این پرسشنامه استاندارد از نوع فایل ورد و به همراه تمامی اطلاعات مربوط به نمره گذاری، تفسیر، و … در قالب جداول زیبا و آماده تکثیر ارائه گردیده است. پس از پرداخت موفق می توانید به صورت آنلاین اقدام به دانلود فایل مربوطه بپردازید.
هدف: ارزیابی میزان گرایش به باروری در زنان
تعداد سوال: 16
شیوه نمره گذاری: دارد
تفسیر نتایج: دارد
روایی و پایایی: دارد
منبع: دارد
نوع فایل: Word 2007
همین الان دانلود کنید
قیمت: فقط 2900 تومان

امروزه اکثر کشورهای در حال گذار به ویژه ایران شاهد تحولات عمیقی در تمامی ابعاد فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی و جمعیتی و گذر از الگوهای سنتی به مدرن هستند در مورد ابعاد جمعیتی هم شاهد کاهش باروری به سطح زیر جانشینی هستیم.
ترکیب شناختها، احساسها و آمادگی برای عمل نسبت به یک چیز معین را گرایش شخص نسبت به آن چیز میگویند (کریمی، 1385). گرایش به باروری نیز، گرایش و تمایل به داشتن فرزند از نظر اجتماعی و بیولوژیکی در بین خانوادههاست (عنایت و همکاران، 1392). هم از منظر فردی و هم از منظر اجتماعی هیچ نهادی نیست که همانند نهاد خانواده جهانی و از نظر غایت ثابت پایدار باشد. ازاینرو هیچ نهادی نیز همانند آن تحت تأثیر دگرگونیهای اجتماعی قرار نمیگیرد (میشل، 1354: 137). زمانی که دگرگونیهای ساختاری (مانند صنعتی شدن، شهرنشینی و نظایر آن) در سطح کلان رخ میدهد، دگرگونیهای ایدئولوژیکی نیز در سطح کلان به وجود میآید، در سطح خرد نیز خانوادهها خود را با دگرگونیها در سطح کلان انطباق میدهند (اعزازی، 1387: 17). باروری و فرزندآوری به عنوان عامل منحصربهفرد افزایش جمعیت در سطح جهانی، از اهمیت بیشتری برخوردار است و مهمترین عاملی که میتواند ساختار سنی یک جمعیت را دگرگون سازد سطح باروری زنان است، همچنین دسترسی بهینه به شاخصهای اجتماعی نظیر خانواده، ازدواج، باروری و غیره همگی درگرو وضعیت جمعیتی است، دسترسی به شاخصهای بهتر اقتصادی نیز همینگونه با جمعیت جامعه در ارتباط است. ازاینرو پرداختن به پدیده جمعیت و گرایش به باروری پیشنیاز هرگونه توسعه اجتماعی- اقتصادی در جامعه است (شیخی، 1380: 110). بر طبق اطلاعات آماری، متوسط رشد سالانه جمعیت 9/3 درصدی سالهای 65-55، طبق آخرین سرشماری 1390 به 29/1 درصد کاهشیافته است. بعد خانوارها نیز در نتیجه کاهش باروری در دهههای اخیر کاهشیافته است. گفتنی است رشد جمعیت تبریز نیز طی دهههای اخیر سیر نزولی داشته است، بطوریکه رشد سالانه جمعیت 9/4 درصدی سالهای 75-65 در سالهای 90-85 به 35/1 درصد کاهشیافته است (مرکز آمار ایران، 1390). امروزه نهاد خانواده پا به پای تحولات اجتماعی دگرگون شده است. بر این اساس