پرسشنامه استاندارد منش ورزشی ولراند و همکاران (1997) (OSOS)

این پرسشنامه استاندارد از نوع فایل ورد و به همراه تمامی اطلاعات مربوط به نمره گذاری و روایی و پایایی و منابع و … در قالب جداول زیبا و آماده تکثیر ارائه گرددیده است.

هدف: ارزیابی منش ورزشی ورزشکاران از ابعاد مختلف (احترام به روابط اجتماعی، احترام به قوانین و مسئولان، تعهد ورزشی، احترام و توجه به حریف، عدم رویکرد منفی در جهت عملکرد ورزشی)

تعداد سوال: 25

تعداد بعد: 5

شیوه نمره گذاری: دارد

روایی و پایایی: دارد

منبع: دارد

نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 3400 تومان

  موضوع اخلاق رابطه است و رابطه صرفاً رابطه با رقیب محسوب نمی‌شود. موضوع اخلاق رابطه با هم تیمی و حتی با خود هم هست. هیچ قانونی ورزشی نمی تواند به یک بازیکن فوتبال بگوید چگونه با یار خودی رفتار کند و چگونه حب و بغضهای شخصی را در رابطه ای ورزشی و انسانی که با هم تیمی اش دارد دخالت ندهد.

از سوی دیگر معرفت اخلاقی علاوه بر آنکه از جنس ارتباط است از جنس معرفت هم هست  یعنی چیزی بر معارف ما می‌افزاید. اینکه در یک مسابقه تنها یک تیم قهرمان می شود و اینکه ورزش علاوه بر قهرمانی کارکردهایی دیگر برای سلامت روح و جسم دارد و اینکه ورزش یک زندگی فشرده شده است همه معارفی هستند که هرچند تأثیرات اخلاقی زیادی دارند اما بیش و پیش از آن، اینها بر معرفت ما می افزایند. معرفتی که بسی به کار ما می آید.

ورزش غیرحرفه ای البته شاید به اندازه ورزش حرفه ای به اخلاق ویژه نداشته باشد. اخلاق حرفه ای اخلاق یک پیشه و یک حرفه است و همانطور که تجارت، اقتصاد، فکر ، تکنولوژی، پزشکی و رسانه نیز به اخلاقی خاص خود نیاز دارند ورزش حرفه ای نیز بدین اخلاق نیاز دارد. در این میان دغدغه متفکران اخلاق ورزش حرفه ای آن است که به معیارها و کدهایی اخلاقی توسل جویند که میان همه فرهنگها و هویتها مشترک است هرچند که پاره ای معتقد هستند این امید را باید کمرنگ کرد چرا که تفاوتهای فرهنگی تأثیر خود را بر تفاوتهای معیارهای اخلاقی ورزش حرفه ای هم خواهند گذاشت.

با این همه مدافعان یک اخلاق ورزش حرفه ای عام و جهانشمول تأکید دارند اگر معیاری بتواند این جهانشمولی را به وجود آورد همان قاعده طلایی است. بر طبق این قاعده کاری را که نمی خواهی با تو بکنند با دیگری مکن. به نظر این افراد این قاعده است که نه تنها همه ورزشکاران حرفه ای باید بر طبق آن رفتار کنند که اینگونه هم رفتار می کنند.

به طور مثال اگر فوتبالیستها از قاعده بازی جوانمردانه پیروی می کنند مبتنی بر قاعده طلایی از آن پیروی می کنند. این قاعده با گونه ای فایده گرایی هم قابل توجهی است. اینکه اگر تو به این حرکت دست نزنی طرف مقابل تو هم همین شیوه را اتخاذ خواهد کرد.

