پرسشنامه مولفه‌های بروز ناهنجاری در ورزشگاه های ایران (شریعتی ، 1399)

این پرسشنامه استاندارد از نوع فایل ورد و به همراه تمامی اطلاعات مربوط به نمره گذاری، تفسیر، روایی و پایایی و … در قالب جداول زیبا و آماده تکثیر ارائه گردیده است. پس از پرداخت موفق می توانید به صورت آنلاین اقدام به دانلود فایل مربوطه بپردازید.

هدف: شناسایی مولفه‌های بروز ناهنجاری در ورزشگاه های ایران (ورزشگاه، فرهنگی،امنیتی، مدیریتی، کانون هواداران)

تعداد سوال: 45

تعداد بعد: 5

شیوه نمره گذاری: دارد

تفسیر نتایج: دارد

روایی و پایایی: دارد

منبع: دارد

نوع فایل: Word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 6500 تومان

خرید فایل

پرسشنامه مولفه‌های بروز ناهنجاری در ورزشگاه های ایران (شریعتی ، 1399)

در بین رشته­ های ورزشی که در سراسر دنیا دارای مسابقات منظم است، بی ­تردید فوتبال پرطرفدارترین و پر مشارکت ­ترین فعالیت و رشته ورزشی به شمار می­آید تا آنجا که بسیاری از کشورهای پنج قاره جهان آن را در ردیف ورزش ملی خود محسوب کرده­ اند (مصباحی پور، 1381). به­ عبارت دیگر، فوتبال پربیننده­ترین فعالیت ورزشی است و گسترش روزافزون آن سبب ­شده مرزهای جغرافیایی، نژادی، قومی، سیاسی و عقیدتی را در­نوردد. لبریز بودن ورزشگاه ­ها از تماشاچیان در دیدارهای داخلی، ملی، قاره ­ای و جهانی و برخورداری رقابت­ها از بینندگان چند صد میلیونی پخش تلویزیونی، فوتبال را به مردمی­ترین ورزش جهان تبدیل کرده­ است (گاشوان[2]، 2007). فوتبال یکی و البته نه­ تنها و نه لزوما بهترین صورت ممکن از صور مختلف بازی با توپ و بدون تردید مهمترین آن در عصر ماست؛ گویی سرنوشت تاریخ فرهنگ بشر چنین بوده است که توپ نقش مهمی در سراسر آن ایفا کند (هاشمی و جوادی، 1386).

در حال حاضر تماشای یک بازی فوتبال، یکی از اشکال عمده گذران اوقات فراغت در جامعه محسوب می­شود. در کنار این موضوع، امروزه فوتبال مهمترین صنعت ورزش هزاره سوم به ­حساب می­آید تا جایی که بسیاری از باشگاه ­های جهان به دنبال کسب درآمد از این بازار پرسود هستند (رجب زاده و همکاران، 1397). افراد زیادی با حضور در رقابت­ها و رویدادهای ورزشی خود را هوادار رشته ­های ورزشی می­دانند. آمار این جمعیت­ها را نمی توان به درستی تعیین کرد، اما در مورد برخی از رقابت­ها مانند جام جهانی فوتبال شمارشان بالغ بر میلیون ها نفر تخمین زده می­شود. شاید هیچ رویدادی به اندازه جام جهانی فوتبال نتواند تا این حد توجه مردم کره زمین را به خود جلب کند (غلامی و حیدری نژاد، 1394). ریچاردز[3] در کتاب خود در فصلی با عنوان «شکوه این بازی»[4]  به تحلیل نشانه­ شناختی تاریخ فوتبال می­پردازد و به کارکردهای جامعه ­پذیری و تربیتی این بازی اشاره می­کند: «فوتبال در دبیرستان­های خصوصی انگلستان جایگزین بازی های بی حساب و کتاب، پرخشونت و نامنظم ­تر شده بود تا اولا، رشد ذهنی و جسمانی اعضای آینده طبقه حاکم در بریتانیا تقویت گردد و ثانیا، دانش آموزان با تن ­دادن به نظم بازی، بتوانند با رضایت و رغبت بیشتری به اقتدار معلمان تن­دهند (خاقانی و شانواز، 1395). جک اشتاین[5] معتقد است: «”فوتبال بدون هوادارانش هیچ است »؛ یعنی جذابیت­ها و جایگاه این بازی را نه بازیکنان، بلکه هوادارانش می­سازند. بیشتر مخاطبان رسانه ­ای این رشته زنان، کودکان، نوجوانان، گروه ­های سنی کهنسالان و بسیاری از میانسالان متعلق به گروه­های اجتماعی خاص هستند (مصباحی پور، 1381). علاقه­ مندی به پیگیری و تماشای مسابقه­ های فوتبال به اندازه­ای است که گمان نمی­رود هیچ واقعه علمی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی باشد که جامعه ­ای با این وسعت بخواهد با این شتاب، جریان وقوع آن را دنبال کند. شادی کردن، متاثر بودن و به اصطلاح «ابراز احساسات» کردن هنگام بازی و برد و باخت در فوتبال منحصر به تماشاگران حاضر در میدان نیست. تماشاگران تلویزیونی، شنوندگان رادیویی، خوانندگان روزنامه ها و مجلات نیز آرام نمی­نشینند و خواه­ناخواه با انگیزه­های متفاوت، احساسات خود را نسبت یکی از تیم­ها بروز می­دهند. امروزه اگر بخواهیم افرادی را که برای دیدن مسابقات فوتبال به ورزشگاه می­روند را مورد شناسایی قرار دهیم می­توانیم به تقسیم بندی زیر برسیم (پارسامهر و ترکان، 1388):

