11-  رشد کمی و کیفی تولید

12-  اثر بخشی و کارآ ساختن نیروی انسانی با افزایش انگیزش ، رضایت شغلی و بهره وری کارکنان

13-  بهره گیری مناسب از امکانات ، پرهیز از ضایعات و تقلیل میزان غیبت و ترک خدمت کارکنان

14-  رشد شخصیت ، ارزش ها و اخلاقیات نیروی انسانی برای رسیدن به نظام ارزشی مطلوب

15- کمک به مدیریت و برنامه‌ریزی سازمان و ایجاد هماهنگی بین همه نیروها و تطبیق با نیازهای مدیریت

16- حل مشکلات خاص سازمان. ( میر کمالی ،1377،ص58)

مراحل مختلف فرآیند آموزشی

آموزش فرآیندی است که پنج مرحله تشکیل شده است :

  1-  تشخیص نیازهای آموزشی

 2- ‌تعیین هدف‌های آموزشی

 3-  انتخاب روش آموزشی

4- برنامه ریزی برای برگزاری دوره های آموزشی

5-  ارزیابی دوره آموزشی ( میر کمالی ،1377،ص67)

روشهای آموزش ضمن خدمت

متداول ترین روشهای آموزش ضمن خدمت عبارتند از :

        گردش شغلی : یکی از روشهای بسیار موثر برای گسترش افق دید مدیر یا هر کسی که برای مدیر شدن تربیت می شود گردش شغلی است . گردش شغلی روشی است که به وسیله آن می توان متخصصانی را که جزئی نگر هستند و دید شان تنها به حوزه تخصصی خودشان محدود می گردد ، تبدیل به افراد کل نگری که مسایل را در ابعاد وسیع تری می بینند و درک می کنند .

        آموزش کارگاهی[1]: در محلی خارج از محیط کار ، کارگاهی با همان ویژگی‌ها و با همان وسایل و ماشین آلات و موادی که کارآموز در شغل اصلی خود از آنها استفاده می کند ، برپا می‌شود و سعی می گردد تا حد امکان شرایطی شبیه به شرایط محیط واقعی کار به وجود آید و تعلیمات لازم به کارآموز داده شود . این روش برای مواقعی که باید تعداد زیادی از کارکنان را یکجا و در یک سازمان برای شغلی خاص آموزش داد و تربیت نمود ، بسیار مناسب است .

        مربی‌گری : روشی است که در آن رئیس خود مانند یک معلم ، آموزش و تربیت مرئوس را به عهده می گیرد . همان طور که یک مربی در زمین ورزش ، کار و ورزشکار را زیر نظر می گیرد و فنون لازم را برای بهبود عملکردش به او می آموزد ، در سازمان نیز مربی ، رفتار و عملکرد کارآموز را تحت نظر گرفته ، با راهنماییهای خود،آنان را در جهت مطلوب هدایت می کند .

        جانشینی موقت[2] : هنگامی که شغلی به دلیلی ، معمولا به علت ماموریت یا مرخصی شاغل برای مدت زمانی بدون متصدی می ماند، فردی را که فکر می کنیم می تواند در نهایت به آن شغل ارتقاء یابد بطور موقت به جای او می گذاریم .

         استاد – شاگردی : آموزش به این سبک در حرفه‌هایی از قبیل لوله‌کشی ، بخاری سازی مکانیکی بسیار معمول است. روش استاد- شاگردی برای یاد دادن مهار تهای دشوار و بیچیده بسیار مناسب است . و اگر در طراحی و اجرای آن دقت لازم به عمل آمده باشد ، می تواند بسیاری از مهمترین ویژگی های سایر روشهای آموزشی را یکجا در خود داشته باشد. (سعادت ،1379)

  آموزش ضمن خدمت معلمان

       در دنیای جدید آموزش ضمن خدمت یکی از موثرترین ابزارهای همسازی و انطباق کارکنان با شرایط متغیر و متحول زمان است . تحقیقات و مطالعات انجام شده مؤید آن است که آموزش ضمن خدمت در کیفیت بخشی به کار نقشی دو گانه دارد ، یعنی از یک طرف با افزایش آگاهی و دانش کارکنان سبب افزایش رضایت شغلی ، اعتماد و وابستگی سازمانی و توسعه انسانی می گردد و از طرف دیگر ، با بهبود روشهای انجام دادن کار ، تحقق اهداف سازمانی و کارایی و اثر بخشی آن را مقدور می سازد . نقش و اهمیت آموزش های ضمن خدمت در پویایی سازمانی سبب شده است که دستگاههای آموزشی تقریبا در تمام کشور های جهان آموزش ضمن خدمت معلمان و مدیران و کارکنان را مورد توجه جدی قرار دهند .

