي كه بتوانند بر فراز خواسته ها و آرزوهاي ذهني خود و منطبق بر نظامهاي مدرن پر و بال بزنند و از نفوذ و سلطه انديشه و روشهاي سنتي در رفتار آتي خود بكاهند . در ادامه چنين روندي ، نقش آفريني فرزند در درون خانواده معطوف به فرآيندهاي توليد و خلق ارزش در جامعه خواهد شد . در اين ارتباط ، والدين با شناخت توانمنديهاي بالقوه فرزندان خود و هدايت آنها در مسير شغلي ، نقش مهمي در شناسايي و پرورش افراد خلاق و كارآفرين در جامعه ايفاء مي كنند .

3- توانمندي سازي ( يادگري فن آوريهاي جديد ) :

حمايت و تشويق والدين جهت يادگيري فن آوريهاي جديد از جمله فن آوريهاي تكنولوژيكي و اطلاعات و معرفي مشاغلي كه امكان كسب درآمد بالا را براي فرزندان فراهم مي سازد . آنان را علاوه بر نقش آفريني در درون خانواده ، معطوف به اهداف توسعه در سطح جامعه يعني كار مفيد و بهره وري بالا خواهد كرد . تغيير نگرشها و رفتارهاي كليشه اي در مورد ايفاء نقشهاي خانوادگي و اجتماعي و تشويق فرزندان به رفتارهاي مثبت اقتصادي و اجتماعي ، آنان را افرادي كارآمد و هدفمند مي پروراند . زيرا پيروي از كليشه هاي سنتي و تكراري در عرصه كار و فعاليت ، هم به خانواده و هم به جامعه صدمات جبران ناپذيري وارد مي سازد . به همين دليل ؛ گذر از اين مرحله ، تاثير پذيري فرد از تغييرات جديد و پذيرش مسئوليت خطير اجتماعي به منظور ايجاد كسب و كار جديد و دسترسي به موقعيتهاي بهتر و جديدتر ، از فرد يك انسان مستقل و توانمند مي سازد كه در عرصه هاي گوناگون زندگي ضمن پذيرش نقشهاي متفاوت مي تواند مفيد واقع شود .

4- راه اندازي و اداره كسب و كار اقتصادي :

در اين مرحله ، فرد با ارزيابي مشاغل متناسب با خواسته هاي خود و خانواده ، به خلق ايده در زمينه كار و فعاليت مي پردازد ؛ چارچوب فكري خود را در قالب طرح كسب و كار به جامعه عرضه مي كند ؛ سپس ، با مديريت خود فعاليت اقتصادي را آغاز مي كند . در اين مرحله ، والدين با استفاده از تجارب خود مي توانند فرزندشان را جهت اداره كسب و كار ياري كنند . هر چند ممكن است اين نياز صرفاً متوجه حمايتهاي مالي آنها نباشد . با ادامه حمايت خانواده و تقويت روحيه كارآفريني در فرزندان به منظور راه اندازي و مديريت كسب و كار اقتصادي توسط آنان ، نتايج ذيل متوجه جامعه خواهد شد :

– ايجاد و توسعه اشتغال در بخشهاي اقتصادي كشور و به تبع آن استقلال اقتصادي خانواده ها

– دگرگوني در روند توليد با استفاده از تكنولوژي پيشرفته و بدنبال آن تغيير در فرهنگ مصرف

– تنوع شغلي و ايجاد رقابت گسترده در بازارهاي اقتصادي

– بسط و توسعه صادرات با اتكاء به منابع موجود در كشور

– كاهش نرخ بيكاري و تورم و بدنبال آن كاهش آسيبهاي اجتماعي در جامعه

كارآفريني زنان

در جامعه امروز ، زنان نقش مهم و در حال گسترشي در زمينه كسب و كار دارند . در سالهاي اخير ، سهم زنان در كسب و كارهاي خصوصي به اندازه كارهاي دولتي روند رو به رشدي را طي كرده است . مثلاً در آمريكا ، از سال 1990 تا سال 1998 ، كارهايي كه توسط زنان اداره مي شود افزايش چشمگيري داشته است 9،1 ميليون كار اداره شده توسط زنان در آمريكا 27،5 ميليون نفر را بكار گرفته است و 3،6 تريليون دلار در اقتصاد آمريكا مشاركت دارد . با اين وجود زنان با موانع خاصي در كسب و كار مواجه مي شوند كه بتدريج بايد بر آنها غلبه كنند .

