ازجمله نیازهای اساسی بشر که در بیشتر نظریه های روان‌شناسان و نیز پژوهش‌های آنان درباره‌ی خصوصیات انسان، مشاهده می‌گردد، نیاز به امنیت است. امنیت عبارت است از آزادی نسبی از خطر. ایمنی عبارت است از: 1- آسایش خاطر ناشی از اطمینان شخص به ارضای نیازمندی‌ها و خواهش‌های خود. 2– اطمینان از این که هیچ کس او را تهدید نمی‌کند. به عبارتی امنیت: الف– حالتی است که در آن، ارضای احتیاجات و خواسته‌های شخصی انجام می‌یابند، ب– احساس ارزش شخصی، اطمینان خاطر، اعتماد به نفس و پذیرش از طرف گروه استبرخلاف احساس امنیت، ناایمنی وضع یا حالتی است که در آن آسایش خاطر و امنیت شخصی، دست خوش تهدید است. ناایمنی، احساس بی‌یار و یاوری، بیچارگی، عدم محافظت و ناشایستگی در مقابل اضطراب‌های گوناگون است، که شخص به علت عدم توانایی در تصمیم‌گیری و شک و تردید از لحاظ هدف‌ها، ایده‌آلها، استعدادهای شخصی و روابط با افراد دیگر با آن مواجه می‌گردد. امنیت عاطفی، نیز حالتی را گویند که در آن شخص از ارضای نیازها عاطفی خود، به ویژه ارضای نیاز خود به محبوب بودن، احساس اطمینان کند. امنیت حالتی است که در آن قدرت یا پیروزی بدون مبارزه، حاصل می‌شود. همچنین، امنیت حالتی است که در آن نیازها و تمایلات تضمین شده است. احساس امنیت بستگی دارد به محبت و عطوفت، مقبولیت وثبات روابط. شخص پیوسته می‌بایست بین اشتیاق به سلامت و ایمنی از یک سو و اشتیاق به رشد از سوی دیگر، میان استقلال و وابستگی، میان بازپس گرایی و فراگرایی، یکی را انتخاب کند. ایمنی ارضای نیازهای بالاتر را امکان پذیر می‌سازد و شخص را به ظاهرشدن و فراگیری مهارت‌ها و تسلط بر می‌انگیزد و وقتی ایمنی آدمی در معرض خطر واقع گردد، شخص به ارکان اساسی تری بازگشت می نماید، و این بدان معنا است که در انتخاب ایمنی و رشد، ایمنی غالب است و لذا نیاز به آن بر نیاز به رشد، غلبه می‌کند. بیشتر بخوانید