پرسشنامه اثربخشی مدرسه (حبیبی و همکاران، 1392)

این پرسشنامه از نوع فایل ورد و به همراه تمامی اطلاعات مربوط به نمره گذاری، تفسیر،و … در قالب جداول زیبا و آماده تکثیر ارائه گردیده است. پس از پرداخت موفق می توانید به صورت آنلاین اقدام به دانلود فایل مربوطه بپردازید.

هدف: ارزیابی میزان اثربخشی مدرسه از ابعاد مختلف (انسجام، تداوم، انطباق و سازگاری، تحقق اهداف)

تعداد سوال: 20

تعداد بعد: 4

شیوه نمره گذاری: دارد

روایی و پایایی: دارد

منبع: دارد

نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 3500 تومان

خرید فایل

پرسشنامه اثربخشی مدرسه (حبیبی و همکاران، 1392)

آموزش و پرورش به عنوان یک نهاد علمی و فرهنگی بسترساز شرایطی است که کودکان‌ و نوجوانان جامعه را درمسیر تکوین رسالت‌های تربیتی جامعه قرار دهد.امروزه به همان اندازه‌ که مدارس توسعه‌یافته و مسئولیت‌های جدیدی را پذیرفته‌اند،اداره آنها نیز پیچیده‌تر شده‌ است.همانطور که ویلیامز (2002)اشاره نموده است،برای اداره مطلوب مدارس در دنیای‌ کنونی باید ابتدا به درک درستی از رسالت آنها رسید،سپس بر اساس آن به تمهید شرایط و نیازمندیهای آنها پرداخت.هنسون‌ (2002)مدارس را از پیچیده‌ترین سازمانهای اجتماعی در عصر امروز می‌داند که برای هدایت آنها باید عوامل متعددی همسو گردند.سیفرز (2004) اثربخشی مدارس برای ایفای نقش‌های چندگانه در جهان کنونی را مستلزم توجه ویژه به منابع‌ انسانی آنها می‌داند و به این ترتیب سرفصل جدیدی را در خصوص مدیریت منابع انسانی برای‌ دستیابی به مدارس اثربخش می‌گشاید.

تغییر الگوی سنتی تمرکز بر محتوای درس به الگوی تمرکز بر محتوا و فرایند،از یادگیری‌ منفعل به فعال،از معلم محوری به دانش‌آموز محوری،از یادگیری منحصر به کتاب درسی به‌ یادگیری از منابع متعدد،از یادگیری محدود به زمان-به یادگیری ما دام العمر و تغییر از تک‌ روشی برای تدریس به روشهای چندگانه برای تدریس همه و همه از برنامه‌های جدید نظامهای آموزشی است که قصد دارند از این طریق دانش‌آموزان را بیش از پیش در مسیر اهداف آموزشی-تربیتی هدایت سازند پندهارکار (1995).

از اینروست که استراتژی توجه به اثربخشی مستمر در سطح مدارس امروزه به عنوان یک‌ اصل ثابت پذیرفته شده است.چنانکه شورای عالی انجمن اولیاء و مربیان آمریکا (2005) اعلام کرده است.اثربخشی هرمدرسه دولتی باید حداقل هر5 سال یکبار بر اساس نظرات‌ والدین و دانش‌آموزان بازنگری شود.به‌ویژه با توجه به شتاب تغییر و تحولات در حوزه‌های‌ مختلف و تأثیر دستاوردهای جدید علوم و فنون بر پیکره آموزش و پرورش،اثربخشی به‌ عنوان یک تغییر مستمر بنیادین،پارادایم‌های جدیدی را طلب کرده است.انگاره‌های جامعی‌ که همه عوامل و عناصر اثرگذار را مطمح نظر قرار داده و به صورت یکپارچه،فعالیتهای‌ منسجمی را در جهت تعلیم و تربیت مطلوب به انجام رساند.

از این نظر اثربخشی مدرسه به عنوان یک موضوع اصلی و اساسی از سوی مربیان و محققین تربیتی در دهه‌های اخیر مورد توجه قرار گرفته است.پیشینه مطالعهء آن به تحقیقات‌ افرادی همچون کولمان‌،ادموندز،موس‌،تدلی‌،ویلیام داجت‌،استون‌،سمین‌و…برمی‌گردد.این افراد مدارس اثربخش‌ را مدرسه‌ای معرفی می‌کنند که برنامه‌های آموزشی را به طور موفقیت‌آمیزی برای یادگیری‌ دانش‌آموزان به مرحله اجرا درمی‌آورند در این مدارس بیشترین فعالیتها بر روی عملیاتی‌ کردن مفهوم یادگیری متمرکز می‌شود و همه عناصر و عوامل مسئولیت پذیرفته‌اند که‌ یادگیری با کیفیت بالا را به عنوان مهمترین هدف و وظیفه خود دنبال کنند روزن‌ (2005). صاحبنظران زیادی راجع به ویژگیهای مدارس اثربخش اظهارنظر کرده‌اند از جمله انجمن‌ مدارس اثربخش 7 عامل مهم مدارس اثربخش را شامل موارد زیر معرفی کرده است:جنیفر آبی آرچر (2004).ماموریت مشخص و روشن،انتظارات بالای موفقیت،کنترل دائم میزان‌ پیشرفت دانش‌آموز،ایجاد فرصت کافی برای یادگیری،محیط ایمن و منظم،ارتباط موثر بین‌ مدرسه و منزل،و رهبری اثربخش در مدرسه.

واتکینز (2007)به مواردی همچون تشویق به استقلال یادگیرنده،تحریک انگیزش در روش یادگیرندگان،توجه به محیط یادگیری و تسهیلات و امکانات تأثیرگذار،تشویق به خود راهبری و خودانگیزشی،اهمیت کیفیت مدیریت کلاس،بازخورد دادن برای رشد مهارتهای‌ یادگیری،توجه به فعالیتهای شناختی و فراشناختی و مواردی نظیر اینها اشاره کرده است.

برای هریک از عوامل اثرگذار در مدرسه اعم از مدیران،معلمان،اولیاء،برنامه‌ریزان و… شرح وظایف و ویژگیهایی را برشمرده‌اند تا رسالت آنها را برای اجرای مدل مدارس اثربخش‌ اعلام نمایند از جمله مهر محمدی(1386)بر اساس یک گزارش تحقیق 5 ویژگی مدیران‌ اثربخش را شامل داشتن تصویری روشن از اهداف(یا وضع مطلوب)مدرسه،توصیف و تبیین‌ وضع مطلوب و درخور فهم دیگران،ایجاد یک جو حمایت‌کننده،نظارت موثر آموزشی و کیفیت مداخله در برنامه‌های اصلاحی مدرسه معرفی می‌کند.

صاحب‌نظران-کارشناسان،مراکز تحقیقاتی و موسسات تربیتی که به اجرای مدارس اثر بخش پرداخته و آن را مطالعه کرده‌اند هریک به گونه خاصی به توصیف این مدارس‌ پرداخته و ویژگیهای آن را بیان نموده‌اند.

با توجه به ویژگی‌های مدارس اثربخش مدل‌های تحلیلی متعددی ارائه شده است.از جمله مدل فولتون‌ (2005).این مدل تلاش‌های سازمانی مدرسه را پیرامون 7 عامل مرتبط درونی بهبود می‌بخشد و توجه خود را مت مرکز بر یادگیرنده می‌کند.

رهبری حرفه‌ای اشاره به عملکرد مدیر مدرسه در جهت جلب حمایت معلمان،راهنمایی‌ و هدایت صحیح آنها و بازخورد مناسب به اعمال و فعالیتهای آنها دارد.تأکید بر یاددهی و یادگیری،برنامه‌ریزی مشارکتی،تعامل صحیح معلمان با دانش‌آموزان،طراحی زمان آزاد معلمان و دانش‌آموزان اشاره دارد.تدریس هدفمند-به شناسایی دقیق دانش‌آموزان توسط معلم،کمک سایر معلمین به معلم جدید،و توجه به نیازهای آموزشی تأکید می‌نماید.اهداف‌ و چشم‌انداز مشترک،به میزان مشارکت معلمان در تعیین اهداف آموزشی،و تعهد آنها نسبت‌ به اجرای اهداف اشاره دارد.قبول این باور که همه دانش‌آموزان برای یادگیری توانایی دارند. سطح انتظارات معلمان و کارکنان را از یادگیری دانش‌آموزان بالا می‌برد.مسئولیت‌های‌ معلمان در قبال نوع روش و برنامه‌های انتخابی و آگاهی از نحوهء ارزیابی فعالیتهای دانش‌ آموزان در بعد پاسخگویی مورد توجه قرار می‌گیرد.فرهنگ یادگیری حرفه‌ای خانه،مدرسه‌ و جامعه تأکید بر شبکه‌های یادگیری فعال در جامعه یادگیرنده مطرح است محیط مدرسه‌ مثبت،رشد یابنده،حمایتی،برانگیزاننده،به محیط یادگیری محرک و ایمن مربوط می‌شود. (دپارتمان آموزش و پرورش ویکتوریا،2002،به نقل از فولتون 2005).

