پرسشنامه منفعت طلبی موشاگن و همکاران (2018)

این پرسشنامه استاندارد از نوع فایل ورد و به همراه تمامی اطلاعات مربوط به نمره گذاری، تفسیر، و … در قالب جداول زیبا و آماده تکثیر ارائه گردیده است. پس از پرداخت موفق می توانید به صورت آنلاین اقدام به دانلود فایل مربوطه بپردازید.

هدف: ارزیابی میزان منفعت طلبی در افراد

تعداد سوال: 10

تعداد بعد: 1

شیوه نمره گذاری: دارد

تفسیر: دارد

روایی و پایایی: دارد

منبع: دارد

نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 2900 تومان

خرید فایل

پرسشنامه منفعت طلبی موشاگن و همکاران (2018)

نظریه منفعت گرایی را می توان زیر مجموعه پارادیم تعریف گرایی دانست . پس از روش های هرمونتیکی و تاویلی در ساخت آن استفاده گردیده است . برپایه استدلال آن انسانها بطور غریزی منفعت طلب هستند و منفعت خود را براساس تفکر و گفتگو و سنجش منافع انجام می دهد . در رابطه فرد با افراد دیگر برخورد منافع پیش می آید زیرا هر فرد ذاتا منفعت خود را مطالبه می کند . برخود منافع منجر به دیالکتیکی می گردد که نتیجه ی آن زایش منفعت عمومی است منفعت عمومی همان روح جامعه است که دورکیم آن را قبلا بیان کرده است با یک تفاوت مهم که منفعت عمومی ناسوتی به اکمل است ولی روح جامعه در برگیرنده مقداری بار معنایی لاهوتی می باشد . کلید واژه ها : “دیالکتیک “:” رفتار گرایی “:” منفعت گرایی “:”کنش متقابل نمادین “:” وجدان عمومی” مقدمه : هدف از ارائه این مقاله دستیابی به یک نظریه جامعه شناختی است . تاکنون نظریات کلان و خرد ی همچون ساختار گرایی و یا کنش متقابل نمادین جهت تبیین جامعه مطرح گردیده اند . اخیرا نظریات تلفیق عاملیت و ساختار در راستای ادغام هردو نظریه کلان و خرد همچون نظریات ساخت یابی گیدنز نیز ایراد گردیه اند . منفعت گرایی ، نظریه ای کوتاه برد است که ریشه در کنش متقابل نمادین و نظریه مبادله دارد و به توضیح جامعه می پردازد .

برپایه استدلال آن انسانها بطور غریزی منفعت طلب هستند و منفعت خود را براساس تفکر و گفتگو و سنجش منافع انجام می دهد . در رابطه فرد با افراد دیگر برخورد منافع پیش می آید زیرا هر فرد ذاتا منفعت خود را مطالبه می کند . برخود منافع منجر به دیالکتیکی می گردد که نتیجه ی آن زایش منفعت عمومی است منفعت عمومی همان روح جامعه است که دورکیم آن را قبلا بیان کرده است با یک تفاوت مهم که منفعت عمومی ناسوتی به اکمل است ولی روح جامعه در برگیرنده مقداری بار معنایی لاهوتی می باشد . منفعت عمومی ناظم جامعه است ولی زمانیکه منافع جدید پدید می آیند و یا تعداد منفعت خواهان بر اساس رشد جامعه زیاد شوند ، دگرگونی ایجاد می گردد . این دگرگونی تا زمانیکه منفعت عمومی جدید مستقر نگردد ، ادامه می یابد . ازجانبی منفعت های حاصل از دیالکتیک منافع افراد باعث به وجود آمدن نهادها می گردد. به مرورزمان ، و بر اثر بورکراسی و یا قوانین نانوشته ، نهاد ها که به منظور رفع نفع افراد بوجود امده بودند (افراد و نه فرد ) به دنبال منافعی برای خود به عنوان موجودی مستقل می گردند وافراد نسبت به آنها دچار توهم چیزوارگی می گردند مروری بر ادبیات پژوهش و ریشه های تحقیق : در جامعه شناسی رفتاری ، افراد موجوداتی فرض می شوند که که بدون تفکر تنها براساس واکنش در برابر تحریک به پاداش عکس العمل نشان می دهند . پاداش و تنبیه رفتار افراد را شکل می دهند و اساس بنیان جامعه بر همین اصل استوار است .