این روزها مباحثی در باب ضرورت تغییر نگرش به مسئله اخلاق در ورزش کشور در میان جامعه ورزش مطرح می باشد و مشکلات اخلاقی شماری از ورزشکاران به ویژه از جنس فوتبال در نزد مدیران ورزش کشور به یکی از معضلات فرهنگی تبدیل گشته است. قبل از پرداختن به مسئله اخلاق باید توجه شود که اخلاق به طور ذاتی پدیده ای خنثی    است و تنها وجه مثبت آن ادب می باشد.زمانی که سخن از ضرورت وجود اخلاق در حوزه ورزش به میان می آید باید به وضوح مشخص گردد که براستی مقصود کدام ورزش است؟ نکته حائز اهمیت این است که متاسفانه ذهنیت مدیران ورزش کشور از ورزش تنها به ورزش قهرمانی و حرفه ای خلاصه می شود و از ارکان دیگر آن غافل هستند. اما برای پاسخ به این سوال باید نظام جامع ورزش کشور و ارتباط ارکان آن با اخلاق به طور اجمالی واکاوی شود.

نظام جامع ورزش کشور به صورت یک هرم چهار لایه طراحی شده که ترتیب عملیاتی شدن آن از قاعده آغاز و به راس منتهی می شود. این ارکان به ترتیب شامل ورزش پرورشی با رویکرد تربیت و تندرستی، ورزش همگانی با رویکرد سلامت و نشاط اجتماعی ، ورزش قهرمانی با رویکرد کسب مدال و ورزش حرفه ای با رویکرد اقتصادی می باشند. در دو مدل ورزش پرورشی و ورزش همگانی، اخلاق نقش اساسی و زیربنایی ایفا می کند به ویژه در مدل ورزش پرورشی توجه و تمسک به سجایای اخلاقی، اساس کار تعلیم و تربیت را تشکیل می دهد.

در مدل ورزش قهرمانی و حرفه ای که امروزه به صنعت ورزش تبدیل شده است اصالت بر مکتب منفعت و سود بیشتر است. با توجه بر حاکم بودن فلسفه برد (برد به معنای همه چیز) و یا ایده آل افلاطونی که در آن ورزشکار و تیم برنده ستایش می شود، غایت در این مدل قهرمان شدن است نه چیز دیگر و اصالت با ورزشکار و یا تیم برنده است. در این راه همانند سیاست ماکیاولی هنگامی که هدف وسیله را توجیه می کند همه چیز از جمله اخلاق قربانی فلسفه برد و اصالت منفعت خواهد شد.

امروزه در ورزش مدرن که برگرفته شده از مکتب لیبرالیسم می باشد پول و سرمایه زیربنا و اخلاق رو بنا و ظاهری است و صرفا اخلاق حرفه ای که استانداردی است برای تعیین رفتار افراد و گروه ها موضوعیت دارد. کانون اصلی لیبرالیسم “لسه فر” به معنای “بگذار هر چه می خواهد انجام بدهد” در نهایت در ورزش حرفه ای به نقطه ای منتج می شود که ورزشکاران برای رسیدن قله های قهرمانی تمام ترفندهای نامشروع خود را به کار می بندند که از جمله می توان به پدیده دوپینگ اشاره کرد. همان گونه که اساتید ورزش کشور بر آن واقف هستند یکی از عوامل موفقیت در ورزش حرفه ای استفاده از دارو هایی است که موجب افزایش عملکرد ورزشکاران می شود. این داروها که عمدتا از نوع غیر مجاز و دوپینگ محسوب می شوند در رشته های رکوردی و انفرادی نقش تعیین کننده ای ایفا می کنند تا جایی که اختلاف صدم ثانیه ای میان بعضی از رشته های ورزشی را ناشی از تفاوت داروهای مصرفی می دانند. در این گونه از ورزش ها قهرمانی در جهان و المپیک بدون استفاده از این داروها بی معنا و ناممکن است. با وجود تلاش های WADA (آژانس جهانی ضد دوپینگ)، علم دوپینگ حداقل یک دهه از علم ضد دوپینگ جلوتر است. به طور نمونه می توان به اظهارات ژان پیر بالکه پزشک تیم ملی فوتبال فرانسه اشاره کرد. او پس از 12سال اعتراف کرد که تیم ما با دوپینگ قهرمان جام جهانی 98 شده بود و همچنین پس از مثبت اعلام شدن آزمایش دوپینگ بن جانسون قهرمان افسانه ای دوی صد متر کانادا که در المپیک 1998 سئول موفق به کسب مدال طلا شده بود اعتراف کرد که در تمام عمر ورزشی خویش دوپینگ می کرده و رکوردهایش حاصل مواد نیروزا بوده است.