تغییرات نظام خویشاوندی و تغییرات باروری نتیجه اجتنابناپذیر دگرگونی ساختاری جامعه و همچنین دگرگونیهای ایدئولوژیکی است که این امر باعث کاهش تعداد فرزند ایدهآل میشود و در کل سیستم جامعه و ساختار جمعیت اثر میگذارد. مطالعات نشان میدهد، تغییرات باروری طی دهههای اخیر با ویژگیهای اجتماعی، اقتصادی و جمعیتی ارتباط دارد (عباسی شوازی و همکاران، 1384؛ قدرتی و همکاران، 1390؛ هزارجریبی و همکاران، 1389). آنچه در مورد تغییرات باروری طی سالهای اخیر نگاه محققان مقاله را به خود جلب کرده است تغییرات اندیشهای و گرایشی زوجین در مورد باروری است که با طیف وسیعی از عوامل اجتماعی ارتباط دارد که باید به شناسایی این عاملها پرداخت. از نظر دورکیم خانواده گروهی طبیعی نیست که به دست والدین بناشده باشد بلکه نهادی است اجتماعی که عوامل اجتماعی آن را بوجودآوردند؛ زیرا قاعده دورکیم بر این است که هر عمل اجتماعی به دست عوامل اجتماعی دیگر تبیین میشوند، ازاینرو خانواده، که مبنای ازدواج زن و شوهری و فرزندآوری است تحت تأثیر این عاملهای اجتماعی قرار میگیرند (میشل، 1354: 32). گیدنز بر این باور است که خانواده امروزه دچار دگرگونیهایی شده است که در کشورهای غربی و صنعتی این دگرگونیها پیشروی کردهاند و بهمرورزمان در حال جهانیشدن هستند. از نظر وی امروزه داشتن فرزند نسبت به گذشته، بیشتر تصمیمی عاطفی است و ما در عصری زندگی میکنیم که میتوان آن را عصر طلایی فرزند یا عصر فرزند عزیز نامید (عنایت و همکاران، 1392: 119-118). از نظر پارسونز، آنچه امروزه به عنوان تک علت در کم شدن بعد خانواده اثر دارد صنعتی شدن است. عدهای تمایل به محدود ساختن تعداد فرزندان را ناشی از بینش اقتصادی و خوشگذرانی و زندگی مرفه میدانند (صادقی فسایی و همکاران، 1392: 73). نتایج تحقیق حسینی و همکاران گویای آن است که تغییرات اجتماعی و تحولات خانواده ملازم با تغییر در نگرشها و ایستارهای مرتبط با ازدواج و فرزندآوری و در نهایت رفتار و ایدهآلهای باروری است (حسینی و همکاران، 1388: 55). بر مبنای تئوری مبادله افراد، گروههای اجتماعی را فقط به خاطر نفع شخصیشان شکل میدهند. اساسیترین پیشفرضهای نظریه مبادله این است که گروهها صرفاً مجموعههایی از افراد هستند که پیشبینی و تبیین رفتار آنها بر اساس مطالعه انگیزههایشان صورت میگیرد یعنی افراد محاسبهگرانی عقلانی درباره سود و هزینه میباشند (کلانتری و همکاران، 1389: 86). بر مبنای این نظریه میتوان بیان کرد، زمانی که زن و شوهر هزینههای فرزند را بیشتر از منافع آن (از جمله فرصتهای از دست رفته) ارزیابی میکنند، به خاطر تقبل هزینه زیاد در طول زندگی، گرایش کمتری به فرزنددار شدن را خواهند داشت.

بر مبنای تئوری انتقال جمعیتی، استدلال صاحب نظران این نظریه در اصل در چارچوب نظریههای کلان است، جامعهها در مسیر حرکت به توسعه اقتصادی- اجتماعی و نوگرایی انتقال جمعیتی را تجربه میکنند. هر چه توسعهیافتگی در جامعهای بالاتر باشد انتظار میرود که میزان باروری در آن جامعه پایینتر باشد (عباسی شوازی، 1383: 11). یافتههای ادهیکاری از تحقیقات نپال نشان میدهد، نرخ زادوولد کلی تقریباً 25 درصد کاهشیافته است؛ یعنی از 1/4 تولد به ازای هر زن در سال 2001 به 1/3 تولد به ازای هر زن در سال 2006 بین دو بررسی کاهش یافته است. تحصیلات زنان، نیروی کار زنان، سکونت شهری، ثروت خانوادگی، هنجارهای فرهنگی و سطوح کلی از توسعه اجتماعی بر سطح زادوولد تأثیر گذاشته است (ادهیکاری[1]، 2010: 2). نتایج تحقیقات از میزان باروی در این کشور نشان میدهد، نقش سن ازدواج، بهبود سلامت زنان و کودکان و بهبود موقعیت اجتماعی زنان، بهطور عمومی مواردی بودند که در رفتار باروری افراد تأثیر داشتند. همچنین با توجه به متغیرهای دیگر مانند مذهب و فرهنگ، سن ازدواج در زنانی که برهمنی هستند بالاتر از زنانی است که مذهب دیگری دارند (میترا[2]، 2004).
نوتشتاین در این رابطه باور دارد که در سایه مدرنیزاسیون بسیاری از ارزشها و هنجارهای خانوادهها نسبت به شکلگیری خانواده و فرزندآوری تغییر پیدا کرده است. به عبارتی شهرنشینی و صنعتی شدن باعث ایجاد سبکی از زندگی میشود که گرایش به فرزندآوری و پرورش بچهها را هزینهآور میسازد و به تدریج ارزشهای مربوط به داشتن فرزند زیاد را از بین میبرد (سازمان ملل[3]، 1990: 8-5). رایدر در مطالعه خود به این نتیجه دست یافت که کاهش زادوولد در آمریکا ناشی از تغییر در هنجارهای مربوط به خانواده، فرزند، ازدواج و به ویژه آگاهی زنان به استفاده رایج از روشهای جلوگیری از بارداری است (رایدر، 1976). هاثورن اظهار میدارد که این صحیح است که در تمامی جوامع آگاهی از کنترل موالید با شهرنشینی (محل تولد یا گذراندن دوران زندگی قبل از ازدواج در شهر)، تحصیلات بالاتر از حد متوسط و درآمد بیشتر از حد متوسط ارتباط مستقیم دارد. تحصیلات همچنین بر متغیرهای تبیینی دیگر نظیر نگرشها نسبت بهاندازه خانواده، هزینهها و منافع فرزندان تأثیر قابلتوجهی دارد (لوکاس و میر، 1383: 117). نتایج حاصل از تغییرات خانواده و کاهش باروری در ایران نشان داد، زوجهایی که در محیط شهر پرورش یافتند، زنانی که از سطوح بالاتر تحصیلی برخوردارند و زنانی که در سنین بالاتر ازدواج میکنند، تعداد فرزندان کمتری دارند، به هنگام ازدواج باروری ایدهآل پایینتری داشتند (عباسی شوازی، 1384: 62). به عقیده بیلی رام کاهش باروری و تحولات اجتماعی طی سالهای اخیر در جوامع صنعتی و جوامع در حال صنعتی شدن نشان میدهد که توجه اصلی روی بحث سطح الگوها و سن بارداری است که روی تحولات اجتماعی از سه طریق عمده تأثیر دارد، این سه عامل عبارتاند از: کاهش رشد اجتماعی، تغییرات ساختارهای سنی و تحولات نظام خانوادگی (رام[4]، 2003: 297). از نظر بکر، فرزندان به عنوان کالای مصرفی بادوام در نظر گرفته میشود که طی زمان منفعت دارند. رویکرد اقتصادی از باروری بر درآمد و هزینه والدین برای فرزند آوردن تأکید دارد. این رویکرد شمار و کیفیت فرزندان دلخواه زوجین را تحت تأثیر قرار میدهد و بر هزینه رشد و تربیت، فرصتهای از دست رفته (اشتغال زنان) و سطح درآمد خانواده تأکید دارد (بکر و بارو[5]، 1986: 69). یافتههای سابتک و همکارانش در بررسی دلایل اقتصادی و رفتار باروری نشان داد، در آمریکا افرادی که بیکاری، کاهش دستمزد و ناثباتی شغلی را تجربه میکنند، باروری کمتری را نیز تجربه میکنند. همچنین در طول رکود اقتصادی روند باروری نیز کاهش پیدا میکند و این رابطه منفی بین رکود اقتصادی و باروری و نیز حتی ازدواج در مطالعات قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم مطرح شده است؛ اما یک نوع عامل کمککننده واسط در ناامنی اقتصادی، سرمایه اجتماعی است (سابتکا و همکاران[6]، 2010: 19). استرلین عقیده دارد، بدتر شدن شانس کاری جوانان به علت درآمد پایینتر، بیکاری و بالا رفتن مهاجرت برای یافتن شغل، تأخیر در ازدواج، به عقب انداختن بچهدار شدن، افزایش مشارکت نیروی کار زن و افزایش طلاق باعث کاهش باروری میشود (بیلین گسلی[7]، 2010: 8). از نظر بونگارت به موازات توسعه، متوسط سن در اولین ازدواج افزایش مییابد. نتیجه این تغییر کاهش درصد زنان در وصلت جنسی، منجر به تغییرات در رفتار باروری میشود. همچنین به عقیده وی نگرشها نسبت بهاندازه ایدهآل خانواده و ترجیح جنسی ممکن است باروری را تحت تأثیر قرار دهند (حسینی، 1390: 117-83). نگرشهای ترجیحمند یا اعتقاد به وجود نوعی برتری برای جنس مذکر در برابر جنس مؤنث، در برخی فرهنگها جزئی تفکیکناپذیر از باورهای متداول مردم کشورهای جهان سوم، به ویژه مناطق مختلف آسیای جنوبی، شرقی، خاورمیانه و شمال آفریقاست، پژوهشها نشان میدهد که این ترجیح جنسی در کشورهای درحالتوسعه موجب افزایش نرخ عمومی باروری و افزایش بعد خانوارها و افزایش نرخ زادوولد در جامعه میشوند (موسوی و همکاران، 1392). به عقیده مکدونالد در کشورهای درحالتوسعه که زنان برابری جنسیتی بیشتری کسب میکنند و به واسطه تحصیلات و کسب شغل، عرصه اجتماعی را بیشتر تجربه میکنند و بهتبع آن به دنبال تحقق انتظارات و آمال و آرزوهای فردی خود میروند، از باروری خود میکاهند چون فرزندآوری و پرورش فرزندان که در جامعه سنتی، وظیفه اصلی زن تلقی شده است مانع دستیابی به آرزوها و اهداف فردی زنان است (مکدونالد[8]، 2000). ازآنجاکه باروری نمیتواند تنها از طریق شرایط اقتصادی تبیین شود، ارزیابی ارزشها و نگرشهای غیراقتصادی نیز اهمیت دارد. گرایش به باروری میتواند به عنوان مجموعه چیزهای خوبی که والدین با داشتن فرزند دریافت میکنند، تعریف شود. چارچوبی که سعی در ادغام تمامی ابعاد ارزش فرزند در این رویکرد دارد؛ شامل منافع و هزینههای اقتصادی، هزینههای مربوط به فرصت از دست رفته، هزینهها و منافع احساسی و روانشناختی و هزینهها و منافع جامعهای را دارد (لوکاس و میر، 1383: 110). یکی از بسطهای اخیر نظریه انتخاب عقلانی که به منظور لحاظ کردن یک انگیزه غیر ابزاری برای تصمیمگیری در مورد داشتن فرزند صورت پذیرفت، نتیجه تلاش فریدمن و همکاران اوست در جوامع پیشرفته، مقولههایی چون تازگی، هیجان و سرگرمی، خلاقیت، کامل شدن و نظایر آن علایق جدی والدین برای فرزنددار شدن را آشکار میسازند (منصوریان، 1385: 135). نتایج حاصل از تجربیات دوران کودکی و نگرش به شکلگیری خانواده نشان دادهاست، در گرایش به فرزندآوری، نگرش نسلهای قبل از سال 1350 با بعد از 1365(فرزندان خوشی و سرور را به زندگی والدین میآورند) و نسلهای انقلاب با جنگ (فرزندان باعث ایجاد فشار روحی و روانی برای والدین میشوند) نزدیکتر است. درصد موافقت با سقط جنین به عنوان یکی از راههای جلوگیری از بارداری و نیز تکفرزندی در نسلهای جدید بیشتر از قدیمی است (قاسمی اردهائی و همکاران، 1393). همچنین یکی از عوامل مرتبط با باروری باورهای مذهبی است، دورکیم باورهای مذهبی را از نقطه نظر آثار وظایف اجتماعیاش تعریف میکند. همه کسانی را که پیرو آنها هستند (باورها و آداب) در یک اجتماع اخلاقی متحد میکند (آرون، 1387: 375). ایدئولوژیهای مذهبی نظامی از ارزشها و هنجارها در زمینهء ازدواج، بعد خانوار، نگرشها و رفتار باروری افراد را تحت تأثیر قرار میدهد (حسینی، 1390: 140). به عقیده دورکیم مذهب نظام یکپارچهای از باورداشتها و عملکردهای مرتبط با چیزهای مقدس است. این باورداشتها و عملکردها همه کسانی را که به آنها عمل میکنند در یک اجتماع اخلاقی واحد همبسته میکند (همیلتون، 1390: 29). وی بیان میدارد که در خانوادههای گسترده، مذهب باعث وفاداری زوجین به یکدیگر بوده و امروزه با روی آوردن به روابط شخصی به جای وفاداری به خانوادههای گسترده، مذهب تا حدی از زندگی مردم کنار رفته است (اسکاچ[9]، 2006). وبر کمتر به تبیین مذهب به عنوان یک پدیده کلی توجه میکند، بلکه نظر او بیشتر معطوف به اثر باورهای دینی بر زندگی اجتماعی است برای وی مفهوم نظم ماوراءطبیعی که در همه جوامع شناختهشده وجود دارد، جزء اصلی دین است (سراجزاده و همکاران، 1388). وی مذهب را به عنوان یک نظام اعتقادی تعریف میکند که طبیعت نیروها را شکل میدهد. ایشان مذهب را به عنوان یک متغیر مستقل تأثیرگذار بر امور اجتماعی میداند (کلانتری و همکاران، 1389: 86). کلانتری و همکاران در پژوهشی با عنوان بررسی جامعهشناختی گرایش به فرزندآوری و برخی عوامل مرتبط با آن در بین جوانان متأهل شهر تبریز به این نتیجه رسیدند که متغیر گرایش دینی بالاترین تأثیر را بر گرایش به فرزندآوری در بین جوانان داشته است. در نهایت، در این پژوهش متغیرهای گرایش دینی، پذیرش اجتماعی، مشارکت اجتماعی و منافع اقتصادی به میزان 22 درصد متغیر وابسته گرایش به فرزندآوری را تبیین نمودند (همان). به عقیده مکگایلن مذهب باید هنجارهای رفتاری را با رفتارهای باروری پوشش دهد. باورهای مذهبی ارزشها و هنجارهایی هستند که رفتار مشروع را مستقیماً به ابعاد تخمین زده شده در زمینهء باروری ارتباط میدهند؛ یعنی قواعد و هنجارهایی که در تنظیم خانواده نقش دارند (فرجیکا و وستوف[10]، 2006: 10). نتایج تحقیقی که برمن و همکارانش در سال 2003 از بنگلادش، اندونزی، نیجریه انجام دادهاند نشان داد که میزان باروری و باورهای مذهبی در بسیاری از این کشورها به جهت تحصیل و تغییر در جمعیت به شهرنشینی و فردگرایی کاهشیافته است (گافمن[11]، 2009: 23). چنانچه ملاحظه میشود وقتی در جامعهای از نفوذ اعتقادات مذهبی کاسته میشود، میزان باروری که علاقه به آن جزء موارد مهم و قابل توجه در مذاهب اسلامی است، کاسته خواهد شد. باورهای مذهبی از طریق ویژگیهای جمعیتی بر باروری تأثیر میگذارد.
عامل مرتبط دیگر در گرایش به باروری، پایگاه اجتماعی است که از طریق تئوریهای مختلفی قابل تفسیر است. از نظر گیدنز پایگاه به تفاوتهای میان گروههای اجتماعی از نظر احترام یا اعتبار اجتماعی که دیگران برای آنها قائل میشوند اطلاق میگردد. تمایزات پایگاهی اغلب از تقسیمات طبقهای مستقل است. همچنین از نظر وی داشتن درآمد بالا معمولاً پایگاه والایینصیب شخص میکند (گیدنز، 1387: 226). به عقیده مندراس و گوریچ در جامعه صنعتی امروز فرد تعداد زیادی نقشهای متفاوتی بر عهده دارد و همین ترکیب نقشهای متفاوت اجتماعی یک فرد یا ترکیب تصوری موقعیتهای او را پایگاه وی مینامند. عوامل متعددی مانند نیاکان یا اصل و نسب، وضع تمکن، مفید بودن از لحاظ شغلی، میزان و نوع تحصیلات و غیره در چگونگی پایگاه اجتماعی افراد مؤثر است (ملک، 1386: 21). از نظر بکر والدین تحصیل کردهای که رتبه شغلی آنها بالا و هزینه فرصتهایشان نیز زیاد است و نیز والدینی که به دلیل برخورداری از درآمد بیشتر، دسترسی آسانتری به ابزارهای کنترل باروری دارند، خواستار فرزندان کمتری هستند و متقابلاً والدین کمدرآمد، دارای مشاغل پایین و فاقد امکان دسترسی به روشهای کنترل باروری، در عمل فرزندان بیشتری خواهند داشت (منصوریان و همکاران، 1385: 134). تحقیقات قرن بیستم کشور ایتالیا نشان داد که رابطه منفی بین باروری و طبقه شغلی، درآمد و سطح تحصیلات وجود دارد بهطوریکه با بالا رفتن پایگاه اجتماعی و ثروت افراد نسبت باروری کاهش مییابد (اسکیربک[12]، 2008: 146). همانطور که ملاحظه میشود میزان باروری هر خانوار بستگی به جایگاه و پایگاه اجتماعی والدین دارد بهگونهای که خانوادهها با توجه به پیشرفت و ترقی حاصلشده در جامعه و موقعیتی که به عنوان یک عضو دارا میباشند به باروری و فرزندآوری میاندیشند. عامل دیگر سرمایه اجتماعی است و سرمایه اجتماعی مجموعهای از منابع موجود یا بالقوهای است که به مالکیت شبکه پایداری از روابط کم یا بیش نهادینه شده افراد بستگی دارد، افرادی که یکدیگر را میشناسند و خود را مدیون یکدیگر میدانند، یا به عبارت دیگر، با تعلق به یک گروه به عنوان مجموعه عاملانی که نه فقط صاحب حیطههای مشترک هستند، بلکه با پیوندهای پایدار و سودمند به یکدیگر وابستهاند (شویره و همکاران، 1385: 99). از نظر بوردیو سرمایه اجتماعی به معنای روابط فرد درگروهها و شبکههای اجتماعی است و دسترسی افراد را به فرصتها، اطلاعات، منابع مادی و موقعیت اجتماعی را میسر میسازد و بر جایگاهی که فرد در فضای اجتماعی اشغال میکند تأثیر میگذارد (بوردیو، 1380: 35-34). از نظر وی سرمایه اجتماعی از دو مؤلفه اصلی تشکیلشده است. نخستین عنصر سرمایه اجتماعی ساختاری مانند شبکهها، انجمنها، نهادها و غیره نام دارد. دومین نوع سرمایه اجتماعی شناختی- ذهنی نام دارد و شامل عناصر غیرملموس و ذهنی مانند طرز تلقیها و هنجارهای رفتاری، ارزشهای مشترک، اعتماد و هنجارهای معامله متقابل و غیره میشود (جاوید و همکاران، 1389: 107). روابط اجتماعی هنگامی به وجود میآیند که افراد کوشش میکنند از منافع فردی خود بهترین استفاده را به عمل آورند و نباید تنها به عنوان اجزاء ساختارهای اجتماعی در نظر گرفته شوند. آنها را میتوان به عنوان منابعی برای افراد نیز در نظر گرفت به اعتقاد وی سرمایه اجتماعی، شبکههای گسترده ارتباطات، اعتماد و ارزشهای مشترک سروکار دارد (کلمن، 1377: 458). پاتنام سرمایه اجتماعی را مجموعهای از مفاهیمی مانند اعتماد، هنجارها و شبکهها میداند که موجب ارتباط و مشارکت بهینه اعضای یک اجتماع شده و در نهایت منافع متقابل آن را تأمین خواهد کرد (اختر محقق، 1385: 54). فوکویاما به نوبه خود بر تأثیرات اعتماد تاکید دارد و نه بر ارزشهای هنجاری آن، اعتماد وقتی حاصل میشود که افراد دارای ارزشهای مشترک صداقت و رفتار متقابل باشند و بنابراین بتوانند با یکدیگر همکاری کنند (تونکیس، 1387: 105). مطالعه سرمایه اجتماعی و باروری زنان نشان داد که دو متغیر تحصیلات زن و عضویت درگروههای رسمی، به ترتیب مهمترین عوامل تأثیرگذار در تعداد فرزندان زنده به دنیا آمده هر زن میباشند که در مجموع 20 درصد واریانس متغیر وابسته را تبیین میکنند. متغیر تحصیلات دارای بار منفی بر باروری است درحالیکه اثر متغیرهای دیگر بر باروری مثبت است (قدرتی و همکاران، 1390: 84). بر اساس تحقیق انجامشده در لهستان در سال 2001، تأثیر سرمایه اجتماعی بر اساس تعداد افرادی که از روابط تبادل حمایت و کمک استفاده میکنند، سنجیده میشود. نتایج گزارششده از تحقیقات، ارتباط مستقیم و مثبت بین تعداد روابط تبادل کمک و حمایت و میل به فرزند دوم آوردن را نشان میدهد و وجود محیط اجتماعی حمایتی نوعی سرمایه اجتماعی در رابطه با باروری ایجاد میکند. سرمایه اجتماعی، با میزان روابط حمایتی در سطح فردی، در میل به باروری تأثیر دارد (بوهلر و فرتزک[13]، 2004: 2). همچنین نتایج حاصل از یافتههای تحقیق بوهلر و فلیپوف درباره رابطه سرمایه اجتماعی و باروری در بلغارستان نشان دادهاست که حمایت از روابط بین فردی یکی از عوامل مهم در تمایل به باروری در جوامع اروپای شرقی و مرکزی بهحساب میآید (بوهلر و فلیپوف[14]، 2005: 53). بر این اساس ملاحظه میشود سرمایه اجتماعی دلالت بر داراییهای جمعی میکند که کنش را تسهیل میکنند و افراد را در دستیابی به اهداف خود یاری میدهند. سرمایه اجتماعی میتواند همچون واسطهای عمل کند که افراد از طریق آنها چیزهای زیادی در مورد رفتارهای جمعیتی فرامیگیرند. سرمایه اجتماعی نوعی منابع ارزشمند در زندگی برای افراد به وجود میآورد و با وجود محیط اجتماعی حمایتی نوعی سرمایه اجتماعی در رابطه با باروری به وجود میآید. بهطوریکه میتوان عنوان کرد وجود روابط تبادل کمک و حمایت گرایش به فرزندآوری را افزایش میدهد.