پرسشنامه فرآیند جهانی شدن

این پرسشنامه از نوع فایل ورد و به همراه تمامی اطلاعات مربوط به نمره گذاری، تفسیر،و … در قالب جداول زیبا و آماده تکثیر ارائه گردیده است. پس از پرداخت موفق می توانید به صورت آنلاین اقدام به دانلود فایل مربوطه بپردازید.

هدف: ارزیابی نظرات منفی یا مثبت فرد در خصوص فرآیند جهانی شدن

تعداد سوال: 12

شیوه نمره گذاری و تفسیر: دارد

نقطه برش: دارد

منبع: محقق ساخته

نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 1800 تومان

خرید فایل

پرسشنامه فرآیند جهانی شدن

در تعريف مفهوم جهاني شدن[1] اتفاق نظري ميان متفكران وجود ندارد. برخي از مهم‌ترين تعاريف مطرح شده، ازاين قرارند:

«مفهوم جهاني شدن به فرآيندهاي پيچيده اي اطلاق مي شود كه به موجب آن دولتهاي ملي به نحو فزآينده‌اي به يكديگر وابسته مربوط مي شوند … جهاني شدن در حقيقت يكي از مراحل پيدايش و گسترش تجدد و سرمايه داري جهاني است كه سابقه آن به قرن پانزدهم بازمي‌گردد اما امروزه جهاني شدن بيشتر بر ابعاد سياسي، فرهنگي و اجتماعي اين فرآيند كلي اطلاق مي شود. به هر حال جهاني شدن همچنان با گسترش سرمايه‌داري در سطح جهان مرتبط است و برخي نيز فرآيند دموكراتيزاسيون را يكي از وجوه اصلي جهاني شدن مي‌دانند.» (نش، 1380: 10)

«جهاني شدن مجموعه‌اي از انتقال در حوزة زندگي، عواطف و روابط انسان‌ها با يكديگر است. به همان ميزان كه انتقال صورت مي‌گيرد، وضعيت عاطفي و احساسي ما در حوزه عمل زندگي تغيير مي‌كند. موضوع جهاني شدن، روابط عاطفي افراد و زندگي شخصي آن‌ها، و روابط محلي و منطقه‌اي است كه به سراسر جهان كشيده شده نه صرفا يك مسأله اقتصادي» (گيدنز، 1379: 13). «جهاني شدن را مي‌توان افزايش تعميق «كنش با فاصله» در زندگي انسانها دانست؛ بدين معنا كه وقايع و رخدادها حتي با بعد مسافت زياد نيز بر روابط عاطفي و احساسي در زندگي افراد به طور مستقيم‌تر، كامل‌تر و بسيار نزديك‌تر از آن چه در گذشته بوده است تأثير مي‌گذارد؛ و تصميماتي كه دربارة سبك و شيوه زندگي كردن مي‌گيريم به مراتب بيش از گذشته پيامدهاي جهاني دارد… جهاني شدن پديده‌اي است كه زمان ـ مكان (يا تاريخ و جغرافيا) را سريعتر منتقل مي‌كند» (گيدنز، 1379: 14). و در جاي ديگر: «جهاني شدن را مي توان تشديد روابط اجتماعي دانست؛ همان روابطي كه موقعيت‌هاي مكانيِ دور از هم را چنان به هم پيوند مي‌دهد كه هر رويداد محلي تحت تأثير رويدادهاي ديگري كه كيلومتر ها با آن فاصله دارد شكل مي‌گيرد و برعكس. اين يك فرآيند ديالكتيكي است زيرا يك چنين رخدادهاي محلي ممكن است در جهت معكوس همان روابط دوردستي كه به آنها شكل مي‌بخشند حركت كنند. دگرگوني محلي به عنوان بسط جنبي روابط اجتماعي در پهنة زمان ـ مكان، بخشي از فراگرد جهاني شدن به شمار مي‌آيد» (گيدنز،1377: 77). رابرتسون جهاني شدن را درهم آميختن و دوربرد شدنِ[2] اثر نيروهاي جهاني و محلي مي‌داند (عاملي، 2002: 24).

ارائة تعريفي دقيق از مفهوم جهاني شدن به سادگي ممكن نيست. به نظر مي‌رسد ماهيت اين مفهوم چنان است كه نمي‌توان آن را در چهارچوب يك تعريف دقيق و معين جاي داد. براي روشن شدن معنا و مفهوم آن، شايد بهتر آن باشد كه به جاي جستجوي يك تعريف دقيقِ جامع و مانع، دربارة ابعاد و جوانب‌اش «توضيحاتي» داده شود و اجزاء آن «توصيف» گردد تا تصويري كلي از آن در ذهن شكل گيرد. به عبارت ديگر، بهتر است به جاي «تعريف»، از «توصيف» جهاني شدن سخن بگوييم. اما فعلاً براي رسيدن به تصويري كلي كه نقطه‌اي باشد براي آغاز بحث، با استفاده از اظهارات فوق به طور اجمالي دربارة جهاني شدن مي‌توان گفت: جهاني شدن وضعي است كه در آن حوادث و وقايع، در زمان كوتاه بر مكان‌هاي دور تأثير مي‌گذارند. به عبارت ديگر تأثيرات وقايع به سرعت تا دوردست‌ها منتقل مي‌شود. بنابراين زمان و مكان دو مؤلفة اصلي در مفهوم جهاني شدن هستند. به گفتة گيدنز، جهاني شدن به طور خلاصه مربوط به تأثير مستقيم فضا و زمان در زندگي است (گيدنز، 1379: 38). نتيجة اين امر، تشديد روابط اجتماعي يا تعميق كنش بافاصله در زندگي انسان‌هاست؛ كه اين كنش ممكن است ميان كنشگران خرد (انسان‌ها) يا كنشگران كلان (دولت‌ها و نهادها)‌ روي دهد. بير مي‌گويد تز جهاني شدن، در نگاه اول، بيان‌گر آن است كه خطوط ارتباطات اجتماعي، جهان‌گير و به نحو فزاينده‌اي متراكم شده است. معناي آشكارتر اين سخن آن است كه مردم، فرهنگ‌ها و تمدّن‌هايي كه در گذشته كم و بيش منفك از يكديگر بوده‌اند، اينك در تماسي منظم و تقريباً اجتناب‌ناپذير با يكديگر قرار گرفته‌اند. براي بير فرض مركزي اين بحث آن است كه يك محيط اجتماعي مشترك ميان همة مردم زمين وجود دارد (عاملي، 2002). در نهايت آن چه ميان همة اين تعاريف مشترك، و مورد تاييد همة آن‌هاست، آن است كه فن آوري ارتباطات، از حمل و نقل، ارتباطات دوربرد[3] رسانه‌هاي جمعي و راديوو تلويزيون جهاني، تا سينما، اينترنت، روزنامه و خبرگزاري‌ها، به علاوة توسعة امور بين الملل، مناسبات فرهنگيِ همة جوامع را به يكديگر متصل ساخته و در نتيجه چيزي پديد آورده كه مك لوهان «دهكدة جهاني» مي‌ناميد. اگر در گذشته همسايگي به معناي حضور در يك خيابان يا حداقل حضور در يك شهر كوچك بود، امروزه مفهوم همسايگي، قلمرو اجتماعي وسيع‌تري دارد. ارتباطات همزمان، از اين سو تا آن سوي جهان، در دسترس هركسي قرار دارد. اين امر، تماس‌هاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي ميان نهادها و افراد را در سطوح محلي، منطقه‌اي و جهاني امكان‌پذير ساخته و بسيار گسترش داده است. (عاملي، 2002)

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.