پرسشنامه استاندارد احساس تعلق مندی به محیط زیست

این پرسشنامه از نوع فایل ورد و به همراه تمامی اطلاعات مربوط به نمره گذاری، تفسیر،و … در قالب جداول زیبا و آماده تکثیر ارائه گردیده است. پس از پرداخت موفق می توانید به صورت آنلاین اقدام به دانلود فایل مربوطه بپردازید.

هدف: ارزيابي میزان احساس تعلق مندی به محیط زیست

تعداد سوال: 8

تعداد بعد: 1

شیوه نمر گذاری: دارد

تفسیر: دارد

روایی و پایایی: دارد

منبع: دارد

نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 2400 تومان

خرید فایل

پرسشنامه استاندارد احساس تعلق مندی به محیط زیست

اجتماع انسانی در محیط طبیعی شکل و قوام پیدا کرده است؛ از همین روی تعامل انسان با محیط، به اندازه تعاملش با همنوعانش اهمیت دارد و علم جامعه‌شناسی باید توجه بیشتری به این سطح از ارتباطات اجتماعی داشته باشد. از منظر جامعه‌شناختی، احساس و رفتار انسان با محیط زیست به عنوان یک حوزه جدید مطرح می‌شود. از آن جا که در اجتماعات شهری به نظر می‌رسد به نوعی ارتباط بین این دو بخش از اجتماع زیستی قطع شده و در نهایت احساس تعلق و یکی بودن با محیط زیست کمتر شده است، شناسایی پیوندهای قلمرو اجتماعی و تأثیر آن بر قلمرو طبیعی و زیستی اهمیتی غیر قابل انکار در کنترل پیامدهای منفی برای محیط زیست، انسان‌ها و نسل‌های بعدی دارد.

با توجه به محدودیت منابع تجدیدپذیر طبیعی و ضرورت همگرایی بیشتر بین انسان و زیست بوم او، توجه به مسائل زیست محیطی و فهم و پیش‌بینی متغیرها و ساز و کارهای تأثیرگذار بر این رابطه اهمیت به‌سزایی در تحقیقات عرصه‌های گوناگون داشته است چرا که اعتقاد بر این است که با شناسایی عوامل مرتبط با این ارتباط می‌توان پیامدهای منفی تعامل انسان با محیط را کمتر کرد (ادهمی و اکبرزاده، 1392: 38(.

امروزه مسائل زیست محیطی عمیقاً دارای مفاهیم اجتماعی هستند و بخش عمده‌ای از باورها و رفتارهای زیست محیطی افراد تحت تأثیر نظام‌های فرهنگی و اجتماعی، تغییر و تحول می‌یابند. رفتار انسان در قبال محیط زیست تحت تأثیر مدرنیته و فرایندهای آن به رفتاری بحران آفرین تبدیل شده است. در جامعه‌شناسی احساس در سطح خرد، متغیرهایی همچون جامعه‌پذیری، ارزش‌های زیست محیطی و تجربه ارتباط با طبیعت می‌توانند در تعیین کم و کیف مسائل زیست محیطی با عنایت به متغیرهای مکانیسمی بسیار (برای مثال احساس) حایز اهمیت باشند. در این میان، جامعه‌شناسی محیط زیست در ایران در آسیب‌شناسی رفتارهای انسانی در قبال موضوعات زیست محیطی بر نقش نگرش و مخصوصاً بعد شناختی آن تأکید کرده است. (Sutton, 2007). حال آن که احساس تعلق- یکی بودن، دلبستگی و احساس آرامش نسبت به محیط زیست و خرده ابژه‌های آن- به عنوان بخشی از سازه نگرش می‌تواند در تعیین رفتارهای انسانی در مورد موضوعات محیط زیستی حائز اهمیت بسیار زیادی باشد (Pooley & O’Conner, 2000 Giner-Sorolla, 1999; Breckler & Wiggins, 1989;). واقعیتی که بررسی آن در جامعه‌شناسی محیط زیست در ایران به صورت مستقیم هیچ‌گونه پیشینه‌ای نداشته است و در ادبیات جهانی نیز عمر کوتاهی طی دهه‌های اخیر داشته است و تمرکز مطالعات جامعه‌شناسی محیط زیست به نحو غیر مستقیم متمرکز بر سازه کلی نگرش‌های زیست محیطی و با تأکید بر بعد شناختی و ادراکی این مفهوم بوده است.