آموزش ضمن خدمت در ایران

     آموزش ضمن خدمت در آموزش و پرورش از سال 1346 به صورتی نظام یافته مورد توجه قرار گرفته . در سال 1348 واحدی به نام انستیتو آموزش برنامه‌ریزی و مدیریت تاسیس شد و در سال 1352 اداره آموزش ضمن خدمت کارکنان به دفتر آموزش ضمن خدمت تغییر نام یافت . از اقدامات مهم دفتر آموزش ضمن خدمت قبل از انقلاب اسلامی اجرای دوره های آموزش کارکنان به صورت پراکنده ، اجرای برنامه آموزشی معلمان برای تامین نیروی مورد نیاز دوره راهنمایی تحصیلی و تاسیس سه مرکز آموزشی شیراز ، مشهد و تبریز است .

      با پیروزی انقلاب اسلامی آموزش معلمان نقش عقیدتی ایدئولوژیک و سیاسی یافت . این بار تعیین نیازهای آموزشی که در رأس هرم سازمانی صورت می گرفت دگرگون شد . معلمان و کارکنان از پایین ترین سطوح سازمانی خود به تعیین و تشخیص نیازهای آموزشی پرداختند ، کلاسهای آموزش عمومی ، آموزش معارف اسلامی و قرآن به صورتی خود جوش با شرکت معلمان و کارکنان در سطح مناطق، اداره‌ها و واحدهای آموزشی تشکیل گردید. همزمان با این تغییرات نظام آموزش و پرورش نیز به دلیل افزایش جمعیت با استقبال بیشتری مواجه گردید و جمعیت دانش آموزی به سرعت افزایش یافت . افزایش سریع درصد ثبت نام مدارس ، همراه با ظهورعوامل دیگری مانند بسته شدن دانشگاهها و مراکز آموزش عالی و تربیت معلم تصفیه و پاکسازی نیروها و انتقال و جابجایی معلمان به سایر نهادها و دستگاهها و همچنین استفاده از معلمان زن برای مدارس دخترانه و معلمان مرد برای مدارس پسرانه ، که ناشی از ضرورت انقلاب بود به افت شدید نیروی انسانی انجامید .

       علاوه بر موارد یاد شده ، که با افزایش عده دانش آموز و کاهش چشمگیر نیروی انسانی آموزش دهنده همراه بود ، مسئله تغییر نظام بنیادی آموزش و پرورش افزایش افت تحصیلی در مدارس ، افزایش سریع معلمان دیپلمه در سالهای بعد از انقلاب اسلامی نیاز به آموزش ضمن خدمت را ضروری ساخت . با تغییر حجم کار، دفتر آموزش ضمن خدمت نیز به اداره کل آموزشهای ضمن خدمت تبدیل شد و ماموریت انسجام برنامه ریزی، اجرا و نظارت بر آموزشهایی را یافت که در حقیقت در نیازهایی ریشه داشت که خود معلمان تعیین کرده بودند . ( سعیدی، 1375)

اصول آموزش ضمن خدمت

       اصول چارچوب های نظری در بحث آموزش ضمن خدمت ، تعیین کننده چگونگی ارائه و انجام این گونه آموزش‌ها خواهند بود . در واقع ، با رعایت این اصول آموزش ضمن خدمت اثر بخشی و کارایی در خور توجهی خواهد یافت .

    اصل اول ، عمل فکورانه : معلمان درگیر عمل و تفکرند. بنابراین ، یادگیری کلید تدریس بهتر است . تفکر آنان آگاهانه است و با مشارکت با یک جمع حرفه ای ، زمینه مناسبی را برای سئوال کردن فعال ، ارزیابی و بازنگری در فرآیند تدریس و دستیابی به اندیشه های اساسی برای بهبود افراد فراهم می شود . هر چه معلمان امکانات و محدودیت های محل کار خود را بهتر درک کنند ، بهتر می توانند از محدودیت ها رها شوند و امکانات را به واقعیت نزدیک سازند .

