دانلود رایگان پرسشنامه تنظیم هیجان های خود دیویس

این پرسشنامه از نوع فایل ورد و به همراه تمامی اطلاعات مربوط به نمره گذاری، تفسیر،و … در قالب جداول زیبا و آماده تکثیر ارائه گردیده است. می توانید به صورت آنلاین اقدام به دانلود فایل مربوطه بپردازید.

هدف: میزان توانایی افراد در تنظیم هیجان های خود

تعداد سوال: 10

شیوه نمره گذاری و تفسیر: دارد

منبع: برادبری و گریوز.هوش هیجانی (مهارت ها و آزمون ها).مترجمان مهدی گنجی و حمزه گنجی.نشر ساوالان

همین الان دانلود کنید

قیمت: رایگان

دانلود رایگان

دانلود رایگان پرسشنامه تنظیم هیجان های خود دیویس

تنظیم هیجان چیست و چطور می توانیم آن را تنظیم کنیم؟

خود تظیمی یا تنظیم هیجان ، توانایی پاسخگویی به خواسته های مداوم تجربه با دامنه عواطف به گونه ای است که از نظر اجتماعی قابل تحمل باشد و به اندازه کافی انعطاف پذیر باشد تا واکنش های خود به خودی و همچنین توانایی به تأخیر انداختن واکنش های خود به خود را در صورت لزوم ایجاد کند.

همچنین می تواند به عنوان فرایندهای بیرونی و ذاتی تعریف شود که مسئولیت نظارت ، ارزیابی و اصلاح واکنشهای عاطفی را بر عهده دارند. خودتنظیمی هیجانی به مجموعه گسترده تری از فرآیندهای تنظیم هیجان تعلق دارد ، که هم شامل تنظیم احساسات خود و هم تنظیم احساسات دیگران است.

تنظیم احساس یک روند پیچیده است که شامل شروع ، مهار یا تعدیل وضعیت یا رفتار فرد در یک موقعیت خاص است – به عنوان مثال ، تجربه ذهنی (احساسات) ، پاسخ های شناختی (افکار) ، پاسخ های فیزیولوژیکی مربوط به احساسات (به عنوان مثال ضربان قلب یا فعالیت هورمونی) و رفتار مربوط به احساسات (اعمال یا اصطلاحات بدنی) است.

 از نظر عملکردی ، تنظیم هیجان همچنین می تواند به فرایندهایی از جمله تمایل به تمرکز توجه فرد به یک کار و توانایی سرکوب رفتار نامناسب تحت دستورالعمل اشاره داشته باشد. تنظیم احساس عملکرد بسیار مهمی در زندگی بشر است.

هر روز ، مردم به طور مداوم در معرض طیف گسترده ای از محرک های بالقوه تحریک کننده قرار می گیرند . واکنشهای عاطفی نامناسب ، افراطی یا کنترل نشده به چنین محرکهایی می تواند مانع تناسب عملکردی در جامعه شود.

 بنابراین ، تقریباً همه وقت افراد باید به نوعی تنظیم هیجان درگیر شوند. به طور کلی ، بی نظمی هیجان به عنوان مشکلاتی در کنترل تأثیر تحریک عاطفی بر سازمان و کیفیت افکار ، اعمال و تعاملات تعریف شده است. افرادی که از نظر عاطفی بی نظم هستند الگوهایی از پاسخ را نشان می دهند که در آن بین اهداف ، پاسخ ها و یا شیوه های بیان آنها و خواسته های محیط اجتماعی ناسازگاری وجود دارد .

 بعنوان مثال ، بین بی نظمی هیجان و علائم افسردگی ، اضطراب ، آسیب شناسی خوردن و سو مصرف مواد ارتباط معنی داری وجود دارد. سطوح بالاتر تنظیم هیجان به احتمال زیاد هم به سطوح بالای شایستگی اجتماعی و هم به بیان احساسات مناسب اجتماعی مربوط می شود.

