پرسشنامه هویت دینی (سفیری و همکاران 1388)

این پرسشنامه استاندارد از نوع فایل ورد و به همراه تمامی اطلاعات مربوط به نمره گذاری، تفسیر، روایی و پایایی و … در قالب جداول زیبا و آماده تکثیر ارائه گردیده است. پس از پرداخت موفق می توانید به صورت آنلاین اقدام به دانلود فایل مربوطه بپردازید.

هدف: ارزیابی میزان هویت دینی

تعداد سوال: 7

تعداد عامل: 1

شیوه نمر گذاری: دارد

تفسیر: دارد

روایی و پایایی: دارد

منبع: دارد

نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 1900 تومان

خرید فایل

پرسشنامه هویت دینی (سفیری و همکاران 1388)

در شرايطي كه بشر كنوني با شتابي وصف ناپذير از جامعه صنعتي به فراصنعتي پا نهاده، در مباحث اخلاقي و ارزشي سير قهقرايي پيدا كرده، به طوري كه زمينه ظهور و بروز انواع نگراني ها، ناآرامی های روانی، اجتماعی و… را در پی داشته و تنها راه چاره انسان از در امان ماندن از این عوارض، این است که گمشده اساسی خود را که همان اقلیم روح است که در پشت این تنوعات، تفن ها، شتاب زندگی روزمره، فشار کار، زرق و برق و تجملات زندگی، تکنیک و محصولات هنر مدرن، تصویر و صدای رسانه ها مخفی مانده را هر چه زودتر بیابد به هویت حقیقی خویش پی ببرد.
در این مقاله به تعریف و تبیین هویت، هویت دینی و ارکان سازنده آن و عوامل مؤثر بر آن و همچنین به تعریف بحران هویت و آثار آن ازجمله از خودبیگانگی (فقدان هویت) فردی و اجتماعی می پردازیم تا در قالب آن ها به نقش دین در خودیابی (فردی و فرهنگی و…) پی ببریم.
الف) هویت
در فرهنگ عمید هویت را در لغت به معنای شخصیت، ذات، هستی، وجود و آنچه که منسوب به هو می باشد و در اصطلاح به معنای حقیقت شی یا شخص که مشتمل بر صفات جوهری او باشد تعریف کرده اند.[1] و بیشتر روان شناسان هویت را در مقابل بی هویتی یا گم کردن خویش و به طور روشن در برابر از خود بیگانگی قرار می دهند و تشکیل هویت را شامل تحقق سه پدیده می دانند که آنها عبارتند از: 1. احساس تداوم و ثبات 2. احساس اینکه دیگران او را فردی باثبات بشناسند 3. اطمینان فرد به اثبات شخصیت خود.[2]
و در اصطلاح معارف دینی می توان هویت را به معنای ذات و حقیقت انسان که با بعضی از معانی نفس در قرآن (ذات و شخص، شخصیت، خود)[3] نیز اشتراک معنایی دارد؛ دانست.
به طور کلی می توان هویت را از یک منظر، نگرش به خود دانست خودی که به جنبه هایی از شخص اشاره دارد که به صورت «من» معین می شود و معمولاً مشتمل بر ادراکات و احساسات فرد در مورد بدن، کفایت های شخصی، ارزش ها و علایق اوست (هویت فردی) و از منظر دیگر، نگرش به برون است که رابطه بین خود و دیگران ویژگی مهم آن است (هویت اجتماعی، فرهنگی، ملی…) و از منظر والاتر، نگرش به جهان هستی، کتاب طبیعت و شریعت است كه رابطه بين خود و خدا از اركان اصلي آن محسوب مي شود. (هويت ديني)
پس همان طور که می بینیم هویت ما در ارتباط با چیزی یا کسی حاصل می شود مانند اتصال به خانواده، جامعه، عقل و وحی. لذا هویتی پایدارتر و کارگشاتر است که وسیله ارتباط آن نیز پایدار باشد لذا آنچه که بیش از همه، فرد را در چگونگی شکل گیری هویت کمک خواهد کرد، دین و یکی از مقوله های مهم آن به نام خودشناسی است.
