این پرسشنامه از نوع فایل ورد و به همراه تمامی اطلاعات مربوط به نمره گذاری، تفسیر،و … در قالب جداول زیبا و آماده تکثیر ارائه گردیده است. پس از پرداخت موفق می توانید به صورت آنلاین اقدام به دانلود فایل مربوطه بپردازید.
هدف: بررسی نشانه های مازوخیسم (خودآزاری) در افراد
تعداد سوال: 17
شیوه نمره گذاری: دارد
تفسیر: دارد
منبع: محقق ساخته
نوع فایل: word 2007
همین الان دانلود کنید
قیمت: رایگان

تعریف خود آزاری :
در واقع خود آزاری هر نوع صدمه رساندن عمدی به بدن است که اثرات و یا علائم آن در بدن دیده می شود و در مواقع استرس و فشار عصبی صورت می گیرد.
انواع خود آزاری :
بریدن : بریدن یا خراشیدن بدن با هر شیء تیزی مثل چاقو ، سوزن ، تیغ و یا حتی ناخنگیر که معمولا” بروی پاها و بازوها انجام می گیرد چون زیر لباس است و دیده نمی شود.
داغ کردن :
سوزاندن بدن با یک چیز داغ و یا حتی سوزاندن از طریق اصطحکاک ! مثل کشیدن سریع و زیاد پاک کن روی بدن .
کندن پوست :
کندن پوست بدن و یا باز کردن زخم های قبلی ( dermatillomania ) ، حالت غیر عادی است که شخص تمایل به کندن پوست دارد و با ادامه این کاراین طور تصور می کند که استرس کاهش و احساس خوبی به او دست می دهد !
کندن مو ( trichotillomania ) :
یک ناهنجاری غیرعادی است که فرد دائما” میل به کندن موی خود دارد که بیشتر شبیه یک عادت می شود ، بیمار به طور نا خود آگاه تمایل به کندن موی قسمت های مختلف سر و بدن خود را دارد ، این کار باعث ایجاد طاسی در قسمت هایی از سر آنها بصورت تکه ای می شود که معمولا” این افراد با گذاشتن کلاه ، کلاه گیس و یا دستمال سر و روسری آن را می پوشانند. مصرف داروهای ضد افسردگی مثل آنافرانیل و … می تواند عامل تحریک کننده این ناهنجاری شود. از طریق مراکز روان درمانی و مشاوره می توان این حالت را کنترل کرد و فهمید که در چه مواقعی و چه احساساتی در فرد باعث بروز آن می شود. در این مراکز یاد می دهندکه چطور با جایگزین کردن رفتار و عادات مناسب به هنگام کندن مو بتوان آن را کنترل کرد.
از دیگر موارد خود آزاری می توان به موارد زیر اشاره کرد :
ضربه زدن : با چکش و وسایل دیگر ! ، شکستن استخوان ، سوراخ کردن ، … ( بیشتر این ناهنجاری ها در اثر توهم ایجاد می شوند. ) سوراخ کردن و خالکوبی به طور غیر عادی و زیاد که خود با وجود درد زیاد نوعی خود آزاری و شکنجه است ، مصرف مشروبات مضر و شیمیایی.
انحراف مازوخیسم یا شهوت خودآزاری، نقطهی مقابل انحراف جنسی سادیسم یا دیگرآزاری است. یك فرد سادیستیك ازآزار واذیت كردن دیگـــران لذت جنسی میبرد، اما یك انسان مبتلا به «مازوخیسم» از عذاب و شكنجهأی كه خودش متحمل میشود لذت جنسی كسب میكند.
افرادی كه به این نوع انحراف مبتلا هستند بشدت تمایل دارند كه چه به وسیلهی خود و چه از طرف دیگران، آزار ببینند یا حتی شكنجه شوند. كامیابی روانی این بیماران، جز با زجر و آزار دیدن حاصل نمیشود.
تمامی روانشناسان در دورههای مختلف، خوی تجاوز و تعدی یا به بیان دیگر غریزهی تخریب و مرگ را یكی از غرایز طبیعی افراد بشر و منشأ انحراف سادیسم دانستهاند. انحراف مازوخیسم یا خودآزاری نیز ریشه در همین غریزه دارد. با این تفاوت كه واكنشهای بیمار مبتلا به مازوخیسم با بیمار سادیست فرق میكند.
هنگامی كه تمایلات قهرآمیز غریزهی مرگ در عوامل روانی انسان حادث شد، از دو حال خارج نیست، یا انسان به پیروی از این غریزه به تخریب و شكستن اشیا و آزار دیگران می پردازد و به این ترتیب غریزهی خود را ارضا میكند یا اینكه محدودیتهای طبیعی و اجتماعی به او اجازهی این كار را نمیدهند؛ برای مثال طفل به دلخواه خود نمیتواند آنچه را كه در دسترسش قرار میگیرد بشكند و یا مثلاً سر گربه را از تنش جدا سازد. در این صورت غریزهی تخریب و مرگ به جای اینكه متوجه دنیای بیرون انسان شود، به درونش راه مییابد و خود انسان را هدف قرار میدهد و به این ترتیب، تمایلات قهرآمیزانسان به جای دیگران روی خود او پیاده میشود. به بیان دیگر انحراف مازوخیسم و سادیسم هر دو از یك منبع سرچشمه میگیرند ولی در مازوخیسم غریزهی تخریب و مرگ به جای اینكه روی دیگران عمل كند، بر خود بیمار مبتلا اثر میگذارد.
گروههای زیادی از مردم مبتلا به مازوخیسم هستند؛ مثلاً مرتاضان و یا افرادی كه در پارهأی موارد به استقبال مرگ میروند و یا اشخاصی كه در مواقع خطر و پیشآمدهای ناگوار و مصیبتبار، به جای اینكه برای رفع مشكلات خود تدابیر منطقیای بیندیشند، خود را هلاك می كنند. بعضی از مبتلایان به مازوخیسم نیز، دراین موارد، در واقع قصد انتقامجویی و یا كشتن دیگران را دارند. این _ نوع سادیسمی ارضای غریزه _ اما به جای این كار، خود را از بین میبرند.
● انواع مازوخیسم:
▪ انحراف مازوخیسم را از نظر شدت و ضعف به سه دسته تقسیم كردهاند:
▪ مازوخیسم روانی، مازوخیسم احساساتی و مازوخیسم جسمی یا فیزیولوژیكی.
توجه به این نكته ضروری است كه به طور معمول، حالات مذكور تا حدودی در زندگی جنسی افراد بشر وجود دارند، و تا هنگامی كه جنبهی عادی داشته، ازحد و مرز معمولی تجاوز نكنند، امری كاملاً طبیعی به شمار میروند اما اگر به صورتهای شدید و خاص یا به عبارت دیگر انحرافی جلوه كنند و یا بتدریج به صورت عادت درآیند، وجود انحراف را محقق میسازند.
● مازوخیسم روانی
مازوخیسم روانی حالتی است كه در زندگی جنسی عادی مردم دیده میشود. بعضی افراد در زندگی جنسی، خود را ازهر لحاظ در اختیار فرد محبوب خویش قرار میدهند و هر نوع خفتی را كه از طرف وی به آنها تحمیل شود، میپذیرند. چنین رابطهی جنسیای بین زن و مرد را میتوان طبیعی و عادی دانست، اما اگر روابط از این مرز تجاوز كند و جنبهی ارباب وغلامی پیدا كند و یكی از طرفین تا حدی كه بردهای از اربابش اطاعت و فرمانبرداری میكند، بندهوار خواستهای طرف مقابلش را اجابت كند، میتوان گفت كه به انحراف مازوخیسم روانی دچار شده است.
مبتلایان به این نوع مازوخیسم، جز دشنام و خفت و خواری چیزی نمیطلبند و زخم زبان، اهانت و ناسزا آنها را به اوج لذت جنسی میرساند.
مازوخیستهای روانی، تا زمانی كه از كسی دشنام نشنیدهاند یا شخصی آنها را تحقیر نكرده است، ناراحت و ناآرامند. البته باید توجه داشت كه این نوع مبتلایان هنگام آمیزش جنسی، میلی به تحمل آزار ندارند بلكه از شنیدن كلمات ركیك و اهــانت آور، لذت می برند. بسیاری از زنان جوان و تحصیلكرده و برومندی كه با مردانی به مراتب پستتر از خود ازدواج میكنند و یا به مردان درشت و قویهیكل گرایش دارند، مبتلا به مازوخیسم روانی هستند. این زنان در برابر قویهیكل بودن مرد كه صفتی به اصطلاح بارز به شمار میرود، كلیهی معایب و نقایص اخلاقی و ذاتی او را بسادگی نادیده میگیرند.
به طوركلی می توان گفت كه منحرف مازوخیست، یك انسان خفتطلب واهانتجو است و به هر ترتیبی كه بتواند خود را به دیگری تسلیم میكند و بدون قید و شرط در اختیار او قرار میگیرد تا تمایلات روانی و انحرافی خود را اقناع كند. هرشفلد مثال جالبی در این مورد دارد.
او گزارش میدهد كه زن جوانی در زمان جنگ، یك زندانی فرانسوی را برای مدت هشت ماه در اتاقش مخفی كرده و خود را بدون قید و شرط ، برای انجام هر نوع عمل جنسی دراختیار وی گذاشته بوده است. تحقیقات بعدی نشان میدهد كه این زن دارای عنن كامل بوده و تنها دلیل تسلیم بدون قید وشرط او به زندانی فرانسوی، انحراف مازوخیسم وی و شعف و نشأت جنسیای بوده كه از این راه به آن دست مییافته است.
● مازوخیسم احساساتی
بعضی از افراد مبتلا به مازوخیسم كه معمولأ كمرو، جاهل و بیسواد هم هستند، از آشكار شدن انحراف خویش خودداری میكنند و به درون خود پناه میبرند. این افراد می كوشند با تجسم صحنههای مختلف مازوخیسم از راه فكر و خیال، تمایلات غیرعادی خود را ارضا كنند. این دسته از منحرفان مازوخیسم را مازوخیسمهای احساساتی و انحراف آنها را مازوخیسم احساساتی گویند.
● مازوخیسم فیزیولوژیكی
مازوخیسم فیزیولوژیكی كه حادترین و واقعیترین وجه مازوخیسم است حالتی است كه انسان را وامیدارد تا از احساس درد و رنج، لذت ببرد و بدن خود را با اشتیاق درمعرض زجر و درد و عذاب قرار دهد. برای شخصی كه به انحراف مازوخیسم فیزیولوژیكی مبتلاست، درد مفهوم خود را از دست داده و حتی لذت و شعف میشود. مبتلایان به این نوع مازوخیسم كه تعدادشان از مبتلایان به دو نوع دیگر بیشتر است، از آزارهای بدنی مانند شكنجه، پاره شدن پوست و گوشت و یا سوختن بدنشان لذت می برند و چنانچه اقدامی برای درمان آنها صورت نگیرد، سرانجام خود را هلاك خواهند ساخت.
● ارضای تمایلات مازوخیستی به وسیله حواس لامسه
شخص مبتلا به مازوخیست فیزیولوژیكی، ابتدا به وسیلهی حس بویایی و چشایی خود، لبهای شریك جنسیاش را به طور عادی میبوید و با زبان آنها را لمس میكند، ولی بتدریج وارد مرز اعمال انحرافی میشود و به بوییدن مواضع جنسی و مزه كردن آنها و حتی خوردن فضولات بدن شریك جنسی خود میپردازد.
● ارضای تمایلات مازوخیستی به وسیله حواس بینایی و شنوایی
شخص مازوخیست میل شدیدی به مشاهدهی اعضای لخت بدن شریك جنسیاش دارد و از شنیدن حرفهای اهانتآمیز و فحشهای ركیك در هنگام آمیزش جنسی لذت میبرد. در واقع همانقدر كه مبتلا به انحراف سادیسم از ادای كلمات توهینآمیز لذت میبرد، مبتلا به مازوخیسم از شنیدن این كلمات به شعف روانی میرسد.