  • کارشناسان ورزشی (برای تحلیل مسابقات)؛
  • خبرنگاران ورزشی (برای تهیه خبر)؛
  • افراد عادی (برای گذران اوقات فراغت)؛
  • هواداران تیم­های ورزشی (برای گذران اوقات فراغت و حمایت از تیم محبوبشان).

حضور سه گروه اول به موارد زیادی از جمله سطح مسابقه، زمان برگزاری، فاصله محل زندگی تا ورزشگاه و … بستگی دارد. تعداد شرکت کنندگان در سه گروه فوق در بسیاری از مسابقات شاید به هزار نفر نیز نرسد، اما مهمترین گروه، گروه چهارم هستند؛ کسانی که با حضورشان در ورزشگاه­ها موجب شور و نشاط، بالا رفتن انگیزه ورزشکاران، حضور اسپانسرها، تبلیغات و … می­شوند (پارسامهر و ترکان، 1388).

اصطلاح هواداری از ورزش به تماشاگران تشویق کننده­ای اشاره دارد که نسبت به یک تیم یا باشگاه تعصب می­ورزند. واقعیت این­ است که گروه­های متفاوتی از جامعه در سنین مختلف با جنسیت­های متفاوت و از طبقات اجتماعی، نژادی، قومی و فرهنگی مختلف از خدمات، محصولات و برنامه­های ورزشی و به نوعی در زندگی اجتماعی و حرفه­ای خویش استفاده می­کنند (اندام و سلیمی، 1396). این هواداران به تماشای مستقیم فعالیت­های ورزشی در ورزشگاه­ها می پردازند و یا از طریق رسانه­ها پیگیر رویدادهای ورزشی فوتبال هستند (شوماخر و همکاران[6]، 2016). از دید رجب زاده و همکاران (1397)، هواداران متعهد به یک باشگاه یا تیم، منبع درآمد و ابزار مناسبی برای تبلیغات آن باشگاه به حساب می­آیند. تماشاگری به عنوان یک بخش مهم از پدیده فوتبال در جامعه امروزی و نیز به عنوان سکه ای دورویه با واقعیتی زشت و زیبا تعبیر می­شود و جنبه­های مثبت آن با کارکردهای فوق­العاده ارزشمند در کنار رویکرد منفی و عوارض زیانبار آن آمیخته است و طبیعی است که یکی از عوارض منفی، پدیده اوباشگری و بروز رفتارهای نابهنجار در میان آنهاست (رحمتی، 1386).

