این پرسشنامه استاندارد از نوع فایل ورد و به همراه تمامی اطلاعات مربوط به نمره گذاری، تفسیر، و … در قالب جداول زیبا و آماده تکثیر ارائه گردیده است. پس از پرداخت موفق می توانید به صورت آنلاین اقدام به دانلود فایل مربوطه بپردازید.
هدف: سنجش میزان انگیزش پیشرفت تحصیلی
تعداد سوال: 29
شیوه نمره گذاری و تفسیر نتایج: دارد
روایی و پایایی: دارد
منبع: تمنایی فر، محمدرضا، گندمی، زینب، (1390)، رابطه انگيزه پيشرفت با پيشرفت تحصيلي در دانشجويان، فصلنامه راهبردهای آموزش، دوره 4، شماره 1، 19-15.
Reference: Hermans HJ. (1970), A questionnaire measure of achievement motivation, J Appl Psychol. 1970 Aug;54(4):353-63
همین الان دانلود کنید
قیمت: رایگان

ویژگی های افراد دارای انگیزه پیشرفت
حداکثر عملکرد در تکالیف نسبتا چالش انگیز در افرادی با انگیزش پیشرفت بالا
افرادی که نیاز پیشرفت زیادی دارند در تکلیفی که به آنها گفته شده از نظر دشواری متوسط بهتر از افرادی که نیاز پیشرفت کمی دارند عمل میکنند. وی افراد با نیاز پیشرفت زیاد بهتر از افراد با نیاز پیشرفت کم در تکالیف آسان یا دشوار عمل نمیکنند و عملکرد در تکالیف نسبتا دشوار برای فرد با نیاز پیشرفت زیاد مشوق مثبتی را فراهم میسازد که فرد با نیاز پیشرفت کم آن را تجربه نمیکند. فرد با نیاز پیشرفت زیاد به دنبال چالش متوسط است زیرا این نوع چالش مهارت و تونایی وی را بهتر میآزماید. موفقیت از طریق مهارت خود شخص به فرد با نیاز پیشرفت زیاد این احساس را میدهد که کار وی خوب انجام شده است، احساس که اهمیت خاصی برای این افراد دارد.
پایداری در افراد با انگیزش پیشرفت بالا
افراد با نیاز پیشرفت زیاد نه تنها تکالیف نسبتا دشوار را ترجیح میدهند بلکه پایداری بیشتری نیز در این تکالیف دارند و پایداری کم در تکالیف آسان و دشوار افراد شدیدا پیشرفتگرا هنگام روبه رو شدن با شکست در تکالیف دشوار در مقایسه با افراد پیشرفتگرای کم پایداری زیادی نشان میدهند. افراد با نیاز پیشرفت زیاد عموما استقامت بیشتری دارند و تا مدت زمان بیشتری به کار خود ادامه میدهند.
رفتارهای بازرگانی در افرادی با انگیزش پیشرفت بالا
مک کللند که تحقیقات مفصلی روی انگیزش پیشرفت داشته است ارتباط نیرومندی را بین رفتارهای بازرگانی و انگیزه پیشرفت مشاهده کرده است. او دانشجویان را از نظر نیاز پیشرفت مورد بررسی قرار داد و انتخابهای شغلی آنها را 14 سال بعد پی گیری نمود. هر یک از شغلهای دانشجویان با عنوان بازرگانی دسته بندی شد. اکثر افرادی که که مشاغل بازرگانی داشتند در آزمون 14 سال قبل خود انگیزه پیشرفت بالایی نشان داده بودند.
زمینه اجتماعی انگیزه پیشرفت
هنگام توصیف انگیزه پیشرفت ضروری است که زمینههای اجتماعی آن توجه شود. هر فرد تلاش میکند به نحوی به وظائف مورد نظر خویش عمل کند ولی از آنجا که این امر در یک محیط اجتماعی اتفاق میافتد. مفاهیمی از قبیل تشریک مساعی ، رقابت ، تشکیل گروه ، اهداف گروه و پیشرفت گروهی نیز مطرح میشود. در میان آثار اجتماعی انگیزه پیشرفت میتوان به آثار مثبت اجتماعی آن اشاره کرد که مورد توجه بیشتری قرار میگیرند. با توجه به اینکه بیشتر افراد جامعه موفقیت در انجام وظائف را یک هدف مثبت در نظر میگیرند و در این زمینه تلاش میکنند در نتیجه به آثار مثبتی از قبیل فزونی انتظار موفقیتهای بعدی غرور و صلاحیت بیشتر دست مییابند. بنابراین موفقیت دارای آثار مثبت اجتماعی است.