احساسات، تحت تأثیر ساختارها، ارزش‌ها، فرهنگ و تعاملات انسانی هستند و در واقع مقوله‌ای اجتماعی محسوب می‌شوند (دورکیم، 1383؛ turner, 2006) که قسمتی از آن‌ها برآمده از موقعیت‌هایی اساسا اجتماعی هستند؛ در این موقعیت‌ها افراد از یک سو تحت تأثیر متعین‌های بیرونی (ساختار و فرهنگ) هستند و از سوی دیگر، احساساتِ متناسب را در موقعیت‌های گوناگون می‌آموزند (Turner & Stets, 2005).

از سوی دیگر نگرش، نظامی از عناصر شناختی، احساسی و تمایل به عمل نسبت به هرگونه واقعیت محیطی است (ترکان و کجباف، 1387: 50؛ فریدمن و همکاران، 1970؛ به نقل از: کریمی، 263:1379؛ صفاری‌نیا، 1385: 12؛ Taylor and Peplau; 2003؛ Eagly & Chaiken, 1993)؛ عنصر عاطفی و ویژگی ارزیابی کنندگی در ابعاد مثبت و منفی، از جمله مهم‌ترین مؤلفه‌های تشکیل‌دهنده نگرش هستند.

در تعریف احساس، توافق عامی در بین محققان وجود ندارد با این حال آن را حالتی تجسم یافته از تمایلات درونی نسبت به یک واقعیت بیرونی در نظر می‌گیرند (Woodhead & Riis, 2010؛ به نقل از عزیز آبادی، 1392: 10). تمایلات احساسی نیز همچون تمایلات ارزشی در ارتباط با چیزی معنی می‌یابند. فرد نمی‌تواند یک احساس را بدون در ارتباط بودن آن با چیزی دیگر، تجربه کند (Villalobos, 2013: 16). در رابطه با محیط زیست – به معنی محیط طبیعی‌ای که ساخته دست انسان نیست همچون کوه، هوا جنگل و… – می‌توان احساس را به عنوان متغیری اساسی در تعیین نوع تعاملات انسان و محیط زیست دانست (بلوم، 2007؛ به نقل از: طالبی صومعه سرایی، 1392).

از آن جا که بخش عمده‌ای از عوامل مؤثر بر احساسات و مخصوصاً مورد اطلاق آن در این تحقیق- یعنی محیط زیست- ماهیتی اجتماعی دارند، از همین روی در این پژوهش به تمایلات احساسی نسبت به محیط زیست در بین شهروندان تهرانی که دارای دلالت‌های تعلق‌گرایانه (احساسات مربوط به دلبستگی، آرامش و یکی بودن نسبت به محیط زیست و مسائل مرتبط با آن) هستند پرداخته شده است. هدف اصلی این پژوهش شناسایی عوامل اجتماعی مؤثر بر احساس وظیفه‌گرایی نسبت به محیط زیست در بین شهروندان تهرانی و ارائه رویکردی نظری برای تحقیقات آتی است.

 

مروری بر پژوهش‌ها

مرور تحقیقات مرتبط با احساس و محیط زیست نشان می‌دهد که در ایران هیچ‌گونه تحقیق کاملاً مرتبط و مستقیمی که احساس تعلق در قبال محیط زیست را بررسی کرده باشد، وجود ندارد و در تحقیقات خارجی نیز احساس تعلق کاملاً به نحو ضمنی در ذیل احساسات زیست محیطی بررسی شده است.

