پرسشنامه استاندارد گرایش به بازار (کریمی و همکاران، 1391)

این پرسشنامه استاندارد از نوع فایل ورد و به همراه تمامی اطلاعات مربوط به نمره گذاری، تفسیر، روایی و پایایی و … در قالب جداول زیبا و آماده تکثیر ارائه گردیده است. پس از پرداخت موفق می توانید به صورت آنلاین اقدام به دانلود فایل مربوطه بپردازید.

هدف: ارزیابی میزان گرایش به بازار (بازار محوری)

تعداد سوال: 10

تعداد بعد: 1

شیوه نمره گذاری: دارد

روایی و پایایی: دارد

منابع: دارد

نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 1800 تومان

خرید فایل

پرسشنامه استاندارد گرایش به بازار (کریمی و همکاران، 1391)

تعریف بازارمحوری

بازارمحوری را می توان به عنوان مرحله ای از بالندگی سازمان، یا به عنوان سطحی كه انعكاس دهنده بلوغ سازمانی است، تعریف نمود. كاتلر به بازارمحوری به عنوان مرحله نهایی توسعه یك سازمان بازرگانی نگاه كرده است و معتقد است كه گرایش بازار در امتداد توسعه گرایش های مختلف بازرگانی بوجود آمده است. بازارمحوری بر پایه تفكر بازاریابی ایجاد شده است و تفكر بازاریابی زیربنای فلسفی آن را تشكیل میدهد. به هر حال تفكر بازاریابی به عنوان یك بنیان و شالوده فلسفی كافی نیست، زیرا بازارمحوری نه فقط بر مشتریان، بلكه علاوه بر آن بر روی رقبا، مباحث سازمانی متفاوت و عوامل متعدد بیرونی كه بر نیازها و ترجیحات مشتریان نیز موثر است، تمركز میكند. به طور كلی بازارمحوری عبارت است از فرهنگ سازمانی كه بصورت بسیار كارا و اثر بخش به خلق رفتارهایی می پردازد كه به منظور خلق ارزش های افزونتر برای مشتریان در نتیجه ارتقای عملكرد تجاری شركت لازم و ضروری است. با وجود آنكه مفهوم بازارمحوری برای اولین بار در دهه 1950 مطرح گردید اما از دهه 1980 پیشرفت قابل توجهی در توسعه مفهوم بازارمحوری صورت گرفته، تلاشهای تحلیلی بسیاری صرف تعریف، مفهومسازی و عملیاتی كردن آن شده است.

شرکت های بازار محور با انجام تحقیقات بازاریابی جامع، به دنبال شناخت کامل نیازهای فعلی مشتریان خود هستند. آنها این کار را از طریق ایجاد چرخه‌های اعتبار سنجی متعدد به همراه مستندسازی های گسترده الزامات و نوشتن جزئیات ویژگیها و اشکال و مزایا محصولات انجام می‌دهند. این فرایند دشوار از طریق ایجاد حلقه های متعدد آزمون و خطا ، تا شناسایی یک محصول یا خدمت متمایز ادامه می‌یابد. این فرایند تنها در بازارهای بخش‌بندی شده ، شناخته شده و ایستا پاسخگو است، نظیر آنچه که شرکت پروکتر و کمپل ، برای بیشتر محصولاتش مورد استفاده قرار داده است .

اما شرکت های راهبر بازار  با نگاه به آینده و نادیده گرفتن تفکرات سنتی و نورمهای صنعت ، اقدام به توسعه محصولات خود می‌نمایند. این شرکتها مشتاقانه به دنبال نوآوری جهت خلق ارزشهای جدید برای مشتریان خود هستند. همچنین این شرکت ها ماموریت خود را ساخت شبکه ارزش منحصر به فرد و حضور در یک اکوسیستم کسب و کار بزرگتر از طریق ایجاد مدلهای خلاقانه تجاری و تکنولوژیکی می دانند. به عنوان نمونه بازر می توان به شرکت اپل اشاره کرد که با آی پد و آی تونز، توانست  شبکه ارزشی را در اکوسیستم کسب و کار ایجاد نماید.

