پرسشنامه عوامل موثر بر انتخاب شغل معلمی (ریچادسون و وات 2006)

این پرسشنامه از نوع فایل ورد و به همراه تمامی اطلاعات مربوط به نمره گذاری، تفسیر،و … در قالب جداول زیبا و آماده تکثیر ارائه گردیده است. پس از پرداخت موفق می توانید به صورت آنلاین اقدام به دانلود فایل مربوطه بپردازید.

هدف: ارزیابی عوامل موثر بر انتخاب شغل معلمی (مشارکت اجتماعی، توانایی و ارزش درونی تدریس، کار کردن با کودکان و نوجوانان، وضعیت اجتماعی، وقت گذاشتن برای خانواده، تجربه مثبت قبلی یادگیری و آموزش، تخصص و مهارت، دلسردکننده اجتماعی، تاثیرات اجتماعی، درآمد و حقوق، رضایت از شغل، شغل جایگزین، امکان انتقال شغلی، دشواری، امنیت شغلی)

تعداد سوال: 58

تعداد بعد: 15

شیوه نمره گذاری: دارد

تفسیر نتایج: دارد

روایی و پایایی: دارد

منبع: دارد

نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 7900 تومان

خرید فایل

پرسشنامه عوامل موثر بر انتخاب شغل معلمی (ریچادسون و وات 2006)

آموزش، تدریس و معلّمی، یکی از بهترین مشاغل دنیاست. وقتی این جمله را می‌خوانید به دلایل مختلف، می‌خواهید در مقابل آن مقاومت کنید و اگر از شما سؤال کنند که مهم‌ترین مزیّت معلّم بودن چیست؛ شاید تنها پاسختان این باشد که “سه ماه تعطیلات تابستان و دو هفته تعطیلات عید نوروز”!  صد البته که تعطیلات تابستانی هم یکی از مزایای شغل معلّمی است، اما این یک مزیت خیلی خیلی کوچک است که با موارد دیگر قابل مقایسه نیست.

1. معلمی چیزی فراتر از یک شغل است.

معلّمی فقط یک شغل نیست، معلّمی یک عشق و یک انتخاب است. به قول شهید رجایی، “اگر معلّمی را فقط به عنوان شغل انتخاب کرده‌ای رهایش کن و اگر عشق توست مبارکت باد.”

بله، معلّمی فقط یک شغل نیست چرا که اگر این‌طور بود، با وجود استرس‌های فراوان، مسئولیت‌های بیش از حد، نیاز به مهارت‌های مختلف و درآمد پایین در مقایسه با مشاغل دیگر، هیچ کس این شغل را قبول نمی‌کرد. فقط در صورتی که عاشق یاد دادن و یاد گرفتن و عاشق کار کردن با بچه‌ها و نوجوان‌ها و جوان‌ها باشید می‌توانید معلّم خوبی باشید و با وجود همه‌ی سختی‌ها، از این شغل لذت ببرید.

2. در تمام جوامع، معلم یک فرد فرهنگی و قابل احترام است.

همۀ افراد یک جامعه، به طور پیش‌فرض، معلّم‌ها را افرادی قابل‌اعتماد و محترم می‌دانند که تربیت نسل آینده‌ساز جامعه را به عهده دارند. بنابراین همه می‌دانند که معلّم‌ها مسئولیت ارزشمند و بزرگی را به دوش می‌کشند. به خاطر همین اعتماد هم هست که خانواده‌ها با خیال راحت فرزندانشان را به دست معلّم‌ها می‌سپارند. هر کجا می‌روید کافیست بگویید من معلّمم، تا ببینید چقدر سریع رفتار افراد با شما تغییر می‌کند و برخوردشان محترمانه‌تر می‌شود.

3. به عنوان یک معلم، همیشه با قشر نوجوان و جوان سروکار دارید.

این موضوع باعث می‌شود که همواره جوان و سرزنده بمانید. از مد، موسیقی و به طور کلی موضوعات روز و مورد علاقه‌ی جوانترها خیلی زودتر باخبر می‌شوید و معمولا نسبت به افراد در مشاغل دیگر، به‌روزتر و شاداب‌تر هستید. بهتر از افراد در هر صنف دیگری، نسل جوان را درک می‌کنید و این موضوع روی ارتباطتان با فرزندانتان هم تأثیر مثبت می‌گذارد.

4. تاثیر غیرقابل انکاری روی زندگی و آینده‌ی جوان‌ها و نوجوان‌ها دارید.

شاید خودتان متوجه نشوید اما بعضی از حرف‌ها و رفتارهای شما به عنوان معلّم، می‌تواند مسیر زندگی دانش‌آموزان و دانشجویانتان را تغییر دهد. خیلی از حرف‌های شما تا همیشه در ذهن شاگردانتان باقی می‌ماند و حتی در آینده، حرف‌های شما را به فرزندان و یا شاگردانشان منتقل می‌کنند. بنابراین از تأثیری که روی آینده‌ی شاگردانتان می‌گذارید غافل نشوید و حسابی روی خودتان کار کنید تا بتوانید اثرات مثبتی در زندگی آن‌ها داشته باشید.