اما آیا مکاتب بشری که با تک بعدی نگریستن به انسان به وضع قوانین و مقرراتی در رابطه با انسان پرداخته اند و انسان را به نحوی در سلول مادی و دنیوی زندانی کرده اند توانسته یا خواهند توانست هویت حقیقی انسان را به ترسیم بکشانند؟
از آن جا که انسان جزئی جدابافته از اجزای جهان نیست، از این رو کسی می تواند انسان را راهبری کند که او را به خوبی بشناسد و از رابطه او با جهان آفرینش باخبر باشد و آن کس جز ذات اقدس اله نمی تواند باشد.[4]
خداوند در قرآن کریم به عنوان کاملترین کتاب آسمانی، قوانین حاکم برنظام هستی و واقعیتهای مربوط به انسان و جهان را به خوبی تبیین کرده و از انسان به عنوان اشرف مخلوقات به بهترین شکل سخن گفته[5] بعضی از نکات اساسی که اسلام نسبت به انسان دارد عبارت است از:
1. اصالت روح: قرآن کریم گرچه پیدایش انسان اولیه (حضرت آدم(ع)) را از خاک و خلقت نسل او را از آبی پست می داند. «…و بدأ خلق الانسان من طین ثم جعل نسله من سلاله من ماء مهین.»[6] … و آفرينش انسان را از گل آغاز كرد سپس نسل او را از عصاره اي از آب ناچيز و بي قدر آفريد. ولی این امر به بدن انسان برمی گردد، اما حقیقت انسان به اعتقاد قرآن، همین بدن محسوس او نبوده، بلکه علاوه بر بدن، انسان دارای روح مجرد نیز می باشد. «ثم سواه و نفخ فیه من روحه…»[7] سپس آن را نيكو بياورد و از روح خود در آن بدميد…
2. جانشینی خداوند: فضیلت بزرگی که در قرآن و رویکرد اسلامی، برای انسان در نظر گرفته شده این است که انسان جانشین خدای متعال می باشد و هیچ موجود دیگری دارای این مقام نمی باشد.
«و اذ قال ربک للملائکه انی جاعل فی الارض خلیفه…»[8] هنگامي را كه پروردگارت به فرشتگان گفت: من در روي زمين، جانشيني قرار خواهم داد…
3. هویت از اویی داشتن: آموزه دیگر اسلام در مورد انسان این است که انسان که هویتی از اویی دارد چرا که انسان و جمیع موجودات دیگر، معلول و مخلوق خدای متعال می باشند و هویت مستقلی از خودشان نداشته بلکه هویت حقیقی آنها هویتی تعلقی و ربطی نسبت به علت ایجادی آنها می باشد.
4. خودشناسی: از امور دیگری که مورد تأکید اسلام و قرآن کریم می باشد «مسأله خودشناسی و خودیابی» است و با توجه به نقش خودشناسی در شناخت خداوند است که قرآن کریم، فراموش کردن نفس را لازمه فراموش کردن خدا و به منزله عقوبت این گناه معرفی می کند: «و لا تکونوا کالذین نسو الله فانساهم، انفسهم»[9] و همچون کسانی نباشید که خدا را فراموش کردند و خدا نیز آنها را به خودفراموشی گرفتار کرد و همچنين در اهمیت این موضوع همین بس که حضرت علی(ع) «معرفه النفس» را سودمندترین معارف[10] و بالاترین حکمت[11] و طریق خداشناسی[12] و جهل به خوش را بدترین نوع جهل[13] و نادانی به همه چیز[14] دانسته اند.
پس خودشناسی را می توان به عنوان اولین گام در خودیابی دانست به طوری که انسان تا با خودکاوی و شناخت نسبت به توانایی ها، استعدادها و ارزش وجودی خود نتواند خود واقعی خویش را بشناسد؛ نخواهد توانست به کمال حقیقی خویش که همان رسیدن به قرب الهی است، برسد.
ب) هویت دینی
در پرتو جهان بینی الهی است که انسان دارای هویتی روشن، امید بخش و هدفمند می گردد اما در جهان بینی غیر دینی که فرد و جامعه با هویت دینی بیگانه اند، انسان به دنبال خواسته ها و نیازهایی است که تنها به یاری عقل ناقص و تمایلات شخصی خود و بدون توجه به عالم غیب و رهنمودهای پیامبران به آنها دست یافته اند.[15]
پس هویت دینی را می توان از مهم ترین هویت هایی دانست که بسیاری از رفتارها و آرمان های ما بر اساس آن شکل می گیرد به طوری که لازمه داشتن هویت های مطلوب فردی، فرهنگی، ملی و… را تثبیت این هویت در زندگی می توان بدانیم و یقیناً چیزی در آن نقش آفرین است که همواره با انسان باشد به طوری که مرگ، برزخ و دوزخ آن را از انسان جدا نکند لذا قرآن کریم در این باره از سه عنصر اساسی به نام «اعتقاد، اخلاق و اعمال» یاد می کند و آن را از ارکان سازنده هویت انسان می شمارد و آن کس که واجد عناصر محوری مزبور باشد یعنی آن کس که باایمان باشد و اخلاق الهی را در جان خود پیاده کند و برپایه آن ایمان و این اخلاق، عمل نماید. در فرهنگ قرآن کریم، انسان است و توانسته هویت حقیقی خویش را پیدا کند.[16]
بنابراین هرآنچه از سنت ها، صفت ها و عبارت های موجود در جامعه انسانی، از ره آورد پیامبران آسمانی و یا دست آورد عقل وفطرت بشری به شمار آید در هویت انسان دارای نقش است.[17]
ج) ارکان و شاخصه های مهم هویت دینی
1. ارکان اعتقادی
اعتقاد به خدا: انسان از سپیده دم تاریخ تاکنون، به حکم فطرت پاک خدادادی، اعتقاد به خدا را به عنوان اساسی ترین باور دینی در نهاد خود داشته است. «افضل الاعمال العلم بالله»[18] برترین اعمال شناخت خداوند است.
