این پرسشنامه استاندارد از نوع فایل ورد و به همراه تمامی اطلاعات مربوط به نمره گذاری، تفسیر، و … در قالب جداول زیبا و آماده تکثیر ارائه گردیده است. پس از پرداخت موفق می توانید به صورت آنلاین اقدام به دانلود فایل مربوطه بپردازید.
هدف: ارزیابی مقاومت دانش اموزان در برابر هنجارهای مدرسه از دیدگاه معلمان و اولیا (مقاومت در برابر هنجارهای اعتقادی، مقاومت در برابر هنجارهای مربوط به نظم، مقاومت در برابر هنجارهای اموزشی)
تعداد سوال: 14
تعداد بعد: 3
شیوه نمر گذاری: دارد
تفسیر: دارد
روایی و پایایی: دارد
منبع: دارد
نوع فایل: word 2007
همین الان دانلود کنید
قیمت: فقط 3400 تومان

از منظر جامعه شناسي هنجار ،الگو و قواعد رفتاري به نسبت عام و پايدار و ارزشمند مورد قبول اكثريت اعضاي جامعه است كه همه اعضاء بايد رفتارهاي خود را با آنها تطبيق دهند و هرگونه سرپيچي از آنها با واكنش اكثريت مواجه خواهد شد.مهمترين كاركرد تبعيت از هنجارها ، تأمين وفاق و انسجام اجتماعي است؛ زمانيكه هنجارها از سوي اكثر اعضاي جامعه رعايت شود ميتوان گفت كه مردم آن جامعه با هنجارهاي اجتماعي همنوايي دارند و رفتارهاي اجتماعي آنها قابل پيش بيني است ، ديگر كاركرد مهم رعايت هنجارهاي اجتماعي بويژه بين جوانان و نوجوانان ، موضوع جامعه پذيري است. نسل جوان هر جامعه اي با دروني نمودن هنجارهاي اجتماعي ، به صورت آگاهانه يا حتي نا آگاهانه خود را با نظم اجتماعي هماهنگ ساخته و حيات اجتماعي را تداوم مي بخشند(سخاوت، 34:1380).اما واقعيت زندگي اجتماعي نشان مي دهد كه وضع هميشه اينگونه نمي باشد، به تعبیرديگر تاريخ زندگي اجتماعي بشر گوياي اينست كه همواره و در همه جا افرادي از رعايت قوانين و مقررات و هنجارهاي اجتماعي حاکم بر اجتماع سر باز زده و آنرا نقض كرده اند. رفتارهاي ناخوشايندي كه از آنها بعنوان ناهنجاريهاي اجتماعي ياد مي شود، با پيچيده تر شدن جوامع فزوني مي گيرد و در بعضي جاهها بصورت معضل و مشكل لاینحلی درآمده است .
مرتون معتقد است كه تمام اعضاي جامعه در ارزشهاي مشترك سهيم اند ، اما از آنجاييكه اعضاي جامعه از لحاظ ساختارهاي اجتماعي در موقعيت هاي مختلفي قرار مي گيرند براي درك ارزشهاي مشترك از فرصتهاي مساوي برخوردار نيستند چنين وضعيتي ممكن است موجب انحراف و هنجارشكني شود(صفوي،1372:23). با اين اوصاف مي توان گفت كه هنجارشكني مي تواند در تمام سطوح و قشرهاي مختلف جامعه وجود داشته باشد . ازجمله اين گروهها دانش آموزان هستند كه احتمالا نسبت به قوانين و هنجارهاي موجود در مدرسه نا آگاه بوده و یا آگاهانه از آنها تخطي نموده و ارزشهاي موجود در مدرسه رابه چالش می کشند.
تئوریهای هنجار شکنی:
همانطوريكه مي دانيم در علوم طبيعي براي هر معلولي، علتي قائل هستند . در علوم انساني و اجتماعي هم اين اصل تاحدودي مورد قبول واقع شده است اما با پيچيدگي هاي بيشتر.با توجه به اينكه انسان موجودي ناشناخته و پر رمز و راز مي باشد، لذا اعمال و رفتارهايي كه از او سر مي زند ممكن است به دلايل متعدد وديالكتيكي باشد از اينرو براي بررسي يك رفتار خاص انساني مي توان آنرا از زواياي مختلف نگريسته و مورد واکاوی قرار داد، پديده انساني مثل هنجار شكني هم از اين قاعده مستثني نيست و آنرا مي توان از زوایا و جنبه هاي زيستي ، رواني، فرهنگي ، اجتماعي و ….مورد پژوهش قرار دارد.در ادامه به برخی از این رویکردها اشاره می گردد:
1- ديدگاه اسلام: نظر اسلام و قرآن در مورد گرايش انسان به رفتارهای انحرافی و اينكه انسان کجرو مي شود، در بي ايماني نسبت به خداوند جستجو می کند و در برخی از آیات بدان اشاره دارد،مثلاً در سوره مباركه العصر صریحاً بدان اشاره شده است آنجاييكه مي فرمايد: (والعصر. ان الانسان لفي خسر.الا الذين آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر).تمام انسانها زيانكارند جز انسانهايي كه به خدا ايمان آورند و نيكوكار شدند و بدرستي و راستي و پايداري در دين يكديگر را سفارش كردند.