با این وجود مسولین ورزش کشور باید توجه داشته باشند که ماهیت ورزش کشور به شدت لیبرالی است و به طور ذاتی با روح دین در تضاد می باشد. در ورزش مدرن قهرمان مد نظر است اما در نگاه دینی اسوه بودن ملاک است، تفاوت این دو نگاه در این است که قهرمان همه را به خود دعوت می کند اما اسوه همه را به سوی خدا می خواند که از این حیث می توان به مدل ورزش پهلوانی اشاره کرد. همواره پهلونان در فرهنگ کهن ایران اسلامی به ویژگی هایی چون تقوا، جوانمردی، ایمان، ادب، آزادگی، تعهد، صداقت، شهامت، عفت، ایثار، شجاعت، طهارت، صبر، حیا و .. آراسته بوده اند. لذا برای رفع معضلات و رسیدن به وضع مطلوب، تبیین فلسفه و نظریات راهبردی ورزش با رویکرد دینی و بومی و در نهایت تدوین طرح استراتژیک ورزش کشور ضروری به نظر می رسد.

سلامتی جسم و روح، از اموری است که انسان همیشه در پی آن بوده و هست. دین اسلام، همواره به عنوان دین کامل و جهان شمول به تمامی زوایای یک زندگی سالم می اندیشد و همه راه های منتهی به سعادت دنیا و آخرت را برشمرده است، ارزش تندرستی را بیان می کند؛ حفظ بهداشت را لازم می داند و طبیعتاً ورزش نیز به عنوان پیش­نیاز تندرستی مورد تأیید اسلام می­باشد.

امروزه ورزش در زندگی مردم دنیا نقش مهمی دارد. میلیون ها نفر به آن اشتغال دارند و چندین برابر آن نیز تماشاگر و طرفدار برنامه های مختلف ورزشی اند. ورزش در مواردی نیز استحکام بخش وحدت ملی و اجتماعی جوامع بوده و فضایل و رذایل رایج در آن منعکس کنندۀ فضایل و رذایل حاکم بر آن جامعه است.[۱]

اخلاق ورزش یکی از موضوعات اخلاق کاربردی است که برای سنجش تصمیمات عملی اخلاقی و مواجهه با مسائل، رفتارها و سیاست های اخلاقی در حرفه ها، تکنولوژی، حکومت و غیره کاربرد دارد.[۲]

برخی از مهم ترین محورها و موضوعاتی که مجال طرحِ مباحث اخلاق ورزش قرار می گیرد(اعم از جنبۀ مثبت و منفی)، عبارت اند از: ارزش ها در ورزش، جوانمردی، رقابت و همکاری، بازی منصفانه، تقلب، مواد نیروزا، اخلاق هواداری و تماشاچی­گری، روابط اخلاقی میان مربی و ورزش­کاران و … .[۳]

افعال اخلاقی ارزشمند، برتر از ارزش های مادی است؛ به گونه ای که هر انسانی در برابر آن خضوع و احترام می کند، هر چند خود نتوانسته باشد بدان­ها عمل کند؛ به همین جهت، باید گفت: تمام آن چه در اخلاق عمومی وجود داشته و متناسب و قابل پیاده شدن در میادین ورزشی بوده، باید مورد عمل قرار گیرد.

