مقیاس خودسنجی ترس های بالینی کودک

این پرسشنامه استاندارد از نوع فایل ورد و به همراه تمامی اطلاعات مربوط به نمره گذاری، تفسیر، و … در قالب جداول زیبا و آماده تکثیر ارائه گردیده است. پس از پرداخت موفق می توانید به صورت آنلاین اقدام به دانلود فایل مربوطه بپردازید.

هدف: سنجش ترس های بالینی کودک در چهار بعد «ترس از رویه های درمانی، ترس از محیط، مسائل درونی فردی و مسائل برون فردی»

تعداد سوال: 27

تعداد بعد: 4

شیوه نمره گذاری: دارد

روایی و پایایی: دارد

منبع: دارد

نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 3500 تومان

خرید فایل

ابزار خودسنجی ترس های بالینی کودک

ترس یکی از هیجانات منفی مهم است. این هیجان دو دسته علایم جسمانی و روانشناختی ایجاد می کند. علایم جسمانی به دنبال فعال شدن بخش سمپاتیک سیستم خودکار بدن ظاهر می شود و حالت هایی مانند بالا رفتن میزان ضربان قلب، انقباض عضلات و افزایش جریان خون در اندام های بدن را شامل می شود.

تفاوت مهم ترس با اضطراب در این نقطه می باشد که در حالت ترس ما با محرک های ترس زایی روبرو هستیم که ماهیت آنها برای ما آشکار می باشد ولی در حالت اضطراب محرک یا محرک های ایجاد کننده اضطراب روشن نمی باشد.

اولین حالت های ترس از حدود ۲ یا ۳ ماهگی به دنبال شنیدن صداهای ناگهانی ظاهر می شود. در سال اول زندگی ترس های دیگری مانند ترس از اشخاص غربیه و ترس از بلندی نیز ظاهر می شود. ترس از اشخاص غربیه در سنین ۶ الی ۷ ماهگی ظاهر می شود. در اثر این نوع ترس کودک زمانی که شخص غربیه ای به او نزدیک می شود علایم جسمانی ترس را نشان داده و با رفتارهایی مانند گریه نمودن از خود واکنش نشان می دهد. کودکان در ۲ الی ۴ سالگی ترس هایی مانند ترس از حیوانات و ترس از تاریکی را تجربه می نمایند.

هر چقدر سن کودک افزایش می یابد نوع ترس های وی نیر تغییر می یابد. چنانکه در سنین اواخر دوران کودکی ترس هایی مانند ترس از امتحان و یا ترس از دست دادن دوستان، گسترش می یابد. به هر اندازه که سن کودک افزایش می یابد ترس ها بیشتر به سوی موضوعات اجتماعی تر(مانند ترس از شکست تحصیلی) هدایت می شود.

بسیاری از ترس ها از طریق روش های یادگیری فرا گرفته می شوند:

  1. تجربه مستقیم : تجربه کردن رویدادی ناراحت کننده یا وحشت آور
  2. یادگیری غیر مستقیم یا مشاهده ای: کودکان بسیاری از رفتارهای خود را از طریق مشاهده رفتارهای سایر کودکان و یا بزرگسالان فرا می گیرند. زمانی که الگوی کودک، نشانه های مکرری که بیانگر ترس و یا وحشت است را نشان می دهد، وی یاد می گیرد که در برابر محرک ترس زا پاسخی همراه با حالت ترس و وحشت را ارایه دهد.

ترس های دوران کودکی عبارتند از:

۱- ترس از هیولا، ارواح و تاریکی : ترس از تاریکی، در سنین ۲ الی ۴ سال شایع تر است. برخی از روانشناسان (مانند کارل یونگ)، علت ایجاد ترس از تاریکی را ژنتیکی می دانند.

راه های مقابله : کودک را در معرض داستان های ترسناک در کتابها و در تلویزیون قرار ندهید. اتاق کودک را دقیقا وارسی کنید، تا او بفهمد که هیچ هیولایی در آن وجود ندارد. چراغ شب خواب را روشن بگذارید، کنار تخت کودک بنشینید تا به خواب برود و اسباب بازی دلخواه او را کنارش قرار دهید.

۲- ترس از جدایی : ترس از جدایی در حدود ۹ یا ۱۰ ماهگی ظاهر می شود. ویژگی مهم این نوع ترس ظاهر شدن علایم و نشانه های ترس به دنبال دور شدن از والدین می باشد. یکی از علل ظاهر شدن این نوع ترس، رشد نوانایی شناختی کودکان بعد از سن ۶ ماهگی می باشد. بر اساس اعتقاد ژان پیاژه، از سن ۶ ماهگی به بعد فرایند ثبات اشیا، رشد می نماید و این فرایند تا حدود دو سالگی ادامه می یابد. در اثر رشد فرایند ثبات اشیا، کودک این اعتقاد را می یابد که با خارج شدن اشیا یا اشخاص از حوزه دید وی، آن اشیا یا اشخاص باز هم وجود دارند.

ترس از جدایی می تواند در سنین کودکستان یا مهد کودک نیز رخ دهد. اگر کودک در برابر رفتن به کودکستان مقاومت می کند ولی وقتی که آنجاست خوشحال است، در این صورت احتمالا ترس او از جدایی است.

راه های مقابله : اگر کودک از بودن در کودکستان می ترسد، دریابید چه چیزی برای او ترسناک است، معلم، کودکان یا شاید محیط شلوغ و پر سر و صدا. با همراهی کردن کودک، بیشتر از او حمایت کنید و به تدریج مقدار زمان حضور خود را کاهش دهید.

ترس از حیوان

۳- ترس از حیوانات : ترس از گربه، سگ و یا حیوان دیگری است.

راه های مقابله : کودک را وادار نکنید با سگ، گربه یا حیوان دیگری که ترس برانگیز است، روبه رو شود. اجازه دهید کودک خودش آنها را امتحان کند. نشان دهید که چگونه حیوانی را بغل و نوازش می کنند، و به بچه بگویید که وقتی به آرامی با حیوانات برخورد کند، آنها مهربان هستند. اگر بچه از حیوان بزرگتر است، به این صورت تأکید کنید: (تو خیلی بزرگی، این بچه گربه احتمالا از تو می ترسد).

ترس های مرضی یا فوبیا

اگر ترس کودک شدید است، برای مدت طولانی ادامه یافته، در فعالیت های روزمره اختلال ایجاد کرده و نمی توان آن را به شیوه هایی که در فوق توصیه شد، کاهش داد، به سطح فوبیا (Phobia) رسیده است. گاهی فوبی ها با مشکلات خانوادگی ارتباط دارند و برای کاهش دادن آنها مشاوره ضرورت دارد. در مواقع دیگر، هنگامی که توانایی خودگردانی هیجان کودک بهبود می یابد، فوبی ها هم کاهش می یابند.

تکنیک مواجهه(Exposure)، تکنیک آرمیدگی(Relaxation) و تکنیک الگو پذیری(Modeling) از جمله مهمترین تکنیک های رفتاری برای درمان انواع فوبیا می باشند. استفاده از تکنیک الگو پذیری برخلاف تکنیک های مواجهه و آرمیدگی برای درمان فوبیای دوران کودکی شایع بوده و میزان کارآمدی این تکنیک نیز در درمان ترس های کودکان بالاست. در تکنیک الگو پذیری شخصی که نقش الگو را بازی می کند با محرک ترس زا روبرو می شود، بدون اینکه علایم ترس و اضطراب را از خود نشان دهد.

در تکنیک مواجهه کودک و یا بزرگسالی که حالت فوبیا یا ترس غیر منطقی از محرک ترس زا را دارد، تشویق می شود که با آن محرک روبرو شود. اصل زیربنایی برای استفاده از تکنیک مواجهه آن است که در صورت استفاده مکرر از تکنیک مواجهه بتدریج پاسخ دهی شدید سیستم اعصاب مرکزی به محرک ترس زا در طول زمان کاهش می یابد. همچینن، ذهن قادر می شود تجزیه و تحلیل بهتری از محرک ترس زا را به عمل آورد و در نتیجه شخص پاسخ های جسمانی و روانشناختی متعدل تری را در برابر محرک ترس زا ارایه دهد.

مواجهه شدن با محرک ترس زا باید به صورت تدریجی انجام گردد. همچنین قبل از اجرای تکنیک مواجهه، شخص باید با فلسفه زیر بنایی بکار بردن روش مواجهه آشنا گردد.

منبع : روانشناسی رشد(جلد اول). تألیف: لورا برک . ترجمه سید محمدی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.