مدل فرآیندی

مدل فرآیندی تنظیم هیجان بر اساس مدل عاطفی شکل گرفته است. مدل عاطفی نشان می دهد که فرآیند تولید احساس در یک توالی خاص با گذشت زمان اتفاق می افتد. این توالی به صورت زیر اتفاق می افتد:

وضعیت: توالی با موقعیتی (واقعی یا خیالی) آغاز می شود که از نظر عاطفی مرتبط است.
توجه : توجه به سمت موقعیت عاطفی معطوف می شود.
ارزیابی : وضعیت عاطفی ارزیابی و تفسیر می شود.
پاسخ: یک واکنش عاطفی ایجاد می شود و باعث ایجاد تغییرات هماهنگ در سیستم های پاسخ تجربی ، رفتاری و فیزیولوژیکی می شود.
از آنجا که یک واکنش عاطفی (۴٫) می تواند باعث ایجاد تغییر در یک وضعیت (۱٫) شود ، این مدل شامل یک حلقه بازخورد از (۴٫) پاسخ به (۱٫) وضعیت است. این حلقه بازخورد نشان می دهد که روند تولید احساسات می تواند به صورت بازگشتی اتفاق بیفتد ، مستمر و پویاست.

مدل فرآیند ادعا می کند که هر یک از این چهار نقطه در فرآیند تولید احساسات می توانند تحت تنظیم قرار بگیرند. از این مفهوم سازی ، مدل فرآیند پنج خانواده مختلف از تنظیم احساسات را تشکیل می دهد که با تنظیم یک نقطه خاص در روند تولید احساسات مطابقت دارند. آنها به ترتیب زیر اتفاق می افتند:

انتخاب وضعیت
اصلاح وضعیت
استقرار توجه
تغییر شناختی
مدولاسیون پاسخ
مدل فرآیند همچنین این استراتژی های تنظیم هیجان را به دو دسته تقدم و پاسخ متمرکز تقسیم می کند. استراتژی های متمرکز بر مقدمات (به عنوان مثال ، انتخاب وضعیت ، تغییر وضعیت ، استقرار توجه و تغییر شناختی) قبل از ایجاد پاسخ عاطفی به طور کامل رخ می دهد. استراتژی های متمرکز بر پاسخ (یعنی تعدیل پاسخ) پس از ایجاد پاسخ عاطفی به طور کامل اتفاق می افتد.

استراتژی ها
انتخاب وضعیت
انتخاب وضعیت شامل انتخاب برای جلوگیری یا نزدیک شدن به یک وضعیت مربوط به احساسات است. اگر فردی تصمیم بگیرد از موقعیت عاطفی مرتبط جلوگیری کند یا از آن جدا شود ، احتمال تجربه یک احساس را کاهش می دهد. متناوباً ، اگر فردی تصمیم بگیرد که با یک موقعیت عاطفی مرتبط روبرو شود یا با آن درگیر شود ، احتمال تجربه یک احساس را افزایش می دهد.

نمونه های معمولی انتخاب موقعیت ممکن است به صورت شخصی دیده شود ، مانند زمانی که والدین فرزند خود را از یک موقعیت ناخوشایند احساسی خارج می کند. استفاده از انتخاب وضعیت ممکن است در آسیب شناسی روانی نیز دیده شود. به عنوان مثال ، اجتناب از موقعیت های اجتماعی برای تنظیم احساسات به ویژه برای افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی  و اختلال شخصیت اجتنابی آشکار است .

انتخاب وضعیت موثر همیشه کار ساده ای نیست. به عنوان مثال ، انسان ها در پیش بینی پاسخ های عاطفی خود به وقایع آینده دشواری هایی را نشان می دهند . بنابراین ، آنها ممکن است در تصمیم گیری دقیق و مناسب در مورد شرایط مناسب مربوط به احساسات یا نزدیک شدن به آنها مشکل داشته باشند.

اصلاح وضعیت
اصلاح وضعیت شامل تلاش برای اصلاح وضعیت می شود تا تأثیر عاطفی آن تغییر کند. اصلاح وضعیت به طور خاص به تغییر محیط فیزیکی و بیرونی فرد اشاره دارد. تغییر محیط “درونی” فرد برای تنظیم احساسات را تغییر شناختی می نامند.

تزریق شوخ طبعی به یک سخنرانی برای ایجاد خنده یا افزایش فاصله جسمی بین خود و شخص دیگر ممکن است شامل مواردی از اصلاح وضعیت باشد.

استقرار توجه
استقرار توجه شامل هدایت توجه فرد به سمت یا دور شدن از یک موقعیت عاطفی است.

