این پرسشنامه استاندارد از نوع فایل ورد و به همراه تمامی اطلاعات مربوط به نمره گذاری، تفسیر، و … در قالب جداول زیبا و آماده تکثیر ارائه گردیده است. پس از پرداخت موفق می توانید به صورت آنلاین اقدام به دانلود فایل مربوطه بپردازید.
هدف: ارزیابی میزان سازگاری افراد از ابعاد مختلف (سازگاری شخصی، سازگاری اجتماعی، سازگاری تحصیلی، سازگاری شغلی، سازگاری خانوادگی)
تعداد سوال؟: 15
تعداد بعد: 5
شیوه نمره گذاری: دارد
روایی و پایایی: دارد
منبع: دارد
نوع فایل: Word 2007
همین الان دانلود کنید
قیمت: فقط 3400 تومان

سازگاري به اساس كنار آمدن فرد با خودش و شرايط جديدش اطلاق ميگردد به عبارت ديگر سازگاري به توانايي تغير رفتار در پاسخ به تغييرات محيطي اشاره دارد بطوري كه فرد بين آنچه كه ميخواهد و آنچه شرايط جديد در اجتماع برايش ايجاد كرده، توازن برقرار ميكند.
این سازگاری و کنار آمدن لزوما به معنی رضایت از شرایط جدید نیست ، بلکه هدف ایجاد تعادل و توازن حداقلی تا رسیدن به مطلوب ها و نیازها ا ست،و اگر این سازگاری از حد مورد انتظار فراتر رود می تواند به خمودگی رفتاری ، عدم رضایت و ناخشنودی وبه تبع آن پرخاشگری در محیط زندگی منجر شود.
فرد در جامعه همیشه درصدد کسب حرمت و همچنین یافتن جایگاه و نقش تعیین کننده خود است. سازگاری اجتماعی به مقیاس وسیعی در ازای تامین نیازمندی های فوق الذکر فرد محقق می شود. البته مشخص است که تامین چنین خواسته ها و نیاتی خواهد توانست در رشد شخصیت فرد و آینده نیز موثر واقع گردد. در واقع معیار سازگاری فرد با اجتماع را می توان در معامله میان نیازهای فرد و تامین آنها از سوی اجتماع مشاهده کرد.
زمانی که فرد در روابط خود با افراد دیگر اجتماع مشکلی نداشته و به سهولت بتواند روابط خودش را ادامه دهد؛ در میان جمع مقبول و مطلوب واقع شود؛ وظیفه ای که بر عهده اش نهاده شده و از انجام وظایف به نحو احسن رضایت داشته باشد و در زندگی اجتماعی جایگاه خود را شناخته و معین شده ببیند، آن زمان فرد خودش را سازگار با محیط خواهد دید. البته تمام این موارد چیزهایی هستند که در طول زمان حاصل می شوند و همین ادامه زمان است که فرد را برای سازگاری تقویت نموده و به تکامل شخصیتی وی منتهی می شود. با توجه به موارد یاد شده می توان برخی از معیارهای قابل تحقق را در سرفصل های زیر درک کرد:
سازگاری فرد با گروه های متفاوت
فردی که بتواند با گروه های متفاوت شغلی، ورزشی، تیمی، تحقیقی، اجتماعی، فرهنگی و … به اشکال گوناگون و رفتارهای شایسته، سازگاری نشان دهد به قدر یقین فردی است که می تواند در هر شرایطی با جامعه خود سازگاری داشته باشد.
اهداف اجتماعی
کسانی که در رابطه با باورها و اعتقادات و هنجارهای اجتماعی صاحب دیدگاه بوده باشند، همان موارد را با تعبیر و تفسیر به دیگران انتقال بدهند و رعایت کردن آنها را برای دیگران جبری دانسته و تشویق نمایند و حتی برای رفع هنجارهای موجود تحلیل هایی را داده و آنها را توسعه داده و به روز نمایند، در حقیقت انسانهایی هستند که با اجتماع خود سازگاری مطلوب دارند.
ارضای فردی
فردی که از داشتن مسئولیت در جامعه خشنود بوده و نقشی را که برایش تعریف کرده اند، آن را درک کرده و ایفای بهتری داشته باشد و خود را از انجام وظایفش احساس رضایت نماید، در واقع آن فرد را می توان سازگار با اجتماع تلقی نمود.
ناگفته نماند که تاثیرات و موانعی که مسیر سازگاری اجتماع را مسدود می نمایند که در رده نخست این موانع بدون تردید به تاثیرات منفی نشات گرفته از خانواده را نام برد. خانواده هایی که اشکال رفتارهای اجتماعی در آنها ضعیف و یا ناکافی می باشد فرزندان ناسازگاری پرورش می دهند و اگر این کودکان حتی در محیط خارج از خانه و در میان دوستانشان دارای خصوصیات خوبی بوده و بتوانند تا مراحلی با دیگران سازگاری نشان دهند باز در بسیاری از کارها، مسئولیت ها و همکاریهای اجتماعی ناسازگاری از خود نشان خواهند داد.
اگر در میان خانواده ها تربیت و پرورش کودکان به گونه ای باشد که کودکان نتوانند در آن محیط شخصیت خود را یافته و متکی برخود باشند در آنها میزان سازگاری یافتن با محیط بسی ضعیف و ناکارآمد خواهد بود و به همین ترتیب در زندگی بیرون از خانه دچار مشکلات عدیده ای خواهند شد و در سازگاری یافتن با اجتماعات مختلف دچار بحران های جدی تری خواهند گشت.
فقدان و یا ضعف سازگاری اجتماعی را نباید از جامعه دانست، بلکه نطفه این موضوع از خانواده شروع شده و عامل اصلی پرورش دهنده روح عدم سازگاری کودک با اجتماع در واقع والدین و افرادی هستند که در آن حضور دارند. شایان ذکر است که علیرغم وجود چنین شرایط نامطلوب و خطرناکی، باز کودکان بالفطره دارای قابلیت و قدرت سازگاری یافتن با محیط خود را داشته و تنها کافی است با کمی همت آنها را از مسیر ناسازگاری خارج کرد. در واقع حمایت حتی مقطعی می تواند کودکان ناسازگار را در دوران اولیه کودکی و یا نوجوانی به سمت و سوی سازگاری با اجتماع سوق دهد.
در میان مردم و روانشناسان این نکته مطرح است که وقتی فردی با اجتماع خود سازگاری ندارد، در حقیقت انسان ناسازگاری بوده و یا مخالف و ضد اجتماع است. اما باید گفت که میان ناسازگاری اجتماعی با ضدیت با اجتماع فرق و فاصله زیادی وجود دارد. به طوری که فرد ناسازگار با اجتماع عموما انسانی است که از مفهوم اجتماعی بودن محروم است به عبارتی روشنتر او جهالت کاملی در رابطه با داد و ستد خود با اجتماع دارد و نمی داند که جامعه از او چه می طلبد و او چه نقشی در اجتماع داشته و خود چه انتظاراتی باید از جامعه داشته باشد. حال آن که فرد ضد اجتماع به کسی گفته می شود که علیرغم تلاش هایش برای ابراز وجود و ایفای نقش در جامعه و با وجود درک موقعیت خود در اجتماع و تلاش در سازگاری یافتن با اجتماع، متاسفانه باز نمی تواند نقاط و نکات مشترکی را میان خود و جامعه بیابد و از این رو حق و حقوق خود را پایمال شده دانسته و ظلم و جبری که اجتماع بروی به عمدعارض می گرداند به ستوه آمده و با آن جامعه و قوانین آن ناسازگاری نشان می دهد و ضدیت خود را اعلام می دارد.
افرادی که در گروه های مخالف سیاسی، تشکیلاتی و … گرد هم می آیند و با اجتماع و قوانین آن به ستیزه جویی می پردازند. در حقیقت انسان هایی هستند که مخالف با جامعه خویش بوده و موقعیت خود و نقششان را در جامعه دانسته و به دلیل عدم ارضای خواسته های فردی منطقی با جامعه به ضدیت می پردازند. نا گفته نماند که این گروه از افراد اگر منطقی باشند، دنبال جوامعی می گردند که در آن جوامع نیازهای فردی خود را یافته و زمینه را برای شکوفایی و رشد و توسعه شخصیت خویش و روحیه سازگاری فراهم می بینند. این گروه غالبا مهاجرت می نمایند ولی افرادی که ضد اجتماع خود بوده ولی درصدد یافتن راه چاره نبوده و یا محیطی مساعد و مناسب را نیز تعیین نمی نمایند و به عناد و لجاجت سعی دارند در جامعه حضور گردنکشانه خود را اعلام نمایند. غالبا انسانهایی بسیار خطرناک برای اجتماع بوده و تنها به منیت و خواسته های فردی خویش می نگرند و نه تنها منافع اجتماع که حتی منافع نزدیکترین افراد به خود را نیز فدای منافع خویش می کنند.
نمونه این مدل رفتار سازگارانه را در ادبیات داستانی قطعا شنیده اید که:
در زمان هاي خيلي قديم ، پادشاهي بر دياري حكومت مي كرده است . او مالیات زیادی از مردم می گرفت و هر روز بر مقدار ماليات ها مي افزود . مردم هم نسبت به این وضعیت هيچ گونه اعتراضي نمی کردند! و ماليات اضافه را مي پرداختند.
پادشاه با ديدن حالت رضایت گونه و سكوت مردم ، هر بار دستور افزايش ماليات را مي داد . بار آخر خيلي به مقدار ماليات افزود و از وزير خود خواست بازديدي از شهر كرده و عكس العمل مردم را مشاهده نمايد . وزير چنين كرد . و وقتي به دربار مراجعت نمود ، از رضایت ، سكوت و عدم اعتراض مردم خبر داد! پادشاه متعجب شده و پرسيد چطور چنين چيزي ممكن است ؟ مگر میشود در برابر این همه فشار باز هم اعتراض نداشته باشند! لذا دستور داد اين بار علاوه بر اخذ ماليات ، چوبي هم به مالیات دهندگان بزنند !اين دستور اطاعت شد …… باز مردم هيچ گونه اعتراضي نكردند !! روز بعد پادشاه برای ارزیابی شرایط و عکس العمل مردم خود به بازديد از شهر پرداخت .
مردم با ديدن پادشاه آرام و به ظاهر راضی بودند و هيچ گونه اعتراضي نكردند ، شاه متعجب از اين قضيه ، قصد مراجعت به كاخ را داشت كه ناگهان مردي گفت این پادشاه عادل! من اعتراضی دارم ، اجازه می دهید!؟ پادشاه از اين كه عاقبت كسي لب به اعتراض گشوده است … فرمود آن مرد نزديك شود و اعتراضش را بگویید!
او با حالتی خاص! به پادشاه گفت : قربان پرداخت مالیات حق و مال شماست ! ولی تعداد افرادي كه چوب به ما میزنند ، كم است . و ما مجبوريم ساعت ها در صف بايستيم . … لطفآ دستور دهيد بر تعداد اين ها افزوده شود تا ما در صف ها كم تر معطل شويم …!
این داستان بخوبی بیانگر سازگاری است نه رضایتمندی !
رضایتمندی و خشنودی نتیجه ادراکی است که انسان بر مبنای ارزیابی مثبت محیطی و تجربه فردی نسبت به جامعه خود بدست می آورد، بعبارت دیگر رضایت مندی پیامد احساسات و نگرشهای مثبت نسبت به موقعیت خود در جامعه است به طوری که این حالت مثبت به سلامت فیزیکی _ ارگانیکی و بهداشت روانی منجر شود.
رضایتمندی اگر به شکل صحیحی ایجاد شده باشد میتواند به مرتبه بالاتری بنام تعهد اجتماعی ، که یک نگرش مستمرو وفادارانه نسبت به جامعه است منجر شود.
انسان خشنود میتواند در عین حالی که رضایت مند است با عوامل نا خوشایند و فشارهای محیطی به سازگاری مثبت بپردازد.بنابراین خشنودی میتواند سازگاری را بدنبال داشته باشد ولیکن سازگاری لزوما به خشنودی نمی انجامد.
نمونه بارز آن رفتار مردم کشور در دوران جنگ و دفاع مقدس است، که علی رغم فشارهای زیاد ، حس وفاداری و تعهد خود را نسبت به جامعه و اهداف آن از دست ندادند.
بطور کلی در ایجاد رضایت مندی و نشاط عوامل مختلفی نقش دارند.بخشی از این عوامل درواقعویژگیهای تعیین کننده یک جامعه هستند که میزان شادی ،رفاه و متعاقبا رضایتمندی افراد آن جامعه را تعیین می کند، این عوامل عبارتند از:
ثروت:در اینجا منظور از ثروت میزان قدرت خرید مردم و امکان تهیه تسهیلات زندگی می باشد. این شاخص به طور واضح تعیین کننده استطاعت مادی افراد برای تامین نیازهای اولیه انسانی می باشد.
آزادی فردی: افراد در جوامعی راضی تر و شادمان تر هستند که محدودیتهای فیزیکی و روانی کمتری را تجربه می نمایند. بطور کلی احساس کنترل داشتن بر محیط به جای احساس در کنترل محیط بودن از عوامل تعیین کننده رضایت مندی و شادمانی می باشد که میزان آن در جوامع مختلف متفاوت است.
دسترسی به معلومات: این بعد بیشتر ماهیت شناختی ملزومات رضایتمندی و نشاط را یادآورمی شود و شامل عواملی چون سواد آموزی و میزان ثبت نام افراد در مدارس و دانشگاهها و استفاده از رسانه ها می باشد.
برابری: درک نابرابریهای اجتماعی می تواند در میان اقشار مختلف جامعه متفاوت باشد. این نابرابریها در اقشار پایین جامعه حس نابرابری را افزایش داده و زمینه آسیبهای اجتماعی را فراهم آورد در حالیکه در اقشار متوسط و تحصیلکرده جامعه ،نابرابری ، احساس وجود بی عدالتی اجتماعی را تقویت نموده و زمینه نارضایتی را ایجاد نماید.
بحث و نتیجه گیری :
زماني ميتوان سلامت اجتماعي را تضمين نمود كه افراد جامعه در وضعیتی حاکی ازرضایت و با نشاط باشند . رضایتمندی ، نشاط و شادی بیانگر پویایی جامعه در ابعاد توسعه اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی و کاهش نابسامانی های خانوادگی است .
حال اگر ابعاد اشاره شده در جامعه سیری نزولی پیدا کند ، نشان دهنده سبک سازگارانه به منظور حفظ وضعیت جدید برای دستیابی و ایجاد تعادل و توازن حداقلی تا رسیدن به مطلوب ها و نیازها ا ست.در چنین شرایطی فساد و ناهنجاریهای اجتماعی در ابعاد مختلف رشد می یابند وحفظ منافع فردی جایگزین منافع جمعی می شود و جامعه مستعد گم گشتگی، از هم پاشیدگی وسقوط به مراحل پایین رفتار انسانی میشود.
نتیجه اینکه پذیرش شرایط سخت اجتماعی لزوما بیانگر رضایتمندی و آرامش واقعی در جامعه نیست ، بلکه نشان دهنده رفتار سازگارانه جهت کنترل شرایط تا برون رفت از آن می باشدو اگر این رفتار طولانی شود عواقبی از قبیل: خمودگی رفتاری ، عدم رضایت و ناخشنودی وبه تبع آن پرخاشگری و مرگ اجتماعی خواهد داشت.