خانواده بزرگترين نهاد كيفي است كه متعالي ترين و بهترين اثرات را بر شخصيت آدمي مي گذارد . خانواده اولين پايگاه پرورش و تربيت كودكان است و خانه اولين مدرسه تربيت اخلاقي است و كودك اولين تعاليم خوب را در خانواده فرا مي گيرد.

والدين مهم ترين الگو جهت همانندسازي و همانندكردن دانش آموزان محسوب مي شوند. دانش آموزان اولين درس و الفباي زندگي را در مكتب والدين و خانواده فرامي گيرد و اگر خللي در اين كانون گرم ايجادشود نه تنها پيشرفت تحصيلي او ، بلكه ساختار روحي و رواني اش دچار مشكل خواهدشد.كودك حياتي ترين روزهاي زندگي خود را از خانواده آغاز ميكند و جامعه پذيري و الفباي زندگي را هم در خانواده مي آموزد (فيضي فرد ، 1382 . ص 86) خانواده را مي توان به عنوان يك سيستم اجتماعي يا بخشي از يك اجتماع بزرگتر در نظر گرفت كه هنجارها و ارزش ها و تقاضاهاي آني در فرد پرورش يافته آن تلقي گردد زيرا بدون شك خانواده مهمترين عامل تشكيل شخصيت فرد مي باشد . نكته حائز اهميت در مورد خانواده اين است كه تشكيل خانواده يك امر فطري و طبيعي ميان انسان هاست . بنابراين وجود آن به عنوان منبع رفع نيازهاي فطري و طبيعي انسان ضروري مي باشد . (افروز ، 1375، ص 39)

2-2. عوامل خانوادگي مؤثر در عملكرد تحصيلي

صاحب نظران روانشناسي و علوم تربيتي يكي از مهمترين نهادهاي مؤثر در تربيت و رفتار آدمي را سازمان خانواده مي دانند علاوه بر آن اهميت خانواده و نقش آن در تربيت كودكان تقريباَ در تمام كتب روانشناسي ، تعليم وتربيت

به طور مستقيم و غير مستقيم مورد بحث و بررسي قرار گرفته است . (شريعتمداري ، 138، ص 75)

اگر انتظارات والدين از كودكان معقول و با واقع بيني همراه باشد ، اختلافي در رفتار آنان ايجاد نمي شود اما در برابر انتظارات نارواگاه كودك خود سرو بي پرواز مي شود و قوانين و مقررات را زير پا مي گذارد .

كودك از مشاهده رفتار والدين به تدريج آن ها را مي شناسد و راه ورسم زندگي را نيز تقليد از اعمال آنها فرا مي گيرد ، و‌آنچه درباره آن ها درك مي كند به ديگران نيز تعميم مي دهد .

شعاري نژاد (1375) در كتاب مباني روانشناسي تربيت ، تأثير خانواده ، در رشد و تكامل اجتماعي كودك را چنين توصيف مي كنند كودك آداب معاشرت را از مشاهده رفتار افراد خانواده در موارد و مواقع گوناگون ياد مي گيرد . براي مثال وقتي پدر و مادر يا ساير افراد خانواده اش را مي بيند كه زياد مي گويند و كمتر عمل مي كنند يا از دروغگويي و چاپلوسي باكي ندارند ، او نيز همين صفت هاي زشت اجتماعي را خواهد داشت برعكس اگر افراد خانواده اش هميشه از كمك ، راستگويي و صداقت لذت ببرند كودك نيز به احتمال زياد داراي همان صفات پسنديده خواهد بود .

بهرام زاده (1364) به نقل از شاردك (1967) مي گويد : محيط خانوادگي بيش از بهره هوشي كودكان در موفقيت تحصيلي آنها مؤثر است .

بنابراين مي توان ادعا كرد كه خانواده مهمترين نقش را در شكل گيري شخصيت كودك داراست . اين شكل گيري ممكن است مخل يا سالم باشد . پس والدين بايد محيطي غني و‌آكنده از صفا و صميميت ، مهر و عطوفت ، همراه با نظم و انظبات ، تربيت دادن بازي هاي سالم و نيز تفريحات مناسب و گردش هاي به موقع و ممكن ، متناسب با سن و سال كودك باشد محيط غم آلود اختلاف بگو مگو و حتي سكوت ناشي از قهر براي كودكان و نوجوانان درد آور و خرد كننده است و نتايج تأسف باري دارد كه در بيشتر مواقع باعث افت تحصيلي دانش آموزان مي شود .