برای آموزش و پرورش اثربخش و اثربخشی مدارس به رویکردی کل نگر نسبت به‌ مدرسه نیاز است.تا همه فعالیتها بر اساس آن متمرکز شوند.عوامل موفق اصلی که به مدارس سالم‌ کمک می‌کنند با ویژگی مدل مدارس اثربخش‌ مرتبط هستند این عوامل برای مدارس‌ دولتی به عنوان استراتژی‌ها و ابتکارات آموزشی توصیه شده‌اند.این عوامل چارچوب مفیدی‌ را برای مدارس فراهم می‌کنند که سلامت و موفقیت دانش‌آموزان را در کل اجزاء کاری‌ مدرسه در بر می‌گیرد.

فرایند مدارس اثربخش مبتنی بر اطلاعات تحقیق شده و مدل جامع جهت‌دار برای بهبود عملکرد و یادگیری دانش‌آموز است.هسته اصلی این فرایند بر این باور است که همه‌ دانش‌آموزان می‌توانند محیط و استانداردهای عملکرد آکادمیک قابل انتظار را کسب نمایند. (لاپوینت و استیفن‌2006)

کریمرز مشخصات مدارس اثربخش را در چهار بخش اصلی دسته‌بندی کرده است که‌ تعامل عوامل چهارگانه موجب اثربخشی سازمانی مدارس می‌گردد.هرکدام از عوامل‌ یادشده بر اساس ملاک‌هایی مانند:زمان-فرصت‌ها،کمیت و کیفیت مورد شناسایی قرار می‌گیرند:

الف)محتوا: شامل حمایت‌های مالی مدارس،نظام‌های آموزشی،نظام‌های حمایتی برنامه‌ها و سیاست‌های آموزشی،برنامه‌ریزی‌های درسی کلان کشور.

ب)سطح مدرسه: شامل قوانین و مقررات مربوط به کلاس درس،نظام‌های ارزیابی‌ مدرسه،قواعد و شرح وظایف مربوط به مدیر،کارکنان و معلمان،فرهنگ مدرسه مرتبط با اثربخشی،قوانین و مقررات برای استفاده از زمان،برنامه‌ها و فعالیت‌های روزانه مدرسه، شیوه‌ها و روشهای مربوط به آموزش و راهنمایی پرسنل و معلمان برای فعالیتهای آموزشی.

ج)سطح کلاس درس: شامل هماهنگی میان اهداف و محتوا،ساختار محتوای آموزشی، هماهنگی و انسجام لازم میان منابع درسی-توانایی گروه‌بندی،تأکید بر یادگیری،ارتقاء یادگیری‌ مشارکتی،توجه به چگونگی رفتار معلمان در کلاس درس.

د)سطح دانش‌آموزان: شامل فرصت‌ها و زمان لازم برای انجام وظایف،انگیزش،سابقه و زمینه‌های اجتماعی،فرصت‌های لازم برای یادگیری(کریمرز،2001،ص 119).

واتکینز و کارنل‌2007 مدل مدارس اثربخش را بر اساس ویژگیها،نیازها و یکپارچگی‌ با جامعه به صورت زیر ارائه کرده‌اند.

با وجود این ادبیات و پژوهش‌های انجام شده،شواهد و قراین نشان می‌دهد(تورانی‌ 1385)نظام آموزش و پرورش کشور نه تنها برای بهره‌گیری از شرایط و خصوصیات جدید و متناسب با تغییر و تحولات فراوان آماده نیست بلکه اهداف موردنظر موجود را تحقق نبخشیده‌ است.علی‌رغم کوشش‌های فراوانی که برای اثربخشی مدارس انجام پذیرفته است،همچنان‌ ضعف مدارس در این زمینه مورد انتقاد جدی قرار دارد.نتایج شرکت دانش‌آموزان ایران در مطالعات بین المللی تیمز و پرلز و همچنین اتلاف آموزشی در پایه‌های مختلف تحصیلی این‌ سئوال جدی را مطرح کرده است که چه عواملی بر بروز این وضعیت تأثیر دارد.و چگونه‌ می‌توان با کنترل آنها محیط آموزشی را با موفقیت و اثربخشی دانش‌آموزان همراه ساخت. (ساکی،1385)بدیهی است دستیابی به مدارس اثربخش مستلزم آگاهی از جنبه‌های چارچوب‌ مفهومی آن بوده تا متغیرهای آن را به عنوان ابعاد و مولفه‌های این مدارس شناسایی نماید.

همچنین در مورد اثر بخشی مدرسه باید بپرسیم که مدرسه در رابطه با بعضی از مجموعه استاندارد ها چگونه عمل می‌کند در عین حال برای ایجاد معیار ها ی اثربخشی، مبانی احتمالی متعدد و جایگاهای ارزشی مختلفی وجود دارد که این معیار ها می توانند از آنها به وجود آیند.برای مثال آنچه که ممکن است معلمین به عنوان نتایج مهم مدرسه تلقی کنند شاید بانظرات والدین، دولتمدارها، اجتماع محلی، حکومت یارسانه ها مطابقت نکنند.

همچنین امکان دارد که یکی یا همه این گروهها بر سرتعریف اثربخشی مدرسه احتمالا توافق نکنند بنابراین تعریف اثربخشی مدرسه هم فوق العاده پیچیده واحتمالا جدال آمیزمی باشد.

یکی ازمسایل دررابطه با اثربخشی مدرسه عبارت از این است که تعریف کردن آن دردنیای واقعی نه تنها یک مساله تخصصی وعلمی است بلکه یک مساله وابسته به علم اخلاق نیزاست .وقتی که کلمه ای مثل «اثربخشی» به طورگسترده مورد استفاده قرارمی‌‌‌گیرد باز معنای متعددی به خودگرفته ومی‌تواند بصورت وسیعی مورداستفاده واقع شود که دقت در کلمه را ازدست می‌دهد.مشکل دیگر مربوط می‌شود به مساله «اثربخشی برای چه کسی»

حتی اگر توافقی برسرتعریف اثربخشی پیش آید سئوالات مربوط به ارزش تحصیلی هنوز به قوت خودباقی هستند.

دربحث آموزشی اصطلاح «اثربخشی» غالبأ باکیفیت آموزشی ارتباط پیدا می‌کند.بعضی موُلفین با صحبت کردن از «کیفیت» کلی موسسه آموزش‌، به کلمه معنی وسیعتری می‌دهند. سایر مفاهیمی که بعنوان کلمات هم معنی بااثربخشی مورد استفاده قرارمی گیرندکارآمدی، بهره وری وبقای یک سازمان راشامل می‌شوند.چنین مفاهیمی بطور نزدیکتری بارابطه وسیله_ هدف متناسب است که بصورت تلویحی درقضاوت اثربخشی مدرسه وجوددارد.

وقتی اثر بخشی در یک پدیده آموزشی کاربرد پیدا می‌کند به آن میزانی اشاره می‌کندکه وسایل و فرایندهای آموزشی منتج به دستیابی اهداف یا نتایج آموزشی می‌شود. به زبان ساده در یک مدل سیستمهای «درون داد- پردازش – برون داد» آموزشی، می توان به اثربخشی به عنوان تبدیل درون دادها به برون دادهای مطلوب بوسیله ی پردازش اشاره کرد .در مجموع اصطلاح «اثر بخش» متضمن این است که نوعی اندازه گیری انجام گرفته است. در حیطه‌ی ادبیات اثر بخشی مدرسه، هدف اصلی عبارت است از قضاوت اینکه تفاوتهای موجود در منابع، فرایندها و اصطلاحات سازمانی به نتایج عملکرد شاگرد تاثیر می‌گذارد و اگر چنین است به چه طریق، تحقیقات اثر بخشی مدرسه عمدتاً به وسعت اختلاف موجود بین مدارس و سنجش دقیق اینکه مدارس چه مقدار تفاوت در عملکرد شاگردان ایجاد می‌کنند پرداخته است.

یکی از مشکلات بارز تحقیق روی اثربخشی مدرسه عبارت است از پرداخت به قضاوت وسنجش عملکرد. کل مساله تلاش می‌کند تا حدودی به قضاوت عینی در مورد عملکرد سازمانی دست یابد اما این مساله خالی از مشکلات اخلاقی و متدولوژی نیست . به طرز فزاینده‌ای، افراد متخصص در تعلیم و تربیت اظهاراتی درباره‌ی اثر بخشی مدارس/ دانشکده‌ها انجام می‌دهند اما غالبا معیارهایی که آنها در انجام چنین قضاوتها به کار می‌گیرند به طور قابل توجهی از همدیگر متفاوت هستند . برای غالب پژوهشگران، مفهوم «اثر بخشی» به سنجش موفقیت های شاگرد که برای تمامی محصلین حاصل شده ارتباط پیدا می‌کند. در مطالعات انجام شده روی اثر بخشی مدرسه معمولا نتایج سنجش/ آزمون به عنوان وسیله ای برای مفایسه‌ی عملکرد شاگردان استفاده می‌شوند. این نتایج سنجش/ آزمون توسط پژوهشگران اثر بخشی مدرسه به عنوان مهمترین نتایج تحصیل تلقی می‌شوند. سایر پژوهشگران مربوطه معتقدند که نتایج با اهمیت یکسان دیگری هم وجود دارند که به رویکردهای خیلی متفاوت منجر می‌شوند.