دستیابی به هدف مورد انتشار موجب تجلی موفقیت میگردد و در این صورت افراد نسبت به یکدیگر برخورد صمیمانه و خیر اندیشانه از خود نشان میدهند. در یکی از آزمایشاتی که در این زمینه انجام شد، محققان نتیجه گرفتند که افراد موفق نسبت به افراد ناموفق در زمینه کارهای اجتاعی و عام المنفعه و مددیاری آمادگی بیشتری از خود نشان می دهند. آنها معتقد بودند که بین موفقیت و گرایش به کارهای مردم پسند رابطه وجود دارد. نتیجه تحقیق دیگری نشان داد که وجود احساس موفقیت در افراد باعث میشود که آنها به شکلات دیگران بیشتر رسیدگی کنند.
تاثیر عدم موفقیت بر رفتار به درستی معلوم نیست ولی وقتی موفقیت سبب افزایش رفتار اجتماعی میشود، میتوان تصور کرد که عدم موفقیت در بروز رفتارهای ضد اجتماعی موثر باشد. گاهی افرادی که موفق نمیشوند، سعی میکنند عزت نفس خویش را به صورت سطحی با رفتارهای بلند پروازنه بهبود بخشند. تاثیر عدم موفقیت به عواملی از قبیل زمینههای اجتماعی و موقعیت اجتماعی که فرد در آن موقعیت موفق نشده است، بستگی دارد.
روشهای اندازه گیری انگیزه پیشرفت
رایجترین شیوه اندازه گیری انگیزههای پیشرفت آزمون TAT است که توسط “هنری مورای” ارائه شده است. TAT مجموعهای ار تصاویر را به آزمودنی نشان میدهد و از او میخواهد تا داستانهای کوتاهی درباره وقایع نقاشی شده در هر تصویر بسازد. محتوا و موضوعی که فرد برای تصویر ارائه شده در قاب داستان ارائه میکند، میتوانند بیانگر نیازها و انگیزههای پیشرفت باشند: مثلا ممکن است فردی برای یکی از تصاویر آزمودن TAT موضوع تلاش شخصی را برای راه یابی به دانشکده پزشکی ، دکتر شدن و کشف درمان برای یک بیماری لاعلاج را مطرح کند چنین محتوایی یک موضوع مربوط به انگیزه پیشرفت است.
علاوه بر آزمون TAT مقیاسهای دیگری نیز برای بررسی انگیزه پیشرفت مورد استفاده قرار گرفتهاند که مقیاسهای خود سنجی رواج بیشتری پیدا کردهاند چون راحتتر قابل اجرا و نمره گذاری و تفسیر هستند. در این میان میتوان به مقیاس pmt هرمنزو پرسشنامه انگیزش پیشرفت هلم دیچ و اسپنس اشاره کرد. ان کردهاند
نگاه اجمالی
وقتی میپرسیم چه چیز افراد را بر میانگیزد تا زندگی خود را برای نجات فردی به خطر اندازند یا برای دستیابی به هدفی خاص ساعتهای طولانی کار کنند، معمولا منظورمان این است که چرا مردم چنین رفتار میکنند؟ اصطلاح انگیزش همانطور که از معنای رایج آن نیز بر میآید به علت یا چرایی رفتار اشاره دارد. انگیزش بدین معنی ، تمامی روانشناسی را در برمیگیرد. اما روان شناسان مفهوم انگیزش را به عواملی محدود میسازند که به رفتار نیرویی میبخشند و به آن جهت میدهند. یک جاندار انگیخته در مقایسه با یک جاندار ناانگیخته با نبرو و کارایی بیشتری در یک فعالیت درگیر میشود. انگیزش علاوه بر نیرو بخشیدن به جاندار معمولا به رفتار جهت میدهد.
