پرسشنامه شناسایی و رتبه بندی چالش‌های مشارکت‌ بین سازمانی در ورزش

این پرسشنامه استاندارد از نوع فایل ورد و به همراه تمامی اطلاعات مربوط به نمره گذاری، تفسیر، روایی و پایایی و … در قالب جداول زیبا و آماده تکثیر ارائه گردیده است. پس از پرداخت موفق می توانید به صورت آنلاین اقدام به دانلود فایل مربوطه بپردازید.

هدف: شناسایی و رتبه بندی چالش‌های مشارکت‌ بین سازمانی در ورزش

تعداد سوال: 26

تعداد عامل: 26

شیوه نمره گذاری: دارد

تفسیر نتایج: دارد

روایی و پایایی: دارد

منبع: دارد

نوع فایل: Word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 3900 تومان

خرید فایل

پرسشنامه شناسایی و رتبه بندی چالش‌های مشارکت‌ بین سازمانی در ورزش

در سال­های اخیر زمینه­ های ورزش برای توسعه و صلح[4] رشد چشم­گیری داشته و سازمان­ها و دانشگاه­ های بیشتری، سهم قابل‌توجه ورزش در برنامه ­ها و تغییرات اجتماعی را درک کرده ­اند. در حال حاضر، هزاران سازمان در سراسر جهان به‌نوعی در حوزه ورزش برای توسعه و صلح فعالیت می­کنند و سازمان ملل نیز توانایی­های ورزش در برنامه ­های توسعه و صلح را به رسمیت می­شناسد. در این راستا ورزش به‌عنوان موتور توسعه از طریق تبادل بین­ فرهنگی، حل منازعات و ایجاد صلح، کمک به جمعیت­های حاشیه‌ای و یا تمرکز بر سلامت عمومی نیز تعریف می­شود (ولتی پیچی و بورتون[5]، 2017). مجمع عمومی سازمان ملل در سال 2013، روز 6 آوریل را «روز بین‌المللی ورزش برای توسعه و صلح» اعلام نمود تا از این طریق بر تأثیر ورزش در بهبود آموزش، توسعه انسانی، تدوین روش‌های زندگی سالم و ایجاد صلح‌ جهانی تأکید کند (جیلیانوتی[6] و همکاران، 2016). کمیته بین‌المللی المپیک نیز بیان می­کند که ابتکاراتی نظیر روز جهانی ورزش برای توسعه و صلح، فرصتی جدید برای ترویج ورزش و فعالیت جسمانی به‌عنوان یک ابزار مقرون‌به‌صرفه و معنی­دار را داراست که می­تواند به طیف گسترده­ای از نیازهای مربوط به آموزش، بهداشت، توسعه­ جوانان، برابری جنسیتی، ایجاد صلح و توسعه پایدار کمک کند(اسکولنکورف[7]، 2016). به‌طورکلی ورزش برای توسعه و صلح به هفت زمینه معلولیت، آموزش، برابری جنسیتی، سلامت، معیشت(رفاه)، صلح و انسجام اجتماعی اشاره دارد پیچی[8] و همکاران (2017) که در راستای توانمندسازی همه افراد جامعه تعریف ‌شده ‌است. واژه­ توانمندسازی به معنای «افزایش دسترسی مردم به لایه­های تصمیم­گیری» است. امروزه برنامه­های توسعه از واژه توانمندسازی به معنای مشارکت استفاده کرده ­اند (شینک و هانراهان[9]، 1393). در تعریف سنتی ورزش برای توسعه، ارائه مربیگری در ورزش­های پایه، تجهیزات و زیرساخت­ها در همه­ مناطق به‌خصوص مناطق محروم و همچنین فراهم کردن شرایط مناسب برای افراد و گروه ­های محروم (ایتام، افراد فقیر، افرادی که در شرایط اجتماعی ضعیف زندگی می­کنند، بانوان و…)، نگرانی اصلی می­باشد (کاید[10]، 2008). همچنین محققان بر اهمیت عواملی مانند ظرفیت سازمانی، رهبری و ارزیابی ابتکار برنامه­ های ورزش برای توسعه و صلح جهت دستیابی به موفقیت تأکید کرده­اند. مشارکت همه­ سازمان­هایی که در حوزه ورزش برای توسعه و صلح فعالیت می­کنند به دلایلی چون: تأمین بودجه، کمک به طراحی، تحویل و اجرای برنامه، نظارت و ارزشیابی و در نهایت دستیابی به اهدافی که برای هر یک از سازمان­ها به‌صورت مستقل غیر­ممکن است، حائز اهمیت می­باشد(پیچی و همکاران، 2017).