1-جو عاطفي و رواني در خانواده

منظور از جو خانواده ، نحوه ارتباط و طرز برخورد افراد يك خانواده با هم است ، هر خانواده اي برخوردار از شكل خاصي از فضاي رواني / عاطفي است كه تعيين كننده نوع رفتارها و روابط بين اعضاي آن است كه ممكن است به سه حالت ظاهر شود :

1-فضاي پذيرنده و احترام متقابل به يكديگر

2- عدم دخالت در كار يكديگر و آزادي مطلق

3- ديكتاتوري يا حاكميت يك نفر بر اعمال و رفتار ديگران

– از خصوصيات افراد اين خانواده مي توان احترام نسبت به يكديگر همكاري با هم و داشتن قدرت اظهار نظر ، شركت در تصميم گيري ها ، همفكري و همدلي با هم را نام برد .

– از خصوصيات افراد اين خانواده مي توان آزادي مطلق افراد در خانه ، عدم دخالت در كارهاي يكديگر ، هرج و مرج در روابط خانوادگي ، عدم توجه به مصالح و منافع ديگران و بي احترامي را نام برد .

– در چنين محبطي ترس و وحشت بر افراد غلبه دارد . تمايلات و احتياجات بچه ها به هيچ وجه مورد توجه قرار نمي گيرد بچه هايي كه در چنين خانواده هايي رشد مي كنند احساس امنيت نمي كنند جرأت اظهار نظر ندارند و در نتيجه استعداد و مهارت هاي آنان ، فرصت بروز پيدا نمي كنند در ظاهر حالت تسليم و اطاعت از خود نشان مي دهند و در مقابل ديگران حالت خصومت و دشمني به خود مي گيرند .

2- بي سوادي يا كم سوادي والدين

يكي از عواملي كه در افت تحصيلي دانش آموزان تأثير زيادي دارد بي سوادي يا كم سوادي والدين است زيرا هم از نظر عدم درك وظايف مدرسه ، برنامه هاي آن و تداوم حضور مرتب دانش آموزان در مدرسه مشكلاتي براي تحصيل آنان فراهم مي كند ، و هم از نظر ناتواني آنان در كمك فكري و عملي به او در برنامه درسي دانش آموزان در منزل از پيشرفت مناسب تحصيلي فرزندان مي كاهد . زيرا برخي از دانش آموزان در امور تحصيلي خود نيازمند ساعات آموزشي خارج از اوقات رسمي كلاس و مدرسه هستند .

3- تغيير محل سكونت خانواده

گاهي تغيير افت تحصيلي ، تغيير محل سكونت دانش آموزان و تبع آن انتقال از مدرسه اي به مدرسه ديگر است . زيرا ممكن است فرد نتواند به سهولت خود را با محيط جديد دانش آموزان و معلمان جديد وقف دهد و مدت زمان زيادي طول مي كشد تا فرد تغيير وضع موجود را بپذيرد و بتواند با همكلاسان ارتباط برقرار نمايد .

4- ناكافي بودن امكانات داخل خانه :

فراهم كردن ميز و صندلي و اتاق مخصوص مطالعه براي خانواده هايي كه در يك اتاق زندگي مي كنند دشوار است . مرتضوه زاده (1379) با انجام پژوهش بيشترين مشكلات دانش آموز دختر و پسر دچار افت تحصيلي بالا را شلوغ بودن خانواده و نداشتن مكان مناسب براي مطالعه مي دانند .