موانع اشتغال و كارآفريني زنان در ايران

از اوايل قرن حاضر جهان با يك پديده اجتماعي اقتصادي به نام مشاركت اقتصادي زنان در مشاغل خارج از خانه رو به رو شده است . وضعيت اشتغال زنان در ايران مشابه با كشورهاي در حال توسعه ، در وضعيت مطلوبي نيست ، همواره زنان فرصتهاي شغلي كمتري دارند و غالباً در بخش غير رسمي با اندك دستمزد مشغول بكارند . در واقع مي توان گفت ، طبق آمار 1375 ، 1/12% زنان ده ساله و بيشتر كشور از نظر اقتصادي فعالند كه بيشترين فعاليت را در بخش خدمات (8/45%) و حدود 7/16% در بخش صنعت در گروه صنعت ( ساخت ) ، اشتغال دارند . حدود 71% شاغلان بخش خدمات در گروههاي آموزشي ، بهداشت و مددكاري مشاركت دارند . بيشترين شاغلان زن در گروه حقوق بگيران قرار دارند (60%) و تنها 9/0% شاغلان كارفرما هستند . زنان شاغل بيشتر در نقاط شهري (56%) سكونت دارند و در گروه سني 29-25 سال هستند و پس از آن گروه عمده اي مشغول ازدواج و پرورش فرزند و بطور كل امور خانواده مي شوند . با توجه به اينكه نرخ فعاليت ايرن نسبت به كشورهاي ديگر بسيار پايين است : (6/43%) . اين امر در مورد زنان (15%) و در مورد فعاليت مردان (71%) است . نرخ بيكاري جمعيت نيز روز به روز فزوني مي گيرد بطوريكه حدود 1/26% جمعيت زنان فعال مناطق شهري بيكارند . نرخ بيكاري زنان تحصيلكرده خصوصاً در سالهاي اخير مرتباً رو به افزايش است . لذا تلاش جهت بهبود وضعيت فعلي و رهايي از مشكلات و موانع مسئوليتي جمعي است . متاسفانه تحقيقات و پژوهش هاي داخلي در زمينه كارآفريني زنان ، به دليل نوپايي مبحث بسيار محدود است و از آنجا كه حتي اشتغال زنان در ايران همواره با مسائلي مواجه بوده ، طبيعتاً زنان با مسائل فزاينده اي رو به رو است . فرايند كارآفريني زنان را مي توان از ابعاد متنوعي بررسي كرد و آن را متاثر از مجموعه عوامل فردي ، محيطي و سازماني دانست .

در بعد فردي : بيشتر انگيزه ها ، ويژگي هاي جمعيت شناختي مدنظر است مي توان گفت ميان توانايي هاي شخصيتي از قبيل اعتماد به نفس و پنداشت از خود ، بر اشتغال زنان رابطه متقابل وجود دارد ، بطوريكه پنداشت از خود و اعتماد به نفس بالا تاثير مستقيم بر اشتغال زنان و موقعيت شغلي آنان دارد . بنابر اطلاعات جمعيت شناختي ، هر چه نرخ باروري به دليل جواني جمعيت افزايش مي يابد ، با نزول اشتغال زنان مواجه هستيم ؛ همچنين ميان تعداد فرزند و اشتغال رابطه معكوس وجود دارد ، بطوريكه تنها 8/23% از زنان داراي سه فرزند يا بيشتر در مقابل 7/57% زنان با 1 يا 2 فرزند به فعاليت شغلي مي پردازند . وضعيت تاهل نيز بي تاثير در موضع نيست ، بطوريكه زنان مجرد از آزادي بيشتري براي اشتغال و فعاليت هاي اقتصادي ، اجتماعي نسبت به متاهلين برخوردارند . تحصيلات نيز عامل قابل توجهي است ، طبق آمارهاي رسمي (75) 2/74% زنان كشور باسواد هستند و درصد قابل ملاحظه اي از جمعيت دانشجويي را زنان تشكيل مي دهند . با وجود اين ، سهم زنان شاغل با تحصيلات عالي نسبت به كل اشتغال زنان و همچنين درصد مديران زن با تحصيلات عالي بسيار محدودتر از مديران زن بدون تحصيلات عالي است . به صراحت مي توان گفت كه عوامل محيطي نقش بسيار مهمي را نسبت به عوامل فردي عهده دار است ، چرا كه ويژگي هاي شخصيتي و توانمنديهاي رواني بسيار متاثر از عوامل محيطي است . وضعيت اجتماعي ، فرهنگي ، حقوقي ، ديني ، سياسي و اقتصادي جامعه مطمئناً نقش بسزايي را در تقويت يا تضعيف فعاليتها در امور متفاوت دارد . در حوزه اشتغال زنان و فراتر از آن خود اشتغالي آنها ، موانع محيطي بسياري را ميتوان برشمرد .

