پرسشنامه شناسایی موانع بازاریابی ورزش حرفه‌ای زنان ایران (صادقی و همکاران 1401)

این پرسشنامه استاندارد از نوع فایل ورد و به همراه تمامی اطلاعات مربوط به نمره گذاری، تفسیر، روایی و پایایی و … در قالب جداول زیبا و آماده تکثیر ارائه گردیده است. پس از پرداخت موفق می توانید به صورت آنلاین اقدام به دانلود فایل مربوطه بپردازید.

هدف: شناسایی موانع بازاریابی ورزش حرفه‌ای زنان ایران (موانع فرهنگی- اجتماعی، موانع مدیریتی و سازمانی، رســـــانـــه ها، ضعف در سیستم بازاریابی فدراسیون ها و سازمان های ورزشی، اندیشه-های حکومتی، موانع حقوقی- قانونی و عرفی)

تعداد سوال: 42

تعداد بعد: 6

شیوه نمره گذاری: دارد

تفسیر نتایج: دارد

منبع: دارد

نوع فایل: Word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 5500 تومان

خرید فایل

پرسشنامه شناسایی موانع بازاریابی ورزش حرفه‌ای زنان ایران (صادقی و همکاران 1401)

امروزه فعالیت های ورزشی را عاملی برای پیشرفت و توسعه جوامع و شرکت­کنندگان می­دانند، پس بدون هیچگونه بی­عدالتی زنان حق و حقوق یکسانی با مردان برای شرکت در فعالیت های ورزشی دارند. اما زنان ورزشکار در سراسر جهان با مشکلات متعددی از نابرابریهای جنسیتی مواجه هستند که این نابرابریها و تبعیض برای شرکت ­کنندگان ورزشکار زن در کشورهای مسلمان بیشتر است ( بی بی، خان و خان[5]، 2016). بدون شک ورزش و فعالیت های بدنی نقش بسیار مهمی در زندگی زنان و دختران در کشورهای مسلمان بازی می­کند. از محبوبیت قایقرانی و فوتیال در ایران گرفته تا دو و میدانی در کویت، بحرین و مراکش و بسکتبال در عربستان سعودی. به علت ممنوعیتهای قانونی- شرعی، محدودیت در فرصت­های قابل دسترس برای شرکت زنان در رقابت های ورزشی، تفاوتهای جنسیتی، نابرابریهای متفاوت در ادیان مختلف، موانع اقتصادی و اجتماعی، کمبود زیربناهای مناسب و اجرا و انجام نامناسب سیاستها و برنامه ­­های حکومتها تعداد کمی از زنان قادر به شرکت پرشور و نشاط در سطوح بالای ورزش هستند. این ممنوعیت­ها بیشتر ریشه در باورهای مذهبی دارند و عدم رعایت آن را بی­ احترامی به آموزه­ های اسلامی می­دانند (قریشی و قوری[6]، 2011). اگر چه ترویج کیفیت سلامتی و زندگی سالم برای هر دو جنس زن و مرد در جوامع اسلامی مورد تاکید است اما رهبران دینی شرط حضور را رعایت موازین تعیین شده از طرف آنان می­دانند. حتی در بعضی از کشورها تماشای رقابت های ورزشی برای زنان ممنوع و آنان را از شرکت در رقابت های بین ­المللی منع می­کنند (قریشی و قوری، 2011). در کشوری مثل عربستان سعودی عواملی مثل منع اجرای درس تربیت در اکثر مدارس دخترانه، تعداد محدود مراکز تندرستی و باشگاه های سلامتی و تناسب اندام، رواج تفکر ماندن زنان در منزل و داشتن زندگی منفعل باعث ایجاد سبک زندگی ناسالم در بین زنان شده است. عربستان سعودی سختگیرترین قوانین را در دنیا نسبت به ورزش زنان داراست. زنان اجازه ورزش در مکانهای عمومی را ندارند و سیاستهای دینی و مذهبی سخت گیری­هایی را برای پوشش آنان مشخص کرده است. برای مثال تعداد معدودی از زنان به باشگاه های بدنسازی رفته و فعالیت های بدنی را انجام می­دهند. این حضور بایستی بر مبنای رعایت فاکتورهای اجتماعی و فرهنگی پذیرفته شده در جامعه باشد. مثلاً در جایی که کلیه کارکنان این باشگاه ها زن بوده و مربی آنان نیز زن باشد. همچنین آنان موظف هستند برای حضور در این باشگاه ها و انجام فعالیت های بدنی از همسر خود اجازه داشته باشند، حضور یافتن آنان در این مکانهای بسته ورزشی بایستی این اطمینان را بوجود بیاورد که هیچکدام از وظایف همسرداری آنان قربانی فعالیت های بدنی آنان نشود ( فلاته، سئوک، الصالح[7]، 2019).

