این پرسشنامه استاندارد از نوع فایل ورد و به همراه تمامی اطلاعات مربوط به نمره گذاری، تفسیر، و … در قالب جداول زیبا و آماده تکثیر ارائه گردیده است. می توانید به صورت آنلاین اقدام به دانلود فایل مربوطه بپردازید.
هدف: ارزیابی خودپنداره در کودکان
تعداد سوال: 80
شیوه نمره گذاری و تفسیر نتایج: دارد
نرم و هنجار: دارد
روایی و پایایی: دارد
منبع: ساعتچی. محمود ، کامکاری. کامبیز، عسکریان. مهناز . آزمونهای روان شناختی . نشر ویرایش . 1389
همین الان دانلود کنید
قیمت: فقط 1800 تومان

ما برای فهم درست مفهوم عزت نفس الزاماً نیاز به درک مفهومی پایه ای تر داریم که شالوده و مبنای تعریف عزت نفس به شمار می رود . خود پنداره[1] در واقع زمینه و عزت نفس قضاوت شخص در خصوص آن چیزهایی است که در خود پنداره ی فرد وجود دارد به عبارت دیگر عزت نفس میزان ارزش و بهایی است که محتویات خود پنداره برای فرد دارند بنابراین گریزی از پرداختن به مقوله ی خود پنداره نیست .
خودپنداره به صورت مجموعه باورهايي كه شخص درباره خود دارد، تعريف مي شود. به عبارتي هرفردی، باورهاي خود درباره خودش را، خودش فراهم مي آورد كه اصطلاحاً خودپنداره ناميده مي شود. در شكل گيري خودپنداره ، منابع زيادي واردعمل مي شود: واكنش هاي ديگران ، مشاهده رفتارهاي خود ، مقايسه خود با اشخاصي كه به او شباهت دارند ودرهمان محيط زندگي مي كنند. (گنجي، 1381) به بیان دیگرخودپنداره به معناي نگرش ، ادراك و برداشتي است كه شخص از خود دارد. محور اصلي اين پندار عبارت است از نام شخص، احساساتش نسبت به اندام و بدن خود، تصور از كل بدن، جنسيت و سن . هسته مركزي خودپنداره شامل خصوصيات ديگري نيز هست كه غير مستقيم تر نمود دارند، مانند طبقه اجتماعي ـ اقتصادي، مذهب، پيشرفت هاي فردي و يا هر عامل ديگري كه او را از ديگران جدا مي سازد. ( شاملو ، 1368) در واقع خود پنداره ، مجموعه ويژگي هايي است كه فرد براي توصيف خويشتن به كار مي برد كه شامل افكاري راجع به شخصيت ظاهري و دروني ویژه ی اوست. خودپنداره ازديدگاه پيوركي[2] به مجموعهاي از يك سيستم پويا[3] ، سازماندهي شده[4] و پيچيده درباره باورها[5]، نگرشها[6] و ديدگاههايي گفته ميشود كه هر فرد به منظور دستيابي به يك قالب حقيقي در رابطه با موجوديت شخصي خويش ارائه ميدهد. به عبارت دیگر خودپنداره ” ايدههاي عمومي ما درباره خودمان” است. به اعتقاد فرانكن[7] (1994) تحقيقات بسياري وجود دارد كه نشان ميدهند خودپنداره به عنوان اساس همه رفتارهاي برانگيخته شده ميباشد. بر اساس تحقیقات فوق ، اين خودپنداره است كه به «خود[8]» هاي ممكنه در شخصيت هر فرد اشاره كرده و آنها را شناسايي ميكند و اين «خود»هاي ممكنه ميتوانند انگيزشهاي لازم براي اعمال رفتارهاي مورد نياز در افراد را خلق نمايند. از ديدگاه فرانكن ، خودپنداره ازاين طريق به عزت نقس مرتبط ميشود. بنابراظهار وی افرادي كه داراي عزت نفس خوبي هستند ، داراي يك خودپنداره به خوبي متمايز نيز ميباشند. زماني که مردم خودشان را ميشناسند ، مي توانند به حداكثر نتايج ممكنه دست يابند ، چونكه ميدانند چه كارهايي را ميتوانند انجام دهند و از عدم توانايي خويش در انجام برخي از كارهاي ديگر آگاه هستند. ما از طريق عمل كردن و سپس با مشاهده آنچه كه انجام دادهايم و با مشاهده ديدگاه هاي ديگران درباره علمكرد خود، خودپنداره خويش را گسترش داده و تثبيت مينماييم. ما آنچه را كه انجام دادهايم و ميتوانيم انجام دهيم را در مقايسه با انتظارات خود و انتظارات ديگران و مشخصات و كارآييهاي ديگران مشاهده ميكنيم (جيمز 1890، بريگام 1986). معني اين حرف اين است كه خودپنداره امري تجريدي نميباشد. بلكه در واكنش به محيط و با مشاهده پيآمدهاي اين واكنش پايهريزي ميشود. اين جنبه پويايي خود پنداره امري بسيار مهم است، چرا كه ميگويد من ميتوانم تغيير يافته وانطبا ق پيدا کنم . به اعتقاد فرانكن تغيير خودپنداره امري امكانپذير است .
به اعتقاد راجرز ؛ زمانی که نوباوگان به تدریج میدان تجربی پیچیده تری را از رویارویی های اجتماعی همواره در حال گسترش پرورش می دهند ، یک بخش از تجربه ی آنها از باقی متمایز می شود . این بخش جدید و جداگانه ،که با کلمه های من ، مرا ، و خودم تعریف می شود ، خود یا خودپنداره است. تشکیل خود پنداره مستلزم آن است که آنچه به طور مستقیم و بلافاصله بخشی از خود می باشد از دیگران ، اشیاء و رویدادهایی که نسبت به خود بیرونی هستند ، متمایز شود . از این گذشته ، خودپنداره تصور ما از آنچه هستیم ، آنچه باید باشیم و آنچه دوست داریم که باشیم است . راجرز اعتقاد داشت که به صورت ایده آل ،خود الگویی همسان و یک کل سازمان یافته است . تمام جنبه های احتمالی خود برای همسانی تلاش می کنند (شولتز ؛ ترجمه سیدمحمدی,1383 ؛ ص372 ).