در بعد اجتماعي : هنجارهاي رايج در زمينه تقسيم كار ، وجود نوعي مرزبندي طبيعي ميان كار زنان ( خانه داري ) و مردان ( امور بيرون منزل ) مسئله تعدد نقش زنان بطوريكه انتظار انجام مسئوليت هاي متفاوت زنان در قالب همسر ، مادر ، خانه دار ، شاغل … آنها را دچار تنش و نوعي تضاد نقش و فشارهاي ناشي از آن مي كند . نا امني هاي اجتماعي كه امكان حضور فعال زنان در جامعه ، كه لازمه اش سفرهاي بين شهري ، اقامت در هتلها و اماكن سالم است را با مشكل مواجه كرده است . با مرور شرايط اجتماعي حاكم بر سه دهه اخير ، متوجه مي شويم كه ايدئولوژي حاكم در سالهاي اوليه انقلاب بيشترين لطمه را بر مشاركت زنان وارد كرده است كه تعطيلي مهد كودك هاي دولتي و مراكز تنظيم خانواده ، بازنشستگي زودرس زنان ، تعريف شغلهاي مشابه نقش مادري براي زنان ، از آن جمله است .

در بعد فرهنگي : فرهنگ اقتدارگرا و مردسالار هموراه رواج دهنده باورهاي سنتي و كليشه هاي جنسيتي بوده و از ابتدا ، تربيت و اجتماعي شدن دختران ، در نظر گرفتن خويش به عنوان جنس دوم و تضعيف اعتماد به نفس و تعميق حس حقارت و خود كم بيني توانايي هاي خويش را در پي داشته است . همچنين كمبود آگاهي زنان در ابعاد حقوق فردي ، خانوادگي و اجتماعي ، حرفه اي و عدم شركت در تشكل هاي صنعتي حرفه اي و فعاليتهاي اجتماعي ، فرهنگي ، سياسي ، به استمرار ساخت نابرابر كمك مي رساند . بدليل نگاه جنسيتي ، فرصتهاي اجتماعي و شغلي كمتر بطور برابر با توجه به شايستگي ها به افراد ، فارغ از جنسيتشان اعطا گشته است ، همواره شاهد تبعيض هاي جنسيتي در اشتغال هستيم .

در بعد اقتصادي : در حاليكه زنان در آسيا بطور متوسط 13-12 ساعت بيش از مردان كار مي كنند ، بدليل بدون مزد بودن كار خانگي همچنان در سطح نازل درآمدي قرار مي گيرند . ارتقاء مقامها تنها بر اساس شايستگي ها صورت نمي پذيرد . بطوريكه بين سالهاي 65-55 از كل مردان شاغل تنها 6% تحصيلات عاليه داشته اند . در حاليكه 18% زنان شاغل ، تحصيلات عاليه داشته اند و جاي شگفتي است كه از كل زنان تحصيلكرده عالي تنها 5% به سمتهاي بالاي اداري و مديريتي رسيده اند . ( آمار 1381 ) تبعيض هاي جنسيتي در نوع آموزش : شامل مواد درسي ، نقش زنان در كتابهاي درسي ، رسانه ها كه بيشتر تقويت كننده ديد سنتي نسبت به زن است . همچنين محدوديت هاي آموزش در نظام آموزش عالي براي زنان مانند انحصار برخي رشته ها براي مردان ، محدوديت اعزام به خارج كشور براي ادامه تحصيل و كمبود اكانات ( خوابگاه ) براي دختران ، همگي از موانع مشاركت زنان است . باورهاي فهمي ديني نيز بي تاثير در اين مسئله نيست ، احكام موجود در زمينه ارث ، نفقه ، اجازه خروج از كشور در بعد اقتصادي و احكامي چون شهادت ، ديه ، قضاوت ، طلاق ، حق حضانت در بعد خانوادگي اجتماعي بي شك تاثير منفي در پيشرفت و شكوفايي همه جانبه زنان دارد كه مي توان با استنباط هاي متناسب شرايط زماني و مكاني موانع را برطرف كرد .