     اصل دوم ، مالکیت : تغییر را نمی توان به زور ایجاد کرد . معلمان این حق را دارند که اعمالشان را در سایه آنچه در آموزش ضمن خدمت اتفاق می افتد تغییر دهند یا ندهند . فقط هنگامی که معلمان خودشان تصمیم بگیرند که این تغییرات مطلوب و دست یافتنی است تغییرات اصیل و واقعی اتفاق خواهد افتاد . بنابراین آموزش ضمن خدمت در یک محیط پذیرش ریسک ، تجاربی را فراهم می سازد که با زمان کافی و مشاوره مناسب، معلمان را حمایت و پشتیبانی می نماید تا راههای متفاوت تدریس و یادگیری را بیازمایند ، بر روی این گونه تجارب تفکر و تامل نمایند ، آنچه را کوشش کرده‌اند به آن نایل شوند و بیاموزند ، به طور آگاهانه‌ای با مشارکت همکارانشان بیازمایند ، آنچه رخ داده ارزیابی کنند ، نظریات و اعمالشان را باز بینی نمایند و در مورد نظریات و اعمال آینده شان تصمیم گیری کنند .

     اصل سوم ، نظریه پردازی در مورد عمل : نیاز متعارف به آموزش ضمن خدمت عملی به مفهوم نادیده انگاشتن پایه های نظری تعلیم وتربیت نیست. آموزش ضمن خدمت ناظر به رفتار معلمان است و با پیش فرض های نظری که زیرینای رفتار معلمان است ، سر وکاری ندارد . اما هنگامی که معلمان در مورد  پژوهشهای کمی و کیفی درباره تدریس و یادگیری شناخت پیدا کنند ، قادر خواهند شد که چگونگی تاثیر این پژوهشها را بر اعمال آگاهانه تبینی خودشان ارزیابی نمایند. ضمنأ با استفاده از این ارزیابی ها ،می توانند اثربخشی کار خودشان را نیز مورد ارزشیابی قرار دهند .

        اصل چهارم ، همکاری : همکاری در تصمیم گیری ها ، گفتگوی پژوهشها و دیدگاه های مشترکی را در مورد تدریس و یادگیری به وجود می آورند در نتیجه آموزش ضمن خدمت ، انتقال اطلاعات جمع آوری شده به وسیله دیگران یا تحمل دسته‌ای از تغییرات نیست بلکه محیطی را به وجود می‌آورد که در آن همه مشارکت کنندگان با هم کار می کنند و در مورد سؤال ها و مطالب مهم به تحقیق می پردازند . ( امام جمعه و دیگران ،1382،ص133 )

         اصل پنجم ، عاملیت : آموزش ضمن خدمت مبتنی بر همکاری ، بحث قدرت را پیش می کشد و سؤال هایی را مطرح می کند ، از جمله این که« چه کسی مسئول است ؟ وچه کسی درباره محورها و زمان برنامه های آموزش ضمن خدمت تصمیم می گیرد ؟ » اگر معلمان بخواهند مسئولیت یادگیری خود را به عهده بگیرند و آن را حفظ کنند باید در تصمیم گیری در مورد آنچه برای رشد حرفه‌ای خود درباره آن به جستجو می پردازند و این که چگونه این پژوهشها را اجرا کنند ، نقش فعالی به عهده بگیرند . معلمان نیاز دارند که بین خود در مورد نوع آموزش ضمن خدمتی که دوست دارند برای آنها ترتیب داده شود ، به توافق برسند .

