پرسشنامه جبهه گیری هنگام مشکلات با همسر

این پرسشنامه استاندارد از نوع فایل ورد و به همراه تمامی اطلاعات مربوط به نمره گذاری، تفسیر،و … در قالب جداول زیبا و آماده تکثیر ارائه گردیده است. پس از پرداخت موفق می توانید به صورت آنلاین اقدام به دانلود فایل مربوطه بپردازید.

هدف: سنجش جبهه گیری هنگام مشکلات با همسر

تعداد سوال: 22
شیوه نمره گذاری: دارد
منبع: نامشخص
نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 1900 تومان

خرید فایل

پرسشنامه جبهه گیری هنگام مشکلات با همسر

به هنگام جر و بحث یا همان دعواهای زن و شوهری کارهایی که می تواند آتش دعوا را شعله ور کند، انجام ندهید، برخی از این کارها را در ادامه می خوانید:

اگر نمی توانید از بروز دعوا جلوگیری کنید، حداقل به هنگام جر و بحث یا همان دعواهای زن و شوهری کارهایی که می تواند آتش دعوا را شعله ور کند، انجام ندهید، برخی از این کارها را در ادامه می خوانید: بیشتر بخوانید

پرسشنامه قدرت بین شرکتی در شبکه های توزیع فرازیر

این پرسشنامه استاندارد از نوع فایل ورد و به همراه تمامی اطلاعات مربوط به نمره گذاری، تفسیر،و … در قالب جداول زیبا و آماده تکثیر ارائه گردیده است. پس از پرداخت موفق می توانید به صورت آنلاین اقدام به دانلود فایل مربوطه بپردازید.

هدف: ارزیابی قدرت بین شرکتی در شبکه های توزیع

تعداد سوال: 6
شیوه نمره گذاری: دارد
منبع: دارد
نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 1900 تومان

خرید فایل

پرسشنامه قدرت بین شرکتی در شبکه های توزیع فرازیر

****************************************

روش نمره گذاری

پرسشنامه قدرت بین شرکتی در شبکه های توزیع توسط Frazier (1983) ساخته شده است که از 6 گویه تشکیل شده است که به منظور ارزیابی قدرت بین شرکتی در شبکه های توزیع بکار می رود.

به دو طریق می توان پرسشنامه حاضر را مورد سنجش قرار داد. در روش اول، اعضاء شبکه توزیع و پخش نظرهای خود را در قبال نحوه ی عملکرد شرکت تولید کننده ی x در مقایسه با متوسط عملکرد صنعت بیان می کنند. در این حالت، برای تمامی سوال ها از طیف لیکرت یازده نقطه ای مشابه نمونه ی زیر استفاده شده است:….

پرسشنامه قابلیت جذب دانش

این پرسشنامه استاندارد از نوع فایل ورد و به همراه تمامی اطلاعات مربوط به نمره گذاری، تفسیر،و … در قالب جداول زیبا و آماده تکثیر ارائه گردیده است. پس از پرداخت موفق می توانید به صورت آنلاین اقدام به دانلود فایل مربوطه بپردازید.

تعداد سوال: 30
شیوه نمره گذاری و تفسیر: دارد
منابع: دارد
نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 1900 تومان

خرید فایل

پرسشنامه قابلیت جذب دانش

تسهیم دانش و قابلیت جذب دانش از دو جهت با هم ارتباط دارند : از یک طرف قابلیت جذب فردی عامل مهمی در جهت اثربخش بودن فرآیند تسهیم دانش است و از طرف دیگر فرآیند تسهیم دانش عامل مهمی در جهت اثربخش بودن قابلیت جذب سازمانی است  .

رفتار تسهیم دانش فرآیندی است که در واقع بین دو شخص یعنی اهدا کننده دانش و دریافت دانش رخ می دهد . از طرف دیگر تسهیم دانش نیز می تواند به عنوان یک فرآیند یادگیری در نظر گرفته شود . این فرآیند با تسهیم دانش توسط اهدا کننده به دریافت کننده شروع می گردد و پس از آن دریافت کننده به بررسی اجزاء مربوط به دانش تسهیم شده می پردازد . در چنین شرایطی دریافت کننده واقعاً می تواند از اهدا کننده دانش در طی فرآیند تسهیم دانش یاد بگیرد . موفقیت نهایی در استفاده از دانش تسهیم شده توسط دریافت کننده ، به میزان زیادی وابسته به توانایی دریافت کننده دانش دارد یعنی اینکه که آیا او قادر است تا دانش تسهیم شده را جذب کرده و بر آن حاکم شود . اگر دریافت کننده قادر نباشد تا به شکل موفقیت آمیزی به تسهیم دانش بپردازد و محتوی ارزشمند آن را جذب کند در این صورت ممکن نیست تا دانش کسب شده را برای حل مشکلات خود بکار ببرد . بنابراین برای دریافت کننده دانش لازم است  ، تا به منظور موفقیت آمیز بودن فرآیند تسهیم دانش به شکل کامل ، هم یادگیری و هم به کارگیری از دانش تسهیم شده ارتقاء داده شود . بر طبق گفته کوهن و لونیتال (1990) قابلت جذب تعریف شده به عنوان شناسایی ، جذب و استفاده از دانش . آنان معتقدند که توانایی افراد برای ارتقاء و بکارگیری دانش خارجی( قابلیت جذب فردی ) به میزان زیادی وابسته به سطحی از دانش مرتبط پیشین می باشد . چنین قابلیتی می تواند به عنوان یک توانایی فردی در نظر گرفته شود ، که نسبتاً مستقل از فرآیند تسهیم دانش می باشد . یعنی افراد قبل از اینکه درگیر فرآیند تسهیم دانش شوند ، قابلیت جذب خودشان را شکل می دهند . به علت تفاوت در شرایطی مانند تجربیات حرفه ای یا سوابق آموزشی ، افراد مختلف ممکن است سطوح متفاوتی از قابلیت جذب را دارا باشند که این خود می تواند فرآیند تسهیم دانش مطمئی را ارائه دهد . افرا با قابلیت جذب بالا یا با دانش مرتبط پیشین ، توانایی بیشتری برای یادگیری ، جذب و بکارگیری دانش تسهیم شده در فرآیند تسهیم دانش خواهند داشت . بنابراین سازمان ها می بایست تا افرادی که دانش مطلوب تری برای انجام فعالیت هایی که نیاز به تسهیم نوع خاصی از دانش دارد را استخدام کنند . اینگونه افراد با قابلیت جذب بالا ، تسهیم دانش مؤثرتری را تجربه خواهند کرد به دنبال آن قادرند تا از نگرش در جهت رفتار تسهیم دانش حمایت بیشتری کنند (به نقل ازکاووک و گائو ، 2006) .

برخی از محققان نیز معتقدند که قابلیت جذب سازمان از طریق فرآیند تسهیم دانش بهبود بخشیده می شود . برای مثال واندن بوش و همکاران (1999) معتقدند که قابلیت های ارتباطی مانند تسهیم دانش ، قابلیت جذب سازمان را بهبود می بخشند . ویندینگ[1] (2000) معتقد است که کاهش فاصله ارتباطی بین فراهم کنندگان دانش و استفاده کنندگان دانش و ایجاد یک زبان مشترک و قابل درک در همه قسمت ها و بخش های سازمان عاملی مهم در جهت بهبود قابلیت جذب دانش در سازمان می باشد که این امر مهم از طریق فرآیند تسهیم دانش محقق می شود. از این رو تسهیم دانش عامل مهمی در جهت بهبود قابلیت جذب سازمان خواهد بود .

براساس مطالب ذکر شده در فوق می توان گفت که بین قابلیت جذب دانش و فرآیند تسهیم دانش ارتباط متقابل وجود دارد از یک سو قابلیت جذب فردی عاملی مهم در جهت اثربخش بودن فرآیند تسهیم دانش است و از سوی دیگر فرآیند تسهیم دانش و قابلیت های ارتباطی عاملی مهم در جهت اثربخش بودن قابلیت جذب سازمان است .

2-23 رابطه تسهیم دانش و قابلیت جذب دانش با بهبود کیفیت علمی

توجه به فرآیند تسهیم دانش و قابلیت جذب دانش در آموزش عالی و خصوصاً دانشگاه ها که مراکز مهمی در تولید و خلق دانش جدید می باشند می توان بسیار مهم تلقی شود و به دنبال آن بهبود کیفیت علمی دانشگاه را به شکل چشمگیری افزایش دهد . بهبود کیفیت علمی در دانشگاه ها موضوعی است که توجه بسیاری از صاحب نظران را به این حیطه جلب کرده است چرا که این مراکز آموزشی با کلیه مشاغل و سازمان های یک کشور در ارتباط است . از این رو اگر مسئولان و رهبران دانشگاه ها راهکارها و استراتژی هایی ایجاد کنند که از طریق آن تمام افراد حاضر در دانشگاه علی الخصوص اساتید و دانشجویان به تسهیم دانش با یکدیگر پرداخته و هم چنین از قابلیت جذب دانش در حیطه های تخصصی برخوردار شوند ، می توان بهبود کیفیت علمی دانشگاه و تمام مؤلفه های آن را محقق نمود .

پرسشنامه فرهنگ خرید شهروندان جوان

این پرسشنامه استاندارد از نوع فایل ورد و به همراه تمامی اطلاعات مربوط به نمره گذاری، تفسیر،و … در قالب جداول زیبا و آماده تکثیر ارائه گردیده است. پس از پرداخت موفق می توانید به صورت آنلاین اقدام به دانلود فایل مربوطه بپردازید.

هدف: بررسی عوامل موثر بر فرهنگ خرید (پايگاه اقتصادي ـ اجتماعی، سرمايه‌ي فرهنگي، جنسيت، مُدگرايي، شغل، فرهنگ خريد بازار و پاساژ، نوع و ميزان خريد زنان شاغل و غيرشاغل)

تعداد سوال: 28

تعداد بعد: 7

شیوه نمر گذاری: دارد

تفسیر: دارد

منبع: محقق ساخته

نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 4900 تومان

خرید فایل

پرسشنامه فرهنگ خرید شهروندان جوان

مردها بیرون مانده‌اند. بیرون مغازه ایستاده‌اند و چشم می‌گردانند. چشم می‌گردانند تا بلکه بانویشان را که کیسه به دست و لبخند به لب از مغازه بیرون می‌آید، شناسایی کنند و هرچه زودتر از این شلوغی و انتظار خلاص شوند. روی شیشه‌های مغازه نوشته شده: «به علت ازدحام و قرار گرفتن در روزهای حراج، از پذیرایی آقایان معذور می‌باشیم.» این همان اطلاعیه‌ای است که در کنار دیگر پوسترها و کاغذهای رنگی که روی بیشتر آنها واژه SALE نوشته شده، جا خوش کرده وآب پاکی را روی دست آقایان ریخته.

البته مردی که پشت دخل نشسته، دائما به مشتری‌ها گوشزد می‌کند که ورود آقایان ممنوع است. صندوقدار که خستگی یک روز کاری تقریبا بی‌هوشش کرده، در این مواقع حوصله تعارف تکه پاره‌کردن و خواهش‌های مودبانه را ندارد. برای همین چشمش که به جمال یک مرد روشن می‌شود، تقریبا فریاد می‌زند: «آقا نیا تو!»

عابران برای این‌که سر از ماجرا در بیاورند و برایشان کاشف به عمل‌ آید که در این مغازه چه خبر است، احتیاج به هوش سرشاری ندارند. یکی از کاغذهای بزرگی که روی شیشه مغازه نصب شده، همان اول گوشی را دست مردم می‌دهد: «انواع مانتو فقط ۲۰ تومان.» روزهای پایانی تابستان – اواخر شهریورماه – بهترین زمان برای مغازه‌داران است تا به قول خودشان بزرگ‌ترین حراجشان را ترتیب دهند و مردم را از پایین آمدن قیمت‌ها حسابی کیفور کنند.

رابطه مد و حراج

اولین قدم برای دست و پا کردن یک حراج واقعی چند تکه کاغذ و مقواست که مغازه‌دارها زحمت نگاشتن واژه «حراج»، «فروش فوق‌العاده» یا هر کلمه و عبارت مشابهی را روی آنها می‌کشند و آنها را با چند تکه چسب به شیشه‌های مغازه می‌چسبانند. اما بخش اصلی کار فروشنده‌ها، ترسیم کردن عدد مخصوصی است که پشت شیشه مغازه می‌نشیند و ماهیت حراج مغازه را مشخص می‌کند.

با وجود این‌که درصد معمول برای به حراج گذاشتن اجناس یک فروشگاه ۲۰ تا ۳۰ درصد است، خیلی از مالکان مغازه‌های مانتو فروشی در پایان فصل چوب حراج به اجناس می‌زنند و این درصد را تا ۷۰ درصد هم می‌رسانند.

اما دومین قدم برای راه‌انداختن یک حراج واقعی چیست؟ فروشنده‌های محترم با یک ماژیک روی قیمت‌های گذشته خط قرمز می‌کشند و قیمت جدید را روی برچسب منقش می‌کنند.

ماجرا همین جا جالب می‌شود. تفاوت فاحشی که گاهی در برخی قیمت‌ها به چشم می‌خورد، چشم خیلی از مشتری‌ها را گرد می‌کند. بعضی مشتری‌ها با دیدن قیمت‌ها و تفاوت عمده‌ای که با اعداد قبلی دارد، لبخند فاتحانه‌ای بر لبان خود جاری می‌کنند و به خیال این‌که یک معامله پرسود انجام داده‌اند، جنس مورد نظر را خریداری می‌کنند. اما دسته دوم با عنایت به این‌که قیمت جدید، تفاوت عمده‌ای با قیمت قبلی ندارد، خود را قربانی یک دسیسه تجاری می‌بینند و به سرعت مغازه را ترک می‌کنند.

اگر چرخی در مانتو فروشی‌های میدان هفت تیر، ولی عصر، پاساژهای تجریش و… بزنید؛ حتما با نمایندگان این دو دسته مواجه می‌شوید.

مارال، دختر جوانی است که مشغول وارسی مانتوهای یکی از مغازه‌های میدان هفت تیر است. قبل از این‌که مدل و طرح مانتوهایی را که با دست آنها را از روی رگال جلو می‌کشد، بررسی کند، سراغ قیمت می‌رود و اتیکت مانتو را تا نزدیک چشم جلو می‌آورد و نگاه عالمانه‌ای به آن می‌اندازد.