به دیگر سخن؛ یک ورزشکار، علاوه بر جسم، به روح نیز باید توجه نماید؛ زیرا میان تن و روان ارتباط نزدیکی وجود دارد، بدین جهت در اسلام، تنها به تربیت و پرورش جسم توجه نشده، بلکه به موازات جسم، به روح نیز توجه شده و دستورات فراوانی در زمینۀ تربیت و تقویت آن آمده است؛ مانند: روزه، نماز، دعا و … و گرنه پرداختن به جسم به تنهایی دارای ارزش انسانی نبوده و انسان را از محدوده حیوانیت خارج نمی کند.

امام خمینی (ره) با تأکید بر این دو اصل اساسی، در دیدار با ورزشکاران می‏ گویند: «ورزشکاران، به همان صورتی که ورزش جسمی دارند، ورزش روحی هم داشته باشند. از قدیم ورزش کاران ایران، به یاد خدا و علی (ع) بوده‏اند و این از برجستگی‏های آنان بوده است».[۴]

نکتۀ مهم در این جا، این است که، هرکدام از سازمان ورزشی و ورزش کاران باید به وظایف اخلاقی خود آشنا بوده و آن را به تناسب در میادین ورزشی به کار ببرند؛ زیرا اگر سازمان ورزشی دارای قوانین و منشور اخلاقی نباشد، یک ورزش کار هم نمی تواند به وظایف خود آشنا بوده و خود را در زمینه ورزش متخلّق به اخلاق نماید.

در نوشتار حاضر، به برخی از وظایف و فضایل اخلاقی که یک ورزش کار باید آنها را در میادین ورزشی رعایت کند، اشاره می شود:

یک. جهاد با نفس امّاره: یعنی، مبارزه با هوا و هوس­های شیطانی که آدمی را به سوی گناه و معصیت فرا می خواند. یک ورزش کار باید – مانند هر انسان دیگری- با این هوس­های شیطانی مبارزه کرده و بر آنها غلبه کند.

در این باره احادیث زیادی از سوی معصومان (ع) وارد شده است که به برخی از آنها به عنوان نمونه اشاره می شود:

۱٫ رسول اکرم (ص) فرمود: نیرومند و قهرمان کسى نیست که در کُشتى، رقیب خود را بر زمین زند، بلکه نیرومند کسى است که در موقع خشم، مالک نفس خود باشد.[۵]

۲٫ رسول اکرم (ص) بر جمعیّتى گذر کرد که بین آنها مرد پر قدرت و نیرومندى بود که سنگ بزرگى را از زمین بر می­داشت و مردم آن را سنگ زورمندان یعنى وزنه قهرمانان مى‏نامیدند و همه از عمل آن ورزش کار قوى در شگفت بودند. رسول اکرم پرسید: این اجتماع براى چیست؟ مردم عمل وزنه بردارى آن قهرمان را به عرض رساندند. آن حضرت فرمود: آیا به شما بگویم قوی تر از این مرد کیست؟ قوی تر از او کسى است که به وى دشنام گویند و تحمّل نماید و بر نفس سرکش و انتقام­جوى خود غلبه  کند و بر شیطان خویش و شیطان دشنام‏گو پیروز شود.[۶]

۳٫ امام علی (ع) می فرماید: هواى نفست دشمن‏ترین دشمنان تو است. کوشش کن که بر آن غالب و پیروز شوى و گرنه هلاکت خواهد کرد.[۷]

۴٫ امام موسی کاظم (ع) فرمود: پیغمبر اکرم (ص) به سربازانى که از جبهۀ جنگ برگشته بودند فرمود: در گشایش و رحمت باشند مردمى که جهاد اصغر را انجام داده و جهاد اکبر به عهده آنان باقى مانده است. عرض شد یا رسول اللَّه جهاد اکبر کدام است؟ فرمود: جهاد با نفس.[۸]

دو. گذشت و بخشش: یک ورزشکار، باید دارای روحیۀ گذشت و بخشش باشد. وقتی در اوج قدرت و توانایی بوده و بر رقیب خود برتری و پیروزی یافته، بر او سخت نگیرد و در صدد انتقام جویی و صدمه زدن به حریف برنیاید. او باید عفو و گذشت را شکرانه پیروزی خویش قرار دهد.