مطالعه در مورد دانش آموزان تهراني نشان داده كه 48 درصد دانش آموزان جاي مناسبي ندارند تا بتوانند با تمركز حواس در آن به مطالعه بپردازند اين قاعده بيشتر در اتاق نشيمن خانواده ، حياط، پشت بام ، زير زمين ، يا خارج از خانه مانند كوچه ، پارك و … درس مي خوانند (احدي 1382 ، ص 56)

بيماري جسمي يا رواني والدين :

بيماري جسمي يا رواني والدين يكي از والدين باعث مي شود كه دانش آموزان دچار افسردگي و نا اميد از درس و مدرسه شود و مدام در اين فكر باشد كه چگونه پدر و مادر خود را معالجه كند ممكن است دانش آموز نسبت به مدرسه و كلاس درس بيخيال شده و علاقه و انگيزه خود را به ادامه تحصيل از دست بدهد و زمينه براي افت تحصيلي او فراهم شود .

6- عدم آگاهي والدين از شيوه هاي مطالعه :

ممكن است دانش آموز شيوه هاي صحيح مطالعه را نياموخته باشد و نداند چه موقع ، كجا و چگونه بايد مطالعه كرد والدين نيز ممكن است زمينه هاي مناسب براي مطالعه او را فراهم نكرده باشند و يا به علت نا آگاهي مي توانند مهارت مطالعه را به او بياموزند به عنوان مثال دانش آموز ياد نگرفته است كه پس از بازگشت از مدرسه بايد مدتي استراحت كند سپس مطالعه درسي خود را آغاز كند و پس از يك ساعت مطالعه حداكثر نيم ساعت به استراحت بپردازد .

دانش آموزان كه مقدار زيادي از وقت خود را به بازي و تفريح مي پردازند تا دير وقت به تماشاي تلوزيون مي پردارند و به موقع به رخت و خواب نمي روند ممكن است آمادگي خود را براي يادگيري از دست بدهند.

7- بي تفاوتي و ناتواني خانواده ها در پر كردن اوقات فراغت دانش آموزان :

ناتواني در تدوين يك برنامه روزانه براي دانش آموزان باعث دور شدن از درس و مدرسه مي شود و يا باعث سپري شدن حجم عمده اي از وقت دانش آموز در پاي تلوزيون تا پاسي از شب است .

8- كم رنگ بودن ارتباط خانواده و مدرسه و هماهنگي و وحدت رويه بين اين دو نهاد :

از ساليان پيش تا به حال بين خانه و مدرسه رابطه اي منظم ، هدفدار و مستمر نبوده و اولياء هميشه از رفتن به مدرسه اكواه دارند و مدارس از جمع كردن اولياء در مدرسه عاجزند و اين قضايا و فاصله تا اندازه ي زيادي در افت تحصيلي تأثير داشته است .(بيابانگرد ، 1380 ، ص 126 )

نقش خانواده در موفقيت تحصيلي

خانواده اولين نهاد اجتماعي است كه كودك در آن وارد مي شود و زندگي خود را در اين جهان آغاز مي كند شايد اغراق نباشد كه بگويم خانواده است كه بعد از عامل وراثت نخستين تشكيل دهنده رفتار فرزند آدمي است .

كودك در تمام طول زنديگ خود غالباَ همان خواهد بود كه خانواده اش خواسته است نقش ارزنده اي كه والدين در ترغيب و تشويق و پيشرفت فرزندان خود نسبت به فراگيري دروس دارند بركسي پوشيده نيست محيط يادگيري دوران اوليه كودكي در چهار چوب خانواده عامل بسيار مهمي در پيشرفت تحصيلي اوست . برخي معتقدند كه 80 درصد هوش بالقوه ، تا سن 8 سالگي رشد مي كنند .

تحقيق معروف كلمن قسمت عنوان برابري فرصت آموزشي نشان داد كه تأثير محيط خانواده بر پيشرفت تحصيلي به مراتب بيشتر از برنامه هاي مدرسه است .

به عبارت ديگر بر اساس اين مطالعه شغل ، درآمد و تحصيلات والدين كه همان پايگاه اقتصادي – اجتماعي را تشكيل مي دهند قوي ترين پيش بيني كننده براي موفقيت تحصيلي دانش آموز بودند

4-2 وظايف خانواده ها در خصوص وضعيت فرزندان خود

-انتخاب مدرسه و عنايت در انتخاب معلم

– برنامه ريزي براي امور آموزشي فرزندان در منزل

– آشنا كردن دانش آموزان به پذيرش درس خواندن و انجام تكاليف

– فراهم نمودن شرايط مناسب و فضاي امن خانوادگي

– ارتباط با مدرسه و مربيان براي آگاهي از وضعيت تحصيلي فرزندان تلاش براي رفع كاستي ها