همچنین احساس با رویکردی جامعه‌شناسانه در ایران کمتر مورد توجه قرار گرفته است (ر.ک. کیانپور و ربانی خوراسگانی، 1388؛ رفیع‌پور، 1375؛ قاضی مرادی، 1387). در رابطه با احساسات زیست محیطی هیچ اثری در این حوزه در ایران انجام نشده است و عموم مطالعات و بررسی‌های انجام شده داخلی و خارجی به بررسی نگرش‌های زیست محیطی و تمرکز بر ابعاد شناختی و ادراک افراد نسبت به فرایندهای زیست محیطی پرداخته‌اند. (رجوع شود به: Kaiser & et al., Budak, 2005; Heberlein & Wisconsin, 1972; Heberlein, 2012;  Milfont & Duckit, 2004; 1999; Flam, 2006; Grob, 1995; Lasso De Lavega, 2004; Salehi, 2009; ادهمی و اکبرزاده، 1392؛ عبدالهی، 1390)

از جمله تحقیقاتی که به بعد احساسی نگرش‌های زیست محیطی پرداخته‌اند عبارتند از: تحقیقات انجام شده با مقیاس‌های رایج[1] که توسط دانلپ و ون ﻻیر در سال 1978 برای بررسی و اندازه‌گیری نگرش عمومی نسبت به محیط زیست و طبیعت طراحی شده‌اند (Dunlap & Van Liere, 1978). در این تحقیقات به بعد احساسی نگرش‌های زیست محیطی هم پرداخته شده است، با این حال تفکیک و تشریح نظری این بعد از نگرش در مورد محیط زیست بسیار محدود است و عمدتاً در بحث سنجش به آن توجه محدودی شده است.

بررسی دانیل ویلالبس[2] (2013) با عنوان «سنجش ارتباط احساسی با طبیعت در بین کودکان» نشان داده است که میزان ارتباط احساسی فرد با طبیعت، بر تعلق او نسبت به محیط زیست تأثیر می‌نهد. او در تحقیق خود مقیاسی برای سنجش ارتباط احساسی با طبیعت در بین کودکان ایجاد می‌کند و تأثیر آن را بر رفتارهای حامی محیط زیست بررسی می‌کند.

مطالعه هیندس و اسپارک[3] (2007) تأکید می‌کند که هرچه میزان تعلق احساسی فرد نسبت به محیط زیست بیشتر باشد، مشارکت و نیت به مشارکت در محیط زیست در قالب رفتارهای مسؤولانه‌تر بیشتر است. این مطالعه همچنین یافته‌های کالس و همکاران[4] (1999) را درباره اهمیت تعلق احساسی در مسائل زیست محیطی را تأیید می‌کند.

بررسی دیگری که توسط پولی و اوکنر[5] (2000) انجام شده است نیز نشان می‌دهد که باورها و احساسات، هر دو تشکیل‌دهنده مفهوم دیدگاه‌های زیست محیطی هستند. این مطالعه تأکید می‌کند که تعامل تعلقات احساسی و باورها و عقاید نسبت به محیط زیست می‌تواند در تعیین و پیش‌بینی باورها و عقاید مرتبط با محیط زیست مؤثر و مهم باشد.

شولتز و همکاران[6] (2004) در مقاله خود اشاره می‌کنند اگرچه تحقیقات پیشین به دیدگاه‌های زیست محیطی و میزان باور فرد به این که بخشی از محیط طبیعی است در قالب دغدغه‌های خودمدارانه و یا دغدغه‌های زیست بوم‌گرایانه توجه کرده‌اند اما نوع دغدغه‌های فرد نسبت به مسائل زیست محیطی در ارتباط با این است که فرد تا چه حد خود را بخشی از محیط طبیعی و جزئی از آن و یا به عبارتی متعلق به آن می‌داند.

