ويژگيهاي سازمان يادگيرنده :

سازمانهاي يادگيرنده داراي مجموعه اي از ويژگيها به شرح زيرند:
– حاكميت روحيه يادگيري بر سازمان كه اعضاء را به يادگيري و توسعه مهارتهايشان تشويق مي كند.
– بسط فرهنگ يادگيري كه شمار ذي نفعان به ويژه مشتريان سازمان را به طور فزاينده افزايش مي دهد.
– برخورداري از واحد مديريت توسعه منايع انساني كه بر اساس يك استراتژي روشن به كاركنان كمك مي كند تا كار راه هاي شغلي مناسب را برگزيده و به تناسب آن را ياد بگيرند.
– استقبال از تغيير مداوم در ساختار سازماني با آغوش باز .
– حل مسائل به صورت نظام مند٬ تجربه آموزي از رهيافت هاي تازه .
– يادگيري از تجربيات سازماني و رويدادهاي گذشته.
– يادگيري از تجربيات و بهترين اقداماتي كه ديگران انجام مي دهند.
– توزيع دانش به صورت موثر و وسيع
– سازمانهاي يادگيرنده سازمانهايي هستند كه مي تواند نيازهاي محيطي را تشخيص داده و ابزارهاي لازم را براي هماهنگي خود با آن فراهم سازند. سازمانهاي يادگيرنده سازمانهايي هستند كه اعضاي آن به اهداف سازمان پايبندند٬ اهداف فردي را در راستاي اهداف سازمان قرار مي دهند ٬ با علاقه كار مي كنند و از حداكثر توان خود استفاده مي كنند تا بهترين تصميم اتخاذ و اجرا شود.
– وجود رهبران راهبردي ( تحول آفرين ) حمايت از ايده هاي خوب و موفق ٬ استقرار نظام سنجش و ارزيابي ٬ پرورش و ترويج تفكر استراتژيك و تعاملي و كار تيمي٬ توسعه فرهنگ چشم انداز مشترك بين همگان ٬ توجه به خلاقيت و نوآوري ٬ گرايش به شايسته سالاري٬ تقويت ارزشهاي خانوادگي نيروي كار ٬ دسترسي به اطلاعات براي همگان.

عوامل موثر در ايجاد و رشد سازمان يادگيرنده عبارتند از:

1- توانمندسازها : ممكن است عوامل توانمند ساز در مدل و نگرش ها و شرايط مختلف متفاوت باشند٬ اما چهار عامل ذيل به صورت عمومي وجود دارند : استراتژي ها و سياستها ٬ رهبري ( مديريت) مديريت بر افراد ( فرايندهاي منابع انساني) فناوري اطلاعات.

الف- استراتژي ها و سياستها: با اتخاذ سياستهاي عمدي و آگاهانه ٬ يادگيري آگاهانه مي شود . در واقع مديريت سازمان بايد به صورت روشن و صريح اشتياق ٬ عزم و اراده خود را به مديريت آگاهانه يادگيري را نشان دهد. اين امر در چشم انداز و استراتژي ها مي بايد متجلي گردد. در واقع در چنين سازماني بايد تبديل به ارزش شود.
ب- رهبر: رفتار و اعمال رهبران و مديران سازنده فرهنگ است. سازمان فراگير نيازمند نگرشي جديد در امر رهبري است. در يك سازمان فراگير رهبران طراح ٬ ناظر و معلم هستند. مسئوليت آنها ساختن سازمانهايي است كه در آنجا افراد به طور مستمر توانايي هاي خود را در جهت شناخت و فهم پيچيدگيها٬ شفاف تر نمودن آرمانها و توسعه بخشيدن به مدلهاي ذهني مشترك گسترش مي دهند.

به عبارت ديگر رهبران مسئول فراگيري كاركنان هستند. در اصل وظيفه ي رهبري عبارت است از طراحي فرايندهاي يادگيري به گونه اي كه كاركنان سازمان بتوانند به نحوي سازنده با موارد اساسي اي كه با آنها مواجه هستند ٬ برخورد نمايند و بر فرامين فراگيري كاملا” مسلط شوند.
ج- مديريت افراد: در سازمانها هر روزه درگير عمليات جاري هستند٬ فرايندها و عمليات جاري موسسات بايد حامي و مشوق يادگيري باشند.

د- استفاده فناوري اطلاعات: يكي از مهمترين و موثرترين توانمند سازها در سازمانهاي يادگيرنده است و به طوري كه مي توان ادعا كرد حتي در صورت وجود ساير توانمند سازها ٬ بدون فناوري اطلاعات تحقق سازمانهاي يادگيرنده ناقص و يا غير ممكن خواهد بود . سازمانهاي يادگيرنده نيازمند حداقل قابليت هاي زير هستند:

هوش و حافظه سازماني جهت حفظ و نگهداري و انتشار دانش و تجربه .
امكانات همكاري ٬ هماهنگي و كار تيمي وراي مرزهاي جغرافيايي و حتي زماني .
برقراري ارتباط جهت تبادل پيام ٬ فايل ها و …..
ايجاد٬ بازيابي و ارايه اطلاعات بهنگام.
تمامي قابليتهاي پيش گفته و بسياري از سازمانهاي يادگيرنده با به كار گيري اين عوامل توانسته اند تحولات چشمگيري را به وجود آورند.

2- فرهنگ و فضاي حامي يادگيرنده : 
اگر تمامي عوامل ايجاد سازمان يادگيرنده فراهم باشد اما فرهنگ لازم وجود نداشته باشد ايجاد سازمان يادگيرنده موفق نخواهد بود . يكي از شاخصهاي فرهنگي عبارتست از ارزش ها و باورها كه در برگيرنده ي ارزشهاي حامي يادگيري هستند و در ارتباطات سازماني به طور مرتب از آنها ياد مي شود ٬ يادگيري وارد مكالمات و زندگي كاري افراد مي شوند٬ افراد مسئوليت يادگيري خود را به عهده مي گيرند و آزادند تا مفروضات را زير سئوال ببرند و بدون ترس از اتهام اشتباه كنند.