امام علی (ع) در این زمینه می فرماید:«و خشم خود را فرو بنشان، و هنگام توانایی [از کیفر] بگذر، و در هنگام تندخویی بردبار باش، و با وجود تسلّط داشتن [از انتقام] دوری کن، تا برایت پاداش و عاقبت [نیکویی] باشد».[۹]

سه. پرهیز از تکبّر: ورزش کار، هر چند نیرومند باشد، نباید به قدرت، توان و مقاماتی که دارد مغرور شده و بر دیگران تکبّر ورزد. او باید بداند همه نیروها و توان ها، از ناحیه خداوند قادر متعال است. از این جهت است که در نماز، به هنگام به پاخاستن می گوییم: «بحول الله و قوّته أقوم و أقعد».

امام حسین (ع)، وقتی به لشکر انبوهی از دشمن حمله می برد می فرمود:«لاحول و لا قوّة الا بالله».[۱۰]

خداوند متعال نیز، همین مطلب را در قرآن مجید تذکر داده و می فرماید:«…أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَمیعاً…»؛[۱۱] تمامِ قدرت و نیرو،از آنِ خدا است.

پس دلیلی وجود ندارد که افراد نیرومند و ورزش کار به قوّت و توان خود تکبّر ورزیده و مغرور شده و خدا را از یاد ببرند، و از آن نیرو و توان خدادادی در راه های غیر صحیح استفاده نمایند.

عاقبت غرور، شکست و سقوط است، شخص مغرور و متکبّر، حریف را دست کم گرفته، احتیاط را از دست داده و در نتیجه شکست می خورد. همان طور که امام علی (ع)فرموده :«آفت انسان شجاع، ضایع کردن دوراندیشى است».[۱۲] و نیز: «آفت صاحب قوت و توانائى، ضعیف شمردن دشمن است».[۱۳]

چهار. رقابت شرافت­مندانه و جوان­مردانه: یکی از ویژگی ها در برخی از ورزش­ها «رقابت» است. در مباحث اخلاقی رقابت فرد به فرد است که اهمیت و محوریت دارد. در همین رقابت است که مهارت های جسمی و روحی، توانایی ها و هم آهنگی ها باهم جمع می شوند و موجب رشد جسمی و روحی یک ورزش کار می شود.

شکل ایده آل ورزش، این مسئله را که چه رقابتی می تواند به دوستی و رفاقت بینجامد، به خوبی به نمایش می گذارد. اگر یک ورزش کار به رقیب خود تنها به عنوان یک دوست نگاه کند و بداند که قصد تخریب او را ندارد و دشمن خود تلقی ننماید، بلکه او را مانند خود، فردی دارای توانایی ها و فضایل مشابهی ببیند، این رقابت به دوستی می انجامد و دیگر «بردن به هر قیمت»، حتی با فریب کاری، میانشان نخواهد بود.

برای بسیاری از مردم از روزگار گذشته، به خصوص از زمانی که به اهمیت روابط و معاشرت‌های اجتماعی واقف شدند، همیشه این سئوال مطرح بوده که کدامین رفتار اجتماعی مقبول و پسندیده و کدام نامناسب و ناپسند است. شاید این احساس نیاز از طبیعت الهی ـ انسانی نوع بشر سرچشمه می‌گرفت که در هر‌جا و هر‌زمان با توسل به رفتارهای پسندیده و حسن‌سلوک، به دنبال ترقی و تعالی خوی انسانی خویش و در پی توسعه حسن سازگاری با هم‌نوع بوده و هست. منابع جامعه‌شناسی، «حسن سلوک» را رفتارهای متعارف غیر‌اجباری می‌داند و عامل آن‌ها را، صاحب فرهنگ و ادب دانسته، متمدن و مهذب می‌خواند. این رفتارها، همچون قوانین نانوشته، اصول منش انسانی را تدوین می‌کند، با این تفاوت که اگر کسی آن‌ها را رعایت نکند، مجازات رسمی یا قانونی ندارد، بلکه فقط در چشم و ذهن دیگران، فاقد آداب و بی‌فرهنگ خواهد نمود که البته، خاطره و اثر خوشایندی نیست. به بیانی دیگر، این رفتارها همان آداب مختلفه هستند که بسیاری از ما آن‌ها را تحت عناوینی چون آداب معاشرت، آداب تعلیم و تعلم، آداب سفر، آداب غذا خوردن و غیره می‌شناسیم و صاحبان آن‌ها را «آداب‌دان» می‌د‌انیم. به‌علاوه، در تعریف حسن‌خلق آمده است که حسن‌خلق یک ملکه نفسانی است که افعال بدنی، مطابق اقتضای آن ملکه، به آسانی از آدمی سرزند. در حقیقت، رعایت این منش و آداب، راه‌حل مشکلی است که اغلب مردم، هنگام تعامل اجتماعی با آن روبه‌رو می‌شوند تا در موقعیت‌های مختلف، چگونه به بهترین شکل با هم رفتار کنند یا در مقابل رفتاری متفاوت ازسوی طرف مقابل، چه عکس‌ا‌لعملی نشان دهند که مناسب، متعادل و متعارف باشد. به علاوه، رعایت آداب در اموری که با حضور دیگران صورت می‌گیرد و یا انجام می‌شود، تنها رعایت آداب نیست که حقوق سایرین را در آن محدوده – بسته به سلوک افراد – محفوظ می‌دارد.

جست‌وجوی کوتاهی در تارهای جهان‌گستر اینترنت حول موضوعاتی چون سلوک و حسن سلوک (Manners & Good Manners) و تلاش بسیاری از افراد و اشخاص، برخی عالم و مجرب، بعضی مبتکر و مشتاق، برای تشریح این موضوعات و فواید رعایت آن‌ها، و نیز ثبت و راه‌اندازی هزاران هزار جایگاه آموزشی آن‌لاین برای شرح نظری و ترتیب کلاس‌های مختلف برای نمایش عملی آداب مختلفه؛ بیانگر این ادعا ست.

اما اخلاق ورزشی، از مقوله کلی اخلاق دور نیست با این تفاوت که بسیاری از مردم ورزشکاران را به دلیل خصوصیات مردانگی و جوانمردی غالب در امر ورزش، به عنوان الگو و سرمشق می‌شناسند و طبعاً انتظار آن است که آن‌ها در انجام رفتارهای پسندیده و نمایش حسن‌‌سلوک، بیش از دیگران اهتمام ورزند.

اما آن‌چه که گاه از تعداد بسیار بسیار معدودی از ورزشکاران در داخل و خارج مشاهده می‌شود، نه تنها نشانی از اخلاق‌ورزشی، که اساساً از اخلاق‌عمومی هم نشانی ندارد. شاید لازم باشد پیش از آن‌که مربیان دلسوز و زحمتکش به تمرینات ورزشی جوانان ورزشکار بپردازند، آنان را با اصول کلی اخلاق و سپس با اخلاق‌ورزشی آشنا کنند که نمایش حسن‌سلوک در همه حال، چه زمانی که در مسابقات پیروز می‌شوند و چه هنگامی که می‌بازند، به خصوص در مسابقات بین‌المللی ـ خواه در ایران و خواه در خارج از کشور ـ یک اصل است. البته برخورد خشن، عملی خلاف و جرم است و از دایره بحث در‌خصوص حس‌خلق و اخلاق ورزشی بیرون.

موج بی اخلاقی در ورزش چند سالیست بین بازیکنان و مربیان و تماشاگران به راه افتاده است که همچنان روبه افزایش و وخامت است.

