پرسشنامه تاثیر ورزش بر ملیت و ناسیونالیسم

این پرسشنامه استاندارد از نوع فایل ورد و به همراه تمامی اطلاعات مربوط به نمره گذاری، تفسیر، روایی و پایایی و … در قالب جداول زیبا و آماده تکثیر ارائه گردیده است. پس از پرداخت موفق می توانید به صورت آنلاین اقدام به دانلود فایل مربوطه بپردازید.

هدف: ارزیابی میزان تاثیر ورزش بر ملیت و ناسیونالیسم

تعداد سوال: 12

تعداد بعد: 1

شیوه نمره گذاری: دارد

تفسیر نتایج: دارد

روایی و پایایی: دارد

منبع: دارد

نوع فایل: Word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 3500 تومان

خرید فایل

پرسشنامه تاثیر ورزش بر ملیت و ناسیونالیسم

 استدلال شده است که مجموعه این رخدادهای ورزشی به‌عنوان تعامل و همکاری درونی تعدادی از فرآیند­های پیچیده سیاسی دولت­ها در مقیاس بین­المللی حاصل شده است (کوپر، 2014: 60). بنابراین ورزش از سویی به جهانی‌شدن صلح و از سوی دیگر، به محلی شدن رقابت­ها کمک می‌کند (مالمیر، 1395: 30). ضرورت همگرایی، مشارکت و ترویج همزیستی با رویدادهای جهانی مانند ورزش از اواخر دهه پنجاه و اوایل دهه شصت میلادی به دلیل شرایط ویژه جهانی و رشد تدریجی ارتباطات بیشتر نمود پیدا کرده است. فدراسیون‌های بین‌المللی و انجمن‌های بین‌المللی جام جهانی (غفوری و هنرور، ۱۳9۶: 105)، بازی‌های کشور­های مشترک‌المنافع، حضور قهرمانان ورزشی بین‌المللی، تجارت جهانی پوشاک ورزشی، افزایش قدرت سازمان‌های ورزشی بین‌المللی، رویداد­های بزرگ ورزشی، جهانی‌شدن رسانه‌ها، مهاجرت بازیکنان و مربیان، تیم‌های فراملی و توسعه ورزش و توریسم ورزشی از مصداق‌های ورزش به ­شمار می‌روند (لوپز و ابراین[9]، ۲۰19: 87). همچنین، ورزش می­تواند در ترکیب یا تجزیه ساخت و بافت قومی کشورها نیز موثر باشد. بـه عنـوان مثـال، عملکـرد بازیکنان لهستانی­تبار و ترک­تبار تیم ملی فوتبال آلمان در موفقیت­های این تیم تأثیرگذار بوده اسـت و به همین دلیل، نگاه های نژادپرستانه سابق به مهاجران در آلمان تا حد زیادی تعـدیل شـده اسـت (خبیری و فتاحی زاده، 1398: 15). با توجه به اهمیت ژئوپولیتیکی ورزش، پژوهش حاضر به بررسی مصادیق هویت ­خواهانه در ورزش پرداخته است تا مشخص شود که چگونه ورزش می­تواند به عنوان عامل و نیرویی در جنبش­های هویت ­خواهانه و ملت- قومیت­ محورانه باشد.

استفاده از ورزش به‌عنوان یک استراتژی برای ارتقای اخلاق و رفتار اخلاقی در ورزش و حفاظت از حقوق بشر باید به‌عنوان یک سلاح بسیار قدرتمند باشد. ورزش و رویدادهای ورزشی توسط انقلابیون و اصلاح‌طلبان برای جنگ در مقابل نژادپرستی به­کار گرفته‌شده است (Radchenko, 2018: 132). کمیته المپیک در مورد حقوق بشر (OCHR[10]) در بازی‌های المپیک 1968 مکزیک نقش فعالی بازی کرد. در این بازی‌ها ورزشکاران نامی سیاه پوست اقدام به اعتراض و تحریم بازی‌ها نمودند. آنها بازوهای خود را با باندهای سیاه پوشانده، دستکش‌های سیاه و جوراب‌های سیاه پوشیده بودند و یک شال (دستمال) سیاه به گردن خود آویخته بودند تا به بی‌عدالتی در مورد سیاه‌پوستان در آمریکا اعتراض کنند (Guoqi, 2019: 18). به‌این‌ترتیب که اسمیت و کارلوس، قهرمانان سیاه‌پوست آمریکایی در رشته دوومیدانی به هنگام دریافت مدال طلا و برنز خود، با سرهایی به زیر افکنده درحالی‌که دستکش‌های سیاهی به دست داشتند، دست‌ها را به‌سوی آسمان بلند کردند و به‌این‌ترتیب، اعتراض خود را نسبت به رفتار دولت آمریکا در برخورد با سیاهان نشان دادند و افکار عمومی جهان را متوجه وضعیت نامطلوب سیاهان در آمریکا کردند (Alegi, 2018: 20).