ولی حول محور یک سری از شاخص های برون داد دور می‌زند که در سطح آگاهی عمومی قرار دارند‌، بنابر این شاخص هایی که تقریبا در هر گونه مجاورت درباره‌ی شاخص های اثر بخشی، به ظاهر قضیه وابسته هستند. اینها به عنوان محصولات یا برون داد سیستم آموزشی تلقی می‌شوند. اینها شامل نتایج خام امتحانی یا نمرات آزمودنی هستند که هیچگونه توجهی به موفقیت های قبلی دانش آموزان ندارند .

دومی و نوع وسیعتر اندازه گیری، شامل داده هایی همچون نرخهای مدرسه گریزی ، نرخهای ماندن در پایه ی آموزشی و داده های مقصد می‌شود‌. این رویکرد دوم به مراتب بیشتر اجازه می دهد تا دیدگاه التقاطی از اثر بخشی سازمان داشته باشیم.

بطور خلاصه البته تمامی این اندازه گیریها شاخص های برون داد هستند به این مفهوم که تا حدودی آنها حاصل آن چیزی هستند که در داخل مدرسه اتفاق می افتد.

بطور روشن انواع دیگری از شاخص ها وجود دارد که ممکن است مؤسسات در نظر بگیرند. برای مثال امکان دارد که شاخصهایی رادر نظر گرفت که با فرآیند ها سرو کار دارند مثل ابعاد تدریس و یادگیری اگر چه تهیه و استفاده از اینها بمراتب سخت تر هستند.

ساخت شاخص های فرایند کامل برای مدارس یک مشکل است همانگونه که بیشتر توجه شد استفاده از تعدادی از شرایط لازم کسب شده توسط شاگردان بمراتب آسانتر از ساختن شاخص های دقیق فرایند است در عین حال پژوهشگران بحث می کنند که اندازه گیریهای ارزش افزوده که به فاکتور های فرایند توجه دارند شاخص های به مراتب معتبرتری از اثربخشی سازمانی هستند تا اندازه گیریهای خام. در واقع اثربخشی مبتنی بر اندازه گیری ارزش افزوده می‌باشد، به عبارت دیگر مدرسه ای که در آن شاگردان و سایر عوامل بیشتر از آنچه که در شرح وظایف سازمانی آن انتظار می‌رود و از سطح سایر مدارس هم سطح خود فراتر رفته و پیشرفت نماید. وبه نسبت سایر مدارس شاگردان آن پیشرفت بیشتری داشته باشند.

در این اندازه گیری باید سوالات زیر را در رابطه با محیط مدرسه در نظر گرفته و پاسخ داد.

– اثر بخسی مدرسه چگونه اندازه گیری می‌شود؟

– چه معیارهایی مورد استفاده قرار می‌گیرد ؟

– چه کسانی در انجام چنین قضاوت هایی دخیل اند ؟

در اکثر مطالعات انجام یافته در خصوص اثر بخشی مدارس در زمینه رفتار دانش آموزان صرفا به معیار های اندازه گیری تحصیلی تکیه نموده اند اما باید دقت نمو د که آموزش و پرورش ما در مدارس تنها منحصر به یادگیری و آموزش عتوم مختلف نیست بنابراین به این ملاک باید بزهکاری، نگرشها، خودپنداره ها، فوق برنامه ها ،مهارت های اجتماعی و بسیاری از مسائل مربوط به امور تربیتی را افزود تا متوجه شد که آیا مدارس اثربخش در مقایسه با سایر مدارس فرصت های زندگی بهتر را برای دانش آموز ایجاد می‌کند. البته در این مورد نقش خانواده و جامعه شاید بیشتر از مدرسه باشد اما باید این نکته را در نظر گرفت که مدرسه خانه دوم وجزئی از جامعه ای است که او در آن رشد می‌کند. همچنین باید خاطر نشان ساخت دانش آموزان در سطوح راهنمائی ودبیرستان به دلیل کم شدن وابستگی شان نسبت به خانواده وتمایل به دوستان و محیط های اجتمائی در مقایسه به دانش آموزان کم سال تر تاثیر بیشتری از اثربخشی مدارس می‌توانند داشته باشند. موضوعات مختلف نیز از لحاظ اثر پذیری با همدیگر متفاوتند که باید میزان اثر پذیری آنها در طی تحقیقات مشخص گردد.

بنابراین با در نظر گرفتن سن، جنس، زمینه های تربیت خانوادگی و اجتماعی و موضوعات مختلف باید اثربخشی مدارس را در زمینه های متفاوت مورد توجه قرار داد. هرچند که پاسخ به این سوال که آیا مدارس اثر یکسانی بر جنبه های مختلف پیشرفت و رشد شاگردان دارند بسیار سخت است وکارهای اولیه در مورد اثر بخشی مدرسه مطرح می شود که در راستای یک سری از دست آوردها بطور یکسان موثر هستند و ممکن است بطور متفاوت در زمینه های مختلف اثر بخشی داشته باشند که البته این امر در مورد نتایج تحصیلی وتربیتی نبوده در درون مسائل تحصیلی وتربیتی نیز صدق می‌کند همین تاثیرات اثربخش در زیر گروه ها باعث گسترش مساله بررسی اثر بخشی مدارس در خصوص مسائل تربیتی وتحصیلی می شود که البته جدا کردن این دو مقوله و توجه به یکی از آنها مقبول ومعقول به نظر نمی‌رسد بنابراین بر مدیران مدارس است که با نیاز سنجی آگاهانه و با توجه به اهداف، مقاصد، ویژگیها، امکانات و شناختی که از نیازها و ساخت فکری و تربیتی دانش آموزان خود دارند در سطح وسیعی از نیازهای تربیتی و تحصیلی به فعالیت بپردازند.در موراد بالا مشخص شد که تعریف اثر بخش بودن مدرسه امری پیچیده و بسیار گسترده می باشد که نیازمند تحقیقات وسیع و دامنه دار ‌اشد تا مشخص شود چه مدت وبا کدام دانش آموز ودر چه محیطی، روی چه موضوعی کار انجام گیرد .تا به اثربخشی واقعی برسد.

وظایف مدیران در مدارس اثر بخش در مساعل مربوط به امور تربیتی :

اثر بخشی مدارس در مسائل تربیتی را در چهار زمینه بررسی می کنیم که هر کدام تاثیرگذاری خود را تحت نظر مدیر مدرسه و با حمایت و هدایت او انجام می دهند

1- مدیریت مدرسه و معلمان

2- محیط مدرسه و ابزار ووسایل

3- دانش آموزان

 

1- مدیر و معلمان :

سبک مدیریت در مدارس مهم ترین عامل در رسیدن به اثر بخشی می‌باشد بنابراین وقتی که تلفیقی از رهبری مستحکم باروند تصمیم سازی که در آن تمامی معلمین احساس می‌کنند که نظرات آنان ارایه شده اند معلوم می‌شود که دست آورد های یادگیری مطلوب تر هستند. رهبران مدرسه ی اثربخش در مدیریت افراد کاردان قابل اعتماد بوده و دارای توقعات بالایی از کادر هستند.

همچنین معلوم می‌شود که پاسخهای شاگردان در کلاس مطلوبتر است وقتی که ترکیبی از مدیریت قوی از سوی مدیر و معلم وجود داشته باشد و همچنین از آن جا که شاگردان احساس می‌کنند که نظرات آنان منعکس می‌شود‌. مدیران و معلمین اثر بخش مثل راهبران مدارس اثربخش اعتماد افراد را می طلبند وتوقعات بالایی از موقعیت شاگردان را خوستار هستند. بعلاوه مدارسی که اثربخش هستند تمایل دارند آن مدارسی باشند که در آن سبک رهبری با مشاوره ای بودن و آنجا که احساس شود نظم وهدف وجود دارد تعریف می شود . تحقیق نشان داده است که همچنین موفقیت شاگرد تمایل به بالا بودن در کلاس درسی دارد که آنجا معلم با شاگردان در باره یادگیری آنان مشورت نموده واز نظرات شاگردان استقبال می کند.

عموما مدیر و معلم اثربخش به عنوان شخصی تعریف می‌شوند که بهروزی شاگردان را در محوریت توجه خود داده است. رهبر مدرسه‌ی اثربخش نیز به این شیوه تعریف می‌شود رئیس اثر‌بخش به عنوان کسی که قادر است کادر را علاقه مند و جسور ومتهورو به چالش بکشاند ودر بهرانها مسئولیت نهایی را بر عهده بگیرد.

همچنین معلم اثر بخش کسی است که قادر است شاگردان را علاقه مند و جسور و متهورنموده وبه چالش بکشاند اما در عین حال کسی است که در هدایت یادگیری آنان مسئولیت نهایی را بر عهده می گیرد.

در دوران مدارس اثر بخش نشان داده شده است که روش کار تعاونی و همراه با تشریک مساعی مشخصه بارز این مدارس می باشددر این مدارس به پیشرفت کادر نقش بالای داده می‌شود و به عنوان وسیله ای برای ایجاد نو آوری وتداوم پیشرفت برنامه درسی تلقی می شود . در مدارس اثر بخش تک تک معلمین تشویق می شوند که خود یادگیرنده باشند و کادر تشویق می‌شود که در یادگیری از همدیگر وباهمدیگر تشریک مساعی نمایند. معلوم شده است که این رویکرد گروهی محیطی را فراهم می‌کند که در آن می‌توان یادگیری معلم را ایجاد کرد مورد آزمایش قرار داد پالایش نمود ودر مقابل نیازهای سازمان ودر متن یادگیری دیگران مورد بررسی قرارداد.

