عقب انداختن کارها بلایی است که هزینه های زیادی هم دارد . موکول کردن کارهـا بـه آینده نه تنها مـوجب ازبین رفتن بازدهی می شود ، بلکه پشیمانی و تأسف و کاهش اعتماد به نفس را نیز به دنبال دارد .

     با اهمال کاری هدف ها به دست نمی آید و رؤیاها ناپدید می شود . فرد اهمال کار قـادر به انجام کار نیست اما بـه گونه ی مکرر از شروع به موقع یا اتمام تکالیف و یا فعالیت ها اجتناب می کند ، درحالی که می داند باید درفرصت زمانی خاصی آن کار را آغـاز و بـه اتمام برساند . افراد اهمال کار غالباً تـا لحظه ی آخر منتظر می مانند و بعد بـا سرعت بـرای اتمام وظایف مختلف مسابقه می گذارند . افـراد اهمال کار در تنظیم وقت ضعیف و نـامعقولند ، نسبت به اولویت هـا ، هدف ها و موضوع ، نامطمئن هستند . آن هـا  نمی توانند تصمیم بگیرند کـه چه فعالیت هایی را در چه زمانی و براساس اولویت بندی باید انجام دهد . فرد اهمال کار از این بابت خود را سرزنش می کند و برای موجه جلوه دادن عادت مورد نظر دلایل متعددی را می آورد زیرا مجبور است در قبال تعلل ورزیـدن و همزمان سرزنش کـردن خویش از خود دفاع نماید . بـدین تـرتیب از یـک سو بـرای عدم انجام کارهایش دلیل تراشی می کند و از سوی دیگر انجام کارش را به آخرین دقایق موکول می کند .

     از جمله دلیل تراشی ها و افکار غیرمنطقی که فرد را به سوی اهمال کاری سوق می دهد عبارتند از :

– به تأخیر انداختن کارها باعث عملکرد دقیق شده و موجب حفظ اعتماد به نفس می شود .

– تأخیر ، فشار را از بین می برد و شخص می تواند آزادانه و آسان کارش را انجام دهد .

– این کاری است که سال ها آن را انجام داده ام و تقریباً از آن خسته شده ام ، پس دیگر میلی به انجام آن ندارم .

– تأخیر و انجام دادن کار در آخرین لحظات باعث صرفه جویی در وقتم خواهد شد .

– امروز کاری بهتر و لذت بخش تر در پیش رو دارم که با از دست دادن آن معلوم نیست فردا چنین وضعیتی داشته باشم ، پس همان بهتر که کار امروز را به فردا موکول نمایم و …

      مسامحه کارها اغلب از رفتار اشخاص کارآمد بـرداشت غیرواقع بینانه ای دارند . آن هـا گمان می کنند اشخاص مـوفق بـه راحتی به هدف خود می رسند و اعتماد به نفس بالایی دارند . لذا بـه این نتیجه می رسند که مشکلی در کـارشان وجود دارد و در نتیجه در برخورد با هرمشکل از آن صرف نظر می کنند و میزان تحمل شان کم می شود .

   اما بـرعکس پُرکارها می دانند کـه زندگی پـر از سختی است ، می دانند کـه در راه رسیدن بـه هدف موانع و نـاکامی هـایی درانتظار است ، در نتیجه درهنگام برخورد با موانع ، خیلی ساده آن ها را می پذیرند و در برابر مشکلات می ایستند .

  اغلب مردم ، مسامحه کارها را فاقد مسؤولیت می نامند . اما مسأله ی اصلی آن هـا چیز دیگری است . مشکل ایـن افراد ایـن است که موفقیت را پیش از حد مهم می دانند و در نتیجه بـه جای آن کـه به استقبال خطر بروند از آن می گریزند . اشخاصی کـه از شکست می ترسند اغلب عزت نفس خود را بـا موفقیت می سنجند ، وقتی در کـاری موفق نمی شوند ، خود را شکست خورده و ناکام می پندارند .

همچنین بسیاری از مـا بـا ایـن بـاور بزرگ شده ایم کـه بـاید همیشه کارهایمان را عالی و بـدون کم و کاست انجام دهیم و معتقدیـم کـه بهتریـن شدن ، پـاداش ویـژه دارد .  متأسفانه کمال گـراهـا ستاره را هـدف مـی گیرنـد و جـز هـوا نصیبشان

نمی شود . منظور این نیست کـه داشتن معیارهای سطح بالا چیز بـدی است ، اما کمال گرایی وسواس گونه راه مناسبی بـرای بـالا بـردن کیفیت نیست . زیـرا وقتی فترد بیش از انـدازه تلاش می کنیم و بـه خود فشار می آورد تا کار را به نحو عالی انجام دهد طوری که بدون عیب و نقص باشد ، تحت فشار روانی قرارگرفته و تن به دفع وقت می دهد و به قول معروف “دستش به کار نمی رود “بـرعکس وقتی معیارهـا را تخفیف دهد ، احساس آرامش بهتری بروی حاکم شده و مفیدتر و خلاق تر می شود.