مارال یک «حراج باز» تمام عیار است. دختری که ترجیح می‌دهد در حراج پایان فصل مغازه‌ها حاضر شود و جنس مورد علاقه‌اش را خریداری کند و حتی آن را تا سال آینده نگه‌داری کند: «وقت زیادی برای پرسه زدن در مانتوفروشی‌ها می‌گذارم. البته در زمان حراج. این‌طوری حداقل پول مفت بابت مانتو نمی‌دهم.» به یکی از مانتوهای روی رگال اشاره می‌کند و می‌گوید: «همین مانتو یک ماه پیش حداقل ۶۰ هزار تومان قیمت داشت اما حالا ۲۵ هزار تومان است. من می‌توانم با همان پول دو تا مانتو بخرم.»

می‌گوید بخشی از مانتوهایی را که می‌خرد، تا چند ماه نگه می‌دارد تا موعد استفاده آن فرا برسد: «پارسال که مانتوهای پاییزه به حراج گذاشته شد، سه تا خریدم. همین‌ها را تا چند هفته دیگر می‌توانم استفاده کنم. از مد هم نمی‌افتد، چون مدل‌هایی انتخاب می‌کنم که در هر شرایطی هوادار دارد. بحث مد هم که وسط باشد، من ترجیح می‌دهم پول کمتری بدهم، اما ضد مد باشم.»

نگین، دوست مارال که در بازارگردی هم‌سفر اوست، اما به خرید از حراجی‌ها اعتقادی ندارد. نگین دوست دارد تابع مد باشد و: «حوصله نگهداری مانتوها در بغچه را هم ندارم. بالاخره برای این‌که روی مد باشی، باید بیشتر پول خرج کنی.»

اکثر افرادی که مانتوهای خود را از حراجی‌های پایان فصل خریداری می‌کنند، ترجیح می‌دهند مثل مارال فکر کنند. این‌طوری هم پول بیشتری پس‌انداز می‌کنند و هم می‌توانند چند مانتو با مدل‌های مختلف داشته باشند.

البته این افراد هم نمی‌توانند به راحتی از خیر کلاهی که در اواسط فصل سرشان رفته، بگذرند. برای همین هم حین وارسی مانتوها بازار کنایه‌های پرتابی مشتری‌ها به سمت فروشندگان داغ داغ است.

این را بردیا، فروشنده یکی از مانتوفروشی‌هایی که در روزهای حراج به سر می‌برد می‌گوید و ادامه می‌دهد: «ما اینجا کارگر هستیم. صاحب مغازه هر چقدر هم سود کند، حقوق ما ثابت است. یعنی نوسان قیمت تغییری در دستمزد دریافتی ما ندارد. اما خیلی از خریدارها این را نمی‌دانند. شاید هم چون ما دم دستشان هستیم، عصبانیتشان را سر ما خالی می‌کنند. یک روز یک خانم جوان به همراه مادرشان آمده بودند. دختر اصرار داشت چند تا مانتو بخرد. اما مادر می‌گفت چقدر تو ساده‌ای. مادر معتقد بود این‌طور سر دختر کلاه می‌رود. چون قیمت مانتوی موردنظرش حداقل ۲۰ هزار تومان کمتر از قیمت قبلی‌اش بود. خلاصه که دختر موفق شد، اما مادرش آخر به ما گفت خدا لعنتتان کند که این‌قدر روی جنس‌ها می‌کشید که می‌توانید این همه از قیمت قبلی‌اش کم کنید.»

بردیا البته به این دست مشتری‌ها حق هم می‌دهد: «قبول دارم. همین مانتو که قیمتش در حراج شده ۲۵ هزار تومان، دو برابر بیشتر قیمت داشته. اما بالاخره اجاره مغازه‌ها بالاست و صاحب مغازه هم باید از جایی نان بخورد.»

آنها که ضرر نمی‌کنند

قیمت اصلی مانتوها چقدر است؟ فروشنده با فروش یک عدد مانتو چقدر سود می‌کند؟

این سؤالاتی است که شاید برخی خریداران از فروشنده‌ها سؤال کنند تا حساب سود و زیان مانتوفروش‌ها دستشان بیاید.

اما جواب‌هایی که از زبان فروشنده‌ها خارج می‌شود، به شدت ضد و نقیض است؛ البته اگر مثل خیلی از فروشنده‌ها از پاسخ‌دادن به سؤال طفره نروند.

فرهاد. ب صاحب یکی از مانتو فروشی‌های میدان تجریش است که به اصطلاح پشت دخل نشسته و پول‌های بی‌زبان را داخل صندوق می‌چیند: «حراجی‌های ما مخصوص مدل‌هایی است که قدیمی می‌شوند. وقتی فصل در حال تغییر است، برخی جنس‌هایمان را حراج می‌کنیم تا روی دستمان نماند. اما ما در حراج هیچ سودی نمی‌کنیم و جنس‌ها را به قیمت خرید می‌فروشیم. مثلا این مانتوی ۲۳ هزار تومانی را با همین قیمت از تولیدی خریدیم.»

اما یکی از فروشنده‌های جوان همین مغازه که مانتوها را برای پرو دست خریدارها می‌دهد، می‌گوید: «مطمئن باشید هیچ مغازه‌داری در حراج ضرر نمی‌کند. اگر مانتویی به قیمت ۲۰ هزار تومان به فروش رسید؛ اطمینان داشته باشید که قیمت خریدش از سه، چهار هزار تومان کمتر بوده است.»

سالاری معتقد است با یک حساب سرانگشتی هم می‌توان متوجه شد که هر مانتو با چه هزینه‌ای دوخته خواهد شد: «هر مالکی که حراج می‌گذارد، به فکر خالی‌کردن مغازه و آوردن جنس‌های جدید است. بنابراین مانتوها را زیر قیمت می‌فروشد، ولی مالک از فروش همین مانتوها به فروشنده‌ها حقوق می‌دهد. پس مطمئن باشید هر قیمتی که برای شما در نظر گرفته می‌شود، نصف خرید قیمت است.»

پرسشنامه اضطراب شناختی لیندسای و همکاران

این پرسشنامه استاندارد از نوع فایل ورد و به همراه تمامی اطلاعات مربوط به نمره گذاری، تفسیر،و … در قالب جداول زیبا و آماده تکثیر ارائه گردیده است. پس از پرداخت موفق می توانید به صورت آنلاین اقدام به دانلود فایل مربوطه بپردازید.

هدف: ارزیابی میزان اضطراب شناختی
تعداد سوال: 13
شیوه نمره گذاری: دارد
تفسیر: دارد
منبع: نامشخص
نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 1500 تومان

خرید فایل

پرسشنامه اضطراب شناختی لیندسای و همکاران

اضطراب

اضطراب واکنشی طبیعی به شرایط تهدید آمیز است و نوعی عملکرد برای زنده ماندن دارد. شدت اضطراب درجات گوناگونی دارد، از نگرانی مبهم تا نشانه های جسمی قوی یا احساس وحشت تا حدی که انسان فکر می­کند در حال بیهوش شدن است. اضطراب همیشه بعد مدتی به پایان می­رسد اما می­تواند دوباره برگردد.

زندگی با اضطراب چگونه است؟

اضطراب برای افراد گوناگون به صورتهای گوناگونی احساس می­شود و شدت آن می­تواند متفاوت باشد. اضطراب ملایم می­تواند بصورت نگرانی، بی قراری یا احساسی غیر واقعی مانند بودن در “یک حباب” جلوه کند. اضطراب شدید می­تواند در بدن بیشتر احساس شود. در آن حالت می­تواند بصورت دشواری در تنفس، فشار به روی سینه و یا تپش قلب احساس شود. اگر اضطراب بطور ناگهانی ظاهر شود بدون اینکه شما آماده باشید، به آن اضطراب ناشی از هراس آنی می­گویند و آنچه که هنگام اضطراب ناشی از هراس آنی اتفاق می­افتد حمله ناشی از هراس خوانده می­شود

وقتی دچار اضطراب می­شویم اغلب فکر می­کنیم “این اضطراب تمام شدنی نیست” یا “دارم دیوانه می­شوم”. وقتی چنین احساس­هایی بشما دست داد به یاد بیاورید که هیچ کدامشان درست نیست! اضطراب همواره پس از مدت کوتاهی برطرف می­شود و خطرناک نیست ولو اینکه شما در آن لحظه واقعا معتقد باشید که خیلی هم خطرناک است.

اضطراب تا چه اندازه رایج است؟

همه ما زمانی در زندگیمان دچار اضطراب می­شویم، بعضی ها شاید بیشتر از دیگران. باوجودی که اضطراب بسیار رایج است کمتر کسی درباره آن حرف می­زند. از این رو بسیاری اضطراب را با احساسات ناشی از بی آبرویی و رسوایی یا احساس گناه پیوند می­زنند. از آنجایی که اضطراب اغلب در ظاهر انسانها دیده نمی­شود بسیاری بر این گمان هستند که در مضطرب بودن تنها هستند و این به نوبه خود حرف زدن درباره اضطراب را از آنچه که باید دشوارتر می­سازد. خیلی­ها هستند که اضطراب خود را پنهان می­کنند یا تظاهر می­کنند که اضطراب وجود ندارد. هرچه بیشتر از اضطراب پرهیز کنیم مهار آن نیز می­تواند دشوارتر شود.

چرا دچار اضطراب می­شوم؟

اضطراب می­تواند برای نمونه ناشی از یک فکر یا احساس ترس آور باشد، یا باعث شود که احساس تهدید، ناتوانی، شکست یا بی­ارزش بودن بکنید. اضطراب می­تواند گاهی مربوط به داشتن توقع بیش از اندازه از خود باشد یا احساس بی­آبرویی و رسوایی یا احساس گناه. اینکه گمان کنید آدم عجیب یا ویژه و تکی هستید، اینکه احساس کنید “ایرادی” در کارتان هست، امر بسیار رایجی است. اگر نسبت به شما بد قولی شود یا کسی شما را برای همیشه ترک کند، اینها عواملی است که می­تواند موجب اضطراب برای شما شود. همچنین احساس خطر کردن از اینکه چیزی را ازدست بدهید که برایتان مهم است مانند امنیت، موقعیت اجتماعی یا عشق می­تواند برای شما اضطراب آور باشد.

بهنگام اضطراب در مغز چه می­گذرد؟

اضطراب ناشی از واکنش هایی در سیستم مرکزی اعصاب است که ما قادر به هدایت آن نیستیم.این واکنش در واقع یک سیستم هشدار دهنده است که به هنگام تهدید یا بروز خطر از سوی سیستم مرکزی اعصاب و مغز بکار می­افتد. خطر همیشه لازم نیست واقعی باشد. وقتی مغز سیگنالهایی می­فرستد مبنی براین که احتمال خطر مرگ می­رود بدن واکنش نشان می­دهد و این همانی است که شما بعنوان اضطراب می­شناسید.

حساسیت سیستم هشدار دهنده­ در افراد گوناگون متفاوت است، و در طول دوران مختلف زندگی می­تواند متغیر باشد. داشتن اضطراب بیشتر در دوران نوجوانی تا سن بیست سالگی غیر عادی نیست اما با بالا رفتن سن وضع بهتر می­شود. اتفاقات ناگوار نیز بر روی حساسیت نسبت به اضطراب تاثیرگذار است.

برای مداوای اضطراب چه می­کنند؟

اساس مداوای اضطراب براین پایه است که یاد بگیریم چگونه اضطراب را مهار کنیم. روش کار خود را “آماج قرار دادن” نام دارد و به این معنا است که شما در محیطی امن به تدریج یاد بگیرید که با اضطراب خود کنار بیایید. هنگامی که موفق به مهار آن لحظه می­شوید احساس می­کنید که اضطراب بطور خود بخودی برای مدتی ناپدید می­شود. با تمرین روش خود را “آماج قرار دادن” می­توان به مغز کمک کرد که حساسیت خود نسبت به سیستم هشدار دهنده را تغییر دهد و در برابر اضطراب کمتر آسیب پذیر باشد.

چگونه می­توان اضطراب را مهار کرد و من چه می­توانم بکنم؟

بسیار طبیعی است که به هنگام اضطراب تلاش کنیم از آن فرار کنیم. پرهیز از ناراحتی و احساس­های ناخوشایند کاری انسانی است. اما آیا اضطراب به دلیل اجتناب ما از آن ناپدید می­شود؟ نه! یک روش مناسب برای مهار اضطراب پذیرفتن آن، تن دادن به شرایط و نگریختن از آنست. اگر پایداری نشان دهید اغلب اضطراب سریع تر ناپدید شده و در بلند مدت مهار آن آسان­تر می­شود.

سخن گفتن با یک آشنا درباره اینکه حالتان چگونه است بشما کمک می­کند. سخن گفتن اغلب گام نخست برای بهتر شدن حالتان است. همچنین  با خواندن درباره اضطراب و چگونگی مهار آن می­توان درمورد اضطراب بیشتر آموخت.

فشار روانی یا استرس و اضطراب اغلب به هم مربوطند. اگر تلاش کنید که خوب بخورید، بخوابید و کارهایی بکنید که دوست دارید به همان نسبت نیروی مقاومت بزرگتری نیز هم در برابر فشارهای روانی و هم در برابر اضطراب پیدا می­کنید. اقدام مهم دیگر اینست که جرات کنید “نه” بگویید و برای انچه که قدرت تحمل آن را دارید مرزی بگذارید.

اختلال اضطرابی چیست؟

اگر اضطراب بطور روزانه بر زندگی شما تاثیر می­گذارد عامل آن می­تواند اختلال اضطرابی باشد که شما باید برای آن مداوا شوید. نمونه هایی که می­توان از اختلال اضطرابی آورد اینها هستند: اضطراب ناشی از هراس آنی، اختلال اضطرابی فراگیر، اختلال اضطرابی اجتماعی یا جمع هراسی و انواع ترس های شدید که در روانشناسی به هراس شهرت دارند.

چه زمانی می­توانم کمک بگیرم؟

اگر روزانه دچار چنان اضطرابی هستید که بر روی زندگی شما تاثیر می­گذارد، برای مداوای خود تردید نکنید. به درخواست کمک خود برای مداوایتان به مانند یک شکست نگاه نکنید، در بیشتر مواقع درخواست کمک مستلزم داشتن شجاعت است و هرچه که زودتر تقاضای کمک کنید بهتر خواهد بود. با این همه اگر نمی­توانید برای مداوای خود تقاضای کمک کنید از کسی که به او اطمینان دارید بخواهید که بشما در این کار کمک کند. اگر فرد قابل اعتمادی که از شما در اینکار حمایت کند ندارید می­توانید بصورت کاملا ناشناس به یکی از سازمانهایی که در این زمینه به افراد کمک می­کنند تلفن کنید.

