این پرسشنامه استاندارد از نوع فایل ورد و به همراه تمامی اطلاعات مربوط به نمره گذاری، تفسیر، روایی و پایایی و … در قالب جداول زیبا و آماده تکثیر ارائه گردیده است. پس از پرداخت موفق می توانید به صورت آنلاین اقدام به دانلود فایل مربوطه بپردازید.
هدف: شناسایی راهکارهای تسهیل ورود زنان به استادیوم های فوتبال (راهکارهای سیاسی، راهکارهای امنیتی، راهکارهای فرهنگی – اجتماعی، راهکارهای زیرساختی، راهکارهای مدیریتی، راهکارهای اقتصادی)
تعداد سوال: 31
تعداد بعد: 6
شیوه نمره گذاری: دارد
تفسیر نتایج: دارد
روایی و پایایی: دارد
منبع: دارد
نوع فایل: Word 2007
همین الان دانلود کنید
قیمت: فقط 6500 تومان

نگاهی به تاریخ حضور زنان در مجموعههای ورزشی از زمان یونان باستان نشان از نوعی محدودیت برای حضور و حتی مشارکت آنان در ورزش بوده است. امروزه نیز در قرن بیست و یکم، 90 درصد اخبار، روزنامهها و نیز گفتگوها پیرامون مردان ورزشکار است تا زنان. علیرغم این واقعیت که زنان بیشتری نسبت به هر زمان دیگری، بهعنوان مشارکتکننده در مجموعههای ورزشی حضور دارند، اما مقالات زیادی به نقش ورزش در زندگی مردان پرداختهشده بهجای اینکه بهگونهای برابر و حتی بیشتر به نقش و اهمیت ورزش برای زنان بپردازد (هارگروس[4]، 1994و پوپ[5]، 2013). در واقع، اهمیت ورزش برای زنان در تمامی ابعاد چه به عنوان طرفدار ورزشی و چه به عنوان ورزشکار، در راستای توانمندسازی به عنوان رویکردی برای تغییر مثبت اجتماعی دنبال میشود. علاوه بر این، مفهوم توانمندسازی زنان و عدالت جنسیتی به عنوان پیش برنده و ارتقادهنده کیفیت زندگی زنان در نظر گرفته شده است که در این زمینه نقش ورزش بسیار پررنگ و حائز اهمیت است. نمونهای از این توجه و اهمیت را در اسناد و سیاستهای سازمان ملل متحد میتوان مشاهده کرد. این اسناد بر افزایش توجه جهانی به حقوق زنان و تسهیل مشارکت آنان در ورزش تأکید داشته است (بن و همکاران[6]، 2011 و بوتلر[7]، 2008). در این زمینه سیاستمداران در انگلستان برای تدوین فرهنگ ورزشی در سال 1994 برنامهای را تدوین کردند که هدف آن ایجاد ارزش و دستاوردهایی برای زنان در تمام زمینههای ورزشی بود که موضوعات محوری آن شامل برابری و عدالت در جامعه، توسعه مشارکت، عملکردهای بالای ورزشی، رهبری در ورزش، آموزش، تمرین و توسعه بود (هیلتون[8]، 2001).
در واقع، حضور زنان به عنوان تماشاگر با در نظر گرفتن اهمیت و خلأ در ایران، در راستای پر کردن اوقات فراغت، تشویق و ایجاد انگیزه نسبت به مشارکت در ورزش، کاهش شکاف جنسیتی، از بین بردن غرضهای سیاسی و ارتقای کیفیت زندگی معرفی شده است. بهطورکلی، ورزش بهعنوان استراتژی سیاسی- اجتماعی مطرح شده است که میتواند جهت مشارکت بهمنظور کاهش بیعدالتی و افزایش انسجام اجتماعی در نظر گرفته شود (بایلی و همکاران[9]، 2004). آنچه در جامعه ایران مشهود است، عدم حضور زنان در استادیومهای فوتبال است که در آن مردان به عنوان بازیکن هستند و یا اینکه حضور زنان در این نوع مجموعههای ورزشی با محدودیت مواجه است. دیدگاههای مثبت و منفی زیادی در مورد حضور زنان در ورزشگاهها وجود دارد. به نظر برخی از محققان، در هر مکانی که زنان بهعنوان تماشاچی حضورداشتهاند، نزاکت و انضباط بیشتری در میان ورزشکاران و هواداران حاکم بوده است (ابراهیمی و همکاران، 1389)، درحالیکه برخی از نخبگان و روحانیان به دلیل نگرانی از عدم رعایت اصول اخلاقی و رفتاری از سوی مردان، زمان حاضر را برای حضور زنان تماشاچی مناسب نمیدانند و معتقدند تا هنگامیکه این فرهنگ در افراد و در ورزشگاهها ایجاد نشود، حضور تماشاچیان