این پرسشنامه استاندارد از نوع فایل ورد و به همراه تمامی اطلاعات مربوط به نمره گذاری، تفسیر،و … در قالب جداول زیبا و آماده تکثیر ارائه گردیده است. پس از پرداخت موفق می توانید به صورت آنلاین اقدام به دانلود فایل مربوطه بپردازید.
هدف: ارزیابی نوگرایی سیاسی – اجتماعی از ابعاد مختلف (نگرش دموکراتیک، آزادی خواهی، تفکر انتقادی، فردگرایی)
تعداد سوال: 19
تعداد بعد: 4
شیوه نمره گذاری: دارد
تفسیر: دارد
روایی و پایایی: دارد
منبع: دارد
نوع فایل: word 2007
همین الان دانلود کنید
قیمت: فقط 4500 تومان

گرش سیاسی – اجتماعی[1] به معنای دیدگاهها و باورهای کلی ما در مورد موضوعات مختلف سیاسی – اجتماعی است. نگرش سیاسی – اجتماعی موضوعاتی از قبیل محافظه کاری، سنتگرایی، پایبندی به مذهب، فردگرایی، تحولخواهی، روحیه انتقادی، برابر خواهی، تسامحپذیری و جز آنها را شامل میشود (هستی، 2007: 4). نوگرایی[2] نیز به شیوه اندیشیدن و عمل کردن افراد یک جامعه در زمان حاضر یا متأخر گفته میشود که متمایز از گذشته است (آکسفورد، 2004 :820). اساس دموکراسی ایمان به توانمندیها و استعدادهای فرد انسانی است. به همین دلیل نگرش فرد دموکراتیک که از ویژگیهای نگرش نوگرایانه است، از نگرشهای دیگر متمایز است. چنین تمایزی را لاسول برای نگرش دموکراتیک چنین ابراز داشته است:
1- خود باز[3]: که منظور از آن، داشتن نگرشی عام و صمیمانه نسبت به دیگران است
2- توانایی سهیم شدن در ارزشها با دیگران
3- جهتگیری چندارزشی به جای تک ارزشی
4- رهایی نسبی از نگرانی (آلموند وربا، 1989: 10).
ویژگی دیگر نگرش نوگرایانه، آزادی خواهی است. آزادی، اراده انسانی است. در نظر هگل، آزادی نه قابلیتی است داده شده از سوی طبیعت و نه استعداد فردی است بلکه ساختاری است برآمده از تعامل میان اراده آزاد فردی که بهصورت پیوسته مرتبط با اراده آزاد دیگران و مبتنی بر احترام متقابل است. هویت فردی انسان آزاد به واحد عقلانی کل وابسته است (لوتر، 2009: 119). هگل نشان میدهد که تحقق واقعی آزادی در گرو آن است که «من خویش را در دیگری ببینم» (لوتر، 2009: 135). او در کتاب فلسفه حق[4] نشان میدهد که رشد کامل مفهوم اراده، مفهوم کاملاً رشد یافته آزادی را به وجود میآورد. آزادی که هر دو عناصر واقعیت عینی و ذهنی را در خود دارد.
بعد سوم نگرش سیاسی – اجتماعی نوگرا، تفکر انتقادی است. گلدریک[5] (1999، به نقل از اسپرینگر، 2004) بر این باور است که از راههای موجود برای افزایش تفکر انتقادی، یافتن موضوعاتی است که درباره آنها بحثهای تخصصی و معتبر مخالف وجود داشته باشد. چنین پدیدهای را «مناظره ساخت یافته»[6] مینامند. در این روش موضوعات مهم جنجال برانگیز جامعه در سر کلاسهای دانشگاه مورد بحث و بررسی قرار میگیرد. هدف اصلی این است که دانشجویان دیدگاههای مخالف با دیدگاه های خودشان را بفهمند و اندیشههای خود را با توجه به آن تنظیم کنند تا از هر گونه جزم اندیشی رهایی یابند. این گونه مناظره با تقسیم دانشجویان به دو گروه و با اندیشههای مخالف از یکدیگر در مورد یک موضوع مهم صورت میگیرد. سپس دانشجویان دیدگاههای خود را در مورد موضوع به اشتراک میگذارند. در مرحله بعد دو گروه دانشجو موقعیتهای خود را تعویض میکنند و گروهی که موافق با موضوع، نظر داده بود در موقعیت مخالف و گروه دیگر در موقعیت موافق قرار میگیرد (ویلیامز، 2006: 13). در این روش دانشجویان با مهارتهای بحث، گفتگو کردن، شنیدن نظرات مخالف آشنا میشوند و از شخصی کردن موضوعات، غوغاسالاری، توهین و جز آن پرهیز میکنند.
آخرین بعد نگرش نوگرا، فردگرایی است. در نظر دوتوکویل فردگرایی واژهای جدید است که برای پیشینیان ما ناشناخته بوده است. به باور او، در گذشته به دلایل مقبولی هر فرد به جهت ضرورت به گروهی متعلق بود و هیچ کس نمیتوانست خود را به عنوان واحدی منزوی در نظر بگیرد (مارتین، 2006: 10). اگوستین قدیس در نوشته خود با نام «اعترافات» در 394 میلادی برای نخستین بار فرد را در گستردهترین شیوه خود بیان میکند. در حقیقت میتوان گفت او پایهگذار مفهوم شخص و به ویژه مفهوم «خود» است. این نگاه نخستین گام برای تغییر مفهوم غربی شخص به حساب می آید. «من تبدیل شدم به پرسشی برای خودم» و این بازتاب آگوستین به خود پایهای برای فردگرایی مدرن شد. چنین ابداعی از «خود» به عنوان یک «هستی» که صاحب اراده آزاد و قدرت است، مبنایی برای مفهوم فردگرایی شد و به همین دلیل میتوان گفت که فردگرایی قویاً پایهای مذهبی دارد. پایه دیگر فردگرایی، اخلاق است که قایل به ارزش فرد است و اخلاق فردی را عنوان میکند (استراوسون، 1959: 15، به نقل از باری کلارک و فاوراکر، 2001: 439-438). پس از این، دکارت نخستین بازپرسی از خود را با ادعای مشهورش «من میاندیشم پس هستم» مطرح نمود. این ادعا فرد را در مرکزیت قرار میدهد و ذهن را نسبت به خود آگاهش، آشکار میسازد.