– تأمين نيازهاي فيزيولوژي

– احساس امنيت كودك

– يادگيري فرزندان

– پرورش استعداد هاي فطري كودك

5-2 مشكلات خانوادگي طيف وليعي از مسائل را از اختلاف بين پدر و مادر گرفته تا برخورد هاي غير معقول همچون خشونت بيش از حد ، عطوفت زياد ، روابط اعضاي خانواده با هم موفقيت دانش آموزان در بين اعضاي خانواده ، مشكلات رفتاري والدين و بسياري از مسائل ديگر را شامل مي گردد .

به عنوان مثال دانش آموزي كه صبح با روحيه ي حساس خود شاهد جدال و نزاع شديد بين پدر و مادرش بوده است و اكنون پاي درس معلم نشسته است مسلماَ نمي تواند مطالب درس را فرا گيرد به همين دليل كه خانواده هاي موفق ، فرزندان موفقي را تربيت مي نمايند .

اثرات عوامل اجتماعي در بروز مشكلات رفتاري

فرايند اجتماعي شدن از خلال يادگيري اجتماعي و در حد قابل توجهي چگونگي فكر و عمل فرد را تعيين مي نمايد . اين جريان در زندگي خيلي زود آغاز مي شود و گاه شامل نگرش ها و اعتقادات معيوب والدين مي گردد . اغلب والدين رفتار خود را در رفتار كودكان خويش منعكس مي سازند بهرحال ممكن است به لحاظ وجود زمينه هاي لازم اين مسأله تا چندين نسل منتقل شود مانند محروميت هاي عاطفي ناسازگاري و … از يك نسل به نسل ديگر انتقال يابد .

7-2 مدل نظري تحقيق

گرچه عوامل آموزشي را معمولاَ مؤثرترين عامل پيش بيني پيشرفت تحصيلي به شمار مي آورند اما شناسايي ساير عوامل مؤثر بر پيشرفت تحصيلي همواره مورد علاقه معلمان ، پژوهشگران و اولياء دانش آموزان بوده است . عليرغم پيشرفتهايي كه در شناسايي اين عوامل مؤثر بر پيشرفت هوش ، انگيزه ، شرايط اقتصادي دانش آموزان ، وسايل كمك آموزشي و شيوه ها و روشهاي مطالعه دانش آموزان و نقشي است كه خانواده در اين زمينه دارد .

1-اسميت (1980) معتقد است آثار تحصيلي از حضور پدر در پسران بيشتر از دختران است به نحوي كه كودكان از هم جنس خود تأثير مي پذيرند .

كلمن در تحقيق خود نشان داد كه تأثير محيط خانواده بر پيشرفت تحصيلي به مراتب بيشتر از برنامه هاي مدرسه است . براساس تحقيق كلمن مطالعه شغل ، در آمد و تحصيلات والدين كه همان پايگاه اقتصادي – اجتماعي را تشكيل مي دهد قوي ترين پيش بيني كننده براي موفقيت تحصيلي دانش آموز است .

بورد يو bordiou معتقد است كه درجه بالاي موفقيت در كودكان متعلق به طبقات متوسط و بالا به علت تطابق فرهنگي اين كودكان با فرهنگ مدرسه است . بسياري از مشكلاتي كه كودكان طبقه پايين در مدرسه تجربه مي كنند مواجه با عناصر فرهنگي جديدي است كه محيط خانواده به آنها معرفي كرده است .

تحقيقات كالدور نشان مي دهد كه گروهي از خانواده هاي مرفه با اين مشكلات اقتصادي ندارند اما با وجود سرگرمي هاي متنوع برسي والدين و فرزندان و گذراندن بيشتر اوقات بچه ها با پرستار و … باعث محروميت از مهر و محبت والدين مي شود و اين فرزندان نسبتاَ به همان ميزان خانواده هاي با وضعيت در معرض عدم پيشرفت تحصيلي و افت تحصيلي مي باشند .