گاهی اوقات فوتبال به عنوان جریان سالم تفریحی و سازنده که بسان عامل پنهان در امر کنترل اجتماعی و بهسازی فردی عمل می کند، خود در مسیر انحرافی قرار می­گیرد و به عامل تخریب وحدت و وفاق تبدیل می­گردد (حسین پور و همکاران، 1393). بررسی و تبیین رویدادها و حوادث خشونت­بار مربوط به فوتبال را هر از گاهی می­توان در هنگام برگزاری مسابقه­های فوتبال در عرصه­های ملی و بین­المللی مشاهده کرد (عبداللهیان، 1381). خشونت و پرخاشگری، پدیده­هایی روانی اجتماعی هستند که در محیط­های جمعی هیجان­آور امکان تجلی پیدا می­کنند (اندام و سلیمی، 1396) و بین فعالیت­های ورزشی گوناگون، فوتبال بیش از سایر رشته­های ورزشی زمینه­ساز چنین محیط پرتلاطمی است. بررسی زمینه­های مساعد اجتماعی موجود در ورزش فوتبال را می­توان بررسی جامعه شناسانه­ای دانست که امکان شناخت عامل­های اجتماعی موثر را در ورزش و خشونت فراهم می­سازد (فاضلی، 1386). خاقانی­آوار و شانواز (1395) در مقاله ای به بررسی خشونت کلامی (شعارهای تحقیرکننده علیه بازیکنان، مربیان، داوران و مدیران) و مجازی تماشاگران فوتبال در ایران پرداختند. این پژوهشگران به دنبال پاسخ به چرایی شیوع وندالیسم در ورزشگاه­های فوتبال بودند. آنها علل روانی، اجتماعی و فرهنگی را مهمترین دلایل وندالیسم[7] فوتبالی گزارش کردند. از دید این پژوهشگران، آموزش لیدرها به عنوان پل ارتباطی هواداران و باشگاه نقش اساسی در پیشگیری از خشونت ورزشگاه­ها دارد. آنها معتقدند در حالی که در ایران بسیاری از لیدرهای هواداران را افرادی بی­سواد و دارای سوءسابقه تشکیل می­دهند، در کشورهای پیشرفته لیدرهای هوادارای دارای تخصص­هایی حتی در زمینه­های روان­کاوی و روانپزشکی هستند که به مدیریت هرچه بهتر سکوها کمک می­نمایند. غلامی­ترکسلویه و حیدری­نژاد (1394) چهار عامل وضعیت ایمنی و بهداشتی ورزشگاه، داوری، پوشش رسانه­ای و مدیریت برگزاری مسابقات را به ترتیب مهمترین عوامل موثر در بروز پرخاشگری هواداران تیم­های فوتبال اهواز گزارش کردند. اندام و سلیمی (1396) در مقاله خود به بررسی عوامل موثر در ایجاد ناهنجاری در رفتار هوادران لیگ برتر هندبال پرداختند و پنج عامل محیطی، روانی، امنیتی، حمایتی و مدیریتی را در بروز این ناهنجاری­ها موثر دانستند. کارگر و همکاران (1396) در مقاله ای با ارائه الگوی عوامل تاثیرگذار بر امنیت رویدادهای ورزشی ایران، حضور متعدد رویدادهای رسانه­ای در حوزه ورزش و تامین امنیت این مسابقات را در تقویت اعتماد عمومی مردم موثر گزارش کردند. این پژوهشگران،  پنج حوزه زیرساخت، فناوری، رسانه­ها و تبلیغات، منابع انسانی و اقدامات فرهنگی را از جمله عوامل موثر بر امنیت رویدادهای ورزشی تقسیم بندی کردند. فرایند مدیریت امنیت انتظامی رویدادهای ورزشی شامل گام­های مدیریت و برنامه­ریزی مسابقات، سیاست­ها و تدابیر انتظامی، سامانه مدیریت ورزشگاه، برآوردها، کنترل ترافیک، تعاملات و مشارکت بین­سازمانی است. رمضانی­نژاد و همکاران (1391) نیز در مقاله ای به بررسی عوامل بروز پرخاشگری تماشاگران از دید داوران پرداختند که مدیریت امکانات و خدمات، هیجان رسانه­ای، نتیجه گرایی، مدیریت زمانی و مکانی، رفتار اعضای تیم، نوع داوری، رفتار مربی و داور، حساسیت اجتماعی و سابقه رقابت را به ترتیب مهمترین عوامل گزارش کردند. از دید فاضلی (1386) نزاع بین هواداران پرسپولیس و استقلال یکی از مسائل سال­های اخیر فوتبال ایران بوده است. تنها یک بعد مسئله، اوباشگری و تخریب­ها و زد­وخوردهای کلامی و فیزیکی هواداران است؛ بعد مهمتر گسترش­یافتن این امور به اعتراضات اجتماعی و شورش­های سیاسی است. جشن­های خیابانی که به­دنبال پیروزی تیم ملی در مسابقات بزرگ انجام می­گیرد، اغلب به صورت کارناوال­های سیاسی و فرهنگی مطرح می­گردند که مجموعه­ای از نمادها و نشانه­های ایدئولوژیک مغایر با ایدئولوژی رسمی حکومت مانند رقص، موسیقی، شعارهای سیاسی، اختلاط دختر و پسر و برهم زدن نظم و امنیت شهر را با خود دارند. از دید فاضلی (1386) عامل اصلی این معضلات، رسانه­ها هستند. وی معتقد است دو رویکرد کلی درونی یا «رهیافت ورزشی» و بیرونی یا «رهیافت اجتماعی» را می­توان برای شناخت و تحلیل فوتبال به کار برد. رهیافت ورزشی به بحث فنی فوتبال مانند مربیگری، بدنسازی و … باز می­گردد، حال آنکه رهیافت اجتماعی در واقع به مصرف رسانه­ای فوتبال یا آثار فوتبال بر جوامع و افراد می پردازد که بیشتر پژوهش­های جامعه شناسی در این حوزه است. رویکرد اجتماعی فوتبال را نه صرفا نوعی ورزش، بلکه نوعی «کنش جمعی» و «نهاد اجتماعی» در نظر می­گیرد (فاضلی، 1386). حسین پور و همکاران (1393) با بررسی نقش رسانه های اجتماعی بر بروز رفتارهای اوباشگرانه تماشاگران فوتبال، ارتباط موثری بین تحریک رسانه­های جمعی با رفتارهای نابهنجار تماشاگران گزارش کردند. از دید این پژوهشگران، تجدید نظر در محتوای برنامه های ورزشی رسانه، یکی از مهمترین راهکارهای کاهش رفتارهای نابهنجار در ورزشگاه­ها گزارش شده است. دادگران (1387) در مقاله ای تحلیلی به بررسی پیچیدگی­های روانی اجتماعی فوتبال رسانه­ای پرداخت و پرخاشگری را پیامد ناکامی افراد در ارضای خواسته خود گزارش و از فوتبال به عنوان ابزاری برای تسویه حساب شخصی افراد یاد می­نماید. وی در نهایت فوتبال را پدیده­ای می داند تا عامه مردم «واقعیت موجود» را «حقیقت مطلوب» فرض نمایند. از نظر دادگران (1387) مهمترین کارکرد فوتبال لیگ برتر، بعد اجتماعی و فرهنگی آن است.؛ از دید وی، فوتبال به مردمان می­آموزد چگونه در جامعه مبارزه نمایند و چگونه با دیگران مشارکت نمایند؟ فاضلی (1386) نیز معتقد است: «ورزش رسانه ای» موجبات شکل گیری مفهوم «بازنمای فوتبال» به جای «واقعیت فوتبال» می­شود که خود این موضوع بسترساز بروز خشونت است. در واقع، هر جامعه­ای فوتبال را به تناسب شرایط تاریخی و اجتماعی خاص خود در رسانه هایش بازنمایی می­نماید.