ورزش و ضد استعمارگرایی[11]

ورزش به دلیل داشتن ظرفیت و پتانسیل سیاسی و ارزش‌های بی‌آلایش توانسته است به‌وسیله دولت‌های ضد استعماری یا ورزشکاران ملل جهان سوم و استعمارزده در معرفی استعمار و عاملان آن ایفای نقش کند (Bloyce and Smith, 2019: 11). مثال‌های آن بسیار است که ازجمله می‌توان به اقدام سمبلیک مارادونا علیه اشغال جزایر مالویناس توسط انگلیس (Houlihan and Zheng, 2013: 24)، حرکت نمایشی ورزشکاران سیاه‌پوست آمریکا در سال 1968 در زمان قرار گرفتن بر سکوی قهرمانی در مخالفت با نژادپرستی دولت این کشور علیه سیاه‌پوستان (Houlihan and White, 2012: 40)، نبرد چریک‌های فلسطینی با مأموران امنیتی اسرائیل دربازی‌های سال 1972 مونیخ، تحریم بازی‌های المپیک مسکو و لس‌آنجلس از سوی جمهوری اسلامی ایران به ترتیب به دلیل اشغال افغانستان توسط روس‌ها و زورگویی‌های آمریکا به کشورمان و عدم مسابقه ورزشکاران ایرانی با ورزشکاران اسرائیل به دلیل نامشروع بودن موجودیت آن اشاره کرد (Cho, 2018: 46). در مورد اخیر حتی احتمال حذف ایران از بازی‌های المپیک 2004 وجود داشت، اما ورزشکاران ایران با این اقدام این پیام را به جهانیان دادند که ارزش‌های سیاسی این کشور با سیستم متعارف ورزشی لزوماً مطابق نیست (Dowse, 2017: 16).

ورزش و محیط‌زیست

در بازی‌های جهانی و المپیک‌های اخیر شعارها و فعالیت‌های امیدبخشی در مورد محیط‌زیست و حفاظت از آن بیان‌ شده است و سازمان‌های ورزشی فعالیت‌های مربوط به خود را در التزام به حفظ و نگهداری از محیط‌زیست می‌دانند (Green and Houlihan, 2015: 72)- برعکس بسیاری صنایع دیگر که مخرب محیط‌زیست هستند. در سال ۱۹۹۴ پس از پایان بازی‌های زمستانی لیلی‌هامر نروژ که طی آن توجه خاصی به حفاظت از محیط‌زیست گردید، رئیس کمیته بین‌المللی المپیک موافقت‌نامه همکاری با برنامه محیط‌زیست سازمان بین‌الملل را به امضا رساند (Grix, 2019: 23). بر این اساس، در سال ۱۹۹۵ کمیسیون ورزش و محیط‌زیست در کمیته بین‌المللی المپیک تشکیل گردید و اولین کنفرانس جهانی در همین سال در شهر لوزان سوئیس برگزار شد (Houlihan, 2017: 36). هدف از تشکیل این کمیسیون، اجرای اقداماتی در جهت افزایش آگاهی زیست‌محیطی در مجامع ورزشی و تلاش به‌منظور کاهش اثرات مخرب فعالیت‌های ورزشی در عرصه‌ محیط‌های طبیعی می‌باشد. در حال حاضر محیط‌زیست به‌عنوان سومین رکن المپیزم بعد از ورزش و فرهنگ مطرح می‌باشد (Kahtani, et al, 2013: 66).

