این پرسشنامه استاندارد از نوع فایل ورد و به همراه تمامی اطلاعات مربوط به نمره گذاری، تفسیر، و … در قالب جداول زیبا و آماده تکثیر ارائه گردیده است. می توانید به صورت آنلاین اقدام به دانلود فایل مربوطه بپردازید.
هدف: سنجش میزان افسردگی
تعداد سوال: 30
شیوه نمره گذاری و تفسیر نتایج: دارد
منبع: ژندا ، لودیس. آزمون های شخصیت. ترجمه بشارت و حبیب نژاد. انتشارات آییژ ،بهار 1388
همین الان دانلود کنید
قیمت: فقط 1700 تومان

سعی میشود که از دو جنبه افکار خودآیند منفی بررسی شوند: اولین مورد این است که آیا این افکار صحیح هستند؟ و دیگر اینکه آیا این افکار، فایدهاي دارند و سودمند محسوب میشوند؟ در رابطه با افکار خودآیند باید به یک سؤال دیگر پاسخ میدهیم: افکار خودآیند از کجا نشأت میگیرند؟ چه چیز باعث میشود تعبیر و تفسیر آدمها از یک موقعیت یکسان با هم فرق داشته باشد؟ چرا فرد واحدي در دو زمان مختلف موقعیت یکسانی را به دو شیوه متفاوت تعبیر میکند؟ ابتدا باید بدانیم که افکار خودآیند در بین سه سطح شناختی (افکار خودآیند، افکار واسطهاي و باورهاي هستهاي) سطحیترین آنها محسوب میشود. بنابراین منشأ افکار خودآیند در سطوح عمیقتر یعنی باورهاي هستهاي قرار دارد که در ادامه به آن خواهیم پرداخت. سطح دوم: افکار واسطهاي یا قوانین زندگی افکار اتوماتیک در درمان شناختی رفتاري دو نوع قانون وجود دارد: اولین دسته عبارتهاي شرطی هستند: اگر…… آنگاه. اگر من خیلی خوب درس بخوانم و خیلی تلاش کنم، آنگاه دیگران مرا دوست خواهند داشت. نوع دوم عبارتهاي متوقعانه است: من باید کامل باشم. این قوانین با احساس نیرومند وظیفهشناسی و اخلاقمندي همراه است و اغلب به سختی درمان میشوند. قوانین زندگی مستقیماً با کارهایی که به منظور حفظ عزت نفس و حس امنیت و سلامت انجام میدهیم، مرتبط هستند. بنابراین به هر دلیلی که به توانایی ما براي ارضاي قوانین شرطی و متوقعانه خدشه وارد شود ما مستعد اضطراب و افسردگی خواهیم شد. بین افکار منفی خودآیند و قوانین زندگی دو تمایز عمده و مهم وجود دارد: در حالی که افکار منفی خودآیند ارزیابی شخص از یک رویداد یا یک موقعیت خاص است، قوانین زندگی در تمام موقعیتها وجود دارند، به عبارت دیگر فراگیراند و صرفاً به یک موقعیت خاص مربوط نمیشوند. در حالیکه افکار منفی خودآیند در محتوا و فرآیند دچار سوگیري میشوند، قوانین زندگی قضاوتهاي ارزشی هستند.
عمیقترینسطح شناخت: باورهاي هستهاي افکار اتوماتیک باورهاي هستهاي در دوران کودکی و نوجوانی، در نتیجه تجارب زندگی شکل گرفتهاند(بک، 1976؛ بک و همکاران، 1979؛ پدسکی و گرینبرگ، 1995 .(از همان اوائل کودکی، باورهاي خاص درباره خود، دیگران، و دنیا در آدمها شکل میگیرد. وقتی یک باور بنیادین فعال میشود فرد موقعیتها را از منظر این باور تعبیر میکند، حتی اگر بر اساس عقل ومنطق، این تعبیر غلط باشد. وقتی یک باور بینادین فعال میشود فرد به طور انتخابی به اطلاعاتی توجه میکند که در جهت تأیید باور بینادین وي هستند و اطلاعات مخالف یا مغایر را نادیده گرفته یا به حساب نمیآورد. به این ترتیب وي باور خود را حفظ میکند. باورهاي بینادین عمیقترین سطح شناختی هستند. آنها فراگیر، کلی، انعطافناپذیر و بیش از حد تعمیم یافته هستند. افکار خودآیند واژهها یا تصاویر ذهنی واقعی هستند که عملاً از ذهن فرد میگذرند، آنها مربوط به یک موقعیت به خصوص بوده و میتوان آنها را سطحیترین شناختها دانست. وقتی والدین با کودك خود به گونه بدي رفتار میکنند، مثلاً او را تنبیه میکنند ممکن است آن کودك به این نتیجه برسد که لایق دوست داشتن نیست: «من دوست داشتنی نیستم». این یک بارو هستهاي است. افرادي که در دوران کودکی تجربههاي منفی زیادي داشتهاند آنها را در قالب باروهاي هستهاي منفی سازماندهی کردهاند. این باورها خیلی عمیق هستند، به گونهاي که حتی ممکن است از وجود آنها اطلاعی نداشته باشیم، اما آنها تأثیر خود را بر زندگی و رفتار ما میگذارند و هرچه منفیتر باشند بیشتر ما را مستعد افسردگی، اضطراب یا هر بیماري دیگري میکنند. به لحاظ نظري این سطوح سهگانه به یکدیگر مرتبط هستند و میتوان آنها را با یک استعاره به زیباترین شکل تبیین کرد. اگر این سطـوح سهگانه را به عنـوان یک فواره آب درنظر بگیـریم باورهاي هستـهاي مخزن آب، قوانین زندگی(افکار واسطهاي) مانند فواره، آب را به بیرون هدایت میکنند و سرانجام افکار منفی خودآیند قطرات آبی هستند که از هر یک از فوارهها به بیرون میجهند. باورهاي هستهاي بازنمایی حس اساسی از خود و کلید چگونگی دید ما نسبت به خودمان، دیگران و دنیا است و با سطوح بالایی از هیجان مربتط هستند. قوانین مانند اصولی عمل میکنند که رفتار فرد را هدایت میکنند و اینکه چگونه رفتار کنیم و چگونه با دیگران و دنیا رابطه برقرار کنیم. افکار منفی خودآیند تولیدات مستقیم باورها و قوانین هستند. افکار خودآیند منفی، افکار واسطهاي و باورهاي هستهاي در تعامل با یکدیگر یک نحوه تفکر خاص، مانند سیاه و سفید فکر کردن، را میسازند. به این نوع فرآیند تفکر، خطاهاي شناختی گفته میشود.