البته قوانینی برای تغییر این شرایط از سال 2018 و پس از حضور محمد بن سلمان ولیعهد این کشور در حال بررسی و رو به سوی بهبودی است اما به طور کامل به مرحله اجرا در نیامده است. در بازیهای المپیک 1996 اتلانتا 26 کشور مسلمان حاضر نشدن حتی یک زن به این رویدادها بفرستند. اما پس از گذشت 12 سال موقعیت فرق کرد و تعداد این 26 کشور به 3 کشور تقلیل پیدا کرد (عربستان سعودی، قطر و برونئی کشورهایی بودند که زنان ورزشکار خود را به بازیهای پکن 2008 نفرستادند. چشم­انداز مهم بعدی تاریخ ورزش زنان در المپیک 2012 لندن رکورد خورد، وقتی که همه کشورهای مسلمان حداقل یک زن را به رقابت ها اعزام کردند. (مروات و همکاران[8]، 2014). داستان حضور زنان ورزشکار مسلمان دررویدادهای بین المللی خیلی قدیمی نیست و با وجود کمبودها و موانع، زنان مسلمان رکوردهای باشکوهی را با عملکرد خود در مسابقات بین­المللی به ثبت رسانده و موفق به کسب مدالهای طلا، نقره و برنزدر رویدادهای ورزشی بین المللی مثل المپیک، لیگ­های جهانی، بازیهایی آسیایی و غیره شده­اند. حضور موفقیت­آمیز زنان مسلمان در بیشتر رشته های ورزشی مثل فوتبال، فوتسال، بسکتبال، والیبال، کریکت، کبدی، ورزشهای رزمی، شنا و  قایقرانی گواه این ادعا است (مروت و همکاران، 2014).  در طول دهه­های اخیر، ورزش زنان بطور فزاینده­ای محبوبیت یافته و تعداد زنان ورزشکار شرکت کننده در رویدادهای ورزشی همواره در حال رشد است (امکا[9] و همکاران، 2009). در جوامع چند قومیتی مانند انگلستان و استرالیا اکثر سازمانهای ورزشی مثل AFL،[10] انجمن بین المللی کریکت و بازیهای المپیک 2012 لندن به دنبال این بودند که زنان مسلمان بیشتری را در این امر دخالت دهند تا از این طریق، طیفی از همگنی­های چند ملیتی را در برگیرند. آنان از ورزش زنان مسلمان به عنوان وسیله­ای برای «فرار از» محدودیت­های تحمیل شده بر زنان و «پیروزی بر» این محدودیت در جوامع اسلامی یاد می­کنند (شرگلد[11]، 2012). پرونده المپیک 2016 ریو در حالی بسته شد که افزایش حضور زنان محجبه ورزشکار در این مسابقات نسبت به ادوار گذشته محسوس بود، به طوری که بسیاری از رسانه­ها مانند «واشنگتن پست» و«الجزیره» به این موضوع پرداختند و حتی «الجزیره» آن را «المپیک حجاب» نامید (رسانه ورزش زنان ایران، 1396)، این موضوع  بیانگر  سرمایه­گذاری و  توجه ویژه کشورهای مختلف به ورزش زنان نسبت به گذشته می باشد.