در ذیل ویژگیهای استراتژی های شرکت های بازار محور(Market-driven) و شرکت های راهبر بازار ( Market-driving) را با هم مقایسه می نماییم :

1-شرکت‌های راهبر بازار کنشی هستند به این معنی که با خلق ارزش های جدید برای مشتریان خود، آنها را شگفت زده می نمایند، در حالیکه شرکتهای بازار محور ، واکنشی بوده بدین معنی که تنها به دنبال پاسخ به تقاضای ایجاد شده حاصل از نیاز مشتری به محصولات شرکت می‌باشند.

2- شرکت‌های راهبر بازار با نوآوری، منجر به بهبود ریشه ای و بنیادی در کیفیت زندگی مصرف کنندگان خود می گردند، در حالیکه شرکت‌های بازارمحور به دنبال افزایش اشکال متدهای موجود هستند .

3- شرکت‌های راهبر بازار برای مشکلات پیچیده مشتریان خود راه‌حل‌های خلاقانه ارائه می دهند، در حالیکه شرکت های بازارمحور پاسخ‌های نامشخصی برای پرسشهای مصرف کنندگان ارائه می‌دهند.

4- شرکت‌های راهبر بازار برای جلب رضایت مشتریان خود ارزشهای فراوانی را خلق می کنند، در حالیکه شرکت های بازارمحور ، در نتیجه شرایط حاکم بررقابت تنها قادر به ارائه اشکال قابل انتظاری از محصولات و ارزش ها برای مشتریان خود  هستند.

5- شرکت های راهبر بازار توانایی ترکیب نگاه بصیرانه و نگاه استراتژیک را به بازار بصورت توامان دارند، در حالیکه شرکت های بازارمحور فاقد انعطاف لازم در این زمینه بوده به نحویکه حتی قادر نیستند تصمیمات پیشین خود را در حضور دلایل موجه کنونی اصلاح نمایند.

6- شرکت های راهبر بازار به دلیل قابلیت عکس العمل سریع دارای مزیت رقابتی هستند، در حالیکه شرکتهای بازارمحور به دلیل کندی در ارائه عکس العمل هایشان ، به عنوان شرکتهای تجربه گرا  شناخته شده و با آزمون و خطا مسائل پیش رو را حل می نمایند.

7- شرکت های راهبر بازار قابلیت پذیرش بالای ریسک را دارند، در حالیکه شرکت های بازارمحور با تحمل ریسک کمتر ، تلاش می کنند هر فعالیت خود را از طریق انجام تحقیقات بازار و تجزیه و تحلیل کامل شرایط  به پیش ببرند.

8- شرکت های راهبر بازار در ارائه تعریفی روشن از ارزش های حاصل از مدل تجاری جدید خود به مشتریان شفاف هستند، در حالیکه شرکت‌های بازارمحور در ارائه تعریفی روشن از جایگاه و ارزشهای خود سردرگم هستند .

9- شرکت های راهبر بازار در ایجاد منظم بازارهای جدید و درحال رشد، بسیار فعال پویا هستند، در حالیکه شرکتهای بازارمحور به دلیل تفکر ایستا، تنها قادر به پاسخگویی به بازارهای موجود فعلی هستند .

لذا برای تبدیل شدن به یک شرکت راهبر بازار باید متعهد به اعمال تغییراتی در سازمان خود باشید. این فرایند انتقال نیازمند تغییر در فرهنگ سازمان است. برای تبدیل شدن به راهبر بازار شما نیاز به افراد مناسب، رهبر مناسب و تمایل به انجام تغییرات دشوار در سازمان خود دارید. تمایل به تبدیل شدن به راهبر بازار باید از بالای سازمان نشات بگیرد. رهبر با ایجاد ارتباطات و تصویری شفاف از آنچه که می خواهد سازمانش به آن تبدیل گردد و با ارائه یک استراتژی فراگیر و نظارت مستمر و مدیریت کارکنان در سراسر سازمان ، حرکت به سوی تبدیل شدن به راهبر بازار را هدایت و راهبری نماید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.