این پرسشنامه استاندارد از نوع فایل ورد و به همراه تمامی اطلاعات مربوط به نمره گذاری، تفسیر، روایی و پایایی و … در قالب جداول زیبا و آماده تکثیر ارائه گردیده است. پس از پرداخت موفق می توانید به صورت آنلاین اقدام به دانلود فایل مربوطه بپردازید.
هدف: ارزیابی مولفههای خلاقیت سازمان در ورزش (خلاقیت بالقوه، خلاقیت بالفعل، حمایت سازمانی ادراک شده)
تعداد سوال: 17
تعداد بعد: 3
شیوه نمره گذاری: دارد
تفسیر: دارد
روایی و پایایی: دارد
منبع: دارد
نوع فایل: word 2007
همین الان دانلود کنید
قیمت: فقط 5500 تومان

هنگاميكه به نوآوري ميانديشيم، اغلب نوآوري در محصول به ذهنمان ميرسد. اما نوآوري در فرآيند، بازاريابي و مديريت نيز، لازم است.
خلاقيت و نوآوري در سازمانها هنگاميكه به نوآوري ميانديشيم، اغلب نوآوري در محصول به ذهنمان ميرسد. اما نوآوري در فرآيند، بازاريابي و مديريت نيز، لازم است. در اصل هيچ بخشي در سازمان نيست كه از وجود نوآوري و خلاقيت بهرهمند نشود. با اين وجود در بسياري از سازمانها، پتانسيل خلاق و نوآور همانند يك اتومبيل فراري نشسته در گاراژ شده است؛ نيرويي شگرف، اما بياستفاده. تفاوت ميان خلاقيت و نوآوري چيست؟ خلاقيت، توليد فكر وايده را به همراه دارد، در حالي كه نوآوري بر تبديلايدهها به توليدات واقعي و تغييرات و راهحلها در تجارت تاكيد دارد. اجزاي اصلي در نوآوري سازماني كدامند؟ 1- وجود اعتماد و حمايت در سازمان لازم است. اگراين دو عنصر در سازمان نباشد و افراد در حمايت از تفكر خلاق همكاران خود بي ميل باشند، شانسي براي نوآوري وجود ندارد. اگر افراد با يكديگر روراست نبوده، نسبت بهايدههاي يكديگر حسادت ورزند، به بدي از يكديگر سخن گفته، چاپلوسي يكديگر را نمايند و به ويژه علاقهاي به همكاران خود نداشته باشند، شكي نداشته باشيد كه به طور حتم تمام آن خلاقيت و نوآوري خاموش خواهد شد. 2- همواره ميلي به انجام ريسك و قبول شكست به عنوان تجربهاي براي يادگيري وجود دارد. ترس از شكست، يكي از سختترين موانع در راه خلاقيت است.
چنانچه افراد بدانند كه احتمال زيادي براي شكست وجود دارد و به فرصتهاي آينده آنان لطمه وارد مينمايد، به ندرت وارد عرصه خلاقيت ميشوند. اين ترس ميتواند ناشي از احتمال وجود يك تنبيه واقعي همچون از دست دادن شغل گرفته تا سادهتر از آن، مورد تمسخر قرار گرفتن باشد. 3- نوآوري ميبايست چالشهاي عمده و توانايي بسط دادن فكر را به همراه داشته باشد. يك فكر كنترل شده عموما نميتواند خلاق باشد. سازمانهاي كمي هستند كه ظرفيت فكري اعضاي خود را واقعا گسترش ميدهند و بسياري از آنها تمايل دارند تا وظايف ناچيزي كه نياز كمي به درونداد خلاق دارد را به كارمندان خود محول نمايند. آيا افراد سازمان شما واقعا به چالش كشيده ميشوند ؟ 4- اين تصور كه ايدههاي خوب تنها از آن ماست، در سازمانها بسيار به چشم ميخورد. تاريخ نشان ميدهد كه درصد بالايي از نوآوريها، خارج از آن حيطههاي دانشي است كه ما تصور مينماييم. همواره بايد آماده پذيرش تفكرات ديگران بود. 5- لازم است در سازمان به جاي گرايش به پاسخگويي و عكسالعمل، نوعي گرايش خلاق وجود داشته باشد. افراد در يك سازمان خلاق، نگرشي مثبت نسبت به همه چيز دارند. آنها به جاي آنكه براي فرار از باخت بازي نمايند، براي برد بازي ميكنند. آنها آينده خود را خلق مينمايند، نه آنكه از گذشته خود محافظت كنند. اگر اولويت سازمان شما در حل واكنشي مشكلات است، امكان كمي براي هرگونه خلاقيتي وجود خواهد داشت. 6- شوخ طبعي مثبت بايد به عنوان منبعي مهم در نظر گرفته شود. اگر برخي اوقات، افراد خارج از كاري كه انجام ميدهند، تنوع يا خندهاي نداشته باشند، بايد با خلاقيت خداحافظي نمود. در بسياري از موارد افراد نياز دارند تا راحت باشند و كارهاي احمقانه و خنده دار انجام دهند. خبر خوب اين است كه توانايي استفاده از شوخ طبعي و مزاح به عنوان يك منبع، صرف نظر از كمك به خلاقيت، فوايد بسيار ديگري نيز دارد. 7- افراد بايد نسبت به كار خود، شور و اشتياق داشته باشند. جايي كه شور و اشتياق نباشد، خلاقيت نيز وجود ندارد. براي افراد دشوار است كه از انرژي خلاق خود، در ارتباط با اموري كه آنها را به وجد نميآورد، كمك بگيرند. اشتياق با داشتن ديدگاهي محرك، قابل دسترس و عيني، همراه با ميزان مناسبي از اعتماد به نفس به وجود ميآيد. 8- تكنيكهاي شبيه سازي تفكر خلاق، همراه با توانايي استفاده از آنها به شيوه خودانگيخته، بايد فراگرفته شوند. راههاي جالبي براي شبيهسازي تفكر خلاق و وارد نمودن افراد به قلمرو خلاقيت وجود دارد. اعتماد به مشاوران خبره در امر خلاقيت، براي ايجاد بهترين ظرفيت فكري در شما و همكارانتان، اغلب ميتواند راهحل خوبي باشد. 9- بايد دانست كه خلاقيت و نوآوري چيزي نيست كه با ضربه كليدي روشن و خاموش شود. محيط نيز ميبايست خلاقيت را در همه جهات به همراه داشته باشد. محيط پيرامون بايد خلاق به نظر آيد، خلاق احساس شود و خلاق بوييده شود. حتي وارد شدن به چنين محيطي، ميتواند افراد را سرزنده نمايد. 10- كارها بايد بدون هرگونه قضاوتي انجام گيرند. صحبت كردن خيلي آسانتر از عمل كردن است! بسياري از ما به نظر ميآيد نوعي تمايل ذاتي نسبت به ارزيابي داشته باشيم. سخت است كه بدون فكر در مورد درستي يا نادرستي مطلبي، به آن گوش فرا دهيم. تمرين زيادي لازم است تا اطلاعات را حقيقتا بدون هيچ گونه ارزيابي و خوب و بدي، دريافت نماييم. چگونه ميتوانيم رفتاري به دور از هر گونه قضاوت را در سازمان خود داشته باشيم؟
11- فرآيند خلاق/نوآور بايد توانايي كشف آينده را داشته باشد. اطلاعاتي در مورد گرايشها، محركها، انواع تكنولوژي و قابليتهاي در حال ظهور، ميتوانند خوراك قوياي براي ايدههاي فردا باشند. رفتن به سمت امكانات قوي فردا خيلي بهتر و موثرتر از فرار كردن از مشكلات امروز است. 12- ترس از عدم موفقيت نيز سد ديگري در مقابل خلاقيت و نوآوري است. افراد بايد بدانند كه اگر خلاقيت را در خود رشد دهند، شغل خود را از دست نداده و آيندهشان را به خطر نمياندازند. آنها نياز دارند تا در بيان پيشنهادها و ايدههاي خود در محيط كار، احساس امنيت و آزادي نمايند. 13- محيط پيرامون ميبايست فرصتهايي را براي انجام كارههايي غير از كارهاي روتين و روزمره افراد و زماني را براي پرداختن آنها به آنچه علاقه دارند، فراهم نمايد. قانون اتصال بيان ميدارد كه هيچ گاه چيز جديدي خلق نميشود، بلكه امور به شيوههاي خلاق تر دوباره تركيب ميشوند؛ پس نوآوري شامل يافتن آن تركيبات جديد در محيطي خلاق ميباشد. 