پرسشنامه نگرش نسبت به روابط جنسی نامشروع در زنان روسپی

این پرسشنامه استاندارد از نوع فایل ورد و به همراه تمامی اطلاعات مربوط به نمره گذاری، تفسیر،و … در قالب جداول زیبا و آماده تکثیر ارائه گردیده است. پس از پرداخت موفق می توانید به صورت آنلاین اقدام به دانلود فایل مربوطه بپردازید.

هدف: ارزیابی نگرش نسبت به روابط جنسی نامشروع در زنان روسپی

تعداد سوال: 8

تعداد بعد: 1

شیوه نمره گذاری: دارد

تفسیر نتایج: دارد

منبع: دارد

نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 2900 تومان

خرید فایل

پرسشنامه نگرش نسبت به روابط جنسی نامشروع در زنان روسپی

روسپی گری فروش تن است در ازای پول یا مواد مخدر یا دارو (Monto, 2004: 162) و به عبارتی برآوردن خواهش‌های جسمانی دربرابر پاداش‌های مالی می‌باشد (سیفی، 1386 :2). پدیده‌ای که وجود دلایل متعدد و چندگانه شیوع، زیست متفاوت و گاه پنهان اما گسترده، جدال بر سر قانونی یا غیرقانونی بودن، مجرم یا قربانی بودن روسپی و قدم نهادن این پدیده به عرصه تجارت و ظهور صنعت سکس به عنوان سومین صنعت سودآور جهان تنها اندک نشانه‌هایی از پیچیدگی ابهام‌آور این مسأله می‌باشد. پدیده‌ای که به تعبیر ژرژگورویچ یک پدیده اجتماعی تام می‌باشد که دارای لایه‌ها، اقشار و سطوح متعدد (حاجی‌زاده میمندی، 1386: 4) و توأم با بهره‌کشی جنسی و تحقیر زن است (مهاجر،1380: 32) که اقدام به قانونی کردن آن مردان را با این پیام مواجه می‌سازد که زنان کالاهای جنسی هستند و روسپیگری یکی از سرگرمی‌های بدون ضرر برای مردان است (جی.ریموند، 1387: 26).

روسپیگری مبادله‌ایست که آن را مبتنی بر رضایت روسپی دانسته‌اند، مبادله‌ای که به عنوان رفتار جنسی توافقی بزرگسالان تعریف می‌شود و این‌گونه از مفهوم تجاوز مجزا می‌گردد. اما ‌آن‌چه در این تعریف از آن غفلت می‌شود این است که این رضایت ممکن است به دلیل اوضاع وخیم اقتصادی، اعتیاد و ترس از یکی از والدین یا واسطه‌ها ایجاد شده باشد. به علاوه این‌که درصد قابل توجهی از روسپیان قبل از ورود به وادی روسپیگری تجربه سخت خشونت فیزیکی و آزار جنسی را داشته‌اند. بنابراین تنها درصدی از روسپیگری می‌تواند مبتنی بر رضایت باشد. در دیدی واقع بینانه‌تر روسپیگری در میان تنوعی از زمینه‌های اجتماعی پدید می‌آید (Monto, 2004: 162). پینس و سیلبرت (1982) از دو گونه متمایز روسپیگری سخن گفتند: اولین نوع جوانانی از خانواده‌هایی با درآمدهای متوسط به بالا که طعم تلخ آزار فیزیکی، جنسی و احساسی را تجربه کرده‌اند و برای فرار از آزار و تجاوز و به فراموشی سپردن خاطراتی تلخ در وادی روسپیگری غرق شدند و گروه دوم افرادی هستند با پایگاه‌های اجتماعی- اقتصادی پایین، آلوده به اعتیاد و یا سابقه جرم و خلاف که به دلیل فشارهای اقتصادی و یا فشار شبکه‌های اجتماعی منحرف وارد روسپیگری می‌شوند (Roe-Sepowitz, 2012:562). با این تعاریف روسپیگری ریشه‌ای عمیق در دل زندگی اجتماعی، روان‌شناختی، سیاسی و اقتصادی دارد و یکی از لغزنده‌ترین پدیده‌هایی است که کنترل قانونی نفوذ چندانی بر آن ندارد (Liu, 2012:327). روسپیگری هم معلول مشکلات اجتماعی نظیر مهاجرت، بیکاری، حاشیه‌نشینی، فقر، عدم امکان ازدواج، مصرف‌گرایی، سطح تحصیلات پایین، خانواده از هم گسیخته، ضعف باورهای مذهبی و غیره است و هم خود به مشکلات اجتماعی نظیر سرقت، طلاق، اعتیاد به مواد مخدر، حتی قتل و بسیاری از آسیب‌های دیگر می‌انجامد.

بدین ترتیب روسپیگری پدیده‌ای بسیار پیچیده، چندبعدی، ناآشکار و تودرتوست که در جامعه ما به لایه‌های زیرین خزیده و به صورت گسترده در زیر لایه‌های عمیق نفس می‌کشد و به زیست خود به صورت قوی ادامه می‌دهد. پایین آمدن سن ورود به روسپیگری و مواجه شدن با روسپیان کودک و نوجوان و خطرناکی این سبک زندگی با پیوند جدایی ناپذیرش با بیماری‌هایی چون ایدز و حضور پررنگش به عنوان معضل اجتماعی که راهی برای انکار باقی نگذاشته، به ویژه در سال‌های اخیر توجه زیادی را به خود معطوف نموده و سازمان‌ها و نهادهای فرهنگی و اجتماعی را جهت مهار و کنترل به تکاپو واداشته است. تلاشی که تنها زمانی مثمرثمر واقع می‌گردد که شناختی صحیح از این آسیب اجتماعی حاصل شده باشد. اگرچه تلاش‌های زیادی جهت نائل شدن به این شناخت انجام شده اما این پدیده همچنان دارای ریشه‌های ناشناخته ایست که مانع از ثمربخشی تلاش‌ها می‌گردد. در این راستا هدف پژوهش حاضر فرارفتن از نگاه سطحی و برون‌نگر نسبت به این پدیده و تلاش برای رسوخ به بطن زندگی زنان ویژه در پرتو دیدی عمیق و درون‌نگر است بدین گونه که درکی ژرف از واقعیت ناب زندگی و شرایط آنان و به عبارتی تجارب زیسته زنان روسپی نائل شود.

بررسی پیشینه و چارچوب مفهومی

روسپیگری پدیده‌ای است که در هر ورق تاریخ در بسیاری از جوامع به اشکال مختلف حضور داشته است و همچون بسیاری از پدیده‌های دیگر تغییراتی را از سر گذرانیده و حیات خویش را تاکنون حفظ کرده است. شیوه‌های گوناگونی چون روسپیگری مذهبی که در دوره باستان درکشورهایی نظیر مصر، هند، یونان، ژاپن و ایران رایج بود. بدین ترتیب زنان در معابد به ارائه خدمات جنسی می‌پرداختند. با شکل‌گیری نظام شهری روسپیگری در بافت شهری متمرکز شد. در اواخر قرن پانزدهم برخورد با روسپی‌ها شدت گرفت و سیاستی اتخاذ شد که روسپیان باید ظاهر متفاوتی از سایر زنان داشته باشند تا در جامعه قابل شناسایی باشند، از ته زدن مو، به رنگ قرمز درآوردن موها و حتی ممانعت از حضور در عرصه‌های عمومی از جمله این اقدامات بود. از قرن هجدهم روسپیگری تغییر و تحولات خود را آغاز کرد. حضور روسپیان پذیرفته شد و مسائل بهداشتی آنان مورد توجه قرار گرفت. در قرن نوزدهم بحث قانونی شدن روسپیگری باب و در بعضی کشورها اجرا شد و امروزه روسپیگری یکی از سودآورترین صنعت‌های جهان است (سیفی، 1386: 6-2). به گونه‌ای که مسائل جنسی به گونه‌ای جدی آلت دست استثمارگران جنسی تجاری شده است و کسانی چون واسطه‌ها که از فروش کودکان و نوجوانان نابالغ جهت روابط جنسی سود می‌برند در یک بازار جهانی اقدام به مبادله دختران و زنان می‌کنند (Mitchell & Colleguse, 2010:18).

در ایران نیز روسپیگری پس از طی فراز و نشیب‌های گوناگون و گذران اشکال مختلف به حیات خود ادامه می‌دهد. قبل از انقلاب می‌توان از 5 نوع روسپیگری فعال نام برد: روسپیان قلعه شهرنو، روسپیان تفریح‌گاه‌های شبانه، روسپیان خیابانی، روسپیان منازل و روسپیان گودنشین (فرمانفرمائیان، 1349). عدم درک صحیح از بسیاری از پدیده‌های مدرنیته و استفاده ناصحیح از رسانه‌ها و همچنین غفلت از ریشه‌یابی عمیق و درمان روحی و روانی زنان آسیب دیده باعث شد این آسیب به شکلی زیرزمینی و گسترده قشرهای گوناگون جامعه را درگیر کند به گونه‌ای که سن روسپیگری به 13 سال رسیده است (حاجی‌زاده میمندی، 1386: 15). عمیق شدن این آسیب توجه پژوهش‌هایی را به خود وا داشته است که در ذیل به تعدادی از آن‌ها اشاره می‌گردد:

محمد آشوری و اکبر وروایی تحقیقی با عنوان «خانواده و روسپیان خیابانی» بین سال‌های 1383 تا 1385 در قلمرو مکانی شهر تهران، شهرستان‌های شمیرانات و شهر ری، با مورد بررسی قرار دادن 512 زن روسپی خیابانی به انجام رسانیدند. نتایج نشان داد بین سن شروع روسپیگری و هر یک از متغیرهای مستقل هشتگانه تحقیق شامل بعد خانوار، ساخت خانواده، نظام اخلاقی خانواده، وجود تعارض و تشنج در خانواده، ارضای نیازها در خانواده، نظارت و کنترل خانواده، وجود اعتیاد در خانواده، میزان پایبندی مذهبی در خانواده رابطه معناداری وجود دارد.

در پژوهشی با عنوان «بررسی تأثیر عوامل اقتصادی بر گرایش به ناهنجاری اجتماعی و راهکارهای انتظامی- اجتماعی پیشگیری از آن (مطالعه موردی: روسپیگری خیابانی) توسط اکبر و روایی و همکاران، 512 زن روسپی خیابانی تهران بزرگ را به بررسی درآورد، یافته‌ها نشان داد که میانگین سن شروع روسپیگری 19 سالگی است که اولین تجربه جنسی نامشروع، آثار مهمی بر گرایش آنان به این حرفه را فراهم کرده است. لذت جنسی و کسب ثروت عامل اصلی گرایش روسپیان به روسپیگری نبوده، بلکه وضعیت مالی بسیار بد روسپیان، بی‌شغلی یا شغل نامناسب، بی‌سرپرستی یا بدسرپرستی، وضعیت اقتصادی بسیار بد همسران و والدین آنان از یکسو، تمکن مالی خوب و بسیار خوب متقاضیان مناطق شمال تهران بزرگ از سویی دیگر، شرایط را برای روسپیگری مهیا کرده است، لذا روسپیگری خیابانی برای روسپیان به عنوان یک حرفه تلقی می‌شود که برای گذراندن زندگی معیشتی خود یا خانواده خود، فعالیت می‌نمایند. نتایج این پژوهش عامل اقتصادی را دارای بیشترین قدرت تأثیرگذاری بر گرایش پاسخگویان به حرفه روسپیگری می‌داند.

«تأثیر عوامل اجتماعی بر گرایش افراد به اعتیاد، سرقت و روسپیگری» عنوان پژوهشی دیگر است که توسط سیدحمیدرضا علوی (1389) در شهر کرمان صورت گرفته است. روش انجام این تحقیق از نوع علی- مقایسه‌ای بوده که 100 فرد عادی و 200 فرد باسابقه اعتیاد، سرقت و روسپیگری در زندان کرمان توسط پرسشنامه مورد مطالعه قرار گرفتند. یافته‌های این پژوهش نشان داد که افراد باسابقه روسپیگری و انحرافات جنسی نسبت به افراد عادی زمان بیش‌تری به تفریح و گردش با دوستان اختصاص می‌دهند و وضعیت دوستان و خویشاوندان آن ها به لحاظ اخلاقی و دینی نامناسب‌تر است.

پژوهشی با عنوان «یک مطالعه کیفی بر زنان روسپی در هند: نقش خانواده و آشنایان» توسط کاراندیکار در سال 2011، 48 زن روسپی از بمبئی را با هدف بررسی تجارب مربوط به ورود آنان به حرفه روسپیگری و نقش خانواده و دوستان در این زمینه مورد مصاحبه قرار داد. میانگین سن مصاحبه شوندگان 35.07 سال بود و جوان ترین پاسخگو 20 و مسن‌ترین 60 سال سن داشتند. حدود نیمی از پاسخگویان از مناطق روستایی جنوب هند و متعلق به خانواده‌های طبقه پایین بودند، اکثر پاسخگویان بی‌سواد و برخی فقط می‌توانستند نام خود را بنویسند. اکثریت آنان روسپی خیابانی بودند و هنگام جذب مشتری اتاقی در فاحشه‌خانه اجاره و مبلغی از درآمد خود را به صاحب آن می‌دادند. بسیاری از پاسخگویان 3 مشتری در هر روز داشتند ولی در کل طیف به دست آمده از 1تا7 مشتری متغیر بود. سن ورود به روسپیگری در 63.16 درصد آن‌ها کم‌تر از 18سال و 23.6درصد بالای 18 سال و 13.16درصد نامعلوم می‌باشد. اکثریت این زنان هندو و مسلمان بودند. یافته‌های این مطالعه نشان داد که فقر، مورد آزار قرار گرفتن توسط همسر، آزار جنسی و مرگ یکی از والدین یا همسر از دلایل اصلی ورود به روسپیگری بوده است.

«زنان مهاجر چینی در صنعت سکس: بررسی مسیر ورود آن‌ها» عنوان تحقیقی است که لیو (2012) به انجام رسانیده است. وی 40 زن روسپی از مکان‌های مختلفی چون خیابان‌ها، سالن‌های زیبایی، سالن‌های ماساژ و سونا، کلوپ‌های شبانه و کاباره‌ها را مورد مصاحبه عمیق قرار داد. در این مطالعه شرکت‌کنندگان در محدوده سنی 39-18سال بودند و میانگین سنی آنان 23.6سال بود. 34 نفر از آنان در گروه سنی 30-18 سال بودند. 37 نفر متعلق به مناطق روستایی و 30 زن مجرد، 5 نفر متأهل و 4 نفر نیز مطلقه بودند. بررسی ویژگی‌های زنان و زندگی آنان در کودکی نشان داد که آن‌ها از خانواده‌های طبقه پایین و فقیر بودند. والدین آنان عمدتاً کشاورز، کارگران مهاجر و کارگران کارخانه‌ها بودند. در این مطالعه ارتباطی بین روسپیگری و خشونت خانگی، تجاوز و روابط منفی با والدین کشف نشد. اگرچه بعضی از زنان قبل از مهاجرت زندگی سختی داشتند اما در خانواده‌هایی نسبتاً باثبات رشد کرده بودند. زنان این مطالعه اظهار داشتند که روسپیگری به هیچ وجه انتخاب اول آن‌ها نبوده است. 38 زن قبل از درگیر شدن در روسپیگری در بخش‌های مختلف مشروع کار می‌کردند و 2 نفر خانه‌دار بودند، ولی به دلیل تحصیلات و مهارت‌های پایین، شغل‌های این زنان کم درآمد و سطح پایین بود. این مطالعه درگیر شدن زنان در روسپیگری را راه حل آنان در برابر شرایط بد اقتصادی می‌داند.

از آن‌جا که در انحرافات اجتماعی همچون کلاف سردرگمی عوامل متعددی به هم گره خورده‌اند تا وضعیتی این‌چنین پدید آورده‌اند توجه به رویکردهای مختلفی که هر کدام از دریچه نگاه خویش به پدیده نگریسته‌اند شناخت کامل‌تری حاصل می‌کند. یکی از این رویکردها رویکرد ساختی است. در این رویکرد هنجارها نمودهای عملی و تفصیلی ارزش‌ها و اهداف مبتنی بر آن به حساب می‌آید و کجروی نیز نقض‌کننده آن هنجارهاست. به عبارت دیگر آسیبی است که در بستر تعامل موجود میان اجزای نظام اجتماعی ایجاد می‌شود و ثبات آن را به خطر می‌اندازد. از صاحبنظران این نگرش دورکیم و مرتون هستند (سلیمی و داوری، 1385: 181).

دورکیم نوسانات شرایط اقتصادی را یکی از علل مهم کجروی می‌دانست بدین‌گونه که در زمان بحران و کسادی، فقر و بیکاری افزایش می‌یابد و از دلگرمی افراد کاسته شده و روحیه آنان تضعیف می‌گردد. با کاهش میزان درآمد و سستی بنیان اقتصادی جوامع جرائمی چون روسپیگری، پریشانی‌های روانی، ناسازگاری‌های خانوادگی افزایش می‌یابد. توسعه اقتصادی نیز با افزایش مصرف الکل، قماربازی، روابط جنسی نامشروع و خوشگذرانی‌های افراطی همراه است (فرجاد، 1374: 123). کوئینگ در تکمیل نظریه دورکیم چنین می‌گوید: فقر به‌تنهایی یک عامل ثبات بخش است، اما اگر در مقابل تصویر ثروت و یا آرزوهای بلندپروازانه رفاه ارائه شوند، در آن صورت فقر غیرقابل تحمل می‌شود و در آن صورت رفتارهای انحرافی و نارضایتی اجتماعی رشد می‌کند. بنابراین رواج لوکس‌گرایی بی‌پشتوانه در سال‌های اخیر در ایران می‌تواند به عنوان یکی از ریشه‌های این پدیده مطرح گردد. اختلاف طبقاتی موجود در ایران در کنار اراده‌ای که برای ایجاد انگیزه در کسب رفاه اجتماعی تلاش می‌کند، موجب می‌شود تا برخی از زنان انگیزه خود را از طریق فروش تن به عمل تبدیل کنند (دادخواه، 1384: 4-3).

بر اساس نظریه مرتون، جامعه‌ای که تأکید زیادی بر موفقیت مادی دارد ثروت به عنوان یک هدف فرهنگی و اجتماعی شناخته می‌شود و از آن‌جا که قشر کوچکی از جامعه دسترسی گسترده‌ای به امکانات و اهداف مالی دارند و قشر وسیع‌تر دسترسی ناچیز، برای گروه مردم ابزار و اهداف با هم منطبق نیستند. این گروه هدف را مطلوب می‌دانند ولی امکان دسترسی بدان را ندارند (کلانتری و دیگران، 1384: 71-70). در این صورت امکان دارد برخی افراد جهت رسیدن به اهداف خویش به راه‌های غیرقانونی چون روسپیگری روی آورند و بدین ترتیب پای‌بندی خود را نسبت به ارزش‌ها و اهداف جامعه یعنی ثروتمند شدن حفظ کرده ولی آن را از طریق ابزارهای تأیید نشده جستجو کنند (ولد و دیگران،1380: 222).

جامعه‌شناسان مارکسیم و نومارکسیسم ادعا می‌کنند که جرم نتیجه تعدی طبقات بالای جامعه به طبقات پایین است (احمدی، 1378: 8). به زعم این نظریه وجود تضادهای گسترده در جامعه و طبقاتی شدن انسان‌ها باعث می‌شود تا افراد طبقه پایین دچار ازخودبیگانگی شوند و از خودبیگانگی که به معنای احساس از دست دادن کنترل بر زندگی اجتماعی است، احتمال قانون گریزانه را برای فرد فراهم می‌آورد که به طور جبری انجام می‌شود. از نظر مارکس در چنین فرایندی افراد فقیری که دچار از خودبیگانگی می‌شوند به احساس پوچی، بی‌قدرتی، بیزاری از خود، بی‌اعتمادی و خشونت می‌رسند که پیامد چنین وضعیتی باعث اخلاق‌زدایی و بی‌توجهی به ارزش‌های هنجاربخش جامعه می شود. لذا از این زاویه مشکلات اجتماعی به دلیل توزیع ناعادلانه ثروت و قدرت به وجود می‌آیند و با ساختار طبقاتی و سیاسی جامعه ارتباط بسیار نزدیکی دارند و لذا در تحمیل مشکلات اجتماعی به جای سرزنش قربانی باید به نقد اجتماعی پرداخت (کلانتری و دیگران، 1384: 73).

فمینیست‌های مارکسیست تبعیض جنسی و ستمدیدگی زنان در صحنه‌های مختلف زندگی اجتماعی پایه استدلال در تبیین جرم‌شناسی جرایم ارتکابی زنان قرار می‌دهند (وروایی و دیگران، 1389: 130). آنان استدلال می‌کنند در نظام سرمایه‌داری زنان به‌خاطر کار در خانه دارای ممر درآمد مستقل نیستند، شغل و حرفه‌ای ندارند پس استقلال مالی ندارند و متکی به مرد هستند. آنان جزء متعلقات مرد هستند و قسمتی از دارایی مرد محسوب می‌شوند (نرسیسیانس، 1383: 138). بدین ترتیب زنان در خدمت آنان و نیازهای جنسی‌شان هستند (وروایی و دیگران، 1389: 130). با کنترل اقتصادی و بیولوژیکی زنان توسط مردان، زن در حاشیه قرار می‌گیرد و مرتکب جرایمی می‌شود که نیاز به سلطه مردانه دارد و به جرایم خیابانی سوق داده می‌شوند. زیرا سرمایه‌داری آنان را به فقر می‌کشاند، لذا این زنان به ارتکاب جرایمی با شدت کمتر بدون خشونت و جرایمی که شخصیت خود آن‌ها را نابود می‌کند مانند فحشا مجبور می‌کنند (ولد و دیگران، 1380: 327). برخی از فمینیست‌های مارکسیست سرخوردگی و عصبانیت زنان از نقش‌های اجتماعی محدود کننده باعث احساس حرمان و در نتیجه یکی از علت‌های مجرمیت آن‌هاست (وروایی و دیگران، 1389: 130).

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.