پرسشنامه اعتماد عمومی به سازمان های دولتی

این پرسشنامه استاندارد از نوع فایل ورد و به همراه تمامی اطلاعات مربوط به نمره گذاری، تفسیر،و … در قالب جداول زیبا و آماده تکثیر ارائه گردیده است. پس از پرداخت موفق می توانید به صورت آنلاین اقدام به دانلود فایل مربوطه بپردازید.

هدف: سنجش میزان اعتماد عمومی به سازمان های دولتی
تعداد سوال: 15
شیوه نمره گذاری: دارد
تفسیر: دارد
منبع: محقق ساخته + منبع مقاله بیس
نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 1900 تومان

خرید فایل

پرسشنامه اعتماد عمومی به سازمان های دولتی

مقدمه: اعتماد نسخه کپی ندارد و برای هر فرد یا افراد تنها یک بار می توان آن را خرج کرد. اگر اعتماد نباشد، اعتقاد به یکدیگر هم رنگ خودش را از دست می دهد و اعتبار لازم برای کار مشترک شکل نمی گیرد. بستر ساختن اعتماد در سازمان ها خیلی ساده نیست ولی ساخت اعتماد پیش نیازهای کار تیمی مناسب و در نهایت ایجاد سازمانی سالم و با نشاط محسوب می شود. با توجه به اهمیت این موضوع و با مرور مقاله منتشر شده در ارتباط با این موضوع، به بررسی جالب پل زاک (Paul J. Zak)، پژوهشگر و استاد اقتصاد و روانشناسی دانشگاه کلیرمونت (Claremont) می پردازیم: بیشتر بخوانید

پرسشنامه استعداد اعتیاد نوجوانان ایرانی (ASQ-AV)

این پرسشنامه استاندارد از نوع فایل ورد و به همراه تمامی اطلاعات مربوط به نمره گذاری، تفسیر، روایی و پایایی و … در قالب جداول زیبا و آماده تکثیر ارائه گردیده است. پس از پرداخت موفق می توانید به صورت آنلاین اقدام به دانلود فایل مربوطه بپردازید.

هدف: ارزیابی میزان استعداد نوجوانان به ابتلا به اعتیاد از ابعاد مختلف (نارضایتی درونی، رفتارهای مخاطره آمیز، غیر قابل اعتماد بودن، خودنمایی، افکار مثبت نسبت به مواد، نارضایتی از خانواده، ایمان و معنویت پائین، انحراف از هنجار، خود محوری، روابط مخاطره آمیز با دوستان)
تعداد سوال: 50
تعداد خرده مقیاس: 10
شیوه نمره گذاری و تفسیر: دارد
روایی و پایایی: دارد
منبع: دارد
نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 2400 تومان

خرید فایل

پرسشنامه استعداد اعتیاد نوجوانان ایرانی (ASQ-AV)

اعتياد چيست؟ اعتياد را به عادت كردن، خو گرفتن، و خود را وقف عادتي نكوهيده كردن معنا كرده اند; به عبارت ديگر تسليم به ماده مخدّر كه از نظر جسمي و يا اجتماعي زيان آور شمرده مي شود، اعتياد نام دارد.

در سال 1950 سازمان ملل متحد تعريف زير را براي اعتياد به مواد مخدر ارائه كرد: «اعتياد به مواد مخدّر عبارت است از مسموميت تدريجي يا حادي كه به علت استعمال مداوم يك دارو اعم از طبيعي يا تركيبي ايجاد مي شود و به حال شخص و اجتماع زيان آور است.»1

اگر نيم نگاهي به پيامدها و عوارض اعتياد به مواد مخدّر بيندازيم خواهيم ديد كه پيامدهاي اعتياد جامعه، فرد و خانواده را از نظر اقتصادي، اجتماعي، رواني و جسمي در برمي گيرد. از مهم ترين عوارض جسمي اعتياد به مواد مخدّر مي توان به ناراحتي هاي عصبي، بي اشتهايي، اضطراب، ريزش مكرّر آب از بيني و چشم، ناراحتي عضلاني و فشار شديد در ستون فقرات، لاغر شدن و مانند آن اشاره كرد.

در گستره اقتصادي برخي پيامدهاي ناشي از اعتياد به مواد مخدّر عبارتند از: بيكاري، ضعف مالي در ازاي خريد و مصرف مواد، لطمه به اقتصاد و جامعه و خانواده.

اما عوارض رواني و شخصيتي ناشي از اعتياد به مواد مخدر فراوانند; از جمله: ضعف اراده، بي توجهي به مسئوليت هاي فردي، ضعف شخصيت، ضعف عاطفه، عصبي بودن، به هم خوردن تعادل رواني، شخصيت نامتعادل و متزلزل، و ضعف اعتماد به نفس. همچنين در زمينه اجتماعي مي توان به عوارضي مانند بي توجهي به مقرّرات جامعه، ضعف نيروي كار جامعه، بي نظمي و بي اعتمادي در جامعه، ضعف بنياد خانواده، افزايش انحرافاتي مانند: دزدي، فحشا و تكدي گري اشاره كرد.

مهم ترين هدف و محور اصلي مباحث مقاله حاضر علل گرايش به اعتياد مي باشد، كه مي توان در سه حيطه فردي، اجتماعي و خانوادگي به آن ها پرداخت.

مشكلات رواني، كنجكاوي، ضعف اراده، فرار از زندگي تكراري، انگيزه هاي درماني، و شخصيت نابهنجار فرد مهم ترين علل فردي گرايش به اعتياد مي باشند.

در قسمت علل خانوادگي مي توان به كمبود محبت در خانواده، تبعيض بين فرزندان، آزادي بي حد، محدود كردن بي حد فرزندان، رفاه بي حد اقتصادي در خانواده، فقر، و نابساماني هاي خانواده اشاره كرد. همچنين برخي از علل اجتماعي گرايش به اعتياد عبارتند از: در دسترس بودن مواد مخدّر، بيكاري، نابرابري هاي اقتصادي و اجتماعي، محيط جغرافيايي و محله زندگي نامناسب، ضعف قوانين و ضعف اجراي آن، دوست ناباب، و ضعف دينداري در جامعه.

از آن رو كه دامنه علل گرايش به اعتياد و دامنه و گستردگي عوارض ناشي از آن بسيار وسيع و فراگير مي باشد، پيشگيري، شناسايي و از بين بردن علل گرايش به اعتياد ضروري است; زيرا همان گونه كه گذشت، پيامدهاي ناشي از اعتياد بسيار خانمانسوز و بنيان شكن هستند و درمان پس از اعتياد نسبت به پيشگيري كاري به صرفه نخواهد بود. البته اين بدان معنا نيست كه افراد معتاد را درمان نكنيم، بلكه بدان معناست كه پيش از ايجاد اعتياد در فرد، زمينه هاي گرايش به آن شناسايي شوند و با استفاده از مطالعات كارشناسانه در ابعاد و تخصص هاي گوناگون، در از بين بردن زمينه ها تلاش نماييم. اگر به بُعد اقتصادي توجه كنيم خواهيم ديد كه هزينه پيشگيري از درمان كمتر خواهد بود; چرا كه براي تهيه مواد مخدّر ارز هنگفتي از كشور خارج مي شود. همچنين براي كشف و مبارزه با آن و نيز مداواي معتادان هزينه هاي بالايي صرف مي گردد. مقاله حاضر با توجه به اهميت و مفيد بودن پيشگيري نسبت به درمان، به بررسي علل گرايش به اعتياد در سه بُعد فردي، اجتماعي و خانوادگي مي پردازد، سپس متناسب با هر كدام راهكارهايي ارائه مي دهد.

پيشگيري از اعتياد

پيشگيري در لغت به معناي «جلوگيري» و «دفع» آمده است.2در زمينه پيشگيري سه موضوع «انسان اعتيادپذير»، «محيط اعتيادساز» و «عامل اعتياد» را بايد در نظر گرفت. در نتيجه، براي پيشگيري بايد با توجه به ريشه اعتياد در زمينه ها و موارد خاص با درايت تمام، دست كم، يكي از اين علل را حذف كرد تا زنجيره اعتياد از هم بپاشد.

پيشگيري از اعتياد بايد در دو جهت مورد توجه قرار گيرد: طرف تقاضا و طرف توزيع. هر كدام از اين دو جهت ويژگي هاي مخصوص به خود را دارند. راهكارهاي پيشگيري از عرضه كننده، مجموعه فعاليت هايي مي باشد كه از منبع توليد تا مصرف كننده را در برمي گيرد. بخش ديگر، كه مربوط به فرد معتاد (تقاضاكننده) مي باشد، جنبه وسيعي دارد. از اين رو، ضروري است كه عوامل مستعدكننده گرايش به مواد مخدّر نظير نابساماني هاي خانواده، دوستان بد، مدرسه، و محل زندگي نامناسب مورد توجه قرار گيرند. پيش از پرداختن به علل گرايش به اعتياد، ابتدا به مهم ترين تبيين ها و نظريه هاي انحرافات اجتماعي (و به طور اخص گرايش به اعتياد) اشاره مي گردد:

نظريه هاي انحرافات اجتماعي (پيدايش اعتياد)

تبيين هاي روان شناختي

تبيين هاي روان شناختي بر تفاوت هاي فردي اشخاص در شيوه تفكر و احساس درباره رفتار خويش تأكيد دارند; تفاوت هايي كه مي تواند به شكل تفاوت هايي ظريف و جزئي در رفتار برخي افراد با افراد متعارف يا حتي در قالب اختلالات وخيم شخصيتي ظاهر شود و برخي افراد را به سبب عللي مانند افزايش خشم و عصبانيت، كمي وابستگي و تعلق خاطر به يكديگر، يا تمايل به خطر كردن و لذت جويي با شدت بيشتري مستعد ارتكاب رفتارهاي كجروانه سازد.3

يكي از تبيين هاي روان شناختي كه بر نارسايي هاي شخصيتي تأكيد دارد، تبيين فرويد است. فرويد ساختار شخصيت را شامل سه لايه «نهاد»، «من» و «من برتر» مي داند. «نهاد» همان نفس اماره و سرچشمه نيروي نفساني مي باشد كه هيچ گونه قيد و بندي نمي شناسد. «من» هسته اصلي شخصيت و مبيّن آموزش و فراگيري واقعيات زندگي است. اين بخش پيونددهنده «نهاد» و «مَن برتر» و ـ به اصطلاح ـ دروازه بان شخصيت است.

«مَن برتر» شامل ارزش هاي اخلاقي و وجداني فرد است كه به تدريج با آموزش و پرورش و تأثير عوامل محيطي ايجاد مي شود. فرويد معتقد است كه عرصه زندگي انسان صحنه كشاكش دو نيروي «نهاد» و «مَن برتر» مي باشد. زماني رفتار انحراف آميز پيش مي آيد كه «نهاد» در مبارزه با «مَن برتر» پيروز گردد.4

ژان برژه معتادان را از نظر شخصيتي و رواني به معتادان با ساختار «روان نژند»، «روان پريش» و «افسرده» حال تقسيم مي كند. اما به طور كلي، تقسيم بندي ديگري وجود دارد كه بيشتر روان شناسان پاي بند آن هستند و آن تقسيم شخصيت معتاد به «نوروتيك»، «پسيكوتيك» و «سازمان نيافته» است.

معتادان «نوروتيك» خودآزار و ديگرآزارند و داراي اختلال در روابط عاطفي و خانوادگي مي باشند. از نظر رواني، اين افراد با مصاحبه و رويارويي و نيز از طريق همدلي، اعتماد و اطمينان بخشيدن به آن ها بايد تحت درمان قرار گيرند.

معتادان «پسيكوتيك»، واقعيت گريز هستند، روانكاوي اين گروه و كنترل پرخاشگري در آن ها بهترين راه درمان اين گروه محسوب مي گردد. معتاداني كه داراي رفتار «سازمان نيافته» هستند، قادر به برقراري ارتباط با واقعيت ها نيستند و ناكامي هاي خود را معلول محيط اجتماعي و خانوادگي دوران كودكي خود مي دانند و بسيار خيالپرداز هستند. اين گروه نيز از طريق روانكاوي فردي و گروهي تحت درمان قرار مي گيرند.5

مي توان نتيجه گرفت كه هرگاه رشد رواني فرد به موازات رشد جسمي او انجام نگيرد و شخصيت فرد تكامل نيابد، فرد در معرض و هجوم بيماري ها و اختلالات رواني قرار مي گيرد و به فردي بي اراده، تلقين پذير و بي عاطفه تبديل مي شود. در اين هنگام در معرض خطر كجروي و انحراف واقع مي شود، كه اعتياد به مواد مخدّر يكي از اين انحرافات مي باشد. اين گونه افراد به دليل عدم تكوين شخصيت نمي توانند ارزش هاي اخلاقي را بپذيرند و به آساني نمي توانند خود را با محيط سازش دهند. علاوه بر آن، دچار مشكلات احساسي و عاطفي مي گردند. در نتيجه، زمينه مناسبي براي اعتياد به مواد مخدّر در چنين افرادي به وجود مي آيد. براي مثال، افراد عقب مانده ذهني به دليل اينكه خطر ناشي از اعتياد را نمي دانند و شخصيت تلقين پذيري دارند، تحت تأثير تلقين ديگران و با همنشيني افراد معتاد به طرف اعتياد كشانده مي شوند.6

تبيين‌هاي زيست شناختي

تبيين هاي زيست شناختي را مي توان به دو حيطه تبيين هاي حاكي از اختلالات بدن و تبيين هاي ژنتيك تقسيم كرد. تبيين هاي زيست شناختي، عوامل جسمي و زيستي را عامل پيدايش كجروي مي شمرند. به نظر آن ها مجرمان و تبهكاران داراي ساختمان زيستي خاص هستند و با ديگران به لحاظ زيستي متفاوت مي باشند; يعني بين نقص بدني و گرايش به انحرافات اجتماعي رابطه نزديكي وجود دارد. روان پزشكان نيز ابتلا به بيماري ها و اختلالات رواني را ناشي از ضايعات وارد بر مغز مي دانند. بر اين اساس، عواملي مانند: ارث، كروموزوم ها، ژن ها، ابتلا به بيماري ها، جنسيت، سن و نژاد به نوعي عامل رو آوردن فرد به اعتياد معرفي مي شود.7

لامبروزو، پدر نظريه زيستي، معتقد است مجرمان، خصايص انسان هاي ابتدايي و وحشي را دارا مي باشند. به عقيده وي، ويژگي هاي جسمي و ظاهري وجود دارد كه مجرمان را از بقيه انسان ها جدا مي كند.8

ديدگاه جاني زادگان در اين بخش قرار مي گيرد. آنان معتقدند برخي افراد «جاني مادرزاد» مي باشند و خواه ناخواه مرتكب انحرافات اجتماعي مي شوند. آن ها داراي علايم بدني مي باشند كه از ديگران متمايزند. علايم مزبور عبارتند از: 1. داشتن پشتي خميده، دندان هاي غيرعادي; 2. داشتن ديد بسيار قوي و علاقه مندي شديد به خونريزي; 3. عدم تغيير رنگ در مواقع هيجان و شرم; 4. داشتن خصوصيات معكوس جنسي; 5. بي تفاوت در مقابل درد; 6. احساس پيري در جواني به دليل ترشح نادرست غدد داخلي.9

برخي از اين متفكّران بر نقش وراثت و كروموزوم ها تأكيد دارند و معتقدند اغلب افراد تبهكار داراي تفاوتي در ژن ها مي باشند. (افرادي كه جنايتكار به دنيا مي آيند الگوي كروموزوم xyy دارند.)10 برخي نيز معتقدند بين تيپ جسمي افراد و گرايش آن ها به جرم رابطه وجود دارد; مثلا، در تيپ شناسي شلدون، افراد به سه دسته چاق، عضلاني و استخواني تقسيم مي شوند. وي معتقد است: افراد چاق مهربان، افراد عضلاني زورگو (و اغلب بين اين افراد جرم بيشتر به چشم مي خورد) و افراد استخواني گوشه گير و حساس مي باشند.11 پژوهش درباره رابطه انحراف آميز و الگوهاي توزيع كروموزوم ها، هنوز هم انجام مي گيرد.

