این پرسشنامه استاندارد از نوع فایل ورد و به همراه تمامی اطلاعات مربوط به نمره گذاری، تفسیر، و … در قالب جداول زیبا و آماده تکثیر ارائه گردیده است. پس از پرداخت موفق می توانید به صورت آنلاین اقدام به دانلود فایل مربوطه بپردازید.
هدف: ارزیابی میزان هوش فرهنگی
تعداد سوال: 20
تعداد بعد: 1
شیوه نمره گذاری: دارد
تفسیر: دارد
منبع: دارد
نوع فایل: word 2007
همین الان دانلود کنید
قیمت: فقط 1800 تومان

هسته اصلی تشکیل دهنده هوش فرهنگی توانمندي افراد یا گروه هاي اجتماعی در تعامل اجتماعی سازنده با افراد یا گروه هاي اجتماعی با فرهنگ متفاوت است. به عنوان مثال، اگر دو شهر را در نظر بگیریم که هر دوي آنها در خصیصه متشکل بودن از ملیت هاي چندگانه اشتراك دارند اما در یکی بیشتر همکاري هاي اجتماعی، فرهنگی و اقتصادي میان افراد با ملیت هاي مختلف مشاهده می شود درحالی که در دیگري بیشتر شاهد تعارض هاي اجتماعی، فرهنگی و یا اقتصادي هستیم می توان چنین وضعیتی را به هوش فرهنگی متفاوت ملیت هاي تشکیل دهنده در هر یک از دو شهر منتسب کرد.
مفهوم هوش فرهنگی براي نخستین بار توسط ارلی و انگ(2003) از محققین دانشکده کسب و کار لندن مطرح شد. ارلی و انگ اولین تئوري هوش فرهنگی را با انتشارکتاب “هوش فرهنگی، تعاملات فردي بین فرهنگی ” در سال 2003 توسعه دادند. این دو، هوش فرهنگی را این گونه تعریف کردند : « توانایی یک فرد در راستاي سازگاري موفقیت آمیز با محیط هاي فرهنگی جدید که معمولاً با بافت فرهنگی خود فرد متفاوت است » .
ارلی و انگ فردي را داراي هوش فرهنگی بالا می دانند که بتواند به شیوه مؤثري در یک زمینه فرهنگی نوین و متفاوت با زمینه فرهنگی رشد یافته در آن خود را سازگار کند بدون آنکه هویت فرهنگی خود را کنار بگذارد.
انگ و داین (2008) در مقاله خود با عنوان” مفهوم هوش فرهنگی” تأکید می کنند که این مفهوم منعکس کننده توانمندي فردي براي عمل و مدیریت اثربخش در مجموعه هاي به لحاظ فرهنگی متنوع تعریف می شود. تعریف این دو از هوش فرهنگی در پاسخ به این پرسش بوده است که در نظامی که فضاي سازمانی و کاري آن به شدت تحت تأثیر جهانی شدن قرار گرفته است این ضرورت وجود دارد تا درك کنیم چرا برخی از افراد در موقعیت هاي به لحاظ فرهنگی متنوع به گونه اثربخش تري عمل می کنند و در پاسخ به چنین پرسشی است که آنها بحث هوش فرهنگی را مطرح می کنند.
ارلی و موساکوفسکی(2004) دو نوع عمده هوش فرهنگی را ارائه کردند :
- هوش فرهنگی سازمانی براي سازمان ها
- هوش فرهنگی نژادي و جغرافیایی جهت آگاهی از فرهنگ کشور (لوگو ، 2007).
هوش فرهنگی قابلیت فردي براي درك، تفسیر و اقدام اثربخش در موقعیت هایی است که از تنوع فرهنگی برخوردارند (پیترسون،2004).
هوش فرهنگی مشتمل بر سه جزء است:
1- بعد شناختی
2- بعد فیزیکی
3- بعد احساسی -انگیزشی (ارلی وموساکوفسکی، 2004)
انگ، ون داین و که (2007،2006) ، ارلی و انگ(2003) و ون داین (2006) هوش فرهنگی را شامل چهار مؤلفه به صورت زیر مطرح می کنند:
1- مؤلفه فراشناختی هوش فرهنگی
روشی است که یک فرد تجارب بین فرهنگی را از آن طریق استدلال می کند. این عنصر هوش فرهنگی، فرآیندي را مورد توجه قرار می دهد که افراد براي بدست آوردن و فهم دانش فرهنگی بکار می گیرند. یک مثال براي این مورد وقتی است که فرد مفاهیم و تصاویر ذهنی خویش را براساس یک تجربه واقعی که با انتظاراتش هماهنگ نبوده، تعدیل می کند.
