این پرسشنامه استاندارد از نوع فایل ورد و به همراه تمامی اطلاعات مربوط به نمره گذاری، تفسیر، و … در قالب جداول زیبا و آماده تکثیر ارائه گردیده است. پس از پرداخت موفق می توانید به صورت آنلاین اقدام به دانلود فایل مربوطه بپردازید.
هدف: بررسی عوامل موثر بر همکاری دانشگاه و صنعت (عوامل مالی، عوامل فرهنگی و اجتماعی، عوامل آموزشی، عوامل مدیریتی، عوامل ساختاری)
تعداد سوال: 48
تعداد بعد: 5
شیوه نمره گذاری: دارد
روایی و پایایی: دارد
منبع: دارد
نوع فایل: word 2007
همین الان دانلود کنید
قیمت: فقط 4900 تومان

همکاری تحقیق و توسعه میان دانشگاه و صنعت یکی از موفقترین سازوکارهای انتقال دانش میان دانشگاهها و صنایع و شرکتهای تجاری است. درک چگونگیِ ارتباط سازمانی در همکاری تحقیق و توسعۀ دانشگاه و صنعت، برای مدیرانی که بر روی این قبیل همکاریها در جهت گسترش بنیان دانش شرکتها سرمایهگذاری کنند، بسیار با اهمیت است (بکرز و فریتز[1]،2011).
دانشگاهها، عهدهدار نقش کلیدیِ آموزش و تولید دانش جدید در جوامع هستند و صنایع برای حلّ مشکلات بنیادی خود و دستیابی به فناوریهای دانشبنیان، بیش از پیش بهدنبال ارتباط با دانشگاهها میباشند (تیسن،a2012). بر این اساس، بسیاری از سیاستگذاران پژوهشی سعی در توسعه «مأموریت سوم»دانشگاهها، از طریق تقویت پیوند میان دانشگاهها و کاربران دانش از جمله صنایع دارند (پرکمن و دیگران، 2013). از دلایل عمدۀ توجه به تعاملها و همکاریهای میان صنعت و دانشگاه این است که از سویی پژوهشهای دانشگاهی جریان دانش را میان این سازمانها ایجاد میکنند که خود میتواند محرک نوآوری در سطح محلی باشد (گیونتا، پریکُولی و پِروچی[2]، 2014)، و از سوی دیگر فعالیتهای جریان دانش میان بخشهای دانشگاهی و بخش صنعتی، به رقابت تجاری و رشد اقتصادی کمک میکند (هرمانز و کاستیا[3]، 2007). افزایش انتقال دانش از دانشگاهها به صنعت از هدفهای اولیۀ سیاستگذاری پژوهشی در بسیاری از کشورهای توسعهیافته است (بنل _ استانول، جوفر _ بونت و میسنر[4]، 2008) که از طُرُق مختلف و با استفاده از کانالهای متفاوتی صورت میپذیرد. از مهمترین کانالهای انتقال دانش به سمت دانشگاهها، انتشارات مشترک دانشگاه و صنعت و به اصطلاح «همانتشاری» دانشگاه و صنعت است. در واقع،انتشاراتی که در آنها نام یک دانشگاه و یک سازمان صنعتی در وابستگی سازمانی نویسندگان درج شده باشد بهعنوان همانتشاری دانشگاه و صنعت در نظر گرفته میشوند. همانتشاری با دو وابستگی سازمانی دانشگاه و صنعت، شاخص معناداری از همکاری دانشگاه و صنعت در نظر گرفته میشود. به این دلیل که همانتشاری، همکاری پژوهشی رسمی میان سازمانهای درگیر و تبادل دانش میان این سازمانها را نشان میدهد. همانتشاری بروندادی از همکاری پژوهشی شمرده میشود که از طریق آن هم جریان دانش و مهارت اتفاق میافتد و هم دسترسی به شبکههای غیررسمی میان پژوهشگران دانشگاه و صنعت امکانپذیر میشود (تیسن، 2006). وی از همانتشاری میان دانشگاه و بخش صنعتی بهعنوان «شاخص پیوند دانش» یادکرده و معتقد است این معیار تاحدود زیادی میتواند شکاف اساسی در فهم چگونگی مشارکت علم و پژوهشهای علمی با بخش صنعتی را پرکند، زیرا همانتشاریهای صنعت و دانشگاه میتوانند هم بهعنوان شاخصی از فعالیتهای همکارانه و هم بهعنوان جریان نیروی فکری دانشگاهی بر روی اقتصاد دانشمحور و بخشهای اقتصادی دیده شوند و یکی از منابع کلیدی را برای بررسی و اندازهگیری ویژگیهای سازمانی، جغرافیایی و زمانی همکاری میانسازمانی فراهم آورند (تیسن،b2012). بهصورتکلی، اتفاق نظر این است که باوجود محدودیتها، همانتشاریها شاخص موجّهی برای اندازهگیری موفقیت همکاری پژوهشی دانشگاه و صنعت را فراهم میآورد (کالوِرت و پاتل[5]؛ تیسن، 2006). با توجه به مطالب فوق، در این پژوهش به بررسی صنایع همکار با دانشگاههای ایران در همانتشاریهای علمی میپردازیم.
غالباً دانش از سمت دانشگاهها به شکل انتشارات علمی که قالب رایج میان اعضای هیئت علمی دانشگاههاست، جریان مییابدو آمار تجمعی این بروندادها بهطور معمول برای دسترسی به کمیّت و کیفیت انتشارات (ون ران[6]، 1996 در پونوماریف و بردمَن[7]، 2010) و برای ارزیابی سازمانهای تحقیق و توسعه[8](گایسلر[9]، 1994 در پونوماریف و بردَمن) در نظر گرفته میشود. ارتباط با دانشگاهها و استفاده از نتایج پژوهشها برای بسیاری از صنایع با توجه به بنیان علمی آنها بسیار حایز اهمیت است. تعاملات اندک دانشگاه با صنعت در قالب پژوهشهای مشترک دانشگاه و صنعت بهطورکلی و همانتشاری دانشگاه و صنعت به صورت خاص، میتواند به فعالیتهای تجاری دانشگاه و در راستای آن اقتصاد دانشبنیان کشور آسیب برساند. این مسئله در صنایع بهویژه در «صنایع دانشبنیان» و «صنایع فرایندهای بنیادی» که دسترسی به دانش جدید و نتایج پژوهشهای دانشگاهی در آنها عاملی حیاتی است، بسیار حایز اهمیت است. از اینرو، مسئله مورد بررسی در این پژوهش روشنکردن وضعیت همانتشاری صنایع مختلف با دانشگاه است که این مهم میتواند گامی در جهت تدوین سیاستهای پژوهشی دانشگاهی و نیز بخش تحقیق و توسعۀ صنایع در کشور بهشمار آید، زیرا بهتصویرکشیدن شرایط کنونی میتواند نقاط ضعف و قوّت دانشگاهها و صنایع کشور را در همکاری با یکدیگر نشان دهد و راهنمایی باشد تا سیاستهای آینده در جهت برطرفنمودن این موانع و رسیدن به مقطع آرمانی تدوین شود و همکاری علمی صنعت و دانشگاه روزبهروز افزایش یابد.
همانتشاری دانشگاه با صنعت میتواند معیار معقولی برای مشارکتهای علمی _ پژوهشی دانشگاه و صنعت فراهم کند(کالوِرت و پاتل 2003؛ تیسن، 2006). ازآنجاکه هرگونه تغییر در الگوی همانتشاری دانشمندان برای سیاستگذاران علمی بسیار جالب و ارزشمند است (آکادمی ملی علم[10]، 2007؛ استوکولز[11] و دیگران، 2008 در پونوماریف و بردمَن، 2010)