این پرسشنامه استاندارد از نوع فایل ورد و به همراه تمامی اطلاعات مربوط به نمره گذاری، تفسیر، و … در قالب جداول زیبا و آماده تکثیر ارائه گردیده است. پس از پرداخت موفق می توانید به صورت آنلاین اقدام به دانلود فایل مربوطه بپردازید.
هدف: ارزیابی واکنش های والدین به هیجانات مثبت کودکان (آموزش رفتار اجتماعی، تشویق، تنبیه، سرزنش)
تعداد سوال: 12
تعداد بعد: 4
شیوه نمره گذاری: دارد
تفسیر: دارد
روایی و پایایی: دارد
منبع: دارد
نوع فایل: word 2007
همین الان دانلود کنید
قیمت: فقط 5500 تومان

هیجانات کودکان
تجربه کودکان در هیجانات همانی است که ما داریم اما آنها اغلب هیجانات خود را بهصورت متفاوتی بروز میدهند. اهمیت دارد که والدین ارزش هیجانات کودکان را بهآنها بیاموزند. بهآنها بگویید عصبانیت مهم است، ما را مقاوم میسازد و از ما محافظت میکند.
ترس نیز بسیار مهم است، بهما کمک میکند از مسیری که کامیونها بهسرعت میگذرند خلاص شویم و نیز ما را در مقابل خطرهایی که ممکناست بهما صدمه بزند حفظ میکند.
اندوه نیز مهم است چون بیان اندوه بهما این امکان را میدهد که خود را خالی کنیم، این کار باعث میشود تا در صورت وقوع حوادث ناخوشایند ما راحت هیجانات خود را تخلیه کرده، احساسات خود را بیان کنیم و بهکمک آن ارتباط خود با دیگران را اصلاح نماییم.
وقتی هیجانات عصبانیت، ترس و اندوه بهطور مناسب بروز پیدا میکنند جایی برای ابراز هیجانات مثبتی که یادآور شدیم بهخصوص لذت شکل میگیرد.
بسیاری از والدین درمییابند قادرند از اهداف جانشین برای عمل هیجانات منفی خود استفاده کنند. اما جدا از توضیح فن تمرکز برای کودکان آنها راههای کمک بهابراز هیجان کودکان را فراموش میکنند. درنتیجه کودکان در مورد خوب احساس کردن خود خطا میکنند.
برای درک اینکه چطور میتوانیم بهکودکان خود کمک کنیم تا خود را خوب احساس کنند و هیجانات منفی خود را بروز دهند، ابتدا نیاز داریم بفهمیم احساسات آنها از کجا ناشی میشود. باید بهاین موضوع دقیقتر بنگریم.
بهنظر میرسد که پاسخهای هیجانی بیشتر از باورها ناشی میشود. این باورها بیشتر از تجارب گذشته کودکی شکل میگیرند. برای مثال اگر بیلی در خانه یک دوست بماند و ناراحت شود و یک حمله آسمی داشته باشد ممکناست این حادثه حمله آسمی را بهماندن در خانه دوستش ربط دهد، بنابراین بار دیگر که برای ماندن در خانه یک دوست دعوت میشود احتمالاً احساس ناراحتی میکند، چون از حملۀ دوباره اسم نگران است.
البته هر کودک براساس تجارب گذشته و باورهایی که از آن نتیجه شده بهاین وضعیت پاسخ متفاوت میدهد. برای مثال اگر جولی و ویکی بهیک پیکنیک دعوت میشوند ممکن استجولی پیکنیک را بهعنوان موقعیتی نشاطآور برای ملاقات دوستان جدید و خوردن غذای مورد علاقه بنگرد.
از طرف دیگر ویکی ممکناست پیکنیک را بهعنوان موقعیتی ببیند که در آن از بازیها دور میشود، غذایی میخورد که بهآن عادت ندارد و بهطور کلی برای او موقعیتی است که اگر هیچکس در پیکنیک با او بازی نکند آشفته میشود.
در حالیکه واکنش جولی یک محرک شادی است، واکنش ویکی ترس و نگرانی است. هر دو کودک میتوانند یک موقعیت داشته باشند و بهخاطر نتیجه باورهایشان پاسخهای هیجانی بسیار متفاوتی دارند.
حتی اگر ما در مقام والدین، نمیتوانیم از موقعیتهای تجربی که سبب احساس ناراحتی، نگرانی و ترس کودکان میشود جلوگیری کنیم، اما بر باورهای آنها در مورد خودشان تاثیر میگذاریم.
کودکان دستاوردهای واقعی خود را با آنچه فکر میکنند قادر بهدستیابی آن هستند، مقایسه میکنند. آنها برای آزمایش موضوعات جدید که برای آنها رقابت ایجاد میکند نیاز بهتشویق دارند. وقتی کشف میکنند میتوانند کاری را انجام دهند که ممکناست سبب رقابت شود براساس این نتیجه باور تازهای در مورد خود شکل میگیرد.
کودکان میآموزند بهصورت مثبت یا منفی براساس حوادثی که در زندگیشان اتفاق افتاده و براساس الگوی نقش بزرگتر، فکر کنند.
یعنی اگر کودک یاد بگیرد دائم فکر کند هیچوقت نمیتواند چیزی را با صد در صد دقت بهدست آورد و این بد است درنتیجه او شکست خورده است، پس بههمۀ موفقیتهایش هرچند شگفتانگیز باشند نگرش منفی دارد. او عادت خواهد کرد بهصورت منفی بیندیشد. این نوع فکر کردن روش طبیعی فکر کردن او خواهد شد و عادتی که در تمام زندگی با او میماند.