در پژوهش های خارج از ایران نیز تاکنون پژوهشگران مختلفی به بررسی بروز خشونت در ورزشگاه­ها پرداخته­اند و بیشتر آنها حضور اولتراها را مهمترین عامل در بروز رفتارهای نابهنجار هواداران گزارش کرده­اند. الزتما[8](2012) در مقاله­ای به بررسی «اولتراها و ترسوها»[9] در فوتبال پرداخته است. وی نقش اولتراهای فوتبالی را در انقلاب 2011 مصر موثر می­داند. از دید وی، اولتراها بخشی بزرگ از فرهنگ فوتبال جوامع هستند و تمام تاریکی­های فوتبال در ربع قرن بیست و یکم ما­حصل حضور این افراد در استادیوم­های فوتبال است. این پژوهشگر عدم حضور زنان، خانواده و افراد مسن در ورزشگاه را موجبات نیرو گرفتن این افراد می داند و جریانات سیاسی در کشورهای مصر، مراکش، تونس و الجزایر را متاثر از فعالیت این افراد گزارش کرد. از دید الزتما (2012) اولتراها به خود اجازه می­دهند تا به بازیکنان، خواهر، مادر و همسران آنها، داوران و نیروهای امنیتی توهین و حتی آنها را با مشعل­هایی که در دست دارند (شاماریخ[10]) تهدید نمایند. دورسی[11](2012) نیز در مقاله­ای به بررسی نقش اولتراهای فوتبالی در بهار عربی پرداخته است.؛ از دید وی، فوتبال در خاورمیانه از دیرباز به عنوان فضایی برای ابراز خشونت و و ابراز واماندگی علیه قدرت بوده است. از دسامبر 2010 و همزمان با فوران شورش­های عربی، فوتبال به مثابه ابزاری غیر مذهبی و غیرحکومتی در مقابله با رژیم­های سرکوب شده استفاده می شود که به­عنوان نمونه می­توان به برکناری رییس جمهور مصر (حسنی مبارک) در سال 2011 اشاره نمود. وی در نهایت، اولتراهای فوتبالی را تصمیم گیران اصلی سیاست­های خیابانی می­داند.

