پرسشنامه کارآفرینی افراد

این پرسشنامه از نوع فایل ورد و به همراه تمامی اطلاعات مربوط به نمره گذاری، تفسیر،و … در قالب جداول زیبا و آماده تکثیر ارائه گردیده است. می توانید به صورت آنلاین اقدام به دانلود فایل مربوطه بپردازید.

هدف: بررسی میزان کارآفرینی افراد

تعداد سوال: 31

شیوه نمره گذاری و تفسیر نتایج: دارد

منبع:‌ نامشخص

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 1900 تومان

خرید فایل

پرسشنامه کارآفرینی افراد

افرادی که یک فرصت شغلی جدید در صنعت ایجاد می کنند کار آفرین هستند. آنها اغلب این کار را با ایجاد شرکتی تازه انجام می دهند. اما آنها همچنین فرصتهای جدید شغلی را با ورود یک محصول یا ایجاد یک بازار جدید بوجود می آورند. بنابراین که در کارخانجات بزرگ خطوط تولید تازه ای به راه می اندازند و یا با ایجاد بخش هایی تازه که قبلاً وجود نداشت باعث ايجاد بازاری جدید می شوند با این تعریف کارآفرین هستند. به بیان کلی تر کارآفرینان منابع را مدیریت می کنند تا چیز تازه ای بسازند اعم از شغل تازه یا کالا یا خدمت یا حتی بازار تازه .

آنچه کارآفرینان موفق را از کارآفرینان دیگر متمایز می کند سرعت توسعه فعالیت اقتصادی آنان است. آنهایی بیشتر موفق هستند که فعالیت اقتصادیشان را بتوانند به سرعت رشد دهند. آنها موقعیت هایی را که در بازار دیگران به آنها توجهی نمی کنند می یابند و همین ایده بهره برداری کردن از این موقعیت ها را در ذهن آنها شکل می دهد. آنها خودشان را بخوبی در بازاری که در حال انتقال و تغییر است جا می اندازند که از این نظر مبتکر و مخترع شناخته     می شوند. آنها به دقت پیش بینی می کنند که جهت بازارها در حال تغییر است و سپس آماده می شوند که بازارها  را به راه بیندازند که دین کار را قبلاً کسی انجام نداده بود.

مردم اغلب فکر می کنند کارآفرینان در ابتدا موفق هستند چون آنها کالا یا خدمات تازه ای ابداع می کنند مثل موتور جستجور یاهو. اما اینطور نیست و اغلب کارآفرینان موفق کار خود را با افزایش در کیفیت یک کالا یا محصول ایجاد می کنند بدون اینکه چیز تازه ایجاد کرده باشند. آنها اطلاعات کوچکی روی آنچه دیگران انجام می داده اند ایجاد می کنند.

کارآفرینان پس از شروع کار خود به مشتریان توجه می کنند و با آرامی با اصلاحات دیگر خود را مطرح می سازند. سپس آن ها به سرعت آن چه انجام می دهند را متعادل            می سازند و این فرایند را بارها تکرار می کنند پیشنهاد بهبود کیفیت مطرح شده از طرف Jerry Greenfild Ben cohen منجر به موفقیت برای آنها شد. آنها شروع به ساختن بستنی با قیمت بالاتر با قطعاتی از میوه روی آن کردند این بستنی ها برای پاسخ به نیاز مشتریانی ساخته شد که بستنی های ساده را دوست نداشتند در آن زمان تولید کنندگان بزرگ بستنی در بازار بستنی میوه ای جدید وجود نداشتند و این بازار جدیدی بود که توسط این دو نفر ایجاد شد.

Jack Burton  کار آفرین دیگری است که از Vermont شروع کرد. او با بهبود طراحی کالایی که اولین بار در 14 سالگی با آن آشنا شده بود توانست به موفقیت دست یابد با گذشت مدت کمی ا ز فارغ التحصیلی از نیویورک نقل مکان کرد و تخته اسکی های Burton را درست کرد. او می گوید ? بسیاری از مردم فکر می کنند من تخته اسکی جدیدی اختراع کرده ام در حالی که این درست نمی باشد?

طرح اولیه تخته اسکی ها بوسیله شرکت  Brun swick ساخته شد در حالی که این شرکت هیچ گاه پیشرفتی در تخته اسکی های ساخته شده ایجاد نکرد. فلسفه Burton بهبود آنچه جا دارد بر اساس نیازهای واقعی مشتریان بود. Burton این مساله را به همگان یاد داد که: اگر محصولات اصلی برای مردم کسالت آور باشد آنها حاضرند با پرداخت پول بیشتر کالای با کیفیت تری بخرند.

تاثیر محیط بر فعالیت های کارآفرینانه:

طی ده سال اخیر کارآفرینان میلیونها فرصت شغلی تازه در جهان ایجاد کرده اند. از هر شش دانشجوی رشته مشاغل یک نفر می گوید هدف شخصی اش تاسیس یک شرکت اختصاصی است و کارشناسان پیش بینی می کنند در آینده سازمانهای بسیاری متولد شوند. به ویژه افزایش فعالیتهای جسورانه  (venture creation) در بین زنان، مهاجران و اعضای گروههای کوچک و رده پایین پیش بینی می شود. سهم شغل های ایجاد شده بوسیله زنان کارآفرین از 24% در سال 1975 به 40% در سال 2000 افزایش یافته است.