جامعه شناس رفتاری با رابطه میان تاثیرهای رفتار کنشگر بر محیط و تاثیراین رفتار بر رفتار بعدی کنشگر ، سر و کار دارد ( ریتزر ، 1384: 408 ) . البته افراد به مرور نحوه پاداش گیری را فرا می گیرند . نظریه تبادل درصدد آن است که اصول رفتار گرایی را در برگیرد و پس از در آمیختن آنها با اندیشه های دیگر ، در مورد مسائل جامعه شناسان بکارشان ببندد ( ریتزر،1384: 414 ) . بلاو نظریه تبادل را به سمت تلفیق واقعگرایی و رفتار گرایی پیش برد وی معتقد بود کنش متقابل اجتماعی نخست در چهارچوب گروههای اجتماعی رخ می دهد . نهایتا به توضیه به رقابت ، عضوگیری ،شکل گیری تمایزها و گروهبندیهاهای اجتماعی پرداخت . وی میگفت اگر پیوندها و همگروهیهای اجتماعی برای کل افراد گروه پاداش متقابلی داشته باشد پیوندها اجتماعی حفظ و تقویت می گردد . این فرض اساس که نوع بشر دارای توانایی تفکر است ، نظریه کنش متقابل نمادین را از ریشه های رفتار گرایانه اش متمایز می سازد . توانایی اندیشیدن ریشه در ذهن دارد ، اما نظریه پردازان کنش متقابل نمادین برداشت تا اندازه ای غیر معمولی از ذهن دارند . آنها ذهن را از مغز فیزیولوژیک متمایز می دانند ( ریتزر،1384 :282 ) . مید ذهن و خود را ساخته شده در فرایندی اجتماعی می داند . ویلفرد پاره تو به کنش های غیرمنطقی توجه داشت . پارتو توجهش را متمرکز بر رفتاری کرده بود که این حالات روحی را منعکس می سازند و بیشتر بر نظریه ها و نظام های اعتقادی توجه داشت که برای توجیه و عقلایی کردن کنش غیر منطقی بکار برده می شود ( کوزر ، 514:1394) . وی شش نوع ته نشست را تشخیص داد اما باید توجه داشت ته نشست ها عریزه نیستند بلکه تجلی آنها هستند . روش تحقیق : این مقاله به روش هرمونیتکی و تاویل در تجربه زیسته محقق و درون گرایی همدلانه با کنشگران اجتماعی و همچنین مداقه در مطالعات تطبیقی بین پارادیم های و نظریات جامعه شناسی به ویژه نظریه کنش متقابل نمادین ونظریه مبادله و رفتار گرایی اجتماعی به دست آمده است . تعمیق و ندقیق نظریات جامعه شناسی از اهداف این مقاله می باشد . یافته ها : انسانها ذاتا منفعت طلب هستند و در جستجوی پاداش . البته برخلاف نظریه رفتار گرایان همچون حیوانات صرفا به محرک ها واکنش نشان نمی دهند . آنها بنا به نظریات پاره تو دارای ته نشستهایی همچون تدابیر و بقا هستند که زیر بنای منفعت طلبی ایشان است . انسانها تعقل می کنند و این فرایند را در تجربه زیستی و اجتماعی رشد می دهند . پس فرایند و روند های اجتماعی منفعت طلبی را رشد و به بلوغ می رساند و بر خلاف نظریه کنش متقابل نمادین ذهن در روابط اجتماعی تشکیل نمی شود ، بلکه حاصل دیالکتیک فرایندهای اجتماعی وته نشستهایی است که بصورت غریزی منافع انسان را دنبال می کنند . کودک در هنگام تولد بصورت غریزی به دنبال بقا است و منافعی که بقایش را تضمین می کند ، جستجو می نماید . مادر با روشهای نگهداری خود از کودک و پاداش دهی و تحریک وی باعث یادگیری نحوه اخذ پاداش به کودک می گردد . و البته باعث اولین کنش و کنش متقابل می گردد . هرچند ممکن است فعلا نمادی درکار نباشد . کودک در سالهای بعد با تقلید در محله نمایشی و به عهده گرفتن نقش در مرحله مسابقه نمادها و ساختار های جامعه را درک می کند و منفعت های خود را با توجه به جبر و الزامات خارجی طلب میکند .