       اصل ششم ، زمان کافی : برای بسیاری از فراگیرندگان یادگیری حائز اهمیت است واحتیاج به زمان دارد . تغییر یک فرآیند است و یک حادثه نیست . هر چند می توان به سرعت آموزش داد ولی یادگیری واقعی با شتاب حاصل نمی شود . وقتی مشارکت کنندگان فکور عقاید و رفتارشان را مورد سئوال قرار می دهند ، باید وقت مناسب در اختیار آنان قرار گیرد . این فرآیندی تکرار شونده است ، بدین معنا ، که در حالی که تحقیق در مورد نظریات فرد در حال انجام است سئوالاتی به وجود می‌آید و مسا‌ئل جدیدی مطرح می شود ، راه حل های موقتی مورد بحث قرار می گیرند و سپس سئولات بیشتری پیش می آید .

       اصل هفتم ، همکاری مدیریتی : همچنانکه در یک محیط سازنده کلاسی ، معلمان و دانش آموزان جامعه یادگیرندگان را تشکیل می دهند ، در یک محیط سازنده کاری نیز معلمان و مدیران ، جامعه‌ای از متخصصان درگیر در امر تعلیم و تربیت را تشکیل می دهند در چنین زمینه‌ای که آموزش ضمن خدمت دانش و مهارت های جامعه متخصصان را ارتقاء می بخشد . مدیران مدارس می توانند رهبران اثر بخش تری باشند ، زیرا آنها هم یادگیرنده و هم خطر پذیرند . معلمان ومدیران می توانند مطالب اساسی وخواندنی‌های مربوط به حرفه خود را مورد بحث قرار دهند و با هم به کشف علایق سازمانی و آموزشی نایل شوند . معلمان و مدیرانی که بدین طریق با هم کار می کنند ، می توانند اهداف و دیدگاههای مشترکی را بنا گذارند .

       اصل هشتم ، همکاری جامعه و مدرسه : آموزش ضمن خدمت که به عنوان همکاری بین معلمان و اولیای مدرسه و اعضای جامعه مورد قبول قرار گرفته است ، ارتباط بین مدرسه ، معلمان و جامعه را تقویت می کند. همکاری های متنوع شامل همکاری با صاحبان صنایع ، مراکز تحقیقاتی ، ادارات آموزش و پرورش ، دانشگاه ها ، نمایندگان مجلس ، مدارس و معلمان را در فهم و بیان علایق جامعه بزرگتر ، تواناتر و قوی تر می سازد و موجب آگاهی عمیق تر از زمینه هایی می شود که یادگیری و تدریس در آن اتفاق می افتد .

       اصل نهم ، تکثر گرایی و مردم سالاری : آموزش ضمن خدمت به تنوع فرهنگی و زمینه اجتماعی مدرسه احترام می گذارد و نیازها و علایق اعضای جوامع فرهنگی را مد نظر قرار می دهد . به همین دلیل، این مسئله را می پذیرد که معلمان می آموزند که چگونه به طور مؤثرتری با دانش‌آموزانی که فرهنگهای مختلفی دارند، کار کنند تا یک جامعه مردم سالار اصیل و واقعی را در کلاس و اجتماعشان را بنا نهند . آموزش ضمن خدمتی که بر اصول فوق بنا شده باشد با نقد و اصلاح مداوم این اصول نمونه های اصیل از معلمان مردم سالار و مشارکت جو را پدید می آورد که به یادگیرندگان و دیگران نشان می دهند و می آموزند که در یک جامعه تربیتی چگونه مشارکت ، ارزش های مردم سالاری را پدید می آورد.

       اصل دهم ، حمایت پنهان و آشکار : از آنجا که آموزش ضمن خدمت به منزله ارائه یک خدمت حرفه‌ای به معلمان مدارس و دانش آموزان است، ادارات آموزش و پرورش باید از معلمان در تداوم کوشش هایشان برای شرکت در چنین آموزش هایی حمایت کنند. نظر به این که طی دوره های آموزش ضمن خدمت، انتظار بیشتری می‌رود که معلمان به رشد حرفه ای نایل آیند ، این مشارکت ها باید شناخته و حمایت شوند . حمایت های آشکار نظیر کاهش مسئولیت های تدریس، اختصاص دادن وجوه برای اعضا و مسافرت و اختصاص وقت آزاد، آموزش ضمن خدمت را به سمت جامعه ای کاملا تربیتی سوق می دهند. این‌گونه رشد حرفه ای بخش مورد انتظار از حرفه معلمی است. ( امام جمعه و دیگران ،1382،صص135و136 )