      اهمال کارهـا در مواقعی دقیقاً عکس افـراد موفق عمل می کنند . افـراد موفق اغلب بـه خاطر کاری که می کنند بـه خود امتیاز می دهند و احساس هیجان دارنـد ، امـا اهمال کارران پیوسته خودشان را دست کم می گیرند . در ایـن شرایط در پایان روز احساس خستگی شدید می کنند و بـه نظرشان نمی رسد کـه کـار ارزشمندی کـرده بـاشند . اهمال کاران اغلب بـه خود می گویند : « باید فلان کار را انجام دهم ، بـاید شروع کنم … » عبارت های « بـایـد دار » معمولاً مؤثر نیستند ، زیـرا احساس گناه ایجاد می کنند ، در نتیجه شرایطی فـراهم می سازند کـه شما از انجام آن خوداری می کنید . در همان لحظه ای کـه بـه خود می گویید : « بـاید آن کار را انجام دهم . » احتمالاً این اندیشه را در سر دارید .« امـا حالا بـه انجام آن مجبور نیستم تـا فرصتی دیگر صبر می کنم .» گاهی اوقات هـرچه بیشتر بـه خود بگویید کـاری صورت دهید ، انجامش بـه همان انـدازه دشوار می شود . کلمه ی « بـاید » را از ذهن خود دور کنید . بـه جای ایـن کـه بگویید ن باید این کـار یـا آن کـار را بکنم » بگویید

« بهتر است این کار را انجام دهم . »

 

اهمال کاری در انجام تکالیف : « دوست دارم درس بخونم ولی حسش نیست !

         اهمال کاری در انجام تکالیف تحصیلی یکی از مشکلاتی است که دانش آموزان با آن مواجه می شوند . بسیاری از دانش آمـوزان در انجام یک تکلیف تحصیلی تعلل می ورزند و مرتب بـا خود قرار می گذارند ، حالا تـا فردا ، دودلی ، فراموش کاری و موکول کردن همراه با بی دقتی یا تنبلی ، متردادف هایی برای واژه ی اهمال کاری هستند .

       بسیاری از دانش آمـوزان آرزو دارند کـه بتوانند تکالیف خود را بـه موقع انجام دهند اما بـه دلایلی از انجام این کار عاجزو ناتوانند . واین اهمال کاری در امور تحصیلی و به ویژه آماده شدن برای امتحانات ، شیوع بیشتری دارد .

    پیامد های اهمال کاری :

    اهمال کاری در انجام وظایف تحصیلی بر یادگیری و موفقیت تأثیر منفی می گذارد . زیرا تاخیر در شروع یادگیری و انجام دادن تکالیف باعث خواهد شد که فرصت های مناسب یادگیری از دست رفته و دانش آموز مجبور شود که تکالیف را در زمانی نامناسب و حتی محدود انجام دهد . و در روند فرآیند یادگیری خلل زیاد ایجاد شده و تکالیف به درستی و با دقت انجام نگیرد .

بنابراین باعث می شود که کارهایش را همراه با ارتکاب اشتباهات فراوان انجام داده و این اشتباهات شانس موفقیت اورا کاهش دهد . و نتواند خود را برای امتحان آماده کند .

      بسیاری از دانش آموزان مطالعه ی درس های خود را به طور مکرر بـه تعویق می اندازند و در نتیجه مجبورند شب امتحان مطالب و موضوعات بسیار زیادی را در زمان محدودی مطالعه کنند و بـا آمادگی نـه چندان مناسب در جلسه ی امتحان حاضر شوند . نگرانی از انجام ندادن درست و به موقع کارها ، نگرانی از نداشتن زمان کافی برای انجام تکالیف ، نگرانی بر اثر تأخیر در شروع انجام کارها و تکالیف باعث می شود که فرد اضطراب زیادی را متحمل شود .

    همچنین اهمال کاری باعث عملکرد ضعیف در امتحان و ناتوانی در رقابت بـا دیگر دانش آموزان می شود و باعث می شود فرد بـه کارها و فعالیت های دیگر که در مقایسه با انجام تکالیف و مطالعه جذاب تر هستند ، پرداخته و بـه راحتی از مطالعه دست بکشد . به طور کلی پژوهش های متعددی نشان دادند که اهمال کاری با افسردگی و اضطراب بالا ، عزت نفس پایین ، کارآمدی پایین ، اعتماد به نفس پایین و موفقیت تحصیلی پایین مرتبط است .

 

چه نوع دانش آموزانی تمایل به اهمال کاری دارند ؟

        دانش آموزان را می توان از طریق جهت گیری هدف به سه دسته تقسیم نمود .

1- تسلط محور : دانش آموزانی هستند که هدف آن ها از انجام تکلیف کسب مهارت است و به طور کلی به خاطر یادگیری و کسب اطلاعات و مهارت تکالیف را انجام می دهند .

2- تکلیف محور : دانش آموزانی هستند که هدف آن ها این است تا از طریق انجام دادن تکالیف به پاداش بیرونی دست یابند ، موفقیت کسب کنند و این گونه نشان دهند که از دیگران برترند .

3- اجتناب محور : دانش آموزانی که در این جهت گیری قرار دارند هدف آن ها از انجام دادن تکلیف اجتناب از شکست است این افراد برای این کـه از نتایج ناشی از شکست مانند سرزنش ، تنبیه و یـا از دست دادن عزت نفس ، بگریزند ، مداوم در تلاش برای جلوگیری از شکست هستند .

      پژوهش ها نشان داده است که از این سه گروه افراد دسته اول ( تسلط محور ) در مقایسه با دو گروه دیگر ( تکلیف محور و اجتناب محور ) در انجام تکالیف خود کم تر اهمال کار هستند . آن هـا درحقیقت یادگیرندگان خودگردانی هستند که بـا توجه بـه سطح توانایی ، و دانش خود و شرایط محیطی ، اهدافی بـرای خود بـرمی گزینند و برای رسیدن بـه این اهداف برنامه ریزی می کنند و بـر پیشرفت خـود نظارت می کنند و در نهایت عملـکرد خود را مورد ارزیـابی قـرار داده و خـود را تشویق یـا تنبیه می نمایند . ایـن دسته از دانش آمـوزان تنظیم و برنامه ریزی زمان را به طور شایسته به کار می برند . باور های این گروه ها را نیز می توان به باورهای غیرمنطقی و باور منطقی تقسیم کرد :

باور غیرمنطقی :

1-    ( نمی دانم از کجا شروع کنم ، پس نمی توانم شروع کنم . )

2-    ( من باید همه ی کارهایم را همین امروز انجام دهم . همه ی تکالیفم را انجام دهم . همه ی درس هایم را بخوانم ، من با این همه کار غرق می شوم .)

 3-    ( زمـانی که همه ی درس هـایم را بـه طور کامل مطالعه نکرده باشم و همه ی کارهایم را انجام نداده باشم ، نباید و

نمی توانم استراحت کنم . )

باور منطقی :

1-    ( به نظر من باید فعلاً یک درس را انتخاب کرده و برآن تمرکز نمایم .)

2-    ( الآن از مهم ترین کارم آغاز می کنم و حداکثر تلاشم را برای انجام آن به کار می گیرم . )

3-    ( من مجبور نیستم که همه ی این درس و تکلیف را در یک نوبت انجام دهم . آن را به مراحل کوچک تقسیم می کنم و برای هر مرحل تلاش می کنم . )

4-    ( من یک ساعت کارکردم حالا به یک موسیقی گوش می دهم .)

 

منشأ اهمال کاری چیست ؟

     به طور کلی ، به تأخیر انداختن کارها از 3 ناراحتی سرچشمه می گیرد :

الف ) احساس خود کم بینی : بـه طور نسبی هـرکس در مواقعی احساس خودکم بینی می کند . یعنی شخصیت خود را در جایگاهی پایین تر از آن چه هست می بیند . و از این جهت دچار ناراحتی می شود یا اعتماد به نفس خود را از دست می دهد .

مثلاً : گاهی افراد به دلایل مختلف موفق نمی شوند که کارشان را به موقع انجام دهند و در نتیجه احساس شرمندگی می کنند ، و احیاناً بـه خود می گویند : « من آدم بـدی هستم ، چون کارم را بـه موقع انجام نداده ام » طبیعی است کسی که در ارزش وجود خود شک می کند آمادگی انجام کار خوب را ندارد .