2- مؤلفه شناختی هوش فرهنگی
شناخت یک فرد در مورد شباهت ها و تفاوت هاي فرهنگ ها است و دانش عمومی در مورد فرهنگ ها (براي مثال اطلاعاتی در مورد اعتقادات و باورهاي مذهبی و معنوي و ارزش ها و باورها در مورد کار، زمان، ارتباطات خانوادگی، آداب و رسوم و زبان) را انعکاس می دهد.
3- مؤلفه انگیزشی هوش فرهنگی
اطمینان و اعتماد فرد به اینکه قادر است خود را با فرهنگ جدید تطبیق دهد. مؤلفه انگیزشی هوش فرهنگی، حجم و جهت انرژي افراد براي تعامل مؤثر در فرهنگ جدید را نشان می دهد. بعد انگیزشی هوش فرهنگی شامل سطحی که در آن افراد در مورد توانایی هاي خود در تعاملات میان فرهنگی اطمینان و اعتماد دارند و میزان گشودگی براي تجربه تعامل با مردم سایر فرهنگ ها و میزان رضایتی که از آن تعاملات در خود می یابند، می باشد.
طبق نظر ارلی و انگ (2003) ، دو چارچوب عمومی انگیزشی وجود دارد که براي درك بعد انگیزشی بکار می رود:
- خودکارآمدي
- خودانطباقی
باندورا خودکارآمدي را به عنوان “باور به توانایی یک فرد براي سازماندهی و اجراي مجموعه اعمالی که براي دستیابی به اهداف مشخصی مورد نیاز است ” تعریف کرده است (چن، 2002 ،ص382).
4- مؤلفه رفتاري
قابلیت فرد براي نمایش اعمال کلامی و غیرکلامی مناسب درتعامل با افرادي از فرهنگ هاي مختلف را نشان می دهد (ارلی وموساکوفسکی،2004 ) این عنصر هوش فرهنگی بر روي این تمرکز می کند که افراد در شرایطی که در فرهنگ جدید قرار می گیرند چگونه عمل می کنند ( اعمال آشکار فرد ) و هوش فرهنگی رفتاري، به توانایی فرد براي انجام واکنش مناسب اشاره دارد.
توماس و اینکسون (2003) در اثر خود با نام” هوش فرهنگی: مهارت هاي افراد براي تجارت جهانی ” تعریف خود از هوش فرهنگی را با ذکر زیربناها و اجزاي سازنده آن مطرح می کنند. به نظر آنان هوش فرهنگی مشتمل بر فهم و درك بنیان هاي تعامل بین فرهنگی، توسعه دادن رویکردي خلاقانه و منعطف به تعامل هاي بین فرهنگی و در نهایت ایجاد مهارت هاي سازگاري و نشان دادن رفتارهایی است که می توان آنها را در موقعیت هاي بین فرهنگی یا چند فرهنگی اثربخش دانست.
توماس و اینکسون همچنین در مورد عناصر هوش فرهنگی معتقدند، مدیرانی که از هوش فرهنگی بالایی برخوردارند از سه عامل دانش فرهنگی، توجهات فرهنگی و مهارت هاي فرهنگی برخوردارند (میرسپاسی و همکاران،1387).
1- دانش فرهنگی
مدیري که از هوش فرهنگی برخوردار است لزوماً به دانشی در باب فرهنگ و اصول بنیادین تعاملات میان فرهنگی نیاز دارد. این بدان معنی است که او باید بداند فرهنگ چیست، چگونه تغییر می کند و چگونه بر رفتار تأثیر می گذارد.
2- دقت عمل
مدیر داراي هوش فرهنگی به تمرین و دقت عمل براي مشاهده و تعبیر موقعیت هاي خاص نیاز دارد. این به معنی افزایش توانایی توجه به شیوه اي انعکاسی و خلاقانه به نشانه ها در موقعیت هاي میان فرهنگی است. دقت عمل مرحله میانی است که دانش را به تجربه ماهرانه متصل می کند. بیشتر اوقات ما تحت اثر نوعی” سلطه فرهنگ خودي ” عمل می کنیم که در آن برنامه ریزي ذهنی ما بدون تفکر آگاهانه، رفتارمان را هدایت می نماید.