امروزه پیشرفت در ورزش حرفه­ای به عنوان نمادی از قدرت یک کشور محسوب می­گردد و بدون شک بازاریابی ورزشی، ضامن بقا و رشد ورزش حرفه­ای می­باشد. ورزش حرفه­ای زنان در ایران و بسیاری از کشورهای اسلامی، به دلیل محرومیت از تبلیغات به عنوان عامل مهم در جذب حامی، بسیار بیشتر از سایر بخشهای ورزش به بودجه­های کمکی به ویژه از جانب دولت نیازمند است (احسانی و همکاران،1387). در بحث ورزش بانوان و شرایط حقوقی حاکم برآن، شفاف نبودن وظایف و مشخص نبودن جایگاه ورزش بانوان در میان ادارات ورزش و جوانان و نیز بها ندادن به مکانهای ورزشی ویژه بانوان و حمایت نکردن حامیان مالی باعث کندی جریان پیشرفت در ورزش بانوان شده است، همچنین علمای تعلیم و تربیت هنوز به ورزش همچون منبعی برای ایفای نقش­های مردانه می­نگرند؛ بنابراین، تصویر ذهنی فرساینده­ای که از ورزش رقابتی موجود است، به­ هیچ­وجه با الگوی اجتماعی ترسیم شده برای زنان سازش و هماهنگی ندارد (پورگچی، حیدری­نژاد، شتاب بوشهری، 1396). علیرغم پای گذاشتن ورزش کشور به عرصه حرفه­ای و وجود شرکتهای بزرگی که بودجه زیادی را صرف تبلیغات و بازاریابی می­کنند، نتایج تحقیقات داخلی بیانگر این واقعیت است که شرکتهای محدودی حاضر به سرمایه­گذاری در ورزش و به خصوص ورزش بانوان هستند (الهی، 2007). وابستگی شدید ورزش بانوان به دولت شرایطی را فراهم ساخته که نیازمند همکاری محققان، متخصصان ومدیران با تجربه حرفه­ای در این زمینه است تا با مطالعه و تحلیل پیچیدگی حاکم بر بازار ورزش زنان کشور، این بخش با مدیریتی علمی و صحیح اداره شود (نجف زاده و همکاران، 1391). یکی از مشکلاتی که ورزش حرفه­ای در ایران با آن دست به گریبان است مشکلات مرتبط با بازاریابی ورزش است و مدیران و مسولان ورزش کشور بایستی پیرامون آن راه­حل­های علمی و کاربردی ارائه دهند؛ چرا که در صورت بی­توجهی به آن، ورزش حرفه­ای در ایران به دلیل عدم توان رقابت روند نزولی خواهد یافت (سلیمی، حسینی و نادریان، 1394). معمولاً سرمایه­گذاران وقتی متقاعد به سرمایه­گذاری در یک صنعت می­شوند که تا حدی اطمینان یابند در صورت قرار دادن سرمایه خود در آن بخش خاص بیش از سایر گزینه­های قابل انتخاب سود خواهند برد و این وظیفه صاحبان صنعت ورزش است که شرایط و فضای مطمئن اقتصادی را فراهم کنند تا جذب سرمایه­گذاری در ورزش به­خوبی صورت پذیرد (قاسمی، جوادی پور، ترکفر، 1394). هر سازمان ورزشی برای پیشبرد برنامه‌ها و پروژه‌های خود به حمایت‌های مالی نیاز دارد. حامیان مالی و اسپانسرشیپ را یک سرمایه­گذاری در جهت به حداکثر رساندن توانایی بازاریابی شرکتها می­دانند. در وضعیت کنونی برای توسعه ورزش بانوان عامل حامیان مالی و اسپانسرها به عنوان مهمترین عامل شناخته شده است. اما در ایران به دلیل نبود پوشش تلویزیونی مسابقات زنان اسپانسرها از ورزش این بخش حمایت نمی­کنند. به نظر می رسد دلیل عدم حمایت اسپانسرها از ورزش بانوان و تیم­های حاضر در لیگ ایران به این دلیل باشد که شرکتهای اسپانسری به اهداف خود یعنی افزایش فروش کالا و خدمات، ایجاد تصویر مناسب از شرکت در اذهان عمومی، رقابت با سایر شرکتها و گسترش میزان فروش نائل نمی­شوند. با توجه به اهمیت و نقش حمایت حامیان مالی سازمانهای ورزشی باید به فکر ایجاد و توسعه راهکارهایی برای جلب حمایت حامیان مالی برای تیم­های ورزشی بانوان باشند (نجف­زاده و همکاران، 1391). اعتقاد نداشتن به بازاریابی ورزشی در بین مدیران عالی رتبه بخش صنعت به­عنوان یک منبع درآمد، بی­توجه یا کم­توجهی ویژه به ورزش در کنار سایر بخشهای صنعتی، عدم همسویی سرمایه­گذاری در ورزش با سیاست­های توسعه­ای کشور، عدم وجود قوانین اقتصادی مناسب جهت تشویق سرمایه­گذاران بخش صنعتی در سرمایه­گذاری در ورزش و عدم امکان تشخیص دقیق میزان سود بازاریابی ورزشی برای سرمایه­گذاران و عملکرد رسانه­ها از دیگر موانع موجود در ورزش ایران میب­اشد (سلیمی و همکاران، 1394).

