پرسشنامه سرمایه اجتماعی اساتید دانشگاهی فراهانی و همکاران (1393)

این پرسشنامه استاندارد از نوع فایل ورد و به همراه تمامی اطلاعات مربوط به نمره گذاری، تفسیر، و … در قالب جداول زیبا و آماده تکثیر ارائه گردیده است. پس از پرداخت موفق می توانید به صورت آنلاین اقدام به دانلود فایل مربوطه بپردازید.

هدف: ارزیابی سرمایه اجتماعی در اساتید دانشگاهی از ابعاد مختلف (اعتماد، مشارکت، تعاون و همکاری، همدلی، درک و احترام متقابل، انسجام و همبستگی، شبکه های اجتماعی)

تعداد سوال: 33

تعداد بعد: 6

شیوه نمره گذاری: دارد

روایی و پایایی: دارد

منبع: دارد

نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 4500 تومان

خرید فایل

پرسشنامه سرمایه اجتماعی اساتید دانشگاهی فراهانی و همکاران (1393)

بررسی مفهوم سرمایه اجتماعی

همانطور که پیشترنیزبیان گردید سرمایه اجتماعی در چند دهه اخیر جایگاه خودرا پیداکرده است نظر به جدید و غیر ملموس بودن این مفهوم در این نوشته با تاکید بر آراء و نتایج تحقیقات چهار اندیشمند به بررسی  آن می پردازیم

پیر بوردیو

بوردیو جامعه شناس فرانسوی  بیشتر به بررسی دوام  وپایداری طبقه اجتماعی وسایر اشکال مستحکم نابرابری گرایش داشت . بوردیو  درگیرایده های بود  که عمیقا” از مفاهیم مارکسیستی تاثیر پذیرفته بودند . وی سرمایه اقتصادی را ریشه انواع سرمایه ها می دانست و علاقمند به درک شیوه های ترکیب این سرمایه با دیگر اشکال سرمایه و ایجاد وتولید نابرابری بود(فیلد،1388).

او در ابتدا استعاره  ” سرمایه فرهنگی ” را مطرح می کند و آنرا  مورد بررسی قرار می دهد و سپس به مفهوم سرمایه اجتماعی توجه می کند . او با استفاده از استعاره ” سرمایه فرهنگی ” به این موضوع اشاره می کند که ذائقه فرهنگی موجب منزلت برتر برخی ازگروه ها نسبت به دیگرگروهها می شود . و در نوشته های اولیه خود در خصوص ” سرمایه اجتماعی  ” بر روی این مفهوم به عنوان یک جزء فرعی یا حتی یکی از ابعاد ” سرمایه فرهنگی “متمرکز می شود (همان منبع).

بوردیو سرمایه رابه سه نوع تقسیم  وآنها رابه شرح زیر توصیف  می نماید :

1-    سرمایه اقتصادی که قابل تبدیل شدن به پول است و می تواند به شکل حقوق مالکیت نهادینه شود .

2-    سرمایه فرهنگی : سرمایه فرهنگی شکل گرفته ازطریق شرایط خانوادگی و آموزش مدرسه ای ، می تواند تا حدی مستقل از دارایی های مادی عمل کند و حتی کمبود پول راکه قسمتی از استراتژی فرد برای تعقیب قدرت و جایگاه اجنماعی است جبران کند.
در واقع به نظر بوردیو سرمایه فرهنگی به صورت کیفیت آموزشی نمود پیدا می کند ، مانند میراث مادی قابل انتقال است و مانند آن قابل سرمایه گداری است به علاوه  گروهها قادرندتا از نمادهای فرهنگی به عنوان نشانه های تمایز استفاده کنند که از طریق آن هم موقعیت خود را در ساختار اجتماعی نشان می دهند و هم آن را می سازند.

دکتر توسلی سرمایه فرهنگی را چنین توصیف می کند: یکی دیگر از مفاهیم نزدیک به سرمایه اجتماعی، سرمایه فرهنگی است . به تعبیر پیتر بوردیو  وقتی از سرمایه فرهنگی سخن می گوییم مجموعه ای از دانش ها و توانایی های شناختی را مد نظر قرار می دهیم که در شکل کالاها و ابزارهای فرهنگی متجلی می شود . در این معنا که بی شباهت به مفهوم سرمایه انسانی در نزد کلمن نیست ، سرمایه فرهنگی تمام آن چیزی است که امروزه ما به عنوان کالاهای فرهنگی می شناسیم . این کالاها صورتی ازسرمایه فرهنگی هستند که برروا بط اجتماعی و ساخت شبکه پویا و کارآمد اجتماعی تأثیر می گذارند . صورت دیگر سرمایه فرهنگی خود را بیشتر در عادات و نگرش افراد جامعه نمایان می سازد . در این معنا سرمایه فرهنگی، تمایلات، عادات و نگرش هایی را در بر می گیرد که استعداد استفاده از شرایط و توانایی های بالقوه را به افراد می دهد تا بر وجوه شناختی و معرفتی خود بیفزایند . تمام مهارت ها و آمادگی هایی را که می توان در محیط خانه و مدرسه به کودکان آموخت ، نظیر احساس مفید بودن، توانایی ابراز وجودو اظهار نظر و مهار ت های دیگر ، از این دسته اند . به این ترتیب در می یابیم که سرمایه اجتماعی کمک می کند تا پتانسیل ها و استعدادهایی که پراکنده و بصورت فردی در اختیار افراد جامعه است یعنی همان سرمایه انسانی و فرهنگی به شکل جمعی برای رفع مشکلات و معضلات موجود در مناسبات بین فردی به کار گرفت .

3-    سرمایه اجتماعی : مجموعه ای از منابع مادی یا معنوی است  که به یک فرد یا گروه اجازه می دهد تا شبکه پایداری ازروابط کم و بیش نهادینه شده آشنایی و شناخت متقابل رادراختیار داشته باشند (همان منبع).

ودراین تعریف بر ضرورت تراکم و دوام پیوندها  (یعنی ارتباطات ) تاکید می ورزد و بیان می دارد که:

سرمایه اجتماعی انبوهی از منابع بالفعل یا بالقوه ای راکه به مالکیت یک  شبکه ای دوام دارمتصل اند نشان می دهد. همچنین بیان می کندکه ارزش پیوندهای یک فرد(یا حجم سرمایه اجتماعی متعلق به  یک عامل) به تعداد اتصالاتی که می تواند آنها را بسیج نماید و به حجم سرمایه (فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی) متعلق به هریک از اتصالات ،بستگی دارد. بوردیو تعامل بین اتصالات و سرمایه پولی وفرهنگی را با  این مثال  توضیح می دهد:  اعضای حرفه ها یی از قبیل وکلا یا پزشکان ،که ازسرمایه اجتماعیشان_مشحصا”سرمایه اتصالات اجتماعی ،شأن واحترام – برای کسب اعتمادیک گروه ،مشتری  ازطبقه بالای جامعه ویا حتی برای به دست آوردن یک شغل سیاسی بهره می برند در واقع از  اتصالات و سرمایه پولی وفرهنگی خود سود جسته اند .  ومعتقد است آنانی که فقط به تحصیلات خود تکیه می کنند ،آسیب پذیرترین افراد درروند سقوط اعتبارهستند.، نه فقط  به دلیل اینکه دارای هیچ اتصالاتی نیستندبلکه به این دلیل که سرمایه فرهنگی  ضعیفشان دانش آنها رادر باره تلاطم های بازار اعتبارات کم می کند ( همان منبع ).

دیدگاه بوردیو درباب انواع سرمایه

1-    سرمایه فرهنگی و سرمایه اجتماعی باید به عنوان دارایی درنظرگرفته شوند و اینها نشان دهنده تولید کارانباشت شده  می باشند .
2-    انواع سرمایه های بیان شده همیشه با هم قابل جایگزینی نیستند ، اما ترکیب آنها می تواند سرمایه جدیدی ایجاد کند .
3-    سرمایه اجتماعی تشریح اصل ” دارایی های اجتماعی ” است چرا که افراد مختلف ، بازگشتی کاملا نامساوی از سرمایه ای نسبتا” مساوی دارند ( اقتصادی یا فرهنگی ) که این مطلب به این بستگی دارد که این افراد تا چه اندازه قادر به بسیج کردن سرمایه یک گروه باشند ( خانواده ، همشاگردی های قدیمی ،مدارس ، نخبگان ، کلوپ های ویژه ، اشرافیت و غیره ) .
4-    سرمایه اقتصادی شکل غالب سرمایه است وسرمایه های فرهنگی و اجتماعی ابزاری هستند برای رسیدن به سرمایه اقتصادی.
5-    سرمایه اجتماعی ویژگی انحصاری نخبگان می باشد که برای تامین موقعیت نسبی شان طراحی شده است  لذانظریه وی ریشه در مدلی نسبتا” ایستا از سلسله مراتب اجتماعی است .
6-    سرمایه اجتماعی باعث بازتولید نابرابری می گردد .اما تاحدی مستقل ازسرمایه اقتصادی و فرهنگی عمل می کند . ضمن اینکه به هیچ عنوان از آنها جدا شدنی نیست.
7-    تنها زمانی درداخل شبکه همبستگی به وجود می آید که عضویت باعث ایجاد سود مادی و نمادی شود.
8-    بر نقش سرمایه اجتماعی خویشاوند محور بیش از حد تاکید می ورزد .
در نهایت بوردیومعتقدبود که فهم دنیای اجتماعی بدون فهم نقش اشکال مختلف سرمایه  که در نظریه اقتصادی مطرح شده غیر ممکن است .

درمجموع نظریه وی به طوردقیق برشیوه های به کارگیری اتصالات (یعنی ارتباطات میان اعضای یک گروه ) توسط برخی گروهها برای کسب سود بیشتر ، تمرکزداردو تاکید می ورزدکه نابرابری بایدازطریق تولید و باز تولید تشریح شود و اینجا است که سرمایه اجتماعی را به شکل زیر تعریف می کند :

سرمایه ای از روابط اجتماعی که در صورت نیاز ، حمایت ها ی سودمندی فراهم میکند یعنی سرمایه شرافت و حرمت که غالبا” اگر فرد بخواهد درموقعیت های مهم اجتماعی مراجعین را جذب کند ، کاملا” ضروری بوده و ممکن است به صورت نوعی پول رایج ارائه شود از جمله در یک حرفه سیاسی .

می توان نتیجه گرفت: به نظر پیر بوردیو سرمایه اجتماعی عبارت است از موقعیت ها و روابطی که در درون گروه ها و شبکه های اجتماعی برای افراد دسترسی به فرصت ها، اطلاعات، منابع مادی و موقعیت اجتماعی را افزایش می دهد.

بوردیو سوءاستفاده از سرمایه اجتماعی راامکان پذیرمی داند به ویژه از طرف کسانی که به قول او قادر به نمایندگی  سرمایه اجتماعی نهادینه شده هستند .،مانند بزرگان فامیل و اشرافی که ازارتباطات نهادینه شده اشرافیت بهره می برند.به علاوه بوردیومعتقد است که سرمایه اجتماعی ، یکی از دارایی های ثروتمندان و وسیله ای برای حفظ برتری آنها است در نظریه وی جایی برای  امکان بهره برداری دیگران – یعنی افراد یا گروههای  کم بضاعت تر- از این پیوندهای اجتماعی، وجود ندارد. بوردیو سرمایه اجتماعی را در خدمت افزایش ثروت، سرمایه داران و کاهش دارایی ضعیفان می داند زیرا او پدیده های اجتماعی را بانگاه مارکسیستی تحلیل می کند.

جیمز کلمن

کلمن جامعه شناس آمریکایی است و تعریف او از سرمایه اجتماعی و اشکال آن بر همین پایه اسنوار است .کلمن نظریه انتخاب منطقی را قبول دارد و به درستی مهم ترین شخصی است که باعث رشد این نطریه در جامعه شناسی معاصر شد ( نظریه انتخاب منطقی باور دارد که تمام رفتارها ازتعقیب افراد برای سودشان سرچشمه می گیرد )بنا براین از نگاه کلمن تعامل اجتماعی به عنوان شکلی از مبادله در نظر گرفته می شود . و سرمایه اجتماعی برای او وسیله ای جهت تبیین نحوه همکاری و تعاون افراد بایکدیگر است برای کسب سود است .  نتیجه اینکه اوبر سودمندی سرمایه اجتماعی تاکید می ورزد. و آن رامنبعی برای همکاری، روابط دو جانبه و توسعه اجتماعی می داند(فیلد،1388).

جیمزکلمن جامعه شناس برجسته آمریکایی است که تاثیرقابل توجهی بر مطالعۀ آموزش و پرورش داشته است ،نسبت به بوردیو تاثیر گسترده تری را بر مفهوم سرمایه اجنماعی نهاده است . کلمن با مطالعات خود نشان داد که سرمایه اجتماعی صرفا” به قدرتمندان محدود نبوده و برای فقیران و اجتماعات حاشیه نشین هم مفید است. یکی از علایق اصلی او ترکیب جامعه شناسی با جریان های عمده اقتصادی است و به همین دلیل او مفهوم سرمایه اجتماعی را به عنوان پلی بین اقتصاد و جامعه شناسی به کار می گیرد (همان منبع ).

سرمایه اجتماعی با کارکردش تعـــریف می شود. سرمایه اجتماعی شیئی واحد نیست، بلکه انواع چیزهای گوناگونی است که دو ویژگی مشترک دارند: همه آنها شامل جنبه ای از یک ساخت اجتماعی هستند، و کنشهای معین افرادی را که در درون ساختار هستند تسهیل می کنند. سرمایه اجتماعی، مانند شکلهای دیگر سرمایه مولد است و دستیابی به هدفهای معینی را که در نبودن آن دست یافتنی نخواهدبود امکان پذیر می سازد. سرمایه اجتماعی، مانند سرمایه فیزیکی و سرمایه انسانی کاملاً تعویض پذیر نیست. اما نسبت به فعالیتهای بخصوصی تعویض پذیر است. شکل معینی از سرمایه اجتماعی که در تسهیل کنشهای معینی ارزشمند است ممکن است برای کنشهای دیگر بی فایده یا حتی زیانمند باشد. سرمایه اجتماعی نه در افراد و نه در ابزار فیزیکــی تولید قرار دارد (کلمن،1377ص 462).

به نظر کلمن سازمان اجتماعی ، سرمایه اجتماعی را پدید می آورد و دستیابی به هدفهایی را که در نبود آن نمی توانست به دست آید یا با هزینه زیادتری ممکن بود به دست آید ، تسهیل ، می کند (همان منبع ص464).
اشکال سرمایه اجتماعی از دیدگاه کلمن

1-    تعهدات و انتظارات :

مهمترین ویژگی سرمایه اجتماعی از نظر کلمن نظام تعهدات و انتظارات است یعنی اگر فرد   A  برای B کاری انجام دهد با اعتماد به اینکه B در آینده آن را جبران خواهد کرد، این امر انتظاری را در A و تعهدی را در B برای حفظ اعتماد ایجاد می‎کند. این تعهد مانند برگه‎ای اعتباری در دست A است و اگر او تعداد زیادی از این برگه‎ها از افرادی که با آنها رابطه دارد در دست داشته باشد همانند سرمایه مالی بزرگی برای A اعتباری را ایجاد می‎کند که در صورت لزوم می‎تواند ازآن استفاده کند.

2-    ظرفیت بالقوه اطلاعات :

به دست آوردن اطلاعات پر هزینه است ( هزینه فقط مالی نیست بلکه حتی صرف وقت و دقت را هزینه محسوب می کنیم )انسانها با بهره گیری از شبکه روابط اجتماعی از اطلاعات اعضای دیگر شبکه استفاده کرده و به این طریق در صرف هزینه صرفه جویی می کنند.

3-    هنجارها و ضمانتهای اجرایی موثر :

هنجارها اشکال متفاوت دارند وتعدادی از  آنها برای توسعه بسیار ارزشمند هستند به ویژه آنها که دستوری هستند و مثلا فرد راتشویق می کنند که باید منافع شخصی را رها کند و به سود جمع عمل کند . هنجارهای از اینگونه که با حمایت اجتماعی ، پایگاه ،احترام وپاداشهای دیگر تقویت می شود سرمایه اجتماعی است که ملتهای جدید را می سازد.

4-    روابط اقتدار :

اگر کنشگران  متعدد حقوق کنترل کنشها را به فردی انتقال دهند این نوع سرمایه اجتماعی که منجر به رهبری فرهمند شخصی در جامعه می انجامد ،ظهور می کند . این دقیقا” تمایل به ایجاد سرمایه اجتماعی لازم برای حل مسائل مشترک است که افراد را در شرایط معینی وادار می کند که به رهبری فرهمند اقتدار واگذار کنند.

5-    سازمان اجتماعی انطباق پذیر :

سازمانهای داوطلب برای پیشبرد مقاصد کسانی که آنها را بنیاد می نهند بوجود می آیند ودر ادامه حیات خود ( علاوه بر برآوردن هدف اولیه شکل گیری ) قابل انطباق برای مقاصد دیگر نیز هستند و بنابراین سرمایه اجتماعی را شکل می دهند که برای استفاده در دسترس است . برای مثال اعضای اتحادیه چاپخانه های نیویورک که کارگران حروفچینی بودند ، یک باشگاه حروفچینی به نام باشگاه حرفچینان تشکیل دادند . بعدها هنگامی که کارفرمایان در جستجوی کارگران حروف چین بودند و کارگران حروف چین که به دنبال کار می گشتند ، هردو این سازمان را برای کاریابی موثر یافتند و برای این منظور از آن استفاده کردند.کلمن در پایان این دسته بندی نتیجه می گیرد  که اشکال سرمایه اجتماعی روابط اقتدار و اعتماد و هنجارها هستند و سرمایه اجتماعی محصول فرعی فعالیتهای است که برای مقاصد دیگر صورت می گیرد ( کلمن1377).

مفهوم سرمایه اجتماعی برای کلمن وسیله ای جهت تبیین نحوۀ همکاری و تعاون افراد با یکدیگر است . از نظر وی سرمایه اجتماعی یک منبع است زیرا متضمن شبکه های مبتنی براعتماد و ارزش های مشترک می باشد و در مقاله ای سرمایه اجتماعی را منبعی مفید تعریف می کند که از طریق اتصالات اجتماعی برای کنشگر قابل استفاده است ودر جایی دیگر آن را یک کالای عمومی می نامد ( فیلد،1388).

پاتنام

پاتنام به همراه دو همکارش از سال 1970سلسله پژوهشهای رادر باب ایتالیای پس از اجرای قانون اصلاحات انجام داد. این پدیده اجرای ماده معوق مانده ای از قانون اساسی ایتالیا بود که به موجب آن حکومت های منطقه ای حق فعالیت می یافتند ،آنچه که حکومت مرکزی ایتالیا به زعم خود جهت تمرکززدایی و گسترش دمکراسی ،باایجاد حکومتهای منطقه‎ای – صورت داد. از شروع اجرای آن  قانون بتدریج  15 حکومت منطقه ای در ایتالیا شروع به فعالیت کردند تا سال 1990 که تعداد آنها به 20 مورد رسیده بود،پژوهش های پاتنام و همکارانش، بینش تازه ای را در تئوری سرمایه اجتماعی ایجاد کرد. موضوع این پژوهش بررسی عملکرد این نهادهای حکومتی در مناطق مختلف بر اساس 12 شاخص حاکی از اختلاف شدید شمال و جنوب ایتالیا بود. پاتنام پس از مدتی مطالعه  این سؤال را مطرح کرد که با وجود سیاست‎های مشخص و یکسان دولت مرکزی چرا نهادهای دموکراتیک در شمال ایتالیا کارآمدتر از جنوب عمل می‎کنند به علاوه چه عاملی اختلاف رشد اقتصادی شمال و جنوب ایتالیا را توضیح می‎دهد.در شمال ایتالیا نهادهای جمعی بهتر کار می‎کردند، مردم بیشتر در انتخابات شرکت می‎کردند و عملکرد سازمانهای اداری مطلوبتر بود در حالی که در جنوب ادارات پاسخگوی شهروندان نبودند و شهروندان نیز به حکومت منطقه‎ای اعتمادی نداشتند (پاتنام ،1380).

نتایج تحقیقات و بررسیهای  پاتنام  به طرح تعاریفی از مفهوم سرمایه اجتماعی و وجوه و اشکال آن انجامید که در ادامه  به مهمترین آنها اشاره شده است :

سرمایه اجتماعی وجوه گوناگون سازمان اجتماعی نظیراعتماد، هنجارها و شبکه‌ها ست که می‌توانند باتسهیل اقدامات هماهنگ ،کارآیی جامعه را بهبود بخشد.سرمایه اجتماعی نیز مانند سایر سرمایه ها مولد است و امکان دستیابی به اهداف مشخص را فراهم می کند که بدون آن غیر قابل دسترس خواهند بود ( پاتنام ، 1380ص 285).

به تعبیر پاتنام همکاری و تعاون داوطلبانه در جایی که ذخیره و انباشت اساسی از سرمایه اجتماعی در قالب قواعد مبادله و شبکه های تعهد مدنی وجود داشته باشد به آسانی صورت می‌گیرد. در واقع‌ این‌ مفهوم، سرمایه‌ اجتماعی‌ به‌ پیوندها، میان‌ اعضای‌ یک‌ شبکه‌ به‌ عنوان‌ منبع‌ با ارزش‌ اشاره‌ دارد که‌ با خلق‌ هنجارها و اعتماد متقابل‌ موجب‌ تحقق‌ اهداف‌ اعضا می‌شو د(ازکیا وغفاری 1383).

وجوه گونا گون سازمان اجتماعی از دیدگاه پاتنام :

1-    شبکه ها: شبکه های رسمی و غیر رسمی ارتباطات و مبادلات درهر جامعه ای اعم از مدرن و سنتی، فئودالی یا سرمایه داری و … وجود دارند. این شبکه ها در نوع “افقی” و “عمودی” هستند. در شبکه های افقی شهروندانی عضویت دارند که از قدرت و وضعیت برابری برخوردارند. در این حالت همه کنشگران درگیر کنشها بوده با هم در ارتباطند و اطلاعات به صورت شفاف در اختیار کنشگران قرار می گیرد. در شبکه های عمودی شهروندانی عضویت دارند که وضعیتی نابرابر نسبت به هم دارند. در این حالت کنشگران باهم ارتباطی ندارند. به این معنی که رابطه کنشگران منقطع بوده و ایشان تنها اطلاعاتی را بدست خواهند آورد که منافع افراد در موقعیت بالاتر را به خطر نیاندازد و اطلاعات به صورت شفاف رد و بدل نمی شود.
کنش های افقی قوی در شبکه های مشارکت مدنی مانند انجمن های همسایگی، کانون های سرود خوانی ، تعاونی ها، باشگاه های ورزشی و احزاب توده ای، روی می دهند. از نظر پاتنام شبکه های مشارکت مدنی یکی از اشکال ضروری سرمایه اجتماعی هستند:

” هرچه این شبکه ها در جامعه ای متراکم تر باشند، احتمال بیشتری وجود دارد که شهروندان بتوانند در جهت منافع متقابل همکاری کنند. ” شبکه های افقی انبوه تقویت همکاری درون گروهی را سبب می شوند. آنها با دور زدن شکافهای طبقاتی، همکاری گسترده تری را پدید می آورند. از نظر پاتنام هرچه ساختار سازمانی افقی تر باشد ، موفقیت نهادی آن در اجتماع بیشتر است. پاتنام میان عضویت در گروه های اداری نظم افقی مانند باشگاه های ورزشی و … ارتباط مثبتی قائل است . او شبکه عمودی یا سلسله مراتبی را فاقد توان برقراری اعتماد و همکاری اجتماعی می داند. زیرا جریان اطلاعات در شبکه عمودی نسبت به شبکه افقی ، شفاف و مؤثر نیست. همچنین هنجارهای معامله متقابل و مجازاتهای مربوط به تخلف از آن که مانع فرصت طلبی می شوند، در شبکه های عمودی برای مقامات عالی رتبه کمتر وضع شده و کمتر اجرا می شوند. پاتنام  مزیت شبکه ای مشارکت مدنی را داری مزایای زیر می داند:
–    افزایش هزینه های بالقوه عهد شکنی در معاملات
–    تقویت هنجارهای قوی معامله متقابل
–    تسهیل ارتباطات و بهبود جریان اطلاعات در مورد قابل اعتماد بودن افراد

2-     هنجارهای معامله متقابل: در هرگروه اجتماعی هنجارهایی هستند که مهمترین سودمندی آنها تقویت اعتماد، کاهش هزینه معاملات و تسهیل همکاری است. از نظر پاتنام مهمترین این هنجارها، هنجارهای معامله متقابل هستند. وی این هنجارها را از مولدترین اجزای سرمایه اجتماعی می داند. گروه ها و جوامعی که از این هنجارها اطاعت می کنند به شکل مؤثری بر فرصت طلبی و مشکلات عمل جمعی فائق می آیند. این هنجارها با شبکه های انبوهی از مبادلات اجتماعی مرتبط هستند و هریک یکدیگر را تقویت می کنند.

3-     اعتماد اجتماعی: پاتنام اعتماد اجتماعی را ناشی از دو منبع یعنی هنجارهای معامله متقابل و شبکه های مشارکت مدنی می داند. از نظر وی اعتماد، همکاری را تسهیل می کند و هرچه سطح اعتماد در یک جامعه بالاتر باشد، احتمال همکاری هم بیشتر خواهد بود. همکاری نیز به نوبه خود اعتماد را ایجاد می کند. به این ترتیب هرچه سرمایه اجتماعی بیشتر استفاده شود بجای استهلاک و کاهش، بیشتر افزایش خواهد یافت. از نظر پاتنام هرچه تعامل میان افراد بیشتر باشد، آنها اطلاعات بیشتری درباره یکدیگر به دست آورده و انگیزه های بیشتری برای اعتماد پیدا می کنند. در مجموع پاتنام منابع سرمایه اجتماعی را اعتماد، هنجارهای معامله متقابل و شبکه های افقی تعامل می داند که دارای ارتباطات درونی، خود تقویت کننده و خود افزاینده می باشند. بنا به اعتقاد پاتنام ویژگی بازتولیدی سرمایه اجتماعی منجر به تعامل اجتماعی همراه با سطح بالایی از همکاری ، اعتماد، معامله متقابل، مشارکت مدنی و رفاه اجتماعی می گردد. وی همچنین اضافه می کند که نبود این ویژگی ها در برخی از جوامع عهدشکنی، بی اعتمادی ، فریب و حیله و بهره کشی ، انزوا، بی نظمی و رکود را به دنبال خواهد داشت (پاتنام ،1380) .

پاتنام استدلال می کند  که هنجارها و شبکه مشارکت مدنی :
– باعث تقویت رشد اقتصادی می شوند.
– باعث افزایش اعتماد و همکاری اجتماعی می شوند
– جامعه ای که شبکه های مدنی زیادی دارد و اغلب مردم از هنجارهای مدنی تبعیت می کنند شناسایی و مجازات ” سیب خراب ” اتفاقی آسانتر است و در مقابل عهد شکنی خطرناکتر و غیر وسوسه انگیزترمی باشد (همان منبع ) .

منابع سرمایه اجتماعی مانند اعتماد ، هنجارها و شبکه هامعمولا” خود تقویت کننده و خود افزاینده هستند . دور باز تولید کننده فضایل ،به تعادل اجتماعی همراه با سطح بالایی از همکاری ، اعتماد ،معامله متقابل ، مشارکت مدنی و رفاه جمعی منجر می شود . این ویژگیهای معرف جامعه مدنی هستند . برعکس ،فقدان این ویژگی ها در جوامع غیر مدنی نیز خصلتی خود تقویت کننده دارد . عهد شکنی ، بی اعتمادی ،فریب و حیله ،بهره کشی ،انزوا ،بی نظمی و رکود یکدیگر را در یک جو خفقان  آور دورهای باطل تشدید می کنند(همان منبع ).
دیدگاه پاتنام  رامی توان به این صورت خلاصه کرد :

سرمایه اجتماعی بامعامله متقابل به  وجود می آید و انگیزه معامله متقابل بهره گیری از کمک دیگری ، یا دادن کمک به دیگری  با انتظا ردریافت سود در آینده شکل می گیرد  . منظور از سود ، دریافت کمک از طرف مقابل به هنگام نیاز در آینده می باشد. این معامله بر اساس اعتماد انجام می پذیرد . کسب اعتماددر شبکه ها به وجود می آید زیرا باحضور در شبکه ها و تعامل بایکدیگر می توانیم اطلاعات  لازم  را برای بدست آوردن اعتماد کسب کنیم  .

نقطه اشتراک تعریف پاتنام از سرمایه اجتماعی باتعریف کلمن در این خصوص آن دسته از ویژگی های سازمان اجتماعی است که هماهنگی و همکاری را برای سود متقابل تسهیل می کند. این ویژگی ها عبارتند از: شبکه ها، هنجارهای معامله متقابل و اعتماد اجتماعی.به طور خلاصه ، بوردیو دارای دغدغه ای مشترک با مارکسیسم در باره نابرابری دسترسی به منابع و کسب قدرت می باشد ، کلمن به عنوان نقطه شروع ،ایده افراد کنشگر عقلانی که به دنبال کسب سود شخصی شان هستند رادرنظر می گیرد ، پاتنام ایده معاشرت و فعالیت مدنی را به عنوان پایه یکپارجگی اجتماعی و بهزیستی در نظر گرفت و گسترش بخشید . به رغم این تفاوت ها ، هر سه نفر بر این باورند که  سرمایه اجتماعی تشکیل شده است از پیوندهای شخصی همراه با مجموعه ای از ارزش ها ی مشترک که با این تماس ها مرتبط می باشد ( فیلد ،1388ص 28).

فوکویاما

فوکویاما نظریه پرداز دیگر این حوزه در تعریف این مفهوم بیشتر بر هنجارها و ارزشهای غیر رسمی تکیه کرده و آن را اینگونه تعریف می کند:

سرمایه اجتماعی را به سادگی می توان به عنوان وجود مجموعه معینی از هنجارها یا ارزشهای غیر رسمی تعریف کرد که اعضای گروهی که همکاری و تعاون میانشان مجاز است در آن سهیم هستند. مشارکت در ارزشها و هنجارها به خودی خود باعث تولید سرمایه اجتماعی نمی گردد ، چرا که ممکن است ارزش ها منفی باشند .هنجارهایی که تولید سرمایه اجتماعی می کنند اساسا باید شامل سجایایی از قبیل صداقت، ادای تعهد و ارتباطات دو جانبه باشد (فوکویاما،1385).

فوکویاما در توضیح خاستگاه سرمایه اجتماعی می نویسد:

فراهم ساختن و تدارک سرمایه اجتماعی با واسطه و میانجیگری مجموعه ای از نهادهایی که تقریباً به وسعت و گستردگی خود جامعه هستند، انجام می پذیرد. خانواده ها، مدارس، کلیساها و انجمنهای داوطلبانه، انجمنهای تخصصی، فرهنگ عمومی و غیره از آن جمله است. اکثر این نهادها با اقتصاد بازار کاملاً بیگانه هستند. بودجه برخی از این نهادها، از قبیل مدارس، را مردم با پرداخت مالیات تامین می کنند: برخی دیگر مانند خانواده ها یا انجمنهای خیریه ازطریق تولیدات فرعی فعالیتهای دیگر، سرمایه اجتماعی تولید می کنند، چنانچه جیمزکلمن خاطرنشان ساخته است، سرمایه اجتماعی مانند بسیاری از اشکال دیگر سرمایه انسانی یک منفعت عمومی است، و بنابراین، بازارهای رقابتی به طور منظم برای آن سرمایـه گذاری می کنند (فوکویاما، 1379ص 89).

یکی از تعاریف مطرح این است که سرمایه اجتماعی مجموعه هنجارهای موجود در سیستم های اجتماعی است که موجب ارتقای سطح همکاری اعضای آن جامعه گردیده و موجب پایین آمدن سطح هزینه های تبادلات و ارتباطات می گردد. براساس این تعریف، مفاهیمی نظیر جامعه مدنی و نهادهای اجتماعی نیز دارای ارتباط مفهومی نزدیک با سرمایه اجتماعی می گردند (فوکویاما ، 1999ص 5 به نقل ازالوانی و شیروانی تدبیر ،147).

فوکویاما معتقد است سرمایه اجتماعی متعلق به گروههاست نه افراد و هنجارهایی که شالوده سرمایه اجتماعی را تشکیل می دهند در صورتی معنی دارد که بیش از یک نفر در آن سهیم باشد. گروهی که دارای سرمایه اجتماعی می باشد ،ممکن است به کوچکی دو دوست باشد که با یکدیگر تبادل اطلاعات می کنند یا در پروژه ای مشترکاً همکاری می کنند یا ممکن است در مقیاس بزرگ تری تمامی یک ملت باشد. فوکویاما برخی از کشورها را که از نظر فرهنگی یکسان هستند بر اساس سرمایه اجتماعی مقایسه می کند و هدف او این است که به این سوال پاسخ دهد: چرا برخی کشورها موفقیت اقتصادی بیشتری نسبت به سایر کشورها دارند. او ادعا می کند در این کشورها سطوح بالای قابلیت اجتماعی (سرمایه اجتماعی) صداقت و اعتماد افراد را به انجام کارهای مشارکتی و تعاونی مشتاق می سازد و زمینه را برای رشد و ترقی فراهم می کند مثلاً در جامعه ژاپن سطوح بالای سرمایه اجتماعی سبب گسترش و توسعه این کشور شده است در حالی که در جامعه چین پیوندهای موجود مانع شکل گیری سرمایه اجتماعی شده و فرصت های نوآوری را محدود ساخته است. فوکویاما معتقد است جوامع مدرن به جای اینکه درصدد باشند که اخلاق اعضایشان را بهبود بخشند در جست وجوی تاسیس نهادهایی چون حکومت متکی بر قانون اساسی و مبادله مبتنی بر بازار آزاد هستند تا رفتارهای اعضای خود را نظام مند کنند(فوکویاما ، 1379ص 13 به نقل از دانشمهروراد).

کلمن ،پاتنام و فوکویاما معتقدند :

هرچه سرمایه اجتماعی در گروه بیشتر، هزینه همکاری و تعامل کمتر در نتیجه عملکرد و دستیابی به اهداف بیشتر

هرچه سرمایه اجتماعی در گروه کمتر ، هزینه همکاری و نعامل بیشتر، در نتیجه عملکرد و دستیابی به اهداف کمتر

با جمع بندی نظرات ابراز شده می توان سرمایه اجتماعی را مجموعه ای از شبکه ها، هنجارها، ارزش ها و درکی دانست که همکاری درون گروه ها و بین گروه ها را در جهت کسب منافع متقابل تسهیل می کند و این نوع از سرمایه با نرخ مشارکت افراد در زندگی جمعی و وجود عامل اعتماد در بین آنان بیان می شود (دانشمهروراد ).
سطوح سرمایه اجتماعی :
نطریه های سرمایه اجتماعی این مفهوم را در سه سطح بررسی کرده اند :
سطح فردی یا خرد:به طور معمول ، هر یک از افراد جامعه در شبکه یا شبکه ها یی عضویت دارند. منافع ناشی از این عضویت می تواند برای فرد مفید واقع شود . فوکویاما به این سطح دقت دارد .

سطح گروهی یا میانه : روابط مبتنی بر اعتماد میان اعضا ی گروه موجب تشکیل سرمایة اجتماعی می شود. این سرمایه در اختیار تمامی اعضای گروه قرار دارد تا از آ ن برای پیشبرد امورشان استفاده کنند. کلمن و پاتنام به این سطح پرداخته اند .

سطح اجتماعی یا کلا ن : تعداد زیاد گروه های داوطلبانه در جامعه و روابط افقی میان آنها که مبتنی بر اعتماد است، سرما یه ای اجتماعی را تولید می کند که همة اعضای . جامعه از آن بهره مند خواهند بود . فوکویاما ، پاتنام و بوردیو به این سطح توجه داشته اند ( برگرفته ازکیا ، ۱۳۸7).

گروه بندی دیدگا هها

می توان نطریه های سرمایه اجتماعی را به چهاردیدگاه  عمده زیر  دسته بندی نمود:

1-    دیدگاه اجتماع گرایی:  که سازمانهای محلی چون کلوب ها، مؤسسات و گروه های شهری را بستر ایجاد سرمایه اجتماعی می داند.

2-    دیدگاه شبکه ای :بر اهمیت روابط افقی و عمودی بین مردم و روابط درونی و بیرونی موسسات و گروهای اجتماعی تاکید دارد.

3-    دیدگاه نهادی :معتقد است سر زندگی شبکه های اجتماعی و جامعه مدنی عمدتا” نتیجه فضای سیاسی ، قانونی و نهادی جامعه است .

4-    دیدگاههای هم افزایی : تلاش می کند که کارهای قوی برآمده از دیدگاههای شبکه ای و نهادی را با هم تلفیق نماید و تعریف بانک حهانی از سرمایه اجتماعی نیز بر همین تلاش استوار است :

سرمایه اجتماعی عبارت است از هنجارها و روابط اجتماعی مستحکم و ریشه دار در ساختارهای اجتماعی جوامع که مردم را در هماهنگی کنش ها برای دستیابی به اهدا ف مطلوب خود قادر می سازد.

طبق تعاریف فوق، همه محققان توافق دارند که کنشهای اجتماعی افرادهسته مرکزی سرمایه اجتماعی را تشکیل می دهند و زمانی که کنش ها در سطح فردی رقم می خورند، سرمایه اجتماعی به طور بالقوه” برون بود هایی(Externalities) ” را تولید می کنند و عضویت دریک گروه منافع و هزینه های پیش بینی نشده ای را دارد)اکبری ).

کنش های جمعی افراد به طور غیرمستقیم برای کسانی که در گروه ها عضویت ندارند نیز منافع و هزینه هایی دارد. همچنین مفاهیم مشارکت در اجتماع محلی ، کنشگرایی در یک موقعیت اجتماعی احساس اعتماد و امنیت، ظرفیت پذیرش تفاوت ها و توانایی همکاری با دیگران به عنوان عناصر سرمایه اجتماعی محسوب می شوند ( اکبری به نقل از شریفیانی ثانی  ،1380 ،19)

دسته بندی نظریه ها

نظریه های سرمایه اجتماعی را می توان به  در دودسته کلی زیر جمع نمود همانطور که شرح آنها پیشنر آمد:

1-     به تعبیر بوردیو سرمایه اجتماعی به عنوان ویژگی فردی پتانسیل افراد برای فعالیت و مشارکت مؤثر در شبکه ارتباطات بر اساس شناخت متقابل در یک فضای اجتماعی و حفاظت ازآن از طریق مبادلات نمادی و مادی است. بر این اساس سرمایه اجتماعی

دارایی های خوب خصوصی است که افراد آنها را انباشت و از آنها برای دستیابی به اهداف خود استفاده می کنند.

2-    پاتنام :” سرمایه اجتماعی یک صفت جامعه است که کیفیت شبکه ها و روابط، افراد را برای همکاری و کنش جمعی قادر می سازند”. بر این اساس، سرمایه اجتماعی بر پایه درجه بالای اعتماد بین شخصی و به همان میزان ارزشمندی اعتماد نهادهای عمومی وسیاسی است که قواعد حقوقی را ایجاد و رعایت می کنند و همه مبادلات را شفاف و ایمن می سازند.

دو مشکل در آشتی دادن این دو مفهوم سرمایه اجتماعی وجود دارد. یکی مربوط به اقتصاددانان است که تمایل دارند عوامل مختلف در رشد اقتصادی و رفاه ملل راشناسایی کنند و اغلب تفسیرهای پانتام درباره سرمایه اجتماعی را ترجیح می دهند، درحالی که جامعه شناسان تلاش برای تبیین بازتولید نابرابری را ترجیح می دهند و لذا تمایل به مفهوم سازی بوردیو و کلمن دارند. اقتصاد دانان سعی می کنند از متغیرهای سطح اعتمادو مشارکت اجتماعی استفاده کنند در حالی که جامعه شناسان از متغیرهایی چون منزلت اجتماعی، جایگاه فرد در ساختار قدرت و عضویت در شبکه های غیررسمی استفاده می کنند.

تلاش هایی جهت حل مسأله دوگانگی مفهوم سرمایه اجتماعی صورت گرفته است.

در سا لهای اخیر بانک جهانی سعی نمود این دو رهیافت را با هم تلفیق نماید و شیوه ونگاه واحدی را نسبت به سرمایه اجتماعی به وجود آورد. ولکاک(1928) تعریف جدیدی را ارایه کرد که بر اساس اعتماد عام اجتماعی و هنجارهای اجتماعی پانتام از یک سو و جنبه های فردی بیان شد. آنچه که وی آن را دیدگاه هم افزایی سرمایه اجتماعی نامیده است، در جهت تلفیق این دو بعد می باشد( اکبری ) .

عناصر و مولفه های سرمایه اجتماعی

توکلی و تاخبخش در مقاله خود که حاصل تحقیق موردی در خصوص بررسی و تحلیل میزان سرمایة اجتماعی در مناطق شهری و روستایی مرزی سیستان است ،تعاریف موجود در خصوص مفهوم سرمایه اجتماعی را در جدول زیر خلاصه نموده اند و نتیجه گیری می نمایند که در تمامی این تعاریف از اعتماد به عنوان جزء اصلی سرمایة اجتماعی نام برده شده است :

جدو ل تعاریف سرمایة اجتماعی

تعاریف سرمایة اجتماعی

صاحب نظران

توانایی افراد برای منافع پایدار از طریق عضویت در شبکه های اجتماعی یا ساختارهای اجتماعی دیگر

پورتس

یک شبکة ارتباطی شخصی منحصر به فرد و وابستگی نهادی ممتاز

بلیویو،اُریلی،وید

بافتی از ارتباطات تعاونی میان شهروندانی که به یکدیگر برای رفع مشکلات کمک میکند

برهم ، ران

توانایی افراد برای همکاری وتعاون با هم برای اهداف عمومی در گروه ها و سازمانها

فوکویاما

سرمایة اجتماعی با کارکرد آن تعریف می شود. سرمایة اجتماعی چیز واحدی نیست بلکه انواع چیزهای گوناگونی است که همة آنها دو ویژگی مشترک دارند؛ اول، شامل جنبه ای از یک ساخت اجتماعی هستند ؛ و دو م، کنش های معین افرادی را که در درون ساختارند، اعم از اشخاص حقیقی یا عاملان حقوقی، تسهیل می کنند و دستیابی به هدف های معین را که در نبود آن ، دست نیافتنی خواهد بود، امکانپذیر می سازند

کلمن

هنجارها و شبکه هایی که امکان مشارکت مردم در اقدامات جمعی را به منظورکسب سود متقابل فراهم می کنند و با شیوه هایی همچون سنجش سطح اعتماد اجتماعی و سطوح عضویت در انجمن های مدنی رسمی یا غیررسمی قابل اندازه گیر ی اند

تاجبخش، ثقفی، و کوهستانی نژاد

سرمایة اجتماعی در آغاز یک دسته فرآیندهایی است که به تولید برون بودهایی منجر می شود که حاصل کنش های اجتماعی است . بنابراین، سرما یة اجتماعی یک دسته کنش های اجتماعی است و شامل آن دست های است که یا خود با دوام هستند یا بر روی آنهایی که بادوام هستند، اثر می گذارند

کولیر

و در ادامه می افزایند بر اساس تعاریف فوق ، صاحب نظران هشت عنصر مهم سرمایة اجتماعی را بدین شرح مطرح کرده اند:
•    مشارکت در اجتماع محلی
•    کنش گرایی در یک موقعیت اجتماعی
•    احساس اعتماد و امنیت
•    پیوند های همسایگی
•    پیوند های دوستی و خانوادگی
•    ظرفیت پذیرش تفاوت ها
•    بها دادن به زندگی و
•    پیوندهای کاری
همان گونه که مشاهده می شود هر یک از تعاریف فوق به جنبه ای از سرمایة اجتماعی اشاره می کنند ولی در همة این تعار یف از اعتماد به عنوان جزء اصلی سرمایة اجتماعی
نام برده شده است . در این تعاریف، شاخص های روانشناختی (اعتماد و هنجارها ( و
رفتارشناختی )شبکه ها( با هم ترکیب شده اند.
اعتماد به معنا ی باور بر مبنا ی این احتمال است که دیگران کارهای به خصوصی را انجام می دهند یا از انجام آن پرهیز می کنند. مفهوم اعتماد ممکن است بر ای پیش نگری رفتار یک شریک با توجه به تعهدات و الزامات او و امکان پیش بینی رفتار او در مذاکرات و تعاملات در حالی که او ممکن است با رفتار فرصت طلبانه نیز مواجه باشد ،بیان شود . در متون پژوهشی ، اعتماد را به انواع مختلفی تفکیک می کنند و پژوهشگران دست کم از سه نوع متفاوت از اعتماد یاد کرده اند:
•    اعتماد بستگان و خویشاوندان:که بیان کنندة اعتماد افراد جامعه به افراد خانواده ،نزدیکان و دوستان است؛
•    اعتماد اجتماعی میان افراد: که بیانگر اعتماد افراد نسبت به یکدیگر و افراد جامعه است
•    اعتماد نهادی: که ناظر بر احساس افراد نسبت به نهادها و یا حرفه های مختلف و یا حتی بخش های مختلف دولتی می باشد.
در واقع از بین مولفه های سرمایه اجتماعی که عبارت است از اعتماد ، شبکه ها ، انسجام و مشارکت ، اعتماد مهمترین مولفه یا شاخص است .

جنبه منفعت عمومی سرمایه اجتماعی

سرمایه اجتماعی ویژگیهای معینی دارد که آن را از کالاهای خصوصی، تقسیم پذیر و انتقال پذیر که در نظریه اقتصادی نئوکلاسیک بحث شده است، متمایز می سازد. یکی از این ویژگیها که لوری (1987) درباره آن بحث کرده، انتقال ناپذیری عملی آن است. اگرچه این سرمایه، منبعی است که ارزش استفاده دارد، به آسانی مبادله نمی شود. صفت کیفی ساختار اجتماعی که فرد در آن قرار گرفته این است که سرمایه اجتماعی، دارایی شخصی هیچ یک از افرادی نیست که از آن سود می برد.تفاوت دیگر، که از جنبه منفعت عمومی سرمایه اجتماعی ناشی می شود، می تواند با مقایسه آن با سرمایه فیزیکی مشاهده گردد. سرمایه فیزیکی معمولاً کالایی خصوصی است، و حقوق مالکیت به شخصی که در سرمایه فیزیکی سرمایه گذاری کند امکان می دهد، منافعی را که این سرمایه تولید می کند به دست آورد. بنابراین، انگیزه سرمایه گذاری در سرمایه فیزیکی کاهش نمی یابد؛ آن گونه که اقتصاددان ممکن است بگوید، یک سرمایه گــــذاری نیمه بهینه (SUBOPTIMAL INVESTMENT) در سرمایه فیزیکی وجود ندارد، زیرا کسانی که در آن سرمایه گذاری می کنند می توانند منافع سرمایه گذاری خود را تصاحب کنند. درمورد سرمایه انسانی نیز – دست کم سرمایه انسانی از نوعی که در مدارس تولید می شود – فردی که وقت و منابع خود را سرمایه گذاری می کند منافعی را به دست می آورد که افراد پیش بینی می کنند از آموزش کسب خواهند کرد: یعنی شغلی با دستمزد بیشتر، کار رضایت بخش تر یا دارای پایگاه بالاتر، یا حتی لذت درک بهتر دنیای پیرامون
اما سرمایه اجتماعی در بیشتر شکلهایش این گونه نیست. مثلاً، انواع ساختارهای اجتماعی که هنجارهای اجتماعی و ضمانتهای اجرایی برای تحمیل آنهــــــا را امکان پذیر می سازد در درجـــــه اول به افرادی سود نمی رساند که تلاشهای آنهابرای به وجود آوردن هنجارها و ضمانتهای اجرایی لازم است. بلکه به همه افرادی سود می رساند که جزء آن ساختار معین هستند. جنبه منفعت عمومی بیشتر سرمایه اجتماعی به این معناست که سرمایه اجتماعی از جهت کنش هدفمند، در موقعیتی اساساً متفاوت با بیشتر شکلهای دیگر سرمایه است. سرمایه اجتماعی، منبع مهمی برای افراد است و می تواند بر توانایی کنش آنها و کیفیت مشهود زندگیشان بسیار تاثیر گذارد. (کلمن، 1377، ص 482و483).
نکته قابل توجه این است که سرمایه اجتماعی هم منفعت عمومی دارد و هم منفعت خصوصی .

نقش دولت در ایجاد سرمایه اجتماعی

بطور کلی درباره نقش شایسته دولت در فرآیند توسعه اقتصادی دو دیدگاه عمده وجود دارد، دیدگاه نخست از نظریه لیبرال دموکرات و اقتصاد نئوکلاسیک ریشه می گیرد. براساس این دیدگاه دولت باید مداخلات خود را در حوزه اقتصادی به حداقل ممکن محدود کرده و تصمیم گیری های عمده را به بخش خصوصی واگذارد . الگوی لیبرال ، مداخله زیاد دولت در اقتصاد را موجب پدید آمدن رفتار سودجویانه )در حوزه عمومی و خصوصی ( اسراف، فساد و عدم کارآیی می داند. این الگو دخالت گسترده دولت را با سطح بالای رشد اقتصادی و گذار به توسعه پایدار ناسازگار می داند. دیدگاه دوم ر ا می توان الگوی نظری رادیکال نامید . بر اساس این الگو ، دولت باید از طریق ملی کردن و برنامه ریزی اقتصاد، توسعه اقتصادی را هدایت وراهبری کند و دست کم باید کنترل صنایع پایه، زیرساخت ها و بخش های مالی را دردست داشته باشد. طبق این دیدگاه، بخش خصوصی مانع توسعه تکنولوژی می گردد، سرمایه گذاری بلندمدت را فدای نفع کوتاه مدت می کند و به شدت رفتارسودجویانه دارد ( داود منظور ،ص16)
امروز در سراسر جهان دولتها در کانون توجه قرار گرفته اند. توسعه های دور از دسترس که امروزه تحقق یافته اند ما را بر آن می دارد تا پرسشهای اصولی خود را درباره دولت تغییر دهیم. نقش دولت چگونه می تواند باشد؟ چه می تواند انجام دهد؟ از انجام چه کاری باید پرهیز کند؟ و بهترین راه انجام آن چیست؟ تجربه 50 سال گذشته فواید و محدودیتهای عملکرد دولت را به ویژه در ارتقای توسعه به روشنی نشان داده است.عــــامل تعیین کننده توسعه، به رغم تجربه های متفاوت، کارآمد بودن دولت است. وجود دولت کارآمد برای فراهم آوردن کالاها و خدماتی (مقررات و نهادهایی) که به بازار اجازه رشد و شکوفایی دهد و مردم را به سوی زندگی سالمتر و سعادتمندتر سوق دهد، حیاتی است. بدون وجود چنین دولتی، توسعه پایدار در زمینه های اقتصادی و اجتماعی غیرممکن است. 50 سال پیش بسیاری از اندیشمندان دقیقاً همین نظر را عنوان می کردند اما رفته رفته تمایل خود را اینگونه بیان کردند که توسعه باید دولت مدار باشد. از آن هنگام تا به امروز تجربه توسعه پیام متفاوتی را به ما می دهد: دولت در فرایند توسعه اجتماعی و اقتصادی نقش محوری دارد، بــــــا این حال نه به عنوان فراهم کننده مستقیم رشد بلکه به عنوان یک شریک، عامل تسریع و تسهیل کننده در روند توسعه (بانک جهانی، 1378، ص2). مهمترین اقداماتی نیز که توسط دولتهـــا می تواند برای تقویت سرمایه اجتماعی انجام شود عبارتند از:
تشویق و تقویت تشکیل نهادهای مدنی؛تقویت وغنی سازی آموزشهای عمومی؛تامین امنیت شهروندان درجهت حضور داوطلبانه در نهادهای اجتماعی؛پرهیز از تصدی گری بخشهای مختلف اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی و واگذاری فعالیتهای مربوطه به نهادهای مردمی برای جلب مشارکت آنها در فعالیتها و زمینه سازی ایجاد و تقویت نهادهای اجتماعی و شبکه های اعتمادبین آحاد مختلف مردم (فوکویاما 1999 به نقل از الوانی و شیروانی تدبیر)

کارکرد های سرمایه اجتماعی
پاتنام می گوید که سرمایه اجتماعی بی ضرر است و تنها مقداری هزینه دارد، فوکویاما سرمایه اجتماعی را خیر عمومی هم برای اقتصاد و هم برای کل جامعه می داند و تنها بعد ها ازاثرات منفی آن یاد می کند. پاتنام نه تنها از اثرات منفی سرمایه اجتماعی بلکه از اثرات منفی سرمایه فیزیکی و همچنین سرمایه انسانی یاد می کند و به ترتیب اسلحه و شکنجه را مثال می زند که البته احتمال اثرات منفی تولید شده توسط سرمایه اجتماعی را بیش از سرمایه فیزیکی و انسانی برآورد می کند. اعتماد نقش مهمی را در مفهوم فوکویاما از سرمایه اجتماعی بازی می کند و او نتایج منفی سرمایه اجتماعی را با استفاده از ایده “شعاع اعتماد ” تشریح می نماید:. هرچه ” شعاع محور اعتماد ” محدود به اعضای خود گروه باشد، احتمال بروز اثرات منفی بیشتر می شود. بوردیو و کلمن نیز درباره وجوه منفی سرمایه اجتماعی مطلع بوده اند اما در کل همه آنها به اندازه کافی به این وجوه منفی نپرداخته اند .
کارکردهای مثبت سرمایه اجتماعی: تسهیل کنش متقابل ، کاهش هزینه مبادلات ، افزایش عملکرد دستگاههاو کاهش ناهنجاریهای اجتماعی مانند فساد ،فحشاء ، رشوه خواری از نتایج و کارکردهای مثبت وجود سرمایه اجتماعی است و برعکس در صورت کاهش این سرمایه رشد این موارد منفی خواهد بود.
وجوه منفی سرمایه اجتماعی از دو جنبه بررسی می گردد؛ یکی تأثیر سرمایه اجتماعی در تقویت نابرابری زیرا فواید سرمایه اجتماعی به شکل نابرابر توزیع شده است، و افراد دارای اتصالات بیشتر از مزایای آن بیشتر بهره می گیرند و دیگری نقش سرمایه اجتماعی در حمایت از رفتارهای ضد اجتماعی است مانند همبستگی اجتماعی میان گروه های مخرب، حال چه این مخرب بودن ویژگی و هدف آگاهانه آنها باشد و چه محصول جانبی و ناخواسته آنها. در میان متفکرین،

کارکردهای منفی سرمایه اجتماعی:تثبیت نابرابری های اجتماعی ،از دست دادن خلاقیت و آزادی افراد در پی حمایت گروهی و تقویت همبستگی ،تشویق و ترغیب نژادپرستی در پی تأکید بیش از حد برگروه و شبکه اجتماعی خاص  ،اثر سوء قدرت شبکه های اجتماعی به جهت ارضاء نیازهای احساسی و کم شدن وابستگی زوج ها در خانواده  و سرمایه اجتماعی به عنوان ابزاری در اختیار نخبگان جامعه است تا به وسیله آن بر دامنه امتیازات خود بیافزایند( فیلد 1388).

نگاهی به وضعیت سرمایه اجتماعی در ایران

توکلی و تاخبخش با رد این مدعا که ” سرمایة اجتماعی در ایران، به ویژه در استان های محروم ، نیاز به تقویت دارد و توجه به برخی از شاخص های آموزشی می تواند به تقو یت آن کمک شا یان توجهی کند.” بیان می کنند  البته نکات فوق به غیر از ذهنیت درو نی محققان چیزی نمی تواند باشد، زیر ا درمکان هایی که شبکة اجتماعی قو ی تری وجود دارد و مردم نیز دستخوش تغییرات زندگی تجار ی و صنعتی نشده اند و از یک بافت روستا یی برخوردارند، سرمایة اجتماع ی قو ی تر است. و این برخلاف رأی و نظر  قبلی می باشد( توکلی و تاجبخش ، 1378).
نتایج پژوهشهای دکتر موسایی –  عضو  هیئت علمی دانشگاه تهران ، نیز این نطر را تایید می کند  در ادامه خلاصه نتایج این پژوهش که در دانشگاه تهران انجام شده است  می آید:
در این پژوهش سرمایه اجتماعی و ارتباط آن با توسعه  در 20 استان کشور درسال 87 موردبررسی قرار گرفته است .نتایج قابل توجه است ،بین رتبه سرمایه اجتماعی و رتبه توسعه هر استان همبستگی وجود ندارد و این برخلاف یافته های پیشین  است که عالبا” عنوان می گردد که هر جایی که سرمایه اجتماعی بوده ،توسعه اقتصادی -اجتماعی هم اتفاق افتاده است . سرمایه اجتماعی علی رغم اینکه زود از بین می رود ، به تدریج شکل می گیرد. نتیجه این تحقیق نشان می دهد که سیاست های توسعه ای در ایران ،به تخریب
سرمایه اجتماعی منجر شده است ولی در کشورهای توسعه یافته ، بین توسعه و شاخص های سرمایه اجتماعی همبستگی وجود دارد ، یعنی در جایی که توسعه یافته تر است ، سرمایه اجتماعی بالاتری هم وجود دارد( موسایی و دیگران 1387).
.
دکتر موسایی معتقد است گسترش شبکه های غیر رسمی مردم نهاد یکی از مولفه های سرمایه اجتماعی است ، اما در ایران این شبکه ها هم دولتی هستند و تا زمانی فعالیت می کنند که از جانب دولت کمک هایی دریافت می کنند . در ایران تمایل به مشارکت در اداره امور کشور بسیار پایین است به و یژه در مسایل مالی و این به علت عدم پرداختن به موضوع تغییر سرمایه درون گروهی به سرمایه برون گروهی است .اصولا این نیاز به دلیل وجود پول نفت احساس نشده و این روند به مشارکتها  مدنی مردم نهاد نیز گسترش یافته تا آنجا که آنها نیز برای فعالیت به کمکهای دولتی وابسته اند. نکته دیگر اینکه در متون درسی ما سرمایه اجتماعی درون گروهی بیشتر تقویت می شود. ایشان تاکید می نمایند که در جوامعی که سیر تکاملی از سنت به مدرنیته داشته اند ، سرمایه اجتماعی به معنای قدیمش از بین رفته و سرمایه ای که در مدت طولانی ایجاد گردیده ، به سرعت از دست رفته است .درایران هم این اتفاق افتاده ،وچیز جدیدی به نام سرمایه مدرن جایگزین آن نشده است( همان منبع ).

با پیروزی انقلاب اسلامی وآغاز تغییر وتحولات گسترده در ساختا رهای سیاسی و اقتصادی میزان مشارکت مردم و اعتماد متقابل دولت و مردم به شدت افزایش یافت . به عبارت دیگر می توان یکی از نتایج بزرگ پیروزی انقلاب را که خود بر اساس سرمایه اجتماعی شکل گرفت، تقویت سرمایه اجتماعی در عرصه سیاسی و اقتصادی کشور دانست . اما برخی سیاست ها و برنامه های دولت های بعد از انقلاب علیرغم دنبال کردن اهداف مثبت، آثار منفی بر سرمایه اجتماعی گذاشته اند. بگونه ای که امروزه اعتمادی که مبتنی بر ارزش های اسلامی مورد انتظار است مشاهده نمی گردد (مهدوی و برخورداری به نقل از صیدایی و دیگران  ،1388 ).
نمودها و مصادیق سرمایه اجتماعی در هر جامعه ای قابل تبیین و مشاهده است . ایران، به علت مذهب مشترک، زبان مشترک، آیین و رسوم خاص، اعیاد و عزاداری ها، احترام عامه مردم به یک سری اصول و ارزش ها، و … دارای عناصری از اعتماد، انسجام و مشارکت اجتماعی است .مردم خصوصاً بعد از انقلاب، در تظاهرات ها و راهپیمایی ها و نمازجمعه ها شرکت داشته اند، درمسائلی نظیر سیل و زلزله و سقوط هواپیما و … همگی یک حس داشته اند . در مسائلی نظیرحضور ایران در جام جهانی یا قهرمانی ورزشکاران و … نیز این حس مشترک که نماد و نمودی از سرمایه اجتماعی است، به روشنی قابل مشاهده است . اما در عین حال سرمایه اجتماعی، عنصری ثابت و خنثی نیست . نظام و سیستم اجتماعی با هر تحرکی، ممکن است دچار نقص و انحراف در اعتماد اجتماعی، انسجام و مشارکت اجتماعی شود و سرمایه اجتماعی با کاهش مواجه شود و این مسئله مهم به تدریج مهاجرت، افسردگی، اعتیاد ، نارضایتی عمومی و … را درپی خواهد داشت ( همان منبع ).

دلایل عدم رشد سرمایه اجتماعی در ایران  با تکیه بر مولفه اعتماد

1-    وجود سطح بالایی از سرمایه اجتماعی پیوند دهنده “درون گروهی”  و تنزل سرمایه اجتماعی متصل کننده “برون گروهی ” شاید بتواند تبیین کننده میزان پایین اعتماد اجتماعی در بین افراد جامعه باشد به طوریکه که در پیمایشها، پژوهش های مرتبط با سرمایه اجتماعی هر چه از خانواده و گروه هایی مانند : اقوام،دوستان و همسایگان دورتر شویم حلقه اعتماد تنگ تر می شود . همچنین هرجا گروه های شغلی در پی منافع شخصی خود بوده و وظایف شغلی در چارچوب قوانین و اصول اخلاقی انجام نگیرد  از ا عتماد کمتری برخوردار بوده اند.
2-    هم چنین از دیگر دلایل عمده عدم رشد اعتماد اجتماعی در ایران معاصر این بوده است که محور برنامه های کلان کشور را بر ابعاد سخت افزاری توسعه متمرکز کرده اند . تحلیل برنامه های عمرانی قبل ازانقلاب و برنامه ریزی های بعد از انقلاب، نشان دهنده عدم توجه به ابعاد اجتماعی توسعه است . محوربرنامه های مذکور عمدتاً الگوی روستویی بوده که بر رشد اقتصادی و افزایش درآمد ملی تأکید دارد.
3-    نابرابری ها
فرایند توسعه در همه ابعاد آن خصوصاً در بعد اجتماعی به معنایی که از دهه  1990میلادی رایج شده، در جهت مشارکت آحاد مردم در امور جامعه، پذیرش حقوق آنان و … مطرح
می شوند .بدین گونه توسعۀ اجتماعی در جهت رفع تبعیض و ایجاد فضای اجتماعی مناسب برای بروزتوانائی های بالقوه انسان ها گام برمی دارد . این موضوع بی تردید در جامعه امروز ایران که شاهدنمودهایی از سیر نزولی در برخی از مؤلفه های سرمایه اجتماعی هستیم،اهمیتی بسزا دارد . جامعه ایران در سال های گذشته تحولات ساختاری همه جانبه ای را تجربه کرده است . این تحولات،دگرگونی در ساز و کارهای اداره جامعه را الزامی ساخته است. هر چند پیشرفتهای فراوانی در همه عرصه ها داشته ایم و نرخ رشد برخی از شاخص ها را می توان دلگرم کننده و نشان دهنده چشم اندازی روشن از روند توسعه انسانی و اجتماعی در کشور دانست، اما نکته مهم این است که از یک سو  سیر صعودی شاخص ها در قیاس با برخی کشورهای هم ردیف کم تر است و از سوی دیگر به سبب توزیع نامناسب امکانات و منابع توسعه در بدنه جامعه، شکاف میان فقیرترین و غنی ترین استان ها به گونه نسبی همچنان ادامه دارد . نامتوازن بودن شاخص های توسعه اجتماعی و اقتصادی،محرومیت چند لایه افراد را در جامعه به نمایش می گذارد و تا اندازۀ زیادی موجبات اختلاف میان بالاترین و پایین ترین دهک جامعه را فراهم می نماید.با مراجعه به منابع آماری مرکز آمار ایران و بانک مرکزی  می توان گفت که دراغلب موارد استان هایی که از توزیع مناسب امکانات وبرخورداری بالاتر در شاخص های اقتصادی بهره مند هستند، در زمینه شاخص های اجتماعی مانند نرخ باسوادی و نرخ بیکاری نیزوضعیت مناسب تری دارند . استان های با درجه توسعه بالاتر در شاخص هایی که بیانگر پیامدهای نابرابری فضائی است، برخورداری بیشتری دارند؛ برای نمونه استان هایی مانند اصفهان، یزد و سمنان که توسعه یافته ترند، نرخ بیکاری پائین تر ونرخ باسوادی بالاتری را دارا می باشند. پیامد برخی از نابرابری های اجتماعی و فضایی در استان ها عبارت است از مهاجرت های گسترده و بازنگشتن دانش آموختگان به زادگاه های محروم خود، همچنین افرادی که از مناطق محروم به استان های برخوردار مهاجرت کرده اند، از سطح تحصیلات و مهارت بالایی برخودار بوده اند که اینجا می توان این فرض را مطرح نمود که این نیروهای کوچیده ، از سرمایه اجتماعی بالایی برخوردار بوده اند . همچنین عدم توجه به سرمایه اجتماعی در برخی مناطق و حتی در سطوح ملی،مانع از ایجاد جو اعتماد دو جانبه گردیده و منجر به اتلاف نیروی انسانی و انرژی اجتماعی شده که در این رابطه می توان برای نمونه به عدم پیوستگی نخبگان قومی و محلی با نخبگان مرکزی و ملی اشاره نمود . در سایه نابرابری های اجتماعی دراثر توزیع نابرابر منابع نمی توان مسیر توسعه پایدار و توسعه پایداراجتماعی را طی نمود)همان منبع ).
راهکارایجاد ،حفظ و ارتقا سرمایه اجتماعی در ایران

جامعه شناسان سرمایه اجتماعی  را به دو نوع تقسیم کرده و جهت  ایجاد ،حفظ و ارتقای آن راهکار رائه می دهند :
1-    سرمایه اجتماعی درون گروهی ( سرمایه اجتماعی قدیم )
2-    سرمایه اجتماعی برون گروهی ( سرمایه اجتماعی جدید)
ازجمله عناصرمهم سرمایه اجتماعی اعتماد ومشارکت است. که در دارای ابعاد مختلف است
1-    اعتماد مردم به یکدیگر
2-    اعتماد مردم به حکومت و نهادهای اصلی جامعه
3-     اعتماد نهادهای مذکوربه یکدیگر
4-    اعتماد حکومت و این نهادها به مردم

ارزشها ی چون درستکاری، صداقت، وفای به عهد، انصاف وعدالت ارزش های اعتمادآفرین هستند و وجود آنها در شبکه های اجتماعی بستر ایجاد سرمایه اجتماعی است لذا به فعلیت در آوردن این ارزشها که در فرهنگ مردم ایران ، جایگاه ویژه ای دارد برای دستیابی به  اعتماد از ضروریات است .

آزادی فعالیت های مدنی در قالب شکل گیری نهادهای مدنی فعال ومستقل ازدولت و حجیم نبودن دولت نیز مقوم و محرک مشارکت عمومی است.  چنانچه دولت در قالب سازمانهای خود به این مهم نپردازد تصدی گری دولت به هیج وجه کاهش نخواهد یافت  عملکرد سازمانهای دولتی از راههای مختلف می توانند به ایجاد و توسعه سرمایه اجتماعی یاری رسانند. امروزه سازمانهای دولتی باید به فعالیتهایی دست بزنند که موردقبول جامعه و منطق با ارزشهای آن باشد. آن دسته از دستگاههای دولتی که نتوانند خود را با این مهم تطبیق دهند، در عرصه عمل موفق نخواهند بود. به عبارت دیگر، اگر سازمانها بخواهند جایگاه خود را در جامعه حفظ کرده و به نحوی عمل کنند که باعث بقا، توسعه و موفقیت شان شود، لازم است در عملکرد خود تجدیدنظر کرده و تعهدات خود را نسبت به شهروندان (ارباب رجوع) به درستی ایفا کنند. بدیهی است اگر شهروندان از سازمانهای دولتی سلب اعتماد کنند در یک فضای بی اعتمادی (فقیر شدن جامعه از جهت سرمایه اجتماعی) هم سازمانها و هم شهروندان متضرر شده و خسارت خواهنددید .بنگاههای دولتی وقتی بخواهند وظایفی را که بهتر است به جامعه مدنی سپرده شود، دردست گیرنــــد، سرمایه اجتماعی را تهی می کنند. بنابراین، نخستین اصل برنامه ریزی اجتماعی این است که آسیبی به سرمایه اجتماعی وارد نکنند. یعنی بنگاههای دولتی باید مصممانه آن اقدامات و فعالیتهایی را انجام دهند، که از عهده آنها برمی آیند. درعین حال، این سازمانها باید وظایفی را به جامعه مدنی بسپارند که نهادهای کوچکتر و کمتر متمرکز می توانند اجرا کنند. سازمانهای دولتی باید درجهت کنشهای مثبت با اجرای مستمر و خوب با کارکردهایی آغاز کنند که دقیقاً متناسب با وظایف آنهاست، فقط در این صورت است که می توان به تولید سرمایه اجتمــاعی توسط سازمانهای دولتی امیدواربود(الوانی و شیروانی )  .

برخی ازجامعه شناسان معتقدند که درایران نیازمند سرمایه اجتماعی برون گروهی هستیم تا روابط بین افراد تقویت شود. به عقیده آنها سرمایه اجتماعی درون گروهی  درایران  وجود دارد و مصادیق آن پیوندها ی خانوادگی ، قومی ،عشیره ای  و هیاتهای خود جوش مذهبی است .در مواقع اضطرار چون سیل و زلزله ایرانیان برای یاری به همنوعان خود نقش آفرینی می نمایند.  مشکل اینجاست که درشرایطی غیرازمواقع اضطراری و یا خاص سرمایه اجتماعی درجامعه کمرنگ شده و دربسیاری ازموارد دیده نمی شود. درایران شکل مدنی سرمایه اجتماعی به صورتی کمرنگ به چشم می خورد . وجود سرمایه اجتماعی منوط به خواست عمومی است تا اجتماع و دولت نخواهدو همکاری لازم را انجام ندهند، نتیجه گیری از  سرمایه گذاری در این  زمینه غیرممکن است.

عبداللهی وموسوی، با توجه به پایین بودن میزان سرمایه اجتماعی،غلبه گونه قدیم برجدید ونقش منفی آن از لحاظ جلوگیری از تحقق انسجام جمعی در سطح ملی، تقویت سرمایه اجتماعی جدید به ویژه در بعد روابط انجمنی و پیامدهای مثبت آن از طریق اصلاح و بهبود محیط اجتماعی کنشگران فردی و جمعی، تقویت نهادهای مدنی و اصلاح بینش ها و کنش های افراد را ضروری  دانسته اند ) صیدایی و دیگران ، راهبرد ،ش 19)

با توجه به اهمیت سرمایه اجتماعی در توسعه اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، لازم است برنامه های مختلفی از طرف دولت به منظور افزایش و ذخیره این سرمایه انجام گیرد .برخی از این اقدامات عبارتند از :

1-    تشویق و تقویت نهادهای اجتماعی، صنفی، حرفه ای و تشویق به ایجاد و تقویت نهادهای اجتماعی که از راه حل های ساختاری برای افزایش سرمایه اجتماعی است  افراد در قالب نهادهای اجتماعی دارای هویت مشترک گردیده و زمینه ایجاد همکاری های گروهی در آنان ایجاد می شود و نتیجه فعالیت های گروهی موفق، شبکه های اعتماد است.
2-     تقویت مؤلفه های فرهنگی نظیر احساس هویت جمعی و سازمانی مشترک، احساس تعلق به آینده ای مشترک و … . مدیران با ایجاد نظام های مشارکتی و توجه به سمبل های فرهنگی و ایفای مناسب نقش رهبری، می توانند در جهت غنی سازی فرهنگ سازمانی گام بردارند.
3-    تأمین امنیت شهروندان برای حضور داوطلبانه در نهادهای اجتماعی.
4-     پرهیز دولت از تصدی گری بخش های مختلف اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی و واگذاری فعالیت های مربوطه به نهادهای مردمی برای جلب مشارکت آنها در فعالیت ها و زمینه سازی برا ی ایجاد و تقویت نهاد های اجتماعی و شبکه های اعتماد بین آحاد مختلف مردم ( منظور و یادی پور ، راهبرد یاس ،ش 141)
باید بین سه عنصر متخاصم در جامعه  دولت ، اجتماع و بازار ( جامعه مدنی ) وحدت و تعادل  و رابطه سالم ایجاد شود (توکلی و تاخبخش ، 1387).
ومی بایست کالاهای فرهنگی تولید کرد که سرمایه اجتماعی برون گروهی را تقویت کند .
نتیجه گیری
تئوریهای رشد و توسعه نتوانستند تفاوت کشورهادر رشد را بیان کنند ولی با کمک سرمایه اجتماعی که حلقه مفقوده این تئوریها بود ،این تفاوت ها به خوبی روشن شده است . انسجام ، شبکه روابط ، اعتماد و مشارکت ،چارچوبهایی هستند که بایستی محتوای آن را با توجه به شرایط هر کشور که نیازمند توسعه است ، تعریف و اجرایی نمود.

وجود سرما یة اجتماعی کلید استقرار جامعة مدنی و حیات شهروند ی است و فقدان سرمایة اجتماعی مانع اساسی بر تأسیس و استقرار آن است . جوامع دار ای این نوع سرمایه بستر مناسبی بر ای شکل گیری جامعة مدنی توانمند ، پاسخ گو و کارآمد فراهم می سازند. اما در مقابل ، تهی شدن یک جامعه از سرما یة اجتما عی به ناکارآمدی بسیاری از سیاست ها و طرح های پیشنهادی در حوز ة برنامه ریزی منجر می شود . سرما یة اجتماعی در هر جامعه ای تابعی از موجودی فضیلت های اخلاقی آن جامعه است و با همه سطوح  کلان ( دولت و نهادهای حکومتی ) میانه ( حکو متهای محلی ، سازمانها و نهادهای مدنی ) و فردی ( رفتار فردی ) ارتباط دارد (توکلی و تاجبخش ،1378 به نقل از حاجی پور).

با عنایت به اینکه میزان سرمایه اجتماعی درایران در روابط سنتی هنوز بسیار قوی بوده  و سرمایه اجتماعی قدیم (نوع درون گروهی ) به نسبت قابل توجهی در کشور ما وجود دارد ، تلاشهای برنامه ریزان می بایست با بهره گیری از نقاط قوت این وجه معطوف به تشکیل سرمایه اجتماعی جدید ( نو ع برون گروهی ) باشد . بایداز ارزشهای موجوداستفاده کرد نه اینکه جلوی آن ایستاد. این مهم در سایه رشد متوازن ، شکل گیری جامعه مدنی و کاهش تصدگری دولت خواهد بود.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *