این پرسشنامه استاندارد از نوع فایل ورد و به همراه تمامی اطلاعات مربوط به نمره گذاری، تفسیر، و … در قالب جداول زیبا و آماده تکثیر ارائه گردیده است. پس از پرداخت موفق می توانید به صورت آنلاین اقدام به دانلود فایل مربوطه بپردازید.
هدف: ارزیابی میزان حضور زنان در فضای شهری و عوامل موثر بر آن (معیارهای کالبدی فضای شهری، معیارهای اجتماعی فضای شهری، معیارهای فعالیتی فضای شهری، معیارهای معنایی فضای شهری، میزان حضور زنان در فضای شهری)
تعداد سوال: 40
تعداد بعد: 5
شیوه نمره گذاری: دارد
تفسیر: دارد
منبع: محقق ساخته (سفارش)
نوع فایل: word 2007
همین الان دانلود کنید
قیمت: فقط 33000 تومان

جامعه مدنی عرصهای را فراهم میآورد که امکان مشارکت برای تمام گروهها در آن به وجود میآید. یکی از مهمترین ویژگیهای جامعه مدنی کثرتگرایی به مفهوم در برگیری تمامی گروههاست. مهمترین ابزار در جهت تقویت جامعه مدنی تقویت عرصههای عمومی است و اما در میان عرصههای عمومی، فضای شهری فضایی است که با ساختار کالبدی و کارکرد اجتماعیاش میتواند عرصه مطلوبی برای رشد و بالندگی جامعه مدنی ارائه دهد. مهمترین ویژگی جامعه مدنی کثرتگرایی آن است. مفهوم کثرتگرایی؛ تمام گروهها را فارغ از جنس، سن، نژاد و … مستلزم داشتن حقوق شهروندی میداند و پیشنهاد میکند تا بر روشهایی که خواستهای متعدد زنان را مورد توجه قرار میدهد، تمرکز خاص صورت گیرد.
فضای شهری بستری است که فعالیتها و رفتارهای انسانی در آن شکل میگیرد و روابط اجتماعی و فرهنگی انسانها با یکدیگر در این عرصه اتفاق میافتد. هر چند درک و تجربه گروههای مختلف در محیط متفاوت از یکدیگر است. حضور در فضای شهری و تعامل اجتماعی در این فضا، یکی از نیازهای مهم استفادهکننده فضاهاست. در واقع نباید فراموش کرد همه استفادهکنندگان از فضا حق دارند از آن لذت ببرند. استفاده و مناسب بودن فضاهای عمومی، موضوع مهمی است که باید در هر مطالعهای که زندگی روزمره زنان و مردان را مد نظر قرار میدهد، مورد توجه قرار گیرد. نیاز به حضور در فضا برای همه گروهها فارغ از سن، جنسیت، سطح درآمد، شغل و… امری ضروری است؛ اما تجربه استفاده از فضاهای عمومی، برای استفادهکنندگان مختلف با توجه به سن، جنسیت،… متفاوت بوده و در نوع زندگی و درک آن مؤثر است.
یکی دیگر از نیازهای بسیار مهم هر انسان نیاز به برقراری رابطه با دیگران است این نیاز زمینهساز حضور انسانها در فضا میشود. فضاهای باز شهری بستر ارتباطات و تعاملات اجتماعی شهروندان میباشد. نیومن بیان میکند که در جاهایی در حد مناطق کوچک که میزان روابط انسانی زیاد است، میزان جنایات و جرائم کم میشود؛ زیرا تعهدات اجتماعی بالاست و توجه مردم به یکدیگر زیاد است و امکان منزوی شدن افراد وجود ندارد.
فرضیههای پیشین جهان را بر اساس جنسیت به دو قلمرو تقسیم میکند به صورتی که زنان متعلق به فضای خانه و یا نزدیکی محل سکونت هستند و مردان دسترسی راحت به مکانهای دور از محل سکونت دارند. مکانی که سایر مردم در آنجا جمع میشوند.
هنجارهای غالب اجتماعی نیز فضای خانه و فضای نزدیک آن را متعلق به زنان میداند. به صورتی که محدوده امن زنان ایرانی در قرون گذشته و حتی هماکنون در بعضی شهرهای کهن ایرانی، فضای خانه و فضای نیمهخصوصی چند خانه، بنبستها و هشتی کوچههای فرعی بوده است. این مسئله در دنیای غرب نیز نمود داشته است به صورتی که علیرغم ضرورت و نیاز به حضور و لذت بردن از فضاهای شهری برای تمام گروهها، زنان تا قبل از انقلاب صنعتی به دلیل رویکردهای غالب بر افکار مردم در ارتباط با خانه یا فضای نزدیک خانه بودهاند. از طرفی زنان تنها کسانی هستند که نسبت به نیازهای خود در فضای شهری از آگاهی کامل برخوردارند. فضاهای عمومی مکانی برای رفع نیازهای روزمره و زندگی عمومی در شهرها هستند. فضاهای شهری همچنین محفلی برای فعالیتهای مختلف هستند. این فعالیتها عبارتاند از: فعالیتهای ضروری و اجباری، فعالیتهای انتخابی و فعالیتهای اجتماعی.
مطالعات گلچین فر در تهران نشاندهنده تفاوت میان زنان و مردان و دلایل حضور آنها در فضای شهری است. زنان بیشتر برای انجام فعالیتهای اجباری در فضا حضور مییابند، این در حالی است که مردان برای انجام فعالیتهای اختیاری در فضا ظهور مییابند.
درباره نوع فعالیت زنان یونگ معتقد است، فعالیتهای زنان تأکیدی بر فعالیتها و حرکتهای ارتباطی دارد. تأکید بر ابعاد ارتباطی در بررسی نگرشهای زنان نسبت به خانه و اشیا آن قابلمشاهده است. بدین ترتیب زنان در برقراری ارتباط بر ابعاد ارتباطی تکیه دارند درحالیکه مردان در ارتباطات خود بر بعد ابزاری. در واقع مردان بهصورت ابزار با محیط برخورد میکنند و در مقابل زنان در ارتباطات خود با محیط تنها بر بعد ابزاری تکیه ندارند و بیشتر بر بعد ارتباطی در رفتار خود تکیه دارند. چنین تفاوتهای جنسیتی در نگرشهای آنها از این ایده نشات میگیرد که ارتباط زنان با جهان، نوعی از ارتباط و اتصال است درحالیکه مردان بر جدایی تأکید دارند.
آرزا چارچ نیز بیان میکند: حقیقت این است که زندگی زنان و مردان متفاوت از هم است و سؤال این است که چگونه محیط میتواند همخوان و سازگار با این تفاوتها باشد به صورتی که هر انسان بتواند کیفیت نسبی در زندگی را به دست آورد.
محدودیتها شامل فاکتورهایی میشود که بین فعالیت زنان در فضاهای عمومی و تجارب آنها و رضایت استفاده از فضاهای عمومی (شامل لذت، ترجیح، مشارکت و معنا) فاصله میاندازد. مطلوبیت فضا و رضایت از آن در نظر بیننده (استفادهکننده) ارتباط مستقیمی با برآورده شدن توقعات وی دارد. عوامل متعددی زنان را در فضاهای شهری محدود میکنند، عوامل کالبدی و طراحی فضاها و هنجارهای غالب اجتماعی و فرهنگی ازایندست عوامل هستند. قلمروهای متفاوتی که برای زنان و مردان متصور میشد و درعینحال ساخت شهرها که بهوسیله مردان صورت میگرفت و بدین ترتیب نیازهای مرد متوسط را مورد توجه قرار میداد و به خلق فضاهای جنسیتی منجر شد.
کریستین دی تعریفی از محدودیت بیان نموده است که: محدودیتها شامل عواملی میشوند که میان فعالیتهای زنان در فضاهای عمومی و تجارب آنها ازیکطرف و رضایت استفاده از فضاهای عمومی (شامل لذت، ترجیح، مشارکت، معنا) فاصله میاندازد.
ترس در فضاهای عمومی مهمترین عوامل محدود کننده زنان: عوامل محدود کنندهای مانند خطر وترس، مهمترین عناصر در تجربه زنان در فضاهای شهری هستند که استفاده زنان از فضای شهری را محدود مینمایند. ترس بهعنوان عامل مهمی در عدم حضور زنان در فضاهای عمومی مطرح میشود. درحالیکه جرمهای عمومی کمتر متوجه زنان هستند، اما این واقعیت غیرقابلانکار است که زنان نسبت به مردان فرصت کمتری برای حضور در فضا دارند.
ترس همچنین بدین مفهوم میباشد که زنان یا به کاهش فعالیت و یا تعویض مکان میپردازند و یا همراهانی برای انجام فعالیتهای مثل راه رفتن، دویدن، … مییابند. عامل ترس و امنیت شبانه موضوع بسیار مهمی است که بر کاهش میزان حضور زنان نسبت به مردان در شب تأثیر میگذارد. یکی دیگر از عوامل محدودیت زنان وضعیت حملونقل عمومی میباشد. زنان احتمالاً بیشتر از مردان متکی بر حملونقل عمومی هستند و بیشتر از آنان بهوسیله برنامهها و مسیرهای حملونقل عمومی دچار محدودیت میشوند. ترس زنان از جنایت و مقیاسهای احتیاطی سبب شده است، آنها در اینکه چه مکانی، چه زمانی و چگونه در فضای عمومی حرکت کنند نیز با محدودیت مواجه شوند.
در حال حاضر زنان از هر قشر و طبقهای و با هر نوع پوشش و آرایشی که در سطح شهر ظاهر شوند، در زمینه حملونقل و جابجایی در شهر با مشکلاتی مواجه میشوند که این مسئله، هم زنان دارای وسیله نقلیه و هم زنان استفادهکننده از وسایل نقلیه شهری و عمومی را شامل میشود. پلهای عابر پیاده، پلهای زیرگذر و تاریکی آنها، نحوه نورپردازی خیابانها، سیستم حملونقل عمومی و سایر خدمات عمومی و امکانات موجود برای شهروندان در شهر بهگونهای است که نیاز زنان در نظر گرفته نشده است. این سبب میشود که محدودههای فضایی تبدیل به موانع روانشناسی کد دار شوند. دیوارها، دروازهها، خیابانهای یکطرفه و بنبست، ساختمانهای فروریخته تبدیل به بخشهایی از شهر میشوند که “تو” (فاعل دستوری) نمیروی. بدین ترتیب عواملی مانند تعامل اجتماعی، طراحی و معماری فضا، امکان مشارکت در فضا، اجتماعپذیری فضا، امنیت و آزادی حرکت، هویت و داشتن خاطره جمعی، راحتی در فضا و وجود مناظر طبیعی، تنوع فضا، امنیت در فضا، استفاده و فعالیت، وجود نظارت اجتماعی و دسترسی و نفوذپذیری فضا بر مطلوبیت فضاهای شهری از دید زنان و بر افزایش حضور زنان در فضای شهری تأثیرگذار هستند.
ازآنجاکه میزان کارآیی فضا یکی از معیارهای سنجش کیفیت فضاست و در اصل فضای جنسیتی شده به دلیل از دست دادن بخشی از کارآیی خود از سطح کیفی پایینتری برخوردار میباشد و از جنبه دیگر تعاملات اجتماعی در بستر فضاهای شهری و عمومی (پارکها) شکل میگیرد؛ میتوان نتیجه گرفت که جنسیتی شدن فضا و عدم توجه به نیازهای زنان بهعنوان قشری از جامعه مدرن که حضوری پررنگتر از همیشه دارند نهتنها سبب عدم کیفیت فضا میشود بلکه باعث عدم رضایت زنان در فضاهای شهری و ضعف در تعاملات اجتماعی میگردد. معمار (طراح) در این میان نقش کلیدی را بهعنوان رابط میان استفادهکننده و کارفرما بازی میکند چون اوست که با ریزبینی میتواند دررسیدن به این هدف تأثیرگذار باشد. با راهکارهایی ساده از قبیل توجه به نحوه نورپردازیها و یا مکان قرارگیری کیوسک تلفن میتوان تأثیر بسزایی در ایجاد حس امنیت داشت.