اولترا در واقع گروه­های هواداری افراطی بودند که در دهه 1960 میلادی در اروپا ظهور پیدا کردند. این گروه از لایه‌های سطحی یک هوادار فراتر رفته و افراطی‌ترین طرفداران دنیای ورزش محسوب می‌شوند (برچبول و همکاران[12]، 2017). پیدایش آنها ناشی از اعتراضی بود که آنها نسبت به باشگاه‌ها داشتند.؛ در آن زمان تیم‌ها تصمیم گرفتند برای فروش بلیت، سقفی تعیین کنند. گروه‌های کم‌بضاعت و عمدتاً برخاسته از طبقه کارگر به این امر اعتراض نمودند و به سادگی تبدیل به اولین اولتراهای جهان شدند. دامنه خشونت نهفته در ذات این افراد به انگلستان نیز کشیده شد. نقش یک خشونت‌طلب برای همیشه با نام این گروه عجین شد. اولتراها برای شناسایی و تمایز با سایز هواداران هر یک نام ویژه‌ای برای خود برگزیدند. با گسترش خشونت از سوی اولتراها، مأموران امنیتی ورزشگاه‌ها نیز در این موضوع وارد شدند. آنها تصمیم گرفتند تدابیر ویژه‌ای برای کنترل این هواداران افراطی در نظر گیرند که زندان تنها راه چاره آنان بود (بهروش، 1397). امروزه بزرگترین گروه‌های اولتراها را در ایتالیا می­توان دید. در این کشور نفرت هواداران دو تیم اول شهر میلان؛ جنوا، تورین و رم از یکدیگر تا بالاترین حد ممکن است. عقاید نژادپرستانه دو طرف متخاصم همگان را به یاد مأموران اس.اس (گردان حفاظتی حزب نازی) زمان هیتلر و فاشیست موسولینی می‌اندازد. در واقع اولترا، پیوند دهنده فوتبال با آرمان‌های نازی است (دورسی[13]، 2012).  سین کاکس[14]هوادار 53 ساله ایرلندی یکی از آخرین قربانی های اولتراهای ایتالیایی بود که در مرحله نیمه نهایی جام باشگاه های اروپا و پیش از دیدار دو تیم لیورپول و رم توسط دو جوان کشته شد. «گنارو توماسو»[15] لیدر باشگاه ناپولی نیز در دسته این اولتراها قرار می­گیرد که در سال 2014 و پیش از دیدار ناپولی با فیورنتینا به ضرب گلوله 3 طرفدار فیورنتینا در چند متری ورزشگاه ناپولی کشته شد. رسانه­های جهان این شب را «شب شرمندگی فوتبال ایتالیا نامیدند» (گینهوکس[16]، 2018). چهار نشانه اصلی هواداران افراطی یا همان اولتراها عبارت اند از (برچبول، دیمک و سیلر[17]، 2017):

  • هرگز در طول بازی از تشویق تیم دست برنمی‌دارند. آنها هیچ توجهی به نتیجه بازی ندارند و گاه شعارهایی بی‌ارتباط با فوتبال و در مدح گرایش سیاسی خود سر می‌دهند؛
  • هرگز روی سکوها نمی‌نشینند که به طعنه آنها را از این نظر «آرمیچر» می‌نامند؛
  • اولتراها در تمام دیدارها حضوری فعال دارند؛
  • اولتراها برای آنچه مقدس می‌پندارند، احترام ویژه‌ای قائل اند و هرگز بدون رعایت مسائل خاص مربوط به پاسداشت مقدساتشان، راهی ورزشگاه نمی‌شوند. هر گروه اولترا برای برخی بازیکنان تیم محبوب خود سرودهای جداگانه‌ای در نظر می‌گیرند. همان طور از سرودن زشت‌ترین شعارها در مورد بازیکنان تیم‌های رقیب هیچ ابایی ندارند.

