این پرسشنامه از نوع فایل ورد و به همراه تمامی اطلاعات مربوط به نمره گذاری، تفسیر،و … در قالب جداول زیبا و آماده تکثیر ارائه گردیده است. می توانید به صورت آنلاین اقدام به دانلود فایل مربوطه بپردازید.
هدف: ارزیابی فرهنگ سازمانی حاکم بر سازمان از ابعاد مختلف (توانمند سازی، تیم گرایی، توسعه قابلیت ها، ارزش های بنیادین، توافق، انسجام و هماهنگی، ایجاد تغییر، مشتری مداری، یادگیری سازمانی، نیت و جهت استراتژیک، اهداف و مقاصد و چشم انداز)
تعداد سوال: 60
تعداد بعد: 12
شیوه نمره گذاری و تفسیر: دارد
روایی و پایایی: دارد
منبع: دارد
نوع فایل: word 2007
همین الان دانلود کنید
قیمت: رایگان

انبوه مطالعات مربوط به فرهنگ سازمانی که در اوایل دهه 1980 میلادی انجام گرفت، نحوة نگرش دانش پژوهان و مدیران را نسبت به سازمان تغییر داد و به تجزیه و تحلیل فرهنگ[1] مبدل شد و این نکته «فرهنگ سازمانی» سازمانی به یکی از مهمترین تخصصها در این زمینه شده است که مؤسسات تجاري, تولیدي, اداری و خدماتی نیز نسبت به غنی بخشیدن آن ابراز علاقه کردهاند.
انسان موجودي است که داراي شخصیت مختلف و تواناییهاي متعددي میباشد و به تبع این شخصیت متعدد و متنوع است که آثار محیطی روي رفتار و انگیزههاي روانی و مادي وي داراي پیامدهاي غیرقابل پیشبینی است، ولی با این وجود بعضی یافتهها رفتار انسان را در محیط خاص تا حدودي شناسایی کرده و نتیجه مورد انتظار را با توجه به یافتههایشان تعریف نمودهاند که یکی از پارامترهاي اصلی در این بین فرهنگ سازمانی است و هویت، ارزشها و باورهاي افراد را در داخل یک محیط سازمانی تعریف میکند.[1, صفحه2]
پس با توجه به نقش بسیار مهم، فرهنگ سازمان در موفقیت سازمانها و غفلت بسیاري از مدیران کشورمان از این امر مهم، ضروری به نظر میرسد. همچنین این نکته از ضروریات علمی به نظر میرسد و با توجه به زمینه بسیار مساعد رشد فرهنگهاي مطلوب و مناسب و قوي که ریشه در باورهاي دینی – ملی افراد مخصوصاً ایرانیان دارد، شاید بهترین راه بهبود بهرهوري سازمان، بهبود فرهنگ سازمانی باشد که آثار آن در تمام ابعاد سازمان مشهود است.
مفهوم فرهنگ و فرهنگ سازمانی:
فرهنگ، واژهاي فارسی و مرکب از دو کلمه «فر» و «هنگ» است. «فر» پیشوند و به معناي بالا بوده و «هنگ» از ریشه اوستایی سنگ[2] به معنای کشیدن سنگینی و وزن است. معنای ترکیبی آنها نیز از نظر لغت به معنای بالا کشیدن و بیرون کشیدن است [2, ص 436].
به عقیده تیلور[3], فرهنگ مجموعه آموخته و پیچیده و نظام یافتهاي از دانستنیها، هنرها، باورها، آیینها، حقوق و آداب و رسوم، منشأ خوبیها و بسیاري چیزهاست که انسان از جامعه خودش کسب کرده است[3, 29].
فرهنگ، سازمان و اعمال آن را راهاندازي میکند. آن چیزي شبیه «سیستم عمل» سازمان است که کارمندان را در چگونه فکر کردن و چگونه احساس و عمل کردن هدایت میکند. فرهنگ، پویا و سیال است و هرگز ثابت نمیشود. فرهنگ ممکن است تحت مجموعهاي از شرایط اثرگذار بوده و یا اثرگذار نباشد [4].
تعریف فرهنگ سازمانی در هیچ قالب مشخصی امکانپذیر نیست؛ به این معنا که تعریفی از آن که بطور عام مورد پذیرش واقع شده باشد، وجود ندارد. یکی از این تعاریف عبارت است از:
ـ فرهنگ سازمان، عبارت است از مجموعهاي از ارزشها، باورها، درك و استنباط و شیوه تفکر و اندیشیدن که اعضاي سازمان در آنها وجوه مشترك دارند [5, ص 631].
معمولاً فرهنگ سازمان، بیانگر شخصیت سازمان است. فرهنگ شامل: مفروضات، ارزشها، نرمها، محسوسات و نشانههاي اعضاي سازمان و رفتارشان است. اعضاي جدید یک سازمان، فرهنگ ویژه هر سازمان را به محض ورود به سازمان احساس خواهند کرد.
فرهنگ از آن واژههایی است که تشریح و تعیین مرز آن مشکل میباشد؛ اما هر کس به محض برخورد با فرهنگ میداند که آن چگونه است. براي نمونه فرهنگ یک سازمان انتفاعی بزرگ با فرهنگ یک دانشگاه و فرهنگ یک بیمارستان کاملاً متفاوت است. فرهنگ یک سازمان شبیه یک سیستم میباشد که داراي ورودي، خروجی، بازخور، نظام اجتماعی، تخصصها، قوانین، تاریخ، ارزشها در رقابت و ارائه خدمات به سایر ارگانها و… است. این رویه روي ارزشها، نرمها و همچنین ارزشهاي ما براي پول، زمان، فضا و افراد بنا خواهد بود. پیامدها و آثار فرهنگی شامل تکنولوژي، رفتار، استراتژي، تصورات، محصولات و سیماي سازمان است [6].
ویژگیهاي فرهنگ:
فرهنگ سازمان در واقع یک نوع تجسم براي شرکتهایی است که تمایل به طرحریزي و برجسته بودن دارند. تمثال یک سازمان با جایگاهی که شما آن را میبینید، تفاوت دارد. میتوان گفت که هیچ فرهنگ جهانشمولی وجود ندارد. محصولات طبیعی تعاملات اجتماعی و استنتاجهاي آنها از زمان گذشته میباشند. طبق برخی نظرها، فرهنگ میتواند براي موقعیتهاي استراتژیک شکل مناسب به خود پیدا کند. سازمانها نیز داراي یک ظرفیتی خاص براي خارج شدن از آن حالتی «فرهنگ» که در آن هستند، میباشند.
تمامی فرهنگها با وجود گوناگونی و تنوع فرهنگ ویژگی مشترکی را دارا هستند که عبارتند از:
1ـ فرهنگ آموختنی است؛
2ـ فرهنگ قابل انتقال است؛
3ـ فرهنگ امري اجتماعی است؛
4ـ فرهنگ پدیدهاي ذهنی و تصویري است؛
5ـ فرهنگ خشنودي بخش است؛
6ـ فرهنگ سازگاري پیدا میکند؛
7ـ فرهنگ یگانهساز است؛ [7, صص 208-211].
عناصر و اجزاي تشکیلدهنده فرهنگ سازمانی:
بر طبق جدیدترین تحقیقاتی که «رابینز»[4] انجام داد، هفت ویژگی اصلی که در مجموع دربرگیرنده جوهر و ماهیت فرهنگ سازمانی است، بیان میشود:
1ـ نوآوري و پذیرش ریسک: میزانی که هر کارگر براي نوآور بودن و پذیرش ریسک برانگیخته است.
2ـ توجه به جزئیات: میزانی که از هر کارگر انتظار میرود تا از خود دقّت، تجزیه و تحلیل و توجه به جزئیات را نشان دهد.
3ـ نتیجهگرایی: میزانی است که یک مدیر روي نتایج و پیامدها تمرکز میکند، به جاي اینکه روي تکنیکها و رویههاي به کار گرفته شده براي به دست آوردن آن پیامدها تمرکز کند.
4ـ توجه به افراد «مردمگرایی»: میزانی که یک مدیر در درون شرایط حاصل از تأثیر پیامدها بر روي افراد در سازمانها تصمیمگیري میکند.
5ـ تیمگرایی «همکاري»: میزانی که فعالیتها ماوراهاي تیم سازماندهی شده به جاي اینکه ماوراهاي افراد سازماندهی شود.
6ـ جسارت «پرخاشگري»: میزانی که افراد جسور هستند و رقابت جو؛ به جاي اینکه سهلانگار باشند.
7ـ ثبات: میزانی که فعالیتهاي سازمان بر حفظ وضع موجود در مقایسه با رشد تأکید میکند.
هر یک از این خصیصهها روي یک پیوستاري از بالا تا پایین قرار دارند.اگر سازمان برمبناي این هفت خصیصه ارزیابی شود، یک تصویر کلی از فرهنگ سازمانی به دست میآید. این تصویر یک فهم مشترکی از چگونه رفتار کردن ایجاد خواهد کرد [8, ص340].