بطوری که شخص گرسنه برای جستجوی غذا و خوردن آن انگیخته میشود، شخص تشنه برای یافتن آب و فرد دردمند برای گریز از محرک دردمند. بنابراین به اندازه تمامی رفتارهایی که از فردی صادر میشود، میتوان انگیزه داشت. اما با طبقه بندی رفتارها در مقولههایی که ویژگی مشترک دارند انگیزهها را نیز میتوان در طبقاتی دسته بندی کرد. از جمله انگیزههای اولیه و ثانویه ، انگیزههای درونی و بیرونی ، انگیزههای اجتماعی و … با وجود تنوع طبقه بندیهای انگیزشی همپوشی گستردهای بین آنها وجود دارد بطوریکه یک انگیزه در چند طبقه ممکن است طبقه بندی شود.
تعاریفی از انواع انگیزش
انگیزش اولیه در مقابل انگیزش ثانویه
انگیزشهای اولیه عمدتا با نیازهای اولیه زیستی مرتبط هستند مثل گرسنگی و تشنگی ، اما انگیزش ثانویه با نیازهایی در ارتباط هستند که چندان جنبه حیاتی و زیستی نداشته و با بقا فرد مرتبط نیستند، مثل نیاز به دوست داشته شدن.
گرسنگی: به عنوان یک انگیزه اولیه انگیزه پرتوانی است. افرادی که با رژیم غذایی نیمگرسنگی زندگی کردهاند، گزارش میدهند که بیشر افکار و رویاهای آنان درباره غذا و غذا خوردن بوده است. بدن جاندار برای آنکه بتواند به نحوی کار آمد عمل کند به مقدار معینی از مواد غذایی نیاز دارد. کاهش این مواد غذایی مکانیسمهای تعادل زیستی را فعال میکند تا ذخیره غذایی بدن را آزاد کنند. از سوی دیگر محرکهای بیرونی نیز میتوانند بر احساس گرسنگی و رفتار خوردن اثر بگذارند. عطر یا منظره غذا میتواند گرسنگی را برانگیزد، حتی وقتی نیاز فیزیولوژیایی وجود نداشته باشد.
عادتها و رسم و رسوم اجتماعی نیز میتوانند بر رفتار غذا خوردن اثر بگذارند. شما ممکن است عادت کرده باشید در ساعات معینی از روز غذا صرف کنید و در نتیجه به محض اطلاع از اینکه ظهر شده ، ناگهان احساس گرسنگی میکنید. ممکن است وقتی غذا را با اشخاص پراشتها صرف میکنید بیشتر بخورید تا وقتی که تنها هستنید. در کل ، غذا خوردن از چند عامل فیزیولویایی ، محیطی و اجتماعی اثر میپذیرد و این مساله این انگیزه را علاوه بر یک انگیزه اولیه در زمره انگیزههای پیچیده که شرح داده شد، قرار میدهد.
انگیزش درونی در مقابل انگیزش بیرونی
انگیزش درونی به مواردی اطلاق میشود که پاداش مورد انتظار فرد در قبال رفتاری معین یک منبع درونی است. یعنی فرد جهت رسیدن به تقویتهای درونی عمل ویژهای را انجام میدهد، هر چند این عوامل درونی با عوامل بیرونی همخوانی داشته باشند یا نداشته باشند و حتی موجب تنبیه فرد شوند. انگیزش درونی زمانی معنی پیدا میکند منبع تقویت کننده رفتار یا منبع پاداش دهنده یک عامل بیرونی است. به عبارتی فرد برای رسیدن به یک حالت یا شرایط معین بیرونی رفتاری را انجام میدهند.
به عنوان مثال دو نفر دانش آموز را در نظر بگیرید که هر دو برای قبولی در امتحان تلاش میکنند. هر چند رفتار و حتی نتیجه عملکرد آنها میتواند یکسان باشد اما ممکن است انگیزش آنها کاملا متفاوت باشد. دانش آموزی که برای گرفتن جایزه ویژهای که از طرف والدینش وعده داده شده تلاش میکند، از یک انگیزش بیرونی تبعیت میکند. دانش آموز دیگر که برای رسیدن به لذت حاصل از موفقیت تلاش میکند، دارای یک انگیزه درونی است.
انگیزش اجتماعی
آن دسته از انگیزههایی را شامل میشوند که با محرکات اجتماعی ارتباط بیشتری مییابند و زمانی معنی پیدا میکنند که فرد و رفتارهای او را درون اجتماعی که در آن زندگی میکند مورد بررسی قرار دهیم. از جمله این انگیزهها انگیزه پیوند جوئی ، انگیزه قدرت ، انگیزه مقام جویی را میتوان نام برد.
انگیزه پیشرفت
انگیزه پیشرفت انگیزهای درونی است در فرد برای به پایان رساندن موفقیت آمیز یک تکلیف ، رسیدن به یک هدف یا دستیابی به درجه معینی از شایستگی در یک کار. افراد معمولا از لحاظ میزان انگیزش پیشرفت ، متفاوت از یکدیگر هستند. افراد دارای انگیزه پیشرفت بالا در حوزهای که انتخاب میکنند مثلا تحصیل ، شغل و … ، موفقیت فزایندهای از خود نشان میدهند. انگیزه پیشرفت نیز با توجه به اینکه در آن تمایلات زیستی تسلط کارایی با ارزشهای آموخته در هم آمیختهاند، انگیزهای پیچیده به شمار میرود.
انگیزش پیچیده
انگیزههای پیچیده ، انگیزههایی هستند که از دو عامل اصلی تشکیل شدهاند:
سائقهای ذاتی و زیستی
سائقهای آموخته
به عبارتی در این نوع از انگیزش تاثیر عوامل مختلقی چون زیستی ، اجتماعی و محیطی دیده میشود،
مانند میل جنسی.
میل جنسی: این انگیزهای است پیچیده اساس آن سائق ذاتی است یعنی سائقی زیستی که تا حدودی به وسیله هورمونهای خاص کنترل میشود. علاوه بر این بیان میل جنسی تا حدود زیادی تحت تاثیر سائقهای آموخته یا اکتسابی قرار دارد که با فرهنگ خاص و تجارب رشد خاص فرد ارتباط دارند.
انگیزه پیشرفت ، پیوند جوئی ، خود مختاری ، تسلط ، نماش و پرخاشگری را نیز میتوان در زمره انگیزههای پیچیده قرار داد. مفهوم انگیزههای پیچیده به ما میآموزد که نباید تبیینهایمان را در زمینه رفتار انسانی بیش از حد ساده بگیریم. کاهش دادن چرایی رفتار به مشتی سائق ذاتی اگر نگوییم غیر ممکن ، دست کم دشوار است.
انگیزههای هوشیار در مقابل انگیزههای ناهوشیار
انگیزههای هوشیار عموما در حیطه هوشیاری فرد عمل میکنند و فرد از آنها آگاهی دارد از ریشه رفتارهای مرتبط با آنها آگاه است. اما انگیزههای ناهوشیار عمدتا خارج از حوزه اراده و آگاهی فرد عمل کرده و رفتار فرد را جهت میدهند. بنا به نظریه روانکاوی ، انگیزه ناهوشیار انگیزهای است که فرد خود آن را نهی کرده است و در نتیجه هوشیاری آنرا نادیده میگیرد. این انگیزه غریزه ، سائق ، آرزو یا میلی است که به واسطه مکانیزم دفاعی سرکوبی به سطح ناهوشیار رانده شده است. اما این رانده شدن نیروی آنها را کاهش نداده و اغلب به صورتی بر رفتارهای فرد تاثیر میگذارند. فروید انگیزههای یک نقاش برای نقاشی و یک جراج برای جراحی را انگیزههای ناهوشیار میداند.
ديويد مک کله لند مي گويد” برحسب دو مفهوم رقابت و برتري جويي انگيزش پيشرفت را مي توان تعريف کرد “. به نظر او افرادي که از انگيزه پيشرفت بالايي برخوردارند , خواهان انند که تلاش خود را براي دست يابي به اهداف بالا وعالي به کار گيرند يا کوشش هاي خويشتن را جهت نيل به ترازهايي از برتري جويي که خود جهت خويش وضع کرده اند به کار بندند.
نظريه هاي نياز به پيشرفت :
يکي از مهم ترين نظريه هاي مورد استفاده پژوهشگران روانشناسي پرورش در انگيزش تحصيلي نظريه نياز به پيشرفت است که علاوه براختصاص پژوهش هاي زيادي به خود, زمينه شکل گيري نظريه هاي ديگر را نيز ايجاد کرده است.
عمل انگيزش و فعاليت جانداران نيازهاي انهاست . نياز انواع گوناگون دارد, يکي از اين نيازهاي روانشناختي و مخصوص نوع انسان نياز به پيشرفت يا انگيزه پيشرفت است.
الف- نظريه نياز هنري موري :
پدر نظريه نياز نوين هنري الکساندر موري است وي نخستين فردي بود که در کتاب شخص شناسي خود موضوع نياز به پيشرفت را مطرح کرد . وي اگر چه اولين نفري نبود که معتقد بود نيازهاي بنيادي نقش تعيين کننده اي در شخصيت برجاي مي گذارند ولي به علت تلاش هاي وي اورا به عنوان باني نظريه نياز نوين مطرح مي کنند. موري به عنوان يک روانکاو نتيجه گيري نمود که عقايد فرويد در تاکيد بر روي نيروهاي انگيزشي ناخوداگاه کاملا صحيح و مهم ترين نيروهاي شخصيت از نظر او عبارتند از :
نيازها ( انگيزه هاي دروني ) و فشارها ( محرک هاي بيروني ).
موري در کتاب خود از نيازهاي بيست گانه انسان نام مي برد . او يکي از مهم ترين نيازها را نياز براي پيشرفت مي داند. موري براي سنجش اين نياز و همين طور ساير نيازهاي خود از مجموعه تصاوير مبهمي استفاده مي کرد که موقعيت هاي معمولي گوناگوني را مجسم مي کنند که ازمون اندر يافت موضوع يا TAT نام داشت.
موري فهرستي از بيست نياز , که به نظر او عمده ترين نيازهايي هستند که جنبه انگيزشي دارند, تنظيم کرد .
يکي از اين نيازها که مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته و پژوهش هاي متنوعي را به دنبال داشته است, نياز به پيشرفت است که به اعتقاد واينر نشانه هاي رفتاري زير را به همراه دار:
براي به انجام رساندن کاري دشوار به گونه اي پردوام, سخت, پيگير و بي امان تلاش کردن.
در راستاي هدفي دوردست و بزرگ همه مساعي خويش را به کار گرفتن و با همه وجود تان خود را وقف ان هدف کردن.
در برنده شدن مصمم بودن.
براي به انجام رساندن هرکاري به بهترين شيوه تلاش کردن.
از رقابت جدي لذت بردن .
به واسطه حضور ديگران بر پيشگام بودن , برانگيخته شدن.
نيروي اراده خويش را به کار بستن و برملالت و خستگي چيره شدن.
موري نيازهاي انساني را شناسايي کرد و ان ها را به دو گروه کلي تحت عنوان نيازهاي اوليه و ثانويه طبقه بندي نمود. نيازهاي اوليه مبناي بيولوژيکي دارند و به تقاضاهاي جسماني شخص مربوط ميباشند. نيز به تنفس, اب , غذا, مسايل جنسي و از اين قبيل را در بر مي گيرد.
به راحتي مي توانيم براي شناسايي نيازهاي جسماني يا نيازهاي اوليه به وضعيت هاي جسماني و حالات زيستي شخص تاکيد کنيم . در تقسيم بندي موري نيز نسبت به نيازهاي اوليه اتفاق نظر وجود دارد ولي توافق اندکي براي نيازهاي ثانويه وجود دارد. زيرا که موري نيازهاي ثانويه را اکتسابي دانسته و تاثيرات اجتماع را در شکل گيري اين نيازها حايز اهميت مي داند. از مهم ترين نيازهاي ثانويه موري مي توان به نياز پيشرفت اشاره کرد. اين نياز را موري به عنوان يکي از معيارهاي شناسايي وضعيت رواني فرد مطرح مي کند و اعتقاد دارد که از طريق شناسايي نياز به پيشرفت , حصول به وضعيت رواني سهل تر مي شود و به راحتي مي توانيم ديگر نيازهاي رواني را مورد شناسايي قرار داد. يک فهرست جامع از نيازهاي انسان که موري و ديگران مطرح نمودند توسط واينر در سال 1987 مورد بررسي قرار گرفته است. وي مطرح مي کند که سه نياز از اهميت بالاتري برخوردار است: نياز به پيشرفت , نياز به پيوند جويي , نياز به عادت.
رويکرد موري تحقيقات فراواني را به وجود اورد و همواره پژوهشگران به دنبال ازمون نظريه هاي او در زمينه نيازها بودند. يکي از اولين افرادي که در زمينه نيازهاي موري تحقيقات فراواني را صورت داد, ديويد
مک کله لند بود.
ب- نظريه مک کله لند:
به دنبال موري, مک کله لند به بيان اين انگيزه پرداخت , اهميت کارهاي مک کله لند عمدتا به خاطر مطالعات نظري و روش شناسي او در باب اين انگيزه است. مک کله لند از همان ابتدا متوجه اين گونه پرسش هاي گسترده بود که چگونه مي توان انگيزه پيشرفت را در فرد و جامعه نشان داد؟
چگونه انگيزه افراد جامعه در ارزش هاي اجتماعي چيره ان جامعه منعکس شده و چگونه اين ارزش ها به سازه هايي مانند رشد اقتصادي و ساختار سياسي و الگوهاي فرهنگي مربوط شده اند. به پيشنهاد او تفاوت در سطح انگيزه براي پيشرفت تا حدود زيادي مسئول الگوهاي رشد و سقوط اقتصادي بوده است و در مجموع مطالعه منحصر به فردي براي اثبات پيشنهاد خود تلاش کرد.
از انجا که مک کله لند در بيان مفاهيم خودش پيرو الگوي يادگيري ( بيشتر رفتار گرايانه ) است, مفاهيم وي بسيار قرين و نزديک به رفتارگرايان است, هال که يکي از نظريه پردازان رفتاري است , يادگيري را به معناي کاهش نياز مي دانست, مک کله لند هم موجود زنده را يک موجود در جهت کاهش نياز معرفي مي کند.
انگيزه پيشرفت را براين اساس مي توان انگيزه اي گرايشي دانست و با توجه به مفاهيم بالا اين گونه توضيح داد که لذت بخشي يا تقويت مثبت از موقعيت پيش امده باعث مي شود گرايش افراد در انجام ساير امور مشابه گسترش يابد يا به عبارتي فرد از موقعيت پيش امده لذت ( تقويت مثبت ) ببرد. سپس در جستجوي تکرار اين تقويت ها گرايش به موقعيت هاي ديگري پيدا خواهدکرد که اورا به ان هدف برساند.
مک کله لند مطالعات گسترده اي را در زمينه نياز به پيشرفت انجام داد, او معتقد بود نياز به پيشرفت , سايقي است که مي تواند رفتار را تقريبا در همه موقعيت ها نيرومند ساخته و هدايت کند و با پژوهش هاي خود, ويژگي هاي افراد داراي نياز به پيشرفت زياد و کم را توصيف کرد.
ج- نظريه سلسله مراتب نيازهاي مازلو:
نياز به يک حالت ناشي از کمبود يا محدوديت در موجود زنده گفته مي شود . نياز هاي انساني در طبقه بندي مازلو به دو دسته کلي تقسيم شده است:
نيازهاي کمبود يا کاستي و نيازهاي رشد يا بالندگي , مازلو نيازهاي کمبود را نيازهاي اساسي و نيازهاي دسته دوم را فرا نيازها نام گذاري کرده است.
نيازهاي اساسي يا نيازهاي کمبود که در زمان کمبود ارگانيزم برانگيخته مي شود و شامل چهار دسته نياز مي باشد:
نيازهاي جسماني شامل: اب , غذا , خواب, حرارت و …. نياز به ايمني , داشتن محيطي امن و به دور از تهديد. نياز به عشق و تعلق , ايجاد روابط متقابل با ديگران و محبت کردن و مورد محبت واقع شدن.
نياز به عزت نفس يا احترام به خود, شامل احساس کسب توفيق و تاييد و شايستگي در خود.