آیا این رشد بیانگر جهش ناگهانی در تولد کارآفرینان است؟

پاسخ منفی است چون سرعت کارآفرینی با شرایط محیط کم یا زیاد می شود. در ایالات متحده سرعت فعالیتهای کارآفرینان در دهه 1920 افزایش یافت و پس از آن در دهه 1930 کاهش یافت و پس از آن و بعد از جنگ جهانی دوم افزایش و پس از آن کاهش چشمگیری از سال 1950 تا 1980 داشت دهه اخیر دوره دیگری از رشد کارآفرینی به علت اختراعات انجام گرفته در تراشه ها، کامپیوترها و وسایل ارتباط جمعی راه دور و تکنولوژی ارتباطات می باشد.

کاهش سرعت سودها و افزایش سرعت مهاجرت ها ب افزایش سرعت فعالیت های کارآفرینانه می انجامد هرچه افراد بیشتری تبدیل به کارآفرینان موفق می شوند ایجاد ساختارهای اجتماعی بهتر دیگران را مجبور می کند تا کارآفرین باشند. همچنین فاکتورهای سیاسی و اقتصادی نقش مهمی ایفا می کنند. به منظور ایجاد تحریک و انگیزه برای انجام کارآفرینی بسیاری از کشورهای آسیایی و اروپایی تسهیلات ویژه ای مهیا کرده اند و مالیات هایشان را کاهش داده اند.

هدف دولتها از این سیاست حصول اطمینان در این زمینه است که کشورشان از جهش کارآفرینانه ای که دست یابی به تکنولوژی های جدید آنرا ممکن می سازد عقب نمانند.

به سازمانهایی که کارآفرینان را  حمایت می کنند  incubator organization گویند. آن ها به مشاغل جدید یا کسانی که می خواهند شغل ایجاد کنند به اصطلاح فضا        می دهند.

یک شرکت حمایت کننده کار آفرینان می تواند یک روز کامل را سپری کند بدون این که نیازی به خرید تلفن یا اجاره دستگاه فتوکپی یا استخدام کارمند داشته باشند. حامیانی که هیچ نفعی برای کارآفرینان نمی توانند به همراه داشته باشند این خدمات را رایگان به کارآفرینان می دهند اما اغلب  کارآفرینان بخشی از سود خود را با شرکت حمایت کننده که به موفقیت   آن ها کمک کرده تقسیم می کنند. در شهر نیویورک کارخانه های سرمایه گذاری روی فعالیت های جسورانه فضای حمایت کننده را برای کارآفرینان ایجاد می کنند تا سرمایه گذاری آن ها را پرورش دهند.

برخی سرمایه گذاران این زمینه معتقدند سازمان های حمایت کننده راه های بدون خطر برای شروع فعالیت کارآفرینانه هستند . که به وسیله آن ها می توان دید که آیا این کار در ابتدا توسعه می یابد و پس از آن تصمیمات بهتری در مورد سرمایه گذاری روی این کار گرفته شود .

 

اهداف کارآفرینانه

 الف-اهداف کارآفرینی شما باید خاص خودتان باشد.

      اهدافتان را باید برای چیز هایی که واقعا می خواهید به دست بیاورید ، تنظیم کنید. بیشتر انتظار می رود به اهدافی برسید که برای خودتان تنظیم کرده اید تا اینکه اهدافی که دیگران دوست دارید به آن برسید. در تنظیم اهداف وجود قلب و دلتان نیز باید باشد.در دستیابی به اهدافتان موقعی موفق تر خواهید بود که تعهد شخصی داشته باشید.

 ب-اهداف باید معین و واضع باشند.

     اهداف باید واضع ، دقیق و مکتوب باشند. نوشتن اهداف به شما کمک می کند آنچه را واقعا به دنبالش هستید در ذهن خود مشخص کنید.پیاده کردن اهداف روی کاغذ به نوعی اهرم فشاری است تا آنچه را می خواهید درک کنیدوهمچنین ابهام ها را تشخیص و برای خودمان تشریح کنیم و تعهد شخصی خود را توسعه بخشیم . بنابرین ضروری است اهداف را طوری بنویسید که بتوانید درباره چگونگی دستیابی به آنها ، تصمیم بگیرید.

 ج-اهداف باید قابل اندازه گیری باشند.

    ضروری است بدانید کی به اهداف رسیده اید. ساده ترین اهداف قابل اندازه گیری، احتمالا اهداف مالی به تومان و ریال بیان می شوند، هستند. اندازه گیری بقیه اهداف کمی سخت تر است. دو دلیل برای تنظیم اهداف مهم است : 1- قصد دارید به کجا برسید 2- فرصتهای موفقیت در اختیار شما قرار می دهد . موثرترین راههای توسعه و جا انداختن یک عادت پاداش و نتایج آن است . احساس رضایت از دستیابی به هدف یک نوع پاداش است.

 د-اهداف باید برای مدت زمان معین تنظیم شده باشند.

   تعیین زمان سررسید برای تکمیل اهداف مهم است. بسیاری از افراد می گویند آنها تخت فشار به بهترین نحو کار می کنند. و تمایل دارند انجام امور را به دقیقه 90 بگذارند. با وجودی که می دانند احتمالا می توانستند کامل تر و حسابی تر کار کنند. یک ضرب المثل قدیمی می گوید <<کار امروز رابه فردا مگذار>> زمان معین برای رسیدن به اهدف به پیشگیری از تاخیروتعلل  کمک می کند .