رفتارهای نوظهور بین بازیکنان ورزشی در کشوری که افتخارش نام آورانی چون تختی، مظهر پهلوانی و اخلاق مداری است بسیار جای شگفت و تعجبب است،

از جنجال بازیکنان با تماشاگران ولیدر ها که بگذریم رفتار انفردی بازیکنان در صحنه های ورزشی تامل برانگیز است،

دعوای لفظی و توهین های بی شرمانه در زمین بین بازیکنان دو تیم یکی از ناچیزترین رفتارهای پدید امده در سالهای اخیر بوده است،

خالکوبی بین ورزشکاران از جمله بسکتبالیست ها و فوتبالیست ها که در مجامع بین المللی حضور دارند روز به روز افزایش یافته و تیشه به اعتقادات و فرهنگ غنی کشور می زند.

دفع ادرار در زمین ورزش به عنوان یکی از بدترین رفتارهای غیر اخلاقی در کشور حساب می شود که بین فوتبالیست ها رواج یافته از جمله بازیکنان شاهین بوشهر که در دیدار با شهرداری تبریز در ورزشگاه یادگار امام مرتکب شدند.

مرگ اخلاق در ورزش
:

بازیکنان تیم ملی والیبال ایران با دست دادن به داور زن قزاقستانی دیدار با افغانستان سعی کردند تا در مسابقه بی اخلاقی از دیگر ورزشکاران کشور عقب نیافتند.

اما نکته قابل تاملی که توجه بسیاری از دلسوزان کشور را به خود جلب کرد حضور مختلط تیم ملی موی تای ایران در مسابقات جهانی ازبکستان بود که هنوز هم مسئولین مربوطه را از خواب زمستانی بیدار نکرده و عکس العملی در پاسخ به این حرکت نشان نداده اند.

و امروز هشدار جدی برای اخلاق ورزش کشور که بسیار غم انگیز است حرکت ناشایست بازیکنان تیم محبوب و باتجربه پرسپولیس در بازی با داماش بود که در حضور جمعیت تماشاگران و بینندگان بروز کرد .

عبور از بعضی هنجارها در بین بازیکنان امری بلامانع به حساب می آید و با پیگیر نبودن مسئولین به صورت جدی با افراد خاطی باید شاهد اتفاقات و پدیده های جدیدی باشیم..

شکسته شدن قبح مواردی که تا پیش از این مردم حتی از شنیدن آن شرمگین می شدند کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال را بر آن داشته تا تصمیم جدی در خصوص خاطیان بگیرد. با این حال باید پرسید آیا اتخاذ جریمه‌هایی از این دست می تواند در نهایت به پاکسازی این ورزش بیانجامد؟

اما فساد در ورزش به فوتبال ختم نمی شود. اخلاقیات مدت‌هاست که در ورزش ما رنگ باخته است.

آنجا که سرمربی تیم تکواندو را تنها به جرم اینکه حق قانونی خود را مطالبه کرده از تیم ملی بیرون می اندازند، آنجا که محمد بنا به دلیل مسائل آزاردهنده در کشتی مجبور به استعفاهای سریالی می شود، آنجا که جودوکارها با هویت‌های جعلی در مسابقات شرکت کردند، آنجا که بهترین وزنه بردار سنگین وزن تاریخ ایران دوپینگی می شود، آنجا که مسئولان وزارت ورزش رئیس فدراسیون شنا را به دلیل اینکه صلاحیت حضور در این سمت را نداشته از فدراسیون بیرون می کنند و باید پرسید با چه مجوزی در این دو سال در این سمت فعالیت کرده و …و نمونه هایی از این دست بسیار است.

به نظر می رسد سرچشمه گل الود است و باید فکری اساسی و جدی صورت گیرد ،چنانچه مدیران ورزش، خود عاری از هرگونه آلودگی هستند و ریگی به کفش ندارند خب لباس رزم بپوشند و به پالایش این ورزش بپردازند.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *