عقب انداختن کارها بلایی است که هزینه های زیادی هم دارد . موکول کردن کارهـا بـه آینده نه تنها مـوجب ازبین رفتن بازدهی می شود ، بلکه پشیمانی و تأسف و کاهش اعتماد به نفس را نیز به دنبال دارد .

     با اهمال کاری هدف ها به دست نمی آید و رؤیاها ناپدید می شود . فرد اهمال کار قـادر به انجام کار نیست اما بـه گونه ی مکرر از شروع به موقع یا اتمام تکالیف و یا فعالیت ها اجتناب می کند ، درحالی که می داند باید درفرصت زمانی خاصی آن کار را آغـاز و بـه اتمام برساند . افراد اهمال کار غالباً تـا لحظه ی آخر منتظر می مانند و بعد بـا سرعت بـرای اتمام وظایف مختلف مسابقه می گذارند . افـراد اهمال کار در تنظیم وقت ضعیف و نـامعقولند ، نسبت به اولویت هـا ، هدف ها و موضوع ، نامطمئن هستند . آن هـا  نمی توانند تصمیم بگیرند کـه چه فعالیت هایی را در چه زمانی و براساس اولویت بندی باید انجام دهد . فرد اهمال کار از این بابت خود را سرزنش می کند و برای موجه جلوه دادن عادت مورد نظر دلایل متعددی را می آورد زیرا مجبور است در قبال تعلل ورزیـدن و همزمان سرزنش کـردن خویش از خود دفاع نماید . بـدین تـرتیب از یـک سو بـرای عدم انجام کارهایش دلیل تراشی می کند و از سوی دیگر انجام کارش را به آخرین دقایق موکول می کند . بیشتر بخوانید