پرسشنامه خودکارآمدی در مدرسه اسمیت (1989)

این پرسشنامه استاندارد از نوع فایل ورد و به همراه تمامی اطلاعات مربوط به نمره گذاری، تفسیر، و … در قالب جداول زیبا و آماده تکثیر ارائه گردیده است. پس از پرداخت موفق می توانید به صورت آنلاین اقدام به دانلود فایل مربوطه بپردازید.

هدف: ارزیابی خودکارآمدی دانش آموزان در مدرسه از ابعاد مختلف (کارآیی تحصیلی، انگیزش تحصیلی)

تعداد سوال: 12

تعداد بعد: 2

شیوه نمره گذاری: دارد

روایی و پایایی: دارد.

منبع: دارد

نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید.

قیمت: فقط 2400 تومان

خرید فایل

پرسشنامه خودکارآمدی در مدرسه اسمیت (1989)

همه ی ما می خواهیم که کودکان مان بتوانند با سختی ها کنار بیایند، از شکست های خود درس بگیرند و چالش های سخت را با موفقیت سپری کنند. این ها نیازمند مهارتی با نام “تفکر خودکارآمدی” است. اولین بار آلبرت بندورا این اصطلاح را این گونه تعریف کرد: “باور شخص درباره ی شایستگی خودش در یک موقعیت معین” (woolfolk, 1993: 341). به عبارتی توانایی تعریف کردن یک هدف، استمرار در رسیدن به آن هدف و توانمند شماردن خود در رسیدن به هدف. والدین و دیگر بزرگسالان می توانند به واسطه تقویت نقاط قوت کودکان به پرورش خودکارآمدی کودکان و تعریف کردن اهداف و تعیین گام های مسیر دستیابی به آن هدف، کمک کنند.

خودکارآمدی در برابر عزت نفس

طبیعتا ما می خواهیم به هنگام ناراحتی حس بهتری به کودکمان بدهیم. اغلب اوقات اولین غریزه ما سعی در بهبود عزت نفس آنها با استفاده از تحسین های کلامی کلی مانند “کارت عالی بود”، “همه چی درست میشه” یا “من فکر میکنم تو بهترین هستی” است. با اینکه تقویت کننده های عزت نفس این چنینی تسکین دهنده به نظر می آیند، ولی خودکارآمدی را بهبود نمی بخشند. قطعا عزت نفس و خودکارآمدی شبیه هم نیستند. عزت نفس، داشتن حس خوب نسبت به خود است. خودکارآمدی باور به این موضوع است که شما مهارت هایی دارید که می توانید برای هدایت شما در زندگی و رسیدن به اهدافتان به آن ها تکیه کنید و کمک بگیرید. داشتن حس خوب نسبت به خود (دوست داشتن بی قیدو شرط خود) مهم است، اما بهترین راه برای کمک به کودک برای داشتن حس خوب نسبت به خود، فراهم کردن فرصت هایی برای شناخت نقاط قوت خود و کمک به ریشه دواندن باور “می توانند در هنگام رودررویی با یک چالش بر نقاط قوت خود تکیه کنند”، در وجودشان است.

بلوک های ساختمان خودکارآمدی

4 منبع پرورش خودکارآمدی در کودکان و جوانان

بلوک اول: تجارب تسلط!

هنگامی که کودک علل موفقیت خود را به عوامل درونی، با ثبات و کلی اسناد می دهد (مانند: “نمره ام 20 شد چون باهوشم و میدانم چطور درس بخوانم”)، احساس تسلط می کند و خودکارآمدی وی تقویت می شود. هنگامی که کودک موفقیت خود را به عوامل بیرونی، بی ثبات و اخص نسبت می دهد (مانند: “شانس محض! امتحان راحت بود و معلم به همه نمره ی خوب داد”)، حس تسلط را یا خودکارآمدی را تجربه نخواهد کرد.

بلوک دوم: مشاهده دیگران
مشاهده شخصی که به شما شباهت دارد و برای رسیدن به هدفی و یا برای غلبه بر مانعی تلاش می کند، باعث ایجاد این باور در ما می شود که ما نیز می توانیم. برای مثال اگر یک کلاس اولی، دوستش را ببیند که پس از چند تلاش موفق می شود از درختی بالا رود، با خود فکر می کند: “اگر لارا می تواند، پس من نیز می توانم”. هر قدر شباهت شخصی که مشاهده می کنیم به ما بیشتر باشد، تاثیر بیشتری بر باور ما نسبت به توانمندی های خودمان دارد.