اعتقاد به معاد: از شاخصه های مهم اعتقادی هویت دینی، اعتقاد به معاد است عدالت و حکمت الهی ایجاب می کند که انسان در جهان دیگری به پاداش و کیفر کامل خود برسد. در آیات مختلفی به لزوم اعتقاد به معاد اشاره شده است: «و ان الذین لا یؤمنون بالاخره اعتدنا لهم عذابا.»[19] کسانی که به معاد اعتقادی ندارند، برای آنان عذابی دردناک آماده کرده ایم.
اعتقاد به پیامبر خاتم: انسان در جهان بینی الهی، قابلیت تکامل معنوی را داراست؛ اما به تنهایی قادر نیست راه را طی کند، از این رو خداوند متعال پیامبرانی را برانگیخت تا راه روشن هدایت را فرا روی انسان قرار دهند. در آیات متعددی بر ضرورت شناخت و اعتقاد به نبوت پیامبر اسلام(ص) اشاره شده است.
«ءامن الرسول بما انزل الله من ربه و المؤمنون کل ءامن بالله و ملائکته و کتبه و رسله.»[20]
پیامبر به آنچه از جانب خداوند نازل شده ایمان دارد، و مؤمنان همگی به خدا و ملائکه و کتابهای آسمانی و پیامبران او ایمان دارند.
اعتقاد به ائمه معصومین: امامت همواره به عنوان مهمترین شاخص مذهب تشیع در طول تاریخ اسلام، مطرح بوده است اهل بیت بارها در کلام رسول خدا(ص) به کشتی نوح تعبیر شده اند: که هرکس بر آن سوار شد نجات یابد و هرکس از آن فاصله گیرد هلاک گردد.»[21]
2. ارکان اخلاقی و عملی
ایمان در صورتی می تواند به رشد و تکامل خود ادامه دهد که با عقل همراهی کند در واقع عقل موهبتی الهی و نوری رحمانی از نفخه الهی است که پیامبر درونی انسان شمرده می شود که انسان به واسطه آن راه زندگی را می یابد. حضرت علی(ع) می فرمایند: «العقل رسول الحق»[22] عقل سفیر حق است.
امام علی(ع) عقل را منشأ همه فضیلتها می داند: «عقل مایه فضیلت انسان است.»[23] «عقل سرچشمه خیر و نیکی است.»[24] این فضائل هم شامل، ملکات اخلاقی و هم دربرگیرنده اعمال اخلاقی می باشد ویژگی و خصوصیات اخلاقی و عملی یک نمونه شخصیتی که هویت دینی او به تثبیت رسیده، طبق فرموده پیامبر(ص) عبارتند از: حلم، علم، رشد، عفاف، صیانت، حیا، متانت، مداومت، برکار خیر، نفرت داشتن از شر و پیروی از پند دهنده خیرخواه.[25] که اینها همگی برخاسته از عقل است و هرکدام از این صفتها خود صفت های دیگری را نیز در پی دارد.
د) عوامل مؤثر بر هویت دینی
1. عوامل درونی عبارتند از:
1. اراده 2. فطرت 3. وراثت
بر اساس بینش قرآن، انسان آگاهانه می تواند با حسن اختیار، سیر تحول و تکامل خویش را به سوی رستگاری و سعادت ابدی بپیماید و هم می تواند با سوء اختیار در راه انحطاط و سقوط گام برداشته و به شقاوت همیشگی گرفتار آید.[26] پس می توان گفت، تأثیر همه عوامل محیطی و تا حدی عوامل وراثتی مشروط به اراده و اختیار انسان است و بدون اراده و اختیار انسان سایر عوامل کارآئی نخواهد داشت.