5. محیط کارتان شاداب و پرانرژی و امیدبخش است.

تصور کنید اگر وکیل بودید همیشه با طلاق و قتل و کلاهبرداری و جرم و جنایت مواجه بودید. اگر پزشک یا روانشناس بودید سروکارتان با افرادی بود که معمولا از یک مشکل جسمی یا روحی رنج می‌برند. شغل‌های زیادی هستند که محیط پر از استرس یا غم‌انگیزی دارند. اما محیطی که یک معلّم در آن کار می‌کند به خاطر حضور بچه‌های پرانرژی و باانگیزه و دوست‌داشتنی، پر از انرژی و امید و شادابی است.

6. به شما فرصت خوبی برای کشف خلاقیت‌هایتان می‌دهد.

اگرچه که سطح مسئولیت‌پذیری در بین افرادِ مختلف، متفاوت است و در شغل معلّمی هم میزان مسئولیت‌پذیری تغییر می‌کند اما همۀ معلّم‌های مسئولیت‌پذیر، همیشه تمام تلاششان را می‌کنند تا بتوانند هر درس را به بهترین شکل به شاگردانشان ارائه و آموزش بدهند. برای این کار و برای این که بتوانند دانش‌آموز را بیشتر درگیر درس کنند به دنبال روش‌های خلّاقانه و ایده‌های جالب می‌روند و همین موضوع باعث می‌شود که فرصت بیشتری برای استفاده از خلاقیت‌هایشان داشته باشند و به راحتی بتوانند ایده‌ها و تفکراتشان را در کلاس پیاده‌سازی و امتحان کنند.

7. دائما در حال یادگیری و تغییر هستید.

در قرن بیست‌و‌یکم، یادگیری و تغییراتِ مداوم، یکی از لازمه‌های هر شغلی هست. اما در اکثر مشاغل، افراد باید خودشان را مجبور به فرآیند یادگیری و تغییر کنند در حالی که این موضوع به طور ذاتی در شغل معلّمی وجود دارد و معلم‌ها چه بخواهند و چه نخواهند مدام در حال یادگیری و تغییر هستند. از کسب اطلاعات جدید در مورد درس‌هایی که می‌دهید گرفته تا نحوه برقراری ارتباط با افراد، مباحث روانشناسیِ مرتبط با دانش‌آموزانتان، فناوری‌های جدید آموزشی و…

8. به عنوان یک معلم، فرصت‌های زیادی برای برقراری و ایجاد ارتباطات سازنده دارید.

 از هر فرد موفقی سؤال کنید که مهم‌ترین فاکتور در موفقیّتشان چه چیزی بوده به احتمال زیاد به ارتباطات قوی اشاره خواهند کرد. اگر شما یک برنامه‌نویس یا یک نقاش بودید به تنهایی در گوشه‌ای از اتاق کارتان می‌نشستید و کارتان را انجام می‌دادید و آن‌قدرها فرصت برقراری ارتباط با دیگران را نداشتید. اما از آنجایی که معلم‌ها تمام مدتِ کارشان با تعداد زیادی از افراد سروکار دارند، فرصت‌های زیادی برای برقراری ارتباطات مؤثر دارند. ارتباط با همکاران، ارتباط با دانش‌آموزان و ارتباط با والدین دانش‌آموزان. سعی کنید مهارت‌های ارتباطی‌تان را قوی کنید و از این فرصت بی‌نظیر برای ساختن روابط ارزشمند و اثرگذار استفاده کنید.

9. از شاگردانتان چیزهای زیادی یاد می‌گیرید.

فقط ما معلم‌ها نیستیم که به شاگردانمان درس می‌دهیم، آن‌ها هم به ما درس‌های زیادی می‌دهند. کودکان و نوجوان‌ها موجودات پاک و معصومی هستن و خیلی وقت‌ها اظهارنظرهای صادقانه‌ و بی‌غرض اون‌ها (که البته ممکن است گاهی هم خیلی خوشایند ما نباشد) می‌تواند تلنگرهای عمیقی به ما بزند، درس‌های بزرگی به ما بدهد،  برخی از دیدگاه‌های اساسی ما را تغییر دهد و در نهایت از ما انسان بهتری بسازد. یادمان باشد که هیچ انسانی کامل نیست و همیشه جا برای پیشرفت و تغییر وجود دارد. بنابراین نه تنها نباید از این نظرات ناراحت شویم بلکه باید از آن‌ها استقبال کنیم تا بتوانیم از خودمان انسان و معلّم بهتری بسازیم.

10. سه ماه تعطیلات تابستان و دو هفته تعطیلات عید نوروز

رسیدیم به یکی دیگر از جذابترین مزیت‌های معلّم بودن. حتی متعهدترین و فعالترین و فداکارترین معلمها هم تعطیلات را دوست دارند. خصوصا یک تعطیلات طولانی مثل تعطیلات تابستان یا تعطیلات عید نوروز.  اگرچه که بعضی از معلمها در تابستون هم وظایفی برای انجام دادن دارند اما به هر حال همین که لازم نیست هر روز رسما خود را به محل کار برسانند حس شیرینی است که در کمتر شغلی وجود دارد.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.