نوابي نژاد (1372) عامل تشويق يا تنبيه را يكي از عوامل مؤثر در عدم موفقيت از طرف والدين يا مدرسه مي دانند . عوامل مؤثر در موفقيت يا عدم موفقيت دانش آموزان بسيار متنوع و مهم و هر كدام در جاي خود قابل اهميت هستند امه به علت محدوديت در اين طرح وجود دارد به اين صورت آمده است . مدل ارائه شده در اين تحقيق اساساَ بيانگر وجود رابطه و اصل مذكور بر عدم موفقيت دانش آموزان در ورود به دانشگاه است .

رابطه بعضي عوامل با متغير وابسته رابطه همبستگي است و بعضي ديگر رابطه علي و يك جانبه دارند و اين روابط به وسيله روش هاي آماري نشان داده شده است ، از عوامل فردي : انگيزه اضطراب ، معدل درسي ، سابقه تحصيلي ، ميزان مطالعه ، شيوه مطالعه ، ميزان سازگاري فرد ، مهارت اجتماعي ، شرايط روحي رواني و …

از عوامل خانوادگي :

شرايط و محيط خانواده ، محيط جغرافيايي ، محل سكونت ، اقثصاد و سطح سواد والدين ، روش هاي تربيتي ، شغل والدين ، موقعيت اجتماعي ، جمعيت خانونواده ، ارتباط خانواده يا قدرت در خانئاده ميزان كنترل ، ميزان محبت ، ميزان ارزش ها و رفتارهاي خانواده ، مشكلات خانواده و …

از عوامل آموزش مديريت : معلم امكانات آموزشي ، محيط و فضاي آموزشي ، كارگاه و آزمايشگاه ، كامپيوتر ، هدف ها ، روشهاي آموزشي ، كتب درسي ، ارزشيابي و امتحان ، برنامه ريزي آموزشي و درسي هر كدام در موفقيت و عدم موفقيت مؤثر بوده اند.

(خلاصه تحقيق )

اين پژوهش كه از نوع توصيفي بوده در ميان 75 نفر ازدانش آموزان مقطع راهنمايي روستاي قلعه جي به روش نمونه گيري تصادفي ساده بعنوان نمونه آماري انتخاب شدند ، انجام گرفته است .

در اين پژوهش به (بررسي رابطه بين عوامل خانوادگي و پيشرفت تحصيلي دانش آموزان مقطع راهنمايي روستاي قلعه جي ) پرداخته شده است . براي گرد آوري داده هاي مورد نياز در اين تحقيق از پرسشنامه استفاده شده است .بين كلمه عوامل خانوادگي ( آگاهي والدين با اصول تربيت فرزندان-پيگيري وضعيت تحصيلي فرزندان-نگرش والدين به سواد و تحصيلات-امكانات موجود در خانه – محيط امن و مناسب در خانواده – ميزآن در امد خانواده و و تعداد اعضاي خانواده )با پيشرفت تحصيلي دانش آموزان رابطه معنا داري و جود دارد

همچنين :

بيشترين ميانگين معدل (80/14) براي دانش آموزان به دست آمده كه تعداد فرزندان در خانواده شان 2-1 نفر بوده اند و همچنين براي دانش آموزان پايه اول راهنماي بوده اند .(65/15) و نيز براي دانش آموزاني ك هبيش از 500هزار تومان در آمد دارند (88/16) به دست آمده است .

(8/71) درصد دانش اموزان با تآثير اگاهي والدين با اصول تربيتي در پيشرفت تحصيلي آنان مواففق و كاملا موافق بوده اند .

(3/62) درصد دانش آموزان با تآثير پيگيري امور تربيتي و تحصيلي فرزندان در مدرسه و پيشرفت تحصيلي آنان موافق و كاملا موافق بوده اند .

(6/270) دانش آموزان با تآثير نگرش والدين به سواد تحصيلات در پيشرفت تحصيلي آنان موافق و كاملا موافق بوده اند .

(3/75)دانش آموزان با تآثير عدم وجود امكانات رفاهي و آموزشي در خانه در پيشرفت تحصيل آنان موافق و كاملا موافق بوده اند .

(7/64) درصد از دانش آموزان با تآثير وجود محيط عاطفي امن و مناسب در خانه در پيشرفت تحصيلي آنان موافق و كاملا موافق بوده اند.