مرگ به عنوان یکی از اساسی‌ترین دغدغه‌های پیش روی انسان همواره مورد توجّه اندیشمندان علوم انسانی بوده و هر نظریّه‌پرداز به فراخور منابع معرفتی خویش، از زاویه‌ای به این مسئله پرداخته است. در مسلّم بودن این موضوع برای تمام انسان‌ها تردیدی نیست، امّا در اینکه کیفیّت مرگ چگونه است و اساساً انسان در قبال آن چه موضع‌گیری می‌تواند داشته باشد، همیشه محلّ تضارب آراء گردیده و هر مکتبی برای طرفداران خود، دستورالعمل‌هایی توصیه نموده است.
انسان به جاودانگی تمایل دارد و در این راه تلاش بسیار می کند، لذا از نابودی و نیستی می ترسد. تلاش برای کشف اکسیر جوانی، مبارزه با بیماری های مهلک و نهایتاً مومیایی کردن به امید بازگشت، از نشانه های ترس از نیستی و تمایل به جاودانگی است. کارسازترین حیله ی شیطان برای فریب حضرت آدم نیز خلود و جاودانگی بود (طه، 120) و با وعده ی خلود آنان را به عصیان کشاند (اعراف، 27).از نظر روان شناسان، تمایل انسان به جاودانگی، فرد در حال مرگ را دچار آسیب های زیادی می کند. ترس از مرگ همراه با نشانگان جسمی و فیزیکی و نگرانی های روانشناختی، طی مراحل مرگ می باشد. زیرا مرگ، روبرو شدن با بزرگ ترین مشکل و حادثه ی زندگی و پذیرش اجباری آن است ( کوبلر راس ، به نقل از وینگز و همکاران، 2010). 
مرگ در فرهنگ های باستانی بیشتر بخوانید