همکاری و کار کردن با دیگران به همان نسبت برای یادگیری اثر بخش مهم می باشد که در کلاس درس اثربخش مهم است و یادگیری شاگرد از منظر وسیعتری ملاحظه می‌شود تا یادگیری فردی وکار گروهی که اساسا در پرورش ورشد مهارتهای اجتماعی مهم می‌باشد. در کلاسهای درس اثربخش معلم یادگیری را رهبری می‌کند یعنی با فراهم آوردن انواع مختلف تکالیف که به موقعیت های فردی گروه کوچک وگروه بزرگ می‌پردازد تمامی شاگردان را در امر یاد گیری وارد می‌کند.

یادگیری اثربخش حمایت و پاداش در انگیزش یادگیری و موفقیت را طلب می کند .کلاس درس اثر بخش شاگردان را در مشارکت تشویق نموده و نشانه‌ی مثبتی برای شاگردان فراهم می‌آورد . مبتنی بر اینکه به آنها ارزش داده می‌شود. برای اینکه یادگیری اثربخش اتفاق افتد تشویق همراه با توازن موجود بین حمایت و چالش اساسی و ضروری می‌باشد. همچنین حفظ توازن ما بین حمایت و چالش در پیشرفت معلم مهم می‌باشد. در مدارس اثربخش کادر احساس علاقه مندی کرده ودر یادگیری و پیشرفت شغلی خودشان حمایت می‌شوند. در کلاسهای اثربخش لازم است که به شاگردان به منظور یادگیری بهینه حمایت و تشویق مثبت داده شود .

یافته های پژوهشی نشان می‌دهد که بهبود مداوم مدارس از طریق تحول فرهنگی و نگرش جدید از مدرسه به عنوان مؤسسه‌ی یادگیری به بهترین وجه حاصل می‌شود . این نظرات قبلا توسط نویسندگانی که براهمیت پیشرفت کار در توسعه ی مدرسه تاکید می کنند رواج پیدا کرده است مفهوم مؤسسه‌ی یادگیری مفهومی است که بر این تفکر استوار است که مدرسه راهش به طرف جلو ((یاد می‌گیرد)) یعنی مدرسه یک سیستم یادگیری است یافته های تحقیقی نشان می‌دهد که مؤسسات یادگیری نیاز به جو یادگیری دارند که پیشرفت کادر و همکاری را حمایت وپشتیبانی می‌نمایند. مدارس اثربخش تاکید اصلی رابر یادگیری فردی و تشکیلاتی قرار می‌دهند .درقیاس با مدارس کلاس های اثر بخش جو یادگیری متمایزی دارند در درون کلاس های اثر بخش تمرکز روشنی بر تدریس و یادگیری وجود دارد. معلمین وقتی در کلاسها قادر به فعال نمودن و اداره کردن فرایند یادگیری به طرق مختلف هستند خیلی موفق و اثربخش هستند . برای مثال تاکید بر تفکیک و سبکهای تدریس و یادگیری درسترسی وسیع تر به برنامه‌ی درسی را در اختیار شاگردان می‌گذارند که به روشنی امکانات بیشتری برای یادگیری و موفقیت فراهم می آورد . خلاصه، کلاسهای اثر بخش و مدارس اثربخش جو یادگیری را بوجود ‌آورد.

مدارس اثر بخش آن مدارسی هستند که تاسیس شده اند تا چرخه‌ی برنامه ریزی مداوم اجراء و کنترل و ارزیابی که کادر را در بر گرفته و آنهارا حمایت می کند را تثبیت نماید. این کار هدایت و راهنمایی کادر را در طول زمان فراهم می آورد .معلمین اثر بخش همچنین برنامه ریزی مداوم و اجرء و نظارت و چرخه‌ی یادگیری تعمقی را بر قرار می‌کنند که شاگردان را در فرایند یادگیری حمایت کنند چنین سیستم های کنترل و ارزیابی در کیفیت آموزشی که توسط مدرسه و توسط تک تک معلمین در حال ارائه شدن است اساسی ‌می‌باشند. هم مدارس اثر بخش و هم کلاسهای اثر بخش آنهایی هستند که به طور قوی شیوه های باز خورد در آن بر قرار است.

مقایسه بین فرایندهای مدیریتی در درون مدارس اثر بخش و مدیریت کلاسهای اثر بخش شباهت های تکان دهنده ای را نشان می‌دهد، از نقطه نظر رهبری، برنامه ریزی، بازنگری، و یادگیری، اعمال مدیریت اثر بخش مدرسه در درون مدیریت کلاس اثر بخش منعکس می‌شود. وجود این توازن منطق ارتباط دادن تحول در سطح- مدرسه و تحول در سطح – کلاس درس را تقویت می‌کند.معمولا اشاره به نیاز مضاعف برتاکید و بر پیشرفت معلم و توسعه‌ی مدرسه برای تحول تشکیلاتی اثر بخش دارند .مهم تر از همه، مقایسه نشان می‌دهد که تحصیل اثر‌بخش به مراتب بیشتر در دست حرفه‌ی تدریس قرار دارد تا در تئوری توسعه و تحقیق تجربی. نهایتا این شخص معلم است که تفاوت در عملکرد مدرسه را بوجود خواهد آورد.

تحقیق در مورد اثر بخشی مدرسه نشانه‌ی روشنی از اینکه مدرسه‌ی اثربخش به چه چیزی شباهت دارد را فراهم کرده است و تحقیق در اثر بخشی معلم در تفصیل آن راهبردهای تدریسی که به موفقیت فزاینده‌ی شاگرد منتهی می‌شوند خیلی دقیق بوده است. در نتیجه، اقدام بعدی برای مدارس باید مبنای استفاده‌ی فعال از دانش اثربخشی معلم و مدرسه به منظور اهداف بهبود سازی مدرسه باشد. اما واضح است که کار عملی و تجربی بیشتری مورد نیاز است . در اذعان به اهمیت معلمین در اثر بخشی مدرسه و بهبود به حرکت فراسوی یافته های لفظی تحقیق به واقعیت بکار گرفتن مدیر و معلم نیاز است. چالشی که در هر دو مورد فرا روی محققین قرار دارد عبارت است از چکونگی تقویت مدیران و معلمین برای انجام کمک واقعی به بحث بهبود مدرسه و اثربخشی مدرسه. اگر قرار است که آنان بیشتر در این کار کشیده شوند باید حرکتی از الگوهای ایستای تحقیقی به طرف شیوه ی پویای نگرش نسبت به مدارس و کلاسهای درس بوجود آید.

بعلاوه، هر دو زمینه نیاز به تشویق و تسهیل تحقیق معلم–مداری دارد که در زمینه ی تحول کلی در سطح –کلاس و در سطح– مدرسه پژوهش و جستجو می کند .موفقیت آتی تحقیق در اثر بخشی مدرسه و بهبود مدرسه در پذیرش امر ایجاد مشارکتهای تحقیق با مدیران و معلمین قرار دارد . امکان واقعی و امید به بهبود مداوم مدرسه در آنجا واقع است .

2- محیط مدرسه و ابزار و وسایل :

کلیه‌ی فعالیت های رهبری و هدایت مدیران، تلاشهای معلمان و یادگیری دانش آموزان می‌بایست در محیط مدرسه و به کمک وسایل و ابزاری باشد که لازمه‌ی فعالیت و یاری دهنده آن خواهد بود. چون مدرسه‌ی اثربخش می‌خواهد برون داد و نتایجی فراتر از مدارس معمولی داشته باشد بنابر این باید از نظر کمی و کیفی نیز جوابگوی برنامه های اجرایی در جهت اهداف والای تربیتی را داشته باشد . از جمله این ملزومات می‌توان به ساختن محیطی واقعی از جامعه ای پویا در مدرسه و تبدیل آن به محلی برای رشد و بالندگی و جذب دانش آموزان و انجام فعالیت های پرورشی بجای جذب شدن به مراکز و منابعی خارج از مدرسه که همه روزه با زرق و برق های مختلف می‌باشد که بر روی علایق و سلیقه های مختلف برنامه ریزی‌های خاص دارد . همچنین در تهیه‌ی مواد و وسایلی که در فناوری اطلاعات و ارتباطات مورد استفاده قرار می‌گیرد نیز از لحاظ کیفی و کمی توجه صورت پذیرد.

3- دانش آموزان

در ایجاد یک مدرسه‌ی اثر بخش تمام فعالیت ها و عوامل دخیل در آن حول محور دانش آموز در حرکتند اگر این حرکت همراه و همگام با دانش آموزانی اثر پذیر باشد حصول نتیجه لازم دور از انتظار نیست در غیر اینصورت مدرسه‌ی اثر‌بخش بدون دانش آموز اثر‌پذیر بی‌معنی خواهد بود. بنابراین باید برنامه‌های لازم جهت انعطاف پذیری دانش آموزان در اجرای برنامه‌های تربیتی را به اجرا در آورد.