 د-اهداف باید به صورت هم کوتاه و هم بلند مدت تعیین شده باشند.

    در واقع دو نوع هدف کوتاه مدت داریم. یک نوع از آن گام یا بخشی از هدف دراز مدت است. بعضی آنها را اهداف فرعی می نامند، زیرا بخش های کوچک اهداف بزرگتر هستند. نوع دیگر آن اهداف مستقل از اهداف بلند مدت اند.

و هر دو نوع اهداف کوتاه مدت لازم و ضروری اند . نوع اول در راستای اهداف بلند مدت به ما کمک می کند و نوع دوم به اعتماد نفس تان در دستیابی به اهداف سخت و پیچیده با لا می برد.

 

اهمیت کارآفرینی

 ريشه هاي کارآفرينانه

هيچ معلمي نيرومندتر و نافذتر از مثال خوب نيست. مطالعات در اين زمينه نشان مي دهد که بيش از نيمي از آغاز کنندگان حرف جديد والديني داشته‌اند که صاحب يک حرفه بوده‌اند. نويسنده آنرا بطور خلاصه بدين ترتيب بيان مي‌دارد: افرادي که دست به ايجاد شرکت مي زنند احتمال قريب به اتفاق از خانواده هايي هستند که در آن والدين يا فاميلهاي نزديکشان در همان حرفه مشغول فعاليت بوده‌اند. افراد مسن‌تر مثال يا مدلهايي براي فرزندان خود بوده‌اند و احتمالاً برايشان فرقي نمي‌کرد که در کار خود موفق باشند يا خير. بهر حال، براي فرزندان که در چنين خانواده هايي بزرگ مي‌شدند، عمل شروع يک حرفه جديد ممکن بنظر مي‌رسيد و کاري بود که آنها قادر به انجامش بودند.

 تاثير تجربه

تجربه و دانش فني نقش اساسي را در ايجاد شرکت موفق بازي مي‌نمايد. مهارتها و صلاحيتهاي مديريتي براي تاسيس يک شرکت لازم است. بسياري از مطالعات مشخص مي‌سازد که 90% يا بيشتر مؤسسان (بنيانگذاران) شرکتهاي خود را در بازار و صنايع مشابهي آغاز مي‌نمايند که در آنها مشغول فعاليت بوده‌اند.

 ويژگيهاي اکتسابي و نيازهاي نقش فرد

مجموعه عوامل مهم ديگري که مؤسسان به شکل سودمندي مي توانند بعنوان قسمتي از فرايند شروع در نظر آورند، استعداد، اختيار و مشخصات خود آنها مي باشد. مطالعات چند سال اخير درباره کارآفرينان که در عمل و مشخصات افراد شاغل در تمام مدت اشتغال خود آموخته اند را تأييد مي‌کند.

متأسفانه وسايل اندازه گيري هنوز آنقدر پيشرفت نکرده اند تا به ما اجازه اين چنين تحقيقاتي را بدهند که بتوان بر اساس آن بوضوح اين عوامل را با دقت و صراحت قابل اعتماد معين و مشخص نمود.

 نقش کارآفرينان در توسعه

به دليل نقش و جايگاه ويژه کارآفرينان در روند توسعه و رشد اقتصادي، بسياري از دولتها در کشورهاي توسعه يافته و درحال توسعه تلاش مي کنند با حداکثر امکانات و بهره برداري از دستاوردهاي تحقيقاتي، شمار هر چه بيشتري از جامعه را که داراي ويژگيهاي کارآفريني هستند به آموزش درجهت کارآفريني و فعاليتهاي کارآفرينانه تشويق و هدايت کنند.

کارآفرينان با مهارتي که در تشخيص فرصتها و موقعيتها و ايجاد حرکت درجهت توسعه اين موقعيتها دارند، پيشگامان حقيقي تغيير در اقتصاد و تحولات اجتماعي محسوب مي شوند. آنها تصديق مي کنند که موفقيت و بقا در چشم اندازهاي برخواسته از فردا، نيازمند چالاکي، قوه ابتکار و خلاقيت است. علاوه بر اين کارآفريني به ريسک پذيري، نوآوري و کنش کارآفرينانه هم نياز دارد. براساس نظريات اقتصادي و تجارب حاصله در اقتصادهاي روبه رشد، کارآفرينان موتور محرکه توسعه و رشد اقتصادي محسوب مي شوند و بالطبع اشتغالزايي يکي از رهاوردهاي مهم کارآفريني است.

متاسفانه در کشور ما و در چند برنامه اخير توسعه، توجه خاص به اين مهم نشده و حتي مي توان گفت که اين مفهوم براي بسياري از دست اندرکاران و افراد جامعه ناشناخته و غريب است. شـــايد به همين دليل تاکنون برنامه ريزي و بسترسازي مناسبي در حوزه هاي اقتصادي، اجتماعي و نظام آموزشي کشور براي توسعه کارآفريني بويژه در دانشگاههاي کشور صورت نپذيرفته است.

 کارآفريني رقابت در کسب و کار را تقويت مي‌کند

فعاليت‌هاي جديد کارآفرينانه و يا آغاز مجدد يک کسب‌ و کار(حتي پس از انتقال يک واحد اقتصادي به مالک جديد) به افزايش بهره‌وري کمک قابل توجهي مي‌کند. اين فعاليت‌ها فشار را براي افزايش رقابت افزايش مي‌دهد و همچنين واحد‌هاي ديگر را وادار مي‌کنند که يا کارايي خود را افزايش دهند و يا دست به ابداع بزنند. افزايش بهره‌وري و ابداع در واحد‌هاي شغلي چه در سازمان‌ها، توليد‌ات، خدمات و يا بازار توان رقابت يک اقتصاد به طور کلان را افزايش مي‌دهد. اين فرآيند به مصرف‌کنندگان امکان بهره‌گيري زياد با قدرت انتخاب بالا و قيمت‌هاي پايين را مي‌دهد.

 کارآفريني توانايي‌هاي انباشته فردي را آزاد مي‌کند

يک شغل تنها راهي براي انباشت پول و سرمايه نيست. معيار‌هاي ديگري نيز مانند امنيت، ميزان استقلال، تنوع کار‌ها و علايق نيز در يک کسب و کار مورد نظر است. سطح درآمدي بالاتر، افراد را به ارضاي نيازهاي بيشتري هدايت مي‌کند. نياز‌هايي مانند استقلال و اتکا به نفس نمونه‌هايي هستند که با توسعه کارآفريني در افراد امکان بروز پيدا مي‌کنند. بر اساس تحقيقات انجام شده در ميان خانوار‌هاي کشور انگلستان افراد در کنار انگيز‌‌ه‌هاي مادي مانند پول و سمت، کارآفريني را راهي براي ارضاي برخي نياز‌هاي معنوي خود مانند آزادي، استقلال و کسب جنب و جوش در زندگي انتخاب مي‌کنند.

در خور توجه است براي کساني که نتوانسته‌اند شغل دلخواه خود را انتخاب کنند کارآفرين شدن ممکن است برخاسته از نياز‌هاي اقتصادي باشد. کارآفريني ممکن است فرصت يافتن موقعيت‌هاي شغلي بهتري را به آن‌ها بدهد. رضايت شغلي در ميان کارآفرينان در مقايسه با کارمندان به مراتب بيشتر است. بر اساس تحقيقات انجام شده در حدود 33 درصد افرادي که شغل آزاد دارند و کارمندي ندارند و 45 درصد افرادي که شغل آزاد دارند و کارمند نيز دارند از شغل خود رضايت دارند. اين در حالي است که اين ميزان براي کارمندان در حدود 27 درصد است.

صاحبان مشاغل کوچک؛

 برخی از مردم به اشتباه واژه کارآفرین را در معنی صاحب مشاغل کوچک به کار می برند. در ایالت متحده مشاغل کوچک به کارخانه هایی که کمتر از 500 کارمند دارند گفته می شود بنابراین واژه صاحب مشاغل کوچک به شخصی که صاحب حق مالکیت کارخانه با زیر 500 کارگر است گفته می شود.

اداره مشاغل کوچک (SBA) (small business administration)  یک نهاد دولتی است که  مسئول حمایت از فعالیتهای مشاغل کوچک است. این نهاد منابع سودمند زیادی برای کسانی که چنین مشاغلی را ایجاد کرده و آنرا به خوبی مدیریت می کنند ارائه می دهد. بر اساس آمارهای سازمان SAB در سال 2000 در آمریکا 24 میلیون شغل کوچک وجود داشته که این تعداد 40% کارخانه های آمریکا و 75% تمام مشاغل جدید ایجاد شده است.

بسیاری از کارآفرینان برای مدت کوتاهی صاحبان مشاغل کوچک هستند. اما تمام صاحبان مشاغل کوچک کارآفرین نخواهند شد به عبارت دیگر همه صاحبان مشاغل کوچک وارد یک فعالیت شغلی جدید نمی شوند. افراد با خرید کارخانه ها صاحب مشاغل کوچک می شوند اما بسیاری از این صاحبان مشاغل تمایل دارند مشاغل خود را کوچک نگه دارند و آنطور که کارآفرینان عمل می کنند شغلشان را توسعه ندهند. این طبیعی است که اعتقاد داشته باشید کارکردن برای خودتان ممکن است بهتر از کارکردن برای دیگران باشد اما حتی اگر شما صاحب شغل نباشید کارکردن در یک کارخانه کوچک متفاوت از کار کردن برای یک کارخانه بزرگ است. یک اختلاف بزرگ در میزان رضایت است. در رأی گیری اخیر انجام شده، کارخاه هایی با کمتر از 50 کارمند دارای کارمندان راضی تری هستند. مشاغل کوچک ضررهایی شامل حقوق کم و امکانات پزشکی و بیمه ای کم یا صفر دارند. اما برای اکثر افراد این زیان ها با رضایت ناشی از فضای خوب کاری خنثی می شود. در مشاغل کوچک از افراد انتظار می رود تمام مهارت های خود را به نمایش بگذارند. آنها به راحتی می توانند ببینند چگونه کارشان روی تبلیغات شرکت اثر میگذارد و یا چگونه عمل آنها روی سود آوری شرکت موثر است.

مشاغل فامیلی؛

مردم اغلب فکر می کنند مشاغل کوچک، مشاغلی فامیلی هستند ولی در واقع مشاغل فامیلی می توانند کوچک یا بزرگ باشند ممکن است شغل فامیلی در اثر فعالیت کارآفرینانه به سرعت رشد کند یا اینکه رشد کندی داشته باشد.

برای دولت تعریضی برای مشاغل فامیلی وجود ندارد ولی اغلب این عنوان برای توضیح دادن شغلی که صاحب و مدیریت آن در دست افرادی است که با یکدیگر رابطه فامیلی دارند به کار می رود. اغلب این مشاغل مسیر اولیه خود را تغییر می  دهند. یک نمونه آن کارخانه Kohler ، 125 سال پیش به عنوان مخترع وانهای حمام به سبک مدرن شناخته شد پس از آن کارخانه ساده او تبدیل به کارخانه ای با محصولات متنوع از جمله مبلمان، موتورهای کوچک و زمین های گلف می باشد. و هنوز هم بوسیله یک فامیل کنترل می شود و بسیاری از افرادی که با هم رابطه فامیلی دارند استخدام می کنند.

همانطور که در آینده خواهیم گفت فشارهای توسعه یک شغل می تواند یک استرس بزرگ برای کارآفرینان و افرادی که با ریا برای آنها کار می کنند ایجاد کنند. بویژه گره های کور در اینجا افزایش می یابند برخی مشاغل فامیلی با واگذار کردن مدیریت شروع کارشان به افراد با مهارت به این فشارها غلبه می کنند. فامیلی های دیگر به دنبال راههایی هستند که رشد شغلشان را همراه با کنترل مالکیت و مدیریت نگه دارند.

تعریف کارآفرین

بطور ساده کارآفرین به شخص حقیقی یا حقوقی ای گفته می شود که توانایی تحمل ریسک – اغلب مالی – را دارد و میتواند یک ایده اولیه را به یک فعالیت اقتصادی تبدیل کند. همه ما می توانیم یک کارآفرین باشیم، چه کارمند، چه کشاورز و … در هر پست و مقامی که باشیم در راه انجام فعالیت های خود می توانیم کارآفرین بوده و ایده های خود برای بهبود انجام کارها را به واقعیت تبدیل کنیم.

یک کشاورز می تواند با راه اندازی روشهای جدید کاشت، آبیاری، نگهداری و … کمیت یا کیفیت محصولات خود را بالا ببرد. یک کارمند می تواند برای انجام فعالیت های روزانه و البته در چهارچوب اختیارات خود روشهای جدیدی را اختیار کند تا انجام کارها برای خود و ارباب رجوع سریعتر و با کیفیت بالاتری صورت پذیرد. یک مهندس یا شرکت می تواند با قبول هزینه های تولید آزمایشگاهی، نمونه ای از یک محصول را تولید کرده و در صورت مفید بودن آنرا تولید انبوه نماید و به جامعه خود خدمت کند. یک مربی تیم فوتبال می تواند با اتخاذ روشهای مدیریتی و arrange یک تیم به موفقیت های بسیار دست پیدا کند و ….

همانطور که مشاهده می کنید در تمام مثال هایی که آورده شد نوعی ریسک وجود دارد. این ریسک ممکن است باعث از بین رفتن محصول کشاورز شود یا باعث شود تا کارمند توبیخ یا اخراج شود و یا سرمایه گذاری آن مهندس یا شرکت به هدر رود. و دست آخر آنکه آن مربی تیم ممکن است سمت یا اعتبار خود را از دست دهد. بنابراین مشاهده می کنید که بسادگی میتوان این نتیجه را گرفت که “کارآفرینی بدون ریسک امکان پذیر نمی باشد.” شاید از همین جمله بتوان فهمید که چرا در کشور ما در میان جوانان کارآفرینی جایگاه والایی ندارد، فعلاً اجازه دهید بحث فنی را ادامه دهیم.

کارآفرین چه ویژگی هایی دارد ؟

– خود اتکایی از اولین خصوصیات یک کار آفرین می باشد. با کمک این نیرو کارآفرین می تواند به مبارزه با سختی ها بپردازد. بنابراین اگر می خواهید کار آفرین باشید باید این توانایی را در خود تقویت کنید.

– نیاز به انجام دادن و بدست آوردن از دیگر خصوصیات یک کارآفرین می باشد . این گونه اشخاص بصورت دائم نیاز به آن دارند که محصول یا خدمتی را ایجاد کنند . از ساده ترین نوع آن مثلاً در فعالیت های خانگی گرفته تا پیچیده ترین کارهایی که ممکن است در تولید یک محصول یا خدمت به آن لازم باشد.

– استفاده از نهایت بهره وری از دیگر ویژگی های یک کارآفرین هست. یک کارآفرین همواره می خواهد از وقت خود بهترین استفاده را کند .

– تحمل ریسک از دیگر ویژگی های این گونه افراد می باشد . یک کارآفرین می تواند ریسک ناشی از شکست را پذیرفته و تحمل کند . این ریسک ممکن است مالی یا حیثیتی باشد و یا از دست دادن بسیاری چیزها که مردم عادی در زندگی آن ها را داراند، باشد.

– آنها شکارچی فرصت ها هستند. کارآفرین بسادگی می تواند میان یک اتفاق بدون خاصیت با دیگری که در دل آن فرصت شکوفایی نهفته است ، تمایز قائل شود و دومی را شکار کند.
– نیاز به پیشرفت دائمی از دیگر ویژگی های این افرا می باشد. حتی هنگامی که کارآفرین فعالیت اقتصادی را راه اندازی کرد متوقف نمی شود او علاقه دارد که همه روزه به پیشرفت های جدیدی دست پیدا کند .