2. عوامل بیرونی
از مهمترین عوامل مؤثر بر هویت علاوه بر عوامل درونی، عوامل محیطی و بیرونی مانند محیط خانواده، محیط آموزشی، نقش دوستان و معاشرت گروهی و همچنین نقش رسانه های گروهی را می توان نام برد که هرکدام از آنها می توانند با عملکرد صحیح خود در جهت دادن فطرت الهی افراد به سمت باورها، بینش ها، نگرش ها و رفتارهای مطلوب دینی، موجبات تقویت هویت دینی و یا اینکه با عملکرد ناصحیح خود در جهت دادن فطرت الهی افراد به سمت باورها، بینش ها، نگرش ها و رفتارهای نامطلوب موجبات تضعیف آن را فراهم آورند.
خانواده
پایه های اولیه احساس «خود» در کودک که زمینه ساز شکل گیری هویت آینده اوست را والدین و اطرافیان او با نحوه تربیت او در خردسالی بنا می کنند لذا هرگونه نارسایی و نقص در ساخت خانواده از همان طفولیت، در رشد و پرورش شخصیت و احساس خودارزشمندی فرد، تأثیر نامطلوبی خواهد داشت لذا اسلام بخش عمده ای از رهنمودهای خود را، در راستای سیر تکاملی تربیت نسل آینده از مراحل قبل از تکوین و شکل گیری نطفه تا آخرین مراحل رشد، اختصاص داده است به طوری که می توان وظیفه پدران و مادران و مسئولان تربیتی و آموزشی نسبت به فرزندان را در امر تربیت دینی و احیای کرامت و عزت نفسانی آنان، به خوبی متوجه شد.
محیط آموزشی
بخش مهمی از هویت افراد بعد از خانواده، در مراکز آموزشی شکل می گیرد. مدارس، دانشگاه ها، مراکز عالی و همچنین کتابخانه ها می توانند با انتقال ارزشهای اسلامی جامعه بیش ترین تأثیر را در پرورش احساس خود ارزشمندی، تقویت بینش، نگرش ها، رفتارهای مذهبی و تکوین هویت دینی افراد داشته باشند.
در یک نظام آموزش اسلامی، هدف پایانی باید چیزی جز فراهم آوردن هرچه بیشتر زمینه تکامل و تعالی انسان ها برای خدا گونه شدن نباشد لذا از دیدگاه قرآن، هدف از خلقت انسان و نتیجه تعلیم و تربیت به یکدیگر وابسته است.[27] بنابراین چند اصل کلی از جمله اصل کرامت، اصل تدریجی بودن روند آموزش و پرورش، اصل میانه رو، انعطاف و… را به عنوان زیرسازهای کاربردی نظام آموزش و پرورش دینی می توان نام برد.
محیط فرهنگی و دینی
از جمله محیط های فرهنگی و دینی می توان به مساجد و اماکن مذهبی و مؤسسات فرهنگی- دینی از جمله فرهنگ سراها اشاره کرد.
رسانه های جمعی
رسانه های جمعی را می توان به دو دسته صوتی- تصویری و مکتوب تقسیم کرد که این رسانه ها در شبکه جهانی کامپیوتری یعنی اینترنت نیز قابل دسترسی است.
رسانه ها در کنار نهادهای دیگری که طرز تفکر جامعه را می سازند نقش عمده ای را ایفا می کنند. «این وسائل ارتباط جمعی چه در بخش های محلی مانند صدا و سیما و روزنامه ها و… و چه در گستره جهانی همچون اینترنت، ماهواره و… مانند شمشیری کارآمد هستند که اگر به دست عالمان وارسته الهی و در خدمت اندیشه و اخلاق انسانی قرار گیرند، بی شک هر آفتی را از مسیر حیات تأله انسان برمی دارد و جهان را با شیوه های علمی از سلطه جهانخواران و دشمنان انسانیت می رهاند و همین ابزار، اگر در انحصار دنیا پرستان، زراندوزان، غارت گران و استکبار جهانی قرار گیرد در صدد تسخیر مسائل فرهنگی و عقیدتی کشورها برآمده که در این صورت تضمینی برای بقای حیات (فرهنگی و دینی) انسان نیست.»[28]