ژئوپولیتیک ورزش

ژئوپولیتیک را می­توان به عنوان علم بررسی رقابت و یا تعامل در نظام جهانی در نظر گرفت؛ رقابت و تعاملی که بر شناخت ویژگی­ها و واقعیت­های سرزمینی متکی است (مجتهد زاده،1391 : 118). از سوی دیگر، ورزش و مسابقات ورزشی به طور گسترده‌ای وارد زندگی خصوصی، عمومی مردم جهان شده و در رفتار افراد، جوامع، دولت‌ها و رسانه‌ها تاثیر می‌گذارد. صرف نظر از ابعاد زیستی– بهداشتی، اقتصادی و اجتماعی، سرگرمی و تفریحی ورزشی و مسابقات ورزشی این پدیده دارای نتایج سیاسی است که روابط دولت‌ها و گروه های اجتماعی را تحت شعاع قرار می‌دهد و با مفاهیمی چون: قدرت ملی، رقابت همگرایی، واگرایی، ستیز و منازعه ناسیونالیسم و ملی گرایی، ایجاد وحدت ملی و نظایر آن پیوند می‌خورد و بر نگرش و رفتار دولت‌ها و ملت‌ها نسبت به هم دیگر تاثیر می‌گذارد. ژئوپولیتیک ورزشی که به مطالعه موارد مزبور می‌پردازد، یکی از بسترهای  مناسب برای تولید و گسترش گزاره­های علمی و کاربردی در قلمرو ژئوپولیتیک است (حافظ نیا، 1390 : 108). مفاهیم اساسی در ژئوپولیتیک با ورزش ارتباط نزدیکی دارد. به عنوان مثال، برای بحران ژئوپولیتیکی می‌توان جریان کشمکش مرزی هندوراس و السالوادور را نام برد که بعد از یک مسابقه فوتبال این بحران رو به وخامت گذاشت و به جنگ بین دو کشور انجامید (Swart, et al, 2017: 71) یا در بحث انزوای ژئوپولیتیکی می‌توان به تحریم کشور اسرائیل توسط اعراب در دهه 70 میلادی اشاره کرد که در نهایت فدراسیون‌های ورزش این کشور جزو اروپا محسوب شدند (Merkel, 2015: 381). در بحث­های هویت ملی می‌توان خوشحالی مردم ولز از صعود کشورشان به بخش نیمه نهایی مسابقات یورو 2015 و عدم صعود انگلستان همزمان با جریان خروج انگلستان از اتحادیه اروپا اشاره کرد. همچنین خوشحالی مردم کاتالونیا از پیروزی تیم بارسلونا برابر رئال مادرید، یکی دیگر از این موارد است (Walters, 2018: 30).  در بحث وابستگی ژئوپولیتیک و تاثیر آن بر ورزش، باید به کشورهای بلوک شده از تحریم المپیک 1984 توسط شوروی اشاره کرد. بیشتر کشورهای تابع جریان کمونیستی این مسابقات را تحریم کردند و یا برعکس کشورهای حاوی جریان غرب به رهبری آمریکا نیز مسابقات المپیک 1980 مسکو را تحریم کردند (Swart, et al, 2017: 25). در واقع، ژئوپلتیک ورزش مانند سایر گرایش­های ژئوپولیتیکی و اساساً مانند سایر علوم به مثابه تیغ دو دم عمل می‌کند. کارکرد مثبت آن از طریق ایفای نقش به عنوان عاملی اجتماعی کننده و وحدت بخش در شکل دادن و دائمی ساختن بسیاری از ارزش­های اجتماعی مانند سخت کوشی، از خود گذشتگی، بازی منصفانه، وفاداری، تعهد، قابلیت، اعتماد و نظم شخصی ظاهر می‌شود. بعد منفی رویدادهای ورزشی نیز از رهگذر بازتاب پاره‌ای از خشونت­ها که به شکل برجسته‌ای در جامعه وجود دارد از قبیل نژادپرستی بروز می‌کند (احمدی­پور، 1390: 42).

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.