پس مدرسه به اهداف اثر بخشی خود دست خواهد یافت اگر:

– مدیران و معلمان در مسائل تربیتی فعال بوده و با نگاهی دقیق قسمت‌های مختلف برنامه‌ی خود را بررسی و برای رفع نیازهای تربیتی دانش آموزان برنامه‌های مناسب را طرح‌ریزی و به اجرا در آورند .

– اگر برنامه های تربیتی مورد نیاز با توجه به اشتیاق و استعداد دانش آموزان ارائه شود جذابیت و تنوع در پی داشته و مورد قبول آنان واقع می‌شود.

– مقدار، تکرار و زمان برنامه های اجرایی باید مطابق میل و نیاز شاگردان باشد .

– برنامه ها حس خود شکوفایی، عزت نفس، محبت و امنیت را در دانش آموزان پرورش دهد .

– تفکر انتقادی، منطقی بودن و کسب تجربه را به دانش آموزان بیاموزد .

– از میزان پیشرفت دانش آموزان در امور مختلف تحصیلی وتربیتی ارزشیابی را داشته باشد

– از اولیائ دانش آموزان به عنوان ناظر و حتی یاری دهنده در امور تربیتی استفاده های لازم را بنماید

– سوابق پرورشی دانش آموزان را همواره به عنوان سندی در راه کمک به پسشرفت و تعالی او به دقت ثبت ودر اختیار افراد صاحب صلاحیت داشته باشد

عوامل اثر بخشی مدارس

باردن(1) به نقل از مشایخ (1383) 10 ویژگی برجسته مدارس اثر بخش را به شرح زیر توصیف می کند :

1- برخورداری بازیگران آموزشی (مدیر –معلمان –اولیا-دانش آموزان و جوامع محلی)از فلسفه آموزشی به عنوان یک نظریه و نه یک مجموعه باورهای معنوی ( با برخورداری از فلسفه آموزش وسایل برای دستیابی به نتایج انتخاب می شوند).

2- تهیه برنامه استراتژیک، و مشخص کردن اهداف سالانه (در قالب تحقق پندارهای که در فلسفه آموزش منعکس است و پیروی از استانداردها برای تعیین میزان و سطح عملکرد )

3-تعیین استاندارد ( استاندارد فرایند و عملکرد)

4- سازماندهی مدرسه متناسب با فلسفه آموزش و پیروی از برنامه استراتریک

5- مشارکت دادن بازی گران آموزشی در تصمیم گیری های مدرسه

6- استقرار ساختارهای مشارکتی مانند شوراها و مسئولیت پذیری بازیگران آموزشی در مدیریت مدزسه

7- نظارت و بازبینی موثر بر رعایت انسجام اداری، پیروی از سیاست ها، آیین نامه ها و دستورالعمل های مرکزی

8- خودارزیابی همچنین گردآوری داده ها در باره عملکرد مدرسه و دادن رهنمود و فراهم ساختن کارآموزی های لازم برای بهبود عملکرد کارکنان مدرسه

9- بسیج منابع ( مدارس اثر بخش هزینه بیشتری دارند ولی این مطلب به این معنا نیست که هزینه بیشتر اثربخش تر است، بلکه از طریق حمایت جامعه محلی می توان برخی هزینه های مربوط به ساختمان، حفاظت، بازسازی و یا تعمیر مدرسه و تجهیزات را تامین کرد)

10- تصمیم گیری( بر پایه اطلاعات از دیگر عوامل موثر در اثر بخشی مدرسه به شمار می رود.)

تعریف اسچرنز (Scheerens) (2000) از اثربخشی مدرسه به طور خلاصه بیان می کند که اثربخشی مدرسه دلالت بر عملکرد مدرسه بعنوان برونداد دارد که این برونداد از طریق بررسی پیشرفت‌تحصیلی و موفقیت دانش‌آموزان مدرسه، اندازه‌گیری می شود.

ویژگی متمایز پژوهش ها در خصوص اثربخشی مدرسه این حقیقت است که تمام مطالعات تلاش داشتند “جعبه سیاه” مدرسه را بررسی ویژگیهای مرتبط با سازمان، شکل و هدف مدرسه، باز نمایند. نتایج پژوهشهای اولیه پنج عامل را که بر اثربخشی مدرسه تاثیر داشته ، شناسایی نموده اند. این عوامل عبارتنداز:

  1. 1.     رهبری آموزشی قوی
  2. 2.     تاکید بر کسب مهارتهای اساسی
  3. 3.     محیط منظم و امن
  4. 4.     انتظارات بالا برای کسب هدف توسط دانش آموزان
  5. 5.     ارزیابی مستمر از پیشرفت دانش آموزان

با جمع بندی نتایج مطالعات صورت گرفته در حوزه اثربخشی مدرسه می توان هر کدام از عوامل تاثیرگذار را با توجه به مولفه های آن مشخص نمود. در ادامه این عوامل و مولفه های آن بیان می گردد.

پیشرفت تحصیلی، انتظارات بالا

  • تاکید شفاف بر کسب مهارت بر موضوعات مهم
  • انتظارات بالا(سطح مدرسه)
  • انتظارات بالا(سطح معلم)
  • ثبت پیشرفت تحصیلی دانش آموزان

رهبری آموزشی

  • مهارتهای عمومی رهبری
  • رهبر مدرسه بعنوان فراهم کننده اطلاعات
  • تصمیم گیری مشارکتی
  • رهبری مدرسه بعنوان هماهنگ کننده
  • کنترل کلی بر فرایندهای کلاس درس
  • زمان آموزشی/رهبری اجرایی
  • مشاورکیفی معلمان
  • تسهیل کننده حرفه گرایی کارکنان
  • روشهایی که برنامه های درسی و کتابهای درسی اولویت بندی شوند
  • فرصتهای یادگیری مطابق با برنامه درسی

جو مدرسه

  • اتمسفر منظم
  • اهمیت جو منظم و قانون و مقررات
  • تنبیه و تشویق
  • غیبت و افت تحصیلی
  • رفتارهای مطلوب دانش آموزان
  • ایجاد رضایت از طریق جو مدرسه منظم

ارزشیابی

  • تاکید بر ارزشیابی
  • نظارت بر پیشرفت دانش آموزان
  • به کارگیری سیستم ارزیابی دانش آموزان
  • ارزشیابی فرایند مدرسه
  • ثبت عملکرد دانش آموزان
  • ایجاد رضایت از طریق ارزشیابی فعالیتهای ارزشیابی

مشارکت والدین

  • تاکید بر مشارکت والدین در تدوین سیاستهای مدرسه
  • تماس با والدین
  • ایجاد رضایت از طریق مشارکت والدین

جو کلاس درس

  • ارتباطات درون مدرسه
  • نظم
  • نگرش مثبت
  • رضایت

زمان یادگیری اثربخش

  • اهمیت زمان یادگیری اثربخش
  • نظارت بر غیبت ها
  • زمان مدرسه
  • زمان در سطح کلاس
  • مدیریت کلاس درس
  • تکلیف خانه

در یک جمع بندی میتوان هر کدام از مطالعات صورت گرفته با توجه به عوامل شناسایی شده در آنها را در قالب یک جدول ترسیم نمود. این جدول در زیر ارائه شده است.

با توجه به عوامل بررسی شده و یافته های بدست آمده از مطالعات اثربخشی مدرسه می توان مدل یکپارچه اثربخشی مدرسه را تدوین کرد. این مدل در شکل زیر ارائه می شود.

بازدهی کار یک مدیر نیز باید ازطریق صادره های مدیریت سنجیده شود نه میزان وارده ها یعنی موفقیتهای کاری او، نه مجموعه کارهایی که به وی محول می شود یا در روز انجام می دهد. اثربخشی چیزی است که از راه اعمال صحیح مدیریت به دست می آورد و انجام می دهد. اثربخشی چیزی است که مدیر از راه اعمال صحیح مدیریت به دست می آورد و به صورت بازده کار ارائه می کند. تعریف اثربخشی عبارت است از میزان موفقیت مدیر در زمینه بازدهی و نتایج کاری است که به او محول شده است.
درمورد مفهوم اثربخشی آموزش تعریف جامع و مشخصی وجود ندارد زیرا فرایند دستیابی به آن، کار دشواری است. ارزیابی اثربخشی آموزش یعنی اینکه تاحدودی تعیین کنیم آموزشهای انجام شده تاچه حد به ایجاد مهارتهای موردنیاز سازمان به صورت عملی و کاربردی منجر شده است. ارزیابی اثربخشی آموزش یعنی:
تعیین میزان تحقق اهداف آموزشی، تعیین نتایج قابل مشاهده از کارآموزان در اثر آموزشهای اجراشده، تعیین میزان انطباق رفتار کارآموزان با انتظارات نقش سازمانی، تعیین میزان درست انجام دادن کار که موردنظر آموزش بوده است، تعیین میزان تواناییهای ایجادشده در اثر آموزشها برای دستیابی به هدفها.
باتوجه به مباحث بالا باید گفت که اثربخشی آموزش ازطریق بررسی کارایی درون و برونی نظام آموزش سازمانی تعیین می گردد. یعنی اگر بتوانیم کارایی درونی و برونی سیستم آموزش سازمانها را اصلاح کنیم تقریبا اثربخشی آموزش تضمین می شود (ایرج سلطانی، تدبیر).

ارزشیابی
ارزشیابی در لغت به مفهوم یافتن ارزشهاست، درواقع ارزشیابی قسمتی از فرایند بقای انسان است به ترتیبی که پیوسته درصدد ارزشیابی اعمال و تجربه هایی است تا عملکرد آینده، رضایت بیشتری را به دست آورد.
ارزشیابی فرایندی پیچیده است که در جستجوی عوامل مربوط به عملکرد و اثربخشی یک طرح یا پروژه می پردازد تا انجام پذیری آن را تشخیص داده، راه حلهایی برای مشکلات اجرایی بیابد و پروژه ها و طرحهای مفیدتری برای آینده طراحی کند. (درآمدی بر ارزشیابی فعالیتهای آموزشی و ترویجی، 1373)
در ارزیابی نظامهای آموزشی معمولا مفاهیم کیفیت، کارایی و اثربخشی موردتوجه قرار می گیرد. کیفیت با کارایی و اثربخشی رابطه مستقیم دارد. کیفیت نظام آموزشی عبارت است از میزان تطابق وضعیت موجود با هریک از حالتهای زیر:
 استانداردها (معیارهای ازقبل تعیین شده)؛
 رسالت، هدف و انتظارات (CRAFT, 1994).
کیفیت نظام آموزشی را می توان برمبنای هریک از عناصر (عوامل تشکیل دهنده) نظام آموزشی ارزیابی کرد.
عناصر آموزشی عبارتنداز:
! درونداد؛
! فرایند؛
! محصول؛
! برونداد و پیامد
.

براساس عناصر نظام آموزشی می توان کیفیت را به شرح زیر مطرح ساخت.
! کیفیت دروندادها: عبارت است از میزان تطابق دروندادهای نظام (ویژگیهای رفتار ورودی یادگیرندگان، قابلیتهای مدرسان، برنامه درسی و غیره) با استانداردهای ازقبل تعیین شده و هدفها (انتظارات).
! کیفیت فرایند: عبارت است از میزان رضایت بخشی فرایندهای یاددهی – یادگیری و سایر فرایندها (ساختی، سازمانی و فرایند پشتیبانی).
! کیفیت محصول: عبارت است از اینکه تاچه اندازه بروندادهای واسطه ای نظام (نتایج امتحانات نیمسال تحصیلی، ارتقای از یک دوره به دوره بالاتر و…) رضایت بخش هستند. به عبارت دیگر، میزان رضایت بخشی هریک از بروندادهای واسطه ای می تواند نمایانگر کیفیت نظام آموزشی باشد.
! کیفیت بروندادها: عبارت است از اینکه تاچه اندازه نتایج نظام آموزشی (دانش آموختگان، نتایج پژوهشها و آثار علمی دیگر، خدمات تخصصی عرضه شده) در مقایسه با استانداردهای ازقبل تعیین شده یا اهداف و انتظارات رضایت بخش هستند.
! کیفیت پیامدها: عبارت است از اینکه وضعیت اشتغال به کار و یا پیامد آموخته ها در شغل افراد (از دیدگاه خود و جامعه استفاده‌کننده از خدمات آنان) رضایت بخش است. (بازرگان، 1380)

فرایند ارزشیابی
ارزشیابی فرایندی برای قضاوت درباره شایستگی یا ارزش چیزی به حساب می آید.
هدف اصلی از ارزشیابی حرفه ای، تولید اطلاعاتی است که می تواند در طرح ریزی و اجرای برنامه ها برای بالابردن کیفیت زندگی مورداستفاده قرار گیرد. ارزشیابی ممکن است در اشکال مختلف نظیر: ارزیابی نیازمندیها، ارزشیابی فراگیران، ارزشیابی کارکنان، ارزیابی اثربخشی، تحلیل هزینه ها و سودمندی و دیگر انواع آن صورت گیرد. ارزشیابی مطالعه ای است که برای کمک به مخاطبان، درجهت قضاوت و بهبود ارزش بعضی از اهداف تربیتی، طراحی و هدایت شده است.
براساس عناصر نظام آموزشی می توان ارزیابی را به شرح زیر مطرح کرد:
! ارزیابی عوامل درونداد: درمیان عوامل درونداد نظام آموزشی 3 عامل از جمله مهمترین عوامل منظور می شود: یادگیرنده  مدرس  برنامه درسی.
! ارزیابی فرایند: در نظام آموزشی می توان 3 دسته فرایند را موردنظر قرار داد:
فرایند ساختی  سازمانی، فرایند یاددهی  یادگیری، فرایند پشتیبانی  برقراری امور.
! ارزیابی بروندادها و پیامدها: ازجمله جنبه های دیگری که برای فراهم آوردن کیفیت در نظام آموزشی باید ارزیابی شود، برونداد واسطه ای، برونداد نهایی و پیامدهاست.
! ارزیابی اثربخشی: منظور از ارزیابی کارایی آموزشی قضاوت درباره آن است که برای سطح مطلوب برونداد (دانش آموخته، آثار علمی، خدمات تخصصی)، چه حداقلی از درونداد (ویژگیهای یادگیرنده، ویژگیهای معلم، بودجه و غیره) و فرایند (یاددهی، یادگیری و غیره) کفایت می کند. به عبارتی، منظور از کارایی آموزشی آن است که برای سطح معینی از عوامل درونداد، برونداد آموزشی به حداکثر رسانده شود.

اثربخشی

در ادبیات مدیریت، اثربخشی را انجام کارهای درست و کارایی را انجام درست کارها تعریف کرده اند. مفهوم اثربخشی در درون مفهوم کارایی جا دارد، البته اثربخشی لزوما در چارچوب برنامه خاصی که تحت ارزشیابی است باید تعریف شود. منظور از اثربخشی (EFFECTIVENESS) درواقع بررسی میزان موثربودن اقدامات انجام شده برای دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده است. به عبارتی ساده تر در یک مطالعه اثربخشی، میزان تحقق اهداف اندازه گیری می شود. اما به نظر می رسد برای تعریف مفهوم اثربخشی می‌بایست گامی فراتر نهاد، به این معنا که اثربخشی هنگامی در یک دوره آموزش حاصل خواهد شد که اولا نیازهای آموزشی به روشنی تشخیص داده شود. ثانیا برنامه مناسبی برای برطرف ساختن نیازها طراحی شود. ثالثا برنامه طراحی شده به درستی اجرا گردد و رابعا ارزیابی مناسبی از فرایند آموزش و درنهایت دستیابی به اهداف انجام شود.
نکته مهم و اساسی درمورد اثربخشی آموزشی آن است که قبل از آنکه درصدد بررسی نحوه اندازه گیری اهداف باشیم، می بایست درپی انجام صحیح فرایند آموزش و اطمینان از تحقق آن در هر مرحله از این فرایند باشیم. با مطالعه تاریخچه کیفیت درمی یابیم که در گذشته ای نه چندان دور، تولیدکنندگان برای اطمینان از کیفیت به بازرسی محصول نهایی توجه داشتند و درواقع بازرسی زمانی انجام می شد که محصول تولیدشده بود و فرصتی برای رفع خطاهای احتمالی وجود نداشت درحالی که با طرح موضوع تضمین کیفیت بحث ایجاد کیفیت و اطمینان از وجود آن طی مراحل مختلف تولید مطرح گردید.
درمورد اثربخشی آموزشی نیز دقیقا وضع به همین گونه است. بدین معنا که اندازه گیری اثربخشی به صورت مطلق و در پایان یک دوره آموزشی رویکرد کاملی نیست. اثربخشی و کیفیت آموزش، می بایست در طول فرایند آموزش ایجاد و تضمین گردد و در پایان این فرایند برای اطمینان از صحت اقدامات و تحقق اهداف موردبررسی و اندازه گیری قرار گیرد.

هدف و ضرورت اثربخشی

باتوجه به گسترش برنامه ها و مراکز آموزشی وزارت نیرو که مستلزم صرف منابع انسانی، مالی و مادی فراوانی است که تامین این منابع موجب حساسیت بیشتر مدیران و شرکت کنندگان در دوره ها نسبت به آموزش شده است. بررسی میزان اثربخشی دوره ها و ارائه بازخورد اطلاعاتی به افراد پاسخی منطقی به این حساسیت است.
یک نمونه از روشها و ابزار ارزیابی اثربخشی عبارت است از:
پرسشهای ارزیابی اثربخشی: هدف ارزیابی اثربخشی در راستای پاسخ به پرسشهای زیر است:
! آیا حضور در دوره های آموزشی و ارتقای دانش شرکت کنندگان، موثر بوده است؟
! آیا ارتقای دانش شرکت کنندگان در دوره های آموزشی، در طول زمان پایدار بوده است؟
! آیا شرکت در دوره های آموزشی در دوره های آموزشی در ارتقای سطح مهارت شغلی یا انجام وظایف محوله موثر بوده است؟
! آیا ارتقای مهارت شغلی شرکت کنندگان در دوره های آموزشی در طول زمان پایدار بوده است؟
! اجرای دوره های آموزشی علمی – کاربردی تا چه میزان در تحقق اهداف آموزشی فوق بوده است؟
! آیا دوره های آموزشی نیاز شرکت کنندگان را تامین کرده است؟
! آیا شرکت کنندگان در دوره ها از امکانات و نحوه برگزاری دوره های آموزشی رضایت دارند؟
مثالهای زیر در ارتباط با مفاهیم اثربخشی استادان و برنامه درسی در طراحی پرسشها و پرسشنامه های مربوطه می توان مورداستفاده قرار گیرد:
مثال 1: معلم کارامد و موثر: الف: دانش درباره موضوع درسی: آیا معلم دانش و معلومات موردنیاز را دارا است؟
ب: سازماندهی و وضوح ارائه مطالب در گروه: آیا مطالب معلم سازمان یافته است؟
آیا راهبردهای تدریس آگاهانه مورداستفاده قرار می گیرد؟ آیا نکات مهم به صورت خلاصه ارائه می شود؟
ج: تعامل بین معلم و شاگرد: آیا در کلاسهای درس بحث صورت می گیرد؟ آیا همه حاضران به پرسیدن پرسشهای خود تشویق می‌شوند؟
د: سطح علاقه و هیجان: آیا معلم نسبت به امر تدریس علاقه نشان می دهد؟ آیا معلم به فراگیران احترام قائل می شود؟
ه: استفاده از مواد آموزشی: آیا مواد آموزشی مورداستفاده قرار می گیرد؟
و: پیشرفت فراگیران: آموزشهای فراگیران تاچه حدی است؟ چه نوع آموزشی می بینند؟
ز: دادن بازخورد به فراگیران درمورد پیشرفت آنان: آیا معلم صادقانه و درعین حال با ظرافت فراگیران را از چگونگی پیشرفت خود مطلع می کند؟
ط: کمک به انتقال آموخته ها به خارج از کلاس: آیا معلم امر انتقال آموخته های کلاس را به خارج از کلاس تسهیل می کند؟ آیا در کلاس، طرح ایجاد درآمد ارائه می شود.
مثال 2: ارزشیابی اثربخشی برنامه درسی: برای رسیدن به اجزای زیر، اثربخشی برنامه درسی را می توان تحلیل مفهومی کرد:
 مناسبت عمومی (برنامه درسی)؛ 2  استانداردها؛ 3  عملی بودن؛ 4  کیفیت؛ 5  امکانات داخلی جهت تشخیص اشتباهات؛ 6- سودمندی؛ 7  کفایت؛ 8  ارتباط؛ 9  پاسخ به نیازهای فراگیران؛ 10  ثبات محتوا و روش؛ 11  ثبات درونی؛ 12  وضوح و روشنی؛ 13  مناسب بودن اهداف برنامه؛ 14  تازگی و به روز بودن؛ 15  توازن؛ 16  اجتناب از بروز اختلال در امر تدریس ازطریق پیش بینی مشکلاتی که فراگیران با آن مواجه می شوند. (ترجمه دکتر خدایار ابیلی، 1375).

نتیجه گیری

همان طور که می دانیم جامعه روز به روز درحال تغییر است و حرکت در راستای این تغییرات کاری پرزحمت و کمی مشکل. بیشتر سازمانها به دنبال راه حلی برای حل این مشکل هستند. راه حلی که توسط بیشتر صاحبنظران عنوان شده، آموزش و بهسازی منابع انسانی است. در همین راستا بیشتر سازمانها اقدام به برگزاری دوره های آموزشی در سطح سازمان خود کرده اند. در گام بعدی به منظور حصول اطمینان ازاجرای درست این دوره ها، اقدام به ارزشیابی دوره های آموزشی کرده اند که مقوله ارزیابی اثربخشی هم مربوط به همین گام است.
به طورکلی در اثربخشی توجه به نکات زیر ضروری است:
! توجه به ماهیت ارزشیابی و اثربخشی؛
! جایگاه اثربخشی در برنامه درسی و… .
ارزشیابی اثربخشی (تحقق یافتن هدفها) به منظور تصمیم گیریهای مربوط به ادامه، قطع، تعدیل یا گسترش برنامه است.

 

پیشینه پژوهشی مدارس اثربخش

پیشینه اثربخشی مدرسه به تحقیقات افرادی همچون کولمان،ادموندز،موس،تدلی،ویلیام داجت،استون،اسمیت و.. برمی گردد.این افراد مدارس اثربخش را مدرسه ای معرفی می کنند که برنامه های آموزشی را به طور موفقیت آمیزی برای یادگیری دانش آموزان به مرحله اجرا درمی آورند دراین مدارس بیشترین فعالیت ها بر روی عملیاتی کردن مفهوم یادگیری متمرکز می شود وهمه عناصر وعوامل مسئولیت پذیرفته اند که یادگیری با کیفیت بالا را به عنوان مهم ترین هدف و وظیفه خود دنبال کنند(روزن،2005). صاحبنظران زیادی راجع به ویژگی های مدارس اثربخش اظهارنظر کرده اند از جمله انجمن مدارس اثربخش 7 عامل مهم را مدارس اثربخش را شامل موارد زیر معرفی کرده است:جنیفر آبی آرچر(2004).ماموریت مشخص وروشن،انتظارات بالای موفقیت،کنترل دائم میزان پیشرفت دانش آموز،ایجاد فرصت کافی برای یادگیری،محیط ایمن ومنظم،ارتباط موثر بین مدرسه ومنزل،رهبری اثربخش درمدرسه.

بروک اور ولزوت(1979) دریافتند که مدارس اثربخش با توافق کارکنان درمورد اهداف ومقاصد مدرسه ویک مفهوم روشنی از ماموریت وحضور فعال هدفمند توسط آن ها شناسایی می شوند.

سامونس وهمکارانش(1995) در راستای شناسایی ویژگی های مدارس اثربخش-به عنوان مدارس موفق 11 مشخصه خاص را برای این نوع مدارس ارائه دادند: رهبری حرفه ای،چشم انداز واهداف مشترک،ایجاد یک محیط مناسب یادگیرنده،توجه به یاددهی ویادگیری،انتظارات سطح بالا،تقویت مثبت،نظارت بر پیشرفت،رعایت حقوق ومسولیت های دانش آموز،تدریس هدفمند،روابط مثبت خانه ومدرسه.

سمین(2007) ضمن بررسی اثربخشی روابط معلمین و والدین دانش آموزان واعضای جامعه در مدارس تورنتو کاندا با استفاده از تحلیل رگرسیون به این نتیجه دست یافت که فرایندهای آموزشی مدرسه با برنامه ریزی درسی وبه ویژه فعالیت های کلاس درس،ایجاد چشم انداز مدرسه،وایجاد سیاست های آموزشی مدرسه ،چگونگی ارتباط با جامعه محلی وهمچنین دخالت والدین در امور مدرسه در ارتباط است.

جکولین(2007) ادراکات معلم ودانش آموز از مدرسه اثربخش را در تعیین آماده سازی علمی برای آزمون های سطح بالا در مدارس راهنمایی مورد بررسی قرار داد.وی با استفاده از داده هایی از دو بخش آموزشی جورجیا و دو دبیرستان،ادراکات معلم ودانش آموز را باتوجه به رهبری مدرسه،رشد حرفه ای ،روحیه اعضا،هیات آموزشی،پیشرفت تحصیلی دانش آموز وجو مدرسه مورد تاکید قرار داد.

استوگدیل ( ۱۹۷۴ ) ، چنین می گوید: که رهبران اثربخش برخلاف رهبران غیراثربخش، زیردستان خود را در جریان آنچه که از آنها انتظار می رود، قرارمی دهند، آنان را از روند تغییرات مطلع می سازند، دلایل تصمیم گیری را توضیح می دهند و نظر آنها را قبل از اتخاذ یک طرح جدید جویا می شوند.در همین راستا وی بیان می کند که اثربخش ترین رهبران درجه انطباق پذیری وانعطاف پذیری بیشتری از خود بروز می دهند که آنها را قادر می سازد رفتار خود را با تقاضاهای در حال تغییر و متناقض تطبیق دهند.

وفا  و دیگران ( ۲۰۰۵ ) ، در مطالعه خود بر روی رفتار و اثربخشی رهبری در میان مدیران دوره متوسطه دریافتند که تفاوت معناداری بین نظرات دبیران دربارة اثربخشی رهبری مدیران مرد و زن وجود دارد، اما رابطة معناداری بین نژاد، رشته تحصیلی و سطح تحصیلات مدیران با اثربخشی آنان مشاهده نشده است .

کار (1987)،در تحقیقی دریافت که نگرش مدیران زن و مرد دوره متوسط دولتی در مورد سبک رهبری (مشتمل بر اعتماد متقابل، احترام، دوستی و خونگرمی بین خود و کارکنان تحت نظارت آنها ) مشابه همدیگر نیست . متغیرهای دموگرافیک متعددی، از جمله : سن، تحصیلات و سابقة خدمت مدیران تأثیر معناداری بر نگرش آنان نسبت به رهبری داشت.

رابینسون(1996)، هنگام مقایسة نظرات معلمان د ربارة اثربخشی رهبری مدیران مدارس ابتدایی از دیدگاه سن، جنسیت و قومیت آنها تفاوت معناداری پیدا کرد.

تانر(1981)، دریافت عواملی که به آسانی تغییر داده می شوند نظیر : سبک های رهبری، نسبت به متغیرهای ویژگی، همانند : سن، جنسیت، نژاد و سابقه مدیران و ویژگی های دمو گرافیک شاگردان، تأثیر بیشتری بر اثربخشی رهبری دارند.

داناسوبان(1982)،به این نتیجه رسید که جنسیت، پیشینه تحصیلی و سابقه خدمت در شغل فعلی، تأثیری بر سبک های رهبری مشاهده شده مدیران دوره متوسطه ندارد .

 گودرزی ( ۱۹۹۶ ) ، اعلام کرد که تفاوت معناداری در اثربخشی ر هبری مدیران مدارس دولتی و غیرانتفاعی وجود ندارد و همچنین هیچ رابط های بین مدرک تحصیلی مدیران و اثربخشی رهبری آنان دیده نمی شود .

اعظم السادات پزشک)1377(درتحقیق خودبه این نتیجه رسید که ویژگی های شناختی،عاطفی وعملکردی موردنیاز مدیران بر اثربخشی مدیریت مدرسه تاثیر دارد.

استون (2007)اجزائ دوازده گانه موفقیت در بیشترین مدارس اثربخش را درطی یک بررسی روی تعدادی مدارس در طول سال تحصیلی 2006-2007 ارائه نمود از جمله بکارگیری آزمون های پیشرفت تحصیلی،تسلط بیشتر نسبت به مطالب علمی ودرسی،انجام تمرینات قوی تر وپیچیده تر،ارائه گزارشات بیشتر درمورد پیشرفت تحصیلی دانش آموزان،جلوگیری از درماندگی آموخته شده برای دانش آموزان،ارزیابی مستمر عملکرد آموزشی معلمان،حمایت مالی کاملی از فعالیت های آموزشی،درجریان قرار دادن والدین نسبت به عملکرد دانش آموزان،ارزیابی نظرات والدین راجع به عملکرد مدرسه،پاداش دهی به رفتارهای اجتماعی وعملکردی مثبت دانش آموزان.

آهنچیان(1381) پژوهشی تحت عنوان“رابطه اثربخشی مدیر وسلامت سازمانی مدارس راهنمایی ومتوسطه استان زنجان” انجام داد.یافته های پژوهش نشان داد که در فرضیه اصلیوجود یا عدم وجود رابطه معنادار بین میزان اثربخشی سازمانی وسلامت سازمانی در کل رابطه ای بین این دو متغیر وجود دارد اما هنگام بررسی هر یک از مولفه های سلامت سازمانی در عامل نخست یعنی یگانگی نهادی این رابطه برقرار نیست.بررسی فرضیه دوم نشان داد که تفاوت معناداری بین دومقطع از نظر میزان اثربخشی مدیر مشاهده نمی شود.فرضیه سوم به بررسی تفاوت درجه سلامت سازمانی مدارس راهنمایی ومتوسطه می پردازد.با بررسی فرضیه چهارم روشن شد که بین میزان تحصیلات مدیر با اثربخشی سازمانی او رابطه معناداری وجود ندارد وبلاخره بررسی فرضیه پنجم نشان می دهد که درمجموع هفت عامل سلامت سازمانی بین درجه تحصیلی مدیر وسلامت سازمانی مدرسه رابطه ای برقرار است.

ضیایی(1375) پژوهشی را باعنوان “بررسی رابطه میزان ثبات شغلی مدیران ومیزان اثربخشی مدارس آنان” انجام داد.ازمهم ترین یافته های پژوهشی وی می توان به این موارد اشاره کرد:

-بین ثبات شغلی مدیران زن واثربخشی مدارس رابطه معناداری وجود دارد.

-اثربخشی در مقطع متوسطه کمتر از سایر مقاطع است.

-بین ثبات شغلی مدیران ومدرک تحصیلی آنان رابطه معناداری وجود ندارد اما بین مدرک تحصیلی مدیران واثربخشی مدارس آنها از نظرمعلمان رابطه معناداری وجود دارد.

حاجی شوره (1372) در تحقیقی که به منظور” بررسی تاثیر عواملی چون سن،سابقه تدریس،تحصیلات عالی،تحصیل دررشته علوم تربیتی،سابقه معاونت وسابقه مدیریت بر اثربخشی مدیران مدارس” انجام داد به این نتیجه دست یافت که بین تحصیلات عالی،تحصیل در رشته مدیریت آموزشی وسایر گرایش های علوم تربیتی وسابقه مدیریت واثربخشی مدارس رابطه معناداری وجود دارد.

ثمانه ایروانی(1389) در تحقیقی تحت عنوان “معماری اثربخش  به این نتیجه دست یافت که مدرسه ی موثر مدرسه ای است که معماری آن،بیشترین فعالیت های یادگیری متناسب با دانش آموزان را در خود جای دهد وعماری آن خوانا،روان وبا نشاط باشد وهمچنین معماری آن چنان است که از آن با عنوان معماری موثر بریادگیری یاد می کنیم.

  گودرزوند چگینی، مهرداد؛ صالحی امین، علیرضا(1385) درتحقیقی تحت عنوان ” تأثیر ویژگیهای فردی منابع انسانی بر اثربخشی مدارس غیرانتفاعی”پس از بررسی و تحلیل سوالات و آزمون فرضیه ها به روش «کای دو» به ابن نتیجه دست یافت که بین سابقه کاری منابع انسانی و اثربخشی (فرضیه اول ) رابطه معنی داری وجود ندارد ولی بین تحصیلات و شخصیت منابع انسانی و اثربخشی سازمانی (فرضیه دوم و سوم ) رابطه معنی داری وجود دارد.

وتن وکامرون(whettin and Cameron) دریافتند که در مدارس موفق واثربخش،نگرش مدیران نقش کلیدی داشته است.

در مدل مدارس اثربخش همانطور که(سرجوانی 1984،المور 2000 و استول 2004)به‌ نقل از دپارتمان آموزش و پرورش ویکتوریا(2004)مطرح کرده‌اند رهبری مدرسه به عنوان‌ مهمترین عنصر مدرسه اثربخش معرفی شده است.

نگارنده بر این باور است همانطور که یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد می‌بایست مدیر به‌ عنوان شخص اول مدرسه از جایگاه ممتازی برخوردار بوده و به عنوان یک فرد تاثیرگذار بر امور مربوط به شاگردان،معلمان و سایر کارکنان نظارت داشته،اهداف تربیتی را در محیط مدرسه از طریق نمایش بولتن‌ها،تابلو اعلانات راهروها و دیوارهای کلاس ارزشمند نشان‌ دهد،و علاوه بر نظارت کلی بر امور مختلف مدرسه در امور خاصی همچون گروه‌بندی‌ دانش‌آموزان،مشاهده فرایند تدریس معلمان نظارت داشته و بخشی از ساعات پایانی روز را برای رفع مشکلات دانش‌آموزان توسط معلم اختصاص دهد.

استقرار جو آموزشی مستلزم توجه به امکانات و تسهیلاتی است که در ابتدا اعضاء تیم‌ آموزشی را از نظر فیزیک ظاهری مجذوب نماید از اینروست که ساختمانها،زمین‌های بازی‌ و تجهیزات آموزشی همواره تمیز،منظم و سالم جلوه نموده و به صورت نمادی از جو آموزشی اثربخش جلوه خواهد کرد.این بعد با دیدگاههای(مرکز مدارس اثربخش کالیفرنیا، 2006)(مهر محمدی،1386)و(زکی و همکاران 1385)(هاشمی طاری 1379)همخوانی‌ دارد.

به هرحال آنچه در این مبحث قابل تامل است مقایسه چارچوب ادراکی مدل پیشنهادی‌ مدارس اثربخش با نظام آموزشی کشور ایران و نیز ساختار مدیریتی آن است که با توجه به مولفه‌های شناسایی شده در سطح پایین‌تری قرار دارند.بدین-معنی‌ که در نظام آموزشی کشور ما ابعاد و مولفه‌های‌ مدارس اثربخش به طور جامع و کامل اجرا نشده است.به نظر می‌رسد ناکارایی دستگاه تعلیم‌ و تربیت موجود،ناشی از خلا مجموعه عوامل و عناصری است که بخشی از آنها به طور طبیعی در مدل مدارس اثربخش معرفی شده است.به نظر محقق اگرچه در سالهای اخیر طرحهایی همچون مهندسی مجدد،استانداردسازی در آموزش و پرورش،طرحهای تعدیل‌ نیروی انسانی،تشکیل معاونت آموزش و نوآوری و نظیر اینها مطرح و به عنوان راهکار برون رفت از چالشهای آموزش و پرورش ارائه شده است.اما اولا طرحهای مزبور در قالب یک‌ مبانی نظری جامع و فراگیر ارائه نشده ثانیا اجرای آنها متاثر از تغییر و تحولات سیاسی به طور کامل منصه‌ء ظهور نیافته است.لذا با توجه به یافته‌های این پژوهش چنین استنباط می‌شود بهبود و ارتقاء و تقویت نظام آموزشی مستلزم پذیرش چارچوب و مدلی است که بتواند برای‌ همه ابعاد ارائه طریق نموده و راهکارهای مناسب را عرضه نماید و نیز در یک روند زمانی‌ مشخص ضمانت اجرایی پیدا کند در این راستا،اجرای مدل مدارس اثربخش با ویژگیهای‌ فراگیر آن می‌تواند الگوی مناسبی برای مدیریت دستگاه تعلیم و تربیت جامعه بوده و به تحقق‌ بخشی اهداف آنها کمک نماید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.