این پرسشنامه از نوع فایل ورد و به همراه تمامی اطلاعات مربوط به نمره گذاری، تفسیر،و … در قالب جداول زیبا و آماده تکثیر ارائه گردیده است. می توانید به صورت آنلاین اقدام به دانلود فایل مربوطه بپردازید.
هدف: ارزیابی میزان قدرت روابط اجتماعی افراد
تعداد سوال: 20
شیوه نمره گذاری: دارد
تفسیر نتایج: دارد
نوع فایل: word 2007
همین الان دانلود کنید
قیمت: رایگان

روابط اجتماعی
آيا تاكنون در مورد افرادي كه موقعيت هايي به آنها داده شده است فكر كرده ايد؟ آيا افرادي را مي شناسيد كه خود به تنهايي توانايي هايشان را افزايش داده اند. در اين مقاله سعي شده است، آخرين تحقيقات و اطلاعات بدست آمده درباره افزايش توانايي هاي شخصي ارائه شود.
احتمالاً تاكنون با افرادي برخورد داشته ايد كه خوش برخورد هستند و رفتاري دلپذير دارند و اگر در بين جمعي از افراد غريبه قرار گيرند در زمان كمي با آنها ارتباط برقرار مي كنند. اين گونه افراد معمولاً دوست داشتني و جذاب هستند و قادرند افراد را به كارهاي دلخواه خود وادار كنند.
يك فرد با روابط اجتماعي خوب منافع زيادي بدست مي آورد. زيرا رفتار چنين فردي سبب مي شود كه اطرافيان او را به سمت موفقيت سوق دهند. او اعتماد و پشتيباني افراد را به راحتي بدست مي آورد. چنين فردي نه تنها از حمايت اطرافيان برخوردار است، بلكه خود حامي ديگران است و اين چرخه ادامه پيدا مي كند.
او مي تواند با حمايت افراد مختلف در اجتماع كارهاي زيادي انجام دهد. زيرا مي داند چگونه پتانسيل ارتباطات اجتماعي خود را بالا ببرد.
اگر شما هم نگاهي به قدرت ارتباطات اجتماعي خود بكنيد و مهارت هاي ارتباطي خود را بشناسيد و آنها را تقويت كنيد. به سمت تبديل شدن به شخصي اجتماعي و موفق حركت خواهيد كرد. براي افزايش قابليتهاي اجتماعي و تبديل شدن به انساني شادتر و موفق تر بايد روي رفتار و زندگي خود يك بازبيني كلي انجام دهيد. اگر شما يكي از اين افراد (با قدرت روابط اجتماعي بالا) هستيد من دليلي براي عدم موفقيت شما نمي بينم . فقط بايد بدانيد از كجا شروع كنيد.
1ـ وقتي در حال تقويت روابط اجتماعي هستيد سعي كنيد صادق و بي ريا عمل كنيد.
تمايل به ريا و دورويي سبب افت عملكرد شما مي شود. صداقت و پاكي سبب افزايش توانايي و اعتبار فرد مي شود. چون كسي كه نقش بازي مي كند هرگز نمي تواند رفتاري شخصي را داشته باشد كه از ته دل به ديگران محبت مي كند. اگر به اين اصل اعتقاد نداريد بهتر است به خواندن اين مقاله ادامه ندهيد چون موفق نخواهيد بود.
2ــ يكي از مهمترين تمرين هاي خود سازي تمرين «شنونده خوبي بودن» است.
براي بدست آوردن محبت و اعتماد افراد بايد شنونده خوبي باشيد و با آنها صحبت كنيد. فقط به صداي طرف مقابل گوش ندهيد، بلكه با قلب خود اين صحبت ها را پذيرا باشيد. با افرادي كه صحبت مي كنيد ارتباط چشمي برقرار كنيد.طوري به حرفهاي افراد گوش كنيد، كه گويي هر كلمه از حرف هاي آنها را مي شنويد.
3ــ با صداي بلند بخنديد و زندگي را خيلي جدي نگيريد.
من نمي گويم با هر صحبت بي مزه اي خود را وادار به خنديدن كنيد. بلكه سعي كنيد در هر كاري كمي طنز چاشني كنيد. و آن را خيلي جدي نگيريد. يك شخص شوخ طبع افراد و همينطور موفقيت را جذب مي كند.
4ــ قسمتي بزرگي از خودسازي دوست داشتن خود است.
در فرايند تقويت روابط اجتماعي ممكن است آنقدر خود را غرق در توجه به ديگران بكنيد، كه از خود غافل شويد. و به هر كسي اجازه دهيد شما را به كارهاي مختلف وادار كند. هميشه بخاطر داشته باشيد قبل از هر كسي براي خود ارزش قائل شويد و به خود احترام بگذاريد. اگر شما خود را فرد قابل احترام و باارزشي بدانيد. افراد به سمت شما خواهند آمد به جاي آنكه براي اهداف خود بر روي شانه هاي شما پا بگذارند
5ــ شخصيت خود را پرورش دهيد.
آيا شما بداخلاق، ترشرو و اخمو هستيد. با اين حالتها نمي توانيد وارد زندگي شويد. از شر رفتارها و عادتهاي بد خود خلاص شويد. چون آنها يكي از بزرگترين موانع پيشرفت شما هستند. چه كسي يك دوست بداخلاق مي خواهد؟!
7ــ وقتي در حال كار براي خودسازي هستيد به خود اطمينان داشته باشيد.
توانايي چرخيدن در اطراف اتاق و معرفي خود همراه با لبخند يك فرد برنده منجر به افزايش اعتماد به نفس شما مي شود. و بخاطر داشته باشيد به جاي غرور و خودبيني به خود اعتماد كنيد.
8ــ يكي از نمودهاي خودسازي كنترل خويشتن است.
زمانيكه عصباني مي شويد داد و بيداد نكنيد. آرام و متين باشيد. براي كنترل وضعيت موجود و تبديل خشم خود به چيزي مولد و مثبت بايد به اندازه كافي پخته باشيد.
9ــ روابط خود را تقويت كنيد.
روابط شما با خانواده و دوستان و افرادي كه نقش مهمي در زندگي شما ايفا مي كنند، نبايد مورد غفلت واقع شوند. با اين افراد بيرون برويد و ساعات خوشي را با هم بگذرانيد. كارهاي دلپذيري را با هم انجام دهيد تا زمانيكه افرادي كه براي شما اهميت دارند (خانواده و دوستان و …) پشتيبان شما باشند. شادي شما را ترك نخواهد كرد.
و در پايان روابط خوب شما با ديگران به شما كمك مي كند تا توانايي هاي فردي خود را افزايش دهيد و در عين حال به عنوان يك فرد دوست داشتني در موقعيت يك فرد برنده قرار گيريد. البته موقعيت شما برنده ــ برنده خواهد بود (براي شما و ديگران) دوستان شما مي دانند كه هر گاه احتياج به كمك داشته باشند مي توانند به شما تكيه كنند.
اكنون شما درباره خودسازي شاخص هايي بدست آورده ايد و مي توانيد به آنها عمل كنيد ولي بدون عمل نمي توانيد از آنچه آموخته ايد بهره ببريد.
|
روابط اجتماعی باید بر پایه چه اصل یا اصولی قرار گیرد و راههای تقویت آن چیست؟ شکی نیست که زندگی اجتماعی یک ضرورت حتمی و قطعی است و آدمی را گریزی از آن نیست، همین نیرویی که انسان را به زندگی جمعی فرا میخواند و همان اهداف و انگیزههایی که پذیرش این زندگی را برای وی تسهیل مینماید، آدمی را به برنامهریزی و شکل دادن به روابط بین اعضای جامعه دعوت میکند تا نیل به آن اهداف ممکن گردد و گرنه زندگی جمعه بدون قانون و روابط اجتماعی قانونمند هرگز مطلوب نیست. |
نياز به دوست داشتن
اساس حيات بردوست داشتن است؛ وگرنه هيچ موجودي زنده نميماند، محبت قويترين هيجان روح است. هر حس ديگري را خاموش ميكند و زير پا ميگذارد.
محبت انسان ريشه در معرفت او به خويشتن دارد. محبت انسان به خود، او را وادار ميكند كه به سوي كمال حركت كند و نقص را از خود بزدايد. يكي از روانشناسان «جان بيكايزل» درباره عشق و محبت ميگويد: «احتياج به محبت با هر نوزادي به دنيا ميآيد. ظاهراً نوزاد ابتدا غذا و آسايش ميخواهد، اما چند هفته نميگذرد كه به مادر ميچسبد و لبخند ميزند و تمناي محبت ميكند. پس آن چه براي حفظ بقا لازم دارد، اولين احتياج كودك به دوست داشتن و محبوب بودن است.»
تمام فعاليتهاي افراد بشر در زندگي بر محور عشق و محبت قرار گرفته است. ميزان محبت انسان نسبت به ديگران بايد متناسب با ميزان شايستگي آنها باشد. يعني نميتوان همه را به يك اندازه دوست داشت، زيرا اين عمل به معناي ناديده گرفتن- ارزشها و ضايع كردن گوهر محبت است- محبت سرمايهاي با ارزش است كه نميتوان آن را بيهوده به اين و آن بخشيد، بلكه با توجه به نقش محبت در سوق دادن انسان به كمال بايد تنها در جايي به كار رود كه دل را مجذوب كمال كند.
هدف محبت تأمين سلامت و بهداشت رواني انسان در دنيا است. تحقق اين هدف از اين طريق امكانپذير است كه انسان نفرت را با مودت پاسخ گويد و از راه گذشتي زيبا و دلپسند با تجاوز روبهرو شود و ستمگري را با عفو مبادله كند. محبت براي انسان يك نياز طبيعي به شمار ميرود و زندگي بدون محبت سرد و بيصفا و خستهكننده است. هر انساني دوست دارد محبوب ديگران باشد و از اظهار محبت، دلگرم و مسرور ميشود.
«سخت دلي و خشونت مايه پراكندگي و جدايي است.» (قرآن مجيد سوره آل عمران) زندگي بدون محبت سرد و بيروح است. تبادل محبت از دوران كودكي بايد آغاز و پايهگذاري شود. بهترين كساني كه ميتوانند اين نياز عاطفي را پايهگذاري كنند، والدين وبالاخص مادراست. كودك در دامن گرم مادر آرميده و از نگاههاي محبتآميز و نوازشها و بوسههاي او احساس محبوبيت ميكند.
روانشناس ديگري ميگويد: محبت مادر به طفل امكان تجربه جهان نوراني را به او ميدهد. كيفيت تجربه اين جهان از جانب طفل به وسيله چگونگي رفتار عاطفي مادر تعيين ميشود. همه ما رفتارهاي عاطفي را به شكل عاطفي درك ميكنيم. عكسالعمل طفل نسبت به بزرگسالان رنگ عاطفي بيشتري دارد. محروميت از محبت باعث عقبماندگي كودكان ميشود.
والدين موفق بايد فرزندانشان را به گونهاي ترغيب كنند كه از درون احساس خوبي نسبت به خود داشته باشند و اعتماد به نفسشان تقويت شود و احساس كنند مورد علاقه والدين هستند.خلاء عاطفي در زندگي، انسان را با هيچ چيز ديگر نميتوان جبران كرد. بيترديد يكي از مهمترين نقشهاي خانواده، پرورش عاطفي كودكان است كه براي آن جايگزيني نميتوان يافت.
وجود و حضور زن در كانون خانواده درواقع در حكم چراغ فروزاني است كه نور عاطفه را در فضاي خانه ميپراكند و محيط خانواده را از نظر ارزشهاي عاطفي غناي بيشتري ميبخشد. عاطفه مادري اوج عاطفه انساني است و نظيري براي آن نميتوان يافت.بدون ترديد زن براي جامعه انساني در حكم منبع عاطفي و معنوي پرارجي است كه اگر جامعه در جهت رشد واعتلاي خود از اين سرچشمه عواطف استفاده شايستهاي به عمل نياورد، با فقر عاطفي و معنوي و از ارزشهاي انساني فاصله خواهد گرفت.
عاطفه را بايد سرمايه معنوي ناميد كه نهتنها فرد، بلكه جامعه نيز براي رسيدن به حيات اجتماعي سالم و سعادتمند محتاج آن است.
|
انسان درون اجتماع زندگی میکند و لاجرم رفتارهایی که از او سر میزند، بخشی از آنها در ارتباط با تعاملات اجتماعی است و یا به نحوی از طرف عوامل اجتماعی تحت تاثیر قرار میگیرد. بطوری که رفتار یک فرد در تنهایی متفاوت از رفتاری خواهد بود که در مجمع از خود نشان میدهد. رفتار اجتماعی یعنی هر رفتار که متضمن کنش متقابل دو یا چند انسان باشد. |
انسان به عنوان یک موجود اجتماعی از همان بدو تولد گرایشات اجتماعی از خود نشان میدهد. نیاز به کسب حمایت و امنیت انحراف مراقبین شاید اولین نشانههای نیازمندی فرد به عوامل بیرونی است. لبخند اجتماعی را که در حدود ماههای اول زندگی در نوزاد دیده میشود، به عنوان اولین ارتباطات او با محیط اجتماعی خویش میدانند. این لبخند در تمامی نوزادان دیده میشود که به نظر میرسد، کارکرد عمده آن جلب توجه اطرافیان و برقراری یک نوع ارتباط ساده با اجتماع است.
شروع زودرس چنین رفتارهایی حاکی از اهمیت روابط و رفتارهای اجتماعی برای فرد است. هر چند اینگونه رفتارها مختص انسان نبوده و در اغلب حیوانات نیز دیده میشود. نیاز به دوست داشته شدن ، نیاز به حمایت ، نیاز به کسب امنیت و نیاز به پیوند جویی از نیازهای اساسی انسان هستند که مازلو آنها را در سلسله مراتب نیازهای خود قرار داده است و به اهمیت آنها در خود شکوفایی فرد تاکید کرده است. روشن است در یک سوی این نیازها فرد و در سوی دیگر آن اجتماع قرار دارد. ارضاء این نیازها در ارتباط فرد با جامعه میسر خواهد بود.
رشد رفتار اجتماعی
ظهور و بروز رفتار اجتماعی شاید به همان ماههای اولیه زندگی نوزاد بر میگردد. زمانی که نوزاد لبخند اجتماعیاش را ظاهر میسازد و به این طریق هر چند به شیوهای ساده رابطه خود را با افراد خود برقرار میکند. تعامل نوزاد با محیط تداوم پیدا میکند. هر چند در آغاز افرادی که به عنوان اجتماع برای نوزاد شناخته میشوند، خیلی محدود بوده و اغلب شامل پدر و مادر و نزدیکان او میشود. اما بتدریج این روابط گستردهتر شده و به افراد بیشتری عمومیت پیدا میکند. بطوری که در سنین خاصی کم کم توجه فرد عمدتا معطوف به افرادی به غیر از افراد نزدیک خانواده او میشود.
در حدود 4 – 5 سالگی کودک توجه خاصی به همسالان خود پیدا میکند و علاقمند ارتباط بیشتری با آنهاست و شاید مدتهای زیاد علاقمند باشد وقت خود را با آنها بگذاراند. این روند نیز بتدریج گستردهتر میشود و در سالهای اولیه دبستان با علاقمندی بیشتری به برقراری روابط اجتماعی ظهور پیدا میکند. رفتارهای اجتماعی در این دوران عمدتا از طریق بازی با همسالان نمود پیدا می کند. کودک با برقراری تعاملات جدید با گروههای جدید همسالان رفتارهای جدید را میآموزد و در موارد زیادی آنها در رفتارهای اجتماعی خود منعکس میسازد.
در سن نوجوانی گرایش فرد به گروههای اجتماعی بیشتر و بیشتر میشود، بطوری که این دوران با این ویژگی اساسی مشخص میشود که فرد علاقه شدیدی به برقراری روابط اجتماعی از خود نشان میدهد. به عضویت گروههای مختلف در میآید و در تعامل با این گروهها رفتارهای اجتماعی خود را شکل میدهند. در سنین بعدی رفتارهای اجتماعی پختهتر شدهاند. فرد با انتخاب شغل ، ادامه تحصیل و انتخاب همسر رفتارهای گستردهتر اجتماعی پیدا میکند. نقش اجتماعی در این دوران مشخص شدهاند و فرد رفتاهای خود را بر اساس نقش خود در اجتماع و هویتی که بدست آورده تنظیم میکند.
انواع رفتار اجتماعی
رفتار اجتماعی را میتوان به دو نوع بسیار گستردهتر تقسیم بندی کرد: رفتار جامعه پسند و رفتار جامعه ستیز. رفتار جامعه پسند آن دسته از رفتارهایی را شامل میشود که مورد قبول جامعه بوده ، با قوانین و هنجارهای جامعه مطابقت دارد. این نوع از رفتارها سازنده و در جهت پیشبرد اهداف یک گروه یا اجتماع هستند. مثل نوعدوستی ، از سوی دیگر رفتار جامعه ستیز رفتارهایی منفی هستند که با قوانین و معیارهای جامعه مطابقت ندارند. مورد قبول افراد جامعه نیستند و اغلب پیامدهای منفی اجتماعی را برای فردی که مرتکب این رفتارها میشوند به همراه دارند.
این دسته از رفتارها مخرب بوده و مانع پیشبرد اهداف گروه یا اجتماع هستند که فرد در آن قرار دارد. تعیین اینکه کدام رفتار پسند و کدام جامعه ستیز محسوب میشود، بر حسب منابع متعددی صورت میگیرد. دو منبع معتبر برای این بررسی قوانین رسمی در جامعه است و دیگر هنجارهای عرضی و فرهنگی آن جامعه. هر کدام از این منابع میتوانند منبع تعیین کننده برای جامعه پسند یا جامعه ستیز بودن یک رفتار اجتماعی باشند. هر چند در اکثر موارد بین این و منبع هماهنگی وجود دارد، ولی در مواردی نیز ناهمخوانیهایی بین آنها دیده میشود.
تفاوتهای فرهنگی در رفتارهای اجتماعی
هر چند اکثر رفتارهای اجتماعی در تمامی جوامع و فرهنگها معنیدار هستند و به آنها به عنوان رفتارهای جامعه پسند یا جامعه ستیز توجه خاصی مبذول میشود، اما برخی رفتارهای اجتماعی در برخی فرهنگها اهمیت شایان توجهی پیدا میکنند. انواعی از رفتارهایی مثل ازدواج ، روابط والد – فرزندی ، دوستی ، عضویت در گروهها ، رفتار اجتماعی با همسایگان ، نوع دوستی ، همرنگی و … ، در جوامع متفاوت درجات متفاوتی از توجه را شامل خود میسازند. در جوامع روستایی رفتار ارتباطی با همسایگان به عنوان یک رفتار اجتماعی اهمیت خاصی مییابد، در حالیکه در شهرهای بزرگ و صنعتی چنین روابطی چندان مورد توجه نیست.
شش نكته براي خلق جذابيت فردي (كاريزما)
كاريزما قدرتي ناملموس است كه سبب مي شود افراد از شما پيروي كنند، در اطرافتان باشند و از شما تأثير و الگو بگيرند.
هر فردي با تمايلات قوم گرايانه متولد مي شود، و در چند سال اول زندگي معيار او همان رويدادهايي است كه در اطراف او مي گذرد. و ديد او به زندگي همان ديد و معيار است كه به آن ديد دروني مي گوييم. بعضي از افراد اين ديد دروني را تا بزرگسالي حفظ مي كنند. چنين افرادي كه همه چيز را با محوريت خود مي بينند هيچگاه نمي توانند ايجاد جاذبه كنند. و افرادي پر طرفدار باشند.
افراد موفق كه مي خواهند تأثير گذار باشند، دايره توجه و فعاليتهاي خود را به سمت بيرون از خود گسترش مي دهند. به گونه اي كه از اتفاقات اطراف و شرايط ديگران آگاهند گويي خود در آن شرايط قرار گرفته اند. آنچه آنها با اين عمل سعي در ايجاد و تقويت آن دارند كاريزما يا جاذبه فردي است.
براي ايجاد كاريزما بايد ياد بگيريد:
با اعتبار بالا عمل كنيد.
افرادي كه در رفتار خود متناقض و غير قابل پيش بيني هستند، ديگران را دفع مي كنند. و در مقابل افرادي كه در رفتار خود ثابت قدم هستند، ديگران را به سمت خود جذب مي كنند. براي ايجاد كشش در ديگران بايد صداقت داشته باشيد. در مورد اعتقاد خود با ديگران صحبت كنيد و شفاف باشيد، و بر طبق آن عمل كنيد. در اين صورت آنقدر اعتبار اخلاقي داريد كه مورد احترام ديگران واقع شويد.
جري اسپنس يكي از بزرگترين وكلاي ايالات متحده امريكا مي گويد: «اگر سخنراني قدرت سخن پردازي بالا داشته باشد، تيز هوش ترين فرد باشد، از روانشناسي سر در بياورد و از همه ابزارها لازم بهره مند باشد ولي اعتبار نداشته باشد آنگاه بايد براي پليكانها سخنراني كند.»
جذاب باشيد
براي ديگران جذاب باشيد. با شخص مقابل خود به گونه اي برخورد كنيد، گويا مهمترين شخصي است كه امروز ملاقات مي كنيد. به آنها لبخند بزنيد، نه يك لبخند كوتاه از روي اجبار بلكه يك لبخند جادويي 2 يا 3 ثانيه اي.
وقتي لبخند مي زنيد كمي به سمت طرف مقابل متمايل شويد، و با خود بگوييد «چقدر من به تو علاقه مندم. تو انسان بزرگي هستي. من مي خواهم بيشتر در مورد خوبيهاي تو بدانم.» به عبارت ديگر بايد با ديد مثبت به ديگران بنگريد. و اين جملات به شما در تلقين اين احساس كمك مي كند. شايد اين جملات به نظر شما احمقانه برسد ولي بعد از انجام اين عمل خودتان از ارتباط و اعتماد خلق شده شگفت زده خواهيد شد.
افزايش احترام
براي اين منظور چند مهارت وجود دارد كه با پرورش آنها فضاي احترام متقابل در سازمان شما افزايش مي يابد. مثلاً صحبت كسي را قطع نكنيد، اگر مي خواهيد با افراد صحبت كنيد از آنها بپرسيد آيا براي گفتگو وقت دارند؟ و به عقايد ديگران گوش كنيد.
به خاطر داشته باشيد، هيچگاه خود را شخصي كه همه چيز را مي داند نشان ندهيد. يا در صحبت كردن آنقدر عجله نكنيد تا صحبت ديگران را تمام كنيد. نظر فرد مقابل را تفسير كنيد تا به آنها بفهمانيد كه واقعاً به حرف آنها گوش داده ايد.
بي ريا نظر خود را ابراز كنيد.
افرادي كه با شما كار مي كنند به نظر شما در مورد خود اهميت مي دهند. يك يادآوري يا قدرداني از كار خوب كارمندان و همكاران براي آنها ارزشمند است.
در تعريف كردن از افراد از گفتن جملات كلي خودداري كنيد. مثلاً نگوييد: «كارت را بسيار عالي انجام دادي» سعي كنيد آن را شخصي تر كنيد مثل اين جمله: «اين بهترين تحقيقي بود كه در شش ماه گذشته دريافت كرده ام. كارت عالي بود.»
تعاريف را پذيرا باشيد.
اگر يكي از اطرافيان از شما تعريف مي كند از گفتن جملاتي مانند «اينكه چيزي نبود.» يا «من اينكار را سالها قبل انجام مي دادم اينكه چيز جديدي نيست» خودداري كنيد.
پس زدن يك ستايش هميشه سبب احساسات ناخواسته و تحقير كردن خود و طرف مقابل مي شود. فقط بگوييد «متشكرم» آنگاه احساس دلپذيرتري در هر دو طرف بوجود مي آيد.
موضع خود را مشخص كنيد در مقابل آنها نباشيد.
افراد دوست ندارند با كساني كه فكر مي كنند در مقابل آنها هستند همكاري كنند. وقتي كه شما با بعضي از اعمال افراد مخالفت مي كنيد آنها جبهه مي گيرند و فكر مي كنند با شخص آنها مخالفت مي كنيد. وقتي كه مخالفت خود را با عقيده افراد ابراز مي كنيد بخشي از مشكل مي شويد. اين بدان معناست كه اگر جنگ آغاز شود جنگيدن كار درستي به نظر مي رسد. پس بهتر نيست جنگي كه لزومي ندارد شروع نشود.
اگر در فكر عملي كردن كارهايي كه در ذهن خود داريد هستيد، در حال شروع يك فرايند همكاري هستيد. و اگر در آن موفق باشيد تبديل به فرد قدرتمندي شده ايد.
اين بار كه با كسي در تضاد فكري قرار گرفتيد سعي كنيد بيشتر روي نظر فرد مقابل فكر كنيد. شايد احتياجي به مخالفت نباشد و شايد با كمي خلاقيت و رفتار خوش بتوانيد به يك نظر واحد برسيد.