برنامه ریزي فرهنگی ما ممکن است به واسطه ادراك انتخابی، انتظارات کلیشه اي و اسنادهاي نادرست، ما را به سوي قضاوت نادرست از رفتار کسانی که از فرهنگی متفاوت هستند، سوق دهد . ما براي خنثی کردن اثر سلطه فرهنگ خودي، به نوعی دقت عمل نیاز داریم که در برقراري ارتباط حیاتی بین دانش درباره فرهنگ و رفتار مناسب در موقعیت هاي میان فرهنگی هوشیارانه فعالیت می کند ( همان ماخذ).
دقت عمل به ویژه در اوایل کار، سعی و تلاش زیادي را می طلبد ولی در طول زمان می تواند به یک شیوه وجودي، طبیعی و متعارف تبدیل شود (همان ماخذ، ص 95- 94).
3- مهارت هاي رفتاري
مدیر هوشمند براساس دانش و دقت عمل، مهارت هاي رفتاري خویش را پرورش می دهد و درخلال موقعیت هاي متفاوت صلاحیت می یابد. این مهارت ها شامل انتخاب رفتار صحیح از میان گنجینه پرورش یافته اي از رفتارها است که براي اقدام مناسب و موفق در طیف گسترده اي از موقعیت هاي میان فرهنگی نیاز است (همان ماخذ ،ص96).
در افزایش هوش فرهنگی برخی ویژگی ها و مشخصات ذاتی و اکتسابی سبب افزایش انگیزه یادگیري می شوند؛ این ویژگی ها عبارتند از :
1- خودآگاهی : اولین گام براي انعطاف پذیري فرهنگی درك فرهنگ خودي و شناخت نحوه تأثیرگذاري آن بر تعابیر فرد از رفتار دیگران است. این موضوع قسمت مهم ترکیب فرهنگی و کلیشه سازي است که به احتمال زیاد در هر موقعیت میان فرهنگی بکار گرفته می شود.
2- گشودگی : احترام گذاشتن به افراد و تمایل به یادگیري از آنها و این همان تفکر عاري از تعصب است.
3- استواري و سرسختی : سرسختی یعنی جرأت و توانایی سازگاري با شرایط نامطلوب یک شخص جسور قادر است بر فشارها و شوكهاي روحی و روانی غلبه نموده و آنها را به منزله موقعیت هایی براي رشد و یادگیري تعبیر نماید. رویارویی با اهالی دیگر فرهنگ ها چه در وطن فرد صورت گیرد چه در کشورهاي بیگانه، همراه با تنش، کشمکش وهیجان است. تنها یک فرد سرسخت و جسور می تواند بر فشارها و شوك هاي روحی و روانی غلبه نماید و آنها را موقعیتی براي رشد و یادگیري بیشتر تلقی نماید. افزایش هوش فرهنگی در گرو تعاملات متوالی است و این جز به مدد سماجت میسر نیست.
براي فردي که به دنبال رشد هوش فرهنگی است زندگی و کار در خارج از کشور براي یک دوره زمانی ( چه مأموریت سازمانی چه برنامه فردي ) میتواند بسیار ارزشمند باشد. ولی پرورش هوش فرهنگی به طور خودکار اتفاق نخواهد افتاد. فرد مجبور خواهد بود روي آن تمرکز نموده، براي آن زحمت بکشد و هر رویداد میان فرهنگی در کار و زندگی اجتماعی خود را حتی موقع خرید، یک فرصت براي تأمل، یادگیري و تجربه بداند. کسانی که قبلا تجربه کاري در محیط بین المللی داشته اند و یا اینکه قبلاً زمان بیشتري را در محیط بین المللی سپري کرده اند، خود را بسیار سریع تر با فرهنگ جدید تطبیق می دهند (همان ماخذ ،ص 275،286).
طی یک دهه اخیر مقاله هاي متعدد و البته تعداد بسیار کمتري کتاب در باره هوش فرهنگی بویژه به زبان انگلیسی منتشر شده است که در اغلب آنها نویسنده به تعریفی از خود یا دیگران درباره هوش فرهنگی دست زده است. تعاریف ارائه شده در این قسمت صرفاً به عنوان نمونه هایی از این تعاریف ارائه شدند تا نشان داده شود که چگونه همه این تعاریف پیرامون یک موضوعی اساسی قرار می گیرند و آن” تعامل اثربخش با فرهنگ هاي متفاوت ” است.