چارچوب نظری

از آن جا که موضوع این پژوهش پیوندی بین رشته‌ای بین جامعه‌شناسی احساس و نیز جامعه‌شناسی محیط زیست را ایجاب می‌کند، در تدوین چارچوب نظری به این دو حوزه رجوع کردیم، بدین صورت که مباحث نظری در جامعه‌شناسی احساس می‌کند، رهیافتی عام را برای گزینش مباحث نظری در جامعه‌شناسی محیط زیست فراهم نمود. با مرور ادبیات نظری ملاحظه می‌شود که احساسات به عنوان پیوندی حیاتی بین سطوح خرد و کلان واقعیت اجتماعی تلقی می‌شود (Turner & Stets, 2005). در مجموع، رهیافت‌های اثبات‌گرایی، ساختمندی اجتماعی و ترکیبی سه رهیافت عام در جامعه‌شناسی احساسات تلقی می‌شوند. در رهیافت ساخت‌مندی اجتماعی که از دو نظریه کنش متقابل نمادین و نظریه هنجاری تشکیل شده است، تأکید بر عوامل فرهنگی و اجتماعی است. به طور جزئی‌تر، در نظریه کنش متقابل نمادین، تعریف و تفسیر موقعیت از جانب کنشگر مطرح است و در نظریه هنجاری، هنجارها و قواعد فرهنگی- اجتماعی در شکل‌گیری و بروز و نمود احساسات مدنظر هستند. در حالی که رهیافت اثبات‌گرایی از دو نظریه ساختاری و تضاد تشکیل می‌شود؛ در نظریه ساختاری به ساختار اجتماعی و روابط مبتنی بر قدرت و در نظریه تضاد به انرژی احساسی و منابع فرهنگی تأکید می‌شود. در رهیافت ترکیبی جاناتان ترنر نیز، رهیافت ساختمندی اجتماعی و اثبات‌گرایی به صورت توأمان مورد توجه قرار گرفته است (Levy, 1973؛ به نقل از کیانپور، 1385: 22؛ Von Scheve & Von Luede, 2005; Powel, 2008: 396; Lynn and Piotr, 2010; Kemper, 1978)

بررسی رهیافت‌ها و نظریات جامعه‌شناسی احساس نشان‌دهنده این واقعیت است که احساس نسبت به یک واقعیت غیر انسانی (همچون محیط زیست) در جامعه‌شناسی احساسات نظریه‌پردازی نشده است. در واقع تمامی این نظریات، هر یک به نحوی بر مفهوم خود، کنش متقابل و عوامل ساختاری و فرهنگی مرتبط با آن‌ها در احساسات برآمده از تعاملات انسانی می‌پردازند. حال آن که این پژوهش در بررسی احساسات نسبت به محیط زیست و تبیین آن از رویکرد اثبات‌گرایانه با تأکید بر وجه الزامات فرهنگی و ارزشی و همچنین ساخت‌مندی اجتماعی استفاده شده است و به همین دلیل از متغیرهای سطح کلان ساختاری در بررسی سؤال پژوهش اجتناب شده است. همان‌گونه که در ادامه ملاحظه می‌شود متغیرهای دینداری و ارزش‌های زیست محیطی، وجه الزامات فرهنگی و ارزشی رویکرد اثبات گرایانه، متغیر جامعه‌پذیری زیست محیطی بر وجه تعاملات انسانی در رویکرد ساختمندی اجتماعی و متغیر زمینه‌ای تجربه ارتباط با طبیعت بر یادگیری احساس دلبستگی و تعلق‌مندی نسبت به محیط زیست و مسائل مرتبط با آن از طریق تجربه مکانی تأکید می‌کنند.

