آنها معتقدند بودند که رفاه و آسایش فردی امری متمایز از سلامت جسمی و روانی است. براساس برداشت آنان سلامت اجتماعی در حقیقت هم بخشی از ارکان وضع سلامت محسوب می شود و هم می تواند تابعی از آن باشد. سنجش محتوای سلامت اجتماعی از ابتدا از طریق تمرکز بر “فرد” و در رابطه با تعاملات میان فردی (مثلا ملاقلت با دوستان) و مشارکت اجتماعی (مانند عضویت در گروهها) مورد سنجش قرار گرفت و در اندازه گیری آن ارکان عینی (مثلا تعداد دوستان) و ذهنی (مانند کیفیت روابط دوستانه) هردو در تعریف منظور شده بود. حوزه سلامت در میان تمام افراد از سالهای 1995 به بعد علاوه بر نگرش کلی و عامی که بر کیفیت سلامت در میان تمام افراد دارد در کشورهای صنعتی گرایش خاصی را در دو بعد سلامت روانی و نیز سلامت اجتماعی آغاز کرده است. گروهی از کارشناسان در این تلاش بوده اند که از طریق عملیاتی کردن مفهوم “ارتقا سلامت”اهداف کلی شعار “بهداشت برای همه” را با زمینه های اجتماعی سلامت در مفهوم عام پیوند بزنند.آنان معتقد که “ارتقا سلامت” در حقیقت در برگیرنده زمینه های اقدام اجتماعی برای توسعه سطح سلامت است. ارتقا سطح سلامت بر این اساس از دو طریق امکان پذیر است که یکی از انها توسعه شیوه های سالم زندگی و اقدام اجتماعی برای سلامت است و دیگری ایجاد شرایطی است که زیستن در یک حیات سالم را امکان پذیر سازد. موضوع اول در برگیرنده توانمند سازی انسانها از طریق آگاهی ها و مهارتهای ضروری برای یک زندگی سالم است و موضوع دوم تاثیرگذاری سیاست گذران به گونه ای است که سیاست های عمومی و برنامه های حامی سلامت عمومی را در سطح جامعه پیگیری نمایند. که پیشگیری از انحرافات اجتماعی از گسترده ترین ارکان این بخش است.چنانچه بخواهیم حوزه های اصلی موضوعی مرتبط با سلامت اجتماعی را در یک محدوده مشخص طبقه بندی کنیم به 10 حوزه زیر می توان اشاره کرد:

1- علائم و مظاهر بیماری (مانند درد و ناراحتی)

2- موقعیت و شرایط بدن از نظر توانایی عملکردها و کارکردها (مانند معلولیت ها و قابلیت تحرک)

3- فعالیت های مرتبط با نقش اجتماعی (مانند خانواده محیط)

4- عملکرد کلی در جامعه (روابط اجتماعی تفریحات و فراغت)

5- قدرت های شناختی (ادراک شناخت های عمومی و اختصاصی)

6- خواب و استراحت به مقدار ضروری (خواب راحت خستگی)

7- انرژی و سرزندگی (سطح استقلال توانایی کار)

8- وضع و موقعیت عاطفی( عزت نفس احساسات مثبت قوای روحی اعتقادات شخصی)

9- احساس فردی از سلامت (انرژی روابط جنسی)

10- رضایت کلی از زندگی و ابعاد مختلف آن (منابع مالی امنیت….)

در چارچوب ابعاد فوق تلاش زیادی در جهت مقیاس سازی صورت گرفته است که تحت عناوینی مانند سلامت اجتماعی کیفیت زندگی و رفاه و آسایش مورد آزمون واقع شده است. این مقیاس ها غالبا دارای سه بعد تحرک فیزیکی فعالیت جسمی -روانی و فعالیت اجتماعی است و در هر یک از این سه بعد ضابطه های گوناگونی می تواند قرار بگیرد.

اشخاصی که از سلامت اجتماعی برخوردارند با موفقیت بیشتری می توانند با چالش های ناشی از ایفای نقش های اصلی اجتماعی کنار بیایند: آنان در خانواده هایی زندگی می کنند که از ثبات و انسجام بیشتری برخوردار است و احتمالا می توانند مشارکت بیشتری در فعالیت های جمعی داشته باشند. باید انتظار داشت تطابق آنان با هنجارهای اجتماعی بیشتر باشد شرایطی که می تواند نقش مهمی در پیشگیری از انحرافات که ابعادی فراتر از قلمرو رفتارهای فردی دارد داشته باشد.