 لی، نصبیت، برادرز و فولر[12] (2017)، نیز در پژوهش خود با عنوان نگاهی به رویکرد بازاریابی ورزشکاران زن در هنرهای رزمی به این نتیجه رسیدند که همچنان تبعیض­های جنسیتی در ورزش زنان وجود دارد و بخشی مهمی از آن به پوشش رسانه­ای کمتر و تبلیغات ناچیز به عنوان دو عامل مهم در ترویج ورزش زنان برمی­گردد. در دیگر پژوهش­ها خارجی انجام شده مرتبط با موضوع ورزش زنان به موانعی مانند موانع رهبری در ورزش زنان (بوزوویس،[13] 2015)، موقعیت زنان در صنعت ورزش (والن[14]، 2017)، موانعی مانند پوشش کم رسانه­ای، فقر دانشی جامعه مسلمان نسبت ورزش زنان، مردانه خواندن ماهیت ورزش و عدم آگاهی از فواید اقتصادی- اجتماعی که در نتیجه حضور کمتر زنان در فعالیت های ورزشی را به دنبال دارد اشاره شد (آبیشا و وینسنت[15]، 2015). و یا به محدودیت­های شغلی که زنان برای پیشرفت به سطوح بالای مدیریتی در سازمانهای ورزشی با آن روبرو هستند پرداخته شد (ورالدو و روحلی،[16] 2017). بیشتر این پژوهش­ها به موانع مدیریتی، رهبری، موانع فرهنگی اجتماعی ، تبعیض در پخش تلویزیونی و پوشش رسانه­ای و تبعیض­هایی که ورزشکاران زن برای شرکت در فعالیت های ورزشی با آن روبرو هستند اشاره دارد. در زمینه بازاریابی ورزش زنان بخصوص بازاریابی ورزش حرفه­ای زنان مسلمان با توجه به شرایط منحصر به فرد این گروه پژوهش­های اندکی صورت گرفته است. لذا با توجه به پیشرفت چشمگیری که زنان ورزشکار کشورهای مختلف داشته­اند و با توجه به ارزش و احترامی که در پرتو فرهنگ و باورهای مذهبی ایرانیان نسبت به اهمیت زنان و برابری حقوق آنان با مردان توصیه شده است، برای شرکت هر چه بیشتر این گروه از جامعه بایستی راهکارهای کسب درآمدهای مالی و تامین مایحتاج ورزشی و حمایت از ورزش حرفه­ای و در نتیجه حضور بیشتر در رویدادهای ملی و بین المللی را فراهم نمود. با شرح این اوصاف و نگاهی به وضعیت ورزش حرفه­ای زنان کشور مشخص گردید، در چند سال اخیر هر وقت اندک شرکتهای حامی ورزش­های زنان با مشکلات مالی مواجه می­شوند اولین استراتژی آنان حذف حمایت مالی تیمهای ورزشی بانوان بوده است. مثال فاحش آن؛ تیم­هایی مثل ذوب آهن اصفهان، سپاهان اصفهان، شهرداری بندرعباس، تجارتخانه جنوب، شهرداری گرگان و غیره. این باشگاه ها، اگرچه که تیم­های مدال­آور و رده بالای لیگ برتر بانوان را تحت پوشش داشتند و عملکرد آنان نیز قابل قبول بود اما در زمان مواجه با مشکلات مالی، مدیران برای حفظ جایگاه خود تصمیم به حذف تیم­های ورزشی زنان کرده، اگر چه همچنان به حمایت از ورزش حرفه­ای آقایان ادامه می­دهند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.