14- هماهنگي مناسبي ميان فرد، بازخورد تيم و اعتبار ايده و تفكر خلاق بايد وجود داشته باشد. اگر افراد احساس نمايند كه اعتبار خلاقيت آنها به تيم ديگري داده ميشود، عقبنشيني مينمايند. خلاقيت اغلب امري ظريف و شخصي است و وجود يك محيط تيمي قوي، براي افرادي با خلاقيت بالا كه ميل دارند توسطايدههايشان شناخته شوند، ميتواند نااميد كننده باشد. 15- به وعدهها بايد ارزش داد. اگر ميگوييم كاري را انجام ميدهيم، حتما بايد انجام دهيم. ممكن است كمي عجيب به نظر آيد؛ ولي در اكثر سازمانها، وعدهها ارزشي ندارند و از قلم ميافتند. اگر قرار باشد نوآوري اتفاق افتد، اين رويه بايد تغيير نمايد. در محيطي كه وعدهها معنايي ندارند، شانس كمي براي خلاقيت و نوآوري پايدار وجود خواهد داشت. عمل به تعهدات در سازمان شما به چه ميزان است؟ 16- جريان بازي از اطلاعات در سازمان لازم ميباشد. مديريت كتاب باز( خواندن كتابهايي با ارزش و بهروز نمودن اطلاعات)، دانش و اطلاعات لازم را براي استفاده از قابليت خلاقيت و نوآوري به افراد داده و نيز باعث ميشود تا افراد بخواهند ايدهها و خلاقيت خود را آزاد نمايند. قابليتي كه اغلب افراد از خود بروز ميدهند، ارتباط قوي با ميزان اطلاعاتي دارد كه به آنها داده شده است. 17- جو فيزيكي نيز لازم است تا خلاق باشد. اكثر محيطهاي سازماني بيش از اندازه تصفيه شدهاند؛ در حالي كه رشد تفكر خلاق بيش از هر چيز، در پي ارتباط با مسائل پيرامونايجاد ميشود. محيطهاي كاري بايد كمتر قوانين و محدوديتها و بيشتر امكانات موجود را در ذهن افراد تداعي نمايند. 18- براي دستيابي به خلاقيت و نوآوري لازم است تا جايگاه خود را در هر يك از موارد گفته شده ارزيابي كرده و بهاين فكر نماييد كه چگونه تغيير كنيد. كار سادهاي نيست؛ اما ارزش تلاش كردن را دارد. اين مساله در مورد كسب و كار نيز ميتواند صدق نمايد. براي مثال، موضوع جو، تنها به سالم بودن هواي داخل فروشگاه نميپردازد. آيا نوعي فراخواندن به نظر نميآيد؟ آيا اگر شخصي به درون فروشگاه نگاه نمايد، بهاين معنا نيست كه نظرش جلب شده و قصد دارد به داخل آمده و اجناس شما را از نزديك ببيند؟ آيا موزيكي در حال پخش شدن هست؟ حتي اگر مشترياي در فروشگاه نباشد، آيا محيط خوشحال به نظر ميآيد يا بيروح؟
اگر به اين مسائل خوب بيانديشيد، خواهيد ديد كه به هيچ وجه پيش پا افتاده نميباشند. هميشه به مشترياني كه وارد ميشوند، لبخند بزنيد و به آنها خوشامد بگوييد. به آنها بدون در نظر گرفتن ظاهر و اخلاقشان توجه نماييد. اين مساله به ويژه در ارتباط با مشترياي كه از محصول خريداري شده خود در يك يا دو روز پيش يا حتي يك هفته پيش، ناراضي است، بسيار مهم است. اين موارد ضروري نيستند، بلكه حياتي ميباشند. مهم نيست چگونه آنها را به كار ميبريد؛ اما اگر هر كدام از آنها را از قلم انداخته يا حذف نماييد، مشتريان ناخودآگاه بياعتماد و بدبين ميشوند. پس تلاش نماييد تا هر زمان ميتوانيد، در تمامي اين موارد مهم، به بهترينها دست يابيد؛ چرا كه اگر اميدي به باز نگاه داشتن درهاي خود به سوي مصرفكنندگان داريد، اين مساله يك امر مهم به شمار ميرود.