    بـه ایـن گونه افراد بـاید توصیه نمود که : از کار کردن نهراسند . و تنها بـه خوب ارائه کردن آن توجه نداشته بـاشند ، چون همیشه قضاوت در بـاره ی کـار انجام نشده ، پوچ و بی حاصل است . زیـرا چنانچه شما بـه ایـده آل بیاندیشید ، یعنی بخواهید هـرکاری را بـه بهترین شکل انجام دهید . ولی نتوانید . طبعاً ناراضی می شوید . بـاید بـه او یادآوری کنید که نـارضایتی عاملی است کـه او را از فعالیت بعدی بـاز می دارد و دیـگر حاضر نخواهد بـود آن کار را ادامه دهد و این وضع در فرد ابتدا بـه صورت بهانه جویی و سرانجام عادت ظهور خواهد کرد . بـایـد بـه او بفهمانید که مقصود از کار ، انجام آن به نحو احسن نیست . هر کار خوب و ظاهراً بـی ایـراد ، خـالی از نقص نخواهد بـود . سخت گیر نباشد و بـه خود اعتماد داشته بـاشد . زیـرا یـکی از دلایـل بی علاقگی ، عدم اعتماد به نفس است ، پس خود را باور کند .

ب) پایین بودن سطح تحمل 0 سرخوردگی ) :  عـامل مستقیم سرخوردگی یـا پـایین بـودن سطح تحمل پـرتوقعی است . دوست داریـد در آزمـون ادبیات انگلیسی حتماً نمره ی 20 بـگیرید یـا لااقل نمره ی 18 و 19 ، در غیر ایـن صورت تـرجیح می دهید این درس را کنار بگذارید . ایـن همان پـر توقعی است . و طرز فکری است کـه فرد را به تنبلی سوق می دهد . زیرا تـرس دارد که توقع اش در حد انتظارش نباشد بته ایـن دلیل کوشش و سعی لازم را بـه کار نمی برد ، در نتیجه نسبت به کار بی علاقه می شود .

      هرگاه فرد درکاری به نتیجه ی بالاتر از میزان استعداد و توانایی خود فکرکند ، باید بداند به جای این که به ادامه ی آن تشویق شود بـه بیزاری و انزجار از آن سوق داده خواهد شد ، وقتی میزان توقع بیش از حد تـوانایی است ، کار بـرای فرد کسل کننده خواهد بود .

     به این افراد باید توصیه نمود بدون واهمه درباره ی نتیجه ی کار به فعالیت های خود بپردازند . زیرا تنها اشتغال به کار ، آن ها را از اندیشه های مزاحم نجات خواهد داد و به تدریج در می یابند که به سوی موفقیت گام برمی دارند و در کارشان احساس بهروزی می کنند . آن ها بـاید بـدانند کـه در هـر کاری کـه شروع می کنند ، از پیش خود را بـرای مواجهه با برخی مشکلات آماده کنند . ایـن احتمال کاملاً طبیعی و منطقی است . و نباید بـا خود بگویند : « بـه علت مشکلاتی که وجود دارد آن کار را دوست ندارم » باید در مواجهه با مشکلات شکیبا باشند . و به خود تلقین کنند که می توانند آن را به شکلی دلخواه انجام دهند  خود این فکر به آنان نیرو می دهد که در جهت مقصود پیش بروند .

ج ) خشم : بسیاری از تنبلی ها نتیجه ی خشم است مثلاً شاگردی از ترس مردود شدن ، انجام تکالیف درسی خود را عقب می اندازد و از آن نظر که نمی تواند آن را به طور کامل انجام دهد ، بهانه تراشی می کند . مثلاً تقصیر را به گردن هم کلاسی خود می اندازد ، استادش را مقصر می داند که تکلیف مشکل برای او تعیین کرده است ، والدینش را مقصر می داند که او را به مدرسه برده اند و نسبت به معلمان و والدین خود احساس دشمنی می کند . به جای این که از دست خود عصبانی باشد و خود را مقصر بداند ، همه ی تقصیر ها را به گردن دیگران می اندازد !

     در بـررسی آماری که در این مورد بـه عمل آمده ، معلوم شده علت عمده ی تنبلی در افراد ، پرتوقعی و پایین بودن سطح تحمل آن هاست که به خصومت و تنفر آن ها از اشخاص می انجامد .

چاره ی تنبلی چیست ؟

      برنامه ی پنج مرحله ای زیر می تواند مفید واقع شود :

مرحله ی اول : مشخص کند کدام کار است کـه از انجام آن طفره می رود ؟ آن را یادداشت نماید و سود و زیان آن را تحلیل کند . مزایا و زیان های انجام ندادن کار مورد نظر را با هم مقایسه کند و به آن ها امتیاز دهد .

مرحله ی دوم : برنامه ریزی کند . زمان شروع کار خود را دقیقاً مشخص نماید . سپس فهرست مواردی را که ممکن است او را از شروع کار بـاز دارد تهیه نماید و راه حل هـایی را که طرز بـرخورد بـا این مشکلات را نشان می دهد ، بنویسد همچنین بهانه هـایی را که بـرای تعلل در انجام کارهـا و تکالیفش بـه کار می برد . بشناسد و بنویسد و در موارد بعدی از بیان آن هـا اجتناب نماید .  بـایـد بـدانـد تسلط بر اهمال کاری ، زمان و تلاش زیادی می طلبد و همیشه ساده نیست . اگر دانش آموز به اندازه ی کافی بـرای چیره شدن بـر عادت هـای مطالعه و بـرنـامـه ریـزی خود انگیزه ی کافی نـداشته بـاشد ، مدیریت زمـان و دیگـر تکنیک های ضد اهمال کاری ، مفید نخواهد بود ،

مرحله ی سوم : کار را ساده کند . اگر بـه جای هدف های بسیار بزرگ و کمال طلبانه ، هدف های واقعی و به نسبت ساده را انتخاب کند ، کار دشوار ساده می شود . انتخاب اهداف کوچک ، قابل دستیابی ، و با توجه به موجود ی و توانایی خود ، بهترین روش برای تغییر عادت های اهمال کاری و چیره شدن بـر آن ها است برای این کار به دو شکل می توان کار بـزرگ را به اجزاء کوچک تری تقسیم کرد .  

         یک راه بـرای ایـن کار انجام قدم بـه قدم کار است برای مثال اگر تصمیم گرفتید که دیوار اتاق را رنگ بزنید ، قدم اول انتخاب رنگ است و قدم دوم مراجعه به رنگ فروشی و خرید رنگ  ، قدم بعدی تهیه یک نردبان و …

      راه دوم ساده کـردن کار ، تقسیم بندی زمان است . زمان هـای کوتاه و محدودی را باید انتخاب کرد . این کار چند فایده دارد :

1-    کارهای بزرگ به کارهای کوچک تقسیم می شود که در مدت کوتاه انجام پذیر است( مثلاً در زمان 15 یا 20 دقیقه ) با این رفتار دشواری کار کم تر به نظر می رسد .

2-    می تـوان بلافاصله پس از شروع بـه کار ، زمان 15 تا 20 دقیقه را تمام کرد . احساس انجام دادن کـار اغلب از شدت تنش فرد کاسته و انگیزه ی بیشتری در او تولید می کند .

3-    به طفره رفتن از انجام کار وسوسه نمی شود . زیرا هرگز مجبور نیست که در هر زمان بیش از 15 تا 20 دقیقه کار کند انجام کار حتی اگر ناخوشایند باشد در مدت کوتاه قابل تحمل است .

4-    می تواند بـا کار کردن در فواصل زمانی کوتاه خلاقیت بیشتری به خرج دهد . بـه عبارت دیگر بـا تلاش کم تر ، بیشتر می آموزد و درک می کند .

مرحله ی چهارم :  مثبت فکر کند . اندیشه های منفی مرتبط با کاری را که انجامش را به تعویق می اندازد ، یادداشت کند . با نوشتن افکار منفی متوجه می شود که با طفره رفتن از کاری که قرار است بکند در واقع خود را فریب می دهد . جای افکار غیر منطقی و غیر واقع بینانه را با افکار منطقی عوض کند . برای مثال با خود می گوید : « من باید همه ی کار هایم را همین امروز انجام دهم ، همه ی تکالیفم را انجام دهم . همه درس هایم را بخوانم ، من با این همه کار غرق می شوم .» در حقیقت این تفکر همه یا هیچ است . می تواند به جای این جمله های منفی به خود بگوید :« به نظر من فعلاً باید یک درس را انتخاب کرده و برآن تمرکز نمایم » یا « از مهم ترین کارم آغاز می کنم و حداکثر تلاشم را برای انجام آن به کار می گیرم . به این ترتیب احساس بهتری خواهم داشت .

مرحله ی پنجم : به خود امتیاز دهد . وقتی کاری را که از انجامش طفره رفته است شروع می کند . بهتر است به جای بی ارزش جلوه دادن کار از خود به خاطر کاری که کرده است تشکر کند .  بعد از انجام هر تکلیف یا مطالعه ی هر درس به خود پاداش دهد مثلاً : انجام فعالیت های مورد علاقه .

منابع: کتاب “آسیب شناسی اهمال کاری” نویسنده بابک رهبری؛ برگرفته از روزنامه همشهری

“روان شناسی اهمال کاری” نویسنده آلیس آلبرت، جیمز فال. ویلیام؛ ترجمه محمدعلی فرجاد؛ انتشاران رشد.