منفعت ورای احساسات و غرایز است و هدایت گر ایشان می باشد . زمانیکه دو فرد رو در روی همدیگر قرار می گیرند ، خواهان منفعت خود می شوند در این زمان چند حالت ممکن است رخ دهد : ممکن است منفعتهای ایشان اجازه تشکیل رابطه را ندهد . پس گروه دونفره تشکیل نمی شود . حالت دوم رابطه تشکیل می شود . این رابطه ممکن است همسان و بدون برتری یکی بر دیگری باشد و یا رابطه سلطه گرایانه باشد . اما در هردو حالت همپایگی و سلطه هر دو فرد منفعت خود را می برند این منفعت شاید به سود یکی و برده شدن دیگری باشد ولی باز منفعت است . یکی منفعت را در سلطه گری و یکی منفعت را بالاجبار در برده شدن. فرد به خاطر کتک نخوردن و یا کشته نشدن منفعت خود را در برده شدن می جوید . وقتی گروه تعداد اعضایش بیشتر می شود ، در راستای جستجوی منافع شخص هر فرد در ارتباط با دیگران ، باعث ایجاد دیالکتیک هایی از برخورد منافع می گردد . این منفعت های جدید که هویتهایی جدیدی دارند و همانطور که ذکر شد حاصل دیالکتیک تقابل منفعت های افراد است ، نهاد ها را به وجود می آورند . نهاد ها منافع افراد را در کل تامین می کنند . بعد از سپری شدن مدتی نهاد ها نیز با شعار رفع منافع افراد ، منافع خود را دنبال میکنند و دچار بوروکراسی ویا عقلانیت صوری می گردند . از جانبی مردم در طول زمان افراد جامعه نسبت به نهاد ها احساس چیزوارگی پیدا میکنند و یادشان می رود که خود آنها را در یک فرایند دیالکتیکی به وجود آورده اند . وجدان عمومی که من آن را منفعت عمومی می نامم حاصل فرایند دیالکتیک برخورد منافع افراد جامعه می باشد . وقتی که تعداد افراد جامعه کم باشد مولود حاصل فرایند دیالکتیکی حاصل از برخورد منافع افراد بیشتریکدستی بیشتری دارد و کمتر به حالت تمایزی که منجر به تشکیل نهاد ها می شود ، پیش می رود و منفعت عمومی یا وجدان عمومی دورکیمی یکدست و نیرومندی را تشکیل می دهد . ولی در جامعه گزلیشافت و اندام وار، منفعت عمومی به جهت تمایز سایر نهاد ها که که احقاق مسئولیت احقاق منفعت افراد است ، دموکراتیک می گردد و از هیمنه و دیکتاتوری اش در جوامع مکانیکی کاسته می شود . نهادها منفعت سازی برای افراد انجام می دهند . البته این منفعت سازی بدوا منفعت خود آن نهاد را تامین می کند . مثلا نهاد دین کشته شدن در راه اهداف دین را شهادت می نامد و هرچند برخلاف منفعت حفظ جان و بقاست ، آن را ارزشمند و منفعت دار برای افراد معرفی میکند . ضمن احترام گذاشتن به نهاد دین ولی شهادت در ابتدا باعث تقویت خود نهاد دین می گردد . ناموس پرستی و غیرت منجر به تحکیم نهاد خانواده می شود . ارج نهادن به تحصیلات نخست خود نهاد آموزش و پرورش را تقویت می نماید . پس نهاد ها ایدئولوژی ایجاد می کنند . زیرا ایدئولوژی با مشروع سازی که انجام می دهند به منافع افراد شکل می دهد . تا زمانیکه منفعت های افراد و نهادها در جامعه همنوایی داشته باشند نظم در جامعه حاکم است ولی اگر تراکم جمعیت به حدی بالا رود که منفعتها افراد برخوردهای فراوان داشته باشند و یا آنکه ایدئولوژی های جدید ، آشنایی با منفعتهای جدید جوامع دیگر ، تکنولوژی جدید و … منافعی جدید را طلب کند که همخوانی خود را با نهاد ها یا منافع قدیم ( سنتها ) را از دست بدهد دگرگونی ایجاد می گردد . نتیجه : نظریه منفعت گرایی را می توان زیر مجموعه پارادیم تعریف گرایی دانست . انسانها بطور غریزی منفعت طلب هستند . و منفعت خود را براساس تفکر و گفتگو و سنجش منافع انجام می دهد .

در رابطه فرد با افراد دیگر برخورد منافع پیش می آید زیرا هر فرد ذاتا منفعت خود را مطالبه می کند . برخود منافع منجر به دیالکتیکی می گردد که نتیجه ی آن زایش منفعت عمومی است منفعت عمومی همان روح جامعه است که دورکیم آن را قبلا بیان کرده است . منفعت عمومی ناظم جامعه است ولی زمانیکه منافع جدید پدید می آیند و یا تعداد منفعت خواهان بر اساس رشد جامعه زیاد شوند ، دگرگونی ایجاد می گردد . این دگرگونی تا زمانیکه منفعت عمومی جدید مستقر نگردد ، ادامه می یابد . ازجانبی منفعت های حاصل از دیالکتیک منافع افراد باعث به وجود آمدن نهادها می گردد. به مرورزمان ، و بر اثر بورکراسی و یا قوانین نانوشته ، نهاد ها که به منظور رفع نفع افراد بوجود امده بودند (افراد و نه فرد ) به دنبال منافعی برای خود به عنوان موجودی مستقل می گردند وافراد نسبت به آنها دچار توهم چیزوارگی می گردند . برای فهم منفعت فرد یا نهاد باید زمینه های اجتماعی آن را مورد بررسی قرار داد . زمینه ای که حاصل دیالکتیک برخود منافع افراد و نهاد ها است . منابع : این مقاله بر اساس برداشتهای مستقیم و یا اقتباس هایی غیر مستقیم از منابع ذیل می باشد . 1 – آرون ریمون،1390، مراحل اساسی اندیشه در جامعه شناسی ، باقر پرهام ،تهران ، شرکت انتشارات علمی فرهنگی 2 – کوزر لوئیس ، 1394 ،زندگی اندیشمندان بزرگ جامعه شناسی ، محسن ثلاثی ،تهران ، انتشارات علمی 3 – توسلی غلامعباس ، 1396 ،نظریه های جامعه شناسی ، تهران ، انتشارات سمت 4 – بوردیو ، پیر ، 1397، درباره دولت ، سروش قرائی،تهران ، انتشارات مولی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.