وضعيت حقوقي و قوانين : قوانين ناظر بر خانواده از جمله مواد 1106 (نفقه زن) ، 1199 (نفقه اولاد) ، 1117 (منع كار زن در صورت عدم رضايت شوهر) . از آنجا كه طبق قانون ، رياست خانواده با شوهر است و خروج از كشور زن منوط به اجازه كتبي شوهر است . مشكلاتي در مسير كار زنان ايجاد مي شود . قوانين ناظر بر اشتغال ، از جمله اشتغال زنان است . هيچكدام كمكي به افزايش مشاركت اقتصادي اجتماعي زنان نكرده است . البته زمينه هاي مساعد قانوني را نيز نبايد از نظر دور داشت . اصول 3 ، 21 ، 28 ، 41 برخورداري زنان از حقوق اجتماعي مساوي با مردان را متذكر شده و همچنين طبق ماده 1118 مصوب 1313 زن مستقلاً مي تواند در دارايي خود هر تصذفي را داشته باشد . تصويب قانون در مورد كنترل جمعيت نيز مطمئناً بي تاثي در مشاركت بيشتر زنان نيست . پر واضح است پيش شرط راه اندازي فعاليت هاي كارآفرينانه توسط زنان ، شناسايي دقيق عوامل موثر بر فرايند اشتغال و كارآفريني است و مطالعات راهبردي در اين زمينه ضروري به نظر مي رسد .

نتيجه گيري :

كارآفريني ، كانون و مركز ثقل كار و تلاش و پيشرفت در عصر مدرنيته تلقي مي شود . ما بدون توجه كافي به مقوله توسعه فرهنگ كارآفريني نمي توانيم به شاخص هاي رشد و توسعه كه از طريق تغيير در روند توليد ، بهره وري و توان افزايي فني و صنعتي در عرصه اقتصاد حاصل مي شود ، دست يابيم . در گذر از مرحله سنتي به صنعتي بايد به توانمنديها و قابليتهاي فردي كارآفرينان در بهره گيري از منابع طبيعي و بكارگيري تكنولوژي مدرن اهتمام ويژه اي قائل شويم . زيرا ، آنها با بكارگيري روش هاي جديد در بازار ، خود را براي استفاده بهينه از ابزار و دستيابي به كيفيت مطلوب كالا و خدمات آماده مي سازد . كارآفريني ، فرايندي اكتسابي است و خانواده در شكل گيري اين فرايند نقش اساسي را ايفاء مي كند . زيرا ، خانواده مي تواند عنصر پويايي و تحرك را به ژرفاي وجود افراد تحت نفوذ و وابسته به خود تزريق كند به شكلي كه فرد و جامعه در محيطي هماهنگ به تعامل بپردازد و قالبهاي اجتماعي نوآورانه شكل گيرد . نقش و اهميت خانواده به عنوان كانون انديشه نوگرايي ، در ايجاد روحيه خلاقيت و نوآوري در افراد ، گسترش روحيه كارآفريني و توسعه كسب و كار جديد در جامعه ، انكار ناپذير است ، به طوري كه در زمينه فعاليت اقتصادي ، خانواده مي تواند انديشه افراد تحت نفوذ خود را به سمت و سويي سوق دهد كه آنها را از مشكلات پيش رو از جمله ، بيكاري ، فقر ، اعتياد ، فساد و … برهاند و آنها را در مسيرهاي شغلي كه مولد سرمايه و فرصتهاي جديد است ، هدايت نمايد . زيرا ، خانواده علاوه بر نقش توليد نسل و پرورش ابعاد عاطفي و اخلاقي فرزندان ، به عنوان كانوني براي رشد و پرورش انديشه خودباوري ، اعتماد به نفس و خود شكوفايي در فرزندان ، نقش بسيار موثري در راه اندازي كسب و كار اقتصادي و توسعه فعاليت هاي شغلي در جامعه خواهد داشت .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.