حواس پرتی
حواس پرتی ، نمونه ای از استقرار توجه ، یک استراتژی انتخاب زودهنگام است ، که شامل منحرف کردن توجه فرد از محرک عاطفی و به سمت سایر مطالب است. نشان داده شده است که حواس پرتی باعث کاهش شدت دردناک و احساسات عاطفی می شود ، باعث کاهش پاسخ دهی صورت و فعال سازی عصبی در آمیگدالا همراه با احساسات می شود و همچنین برای کاهش پریشانی عاطفی است. در مقابل ارزیابی مجدد، افراد هنگام مواجهه با محرکهایی که از شدت عاطفی منفی بالایی برخوردار هستند ، ترجیح نسبی را برای ایجاد حواس پرتی نشان می دهند. این به این دلیل است که حواس پرتی به راحتی محتوای احساسی با شدت بالا را فیلتر می کند ، که در غیر اینصورت ارزیابی و پردازش آن نسبتاً دشوار است.

نشخوار فکری
نشخوار فکری ، نمونه ای از استقرار توجه ، به عنوان تمرکز منفعل و تکراری توجه فرد بر علائم پریشانی فرد و علل و پیامدهای این علائم تعریف می شود. نشخوار فکر به طور کلی یک استراتژی تنظیم کننده هیجان ناسازگار در نظر گرفته می شود ، زیرا این امر موجب تشدید ناراحتی هیجانی می شود. همچنین در انبوهی از اختلالات از جمله افسردگی اساسی نقش دارد .

نگران بودن
نگرانی ، نمونه ای از استقرار توجه ،  شامل توجه معطوف به افکار و تصاویر مربوط به وقایع بالقوه منفی در آینده است. با تمرکز بر روی این وقایع ، نگرانی به شما کمک می کند تا در تنظیم پایین احساسات منفی شدید و فعالیت فیزیولوژیکی کمک کنید. در حالی که نگرانی ممکن است گاهی اوقات شامل حل مسئله باشد ، نگرانی مداوم به طور کلی ناسازگار در نظر گرفته می شود ، که یکی از ویژگی های اصلی اختلالات اضطرابی ، به ویژه اختلال اضطراب عمومی است .

سرکوب فکر
سرکوب افکار ، نمونه ای از استقرار توجه ، شامل تلاش برای هدایت توجه فرد از افکار خاص و تصاویر ذهنی به محتوای دیگر به منظور اصلاح وضعیت عاطفی فرد است. اگرچه سرکوب فکر می تواند موقتاً از افکار نامطلوب خلاص شود ، اما از قضا ممکن است باعث تولید افکار ناخواسته بیشتری شود. این استراتژی به طور کلی ناسازگار در نظر گرفته می شود ، بیشترین ارتباط را با اختلال وسواس فکری عملی دارد .

تغییر شناختی
تغییر شناختی شامل تغییر نحوه ارزیابی وضعیت برای تغییر معنای عاطفی آن است.

ارزیابی مجدد
ارزیابی مجدد ، نمونه ای از تغییر شناختی ، یک استراتژی انتخاب دیرهنگام است که شامل تفسیر معنای یک رویداد به منظور تغییر تأثیر عاطفی آن است. به عنوان مثال ، این ممکن است شامل تعبیر و تفسیر یک واقعه از طریق گسترش دیدگاه فرد برای دیدن “تصویر بزرگتر” باشد. نشان داده شده است که ارزیابی مجدد به طور موثر پاسخ عاطفی فیزیولوژیکی ، ذهنی و عصبی را کاهش می دهد. برخلاف حواس پرتی ، افراد هنگام مواجهه با محرکهایی با شدت عاطفی منفی پایین ، ترجیحاً نسبی را برای ارزیابی مجدد نشان می دهند زیرا ارزیابی و پردازش این محرک ها نسبتاً آسان است.

ارزیابی مجدد معمولاً یک استراتژی تنظیم عاطفی سازگار تلقی می شود. در مقایسه با سرکوب (شامل سرکوب فکر و سرکوب بیانی ) ، که با بسیاری از اختلالات روانشناختی همبستگی مثبت دارد ، ارزیابی مجدد می تواند با نتایج بهتر بین فردی همراه باشد و می تواند با رفاه رابطه مثبت داشته باشد. با این حال ، برخی از محققان استدلال می کنند که هنگام ارزیابی سازگاری یک استراتژی ، زمینه مهم است ، زیرا این امر حاکی است که در برخی از زمینه ها ارزیابی مجدد ناسازگار است. بعلاوه ، برخی تحقیقات نشان داده است که ارزیابی مجدد بر تأثیرات یا واکنشهای فیزیولوژیکی به استرس مکرر تأثیر نمی گذارد.