در مورد همکاری با باشگاه نیز اولتراها اغلب نماینده ویژه‌ای دارند که با سطوح بالای مدیریتی هر باشگاه روابط نزدیک و خاصی دارد. گروهی دیگر از اولتراها، نماینده ثابتی جهت نظارت در فروش بلیت‌های فصل دارند. از سوی دیگر، باشگاه‌هایی وجود دارند که اولتراها را گروه‌های زائدی می‌دانند و برای آنها نقشی قائل نیستند. هرگاه یک باشگاه صاحب چند گروه هوادار اولترا شود، اغلب درگیری ایجاد شده و به همین سبب باشگاه‌های مختلف علاقه‌ای به گسترش همکاری با اولتراها ندارند (دورسی[18]، 2012). سال 2016 نیز فدراسیون فوتبال اسپانیا با تشکیل کمیته ضدخشونت و اعمال موارد 10 گانه سعی در کاهش اثرات مخرب این هواداران فوتبال کرد (برچبول و همکاران[19]، 2017). نفرت دو گروه با عملیات پارتیزانی گاه تبدیل به فجایع انسانی شده است. چندی پیش در یکی از ورزشگاه­های اسپانیا این شعار به چشم می‌خورد: «برای مردگان سایر گروه‌ها»؛ این قصه تکراری با کشته شدن یک هوادار سوسیه‌داد به‌دست «سور»[20] (گروه‌های افراطی هوادار رئال) که ارتباط ویژه‌ای با نئونازی‌ها دارند، صورت گرفت (شوماخر[21]، 2017).

در این میان، اگر روزگاری تعداد ورزشگاه­های با ظرفیت 50 هزار نفری در جهان از شمار انگشتان دست تجاوز نمی­کرد، امروزه چند صد ورزشگاه عظیم در سراسر دنیا احداث شده است که مکان­هایی برای گردهم آمدن دوستداران و طرفداران فوتبال محسوب می­شوند و کشور ایران نیز از این حیث مستثنی نیست (هاشمی و جوادی، 1386). ساخت ورزشگاه­های مدرن نقش جهان اصفهان، امام رضا (ع) مشهد و شهدای فولاد اهواز گواهی بر این مدعاست. آنچه در این بین مغفول مانده است، التهاب سکوهای ورزشگاه­های فوتبال در ایران است. تاریخچه خشونت و پرخاشگری در ورزش ایران، با ورزش فوتبال آغاز شد. در دهه 1340 مسابقات باشگاهی تهران در تب و تاب رقابت سه باشگاه شاهین، تاج و دارایی بود. رویارویی شاهین و تاج به نوعی نماد رویارویی دو ایدئولوژی و دو اندیشه متفاوت یعنی روشنفکری و نظامی­گری یا به تعبیری دو تیم مردمی و دولتی بود (رحمتی، 1386). نخستین درگیری جدی بین تماشاگران در مسابقه­های فوتبال در جریان دو بازی استقلال و پرسپولیس به­وقوع پیوست؛ جایی که در اواخر بازی و در حالی که نتیجه بازی با یک گل به سود استقلال پیش می رفت، طرفداران پرسپولیس به داخل زمین بازی هجوم آوردند و بازی نیمه تمام ماند (بهروش، 1397). در مسابقه ای دیگر در سال 1390 در استادیوم آزادی و در رقابت میان دو تیم داماش و پرسپولیس در حالی که تیم پرسپولیس تا دقیقه نود 3-2 از حریف خود عقب بود، داور بازی به­علت توهین و فحاشی بسیار زیاد هواداران بازی را قطع و کمیته انضباطی نتیجه بازی را 3-0 به سود داماش اعلام نمود. هواداران تیم که خود را «ارتش سرخ»[22] می­نامیدند، پس از این رای بارها به مدیران فدراسیون توهین نمودند. در نمونه­ای دیگر، بازی تراکتور و استقلال در سال 1390 و در تهران بود که پس از اتمام بازی با نتیجه 2-2، هواداران دو تیم در حین عبور از راهروهای خروجی با تخریب صندلی­ها و جایگاه، آنها را به وسط زمین پرتاب کردند که موجب جراحت چندین مامور انتظامی و هوادار گردید (کارگر و همکاران، 1390).

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.