از جمله نظریه‌پردازان اجتماعی که می‌توان از دیدگاه‌های اجتماعی آن‌ها در این پژوهش استفاده شود دورکیم، پارسونز و وبر هستند. دورکیم در تقسیم‌بندی جوامع به مکانیک و ارگانیک، تفاوت‌های احساسات و تمایزات اجتماعی این دو قسم را بر می‌شمارد (کوزر، 1379: 196) و آن‌چه را بین مردم مرسوم است با عنوان حالت طبیعی یا هنجار معرفی می‌نماید. (بودون، 1385: 781) دورکیم معتقد است شهوات بشر فقط در برابر یک نیروی اخلاقی باز می‌ایستند (آرون، 1377: 359) و از همین روی است که ضرورت اصلاحات اخلاقی و ارزشی برای دورکیم موضوعیتی جدی داشته است. پارسونز نیز فرهنگ را نیروی عمده‌ای می‌دانست که پیونددهنده عناصر نظام اجتماعی است. به عقیده او هنجارها و ارزش‌ها در گزینش وسایل دستیابی به هدف‌ها نقش بازی می‌کنند و کنش چیزی جز تلاش برای تطبیق با هنجارها نیست. (ریتزر، 1374: 139) وبر نیز دین را به مثابه بعدی محوری از فرهنگ در نظر می‌گیرد و بر محتوای ذهنی نظام‌های تجربه ایمان و اعتقاد تأکید می‌کند (صالحی امیری، 1386: 100)

در کاربست نظریات و دیدگاه‌های نظری فوق باید توجه کرد که در بحث از اخلاق زیست محیطی، همواره به نقش ارزش‌های زیست محیطی و منابعی همچون دین که مطرح‌کننده این ارزش‌ها هستند به عنوان عاملی تعیین‌کننده بر رفتارهای زیست محیطی و مکانیسم‌های واسط آن همچون احساس و ادراک و به‌طور کلی نگرش تأکید می‌شود. واقعیت این است که از ریشه‌های تاریخی بحران‌های زیست محیطی، دیدگاه‌های مذهبی و اخلاقی انسان‌ها یعنی ارزش‌ها و بایدها و نبایدها در مورد آن‌ها کمتر سخنی به میان می‌آید. اخلاق به معنی ارزش‌ها و منابع ارزشی همچون دین، عمدتاً به تعریف روابط بین افراد و روابط بین افراد و جامعه پرداخته‌اند و اخلاقی که رابطه انسان و زمین یا انسان و محیط زیست را بررسی کند وجود نداشته است، بنابراین گسترش دامنه ارزش‌ها به قلمرو رابطه انسان و محیط زیست، یک ضرورت زیست محیطی پنداشته می‌شود که به عنوان نظامی از باورها و گرایش‌ها تعیین‌کننده رفتارهای حفاظتی یا چارچوب‌های مرجعی است که در تعامل با محیط زیست از آن‌ها استفاده می‌شود (Sesin, 2003؛ به نقل از :عابدی سروستانی و همکاران، 1386؛ Holden, 2003) در واقع بهبود احساس تعلق‌مندی و از طریق آن بهبود رفتارهای زیست محیطی زمانی حاصل خواهد شد که محیط طبیعی و فرهنگی انسان مرتبط با یکدیگر و همدلانه‌تر باشند (اژدری، 1382؛ ادهمی و اکبرزاده، 1392؛Mayer & et al.; 2004: 503 Bar & et al. 2003; به نقل از: طالبی صومعه سرایی، 1392).

ادیان با نگاهی اخلاقی، گذشتن از نفع فردی را به پیروان خود توصیه می‌کنند. به بیان دیگر، یکی از مسائل اساسی در دوراهی اجتماعی، گذشتن از نفع فردی آنی برای کسب نفع فردی بلند مدت و همچنین جستجوی نفع جمعی است. از این منظر، زمانی که نفع بلند مدت به آینده‌ای بلند مدت (گاهی بعد از مرگ ) باز می‌گردد، مذهب می‌تواند به کار آید. (دورکیم، 1383) دین و حاکم بودن ارزش‌های دینی در جامعه می‌تواند از طریق تأثیرگذاری ارزش‌های دیگرخواهانه و تقویت آن، به احساسات مثبت‌تر نسبت به محیط زیست منجر شود. از این روی، اخلاق برآمده از باورهای دینی باید نوع رفتار انسان با طبیعت را در هر زمان مشخص کند (De paula & Cavalcant, 2000; تومه، 1380: 13) در ایران که دین یا ایدئولوژی اسلامی یکی از مهم‌ترین نهادهای اجتماعی است و نقش محوری در جامعه دارد، آموزه‌های اسلام نقش بسیار ویژه‌ای در شکل‌دهی به نگرش‌های افراد ایفا می‌کند (آزاد ارمکی، 1391).

همان‌گونه که اشاره شد در رویکرد ساختمندی اجتماعی، احساسات تحت تأثیر تعاملات اجتماعی افراد و در قالب یک زمینه و بستر اجتماعی و تحت تأثیر فرهنگ و دیگر عناصر اجتماعی هستند ( Powel, 2008: 395 Turner & Stets, 2005;). در بحث از تأثیر تعاملات اجتماعی بر احساسات، جامعه‌پذیری به معنی فرایند کسب آموزش‌های محیط زیستی از گروه‌ها و نهادهای مرجع همچون خانواده، مدرسه و گروه همالان از متغیرهای بسیار مهم، چه در حیطه جامعه‌شناسی احساس (Turner & Stets, 2005) و چه در حیطه جامعه‌شناسی محیط زیست است چرا که برای اکثر جامعه‌شناسان، احساسات بر ساخته‌هایی اجتماعی هستند که تحت تأثیر فرایند جامعه‌پذیری، درونی و ابراز می‌شوند. در واقع رویه‌های جامعه‌پذیری به افراد می‌آموزند که چه نوع احساساتی را در برخورد با واقعیت‌های اجتماعی بروز دهند (Dunsmore & Halberstadt, 2008; Salehi, 2009; Kollmus & Agyeman, 2002). برای مثال، هوقشیلد[7] (1983) معتقد است نحوه جامعه‌پذیری افراد در طبقه متوسط به مراتب متفاوت از طبقه کارگر است، چرا که در طبقه متوسط، احساسات و عواطف نسبت به طبقه کارگر، بیشتر از سوی والدین کنترل و مدیریت می‌شوند، اگرچه هوقشیلد عمدتاً بحث از فرایند کالاشدگی احساسات دارد اما نظریه او در بحث از تفاوت‌های طبقاتی و فرایندهای جامعه‌پذیری در این پژوهش نیز حایز اهمیت است. همچنین رفیع‌پور (1375) معتقد است که عوامل تربیتی و فرهنگی در مراحل اجتماعی شدن در پرورش نوع احساسات مؤثر به نظر می‌رسند چرا که بسیاری از خصیصه‌های فرهنگی ایرانیان همچون گریه در مراسم ختم و نوازش بیش از حد کودک در هنگام زمین خوردن، ریشه در نحوه جامعه‌پذیری افراد دارند.

از سوی دیگر، تجارب دوران کودکی در محیط‌های باز و تماس مستقیم با طبیعت در طول دوران زندگی از جمله عوامل تعلق بیشتر به محیط زیست تلقی می‌شود (میلتون، 1382: 114). تجربه فرد از مکان (طبیعت)، بر نوع نگرش‌ها و احساسات او تأثیرگذار است. در واقع محیط زیست و تجربه رابطه ما با آن می‌تواند بخش مهمی از خودپنداره ما و به تبع آن، شکل‌دهنده واکنش‌های احساسی ما نسبت به محیط زیست باشد و این موضوع به شدت تحت تأثیر تجربیات مکانی ما با طبیعت است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.