فاصله گرفتن
فاصله گرفتن ، مثالی از تغییر شناختی ، شامل در نظر گرفتن یک دیدگاه شخص ثالث مستقل هنگام ارزیابی یک رویداد احساسی است. نشان داده شده است که فاصله گذاری نوعی انعطاف پذیری از خود است ، که پردازش عاطفی محرکهای منفی را تسهیل می کند ، واکنش عاطفی و قلبی عروقی را به محرکهای منفی کاهش می دهد و رفتار حل مسئله را افزایش می دهد.

شوخ طبعی
نشان داده شده است که شوخ طبعی ، یک نمونه از تغییر شناختی ، یک استراتژی موثر در تنظیم احساسات است. به طور خاص ، نشان داده شده است که شوخ طبعی مثبت و خوش اخلاق به طور موثر احساسات مثبت را تنظیم می کند و احساسات منفی را تنظیم می کند. از طرف دیگر ، شوخ طبعی منفی و با روحیه کم در این زمینه تأثیر کمتری دارد.

مدولاسیون پاسخ
مدولاسیون پاسخ شامل تلاش برای تأثیر مستقیم بر سیستم های پاسخ تجربی ، رفتاری و فیزیولوژیکی است.

سرکوب بیانی
سرکوب بیانی ، نمونه ای از تعدیل پاسخ ، شامل مهار عبارات احساسی است. نشان داده شده است که به طور موثری از قدرت بیان ، احساس ذهنی احساس مثبت ، ضربان قلب و فعال سازی دلسوزانه می کاهد . با این حال ، یافته های تحقیق در مورد اینکه آیا این استراتژی برای تنظیم پایین احساسات منفی مثر است ، متفاوت است. تحقیقات همچنین نشان داده است که سرکوب بیانی ممکن است عواقب منفی اجتماعی داشته باشد ، که با کاهش روابط شخصی و مشکلات بیشتر در ایجاد روابط ارتباط دارد.

سرکوب بیانی به طور کلی یک استراتژی تنظیم عاطفه ناسازگار تلقی می شود. در مقایسه با ارزیابی مجدد ، با بسیاری از اختلالات روانشناختی همبستگی مثبت دارد ، که با نتایج بدتری در ارتباط است ، با رفاه رابطه منفی دارد و نیاز به بسیج مقدار نسبتاً قابل توجهی از منابع شناختی دارد. با این حال ، برخی از محققان استدلال می کنند که هنگام ارزیابی سازگاری یک استراتژی ، زمینه مهم است ، و این نشان می دهد که در بعضی از زمینه ها سرکوب می تواند سازگار باشد.

استفاده مواد مخدر
مصرف مواد مخدر ، نمونه ای از تعدیل پاسخ ، می تواند راهی برای تغییر در پاسخ های فیزیولوژیکی مرتبط با احساسات باشد. به عنوان مثال ، الکل می تواند اثرات آرامبخش و ضد اضطراب ایجاد کند و بلاکرها می توانند بر فعالیت سمپاتیک تأثیر بگذارند.

ورزش
از ورزش ، نمونه ای از تعدیل پاسخ ، می توان برای تنظیم کم اثرات فیزیولوژیکی و تجربی احساسات منفی استفاده کرد. همچنین نشان داده شده است که فعالیت بدنی منظم باعث کاهش پریشانی عاطفی و بهبود کنترل عاطفی می شود.

خواب
خواب در تنظیم احساسات نقش دارد ، اگرچه استرس و نگرانی نیز می توانند در خواب اختلال ایجاد کنند. مطالعات نشان داده است که خواب ، به ویژه خواب REM ، واکنش آمیگدالا ، یک ساختار مغزی را که در پردازش احساسات دخیل است ، در پاسخ به تجربیات عاطفی قبلی تنظیم می کند. از طرف مقابل ، کمبود خواب با واکنش احساسی بیشتر یا واکنش بیش از حد به محرک های منفی و استرس زا همراه است. این نتیجه هم افزایش فعالیت آمیگدالا و هم قطع ارتباط آمیگدالا با قشر پیشانی است که آمیگدالا را از طریق مهار تنظیم می کند و در نتیجه مغز احساسی بیش فعالی ایجاد می کند. به دلیل عدم کنترل عاطفی بعدی ، کمبود خواب ممکن است با افسردگی ، تکانشگری و تغییرات خلقی همراه باشد. علاوه بر این ، برخی شواهد نشان می دهد که کمبود خواب ممکن است واکنش عاطفی را در برابر محرک ها و حوادث مثبت کاهش دهد و در دیگران احساسات را مختل کند .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.