در مورد برنامه­های ورزش برای توسعه و صلح در سطح جهان تحقیقات زیادی صورت گرفته است، ولی تفاوت فرهنگی- اجتماعی جوامع مورد بررسی، تفاوت روش­های اجرای تحقیقات و گستردگی موضوعات زمینه­ای این برنامه­ها موجب شده نتایج متفاوتی به دست آید. در این باره لیندزی و دربی[11] (2018) اظهار کردند که بین یکپارچگی سیاست ورزش و اهداف خاص توسعه پایدار، ارتباطات مهمی وجود دارد که این تعهد برای توسعه و مسیر اصلی ورزش اهمیت دارد. جیلیانوتی و همکاران (2016) دریافتند که نظارت و ارزیابی پروژه­های مربوط به ورزش برای توسعه و صلح  به‌جای تکیه‌ بر معیار­های قبلی که در مکان­های متنوع فرهنگی انجام‌شده، به‌ دقت نظرهای ملی و محلی نیاز دارد. پیچی و همکاران (2017) نیز برای مشارکت­های بین سازمانی در ورزش برای توسعه و صلح، پنج چالش اصلی شامل رقابت برای منابع، تردید درباره ورزش به‌عنوان یک ابزار توسعه، روابط قدرت ناکارآمد، ناسازگاری یا تغییر اهداف و  بی­اراده کار کردن در مورد مأموریت و چالش­های اجرایی و توسعه را شناسایی کردند. اسکولنکورف و همکاران (2016) نیز در تحقیقی مروری درباره طرح­های ورزش برای توسعه دریافتند ارزیابی این برنامه­ ها نیازمند توجه به نقاط قوت ورزشی در بهبود اهداف توسعه نظیر حل منازعات، درک فرهنگی، توسعه زیربنایی، آگاهی تحصیلی، توانمندسازی و ارتقای سلامت جسمی و روانی است، در عین حال باید به چالش­های این برنامه­ ها نیز توجه شود. از طرف دیگر، موفقیت در این برنامه ها هم همکاری همه­ سازمان­های متولی ورزش با یکدیگر و حمایت از این برنامه‌ها را می طلبد. گاجه[12] (2004) پنج اصل همکاری را این‌گونه بیان می­کند:

 اصل اول: همکاری برای آغاز گفت‌وگو بین سازمان­ها و به اشتراک گذاشتن منابع کمیاب در میان یکدیگر ضروری است؛

 اصل دوم: از آنجا که همکاری دارای تنوع و پیچیدگی است، اصطلاحات مختلف ازجمله: سرمایه­گذاری­های مشترک، شبکه­ها، مشارکت­ها، اتحادیه­ها و انجمن­ها به کار می رود؛

 اصل سوم: همکاری یک سفر نیست، بلکه یک مقصد است؛

اصل چهارم: افراد در هر دو طرف همکاری مهم هستند؛

 اصل پنجم: پیشرفت­ها در مراحل مختلف همکاری تکمیل می شود.

در سال­های اخیر ورزش کشور در بخش قهرمانی و حرفه­ای تا حدود زیادی توسعه پیدا کرده و ورزشکاران توانسته­اند موفقیت­های خوبی را در سطوح مختلف به دست آورند. این موفقیت­ها به ‌دور از گرایش­های سیاسی، قومی، زبانی و مذهبی، زمینه­ساز انسجام اجتماعی و وحدت ملی در کشور شده‌اند. به عنوان نمونه­ بارز آن می­توان به پیروزی تیم ملی فوتبال مقابل مراکش در جام جهانی و ایجاد شور ملی در کشور اشاره کرد (خبرگزاری جمهوری اسلامی، 1397). همچنین در بخش ورزش همگانی و اوقات فراغت فعال با تاکید بر فعالیت های ورزشی نیز باوجود کمی و کاستی­های فراوان (تنها حدود 20 درصد از افراد جامعه ورزش می‌کنند) تمهیداتی جهت بهبود شرایط اندیشیده شد که تدوین سند توسعه ورزش همگانی از جمله این موفقیت ها به شمار می رود (خبرگزاری تسنیم، 1396). به علاوه، در زمینه ورزش بانوان هم از نظر ورزش قهرمانی و هم از نظر ورزش همگانی و مشارکت در برنامه­ های اوقات فراغت فعال پیشرفت­های چشمگیری حاصل شده است. این در حالی است که جامعه ایران همچنان با مشکلاتی در زمینه ­های برابری جنسیتی (علی بیگی، افشار و شاه مرادی، 1396)، مشکلات معلولان در جامعه (خبرگزاری خانه ملت، 1396)، مشکلات اساسی در امر آموزش و وضعیت نامناسب بهداشتی در مناطق روستایی و محروم (خبرگزاری مهر، 1393) و وجود تنوع قومی، مذهبی و فرهنگی دست به گریبان است (باوند و همکاران، 1381). از طرف دیگر، وجود سازمان های متعدد به عنوان متولی ورزش کشور و موازی کاری و پراکندگی منابع موجب شده تا در همگانی کردن ورزش- به این معنا که همه­ افراد جامعه به فضا و امکانات ورزشی دسترسی داشته و زمینه لازم برای مشارکت آن‌ها در برنامه­های ورزشی فراهم باشد- تا حدود زیادی ناموفق عمل شود و برنامه­های ورزش برای توسعه و صلح در راستای تحقق ورزش برای همه، توانمندی افراد جامعه و دستیابی به توسعه پایدار جامعه آن‌گونه که باید اجرا نمی­شوند. علیرغم وجود دفتری به نام «توسعه پایدار» در وزارت ورزش و جوانان- براساس تعاریف و بخش­های مختلف برنامه­های ورزش برای توسعه و صلح در سطح جهان- فعالیت درخور توجهی در مورد برنامه­های توسعه و صلح در این دفتر صورت نمی­گیرد. همچنین با وجود مزایای بسیار در همکاری و مشارکت­های بین­ سازمانی، سازمان­های ورزشی متعدد در کشور برای شکل­ گیری و پایداری این مشارکت­ها در جهت اجرای برنامه­ های ورزش برای توسعه و صلح با چالش­های بسیاری روبه­ رو هستند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.