براساس اين آيات متوجه مي شويم كه سرمنشاء انحرافات و كجرويهاي انسان عدم اعتقاد و باور به وجود ذات مقدس الهی مي باشد لذا تاكيد اصلي اسلام برتقويت ايمان و باور ديني است كه در طي آن انسان به رشد ، كمال ، سعادت و بلوغ مي رسد.بنابراين خط مشي اسلام اين است كه منحرف به وجود نيايد و اگر هم به وجود آمد براساس احكام تعزيري و جزايي با آنها برخورد مي شود تا جامعه را به ورطه نابودي نكشاند؛خداونددر آيه 159 سوره بقره مي فرمايد: (ولاتلقوا بايديكم الي التهلكه.) يعني با دست خويش خود را به مهلكه نياندازيد.در اين آيه هر اقدامي كه بطور مستقيم يا غير مستقيم به نابودي و تباهي و هلاك منجر مي شود صريحا نهي شده است.
محقق طوسي بعنوان متفكر مسلمان در كتاب اخلاق ناصري چنين بيان مي دارد كه : نفس انسان آميخته اي از نيروها سه گانه خرد، غضب و شهوت است. رفتار و كردار آدمي به چگونگي تركيب اين نيروها و برتري يكي بر ديگري بستگي دارد،خرد و اراده از ويژگيهاي نوع آدمي است و دو بخش ديگر مشترك ميان انسان و حيوان و نبات است . تعادل و توازن اين نيروها كه همان فضيلت عدالت است،موجب تعادل رفتار و راست كرداري و عدم تعادل ميان آنها سبب كج رفتاري است(اشرف،114:1355).
سعدي نيز به عنوان مصلح اجتماعي ، رفتار آدمي را متاثر از سرشت و طبع آدمي مي داند،مثلاً:
«پرتو نيكان نگيرد آنكه بنيادش بد است/ تربيت نا اهل را چون گردكان بر گنبد است».و یا در جای دیگر بیان می دارد:«عاقبت گرگ زاده گرگ شود /گرچه با آدمي بزرگ شود»
در باب ديگر از گلستان به نقش همنشيني با افراد انساني و تاثير آن در تربيت اشاره دارد:
«پسر نوح با بدان بنشست / خاندان نبوتش گم شد.
سگ اصحاب كهف روزي چند/ پي مردم گرفت و آدم شد»
2 نظريه پیوند افتراقی:نکته اصلی نظریه ساترلند اینست که افراد به این علت کج رفتار می شوند که تعداد تماس های انحرافی آنان بیش از تماس های غیر انحرافی شان است.(صدیق سروستانی،43:1385) ساترلند گروه همسالان را بعنوان دومين عامل جامعه پذيري ياد مي كند. معمولا كودكان متعلق به اين گروهها از موقعيت و وضعيت نسبتا مساوي و روابط نزديكي برخوردارند و به موازات رشد خويش زمان بيشتري را به خود اختصاص مي دهند. گروه همسالان از طريق اعطاي پاداش يا انتقاد و تحريم در قبال همنوايي يا ناهمنوايي اعضا با هنجارهاي گروه تاثير بسيار نيرومندي را بر رفتار و شخصيت اجتماعي آنان اعمال مي كند(رابرتسون به نقل از ستوده،1378:44). اين نظريه فعاليتهاي تبهكارانه را تا حد زيادي همانند فعاليتهاي تابع قانون ، به عنوان فعاليتهاي فراگرفته شده و بطوركلي در جهت همان نيازها و ارزش ها در نظر مي گيرد (گيدنز،140:1384)
بنظر ساترلند فرايندي كه به بزهكاري مي انجامد به قرار زير است:1- عمل مجرمانه آموختني است نه موروثي2-آموزش از طريق ارتباط فرد با ساير افراد انجام مي گيرد و عموما شفاهي و به كمك كلمات است 3- بخش اعظم آموزش رفتار بزهكارانه در گروههاي نزديك كه با فرد روابط صميمانه دارند انجام مي گيرد 4- فرايند كسب رفتار مجرمانه در ارتباط با الگوهاي مجرمانه و غير مجرمانه همان مكانيزمي را طي مي كند كه در يادگيري ساير رفتارهاي اجتماعي مشاهده مي شود.5-زماني فرد دست به عمل بزهكارانه مي زند كه آميزش او با كساني كه موافق شكستن قاعده اند بيشتر از كساني است كه با شكستن قاعده مخالفند. 6- ارتباطات گوناگوني كه فرد با ديگران دارد از لحاظ فراواني ، تداوم، تقدم سن و شدت يكسان نيست(سخاوت،57:1384).
3- نظريه كنترل اجتماعي:برداشت اصلی در این تئوری اینست که همانطوریکه فروید بیان داشته است،افراد بطور عادی گرایش و تمایل به کجروی دارند،و اگر تحت کنترل قرار نگیرند چنین می کنند(رکلس،57:1973) .تراوس هرشی ،مهمترین صاحبنظر این رویکرد علت همنوایی افراد با هنجارهای اجتماعی را پیوند اجتماعی آنها دانسته است .بنظر وی جامعه ای در میان اعضای آن وابستگی های متقابل و قوی ،وجود داشته باشد،بیش از جامعه یا گروهی قادر به اعمال کنترل بر اعضای خود خواهد بود که اعضای آن بستگی محمکی با هم نداشته باشند(سلیمی:1385.صدیق: 1385)كنترل هاي اجتماعي را ميتوان به انواع زير تقسيم كرد:
الف:كنترل غيررسمي: شكلي از كنترل اجتماعي است كه در عرصه روياروي اجتماعي به اعضاي جامعه در خانواده،مدرسه،محل كار و … تحقق مي يابد. مثلاً در مدرسه دبیران از تکنیک شرمنده سازی علیه دانش آموزان تنبل استفاده می کنند.
ب:كنترل رسمي: مبتني بر عنصر حقوقي و قانوني كنترل اجتماعي است. (ستوده،140:1378) مثل قوانین انضباطی مدرسه.
4- نظریه اجتماعي شدن:اجتماعي شدن افراد جامعه به اين معني است كه مردم جامعه عاداتي كسب مي كنند و آرزوهايي داشته باشند كه براي جامعه مطلوب است چنانچه اعضاي جامعه به نحو مشابهي اجتماعي مي شوند، بدون تفكروداوطلبانه به اموري خواهند پرداخت كه جامعه از آنان انتظار داردو از لحاظ رسم،عادات و آرزوها شباهت هايي با هم پيدا مي كنند ….بنابراين فرد زماني اجتماعي مي شود كه هنجارها و ارزشها ي اجتماعي را دروني كرده باشد و حتي در خلوت نيز آنچه را جامعه ترجيح مي دهد و عادات و رفتاري كه مناسب موقعيت هاي مختلف است،انجام دهد(سخاوت،3:1384).
يكي از نهادهايي كه نقش اجتماعي كردن افراد را به عده دارد مدرسه است ، به سخن ديگر مدرسه بخاطر تدوين وظايف و حقوق افراد و انتقال ارزشهاي اجتماعي با وسايل موثري كه براي كنترل اجتماعي در اختيار دارد و يكي از مراكز مهم اجتماعي كردن فرد تلقي مي شود.
يك سلسله هنجارهاي رفتاري وجود دارد كه انتظار داريم افراد جامعه بزرگتر خود را با آن هنجارها تطبيق بدهند .در جامعه كوچك مدرسه نيز هنجارهايي از اين قبيل وجود دارد ،گاه كودكي كه در جامعه و خانه از قانون تبعيت كامل مي كند ممكن است در مدرسه رفتاري انحرافي داشته باشدو برعکس از اينرو مفهوم كجروي مفهوم نسبي و تابع زمينه–زمينه مناسب اجتماعي و مناسبات گروهي-است(ستوده،1378:42).
يكي از جامعه شناسان بنام ريس بزهكاري و هنجارشكني را شكست فرد در كنترل شخصي و اجتماعي مي داند و ميگويد هنجارشكن قواعد و هنجارهاي جامعه را بدرستي دروني نكرده و بدين لحاظ خود را با شيوه هاي رفتاري و ضمانت هاي اجراي كنترل اجتماعي در تضاد مي بيند. براساس مطالب فوق مي توان گفت كه دروني كردن ارزشهاي موجود در جامعه نقش مهمي را در انطباق فرد با جامعه فراهم مي كند به گونه ای که فرد همنوا با جامعه انحرافش از ارزشها و هنجارهاي حاكم خيلي كم مي شود.
5 – نظريه برچسب زني: نظريه سازان «برچسب زني» كجروي را نه به عنوان مجموعه اي از ويژگيها يا گروهها،بلكه به عنوان يك فرايند كنش متقابل ميان كجروان و ناكجروان تبيين ميكنند . بنظر آنها براي درك ماهيت كجروي بايد ببينيم چرا به بعضي افراد برچسب كجروي زده مي شود. كسانيكه نماينده نيروهاي نظم و قانون هستند،يا مي توانند تعاريف اخلاقي متعارف را بر ديگران تحميل كنند،منابع اصلي برچسب زني را فراهم مي سازند.بدين سان برچسبهايي كه براي ايجاد مقولات كجروي به كار گرفته مي شوند ساخت قدرت جامعه را بيان مي كنند. كم و بيش ، قواعدي كه كجروي برحسب آنها تعريف مي شود، و زمينه هايي كه اين قواعد در آنها به كار گرفته مي شوند ، توسط ثروتمندان براي فقرا ، توسط مردان براي زنان، توسط افراد مسن تر براي افراد جوانتر و توسط اكثريت قومي براي گروههاي اقليت تنظيم مي شوند. (گيدنز،143:1384)
دراین نظریه ،تکیه عمده بر قسمی خاص از انواع کجروی است که «کجروی دومین » نامیده می شود. بدین معنا که افراد در پی ارتکاب نخستین رفتار کجروانه – که حتی ممکن است سهواً و بدون قصد و نیت ،اتفاق افتاده باشد-و گاه حتی بدون دست یازیدن به این اعمال،خود را با انواع واکنش های انتقاد،تقبیحی و منزوی کننده جامعه مواجه می یابند و برچسب و هویتی که می گیرند رفتار او را به جهتی معین ،هدایت می کند(سلیمی،492:1385)تعریف یک شخص به کجرفتار ممکن است طوری به تحول در روابط متقابل انسانی منتهی شود که خود به «کجروی» بیشتر بیانجامد(رابینگتن،137:1383).
مثلاً در مدرسه ممکن است کودکی که از سر کنجکاوی خودکار دوستش را برداردهمين كه برچسب «دزد» توسط معلم به وی زده می شود ممكن است توسط معلمان دیگر و دانش آموزان به عنوان فردي غير قابل اعتماد در نظر گرفته شود(وهمين گونه با او رفتار شود).
6- نظريه فرصتهای مشروع افتراقی:دیدگاه رابرت مرتون این است که جامعه فرد را به کجروی تشویق می کند.بنظر وی کجروی برآیند فشارهای ساختاری اجتماعی خاصی است که افراد را به کجروی وادار می کند(مرتون،185:1968)
مرتون معتقد است كه تمام اعضاي جامعه در ارزش هاي مشترك سهيمند اما از آنجاييكه اعضاي جامعه از لحاظ ساختارهاي اجتماعي در موقعيتهاي مختلفي قرار مي گيرند، براي درك ارزشهاي مشترك از فرصتهاي مساوي برخوردار نيستند، چنين وضعي ممكن است موجب انحراف شود.
مرتون معتقد است كه در هر جامعه اي ارزشهاي مطلوبي وجود دارد و وسايلي براي دستيابي به آنها نيز در نظر گرفته شده است. (گيدنز،141:1384).اما همانطوريكه گفته شد افراد جامعه در موقعيتها وشرايط يكساني قرار ندارند از اينرو ممكن است تنش هايي ميان ارزشها و وسايل دستيابي به آن بوجود آيد كه در قالب 5 واكنش خود را نشان مي دهد:همنوايان،شعائر گرايي،بدعت گذاران، انزواگرايان و شورشیان .از بین این واکنشها می توان به بدعتگذاران و شورشیان به عنوان الگوهای رفتاری اشاره نمود که می توان افراد متقلب را بدعت گذاران نامید یعنی همان كساني كه ارزشهاي مورد قبول مدرسه-موفقیت در تحصیل- را مي پذيرند اما از وسايل غيرمشروع –تقلب در امتحان- براي تبعيت از آنها استفاده مي كنند.شورشیان هم دانش آموزانی را شامل می شود که نه ارزشها-کسب موفقیت در تحصیل- و نه وسایل رسیدن به آن-مطالعه و یادگیری- را می پذیرند و بیشتر ساختار شکن بوده و یک تنه در مقابل قوانین انضباطی مدرسه می ایستند.
7- نظريه خرده فرهنگهای کجروی:بنظر کوهن پیدایش خرده فرهنگ های کجرو در میان نوجوانان ،پیامد و برایند رد نمودن و پشت پا زدن به معیارهای حاکم طبقه متوسط و اهداف آنها می باشد و به گونه ای می خواهند خشم خود را از منزلت و اعتبار طبقه متوسط بیان بدارند(کوهن،155:1986)كوهن بحث خود را به شيوه اي همانند با مرتون آغاز مي كند . پسران طبقه پايين كارگرآرمانهاي موفقيت فرهنگ كلي جامعه را با خود دارند، اما عمدتاً به علت شكست تحصيلي و در نتيجه به دست آوردن مشاغل بدون ارتقا كه ناشي از آن است ،فرصت ناچيزي براي دست يابي به اهداف خود مي يابند. اين عدم دستيابي به اهداف،با درنظر گرفتن موقعيت آنها در ساختار اجتماعي قابل تبيين است.كوهن ازاين نظر كه محروميت فرهنگي دليل موجهي براي كمبود موفقيت تحصيلي اعضاي طبقه پايين كارگري است،جانبداري ميكند. بسياري از پسران طبقه پايين كارگري به دليل اينكه راههاي موفقيت براي آنها مسدود است، از فقدان منزلت اجتماعي رنج مي برند. آنگونه كه مرتون معتقد است آنها محروميت خود را از طريق روي آوردن به راههاي جنايي، از ميان نمي برند، بلكه بانپذيرفتن آرمانهاي موفقيت متداول در كل جامعه را با هنجارها و ارزشهاي ديگري كه بتوانند از طريق آنها موفقيت و وجهه كسب كنند،جايگزين مي سازند. نتيجه اين عمل به يك فرهنگ فرعي بزهكاري منتهي مي شود. اين راهي است كه نوجوانان طبقه پائين كارگري براي حل مسائل مشترك در پيش مي گيرند( سخاوت؛72:1384).اين فرهنگ به بزهكاران پاداش مثبت مي دهد . آنهايي كه طبق ارزشهاي بزهكاري به اعمال موفقيت آميزي دست مي زنند ، نزد همسالان بزهكار خود شهرت و وجهه كسب مي كنند(همان منبع: 74).
به اين ترتيب كوهن نشان ميدهد كه چگونه فشار ناشي از ساختارهاي اجتماعي براي انحراف بوسيله فشار خرده فرهنگ انحرافي نوجوانان تقویت شده و فرد در داخل چنین خرده فرهنگ بزهکارانه از دو سوی به سمت رفتار بزهکاری تشویق می شود.
تبيين مسئله:
همانطوريكه مي دانيم هنجارها و الگوهاي عمل مبناي رفتار انسانها مي باشند و با تبعيت و پيروي از آنها جامعه نظم و نسق مي گيرد. همه ما انسانها موجوداتي اجتماعي خلق شده ايم و با زندگي در اجتماع است كه ما مي توانيم به رفع نيازهاي خود بپردازيم . اما عضويت در اين گروهها همراه با پذيرش يكسري از ارزشها و هنجارها ممكن است . اكثريت افراد معمولا اين هنجارها را از ابتدا و به مرور زمان پذيرفته و دروني مي سازند و خود را ملزم به اطاعت از آنها مي دانند ودر هر شرايطي حتي اگر كنترل و نظارت بيروني هم وجود نداشته باشد فرد از قوانين موجود سرپيچي نمي كند. اما عده قليلي هم در هر گروه يافت مي شوند كه بنا به دلايل مختلف اين هنجارها را ناديده گرفته و از آنها تبعيت نمي كنند كه به آنها در اصطلاح جامعه شناسي هنجار شكن مي گويند. البته وجود و تعدادي از اين افراد در هر گروهي امري طبيعي و قابل قبول است و به قول دوركيم ميزان و حدي از جرم در هر جامعه اي طبيعي و يا شايد لازم است و اگر هيچگونه جرمي در جامعه اتفاق نيفتد، غير طبيعي است.
مدرسه نيز بعنوان يكي از اين اجتماعات و همچنين نهادي كه داراي هنجارها و قواعد رفتاري خاص خود است تابع اين اصل می باشد. با قبول اين پيشفرض به تبيين و بررسي ناهنجاريها در مدارس مي پردازيم و سعي داريم ريشه ها و علل اصلي آنها را شناسايي و برشماريم البته يا دآوري اين نكته لازم است كه عوامل ديالكتيكي متعددي در رفتار ناهنجار دانش آموزان تاثير دارد ولي بدليل محدوديت مقاله سعي شده است مهمترين عوامل موثر در هنجارشكني دانش آموزان مورد توجه قرار گيرد:
1- قوانين و هنجارهاي حاكم برمدرسه:مدرسه به عنوان يك كانون و نهاد جامعه پذيري در كنار نهادهاي ديگر در جامعه مهمترين كاركردش انتقال ارزشها ، عقايد ، باورها و در يك كلام فرهنگ يك نسل به نسل ديگر است. اين فرايند در دو بخش رسمي و غير رسمي صورت مي گيرد. بخش اول اين آموزها به صورت علمي ، مدون و مشخص در قالب تدوين و تاليف كتابهاي درسي صورت مي گيرد و نيروهاي متخصصي كه همان دبيران هستند كار آموزش و انتقال اين دانشها را برعهده دارند و هدف از آن آماده كردن دانش آموزان براي برعهده گرفتن نقش ها در آينده مي باشد. بخش دوم كه مكمل بخش اول مي باشد معمولا به مهارتهاي زندگي اشاره دارد كه در قالب روابط اجتماعي داخل مدرسه ، مشاركت، نوع تعاملاتي كه بين اولياء مدرسه با دانش آموزان و همچنين دانش آموزان با همديگر دارند شخصيت اجتماعي، منش و رفتار فرد را شكل مي دهند.، مجموع اين كاركردها به شكل گيري شخصيت مستقل ، كارآمد ، هنجارمند و قانونمدار مي انجامد. البته اين تنها يكروي سكه است روي ديگر سكه وجود دانش آموزاني بي نظم، لا ابالي، ناهنجار و قانون گريز است كه يكي از دلايل هنجار شکنی آنها قوانين حاكم بر مدرسه است . مثلاً قوانين ومقررات خشك و خسته كننده،عدم تنوع وجذابيت محتواي كتب،برخوردهاي شديد و غير اصولي اولياء مدرسه، نبود محيط نشاط آور و امكانات ورزشي، سرگرمي مناسب براي گذران اوقات فراغت و…. دانش آموز را خسته و در برخي موارد وادار به واكنش مي كند و اين واكنش ها اغلب به صورت ناهنجاريها و سرپيچي از قوانين مدرسه منجر مي شود. بارها شاهد بوده ايم كه اولياء مدرسه مثلاً بدليل غيبت هاي مكرر و يا بي نظمي دانش آموز در كلاس، بدون ريشه يابي مشكل با وي برخورد فيزيكي داشته و يا به وي برچسب هايي از قبيل بي انضباط، بي ادب و… را مي دهند . براساس نظريه برچسب زني اين فرد به مرور زمان خود را بي ادب مي شناسد و ميل و گرايش وي به سوي رفتارهاي ناهنجار بيشتر مي شود و در نتيجه در مقابل قوانين و هنجارهاي مدرسه مقاومت نموده و از آنها سرپيچي و تخطي مي كند و يا اينكه به ترك تحصيل و اخراج از مدرسه منجر مس شود ، اين واكنش ها و اعمال نه تنها مشكلي را برطرف نمي كنند بلكه صورت مسئله را پاك مي كند زيرا چنين فرد سرخورده اي با يك پرچسب منحرف و هنجارشكن وارد اجتماع مي شود و اين اعمال را در سطح وسيعتري در جامعه مرتكب مي شود.
و يا مثلاً در اكثر مدارس ايران امكانات ورزشي، سرگرمي و برنامه هاي شاد و متنوع زيادي وجود ندارد تا از اين طريق دانش آموز اوقات فراغت و انرژي و هیجانی نوجواني خود را در جهت و مسیرصحيح و مفيد سپري نمايند از اينرو شاهد رفتارهايي مثل ونداليسم از سوي دانش آموز هستيم كه بصورت شكستن ميز ها ، صندليها، شيشه ها و درب كلاسها نمود پيدا مي كند.
2– گروه همسالان : دوره نوجواني دوره اي است كه با تغييرات عمده اي در فرد ظاهر مي شود. ازجمله اينكه بدليل رشد جسمي، فكري و شخصيتي فرد كم كم از وابستگي خود به خانواده مي كاهد و احساس استقلال مي كند فاصله گرفتن از خانواده به معني پيدا كردن افراد همسن و سال و همفكر خود مي باشد ،همه اينها زمينه را براي گرايش به سوي گروههاي همسالان فراهم مي كند. گروه همسالان هم از طريق ابزارهاي پاداش و تحريم در قبال همنوايي و يا ناهمنوايي اعضا با هنجارهاي گروه تاثير زيادي در شكل گيري شخصيت اجتماعي آنان دارد.
برخي از اين گروهها ،گروههاي كجرو با خرده فرهنگ خاص خود هستند .براساس نظريه ساترلند زماني فرد دست به عمل مجرمانه مي زند كه آميزيش او با كساني كه موافق شكستن قاعده اند بيشتر از كساني است كه با شكستن قاعده مخالفند.
دانش آموز نوجوان بدليل اقتضاء سني و گرايش به عضويت در گروه همسالان احتمالاً جذب اين گروهها مي شود و توانايي ها و قابليت هاي خود را به جاي يادگيري دانش و آموختن هنجارهاي اجتماعي صرف همنوايي با گروه كجرو با انجام دادن اعمالي نظيردعوا با دانش آموزان ،اولياء مدرسه ،فرار از مدرسه، شكستن اموال مدرسه، سيگار كشيدن و….. مي كند تا از اين طريق بتواند در گروه خود حداكثر محبوبيت را كسب نمايد.
تشكيل چنين گروههايي هرچند رسمي نيستند اما وجود آنها در مدارس غير قابل انكار است. گروههايي كه همواره سعي دارند به هرشيوه ممكن ارزشها ، قوانين و هنجارهاي مدرسه را زير پا بگذارند و از آنها سرپيچي كنند.بدليل اينكه اعضاي اين نهادها – نوجوانان – هنوز به درستي هنجارها و ارزشهاي موجود در جامعه را دروني نكرده اند به مقتضاي سن و تجربه اندك كنترل دروني براي آنها خيلي موثر واقع نمي شود
لذا لازم است كه در كنار نهاد مدرسه ، خانواده نيز بر كنترل بيروني خود بر فرزندان بيافزايد.
3- خانواده : به عنوان اولين و موثرترين كانون جامعه پذيري كودك محسوب مي شود اما با گذر از دوران كودكي به نوجواني از ميزان وابستگي وي كاسته مي شود ولي اين بدين معنا نيست كه اولياء ديگر در امور فرزندشان نقشي ندارند، بلكه برعكس بدليل حساسيت اين دوران بايستي نظارت و مشورت بيشتري با آنها داشته باشند اين كنترل و نظارت بر رفتار فرزندان و اينكه با چه افرادي ارتباط دارند موثر است . زيرا اگر والدين زماني را براي رفع مشكلات عاطفي،اعتقادي، درسي، اخلاقي فرزندان خود اختصاص ندهند و يا پاي صحبت و درد دل آنها ننشينند و يا آنها را با مباني اعتقادي و ديني آشنا نكرده و آنها را معتقد و با ايمان بار نياورند اين خلاء ايجاد شده احتمالاً زمينه را براي ورود فرزندان به گروههاي منحرف هموار نموده و بزهكاران و هنجارشكنان آنها را جذب نموده و به هنجارشكني و انحراف وا مي دارند.
خانواده و مدرسه و همچنين گروههاي همسالان اگر در روند جامعه پذيري دانش آموزان هماهنگ و همسو باشند مي توانند افرادي قانونمدار و و هنجار پذير تربيت كنند در غير اينصورت اگر ناهماهنگ و در تقابل با هم قرار گيرند نه تنها افرادي چند شخصيتي و هنجار گريز بار مي آورند بلكه در روند اجتماعي كردن دانش آموزان با شكست نيز مواجه مي شوند.و از طرف ديگر مشكلات و معضلاتي را براي مدرسه ، خانواده و در مجموع كل جامعه بوجود مي آورند.
خلاصه آنكه ناهنجاريهاي دانش آموزان در مدرسه و بيرون از مدرسه ريشه هاي مشتركي دارند، نبايد آنها را از هم جدا دانست . بنابراين داشتن روابط مطلوب در محيط خانواده و مدرسه، پايبندي به اصول اعتقادي، گروه همسالان قانونمدار ،نظارت اولياء مدرسه و خانه و همكاريهاي متقابل و تنگاتنگ آنها با همديگر و….. همگي در پيشگيري از ناهنجاريهاي رفتاري دانش آموزان موثر است.
بطوركلي افراد بزهكار سر سازش با مدرسه و خانه را ندارند و اين ناسازگاري تاحدي است كه عليرغم وقوف نوجوانان به قواعد و موازین،مدارسي كه ميزان فضاي آموزشي آنها كمتر از حد استاندارد مي باشد و كلاسهاي پرجمعيت دارند ميزان انحرافات و هنجار شکنی آنها بيشتر است.
راهكارها و پيشنهادات:
1- كاهش زمينه هاي بروز آنومي و ناهنجاري در سطح مدارس از طريق تدوين برنامه هاي علمي و روشمند و نظارت دقيق و مستمر بر حسن اجراي آنها.
2- يافته هاي تحقيقات انجام شده حاكي از آن است كه ناهنجاريهاي رفتاري دانش آموزان در مدارس نبايد جدا از ناهنجاريهاي بيرون از مدارس تصور كرد. براي كاهش آنها بايد به ريشه هاي مشترك آنها توجه كرد.
3- بازنگري و ايجاد تغييرات لازم در آئين نامه انضباطي مدرسه. بعنوان مثال ميتوان دفترچه هاي انضباطي را تدوين نمود كه در برگيرنده رفتارهاي مثبت دانش آموز باشد و نه تنها رفتارهاي منفي .
4- مشاركت دادن هر چه بيشتر دانش آموزان در تصميم گيرها و امور اداره مدرسه و فراهم نمودن محيطي نشاط آور با احترام گذاشتن به ابتكارات و خلاقيت هاي آنها در امور آموزشي ، تربيتي، ورزشي و رفاهي مدرسه
5- تقويت هرچه بيشتر انجمن اولياء و مربيان بمنظور همفكري و همياري مسمتر در راستاي طرح مسائل و مشكلات اجتماعي، رواني، عقيدتي، اخلاقي و…..دانش آموزان و ارائه راه حل هاي منطقي و علمي در اين خصوص.
6- آموزش و و تشويق به رعايت هنجارهاي موجود در مدار س با استفاده از زبان و علائم محبت آميز و ايجابي به جاي استفاده از ابزار و اعمال تهديد آميز.
7- تقويت روحيه ايمان و باورهاي ديني و اخلاقي در دانش آموزان با برگزاري نمازهاي جماعت،مسابقات قرآني كلاسهاي ترجمه و تفسير قرآن و…. و تشويق نمودن دانش آموزان با اخلاق اسلامي به عنوان الگو.
8- نظارت و كنترل والدين بر نحوه دوست يابي و همچنين چگونگي گذران اوقات فراغت فرزاندان.
منابع و ماخذ:
اشرف،احمد.كژرفتاري، مسائل انساني و آسيب هاي اجتماعي.تهران،انتشارات آموزشگاه عالي خدمات اجتماعي،1365.
احدي،حسن.بررسي علل و عوامل موثر در بروز اختلالات رفتاري دانش آموزان.معاونت اجتماعي رياست جمهوري. بي جا.1376.
رجب زاده،احمد. مطالعات اجتماعي.تهران.شركت چاپ و نشركتابهاي درسي.1385
ساروخاني، باقر.درآمدي بر فرهنگ علوم اجتماعي.انتشارات كيهان،تهران.1375
سخاوت،جعفر.بررسي عوامل موثر در ناهنجاريهاي رفتاري دانش آموزان استان لرستان چاپ شده در مجله انجمن جامعه شناسي ايران.دوره چهارم.شماره2،تهران.1381
سخاوت،جعفر.جامعه شناسي انحرافات اجتماعي.تهران، انتشارت پيام نور.1384
ستوده،هدايت اله.آسيب شناسي اجتماعي. تهران، انتشارات چاپبخش.1380
صفوي،امان اله. تئوريهاي انحراف.چاپ شده در مجله رشدعلوم اجتماعي. وزارت آموزش و پرورش.شماره هاي 6و7. تهران 1370.
گيدنز،آنتوني. جامعه شناسي،ترجمه منوچهر صبوري، تهران ، نشر ني.1384
سلیمی،علی.داوری،محمد.جامعه شناسی کجروی،انتشارات حوزه و دانشگاه،قم:1385.
صدیق سروستانی،رحمت اله،آسیب شناسی اجتماعی.انتشارات آن،تهران:1385.
رابینگتن ارل.واینبرگ،مارتین.رویکردهای نظری هفتگانه در بررسی مسائل اجتماعی.انتشارات دانشگاه تهران،تهران:1383.
ستوده،هدایت اله.جامعه شناسی مسائل اجتماعی ایران،انتشارات ندای آریانا،تهران :1384.
نقدي، علي اصغر.پايان نامه هنجار شكني دانش آموزان دبيرستانهاي شهرستان تبريز،دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه علامه طباطبايي. تهران.1380
Merton.robert k.(1968)social theory and social structure.enlarged edition.newyourk:free press.
Reckless.walter(1973)the crime problem.4th ed newyourk:Appleton.
Cohen.aibert k(1968).”deviant behavior”.in sills.david l.international encyclopedia of social science.vol.4.newyourk:memillan company &the free press.p.155.