بلوک سوم: تشویق مستقیم دیگران
باور کودکان درباره توانمندی خود در ارتباط با مهارت یافتن در موضوعات مختلف، تحت تاثیر حرفهایی است که از والدین، معلمان، مربیان و دوستان خود می شنوند. کودکانی که پیام هایی دریافت می کنند مبنی بر اینکه مهارت های یا توانایی هایی برای هندل کردن یک موقعیت دارند، احتمال بیشتری دارد که در صورت شکست، باز هم به تلاش ادامه دهند. با این حال، چنین بازخوردی نباید به صورت کلی بیان شود (تو از پس هر کاری برمیای) بلکه باید بیانگر توانمندی های واقعی کودک  و جزیی باشد (تو در حل مسئله قوی هستی، پس می تونی یک راه حل خلاقانه پیدا کنی).
بلوک چهارم: خلق
خلق و خو و هیجانات مثبت، موجب ادراک خودکارآمدی می شود و خلق و خو و احساسات منفی باعث ضعیف شدن آن می شود. افرادی که احساسات مثبت را تجربه می کنند، همچون مارپیچی به سمت بالا حرکت می کنند که هیجانات مثبت آن ها باعث می شود راه حل های بیشتری برای مشکلی که دارند بیابند که مثبت گرایی آن ها را افزایش می دهد که باز موجب می شود آن ها به طور موثرتری از عهده چالش ها بربیایند و این مسیر ادامه یابد. مسیر مارپیچی رو به بالا باعث می شود کودک اینگونه استنباط کند که به طور اثر بخش می تواند محیط را کنترل کند.
تقویت تفکر خودکارآمدی توسط بزرگسال
افکار منفی را به چالش بکشید. به کودک یاد دهید چگونه افکار منفی را شناسایی کند و چگونه از شواهد برای اثبات نادرستی تفکر منفی استفاده کند و آن را با افکار مثبت جایگزین کند.
هدف گذاری را آموزش دهید. به کودک یاد دهید اهداف واقع گرایانه برای خود انتخاب کند.
متوجه موفقیت ها باشید، آن ها را تحلیل کنید و جشن بگیرید. به کودکان یاد دهید متوجه هر موفقیتی باشند و حتی دفتر خاطرات موفقیتی داشته باشند که در آن موفقیت های خود را ثبت می کنند و مهارت های، استعدادها و راهبردهایی که برای رسیدن به موفقیت را استفاده کرده اند، ثبت کنند.
فرآیند را تحسین کنید. هر تلاشی و هر راهبردی که کودک استفاده کرده است را در حین فرآند تحسین کنید. برای مثال: “کارت خیلی خوب بود چون پشتکار داشتی و راه های مختلفی رو هی امتحان کردی برای حل این مشکل”. بدین طریق کودکان بر روی مواردی که تحت کنترل شان است ینی تلاش و پشتکار و راهبردای مختلف خود بیشتر تمرکز می کنند. بنابراین جمله ای همچون “کارت خیلی خوب بود چون خیلی باهوشی” تحسین مناسبی نیست.
فرصت هایی برای تجربه یادگیری در حد تسلط کودک فراهم کنید. به کودکان فرصت هایی برای کنترل یافتن بر محیط دهید. فرصت تصمیم گیری، تمرین مهارت های شان، و امتحان کردن راه های مختلف رسیدن به هدف شان موجب ایجاد تفکر خودکارآمدی می شود.
رو راست و واقع گرا باشید. وقتی کودکی شکست می خورد، تظاهر نکنید که اتفاقی نیفتاده است. بهتر است این کوشش او را مد نظر قرار دهید برای مثال با گفتن جمله ” واقعا باید برات سخت بوده باشه، ناامیدی ات قابل درک است” سپس بر نقاط قوت او که در تلاش بعدی می تواند به او کمک کند، تاکید کنید، برای مثال “خیلی خوب توپ را پاس می دهی، ممکنه پاس دادن اثر بخش تر از شوت کردن از این فاصله باشه”. وقتی به کودکان کمک می کنیم تا به نقاط قوت خود توجه کنند و بفهمند چگونه از این نقاط قوت بهره کامل ببرند، در واقع داریم به آن ها خودکارآمدی را می آموزیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.