تبيين هاي جامعه شناختي

نظريه هاي جامعه شناختي، بر نقش مهم و اساسي محيط اجتماعي در شكل دادن به پديده كجروي تأكيد دارند; و هنگام توجه به چگونگي شكل گرفتن رفتارهاي كجروانه در صحنه اجتماع اساساً به عللي توجه مي كنند كه گروه ها يا قشرهايي را از اعضاي آن، در معرض كجروي قرار مي دهد.12 اين دسته تبيين ها، شكل گيري رفتارهاي كجروانه را عمدتاً به اموري مانند ساخت اجتماعي و شرايط و موقعيت هاي اجتماعي كه فرد در آن ها قرار مي گيرد نسبت مي دهند. استدلال عمده در اين دسته تبيين ها آن است كه نهادهاي اجتماعي و مناسبات كلي اجتماعي را بايد به عنوان يك كل نگريست و بر همين اساس، كجروي را نيز در درون و در ربط و نسبت با آن بايد مطالعه كرد. معمولا اين تبيين ها پاسخ به اين پرسش را هدف خود قرار داده اند كه: چه چيزي در محيط هاي اجتماعي وجود دارد كه مردم را كجرو و بزهكار مي سازد؟13

1. نظريه مرتن: از نظر بسياري از جامعه شناسان انحراف نتيجه نارسايي هاي موجود در فرهنگ و ساختار اجتماعي يك جامعه است. هر جامعه اي نه تنها هدف هاي فرهنگي تجويزشده اي دارد، بلكه وسايل اجتماعاً پذيرفته شده اي را نيز براي دستيابي به اين هدف ها در اختيار دارد. هرگاه اين وسايل در دسترس فرد قرار نگيرد، احتمالا آن شخص به رفتار انحراف آميز دست مي زند.14

رويكرد نابساماني اجتماعي به عنوان يكي از نظريه هاي جامعه شناختي انحراف اجتماعي و بعضاً اعتياد مي باشد. مهم ترين نظريه پرداز در اين رويكرد مرتن، جامعه شناس آمريكايي، است.

رويكرد نابساماني اجتماعي، منشأ كجروي را تنها به ساخت اجتماعي و فرهنگ (نه شخص كجرو و شكست هاي او) مربوط نمي سازد، بلكه اين توجه را نيز به دست مي دهد كه چرا افراد برخي اعمال كجروانه، به ويژه جرايم مالي را مرتكب مي شوند. اين رويكرد، هم در مورد كجروي فردي و هم در مورد كجروي گروهي بحث مي كند و به گونه اي بسياري از رفتارهاي كجروانه را در برمي گيرد. بي هنجاري كه به حالت عدم هنجارمندي يا بي ريشگي اطلاق مي شود، زمينه ايجاد كجروي و انحراف اجتماعي مي باشد; زيرا حالت بي هنجاري زماني پيش مي آيد كه چشمداشت هاي فرهنگي با واقعيت هاي اجتماعي سازگاري ندارد. مرتن كوشيده است بي هنجاري را به انحراف اجتماعي ربط دهد.

وي معتقد است كه فرد در نتيجه فراگرد اجتماعي شدن، هدف هاي مهم فرهنگي و نيز راه هاي دستيابي به اين اهداف را كه از نظر فرهنگي مورد قبول باشند فرا مي گيرد. هرگاه تعارض ميان اهداف مقبول اجتماعي و وسايل مقبول و قابل دسترس در جامعه ايجاد شود، فرد به ناهنجاري و كجروي روي مي آورد. وي گونه هاي متفاوت اين كجروي ها را در چهار صورت زير تصوير كرده است:

1. كجرو در عين قبول اهداف اجتماعي، براي رسيدن به آن از وسايل غيرمقبول استفاده مي كند; براي مثال، در زمينه مواد مخدّر كسي كه از راه مشروع به ثروت و موقعيت اجتماعي دسترسي پيدا نمي كند ممكن است از راه هاي غيرمشروع و غيرقانوني، مانند توزيع مواد مخدّر، براي رسيدن به اهداف خود استفاده كند.

2. كجرو اهداف مقبول جامعه و وسايل صحيح رسيدن به اهداف را نفي مي كند. در اين مورد معمولا افراد از جامعه منزوي مي شوند. برخي از اين افراد به منظور جبران تنهايي خود، معمولا به مشروبات الكلي و يا مواد مخدّر روي مي آورند.

3. كجرو، اهداف و وسايل مقبول جامعه را رد كرده و اهداف و وسايل مقبول خويش را مطرح مي كند; در اين مورد، افراد روحيه انقلابي مي گيرند و از طريق مبارزه با نظام سعي در تغيير آن دارند.

4. كجرو، اهداف مقبول جامعه را نمي پذيرد، اما براي رسيدن به مقاصد خود از وسايل مقبول جامعه استفاده مي كند. در اين مورد، افراد كوشش مي كنند تا وارد بدنه قدرت شوند و از راه هاي قانوني به اهداف خود برسند.15

2. نظريه كنترل اجتماعي: نظريه كنترل اجتماعي تاريخي طولاني دارد و اين عقيده كه «شكل گيري رفتار انحرافي به وسيله جوانان» علت فقدان برخي كنترل هاي اجتماعي است، براي مدتي به طور كلي مورد قبول بوده است. اين نظريه همنوايي را حاصل وجود پيوندهاي اجتماعي بين افراد جامعه و اعمال انواع كنترل از طرف جامعه بر افراد مي داند و ناهمنوايي را ناشي از گسستن پيوندهاي شخصي بر نظم قراردادي جامعه قلمداد مي كند.16

هيرشي، يكي از نظريه پردازان معروف اين حوزه نظري و مفسّر ديدگاه دوركيم نشان داده كه چگونه در اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم نقش برجسته اي در تعاريف جرم و بزهكاري داشته اند. نظريه كنترل اجتماعي بر اين پيش فرض استوار است كه اگر بخواهيم از تمايلات رفتار انحرافي جلوگيري شود بايد همه افراد، اعم از جوان و بزرگسال، كنترل شوند. طبق اين نظريه، رفتار انحرافي، عمومي و همه گير است و آن نتيجه كاركرد ضعيف سازوكارهاي كنترل اجتماعي مي باشد. اين نظريه بر دو نوع كنترل شخصي و كنترل اجتماعي تأكيد دارد. نظام هاي كنترل شخصي شامل عوامل فردي و به ويژه روان شناختي مي باشد. اعتماد به نفس به عنوان عامل اساسي روان شناختي در كنترل شخصي شناخته شده است. عوامل كنترل اجتماعي شامل وابستگي و پاي بندي به نهادهاي بنيادين اجتماعي مانند: خانواده، دين، سياست، و آموزش مي باشد.

يكي ديگر از پيش فرض هاي نظريه كنترل اجتماعي اين است كه وفاق كلي در مورد هنجارها، ارزش ها، اعتقادات و باورهاي رايج در جامعه وجود دارد و كنترل اجتماعي بر مبناي اين وفاق اجتماعي انجام مي شود.

امروزه به دلايل گوناگون، از جمله افزايش جمعيت، كنترل رسمي بيشتر و حتي جايگزين كنترل هاي غيررسمي شود. ابزار مهم كنترل اجتماعي، اجتماعي كردن افراد است كه ضعف در اين امر موجب بروز رفتارهاي نابهنجار و از جمله اعتياد مي شود.17

علل گرايش به اعتياد

علل گرايش به اعتياد را مي توان در سه قلمرو فردي، خانوادگي و اجتماعي مطرح كرد:

1. علل فردي

بسياري از روان شناسان علل رفتارهاي انحرافي را بر حسب نقص شخصيت فرد كجرو توجيه مي كنند و بر اين باورند كه برخي از گونه هاي شخصيت، بيشتر از گونه هاي ديگر، گرايش به تبهكاري و ارتكاب جرم دارند. علل فردي گرايش به اعتياد بيشتر بر مبناي نظري ديدگاه هاي روان شناختي متكي مي باشند.

با دانستن عواملي كه فرد را در معرض خطر اعتياد قرار مي دهند، مي توان افراد در معرض خطر را شناسايي كرد و براي پيشگيري از ابتلاي آنان به اعتياد، برنامه ريزي هاي دقيق و مؤثر انجام داد.

الف. مشكلات رواني: گروهي از افراد كه بعضاً ضعيف النفس هستند، قدرت مقابله با مشكلات و ناكامي ها را ندارند و اعتياد را راه نجات خود تلقّي مي كنند; براي رهايي از ناراحتي ها، فشارهاي رواني، بي اعتمادي به خويشتن و رفع هيجانات دروني در جستوجوي پناهگاهي امن، به مواد مخدّر و يا مصرف داروهاي روان گردان پناه مي برند. اين افراد فكر مي كنند كه با مصرف مواد از گرفتاري هاي زندگي رهايي مي يابند و دنيا را به نحو ديگري مشاهده مي كنند; زيرا حالت تخديري دارو و مواد مخدّر سبب مي شود كه تا مدتي فرد معتاد نسبت به مسائل، مشكلات و واقعيت هاي زندگي بي تفاوت باشد. همين فرار از زير بار مشكلات فردي، عامل عمده براي كشش افراد به طرف مواد مخدّر است.18

يك دسته از افرادي كه بيشتر در معرض اعتياد به مواد مخدّر قرار مي گيرند افراد افسرده هستند. به عقيده برژه افسردگان بيشترين و مهم ترين بخش معتادان را تشكيل مي دهند. افراد افسرده ضعف رواني دارند و به نوعي احساس خلأ شخصيتي مي كنند. آن ها به تصور خودشان، توان لذت بردن از دنيا را ندارند، همواره احساس ناتواني و خستگي مي كنند و خود را تهي از هرگونه توان و احساس مطلوب مي دانند. به عقيده سيدني كوهن، چنين افرادي ممكن است با مصرف مواد در جستوجوي جادويي برآيند كه به دردهايشان پايان بخشد و خلأهايي را كه در خودشان احساس مي كنند رفع و نقص شخصيتشان را برطرف كنند.19

ب. كنجكاوي: عده اي با شركت در مجالس دوستانه زماني كه مي بينند ديگران از مواد مخدّر استفاده مي كنند حس كنجكاوي در آن ها تحريك شده، به مصرف مواد گرايش پيدا مي كنند. اين امر منجر به مهيا شدن زمينه اعتياد در فرد مي شود; زيرا ممكن است با اولين مرتبه استفاده در فرد احساس مثبتي ايجاد گردد و باعث تكرار اين عمل شود. البته آن ها غافل از اين هستند كه اين نوع لذت ها زودگذر و خانمانسوز مي باشند.

دسته اي از افراد نيز براي كنجكاوي و ارزيابي خودشان با تصور اينكه با يكبار مصرف معتاد نمي شوند، و گاهي حتي براي اينكه قدرت خودشان را به ديگران ابراز دارند به مصرف مواد مخدّر تن مي دهند. احتمال معتاد شدن اين افراد نيز بسيار است.

ج. ضعف اراده: اراده عامل حركت فرد مي باشد. پس بايد با منطق و شرع همسان باشد و با استفاده از تربيت و آموزش صحيح تقويت شود. فردي كه با مشاهده يك عمل خلاف شرع و موازين اجتماعي با قاطعيت تمام در مقابل آن ايستادگي مي نمايد، از خود تزلزلي نشان نمي دهد و هدف خود را در زندگي به طور قطعي انتخاب مي كند داراي اراده اي قوي مي باشد. اما اگر فرد دچار اراده ضعيف بوده و برنامه خاصي براي زندگي خود نداشته باشد، اولا، دچار نوعي سردرگمي و خستگي روحي مي شود و ثانياً، ممكن است در مقابل هر انحرافي پاسخ مثبت دهد. در اين صورت، نه تنها شخص نمي تواند مانع انحراف ديگران شود، بلكه خود نيز دچار انحراف مي گردد. اين مسئله در

اعتياد فرد اهميت بسزايي دارد.

د. رهايي از زندگي عادي: تقريباً انجام هر كاري بدون توجه به باورهاي ذهني و نيروهاي دروني شخص انجام دهنده غيرممكن است. زماني كه يك تبدّل به مفهوم دقيق كلمه در خاستگاه فلسفي ذهني صورت مي گيرد، باور رواني و انگيزه اي، كه از آن گرايش به مواد مخدّر تعبير مي كنيم، ايجاد مي شود. فرد دايم مشكلات و موقعيت خود را ارزيابي و داوري مي كند. اين داوري نوعاً شخصي بوده و بر اساس دانش و فرهنگ تربيتي و فكري شخص داوري كننده صورت مي پذيرد. حقيقت آن است كه اعتياد، همچنان كه از نامش پيداست، اگرچه خود، صورت عادت دارد، اما براي شكستن يك عادت ديگر انجام مي گيرد.

يكي از بارزترين علل گرايش به مصرف مواد مخدّر در جوامع صنعتي پيشرفته شكستن عادت ناشي از حيات عادي فردي است كه در بستر زمان، صورت تكرار ملال آور به خود مي گيرد.

بر اساس آماري كه به دست آمده، قريب هشتصد هزار نفر از معتادان (از جمع دو ميليون نفر)، معتادان تفنّني هستند كه متأسفانه آمار سرآمدان علم و دانش در اين طبقه زياد مي باشد.20

هـ. انگيزه هاي درماني: يكي از علل مصرف مواد مخدّر جنبه هاي درماني آن است. حقيقت آن است كه در بسياري از موارد پرداختن و گرايش به مواد مخدّر، در آغاز، جنبه مداوا داشته و سپس در بستر زمان به اعتياد بدل گرديده است. شيوع مواد مخدّر در روستاها نوعاً با انگيزه درماني صورت مي پذيرد. در اين بخش استفاده از مواد مخدّر براي رسيدن به تعادل جسمي است.21 در برخي از روستاها براي تسكين درد كمر، درد دندان، درد گوش و مانند آن از ترياك استفاد مي كنند.

و. شخصيت متزلزل: آلپورت در تعريف خود از شخصيت مي گويد: «شخصيت سازماني است پويا از نظام هاي رواني ـ جسماني در درون فرد كه سبب سازگاري هاي بي همتا و بي نظير او با محيط مي شود.»22

بين شخصيت و اعتياد رابطه اي متقابل وجود دارد، به نحوي كه فرد به علت وضع خاص شخصيتي و نيازها، شكست ها، ناتواني در برخورد با مسائل و ناكامي در زندگي، عدم ثبات عاطفي و ملايمات ديگر، به اعتياد روي مي آورد. از سوي ديگر، اعتياد به نوبه خود منجر به از بين رفتن تعادل رواني و هيجاني شخص مي شود. بدين سان، بين اعتياد و شخصيت فرد دور باطلي ايجاد مي شود كه مبارزه با آن مستلزم تغيير شرايط بيروني و دروني، يعني ايجاد اراده و روحيه اي قوي و آسيب ناپذير است. شناخت شخصيت و ويژگي هاي رفتاري معتادان به منظور مبارزه با اعتياد و نيز پيشگيري و درمان آن، از اهميت ويژه اي برخوردار است.23

برخي از اختلالات مربوط به شخصيت كه منجر به شكل گيري و ايجاد زمينه انحرافات اجتماعي و گرايش فرد به اعتياد مي شود عبارتند از: شخصيت «پارانويايي» و «شخصيت ضد اجتماعي».

ويژگي هاي خاص شخصيت «پارانويايي» اين است كه اين افراد اعمال ديگران را تحقيرآميز يا تهديدآميز تفسير مي كنند; به ديگران اعتماد ندارند و روابط اجتماعي آن ها در اثر همين بي اعتمادي مختل شده است. اين افراد خود بزرگ بين هستند و به ديگران ظلم و ستم مي كنند.

ضعف «شخصيت ضداجتماعي» نوعي به هم ريختگي ارتباط ميان انسان و جامعه است. اين افراد نسبت به هنجارها و مقرّرات اجتماعي بي اعتنا و بي تفاوت هستند و سعي مي كنند به هر نحو كه شده به هوا و هوس خود پاسخ دهند. اين افراد ارزش هاي اخلاقي را پايمال مي كنند و به علت جستوجوي لذت و نيز ضعف اراده به آساني گرفتار مواد مخدّر و الكل مي شوند. از نشانه ها و ويژگي هاي شخصيت ضد اجتماعي مي توان به خودمحوري، فقدان احساس گناه و فريبندگي سطحي و ظاهري اشاره كرد.24

راهكارهاي پيشگيري از اعتياد در زمينه علل فردي

1. ايجاد تقويت و معرفي مراكز مشاوره روان شناسي به منظور آنكه افراد بتوانند به راحتي و بدون پرداخت هزينه مشكلات رواني خود را با آن مراكز در ميان بگذارند.

2. خانواده ها بايد با تشريح كامل اعتياد و عوارض مصرف مواد مخدّر به فرزندانشان، مشكلات رواني و افسردگي هايي كه پس از اعتياد رخ مي دهد (همچنين عوارضي كه بر زيبايي و ظاهر افراد ايجاد مي شود) به آن ها متذكر شوند و از اين طريق مانع گرايش و كنجكاوي افراد خانواده به سمت اعتياد گردند.

3. آموزش به خانواده ها در جهت رفع مشكلات رواني فرزندانشان و اهميت قايل شدن به خواسته هاي آن ها.

4. حمايت از بيماران رواني و توجه به مراكزي مانند بهزيستي، تيمارستان ها و…

5. توسعه همه جانبه امكانات و مراكز درماني اعتياد از نظر شرايط و علوم روان شناختي.

6. با تبليغ و گوشزد كردن اين مطلب كه حتي يك مرتبه مصرف كردن مواد مخدّر ممكن است منجر به اعتياد شود، ميل به استفاده از مواد مخدّر را، حتي براي يك مرتبه هم در افراد از بين ببرند.

7. افراد خانواده نبايد در مهماني هايي كه در آن ها به طور تفنّني از مواد مخدّر استفاده مي شود، شركت نمايند.

8. ايجاد سرگرمي هاي مثبت و سازنده براي اينكه افراد به دلايل تفنّني به اعتياد روي نياورند.

9. عضويت بخشي فرزندان در گروه هاي هنري، ورزشي و مانند آن، تا از اين طريق آن هايي كه روحيه ضعيف و افسرده دارند، نقاط مثبت خود را بشناسند و استعدادهاي خود را شكوفا نمايند.

10. آموزش همگاني و همه جانبه افراد جامعه به لحاظ شناخت خويشتن انساني و تقويت عزّت نفس.

11. از بين بردن تصورات باطل در خانواده ها مانند اين تصور كه «با مصرف مواد مخدّر، مشكلات زندگي فراموش مي شود و زندگي به نحوي زيبا تغيير مي يابد!»

12. خودداري از طبابت خانگي با استفاده از مواد افيوني.

13. تقويت مراكز درماني و بهداشتي، بخصوص در روستاها و شهرهاي دورافتاده.

14. مراقبت هاي ويژه از افرادي كه به لحاظ روحي و شخصيتي آمادگي بيشتري براي گرايش به اعتياد دارند.

15. شناسايي افرادي كه از نظر شخصيتي متعادل نيستند (مثلا در مدارس، توسط معلمان و…) و آموزش آن ها براي دوري از اعتياد.

16. خانواده ها سعي نمايند فرزندانشان را اجتماعي پرورش دهند، به نحوي كه فرد با روحيه و شخصيت برون گرا و فعال تربيت شود.

2. علل خانوادگي

خانواده اصلي ترين نقش را در تربيت فرزندان دارد. يك خانواده سالم خانواده اي است كه همه امور و فعاليت هاي آن منطبق با موازين و معيارهاي حاكم بر جامعه باشد. يافته هاي تحقيقات حاكي از آنند كه 44 درصد بزهكاران جامعه ما در خانواده هاي بي بند و بار زندگي مي كرده اند. بي توجهي والدين به تربيت فرزندان عواقب وخيمي در آينده فرزندان به دنبال خواهد داشت.

نوع شغل پدر و مادر، وضعيت مسكن، كثرت يا قلّت اولاد، همسايگان، ساكنان ديگر منزل، ويژگي هاي اخلاقي پدر و مادر، نحوه رفتار با كودكان، طلاق، وجود ناپدري و نامادري، تعدد ازدواج، فرهنگ خاص حاكم بر خانواده، ميزان تحصيلات والدين، پدرسالاري يا مادرسالاري، وضع اقتصادي خانواده، از هم پاشيدگي و سردي خانواده، جدايي والدين و عدم پيوستگي اعضاي خانواده، و سست بودن اركان خانواده از عوامل مهمي مي باشند كه زمينه انحراف و كجروي را در فرد ايجاد مي نمايند.25

تحقيقات نشان مي دهند كه افراد معتاد بيش از افراد غيرمعتاد به خانواده هاي از هم پاشيده و بي ثبات تعلّق دارند. يكي ديگر از زمينه هاي اعتياد فرزندان اعتياد پدر، مادر و يا اعضاي خانواده مي باشد.

امروزه نهاد خانواده در غرب از جايگاه اصلي خود دور شده است. به هم خوردن نظم خانوادگي، سست شدن پايه اين نهاد اساسي، شانه خالي كردن جوانان از قبول مسئوليت ازدواج، منفور شدن مادري، كاهش علاقه پدر و مادر و به ويژه مادر به فرزندان، جانشين شدن هوس هاي سطحي به جاي عشق، و افزايش طلاق، سبب گرديده اند كه در اين جوامع، نهاد خانواده كاركرد خود را در مورد كنترل آسيب هاي اجتماعي از دست بدهد.26

اما در جامعه ما كه يك جامعه اسلامي است و تعاليم اسلامي ارزش هاي خانوادگي را به بهترين وجه بيان كرده و مورد تأكيد قرار داده است، نبايد شاهد سست شدن پايه هاي خانواده باشيم. به طوري كه بيش از چهار هزار دستورالعمل به صورت مستقيم درباره خانواده و ارزش هاي حاكم بر آن از طرف معصومان بيان شده است.27

در نتيجه پژوهشي كه از 800 كودك بزهكار به عمل آمده، معلوم شد كه 65 درصد مادرانشان طلاق گرفته يا در حال جدايي بوده اند. بررسي ديگر نشان مي دهد كه 88 درصد كودكان مجرم داراي پدر و مادري بوده اند كه از هم جدا زندگي كرده و بين آن ها اختلاف نظر و ستيزه وجود داشته است.28

در ذيل به برخي عوامل زمينه ساز گرايش فرد به اعتياد در خانواده اشاره مي گردد:

الف. كمبود محبت در خانواده: بسياري از صاحب نظران در مسئله بزهكاري، كمبود محبت و ضعف عاطفي را ريشه اصلي جرم و انحراف دانسته اند. تحقيقي از غرب درباره بزهكاران نشان داده است كه 91 درصد مجرمان در ارتباط با جرم به نحوي دچار مشكل عاطفي بوده اند.29

فرد در خانواده زماني كه نيازهاي عاطفي اش برآورده نشود، مجبور مي شود دست نياز به سوي ديگران دراز نمايد. در اين زمان است كه شكارچيان از اين موقعيت ها سوء استفاده مي كنند و با ارتباط عاطفي دروغين افراد را به سوي انحراف مي كشانند.

ب. افراط در محبّت: زياده روي در محبت نيز خود مانند كمبود محبت اثر منفي بر تربيت فرزندان دارد، به نحوي كه فرزند هميشه متكي به پدر و مادر مي باشد و هيچ گاه احساس استقلال و بزرگمنشي نخواهد كرد. زماني كه چنين فردي وارد جامعه شود و در اين موقعيت از محبت هاي پدر و مادر به دور باشد، احساس كينه و عقده جويي مي نمايد و براي جبران اين مسئله دست به هر خلافي خواهد زد.

ج. تبعيض بين فرزندان: اين مسئله نيز يكي ديگر از مواردي است كه فرد در خانواده احساس حقارت و حسادت مي نمايد. توجه نكردن به اين امر خود مي تواند زمينه اعتياد در اعضاي خانواده را ايجاد نمايد.

د. محدود كردن فرزندان: همان گونه كه آزادي بي حد و حصر منجر به گرايش فرد به انحرافات اجتماعي مي شود، محدود بودن نيز مي تواند عامل گرايش فرد به انحرافات اجتماعي باشد; زيرا از سويي، محدود بودن منجر به فعال شدن حس كنجكاوي فرد و از سوي ديگر، منجر به بروز مشكلات عاطفي مي شود. كنترل بيش از حدّ فرزندان سبب مي شود كه فرد وابسته به كنترل خارجي (زور) باشد; يعني تا زماني كه از طريق اعمال زور رفتارش تحت كنترل است دست به عمل منحرفانه نمي زند، اما به محض اينكه كنترل والدين ضعيف شود و يا والدين به دليل اشتغالات فرصت كنترل را نداشته باشند، خود را رها مي يابد و به رفتارهاي انحراف آميز روي مي آورد; زيرا از كودكي حس كنترل دروني (وجدان) او خاموش بوده و هميشه به كنترل خارجي و احتمالا زور وابسته بوده است.

هـ. اعتياد يكي از اعضاي خانواده: افرادي كه در خانواده هاي معتاد زندگي مي كنند، ترس و قبح معتاد شدن برايشان از بين رفته است و عادي شدن مصرف مواد در خانواده موجب سهولت گرايش ديگر اعضا به مصرف مواد مخدر مي شود.

اگر پدر و مادر در خانواده معتاد باشند اعتياد آن ها از يك سو، كنترل و تسلط آن ها را بر فرزندان كاهش مي دهد و از سوي ديگر، عامل انتقال اين عادت به فرزندان مي شود. البته گاهي اوقات برخي فرزندان به دليل انزجار از رفتار پدر و مادر و عبرت گرفتن از آن ها، از اين صفت دوري مي جويند، اما چنين والديني در گرايش به اعتياد فرزندانشان نقش مؤثر دارند.

نتايج تحقيقات نشان مي دهند كه بسياري از معتادان در خانواده، افراد معتاد، از قبيل پدر، مادر، پدربزرگ و… داشته اند.30

و. رفاه اقتصادي خانواده: در خانواده هايي كه رفاه و درآمد اقتصادي زياد است، روابط انساني بر اثر كثرت كار و يا سرگرمي ضعيف مي گردد. ضعف روابط انساني نيز به نوبه خود عامل مساعدي براي كشش فرد به مواد مخدر است. بهترين دليل اين مدعا افزايش روزانه درصد معتادان در جوامع صنعتي غرب است كه با رشد صنعت، روابط انساني ضعيف تر مي گردد.

همچنين افرادي كه درآمد بيش از حد دارند موقعيت و زمينه مساعدتري براي شركت در كلوپ هاي شبانه و يا تفريحات متنوع در داخل يا خارج از كشور دارند و بديهي است كه اين قبيل امكانات و تفريحات، زمينه را هم براي مصرف و هم براي فروش مواد مخدر بسيار مساعد مي نمايد.

«خداوند در قرآن كريم، رفاه طلبي و “اتراف” را به شدت مورد حمله و نكوهش قرار مي دهد و آن را عامل مستقيم در ايجاد طغيان، فساد و ظلم و كژي ها معرفي مي نمايد. همچنين در متون ديني آمده است كه رفاه طلبي و زندگي مرفّهانه سبب طغيان در برابر خداوند، سيطره شهوات بر انسان، همراهي با ظالمان، فاسقان و كافران، لذت گرايي، غرق شدن در كاميابي ها و نيز اقدام به كجروي ها مي شود. پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله) در فرازي مي فرمايند: من از ثروت بيش از حد، بيش از فقر براي شما هراسان هستم و آن را موجب هلاكت و سقوط مي دانم، و نيز امام علي(عليه السلام) فزوني ثروت را مايه هلاكت، طغيان و فنا دانسته است.»31

ز. بي سوادي يا كم سوادي والدين: تحصيلات پايين يا بي سوادي نقش مهمي در فرهنگ عمومي جامعه و همچنين در حريم خانواده و تربيت فرزندان دارد. بي سوادي و كم سوادي عامل بسياري از مسائل، مشكلات، نارسايي هاي اجتماعي و انحرافات است. روشن است كه پدر و مادر باسواد بسيار بهتر و با ديد باز نسبت به دنياي پيرامون، مسائل و مشكلات خانواده را حل مي كنند. والدين تحصيل كرده با روش هاي علمي و منطقي مي توانند فرزندان را كنترل نمايند. آنان اغلب به دليل آگاهي و شناخت مسائل و نياز زندگي خود، شرايط مادي و معنوي و عاطفي مناسبي را براي فرزندان ايجاد مي كنند. حال آنكه، بي سوادي والدين منجر به مسائلي از قبيل: روش هاي غيرمنطقي در تربيت فرزندان، پي نبردن به نيازهاي رواني فرزندان، نپذيرفتن تغييرات در نگرش هاي جوانان و تأكيد بر روش ها و اعتقادات سنّتي خود مي شود كه تمامي اين مسائل موجب مي گردند فرد نوعي احساس تنهايي و كمبود نمايد و در نتيجه، در پي يافتن همدرد و همدل، به هر شخص و هر موادي روي آورد.

غالب تحقيقات نشان مي دهند كه بيشتر معتادان، والدينشان بي سواد و كم سوادند. «پدرِ 64 درصد معتادان و مادرِ 83 درصد آن ها بي سواد مي باشند و علاوه بر آن، 51 درصد معتادان خود بي سواد بوده اند و يا داراي تحصيلات قديمي و ابتدايي هستند. همچنين 40 درصد همسران ايشان نيز بي سواد بوده اند.»32

ح. فقر خانواده: فقر و انحرافات اجتماعي از جمله پديده هايي هستند كه به نظر بسياري از صاحب نظران با هم مرتبط مي باشند. آنان پديده هاي مزبور را در دو طبقه خرد و كلان تبيين كرده اند. در سطح خرد، فقر را معلول ويژگي ها و استعدادهاي فردي شخص مي دانند و عواملي همچون ضعف جسماني و اختلالات رواني و بي استعدادي را از جمله مواردي مي دانند كه در رابطه با ايجاد فقر مؤثرند.

اما در سطح كلان، فقر و انحرافات هر يك معلول تلقّي شده، در يك چرخه علّي و معلولي قرار مي گيرند. بر اساس اين گونه تبيين ها، مشخص مي شود كه در سطح نهادها، سازمان ها، روابط اجتماعي و خصايص ساختاري جامعه مشكلي وجوددارد و سبب ايجاد يك معضل در جامعه شده است.

تحقيقات و پژوهش ها در عين حال كه مؤيد وجود رابطه مستقيم بين فقر و انحرافات نيست، اما وجود همبستگي ميان آن دو را تأييد مي نمايد. بر اين اساس، فقر به عنوان يكي از مسائل اجتماعي، در وقوع انحرافات و افزايش ميزان آن، به ويژه در زمينه جرايم زنان، اعتياد و سرقت تأثيرگذار است. در رويكرد ديني نيز اين همبستگي ميان فقر و انحرافات اجتماعي مورد تأييد است; بر اين اساس، فقر انگيزش روي آوري به كجروي را افزايش مي دهد. همچنان كه رفاه طلبي و ثروتمند بودن در گرايش فرد به سوي انحرافات اجتماعي، انگيزه اي بسيار قوي مي باشد.33

همان گونه كه فقر مي تواند فرد را به سوي قاچاق مواد مخدر و اعتياد بكشاند، خود نيز يكي از عواقب اعتياد مي باشد; يعني رابطه اي دوسويه بين فقر و اعتياد وجود دارد، به گونه اي كه هرگاه فرد فقير به دليل مشكلات مالي به اعتياد روي آورد، اعتياد باعث فقر هر چه بيشتر او مي شود; زيرا از سويي، مصرف مواد مخدر نيازمند به صرف هزينه مي باشد و از سوي ديگر، فرد معتاد ضعيف شده است و اراده كار كردن ندارد.

آمارهاي موجود تأييدكننده ارتباط بين اعتياد و فقر مي باشند. به عنوان نمونه، بر طبق آماري كه در بين سال هاي 1371ـ1377 انجام گرفت، اين نتيجه به دست آمد كه بين تغييرات نسبت خانواده هاي زير خط فقر نسبي و تعداد دستگير شدگان مرتبط با مواد مخدر همبستگي بالايي وجود دارد.34

ط. ستيزه والدين: خانواده، حريم امن و آرامش است. ستيزه و اختلاف در خانواده از علل مهم گرايش افراد به ناهنجاري ها و اعتياد است. افراد پرورش يافته در خانواده نابسامان و از هم گسيخته زمينه هاي بيشتري در گرايش به انحراف و اعتياد دارند. طبق يافته هاي تحقيقي 44 درصد بزهكاران جامعه ما در خانواده هاي لاابالي زندگي مي كنند. همچنين در پژوهش ديگري نشان داده شده است كه 82 درصد معتادان، ستيزه هاي خانوادگي را در فرار فرزندان و روي آوردن به اعتياد مؤثر مي دانند.35

زماني كه محيط خانواده، محيط مناسبي براي زندگي نباشد، فرد سعي مي كند بيشترين وقت خود را در خارج از خانه صرف نمايد و اين كار، ارتباط افراد را با شكارچياني كه به دنبال شكار مي گردند مهيا مي سازد. بايد توجه داشت كه هر قدر ستيزه هاي خانوادگي بيشتر باشد، احتمال كشش افراد به طرف مصرف مواد مخدّر و ديگر انحرافات اجتماعي بيشتر است.36

راهكارهاي پيشگيري از اعتياد در زمينه علل خانوادگي:

1. والدين بايد ارتباط با فرزندانشان را بهبود بخشند و به آن ها استقلال رأي و دخالت در امر تصميم گيري بدهد.

2. انتخاب يك مشاور، براي خانواده و گرفتن راهنمايي از او براي ابراز محبت و علاقه به فرزندان و همچنين رفع نيازهاي عاطفي آن ها.

3. جلوگيري از بحث و مجادله والدين و تقويت روحيه گذشت و ايثار در خانواده.

4. والدين بايد پشتوانه مادي و معنوي فرزندان در موقعيت هاي شغلي، تحصيلي و… باشند.

5. تمامي خواسته هاي فرزندان را نبايد بدون چون و چرا برآورده ساخت، بلكه اجازه دهند فرزندان سختي زندگي را كمي احساس نمايند تا زماني كه در اجتماع قرار گرفتند و با مشكلي روبه رو شدند، بتوانند با آن مقابله كنند.

6. خانواده ها بايد عيوب فردي و اجتماعي فرزندان را به آنان تذكر دهند تا فرزندان كمبودها و نقص هاي دوران كودكي خود را به دوران بزرگسالي منتقل نكنند و در پي رفع عيوب خود باشند.

7. والدين بين فرزندان خود تبعيض قايل نشوند.

8. توجه و كنترل فرزند از نظر چگونگي مصرف پول و سعي در رفع نيازهاي مالي فرزندان در حدّ معقول.

9. نظارت بر وضعيت تحصيلي و شغلي فرزندان و توجه به آن ها در موقع ترك تحصيل و… .

10. تحكيم پايه هاي اعتقادي و آموزش فرزندان و آشنا كردن آنان با عوارض اعتياد به جاي محدود كردن آنان.

11. اجراي طرح قانوني، كه از كودكان بي سرپرست حمايت شود.

12. حمايت از خانواده هاي فقير توسط دولت (تقويت مراكزي مانند كميته امداد امام خميني(قدس سره)).

13. ايجاد بازار كار براي جوانان و نوجوانان.

14. ايجاد شغل در شرايط خاص براي افراد معتاد، به نحوي كه هم جنبه درآمدي براي آن ها داشته باشد و هم اينكه با كنترلوبرنامه ريزي براي آن ها زمينه ترك اعتياد پي ريزي گردد.

15. از طريق رسانه هاي همگاني بايد برنامه هايي را پخش كرد كه بر كانون گرم خانواده تأكيد كند و از خانواده با الگوي غربي در برنامه ها انتقاد شود، به نحوي كه بر زندگي خانوادگي همراه با محبتوبه حضوروهمدلي والدين تأكيد نمايد.

علل اجتماعي

از آن رو كه انسان طبعاً موجودي اجتماعي مي باشد و براي زندگي كردن نياز به حضور در اجتماع دارد، با يكسري علل اجتماعي روبه رو مي گردد كه برخي از آن ها در گرايش فرد به اعتياد مؤثرند.

برخي از علل اجتماعي كه در گرايش به سوي اعتياد زمينه ساز و مؤثر مي باشند عبارتند از:

الف. دسترسي آسان به مواد مخدر

در دسترس بودن مواد مخدر علتي مي باشد كه به همراه علل ديگر زمينه گرايش فرد را به اعتياد ايجاد مي نمايد، به گونه اي كه اگر در فرد زمينه كجروي وجود داشته باشد و مواد مخدّر به آساني در دسترس او قرار گيرد، از مصرف و توزيع آن دريغ نمي نمايد.

دسترسي به مواد مخدر به عوامل گوناگوني بستگي دارد; از جمله: وضعيت جغرافيايي كشور، استان و محله جغرافيايي، نقش قوانين، نحوه اجرا و قاطعيت قوانين، و برنامه ريزي هاي مسئولان براي مهار مواد مخدّر.

ب. بيكاري و اعتياد

عامل بيكاري به طور غيرمستقيم به گرايش فرد به سوي اعتياد مي انجامد. بيكاري از سويي، به فقر شخص و از سوي ديگر، سبب ايجاد بيماري هاي رواني، افسردگي، ضعف اعتماد بنفس، و از بين رفتن اميدواري مي شود كه در نهايت، به اعتياد شخص منجر مي گردد. فرد به دليل بيكاري و نداشتن درآمد آبرومند به خريد و فروش مواد مخدر روي مي آورد و براي خود شغلي كاذب ايجاد مي نمايد. يكي از نتايج اشتغال، فقدان فرصت براي ارتكاب جرم است. بيكاري منجر به افزايش اوقات فراغت فرد مي شود و چنانچه براي اوقات فراغت افراد برنامه ريزي هاي منطقي و مناسبي اتخاذ نشده باشد زمينه گرايش به اعتياد براي آنان مهيا مي شود، چرا كه در اين فرصت فرد با منحرفان و معتادان آشنا مي گردد و به آن ها مي پيوندد.

پس مي توان نتيجه گرفت كه بيكاري يك عامل زمينه اي مي باشد كه مي تواند در كنار عوامل ديگر، مانند فقر، موجب روي آوري فرد به سوي اعتياد گردد.

ج. نابرابري هاي اقتصادي و اجتماعي

نابرابري هاي اقتصادي، اجتماعي جنبه هاي وسيعي دارد، كه نابرابري ها در توزيع منابع مادي، نابرابري در قدرت، نابرابري در حيثيت، نابرابري هاي جنسي و نژادي را شامل مي شود.

عامل نابرابري به طور مستقيم منجر به اعتياد فرد نمي گردد، اما مي تواند زمينه ساز فقر و مشكلات عاطفي گردد. از اين رو، به طور غيرمستقيم عاملي در گرايش افراد به اعتياد مواد مخدر محسوب مي شود.

اختلاف طبقاتي در هر جامعه، به بي ايماني بيشترين افراد آن جامعه نسبت به شرايط اقتصادي موجود منتهي مي شود. همين بي ايماني نسبت به شناخت اجتماعي در گرايش به اعتياد تأثير بسزايي دارد.

مطالعات اجتماعي نشان مي دهند در كشورهايي كه توزيع ثروت به صورت عادلانه صورت نمي گيرد، هر روز فقرا فقيرتر و اغنيا ثروتمندتر مي شوند، فاصله طبقاتي فزوني مي يابد و به علت عدم آموزش هاي اجتماعي و ضعف فرهنگي و فقدان احساس همبستگي ناشي از مادي گرايي و فردگرايي ـ كه از ويژگي هاي جوامع در حال توسعه است ـ افراد قادر به هدايت درست ستيز عليه اين بي عدالتي اجتماعي نيستند. در نتيجه، ارزش هاي اجتماعي فاقد اعتماد مي شوند، نظارت اجتماعي سست مي گردد و بزهكاري و تبهكاري عموميت پيدا مي كنند.37

د. نقش محيط جغرافيايي و محل سكونت

نقش محيط جغرافيايي شهر، از جمله شهرهاي مرزي كه امكان انتقال مواد مخدر به راحتي صورت مي گيرد، و نيز محل سكونت در گرايش افراد به اعتياد نقش بسزايي دارد.

در مورد محل سكونت، اين مسئله اهميت دارد كه غالب افراد معتاد در مناطق حاشيه اي و مناطق قديمي كه داراي كوچه هاي پر پيچ و خم و خانه هاي مخروبه مي باشد، زندگي مي كنند. واقعيت اين است كه محيط هاي آلوده مي توانند زمينه مساعد شكوفايي استعدادهاي موجود در افراد براي ارتكاب به جرم و اعتياد را ايجاد نمايند. در اين گونه مناطق كه اغلب مناطق فقيرنشين مي باشند، امكانات رفاهي و مراكزي مانند سينما، پارك و امكانات رفاهي كمتر وجود دارند و جوانان براي گذران اوقات فراغت خود به اجبار به طرف اعتياد كشانده مي شوند. از سوي ديگر، غالباً اين گونه مكان ها از طرف نيروي انتظامي كمتر نظارت مي شوند. همچنين اغلب روستاييان و مهاجران خارجي در محله هاي قديمي، شلوغ و مخروبه ها كه از مراكز شهرها به دور هستند اسكان مي يابند و به دليل آنكه اين افراد، اغلب شغلي ندارند و در بين مردم شناخته شده نيستند، خيلي راحت و بهتر مي توانند به توزيع مواد مخدّر و در نهايت، مصرف آن روي آورند.

هـ. نقش دوستان ناباب

عضويت در گروه همسالان براي نخستين بار كودكان را در فرايندي قرار مي دهد كه بيشترين ميزان جامعه پذيري به صورتي ناخودآگاه و بدون هرگونه طرح سنجيده اي در آن انجام مي پذيرد. گروه همسالان برخلاف خانواده و مدرسه، كاملا حول محور منافع و علايق اعضا قرار دارد. اعضاي اين گروه مي توانند به جستوجوي روابط و موضوع هايي بپردازند كه در خانواده و مدرسه با تحريم مواجه است.38

تقريباً در 60 درصد موارد، اولين مصرف مواد به دنبال تعارف دوستان رخ مي دهد.

ارتباط و دوستي با همسالان مبتلابه سوء مصرف مواد، عامل مستعدكننده قوي براي ابتلاي نوجوانان و جوانان به اعتياد است. مصرف كنندگان مواد براي گرفتن تأييد رفتار خود از دوستان سعي مي كنند آنان را وادار به همراهي با خود نمايند. نظريه همنشيني افتراقي مؤيد اين دليل مي باشد. در اين نظريه، كجروي و انحراف اجتماعي ناشي از آن است كه فرد رفتار نابهنجاري را در خلال فرايند جامعه پذيري و يادگيري فراگرفته و آن را از طريق همانندسازي يا دروني كردن ارزش ها، در درون خود جايگزين كرده است و به صورت رفتار بروز مي دهد. در اين تحليل، خانواده، دوستان و گروه همسالان بيشترين نقش را برعهده دارند.39

گروه همسالان، بخصوص در شروع مصرف سيگار، بسيار مؤثرتر است. بعضي از دوستي ها صرفاً حول محور مصرف مواد شكل مي گيرد.

در پايان مي توان به عواملي چند در گرايش به اعتياد اشاره كرد كه به دليل ضيق مجال توضيح آن ها امكان پذير نمي باشد:

ـ نقش توسعه صنعتي و مهاجرت و حاشيه نشيني;

ـ نقش ضعف اجراي قوانين و مقررات;

ـ نقش بي سوادي و عدم آگاهي فرد;

ـ نقش زندان و عدم تأثير آن;

ـ نقش وسايل ارتباط جمعي.

راهكارهاي پيشگيري از اعتياد در زمينه عوامل اجتماعي

1. ايجاد روحيه امر به معروف و نهي از منكر و همدلي بين مردم، به نحوي كه در مواقع ديدن توزيع مواد مخدر در جامعه، مسئولان را در جريان امر قرار دهند.

2. ايجاد زمينه اشتغال براي همه اقشار جامعه.

3. ارتقاي فرهنگي افراد جامعه از طريق ارتقاي سطح آموزش.

4. كنترل شديد مرزهاي كشور.

5. توجه به امكانات مورد نياز مردم ساكن محيط هاي دورافتاده و پايين شهر، و ايجاد امكانات رفاهي، تفريحي (سينما، استخر، شهربازي و…) كه متناسب با نياز و وضعيت مردم آن مناطق باشد.

6. نظارت هر چه بيشتر مأموران انتظامي در مناطق پايين شهر و دورافتاده.

7. ايجاد امكانات رفاهي و مشاغل مورد نياز روستاييان در روستاها براي جلوگيري از مهاجرت آن ها به شهرها.

8. مبارزه شديد با قاچاقچيان مواد مخدر و برخورد اصلاحي با معتاد.

9. قاطعيت در اجراي قوانين و مبارزه با مواد مخدر.

10. جداسازي معتادان در زندان ها از بقيه مجرمان.

11. تشكيل ستادهاي هماهنگ با يكديگر در موردمبارزه با مواد مخدّر، كه تحت نظارت يك واحد خاص و مشخص باشند.

12. آگاه سازي خانواده ها در زمينه هاي علايم فرد معتاد و عوامل گرايش فرد به اعتياد، نحوه تهيه و محل مصرف مواد، موارد شايع در منطقه زندگي، و عوامل و موقعيت هايي كه سبب مصرف مواد مي شود، تا از اين طريق خانواده ها بتوانند از اعتياد اعضايشان خودداري نمايند.

13. نمايش دادن دوستي هاي ناباب و عواقب حاصل از آن، از طريق فيلم و رسانه هاي ديگر.

14. حمايت از دانش آموزان معتاد و تربيت و اصلاح آنان، به منظور بازگشت به جامعه.

15. شناسايي كانال هاي ارتباطي و روش هاي جذب افراد به اعتياد و طرز نفوذ ميان نوجوانان.

16. تلاش صدا و سيما براي بيان عواقب اعتياد به مواد مخدّر از طريق ساختن فيلم، ميزگرد، جلسات مشاوره اي و… .

17. نمايش دادن فيلم ها و سريال هاي سازنده كه رابطه دينداري و دوري از اعتياد را مشخص مي سازد.

پي‌نوشت‌ها


1ـ هدايت اللّه ستوده، آسيب شناسي اجتماعي، تهران، آواي نور، 1380، ص 191و192.

2ـ محمد معين، فرهنگ فارسي، پيشگيري.

3ـ علي سليمي و محمد داوري، جامعه شناسي كجروي، قم، پژوهشكده حوزه و دانشگاه، 1380، ص 406.

4ـ هدايت اللّه ستوده، پيشين، ص 106ـ110 / بروس كوئن، درآمدي بر جامعه شناسي، ترجمه محسن ثلاثي، تهران، توتيا، 1378، ص 163.

5ـ سوسن رضايي، «ساخت شخصيت معتادان»، مجله حيات سبز، ش سوم، ص

36ـ37، 1382 / ژان برژه، اعتياد به شخصيت، تهران، آموزش انقلاب اسلامي، 1378، ص 21ـ39.

6ـ محمد داوري، پيشگيري و كنترل اعتياد با نگرش اسلامي، قم، نقش كلك، 1381، ص 48ـ50.

7ـ همان، ص 47و48.

8ـ فريده ممتاز، انحرافات اجتماعي، نظريه ها و ديدگاه ها، تهران، سهامي انتشار، 1381، ص 37 و 38.

9ـ هدايت اللّه ستوده، پيشين، ص 89ـ91.

10ـ بروس كوئن، پيشين، ص 162و163.

11ـ هدايت اللّه ستوده، پيشين، ص 89ـ101.

12ـ علي سليمي و محمد داوري، پيشين، ص 425.

13ـ محمد داوري، پيشين، ص 54ـ56.

14ـ بروس كوئن، پيشين، ص 164ـ166.

15ـ محمد داوري، پيشين، ص 54ـ57.

16ـ سعيد مدني، خانواده و اعتياد، مجموعه مقالات دومين همايش ملي آسيب هاي اجتماعي در ايران، تهران، آگاه، 1381، ص 179.

17ـ همان، ص 178ـ184.

18ـ محمد داوري، پيشين، ص 51 / محمدحسين فرجاد، عوامل رواني ـ اجتماعي مؤثر در ايجاد اعتياد، اولين سمينار بررسي مسائل اعتياد، تهران، اميركبير، 1365، ص 143.

19ـ علي موسي نژاد، نگاهي به عوامل مؤثر بر گرايش نسل جوان به مواد مخدّر، مجموعه مقالات دومين همايش ملي آسيب هاي اجتماعي در ايران، تهران، آگاه، 1381، ص .218

20ـ محمدرضا قنبري، مطالعات مردم شناسانه در گرايش به مصرف مواد مخدّر، همايش بين المللي علمي، كاربردي جنبه هاي مختلف سياست جنايي در قبال مواد مخدّر، تهران، 1379، ص 184.

21ـ همان، ص 187.

22ـ ويليام ل. كولب و جوليوس گولد، فرهنگ علوم اجتماعي، ترجمه مصطفي ازكيا و همكاران، تهران، مازيار، 1376، ص 848.

23ـ هدايت اللّه ستوده، پيشين، ص 194ـ195.

24ـ همان، ص 118ـ121.

25ـ علي اصغر قربان حسيني، پژوهشي نو در مواد مخدّر و اعتياد، تهران، اميركبير، 1368، ص 197.

26ـ محمد داوري، پيشين، ص 126ـ127.

27ـ همان، ص 128/ شيخ حرّ عاملي، وسائل الشيعه، ج 14 و 15.

28ـ هدايت اللّه ستوده، پيشين، ص 41.

29ـ نرگس عربيان، «اعتياد و راه هاي پيشگيري از آن با تأكيد بر تربيت و خانواده»، مجله حيات سبز، ش سوم، 1382، ص 23.

30ـ سعيد مدني، پيشين، ص 187و188.

31ـ اسماعيل اسفندياري، «فقر و انحرافات»، كتاب زنان، ش 21 ص 64و65 / ر.ك: سوره هاي (سبا: 34 / زخرف: 24 / بني اسرائيل: 16 / انبياء: 13ـ11 / واقعه: 45ـ41.

32ـ محمدحسين فرجاد، بررسي مسائل اجتماعي ايران، تهران، اساطير، 1377، ص 297 / سعيد مدني، پيشين، ص 188و189.

33و34ـ اسماعيل اسفندياري، پيشين،ص47،53/ ص67/ ص 68.

35ـ سعيد مدني، پيشين، ص 185و186 / علي اصغر، قربان حسيني، پيشين، ص 197.

36ـ اسماعيل اسفندياري، پيشين، ص 54ـ47.

37و38ـ هدايت اللّه ستوده، پيشين، ص 80 / ص 45.

39ـ محمد داوري، پيشين، ص 68ـ63.

پرسشنامه استاندارد تصمیم خرید سوده (1387)

این پرسشنامه استاندارد از نوع فایل ورد و به همراه تمامی اطلاعات مربوط به نمره گذاری، تفسیر، روایی و پایایی و … در قالب جداول زیبا و آماده تکثیر ارائه گردیده است. پس از پرداخت موفق می توانید به صورت آنلاین اقدام به دانلود فایل مربوطه بپردازید.

هدف: ارزیابی اثربخشی تصمیم خرید از ابعاد مختلف (نگرش نسبت به برند، تمايل به خريد و آشنايي با برند)
تعداد سوال: 14
تعداد خرده مقیاس: 3
شیوه نمره گذاری: دارد
تفسیر نتایج: دارد
روایی و پایایی: دارد
منبع: دارد
نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 2700 تومان

RIAL 27,000 – خرید فایل

پرسشنامه استاندارد تصمیم خرید سوده (1387)

تعریف تصمیم خرید

مصرف‌کننده براى تصميم‌گيرى ۵ مرحله را پشت سر مى‌گذارد شامل: شناخت مشکل، تحقيق براى جمع‌آورى اطلاعات، ارزيابى گزينه‌ها، تصميم‌گيرى خريد و رفتار پس از خريد.

فرآيند تصميم خريد

بیشتر بخوانید

پرسشنامه ارتباطات بین فردی در کلاس درس

این پرسشنامه استاندارد از نوع فایل ورد و به همراه تمامی اطلاعات مربوط به نمره گذاری، تفسیر، روایی و پایایی و … در قالب جداول زیبا و آماده تکثیر ارائه گردیده است. پس از پرداخت موفق می توانید به صورت آنلاین اقدام به دانلود فایل مربوطه بپردازید.

هدف: بررسی وضعیت ارتباطات بین فردی در کلاس درس

تعداد سوال: 27
شیوه نمره گذاری: دارد
تفسیر: دارد
منبع: نامشخص
نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 1900 تومان

RIAL 19,000 – خرید فایل

پرسشنامه ارتباطات بین فردی در کلاس درس

ارتباط بین فردی چیست؟

ارتباط بین فردی فرایندی است که مردم از طریق آن اطلاعات، احساسات و منظورشان را به‌واسطه پیام‌های کلامی و غیرکلامی تبادل می‌کنند: این‌یک ارتباط رودررو است.

ارتباط بین فردی، فقط کلماتی که بیان می‌­شوند یا زبانی که استفاده می‌­شود نیست، بلکه چگونگی بیان آن‌­ها و پیام‌های غیرکلامی می‌باشد که از طریق لحن صدا، حالت چهره و حرکات و زبان بدن ارسال می‌شود.

هنگامی‌که دو یا چند نفر در یک مکان هستند و از حضور هم آگاهی دارند، مهم نیست که به‌صورت نامحسوس یا سهواً، اما برقراری ارتباط در حال رخ دادن است.

بدون هیچ صحبتی، یک مشاهده‌کننده ممکن است در حال استفاده از نشانه‌های وضعیت بدن، حالت چهره و شکل لباس پوشیدن (پوشش) برای ایجاد یک ذهنیت و ادراک از نقش، وضعیت احساسی، شخصیت و یا مقاصد دیگران باشد. اگرچه ممکن است قصد برقراری هیچ ارتباطی در میان نبوده باشد، بااین‌وجود مردم پیام‌هایی را از طریق چنین شیوه‌های غیرکلامی دریافت می‌کنند.

 

اجزای ارتباط بین فردی

تحقیقات زیادی انجام‌شده است تا سعی شود که ارتباط بین فردی را به تعدادی از عناصر تقسیم‌بندی کند تا بتوان آن را آسان‌تر درک کرد. معمولاً این عناصر عبارت‌اند از:

۱٫ ارتباط برقرارکننده­‌ها

برای هر ارتباطی که صورت می‌گیرد حداقل دو نفر باید درگیر باشند. فکر کردن به ارتباطی که شامل یک فرستنده و یک گیرنده­‌ی پیام است، ساده است. بااین‌حال، مشکل این روش در دیدن رابطه به‌صورت یک فرآیند ارتباطی یک‌طرفه است که در آن یک نفر پیام را می‌فرستد و دیگری دریافت می‌کند. برای مثال، هنگامی‌که یک نفر صحبت می‌کند و دیگری در حال گوش دادن است.

درواقع ارتباطات تقریباً همیشه یک فرآیند پیچیده و دوطرفه است، به‌طوری‌که افراد هم‌زمان پیام‌هایی را به یکدیگر می‌فرستند و از هم دریافت می‌کنند. به‌عبارت‌دیگر، ارتباط یک فرایند تعاملی است. درحالی‌که یک نفر صحبت می‌کند، دیگری گوش می‌دهد، اما در حین گوش دادن، بازخوردهایی را به شکل لبخند، تکان دادن سر و غیره ارسال می‌کند.

۲٫ پیام

پیام نه‌تنها به معنای به کار بردن کلام و انتقال اطلاعات است، بلکه پیام‌های غیرکلامی مانند حالت چهره، لحن صدا، اشارات و حرکات بدن و زبان بدن نیز مبادله می‌شوند. رفتار غیرکلامی می‌تواند اطلاعات اضافی را در خصوص پیام گفتاری انتقال دهد. به‌طور خاص، پیام غیرکلامی می‌تواند نگرش‌­های عاطفی که ممکن است در پس محتوای گفتار باشد را فاش کند.

 

۳٫ نویز (اختلال)

اختلال (نویز) معنای خاصی در نظریه ارتباط داشته و به هر چیزی که پیام را تحریف می‌کند اشاره دارد، به‌طوری‌که آنچه دریافت می­‌شود از آنچه مدنظر گوینده‌­ی پیام بوده، متفاوت است. درحالی‌که “اختلال” طبیعی (به‌عنوان‌مثال، صداهای پس‌زمینه یا صدای هواپیمای جتی که نزدیک به زمین پرواز می‌­کند) می‌تواند از برقراری ارتباط موفقیت‌­آمیز جلوگیری کند، عوامل دیگری به‌عنوان “اختلال” در نظر گرفته می‌شوند. استفاده از اصطلاحات خاص پیچیده، زبان بدن نامناسب، بی‌توجهی، عدم علاقه و تفاوت‌­های فرهنگی می‌تواند به‌عنوان “اختلال” درزمینه‌­ی ارتباط بین فردی در نظر گرفته شود. به‌عبارت‌دیگر، هرگونه تحریف یا تناقض که در طی برقراری ارتباط اتفاق می‌افتد، می‌تواند به‌عنوان اختلال دیده شود.

۴٫ بازخورد

بازخورد شامل پیام‌هایی است که گیرنده برمی‌گرداند و به فرستنده اجازه می‌دهد تا بداند که پیام‌هایش تا چه اندازه صحیح دریافت شده‌اند، همچنین عکس‌العمل دریافت‌کننده چگونه است. گیرنده ممکن است به پیام غیرعمدی و نیز عمدی پاسخ دهد. انواع بازخورد وجود دارد، ازجمله اظهارات کلامی مستقیم، مانند “دوباره بگو، من متوجه نشدم” تا حالت‌­های چهره­‌ی نامحسوس یا تغییرات در وضعیت بدن که ممکن است به فرستنده نشان دهد که گیرنده از پیام احساس ناراحتی می‌کند. بازخورد به فرستند اجازه می‌دهد تا به‌منظور بهبود ارتباط، پیامش را تنظیم، تطبیق و یا تکرار کند.

تمامی ارتباطات تحت تأثیر زمینه‌­ای هستند که در آن رخ می‌دهند. هرچند، صرف‌نظر از نگاه به موقعیت جایی که تعامل در آن صورت می‌گیرد، به‌عنوان‌مثال در یک اتاق، دفتر یا شاید فضای باز، زمینه‌­ی اجتماعی نیز باید موردتوجه قرار گیرد، مثلاً نقش‌ها، مسئولیت‌ها و جایگاه اجتماعی ارتباط برقرارکنندگان. فضای احساسی و انتظارات افراد از تعامل نیز بر ارتباط تأثیرگذار خواهد بود.

۵٫ کانال

مهارت‌های ارتباط بین فردی

کانال به ابعاد فیزیکی اشاره دارد که از طریق آن پیام از یک شخص به دیگری منتقل می‌شود. در یک زمینه­‌ی رودررو، کانال‌هایی که استفاده می‌شوند عبارت‌اند از گفتار و بینایی، بااین‌حال در طول یک مکالمه تلفنی کانال تنها به گفتار محدود می‌شود.

هنگامی‌که فرصتی برای مشاهده برخی از ارتباطات بین فردی دارید، از رفتارهای کلامی و غیرکلامی در ذهنتان نکته بردارید.

عوامل زیر را مشاهده و درباره‌­ی آن­ها فکر کنید:

  • ارتباط برقرارکننده‌ها چه کسانی هستند؟
  • چه پیام‌هایی مبادله می‌شود؟
  • چه نویزهایی (در صورت وجود) پیام را تحریف می‌کنند؟
  • چگونه بازخورد داده می‌شود؟
  • زمینه (موضوع) ارتباط چیست؟

شما احتمالاً این کار را همیشه و ناخودآگاه انجام می‌دهید، اما زمانی که به‌طور فعال ارتباط بین فردی را مشاهده می‌کنید، روال آن را بیشتر می‌توانید درک کنید.

با مشاهده دیگران، یعنی تلاش آگاهانه برای درک چگونگی رخ دادن ارتباط، در مورد چگونگی برقراری ارتباط و آگاهی بیشتر از پیام‌هایی که می‌فرستید، فکر خواهید کرد. این ‌یک فرصت عالی برای شما جهت توسعه مهارت‌های ارتباط بین فردیتان فراهم می‌کند.

استفاده از ارتباط بین فردی

اکثر ما، اغلب چندین بار در روز، به‌طور منظم در ارتباطات بین فردی درگیر می­‌شویم، اینکه چقدر خوب با دیگران ارتباط برقرار می­‌کنیم معیاری برای میزان مهارت‌­های بین‌فردی ما می­باشد.

ارتباط بین فردی یک مهارت کلیدی زندگی است و می‌تواند در موارد زیر مورداستفاده قرار بگیرد:

  • دادن و گرفتن اطلاعات
  • تأثیر بر نگرش و رفتار دیگران
  • شکل دادن تماس‌­ها و حفظ روابط.
  • ایجاد حس از جهان و تجارب ما در آن
  • بیان نیازهای شخصی و درک نیازهای دیگران
  • دادن و دریافت حمایت عاطفی
  • تصمیم‌گیری و حل مشکلات
  • پیش‌بینی و پیش‌گویی (تخمین) رفتار
  • تعدیل قدرت

پرسشنامه ادراک مصرف کننده از خلاقیت تبلیغات آلتسچ

این پرسشنامه استاندارد از نوع فایل ورد و به همراه تمامی اطلاعات مربوط به نمره گذاری، تفسیر، روایی و پایایی و … در قالب جداول زیبا و آماده تکثیر ارائه گردیده است. پس از پرداخت موفق می توانید به صورت آنلاین اقدام به دانلود فایل مربوطه بپردازید.

تعداد سوال: 19
تعداد بعد: 2
شیوه نمره گذاری و تفسیر: دارد
منبع: دارد
نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 1800 تومان

خرید فایل

پرسشنامه ادراک مصرف کننده از خلاقیت تبلیغات آلتسچ

امروزه کافیست اندکی به محیط اطراف خود دقت کنیم، تبلیغات به طرق مختلف راه خود را برای ظاهر شدن بر سر راه شما پیدا می کنند، حال مهمترین نکته این است که کدام تبلیغ ماندگاری بیشتری در ذهن مخاطبان دارد و در نهایت میل به خرید را افزایش می دهد، برای رسیدن به چنین جایگاهی لازم است تبلیغاتی اثربخش داشته باشیم، یکی از ملزومات تبلیغات اثربخش داشتن خلاقیت است. خلاقیت عامل ایجاد کننده تمایز و مزیتی در میان سیل انبوه تبلیغات است. تکنیک های خلاقانه در تبلیغات ابزاری هستند که برای جلب توجه، ایجاد درگیری ذهنی و تغییر دیدگاه ها و نگرش مردم به کار میروند تا در نهایت بتوانند پیام برند یا محصول خود را به مخاطب انتقال دهند. به طور کلی باید در نظر داشت که برای داشتن یک آگهی تبلیغاتی خلاقانه رعایت چند نکته ضروری است: کنار گذاشتن سنت رایج، دوری از چهارچوب های دست و پاگیر، داشتن شیطنت، سر زدن به هر جایی که کسی انتظارش را ندارد و تا حدی پیشبینی نشده است، اجتناب از رسانه هایی که مملو از تبلیغات هستند و برعکس، یافتن انواعی که تا به حال به کار گرفته نشده اند.

خلاقیت در تبلیغات ۵ بعد مختلف دارد که می توان در آن بخش ها تغییراتی اعمال کرد:

بسط و گسترش(Elaboration): تبلیغاتی که ممکن است شامل جزئیات پیشبینی نشده و یا ایده هایی باشد که احتمال پیچیده شدن یا بزرگ شدن را داشته باشد.
ارزش هنری(Artistic Value): تبلیغاتی که می تواند شامل جذابیت های هنری کلامی، بصری و شنیداری( کیفیت بالای تولید، دیالوگ های تاثیرگذار و یا موسیقی خاطره انگیز) باشد.
بکر بودن(Originality): تبلیغاتی که شامل المان های خاص یا هیجان انگیز باشد و یا با استفاده از راهکارهای بصری و نوشتاری به هنجارشکنی بپردازد.
انعطاف پذیری (Flexibility): تبلیغاتی که به سادگی بتواند میان محصولات مختلف و قشر متنوعی از مخاطبان هدف و ایده ها ارتباط برقرار کند.
ترکیب(Synthesis): تبلیغاتی که به وسیله آنها اشیا یا ایده ها با هم تلفیق و ترکیب شود.

خلاقیت یعنی داشتن ایده ناب همراه با ابتکار عمل، که هر فرد ممکن است به شکل منحصر بفردی آن را پدید آورد پس توضیح راهکارهای خلاقیت عملاً غیر ممکن است اما می توان به بررسی روند شکل گیری تبلیغات خلاقانه و راهکارهای موثر در این زمینه پرداخت.

اولین مرحله در آغاز تبلیغات خلاقانه طوفان مغزی است. روشی که برای خلق ایده های خلاقانه بسیار کاربرد دارد، در طوفان مغزی تعدادی از افراد متخصص و آگاه نسبت به موضوع گرد هم می آیند و با سرعت تمامی ایده های خوب یا بدی که به ذهنشان میرسد را بیان می کنند در این حالت ابتدا پیام اصلی محصول و سپس شعار تبلیغاتی در نظر گرفته می شود و تمامی ایده های مرتبط با آن بیان می شود؛ در مرحله بعد خود محصول را در نظر می گیرند و سپس نام و کارکرد محصول مورد نظر و در نهایت هر چیزی که در محیط به گونه ای با کالا یا خدمات در ارتباط باشد در نظر گرفته می شود و در لیستی جمع آوری شده تا در فرصتی مناسب به بررسی آنها بپردازند. در این روش افراد از ایده های یکدیگر استفاده می کنند، نظرات خود را تکمیل و ایده هایی نو و خلاقانه ارائه می دهند.استفاده از کاراکتر: طراحی یک یا چند کاراکتر تبلیغاتی. این کاراکتر تبلیغاتی می تواند یک بازیگر باشد که نقشی ثابت را در تبلیغات شما بازی می کند، یا یک شخصیت کارتونی و یا یک حیوان مثل گربه، دلفین و…. باشد. این کاراکتر باید از همه لحاظ متناسب با هویت و ماهیت برند شما، جذاب، متفاوت، با ویژگی های اخلاقی خاص و غیر قابل پیشبینی باشد.
جان بخشی: بدینوسیله می توان به محصول مورد نظر در تبلیغات جان بخشید و ویژگی های انسانی را به آن نسبت داد همچنین می توان به مفاهیم انتزاعی مثل گرسنگی، خشم و… شخصیت انسانی اختصاص داد و کلیه پیام تبلیغاتی را از قول این محصولات نقل کرد و از این طریق بر اثربخشی خلاقیت در تبلیغات افزود.
اغراق بیش از حد: این راهکار بسیار اثربخش و موفق بوده و آزادی عمل زیادی به شما می دهد تا به شکل های مختلف از آن استفاده کنید. ایده یا پیام اصلی برند را تعیین کرده و سپس مواردی همچون مزیت کالا یا خدمات مورد نظر، سایز، شکل ظاهری و… را بسیار فراتر از منطق و واقعیت نمایش دهید. به خاطر داشته باشید که اغراق در حد معمول، ماهیت تبلیغ است و افراط در اغراق می تواند خلاقیت به همراه داشته باشد.
نمادسازی از طریق تشبیه و استعاره: تکنیکی برای انتقال مفاهیم و ایده های پیچیده با دقت و سرعت بیشتر و به گونه ای که ماندگاری بیشتری داشته باشد. نمادسازی و تشبیه به معرفی برند، هویت برند، ویژگی بارز و مزیت کالا یا خدمات شما می پردازد و مهمترین نکته این است که پیش از شما کسی از آن استفاده نکرده باشد چرا که اینگونه تبلیغات حتی اگر میل به خرید را افزایش ندهند، ماندگاری بالایی درذهن مخاطبان دارد.
احساسات و هیجانات: استفاده از ابزاری که موجب برانگیختن احساسات و هیجانات باشد، مثل موسیقی، تصاویر با زیبایی بصری و ویدئو های موثر، در این زمینه تبلیغات دیجیتالی و شبکه های اجتماعی می توانند پررنگ ترین نقش را در انتقال احساسات داشته باشند. البته لازم به ذکر است که داشتن زیبایی بصری بهتر است با سادگی همراه باشد تا بتواند توجه را معطوف به پیام اصلی تبلیغ کند.
مشکل/راهکار: یافتن یا پدید آوردن یک مشکل و ارائه کالا و خدماتتان به عنوان راه حل این مشکل به مشتریان. ارائه دلایل منطقی و یا حتی احساسی به صورت هوشمندانه برای خرید محصول شما، در جهت حل مشکل مخاطبان می تواند راهکاری خلاقانه برای افزایش اثربخشی تبلیغات شما باشد.
حس شوخ طبعی: استفاده از حس شوخ طبعی در تبلیغات می تواند با خلاقیت زیادی همراه باشد، و ماندگاری زیادی در پی دارد. البته باید توجه داشت که ماهیت برند در تضاد با شوخ طبعی نباشد، به عنوان مثال برخی از برندها شخصیت کلاسیک و جدی دارند و استفاده از طنز در تبلیغات آنها، تاثیر منفی بر اذهان عمومی دارد.