– کارآفرین توانایی بالایی در کنترل خود دارد. تحقیقات نشان می دهد که اغلب کارآفرینان بیشتر از آنکه بتوانند محیط بیرون را کنترل و مدریت کنند بر خود تسلط دارند. اثر جنبی این خاصیت می تواند همان قدرت کنترل بر محیط نیز باشد.

– آنها همواره به هدف نگاه می کنند و شب و روز فکرشان رسیدن به هدف می باشد. دقت کنید که تمرکز بر هدف برای بسیاری از مردم دشوار است اغلب به کاری که در حال انجام دادن آن هستند فکر می کنند نه هدف.

– کارآفرین توانایی تشخصی اولویت ها را دارد. خوب می داند چه کاری، چه موقع باید انجام شود و حاضر است بر سر آن با دیگران مبارزه کند.

– خوش بینی از ویژگی های مهم و بارز یک کارآفرین است. برای همین بسیاری از کارآفرینان جوان هستند چرا که آن ها معمولاً به هر کاری خوشبین می باشند. کارآفرین در برخورد با مشکل بدون آن که ذهن خود را مخدوش کند مبارزه می کند تا آنرا از میان بردارد . حتی اگر مشکل بزرگ باشد به خود می گود “الان که نمی شود آن را حل کرد به کار دیگری می پردازم و بعد سراغ آن می آیم”.

– شجاعت از دیگر ویژگی های یک کارآفرین می باشد. دقت کنید که تحمل ریسک با شجاعت تفاوت بسیاری دارد، به این مثال توجه کنید. یک مدیر کارآفرین یک شرکت را در نظر بگیرید. او هموراه در حال ایجاد تغییر در شرکت می باشد تا به هدف های خود نزدیک شود. اگر شکست بخورد باید ریسک – یا همان هزینه – آنرا بپردازد فرض کنید که پول و امکانات هم دارد و می پردازد. چیزی که این فرد نیاز دارد صفتی است بنام “شجاعت” او باید دل انجام این تغییرات و به نوعی بازی با سرنوشت خود، کارمندان و شرکت را داشته باشد.

– کارآفرین معمولاً قدرت تحمل بالایی دارد. این قدرت تحمل از مسائل کاری شروع شده و یقیناً به مسائلی که در اجتماع یا خانواده او بدون شک رخ خواهد داد کشیده خواهد شد. قدرت تحمل جاذبه ایجاد می کند در حالی که عدم داشتن آن فرد را مجذوب می کند. مثال ساده آنکه فردی که قدرت تحمل بالایی ندارد معمولا” در یک شرکت دولتی – که قدرت تحمل و زنده بودن بالا دارد – مشغول بکار عادی و بدون جنبیش می شود.

– کارآفرین انگیزه داخلی بالایی برای انجام کار دارد. دقت کنید که اگر فردی دارای انگیزه بسیار قوی برای انجام کاری باشد و آن انگیزه در درون آن نباشد در هر لحظه ممکن است که فرد آن کار را رها کند. اما نیروی انگیزشی در کارآفرین در درون خود او وجود دارد و تا زنده هست به کار و فعالیت ادامه می دهد. تفاوت گرمای زمین و خورشید را مقایسه کنید، اگر خورشید برود زمین سرد خواهد شد اما اگر زمین برود خورشید همچنان گرم خواهد ماند.

ده فرمان کار آفرینی :

 ۱- هر روز  با اشتياق در محل کار خود حاضر شويد.

2-بر هر دستوری  که  هدفش  توقف آرمان شماست ، پيش  دستی کنيد.

3-هر کاری  که برای  تکميل  پروژه تان  لازم  است ، بدون توجه به شرح  شغل خود  انجام دهيد.

4-افرادی  را برای  کمک  به خود پيدا کنيد.

5-درباره افرادی که انتخاب می کنيد از شهود خود کمک بگيريد و فقط با بهترين ها کار کنيد.

6-تا جايی که می توانيد پنهان کاری کنيد ، جنجال و تبليغات ، ساز و کارهای امن  را به خطر  می اندازد.

7-هيچ وقت روی يک مسابقه شرط بندی نکنيد ، مگرآنکه خودتان گرداننده اش باشيد.

8- به ياد داشته باشيد درخواست بخشش آسانتر از درخواست اجازه است .

9- در اهداف خود ثابت قدم بوده و وفادار بمانيد، اما درباره تحقق آن اهداف واقع گرا باشيد.

10-حاميان خود را گرامی  بداريد.

 

کار آفرینی به عنوان اصل

هيچ چيز دشوارتر از به دست گرفتن و خطرناک تر از عهده دار شدن مسئوليت برای وارد کردن ترتيب جديدی از امور نيست

اقتصاد جهانی در حال ايجاد تغييراتی بنيادی و اساسی برای سازمانها و صنايع در سرتاسر جهان است. اين تغييرات ، شرکت های تجاری را ملزم می سازند تا به طور دقيق هدف خود را بررسی کرده توجه فراوانی به انتخاب و دنبال کردن راهبردهای داشته باشند که منتهی به سطوحی از موفقيت با احتمال موفقيت بالا برای بسياری از افراد ذينفع شود

بسياری از شرکت های تاسيس شده در پاسخ به تغييرات سريع ، مقطع و چشمگيری که در محيط خارجی و داخلی شان ايجاد شده است ، ساختار عمليات خود را بنيادی نو افکندند. در واقع ، پس از سالها تغيير ساختار ، برخی از اين شرکت ها از لحاظ فرهنگی ، تجاری يا رقابتی با نياکان خود کمتر اشتباهی دارند

قرن جديد شاهد تاکيد شرکت ها بر نو آوری است . اين تاکيد جديد بر انديشه کار آفرينی در اثنای اقتصاد کار آفرينی در دهه های 1980 و 1990 توسعه يافت. پيتر دراکر ، کارشناس مشهور در امر مديريت ، چهار توسعه اصلی را شرح می دهد که پيدايش اين اقتصاد را توضيح می دهد. نخست ، تکامل سريع علم و فن آوری ، استفاده از حرکتهای کار آفرينی با فن آوری بالا را غنا بخشيد. دوم تمايلات جمعيتی نظير وجود خانوادههای دو شغلی ، ادامه تحصيل بزرگسالان ، و بالا رفتن ميانگين سن جمعيت باعث شد تا پروژه های اقتصادی جديد پا بگيرند . سوم ، بازار سرمايه گذاری به يک مکانيزم تامين منابع مالی برای فعاليتهای کار آفرينی تبديل شد. چهارم ، صنايع آمريکا رفته رفته فرا گرفت که چگونه کار آفرينی را اداره کند

نفوذ معاصر کار آفرينی به عنوان نيروی اصلی در دنيای تجارت آمريکا منجر به گرايش برای اين نوع فعاليتها در داخل شرکت های تجاری شده است. گرچه برخی پژوهشگران نتيجه گرفته اند که کار آفرينی و بوروکراسی در تقابل با يکديگر هستند و نمی توانند در کنار يکديگر به سر برند ، ديگران فعاليتهای اقتصادی کار آفرينی را در داخل چارچوب يک شرکت تجاری توصيف کرده اند. پروژه های اقتصادی موفق در بسياری از شرکت های متفاوت از جمله 3M ، بل اتلانتيک ، AT&T ، آکورديا و پولارويد به کار گرفته شده اند. امروزه بخش هنگفتی از نوشتار تجاری به توصيف « انقلاب شرکتی » جديدی اختصاص دارد که به خاطر آميخته شدن انديشه کار آفرينی با ساختارهای بوروکراتيک عظيم در حال وقوع است. از اين آميختگی به عنوان کار آفرينی شرکتی يا کار آفرينی داخلی ياد می گردد. چرا اين مفهوم تا اين حد طرفدار يافته است؟

يک دليل آن است که خود بيابند. استيون برانت در اين خصوص چنين می گويد :
اين مساله نسبتا روشن است. ايالت متحده بايد توانايي نوآوری خود را ارتقاء بخشد. برای نيل به اين مقصود شرکت های آمريکايي بايد قدرت خلاقيت اعضای خود را بيابند. ايده ها از افراد نشات می گردد .

نوآوری و قابليتی است که بسياری از افراد سر می زند. اين قابليت زمانی به کار گرفته می شود که افراد در مورد وظايف خود و حيات پروژه اقتصادی احساس تعهد کنند و اين توان را داشته باشند از قابليت های خود به نحوی استفاده کنند.عدم تعهد نتيجه سوء مديريت است نه فقدان استعداد.

بيشترين ميزان تعهد هنگامی ايجاد می شود که اعضای يک پروژه اقتصادی در تعيين اهداف و برنامه های آن نهاد نقشی به عهده دارند. تعهد به طور غير رسمی پشتيبانی و تاييد مديريت را در خود دارد. اگر يک رفتار کار آفرينی مورد نظر است ، فلسفه مديريتی توافقی بسيار مفيد واقع می شود.

نوآوری پيوسته ( از نظر محصولات ، فرآيندها ، و روال ها و ساختارهای مديريتی) و توانايي رقابت مؤثر در بازارهای بين المللی از جمله مهارت هايي هستند که انتظار می رود به طرزی فزاينده کارکرد شرکت را به عنوان فرآيندی در نظر گرفته می شود که توانايي کوشش های شرکت ها را برای نوآوری پيوسته تسهيل کند و به طرزی کارآمد با واقعيت های در بازار های بين المللی کنار آيد . وجود رفتارها و ديدگاه های کار آفرينی برای شرکت هايي در هر اندازه برای اعتلا و درخشش در محيط های رقابتی ضروری است

ماهيت کار آفرينی داخلی

در سالهای اخير ، موضوع کار آفرينی داخلی طرفداران فراوان يافته است هر چند تعداد کسانی که اين مفهوم را به طور کامل درک کرده اند بسيار معدود است. اکثر پژوهشگران متّفق القول هستند که اين اصطلاح به فعاليتهای کار آفرينی اشاره دارد که از جانب سازمان به تصويب می رسند و به هدف نتايج نوآورانه ، به آن ها منابعی اختصاص داده می شود. نقش اصلی کار آفرينی داخلی ، توسعه روح کار آفرينی در مرزهای سازمان است و از اين رو ، به رونق بخشی جو نوآوری کمک می کند.

 

تعريف مفهوم کار آفرينی شرکتی

تعاريف عملی کارافرينی شرکتی (يا داخلی) طی 30 سال گذشته از طريق کارهای عملی تکامل يافته است. برای مثال ، يک پژوهشگر متذکر شده است که کارافرينی شرکتی ، مفهومی بسيار گسترده بود ، شامل ايجاد ، توسعه و پياده سازی ايده ها يا رفتارهای جديد می شود. يک نوآوری می تواند يک محصول يا سرويس جديد ، سيستم مديريتی جديد يا طرح و برنامه ای جديد مرتبط با اعضای سازمان باشد. در اين حيطه ، کار آفرينی شرکتی بر انرژی بخشی دوباره و بهبود بخشيدن به توانايي شرکت در به دست آوردن مهارت ها و قابليت های نوآوری تاکيد دارد .

شاکر زهرا پژوهشگر مشاهده کرده است که « کار آفرينی شرکتی می تواند فعاليت های رسمی يا غير رسمی به هدف ايجاد تجارت های جديد در شرکت های تاسيس شده از طريق نوآوری در محصولات و فرآيندها و توسعه بازار باشد. اين فعاليت ها ممکن است در سطوح شرکتی ، بخشی(تجارتی) ، عملياتی ، يا پروژه ای با هدف بهبود بخشيدن به موقعيت رقابتی شرکت و کارايي عملياتی آن صورت پذيرد. ويليام د.گاث و آری گينزبرگ تاکيد کرده اند که کار آفرينی شرکتی شامل دو پديده اصلی می شود . ايجاد پروژه های اقتصادی جديد بدون سازمانهای موجود و تبديل سازمان ها از طريق تجديد نظر راهبردی پژوهشگران جديد پس از تحليل کامل ساختار کار آفرينی و ابعاد آن ، کار آفرينی شرکتی را به عنوان فرآيندی تعريف می کنند که از طريق آن ، فرد يا گروهی از افراد به همراه يک سازمان موجود ، سازمانی جديد را ايجاد می کنند يا در همان سازمان موجود يک تجديد نظر و نوآوری را باعث می شوند .

تحت اين تعريف ، تجديد نظر راهبردی (که با تجديد نظرهای سازمانی از جمله تغييرات ساختاری و / يا راهبردی عمده در ارتباط است)، نوآوری (که با وارد کردن چيزی جديد به بازار کار مرتبط است) ، و شروع پروژه های اقتصادی شرکتی(کوشش های شرکتی که منجر به ايجاد سازمان های تجاری جديد در داخل سازمان اوليه می شود) همگی بخش های مهم و ضروری در فرايند کار آفرينی شرکتی هستند.

 

نتیجه گیری

امروزه بسياری از شرکت ها نياز به کار آفرينی شرکتی را درک کرده اند . مقالات موجود در مجلات تجاری پر طرفدار ((Business week ,Fortune, Success, U.S News & World Report خبر از نفوذ تفکر و انديشه های کار آفرينی در ساختارهای اداری می دهند. در واقع تام پيترز در بسياری از کتابهای خود يک بخش کامل را به نوآوری در شرکت اختصاص داده است. کاملا واضح است که شرکت های تجاری و نيز مشاوران پژوهشگران نياز به کار آفرينی خانگی را درک کرده اند.

اين نياز در پاسخ به چند مشکل پديد آمده است که از آن جمله اند : رشد سريع تعداد رقبای پيچيده و جديد ، حس بی اعتمادی به روشهای سنتی در مديريت شرکتی ، خروج برخی از بهترين و درخشان ترين کارمندان از شرکت به منظور تبديل شدن به کارآفرينان کوچک ، رقابت بين المللی ، کوچک کردن شرکت های بزرگ و ميل کلی به بالا بردن بازدهی و بهره وری.

نخستين اين مشکلات که رقابت است ، همواره عرصه را بر کارهای تجاری تنگ کرده است . ولی ، اقتصادی کنونی که از فن آوری بالا بهره می برد ، تعداد به مراتب بيشتری از رقبا را پشتيبانی می کند. بر خلاف دهه های گذشته ، تغييرات ، نوآوري ها ، بهبودها اکنون در بازار کار بسيار متداولند. شرکت ها بايد نوآوری به خرج دهند يا از دور خارج شوند .

مشکل ديگر ، يعنی از دست دادن افراد برجسته ، در نتيجه دو توسعه عمده رو به فزونی است . نخست اين که کار آفرينی از لحاظ وضعيت ، محبوبيت و اقتصادی در حال توسعه است. اين افزايش باعث جذب کارمندان جوان و کارمندان با تجربه می شود. دوم اين که در سالهای اخير ، سرمايه گذاری به صنعتی عظيم تبديل شده است که قادر به تاسيس سرمايه برای تعداد پروژه های اقتصادی بيشتری نسبت به گذشته می باشد. بازار سرمايه گذاری سالم ، کار آفرينان جديد را قادر می سازد تا پروژه های خود را به مرحله اجرا در آورند . اين توسعه ، افرادی را که دارای ايده های نو هستند ، تشويق می کند تا شرکت های بزرگ را ترک کنند و روی پای خود بايستند .

بنابراين ، شرکت های مدرن وادار می شوند تا دنبال راه هايي برای توسعه کار آفرينی داخلی بگردند. در غير اين صورت بايد منتظر بيهودگی ، از دست دادن پرسنل ، و رکود شوند . اين « انقلاب شرکتی» نشانگر نياز و ميل به توسعه کار آفرينی داخلی در ساختار شرکت است.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.