زن، خود سبب بروز مشکلات بیشتری خواهد شد (قراخانلو و همکاران، 1386). فخارطوسی (1397) حضور بانوان در ورزشگاهها را بهعنوان پژوهشی فقهی مورد بررسی قرار داد. وی دو دلیل را از جانب مخالفان حضور زنان در در اماکن ورزشی، معرفی کرده است؛ یکی آیات و روایات و دیگری ممنوعیت اختلاط زنان و مردان. بر اساس پژوهش فخار طوسی، متن این آیات را نمیتوان شامل همه زنان دانست و این روایات متضمن حکم کلی نیست و از طرف دیگر بر اساس تحلیل وی، ممنوعیت اختلاط، فاقد مستند قرآنی است. همچنین، فخار طوسی، به چهار رویکرد مثبت برای حضور زنان استناد کرده است. نخستین دلیل، قاعده اباحه است که مفاد این اصل- که موردپذیرش اکثریت علمای شیعه است- مجاز بودن ارتکاب اعمالی است که دلیلی برای ممنوعیت آن وجود ندارد؛ دلیل دوم استناد به حقوق طبیعی است؛ سومین دلیل گزارشهای فراوانی است که مناسبات آزادانه زنان و مردان را در زمان پیامبر اکرم (ص) و نیز امامان معصوم (ع) نشان میدهد؛ چهارمین و آخرین دلیل، سیره متشرعه است که برداشت اولیه و سطحی از این سیره، تجلی ممنوعیت و محدودیت است -در حالی که چنین برداشتی درست نیست. بر اساس دلایل یاد شده، این محقق نتیجه میگیرد که بانوان میتوانند در ورزشگاهها به عنوان تماشاگر در کنار مردان حاضر باشند.
تحقیقات اندکی در مورد حضور زنان بهعنوان تماشاگر در ورزشگاه ها انجامشده و در خارج از کشور چندان به آن پرداخته نشده است، زیرا زنان در خارج از کشور در حین مسابقات در ورزشگاه بهعنوان تماشاگر حضور دارند؛ اما تحقیقات خارجی در مورد شکاف جنسیتی حتی در قرن بیست و یکم نیز انجامشده از جمله تحقیق ویکر و همکاران[10] (2019) که تغییرات سرمربیان کالج فوتبال زنان در آمریکا را مورد بررسی قرار داده است. نتایج پژوهش آنان نشان داد که تغییر معناداری بین انتخاب سرمربی زن و مرد وجود ندارد و ازاینرو، مفروضات کلیشه جنسیتی در مورد این تحقیق صدق نمیکرد. در مطالعهای دیگر لیچفیلد و همکاران[11] (2018)، نقش رسانههای اجتماعی در سیاستهای جنسیتی و نژادپرستی در مورد یک تنیسور زن آفریقایی- آمریکایی را مورد تحلیل قرار دادند که نتایج حاکی از تبعیضهای جنسیتی و نژادی بهویژه در فضای مجازی علیه این ورزشکار زن بود. تحقیقات دیگری نیز از جمله مطالعه استروناچ و همکاران[12] (2018)، دیکسون[13] (2018) و ریچاردز[14](2018) تبعیض در محیطهای ورزشی در حیطههای مشارکت در ورزش و یا رهبری و مدیریت زنان در ورزش را مورد مطالعه قرار دادهاند. بیشتر تحقیقات داخلی انجامشده نیز بر روی مسائلی همچون: بررسی نگرش اقشار مختلف جامعه درباره حضور تماشاچیان زن در میدانها و رقابتهای ورزشی مردان (قراخانلو وهمکاران، 1386)، تأثیر حضور تماشاگران مرد و زن بر میزان بروز رفتار پرخاشگرانه ورزشکاران (رحمانی نیا و همکاران، 1382)، عوامل مؤثر بر حضور تماشاگران فوتبال در ورزشگاهها (المیری و همکاران، 1388)، تأثیر دوستان، موقعیت اجتماعی و خانواده بر انگیزش جذب تماشاگران به مسابقات لیگ برتر فوتبال ایران (تجاری و ترک فر، 1391) و بررسی عوامل مؤثر بر حضور تماشاگران زن در استادیومهای ورزشی ایران (احمدی و همکاران، 1395) تمرکز کردهاند. بررسی تحقیقات انجام شده حاکی از آن است که تاکنون تحقیقی به بررسی راهکارها و پیامدهای حضور زنان در ورزشگاهها نپرداخته است. مشکلی که وجود دارد این است که زنان به عنوان نیمی از افراد جامعه حق دارند که از تمام ابعاد و ظرفیت های ورزش در جهت کسب سلامت جسم و روح استفاده نمایند، اما شواهد حاکی از آن است که تاکنون زنان ایران نتوانسته اند از این شرایط استفاده نمایند.