لذا رسالت رسانه هاي خودي در جهت تثبيت و تقويت هويت ديني در برابر تلاشهاي رسانه هاي بيگانه كه سعي در تضعيف هويت ملي (ايراني- اسلامي) ما دارند بس خطير مي باشد. اگر به آرمان و انديشه امام راحل(ره) كه معتقد بود: تلويزيون بايد يك دانشگاه باشد باور داشته باشيم، مي توان دريافت كه رسانه ها نبايد اسير تئوري رسانه سرگرمي شوند و كاركرد يك بعدي پيدا كنند. رسانه ها بايد هنجارها، ارزش ها و ميراث فرهنگي جامعه را در قالب هنرمندانه ترين فيلم ها، نمايشنامه ها، گزارش ها و… به نسل جوان و نوجوان معرفي كنند و از اين رهگذر، درك آنها را از اينكه چه كسي هستند، سابقه تاريخي آنها چيست، موقعيت كنوني ما در جهان و منطقه چگونه است و… افزايش داده و تأثيرات منفي ماهواره و اينترنت و ديگر رسانه هاي فرامليتي را گوشزد كنند و اين امكان را فراهم سازند تا جوانان و نوجوانان به هويت اصيل فرهنگي، تاريخي، سياسي و اجتماعي خويش پي ببرند.[29]
بحران هويت
كسي كه براي انتخاب كردن هدف ها، باورها، ارزش ها و… دچار سردرگمي باشد و نتواند دست به انتخاب بزند به طوري كه هر روز و هرلحظه به انتخاب جديدي دست مي زند و يا هرچه ديگران بگويند، او هم بر آن مهر تأييد بزند هويت چندان مستحكمي ندارد و دچار بحران هويت مي شود.[30]
چنانچه در دوران كودكي پايه هاي شكل گيري هويت بر روي عوامل مستحكم و پايدار بنا نشود، فرد در حساس ترين مراحل زندگي خود يعني دوران نوجواني و جواني به دليل تحولات جسماني، تمايلات غريزي و تعارضات دروني نمي تواند به صورت كامل و واقعي به تحليل مسائل پيرامون خود از جمله فلسفه و هدف زندگي خود بپردازد لذا دچار بحران هويت خواهد شد و بيشتر تحت تأثير رفتارهاي ديگران قرار خواهد گرفت.
از عوامل ايجاد بحران هويت مي توان به نداشتن شناخت و آگاهي اشاره كرد كه اين عدم شناخت و آگاهي يا ناشي از نداشتن شناخت نسبت به خود و جايگاه انسان در نظام هستي و همچنين عدم شناخت نسبت به نظريات بنيادي مذهبي درباره هستي و انسان و يا عدم شناخت و آگاهي هركدام از نهادها از جمله خانواده و مراكز آموزشي و… نسبت به آموزش و تربيت صحيح ديني و يا عدم شناخت و آگاهي در اثر اسارت انديشه انسان توسط حاكميت سلطه گران كه همواره استراتژي آنها (دنياي غرب) اين بوده كه با اسارت انديشه انسان خصوصاً مسلمانان، شخصيت و هويت ملي و مذهبي آنان را در برابر چالش و بحران قرار دهند.
از تأثيرات و پيامدهاي بحران هويت مي توان به كاهش عزت نفس و احساس كم ارزشمندي، از دست دادن زمان و فرصت هاي زندگي، غلبه حزن و نااميدي و ركود و سستي، فقدان فلسفه زندگي و احساس پوچي، از بين رفتن توان خلاقيت و عدم مسئوليت پذيري و تعهد و از همه مهمتر از خود بيگانگي و خودفراموشي اشاره كرد چرا كه انساني كه از احساس ارزشمندي تهي است نمي تواند خودش باشد و با خويشتن واقعي خويش بيگانه است.
و در قرآن كريم از اموري مانند ظلم انسان به خويش، خودفراموشي، خودفروشي، خودزياني و… فراوان ياد شده. «بئسما اشتروا به انفسهم.»[31] آنچه را كه خود را به آن فروختند بدچيزي است.
«الذين خسروا انفسهم فهم لايؤمنون.»[32] كساني كه سرمايه هاي وجود خويش را از دست داده و گرفتار خسران شدند، ايمان نمي آورند.
اگر با دقت در مفهوم اين آيات توجه كنيم مي فهميم كه همگي از آثار از خودبيگانگي و خودباختگي انسان است. چرا كه انساني كه ديگري را خود پنداشته، خود حقيقي اش را فراموش كرده و يا مورد غفلت قرار داده است و غفلت از خود حقيقي، رشد ندادن بلكه انحطاط بخشيدن به آن يعني خودزياني است.[33]
بنابراين از خودبيگانگي و خودفراموشي موجب مي شود كه ارتباط انسان با حقيقت وجودي خويش منقطع گردد چرا كه حقيقت فطري انسان آيينه اي است براي تماشاي مبدأ و معبود هستي و با تيره شدن اين آيينه، ارتباط انسان با خدا نيز قطع مي شود.
از خودبيگانگي گاه به دست خود فرد و گاه با غفلت خود و با طرح و برنامه ديگران صورت مي گيرد، به طوري كه ديگران در فكر استثمار او برمي آيند و براي او «خود» متناسب با اهداف خودشان تعيين مي كنند.[34]
يكي از كارهايي كه جوامع استكباري مي كنند، همين است كه يك جامعه را از خود بيگانه مي كنند چرا كه آنها عمده مانع نفوذ خود به منظور تجاوز و غارت منافع مادي و معنوي ملت ها را اعتقادات، ارزشها، آداب و رسوم ديني و به طور كلي تفكر و بينش توحيدي مي دانند.[35] گرچه اين مسأله در كشور ما از مدتها قبل مطرح بوده، اما پس از انقلاب اسلامي به رهبري امام راحل(ره) كه نقطه عطفي براي احياء هويت ديني و نفي هرگونه خودباختگي بوده، نمودي تازه يافته است و استكبار جهاني با سرمايه گذاري هاي وسيعي تلاش مي كند تا حركت انقلاب و نفوذ فرهنگ اسلامي را متوقف سازد و نه تنها راه صدور آن را به كشورهاي ديگر، سد مي كند؛ بلكه تا آنجا كه مي تواند فرهنگ ماترياليستي و مبتذل خود را به صورتي گسترده تر، به كشورهاي اسلامي و شرقي، خصوصاً به كشور ما وارد كند و اين همان تهاجم فرهنگي است. و يكي از نمودهاي آن، انقطاع فرهنگي است كه نوعي دگرگوني در فرهنگ جامعه و در سه بخش اساسي هويت ديني در اثر تلاقي فرهنگي و ارزش هاي جامعه با فرهنگهاي بيگانه، به وجود مي آيد.[36]
در بخش شناخت ها و باورها بيگانگان مي خواهند بينش افراد را نسبت به خدا، جهان و انسان تغيير دهند. با القاي شبهات در حوزه هاي مختلف ديني و القاي معارف ضد ديني از جمله امانيسم، سكولاريسم، پلوراليسم، اصالت علوم تجربي و… مي خواهند انسان محوري را جايگزين خدامحوري، دين را جدا از سياست و متن زندگي، «صراط مستقيم» را به «صراط هاي» مستقيم تقسيم بندي نمود، عقل تجربي را جايگزين وحي مي نمايند و با مدعي بودن به اينكه هيچ ديني نمي تواند ادعا كند كه حق محض است، مي خواهند اسلام را در كنار ساير اديان به شكلي محدود و با رسالتي محدود بنمايانند تا بتوانند مسلمانان را بدون هرگونه تعصب و غيرت ديني و فرهنگي (روحيه تسامح و تساهل) در تمدن مطلقاً مادي خود فرو برند.[37]
در بخش ارزش ها و گرايش ها نيز يك تقدس زدايي گسترده از تمام مظاهر ديني نظير احكام الهي، شخصيت پيامبر(ص)، ائمه(ع)، روحانيت، ولايت فقيه، ارزش هاي اخلاقي، از جمله روحيه جهاد و شهادت و ايثار و… اقدام نموده اند.[38]
در بخش رفتارها و كردارها نيز با ترويج الگوهاي فاسد و كاذب سعي دارند جوانان ما را به ابتذال و بي هويتي بكشانند، از ميزان پايبندي مردم به اعمال شرعي بكاهند به طوري كه تقيد به مسائل شرعي را خشك و مقدسي تعبير مي كنند.[39]
براي جلوگيري از سقوط در ورطه از خودبيگانگي و نجات از آن، پس از متوجه شدن و خارج شدن از غفلت، بازنگري نقادانه همراه با تقوا نسبت به گذشته سودمند است. اگر فرد در بعد فردي خود محاسبه نفس نداشته باشد و به سيرت فطرت الهي برنگردد؛ و در بعد اجتماعي نيز از فرهنگ خود و بيگانه اطلاع نداشته باشد و در باب شيوه و ميزان نفوذ فرهنگ بيگانه در فرهنگ خودي، بازنگري نداشته باشد امكان فاصله گرفتن از هويت واقعي بسيار است.[40]
مسلمان ايراني بايد بداند كه در فضايي با سنت ديني كاملاً فرهنگي زندگي مي كند و متعلق به سرزمين و تمدني است كه بوعلي سينا، فارابي، مولوي، ملاصدرا، حافظ و سعدي را پرورانده است. ولتر درباره سابقه درخشان علم و ادب و فرهنگ اسلامي مي گويد: در دوران توحش و ناداني، پس از سقوط امپراتوري روم، مسيحيان، همه چيز را مانند هيئت، شيمي، طب، رياضيات و… را از مسلمانان آموختند و از همان قرون اوليه هجري ناگزير شدند براي گرفتن علوم متداوله آن روزگار به سوي آنان روي آورند.[41] مسلمانان بايد بدانند كه اروپا و غرب كه امروز خود را طلايه دار تمدن در جهان مي داند انديشه آزادي و پيشرفت در علم و صنعت را از اسلام و مسلمين آموخته اند.[42]
علاوه بر بازشناسي فرهنگ غني خودمان و فرهنگ بيگانه بايد به بازنگري باورهاي فرهنگي نيز بپردازيم، چرا كه گاهي اوقات عنصر بيگانه از كشورهاي شرقي يا غربي وارد نمي شود؛ چه بسا عناصر بيگانه از جامعه خودي وجود داشته باشد و ميراث و آداب و رسوم نسلهاي قبل از اسلام به عنوان اسلام وارد فرهنگ كشور شده باشد لذا لازم مي آيد با سنجش دوباره باورهاي فرهنگي و ترويج ارزشهاي فرهنگ اصيل اسلامي، زمينه تصحيح و پالايش و تعميق انديشه ها را در افراد خصوصاً جوانان مهيا كنيم.
به ويژه در عصر امروز كه استعمارگران و جنايتكاران جهاني با بهره گيري از تكنولوژي ارتباطات و برنامه هاي ماهواره اي با شعار تحقق دهكده واحد جهاني و همسان سازي فرهنگي، در صدد تحميل الگوهاي خود بر كشورهاي ديگر هستند از اهميت ويژه اي برخوردار است.
چرا كه اسلام يك دين جهاني، جاوداني، مردمي، تاريخي است و كتابش، كتاب هدايت همه مردم و هدف رسالت پيامبرانش به خصوص پيامبرخاتم، قيام براي بدست آوردن عدالت و كسب عزت نفس، لذا اگر مسلمانان همت كنند و حداكثر استفاده را از فضاي پيش آمده در جهت اهداف الهي فرهنگ اسلامي انجام دهند نه تنها افراد جامعه در فرآيند هويت يابي دچار مشكل نخواهند بود بلكه مي توانند با تبيين و تبليغ برنامه هاي آموزنده و عزت بخش و هويت ساز دين مبين اسلام اين امكان را فراهم آورد كه بشريت گمشده هميشگي خود را پيدا كند و براي هميشه از پريشاني و فساد اخلاقي و سقوط معنوي نجات يابد.
زهرا آرام- مدرسه علميه نرجس سلام الله عليها- مشهد
 فهرست منابع و مآخذ
* قرآن كريم
1. آمدي، عبدالواحد، غررالحكم و دررالكلم، شرح خوانساري، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، اسفند60، ج1 ؛ ترجمه محمد علي انصاري، بي جا، بي نا، چهارم، 1337
2. جوادي آملي، عبدالله، تفسير موضوعي قرآن كريم (صورت و سيرت انسان در قرآن)، قم، اسراء، دوم، آذر1381
3. ………………….، شريعت در آينه معرفت، قم، اسراء، دوم، تابستان1378
4. حكيمي، محمدرضا، دانش مسلمين، بي تا، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، آذر1357
5. رجبي، محمود، انسان شناسي، تهران، انتشارات مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني، سوم، 1380
6. شرفي، محمدرضا، جوان و نيروي چهارم زندگي، تهران، سروش، دوم، 1380
7. شعبه الحراني، ابومحمد حسن، تحف العقول عن آل الرسول، ترجمه جنتي عطائي، بي جا، علميه اسلاميه، پاييز1363
8. عميد، حسن، فرهنگ عميد، تهران، انتشارات اميركبير، هفدهم، 1358
9. فرهاديان، رضا، پايه هاي اساسي ساختار شخصيت در تعليم و تربيت، قم، مؤسسه فرهنگي- تربيتي توحيد، بهار1376
10. قرشي، علي اكبر، قاموس قرآن، دارالكتب الاسلاميه، هشتم، بهار1378، ج7
11. كاوياني، محمد، جوانان و تهاجم فرهنگي، قم، مركز مطالعات و پژوهشهاي فرهنگي حوزه علميه، بهار1382
12. مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، تهران، انتشارات اسلاميه، چهارم، 1381، ج23
13. محمدي ري شهري، محمد، ميزان الحكمه، ترجمه حميد رضا شيخي، قم، دارالحديث، پنجم، 1384، ج1
14. مركز تحقيقات اسلامي، انسان شناسي، قم، انتشارات ياقوت، دوم، زمستان1378
15. مصباح يزدي، محمدتقي، تهاجم فرهنگي، قم، مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني، دوم، پاييز1378
16. نگارش، حميد، هويت ديني و انقطاع فرهنگي، تهران، نمايندگي ولي فقيه در سپاه، اول، تابستان1380
نشريات
1. رمضاني، من كيستم، مجله حديث زندگي(11)، سال سوم، ش دوم، خرداد و تير1382
2. سبحاني نيا، محمد، جوان و بحران هويت، مجله معارف اسلامي(57)، سال بيست و سوم، ش57، فروردين و ارديبهشت، خرداد و تير1383
3. شجاعي، محمدصادق، نقش كاركرد رسانه ها، مجله حديث زندگي(11)، سال سوم، ش دوم، خرداد و تير1382


[1] حسن عمید، فرهنگ عمید، تهران، انتشارات امیرکبیر، هفدهم، 58، ص1265
[2] محمد رضا شرفی، جوان و نیروی چهارم زندگی، تهران، سروش، دوم، 80، ص
[3] سید علی اکبر قرشی، قاموس قرآن، تهران، دارالکتب الاسلامیه، هشتم، بهار78، ج7، ص95
[4] آیه اله جوادی آملی، شریعت در آینه معرفت، قم، اسراء، دوم، تابستان78، ص112
[5] مرکز تحقیقات اسلامی سپاه، انسان شناسی، قم، یاقوت، دوم، زمستان78، ص76
[6] سوره سجده، آیه8-7
[7] سوره سجده، آیه9
[8] سوره بقره، آیه30
[9] سوره حشر، آیه19
[10] عبدالواحد آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ترجمه محمد علی انصاری، بي جا، بي نا، چهارم، 1377، ص768، ح151
[11] همان، ص190، ح284
[12] همان، ص625، ح301
[13] همان، ص179، ح108
[14] همان، ص814، ح185
[15] حمید نگارش، هویت دینی و انقطاع فرهنگی، تهران، نمایندگی ولی فقیه در سپاه، اول، تابستان80، ص23
[16] آیه الله جوادی آملی، تفسیر موضوعی قرآن کریم (صورت و سیرت انسان در قرآن)، قم، اسراء، دوم، آذر81، ص337
[17] همان، ص339
[18] محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ترجمه حمید رضا شیخی، قم، دارالحدیث، پنجم، 84، ج3، ص1887
[19] سوره اسراء، آیه11
[20] سوره بقره، آیه286
[21] محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، تهران، دارالکتب الاسلامیه، سوم، سال82، ج23، ص124، ح49
[22] عبدالواحد آمدی، شرح غررالحکم و دررالکلم، محمد خوانساری، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، سوم، 1360، ج1، ص70
[23] همان، ص65
[24] همان، ص173
[25] ابومحمد حسن بن شعبه الحرانی، تحف العقول عن آل الرسول، ترجمه جنتی عطائی، بی جا، علمیه اسلامیه، پاییز63، ص18
[26] رضا فرهادیان، پایه های اساسی ساختار شخصیت در تعلیم و تربیت، قم، مؤسسه فرهنگی- تربیتی توحید، اول، بهار76، ص80
[27] رضا فرهادیان، پایه های اساسی شخصیت انسان در تعلیم و تربیت، ص90
[28] آیه الله جوادی آملی، تفسیر موضوعی قرآن کریم (صورت و سیرت انسان در قرآن)، ص74
[29] محمد صادق شجاعي، نقش كاركرد رسانه ها در هويت يابي يا بحران هويت، مجله حديث زندگي(11)، سال سوم، ش دوم، خرداد و تير82، ص66
[30] رمضاني، من كيستم، حديث زندگي(11)، ص61
[31] سوره بقره، آيه90
[32] سوره انعام، آيه12 و 20
[33] محمود رجبي، انسان شناسي، تهران، انتشارات مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني، تابستان79، ص174
[34] محمود رجبي، انسان شناسي، ص180
[35] حميد نگارش، هويت ديني و انقطاع فرهنگي، ص196
[36] رك: مصباح يزدي، تهاجم فرهنگي، قم، انتشارات مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني، دوم، پاييز78، صص20 و 156
[37] حميد نگارش، هويت ديني و انقطاع فرهنگي، ص16
[38] محمد كاوياني، جوانان و تهاجم فرهنگي، قم، مركز مطالعات و پژوهشهاي فرهنگي حوزه علميه، بهار82، ص35
[39] محمد تقي مصباح يزدي، تهاجم فرهنگي، ص73
[40] محمود رجبي، انسان شناسي، ص184

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.